• بازدید : 40 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب pdfتهیه شده وشامل موارد زیر است:

بازیهای رایانه ای امروزه بخش لاینفک نظام تفریحی کودکان و نوجوانان ما شده اند. اگر دیروز پسران ما در کوچه و خیابان دور هم جمع می شدند و فوتبال گل کوچک، هفت سنگ و یا بازی های دسته جمعی دیگری نظیر ” زو” ، ” گانیه” و حتی تیله بازی می کردند و  مهارت ارتباطات اجتماعی را فرا می گرفتند؛ اگر دیروز دختران ما در قالب ” خاله بازی”، ” یه قل دو قول”، ” کش بازی”، ” لی لی ” و سایر بازی های گروهی، فنون رابطه سالم با دیگران را می آموختند؛ امروز همه کودکان و نوجوانان پای مونیتورها و تبلت های رایانه ای نشسته اند و حاضر نیستند با هیچ یک از هم سن و سالان خود رابطه برقرار کنند.
لازم نیست در مورد عواقب این انزوای اجتماعی صحبت کنیم، زیرا به خوبی می توان شواهد آن را در راهروهای دادگاه خانواده مشاهده کرد.
جوانانی که تجربه ارتباط سالم و عادلانه با هم نوع خود را ندارند و از هر فرصتی برای بازگشت به دوران تجرد و انزوا استقبال می کنند. حتی اگر این فرصت به قیمت ثبت طلاق زناشویی در زندگی آنها باشد!
فناوری‌های جدید ارتباطی و رسانه های نوین، زندگی امروز ما را آسان تر از زندگی نسل های قبلی کرده است. اجداد ما برای با خبر شدن از احوالِ بستگان و دوستان خود در نقاط دوردست  ناچار به تحمل رنج سفر و یا ارسال قاصد بودند که گاهی این سفرها و رفت و برگشت قاصد، هفته ها و ماهها به طول می انجامید.

دشواری رابطه میان افرادی که در فاصله دوری ازهم زندگی می کردند، سبب می شد تا آنها معمولاً از یکدیگر بی خبر باشند و یا حداکثر از تغییرات عمده در زندگی همدیگر نظیر ازدواج کردن، حج رفتن، بچه دارشدن و یا وفات یکدیگر مُطَّلِع شوند. اما اکنون شرایط نسبت به گذشته تغییر کرده و ارتباطات ساده تر شده است.

کافی است اراده کنیم و در چشم برهم‌زدنی با خانواده‌هایمان از هزاران فرسنگ‌ دورتر صحبت کنیم و تصویرشان را ببینیم و با آنها گپ بزنیم. کافی است با لمس یک دگمه به دوستانمان در “فیس بوک” و “لینکدین” پیام دهیم و یا با آنها در “وایبر” و “واتس‌آپ” سخن بگوییم و از حال و روزشان باخبر شویم. ازدواج یا تولدفرزندشان را تبریک بگوییم، از خرید خانه و خودرویشان خوشحال و احتمالا از شنیدن مشکلاتشان دلگیر شویم.

 این راحتی در ارتباطات گسترده با اقصی نقاط دنیا را مدیون اختراع فناوری های جدید ارتباطی و استفاده از رسانه های نوین هستیم؛ اما همین فناوری‌های خوب همانند چاقویی دو لبه هستند که اگر با ویژگی های آنها آشنا نباشیم و یا فرهنگ استفاده سالم از آنها را ندانیم، ممکن است به جان زندگی و خانواده‌مان بیفتند. امروز دسترسی آسان به رسانه های نوین نظیر گیرنده های ماهواره ای و یا فناوری های جدید ارتباطی نظیر تلفن همراه، بلوتوث، سایت های اینترنتی، وایبر، واتس آپ  و …، اگرچه تبادل اطلاعات و تجارب را میان مردم دنیا از زن و مرد گرفته تا پیر و جوان آسان کرده و بدون شک موجب افزایش آگاهی ها و ارتقای دانش عمومی آنها شده است ، ولی در بسیاری از موارد به دلیل نادیده گرفتن خطوط قرمز و بی توجهی به فرهنگ صحیح استفاده از این وسایل، نهاد خانواده های سنتی نشانه گرفته شده و روابط سالم میان افراد جامعه  دچار ضعف و بیماری شده است.

در این میان جوانان که به طور طبیعی گرایش بیشتری نسبت به استفاده از رسانه های نوین برای ارتباط با یکدیگر دارند، آسیب های بیشتری می بینند و همین نسل آسیب دیده در آینده، جامعه را با مشکلات اجتماعی فراوانی نظیر طلاق زناشویی، بی مبالاتی و عدم مسئولیت پذیری، تنبلی و رخوت در انجام امور روزمره، ناتوانی در ارتباط حضوری با سایر افراد جامعه و مشکلات دیگری از این دست روبرو خواهد کرد.

فرزندان ما معمولاً از طریق همین رسانه های نوین به جای رابطه سالم با دوستان شناخته شده و افراد مورد وثوق و دریافت اطلاعات مفید، درگیر ارتباط تصادفی با افراد غریبه ای می شوند که بنیاد فکری و جسمی آنها را نابود کرده و آینده آنها را تباه می کنند.

 امروزه آسیب‌های ناشی ازاستفاده غلط فناوری‌های جدید ارتباطی کمتر از اعتیاد به مواد مخدر و ارتکاب به جرایم اجتماعی نیست. حتی برخی معتقدند که فناوری های نوین ارتباطی بر خلاف تصور عمومی بزرگترین مانع توسعه ارتباطات سالم انسانی هستند و به مرور باعث فروپاشی ارتباطات اجتاعی خواهند شد. در هرصورت نمی توان انکار کرد که بی‌توجهی و بی‌مسئولیتی در قبال سایر اعضای خانواده، حضور افراد غریبه‌ در حریم خصوصی زندگی، چشم و همچشمی، مصرف گرایی، عادت به انتشار اخبار دروغ و شایعات بی‌اساس که نگرانی و ترس را در جانمان می‌ریزد، دوست‌یابی‌های خطرناک، روابط بی‌پایه و اساس و … از آسیب‌هایی است که به دلیل نبود فرهنگ استفاده صحیح و قانونمندانه از ابزارهای جدید فناوری بر ما و خانواده وارد می‌شود.

برای کاهش این قبیل لطمات جبران ناپذیر، راه حل منطقی “دوری از رسانه های نوین و فناوری های جدید ارتباطی و تحریم آنها ” نیست! مطمئن باشید که سرعت انتشار اطلاعات و قدرت نفوذ این قبیل رسانه ها بیشتر از توان محدود سازی ماست و چه بسا همین محدودکردن ها باعث گرایش بیشتر فرزندان ما به استفاده مخفیانه از وسایل مذکور شود. اگر می خواهید با چاقو دست خود را نبُرید، نباید قید استفاده از آن را بزنید و هرگز سراغ هیچ وسیله بُرّنده ای نروید. راه حل خوب و مطمئن شناخت لبه تیز چاقو و گرفتن آن از قسمت دسته است.

در مورد فناوری های جدید ارتباطی و رسانه های نوین نیز بهترین راه برای استفاده مطلوب و سالم، شناخت ویژگی های این رسانه ها و کاربرد صحیح از آنها در زندگی روزمره است. به این سطح از آگاهی ایمنی دهنده نسبت به رسانه های نوین اصطلاحاً “سواد رسانه ای” می گویند.

تعریف سواد رسانه ای و اهمیت آن

 صاحب نظران علوم اجتماعی معتقدند که آگاهی ها و اطلاعاتی که انسانها از محیط اطراف دریافت می کنند و به شکل سواد در آنها نهادینه و محفوظ می ماند بر ۳ گونه است:

الف- سواد کلاسیک

مجموعه ای از ادبیات، علوم، فنون، هنرها و  آگاهی های نظری و عملی که در خانه، مدرسه یا دانشگاه به ما آموزش داده می شود، جزو سواد کلاسیک هستند. این نوع آگاهی ها شامل تمامی اطلاعات ریاضی، تاریخی، جغرافیایی، زیستی، ادبی، هنری، ورزشی، فلسفی و غیره می شود که در کتاب های درسی نوشته شده اند و یا ما آنها را در محیط پیرامون خود یادمی گیریم. تا سه دهه پیش آگاهی از این اطلاعات به عنوان مهمترین سطح سواد و دانش قلمداد می شد ولی اکنون داشتن عنواین تحصیلی نظیر  دکترا یا مهندسی و یا حتی مطالعه صدها عنوان کتاب یک سواد برتر محسوب نمی شود. هرچند که دستیابی به سطوح بالاتر سواد و توانایی های علمی مستلزم ، داشتن سواد کلاسیک است.

ب- سواد دیجیتال (رقومی)

دستگاه هایی مانند ماشین حساب، کامپیوتر( رایانه)، موبایل ( تلفن همراه)، فاکس (نمابر)، دی.وی.دی پلیر( پخش کننده های صوتی و تصویری) و غیره که از مدارهای پیچیده الکترونیکی ساخته شده اند و به روش محاسبات دیجیتالی (رقومی) برنامه ریزی شده اند، جزو ابزارهای الکترونیک دیجیتال محسوب می شوند.

توانایی استفاده، برنامه نویسی و تعمیر این نوع ابزارهای ارتباطات الکترونیکی را سواد دیجیتال یا رقومی می گویند. مسلماً این سطح از سواد و دانایی بسیار بالاتر از سطح سواد کلاسیک است که خوشبختانه نسل جدید و نوجوانان ما در فراگیری این علوم بسیار پیشرو تر از والدین خود هستند. این یک واقعیت است که نوجوانان سواد دیجیتالی بالاتری نسبت به والدین خود دارند که البته همین تفاوت سطح آگاهی منشا بروز مشکلات اجتماعی نظیر “شکاف اطلاعاتی” میان فرزندان و والدین در خانواده و همچنین از هم گسیختگی روابط اجتماعی و تبدیل آنها به روابط فردی در جامعه شده است. به همین دلیل برخی معتقدند که دستیابی به این سطح از سواد و توانایی علمی نمی تواند تضمین مناسبی برای پیشرفت انسانها و  خوشبختی آنها باشد.

ج- سواد رسانه ای

این بالاترین سطح از دانش و توانایی های علمی  است که به افراد جامعه  می آموزد تا چگونه از محیط پیرامون خود اطلاعات صحیح کسب کنند و از همین اطلاعات سالم برای رابطه سالم با محیط اطراف استفاده ببرند.  درواقع سواد رسانه ای، توانایی علمی استفاده از تمامی رسانه های ارتباطی و شناخت مزایا و معایب هریک و نحوه بکارگیری اطلاعات کسب شده از آنها در زندگی است. سواد رسانه ای به ما این توانایی را می دهد تا قبل از بکارگیری اطلاعات دریافتی از محیط پیرامون، به انگیزه انتشار آنها در جامعه فکر کنیم و اهداف و نتایج استفاده از آنها را مورد بررسی قرار دهیم.

به عنوان مثال اگر بتوانیم هدف از انتشار یک پیام کوتاه در یک سایت اینترنتی  را دریابیم و عواقب انتشار یا الگو گرفتن از آن را  درک کنیم، دارای سواد رسانه ای هستیم. سواد رسانه ای نوعی حفاظ امنیتی برای استفاده کنندگان از ابزار دیجیتال و  رسانه های کلاسیک است تا فقط اطلاعات مفید و به درد بخور این رسانه ها را دریافت کنند و در برابر آثار منفی فناوری های نوین ارتباطی ایمن بمانند.  در عین حال سواد رسانه ای به مردم این توانایی را می دهد تا چگونه از ابزارهای نوین ارتباطی برای تحکیم روابط  با دیگران استفاده کنند.

برای دستیابی به این سطح از توانایی های علمی باید سواد کلاسیک و دیجیتال بالایی داشت و درعین حال رسانه ها و  نحوه عملکرد هریک را شناخت.

در مورد راههای کاهش آثار منفی استفاده از وسایل نوین ارتباطی باز هم  صحبت خواهم کرد.
یکی از عوامل موثر در ارتباطات سالم انسانی ، اعتماد افراد به مخاطبین خود است .

 تصور کنید که بازیگر یک مسابقه فوتبال هستید و تیم شما برای راهیابی به مرحله بالاتر، بازی بسیار حساسی را با تیم مقابل خود آغاز کرده است .

کوچکترین اشتباه از سوی هریک از بازیکنان ممکن است به باخت تیم بیانجامد و استرس شدید حاکم بر مسابقات سبب شده تا بهترین بازکنان هم نتوانند آنگونه که باید و شاید تکنیک های فردی خود را به اجرا گذارند .

در این شرایط سخت و اضطراب آور ، ارتکاب اشتباهات غیر عمدی از سوی هریک از بازیکنان کاملا عادی است .

در چنین شرایطی اگر مربی تیم به علت ارتکاب اشتباه از سوی بازیکنان آنان را مورد انتقاد و سرزنش قرار دهد و یا اگر به استعدادهای تیمی خود اعتماد نکند ، بطور قطع حکم باخت و حذف تیم خود را امضا کرده است و برعکس اگر با آرامش و امیدواری به داشته های تیمی خود اتکا کند و از تمامی بازیکنان انتظار یک بازی روان و منطقی را داشته باشد ، شانس پیروزی تمش را در برابر حریف صد چندان کرده است .

ارتباطات انسانی نیز دقیقا همانند یک بازی حساس فوتبال است ، با همان استرس ها و دلشوره ها

کافیست طرفین ارتباط به یکدیگر اعتماد نکنند و یا با رفتار اضطراب زا نظیر سرزنش های تند و تهدید ، اتکای به نفس را از یکدیگر بگیرند ، بدیهی است فرجام چنین ارتباطی چیست !!

اما اگر به طرف مقابل خود اعتماد کنیم و اجازه دهیم تا او در محیطی آرام و به دور از تهدید و اضطراب برای بهبود روابط دو جانبه تلاش کند ، مسلما شانس موفقیت او در ایجاد رابطه سالم را صد چندان کرده ایم.
  • بازدید : 42 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در بازپردازى و تحول افكار سياسى اهل سنت، نقش تعيين كننده دارند. طبق اين تحليل، 
ساختار زندگى عمومى در هر زمانه كه در ناخودآگاه قدرت تجلى مى‏كنند، نه تنها 
انديشه‏هاى سياسى هر دوره را تحت تأثير قرار مى‏دهند، بلكه حتى مبانى كلامى متناسب 
با آن را باز توليد و سامان مى‏دهند. 
برخلاف ديدگاه فوق، نظريه ديگرى كه تا حدودى سنتى و مانوس است به مبانى 
كلامى اصالت بيش‏ترى مى‏دهند و شرايط تاريخى يا ناخودآگاه زمان را به عوامل 
غير عمده و درجه دوم تقليل و تحويل مى‏كنند. به نظر مى‏رسد كه اين نوع از بررسى‏ها، 
چهارچوبه‏هاى فكرى را بيش از حد واقع متصلب و انعطاف‏ناپذير تلقى مى‏كنند.[۲] كوشش 
ما در اين مقاله استفاده از لوازم معرفتى و روش شناختى هردو ديدگاه فوق در بررسى مبانى 
انديشه‏هاى جديد اهل سنت مى‏باشد. ابتدا مختصات دوران‏هاى سه‏گانه تاريخ انديشه 
سياسى اهل سنت را مورد اشاره قرار مى‏دهيم
اين دوره كه با رحلت پيامبر بزرگ اسلام(ص) و شكل‏گيرى خلافت مدينه آغاز مى‏شود، دورانى 
است كه انديشه و عمل سياسى مسلمانان با استناد به نصوص و سيره هدايت مى‏شود. مهم‏ترين 
ويژگى اين مرحله از تاريخ تفكر مسلمين، فقدان يك منظومه يا نظريه سياسى منسجم، و نقش 
برجسته صحابه در داورى نهايى منازعات و تصميمات سياسى است. افكار عمومى تقريباً بر 
محور صحابه دور مى‏زد و اظهارنظرها و مواضع آنان ملاك نهايى مشروعيت حاكمان بود.[۳] 
قطع‏نظر از مبانى متأخرى كه در باب عدالت صحابه و با ملاحظات ويژه‏اى تدوين 
شده‏اند، صحابه پيامبر(ص) در اين دوران احترام و جايگاه تعيين كننده‏اى در عرصه 
سياسى و زندگى عمومى مسلمين داشتند. چنين جايگاهى درواقع، مقبول خاص و عام، 
و فرمانروا و فرمانبردار بود. امام على بن ابى طالب(ع) آنان را با عنوان اهل شورا معرفى 
مى‏كند و خطاب به فرمانرواى نافرمان شام مى‏فرمايد
هر چند عبارت فوق در نظر بسيارى از نويسندگان شيعى، از مصاديق «الزموهم بما 
الزموا به انفسهم» تلقى شده است. اما گفتار امام(ع)، قطع‏نظر از مبانى مذهبى متفاوت، 
بيانگر نقش تعيين كننده صحابه در معادلات سياسى اين دوره است. 
اهل سنت، چنان‏كه اشاره خواهيم كرد، تفاسير متفاوتى در باب علل و سرشت اين 
مسئله، يعنى جايگاه ويژه صحابه و اهل شورا دارند [۵]، نظريه‏ها و نظريه پردازان دوران دوم 
تفكر اهل سنت، با حفظ مبناى مهمى كه توسط ابوالحسن اشعرى در باب عدالت صحابه 
تأسيس شده بود، عمل و مواضع سياسى صحابه را كاشف از ولايت حاكم اصلح و نه 
لزوماً افضل- مى‏دانستند و طبق اين تفسير، شوراى پس از تعيين خليفه را به گونه‏اى كمك 
فكرى خليفه و به هر حال التزام به آن را غير واجب مى‏ديدند. اما برخلاف، اين ديدگاه كه 
ولايت خليفه را مورد تأكيد قرار مى‏دادند و التزام خليفه به نظر صحابه را غيرواجب 
مى‏دانستند، متفكران متعلق به دوران سوم، خليفه را نه ولى بلكه وكيل صحابه و اهل شورا 
تلقى مى كنند و با قول به وجوب شورا، حاكم اسلامى را ملزم به تصميمات برآمده از شور 
صحابه مى‏نمايند. به هرحال، طبق نظر اين انديشمندان، اگر ولايتى هم وجود دارد، 
بالاصالة از آن اهل شورا است و درست به همين لحاظ است كه خداوند هرگز پيامبر خود را 
مأمور به تعيين خليفه نكرده، و بلكه، برعكس، رسول الله(ص) طبق مفاد دليل شورا ملزم 
بوده كه سياست امت را به خود آنان واگذارد. 
به هرحال، اشارات ما به ديدگاه‏هاى مذهبى در اين جا صرفاً به منظور تأكيد بر جايگاه 
صحابه در دولت‏هاى نص‏گراى مدينه و به عنوان يك امر واقع است. فراتر از تحليل‏هاى 
مذهبى و كلامى، ديدگاه‏هاى ديگرى نيز در توضيح اهميت صحابه ارائه شده است. حميد 
ربّانى در كتاب خود تحت عنوان اقتدار در اسلام، احترام صحابه را منبعث از احترام 
كاريزمايى پيامبر(ص) دانسته و بدين ترتيب، ضمن استخدام الگوى كاريزماى وبرى، 
گرايش مردم به صحابه را ناشى از تعلّق خاطر مسلمين صدر اسلام نسبت به شخصيت ويژه 
پيامبر(ص) مى داند. اساس اين نوع بررسى‏ها روان شناسانه است.[۶] 
برداشت ديگرى نيز وجود دارد كه تا حدودى به تحليل‏هاى ساختارگرايانه توجه دارد. 
طبق اين نظريه‏ها جايگاه صحابه در دولت مدينه، ادامه سنتى است كه قبايل جاهلى در 
رابطه بين افراد قبيله با شيوخ و سادات داشتند. در سنت عربى به اين بزرگان با عنوان 
«سيد» و يا «شرفاء» و «وجوه» قبايل عرب اشاره و خطاب مى‏كردند.[۷] 
اشاره به اين مطلب شايد خالى از فايده نباشد كه صحابه النبى(ص) على رغم تشابه 
موقعيت، تفاوت‏هاى قابل توجهى با «شرفاء» عرب جاهلى داشتند، يكى از اين تفاوت‏ها 
به شقاق و اختلافى برمى‏گردد كه برخلاف شرفاى جاهلى در ميان صحابه النّبى(ص) نقش 
برجسته و دوران سازى داشت[۸]. اين شقاق و اختلاف كه از حادثه سقيفه برخاسته بود، 
به تدريج گسترده شد و به معركه احاديث و آرا بدل گشت.[۹] 
بدين ترتيب، سقيفه بنى ساعده اختلافات تاريخى اعراب قحطانى و عدنانى، مدنى و 
كلى، انصار و مهاجر، و سرانجام منازعات درونى قريش را تشديد نمود. اين منازعات 
نهايتاً در آل عبدمناف و بنى‏اميه و بنى‏هاشم متمركز گرديد. نتيجه مهم اين مناقشات تقسيم 
و تفرق صحابه و قرارگرفتن آنان در مواضع سياسى متعارض بود. متعاقب اين امر، 
احاديث و سيره نبوى نيز يك‏پارچگى خود را از دست داد و علاوه بر تفسيرها و 
دسته‏بندى‏هاى متفاوت، دچار افزودگى‏ها و تحريفات گرديد.[۱۰] 
در چنين وضعيتى، به نظر مى‏رسيد كه دور نص‏گرايى سياسى و به ويژه جايگاه سياسى 
صحابه به سر آمده است. مناقشات سياسى زمان خلافت امام على‏ابن ابى‏طالب(ع) كه خود 
نتيجه اين وضعيت بود، موجبات تشديد شكاف‏ها و افول تدريجى موقعيت صحابه در انظار 
و افكار عمومى گرديد. جنگ صفين كه در تاريخ‏نگارى اسلامى به عنوان «فتنه اكبر» ناميده 
شده است، پايان نقش سياسى-اجتماعى صحابه، و ترور امام على(ع)، پايان دوران اول 
حيات فكرى سياسى مسلمانان را رقم زد. پرسش‏هاى برخاسته از اين وضعيت، به ناگزير، 
مقدمات نخستين نظريه‏سازيها در باب نظام سياسى اسلام را تدارك نمودند. در سطور آتى 
مبانى تاريخى و كلامى اين تحول را بررسى مى‏كنيم. 
  • بازدید : 44 views
  • بدون نظر
این فایل در ۹۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

فصل اول :‌  كليات 
كه شامل دو بخش است ، ابتدا زندگي نامه مؤلف براساس منابع موجود گزارش شده و در بخش دوم منابع مورد استناد مفسر و سپس توصيف از روش ‹‹  احسن الحديث ›› ارائه گرديده است . 
فصل دوم  :  
 از مباني ، روش و گرايش هاي تفسيري سخن گفته ايم كه اصلي ترين و محوري ترين فصل تحقيق است و شامل سه بخش مي شود :‌  
بخش اول مربوط به مباني تفسيري احسن الحديث است و ابتدا دو واژة ‹‹  تفسير ›› و ‹‹تأويل ›› و مباحث پيرامون آن ، مورد بررسي قرار گرفته و به ديدگاه مفسر در اين زمينه پرداخته شده است و سپس مباني تفسيري احسن الحديث نظير حجيت ظواهر قرآن ، بواطن و وحياني بودن الفاظ قرآن مطرح شده است . 
در بخش دوم  به روش تفسيري احسن الحديث پرداخته شده است و با توجه به عمده ترين مستندات مورد تفسير يعني قرآن ، سنت و قواعد ادبي و زباني و نحوه كار گيري اين مستندات مورد ارزيابي قرار گرفته است . 
در بخش سوم به گرايش تفسيري احسن الحديث اختصاص دارد و مهمترين گرايش هاي مفسر همچون هدايتي و تربيتي ، علمي و اجتماعي به پژوهش نهاده شده است و بالاخره در فصل سوم عمده ترين مباحث علوم قرآني در تفسير احسن الحديث مورد بررسي قرار گرفته 
سيد علي اكبر ، اينجانب سيد علي اكبر قريشي فرزند مرحوم سيد محمد قريشي در ۱۴ شعبان ۱۳۴۷  ق . در شهر بناب از شهرهاي آذربايجان شرقي متولد شدم . دروس ابتدايي را در مدارس ملي آن روز خواندم و دروس حوزوي را در نزد مرحوم پدرم و مدرسة علمية آن شهر شروع نمودم . حدود سال ۱۳۲۴ ش . براي تكميل تحصيل به حوزة قم مشرف شدم و از اساتيد بزرگواري امثال آيت الله بروجردي ، آيت الله سلطاني ،آيت الله مجاهدي ، آيت الله سيد حسين قاضي و ديگران استفاده كردم. ۱ 
حدود سال ۱۳۳۲  از قم به اروميه منتقل شده و در آنجا اقامت كردم . يكي از پيشامدهاي بسيار مفيد آن بود كه در اروميه با چند نفر از روحانيون كه آنها نيز از حوزة قم برگشته بودند بحث تفسير قرآن و روايات را شروع كرديم كه تقريبا بيشتر از ده سال ادامه داشت۲٫ از سال ۱۳۴۲  كه امام سلام الله عليه قيام خود را شروع فرمود ، ما هم به پيروي از آن رهبر بزرگ مبارزه با طاغوت را شروع كرديم . در آن مدت به دفعات از منبر محروم شدم . حتي يك دفعه يك سال تمام طول كشيد . در سال ۱۳۵۷ به مدت يك سال به بافت كرمان تبعيد شدم . ولي بعد از چند ماه تبعيد شكسته شد ، به اروميه برگشتيم . تا ۲۱ بهمن ۵۷ رسيد كه انقلاب پيروز شد و در سال ۱۳۵۸ براي نوشتن قانون اساسي به عنوان خبرگان قانون اساسي انتخاب شده و به تهران رفتم ، سه ماه تنظيم قانون اساسي طول كشيد . در سال ۱۳۶۱ براي مجلس خبرگان رهبري انتخاب شدم و در سال ۱۳۶۹ بار دوم به عضويت مجلس خبرگان در آمدم و اكنون به صورت يك روحاني آزاد مشغول تبليغ و هدايت و ارشاد مسلمانان و مسئول نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاه اروميه مي باشم و در سال ۱۳۷۴ در سومين نمايشگاه قرآن كريم به عنوان خادم قرآن معرفي شدم . و در زمينة وعظ و خطا به داراي بيانات گرم و سخنان ناقد و در عرصة تأليف قلم شيوا و توانايي دارم و حدود ۳۰  اثر در زمينه علوم اسلامي ، تاريخ اسلام و قرآن پژوهي به رشته تحرير در آورده ام ۱ . 
۱- ۱- ۲- اساتيد 
از محضر اساتيد فراواني بهره برده ام به گفته خود وي ، ايشان بحث بديع ، از كتاب مطول و شرح لمعه در خدمت حجت الله محمد تقي زرگر و وسائل ، را نزد مرحوم آيت الله شهيد صدوقي بحث بيع و خيارات  ، را از مكاسب ، نزد سيد محمد باقر سلطاني طباطبايي و مقداري هم از محضر مرحوم آقا سيد حسين قاضي فرا گرفت كه ايشان عضو هيئت منتحنه بود كه از طرف مرحوم آيت الله بروجردي انتخاب شده بود و در مدرسة فيضيه ، از طلاب امتحان مي گرفتند قرار گرفت و مدتي نيز درس خارج مرحوم آيت الله بروجردي ، رفتم كه اواخر عمر ايشان شركت كرد . 
۱- ۱- ۳- آثار قرآن پژوهي قريشي 
آثار قرآن پژوهي قريشي عبارتند از :  تفسير احسن الحديث ، قاموس قرآن و نگاهي به قرآن كه اكنون به توضيح هر يك از اين آثار مي پردازيم : 
۱ . تفسير احسن الحديث 
كتابي است ساده و روان با جهت گيري هدايتي و تربيتي كه مخاطب آن توده مردم مي باشد و نگارش آن در سطح قرار گرفته تا قرآن در سطح عموم مردم مورد فهم قرار گيرد و مردم با آگاهي از تعاليم انسان ساز قرآن به سوي عمل گام پيش نهند اين تفسير كل قرآن را به ترتيب از سوره حمد تا ناس را در بر دارد . ۲ 
۲ . قاموس قرآن 
اين كتاب به شرح واژه ها و لغات قرآن كريم پرداخته و در نوع خود از بهترين آثار در لغت پژوهي الفاظ قرآن است . مؤلف آن را در سال ۱۳۴۹ ش شروع و در سال ۱۳۵۴ به اتمام رسانده است . 
قاموس قرآن در واقع دايره المعارفي است براي قرآن مجيد كه تمام كلمات قرآن را به ترتيب الفباء توضيح داده و به اقوال لغت شناسان و روايات معصومين (ع) توجه نموده و بيش از ده بار به چاپ رسيده است . قرآن كريم با حذف مكررات و مشتقات حدود ۱۸۶۰ 
كلمه است ، در اين كتاب هم كلمات فوق يكي يكي بررسي شده ، آيات آنها و مقداري از روايات و اقوال دانشمندان در تفسير آيات بيان شده است . مثلا شما اگر كلمه وحي را در نظر بگيريد خواهيد ديد كه دربارة ‹‹ وحي ›› چند صفحه سخن گفته : وحي انبياء ، وحي براي بشر ، وحي موجودات زند و وحي موجودات مادي . . . ذكر شده است . و تأليف اين كتاب حدود ۵ سال طول كشيده است . ۱ 
۳- نگاهي به قرآن 
مؤلف در اين كتاب به بررسي پاره اي از مباحث علوم قرآني پرداخته و در آن اطلاعات سودمندي دربارة قرآن شناسي ارائه داده است و در اين كتاب از قبيل واژه قرآن به چه معناست ؟ قرآن چند آيه دارد ؟ سوره هاي مكي و مدني قرآن كدامند ؟ در اين كتاب ۷ موضوع از موضوعات قرآني نظير وحي در قرآن ، تثليث در قرآن ، محكمات و متشابهات  سحر و معجزه ، خلقت در شش روز ، حروف مقطعه و نظاير آن توضيح داده شده است . برخي مباحث آن جنبة كلامي دارد مثل بحث پيرامون بلاء ، مراد از امامت چيست ؟ شبهة اكل و مأكول و برخي جنبة علمي دارد مثل زنبور عسل ، هدهد ، و مورچگان و برخي جواب شبهات آيات مشكل است مثل بحث پيرامون آيه ليس بظلام للعبيد لاخوف عليهم و لا هم يحزنون و برخي ديگر دربارة اعلام و كلمات و حقايق و معارف ديگر قرآني است ۲ . 
۱- ۱- ۴- معرفي ديگر آثار قريشي 
۱ . الاخلاق و الآداب 
اين كتاب عربي است . حدود هزار روايت و آيه در ضمن صد و ده فصل جمع شده است رواياتي كه جنبة حكايتي و اخلاقي دارند انتخاب شده است . 

۲ . المعجم المفهرس لا لفاظ الصحيفه الكامليه 
استاد دربارة اين كتاب گويد :  روزي يكي از دوستانم ، جناب آقاي محمد امين رضوي گفت :  صحيفه سجاديه ، كتابي است كه چندان به آن توجه نمي شود . شايسته است معجمي براي صحيفه بنويسيم ، كه دسترسي به مطالب آن آسانتر باشد . ايشان مرا به نوشتن معجم، تشويق كردند.
اين كتاب ۵ سال طول كشيد . و اين كار در سه مرحله داشت : يكبار از اول تا به آخر نوشته شد و بعد تنظيم شد در نوبت سوم ، در دفتر مخصوصي و به ترتيب خاص ، پاكنويس شد. 
۳ . خاندان وحي در زندگاني چهارده معصوم عليه السلام 
در اين كتاب از هر يك از معصومين عليه السلام چهار فصل و نادر آمده است كه مجموعا ۱۹۶ نادره ها ، را تشكيل مي دهد . در اين نادره ها بيشتر ، آن حكايتي آمده است كه صحيح و در منابع اوليه وجود دارد . 
۴ . سيري در اسلام 
۵ . معاد علم از نظر قرآن 
۶ . سيري در عالم برزخ 
۷ . اعلام نهج البلاغه 
۸ . مفردات نهج البلاغه شرح لغات نهج البلاغه 
۹ . شخصيت امام حسن مجتبي عليه السلام 
۱۰ . مرد مافوق انسان امام حسين عليه السلام 
۱۱ . انفاق در مهدي موعود ( عج ) 




بخش دوم 
۱- ۲- ۱- منابع تفسيري ‹‹  احسن الحديث ›› 
معرفي منابع هر تفسير نه تنها در شناخت روش هر مفسر داراي اهميت است ، بلكه اين منابع ، بيانگر بينش مفسر و محتواي علمي تفسير مي باشد . بيان اين مسأله ميزان تأثير پذيري مفسر از مفسران قبلي را روشن و ميزان وابستگي و تقليد يا استقلال مفسر از ديگر مفسران را آشكار مي سازد وي علاوه بر تفاسير در اين تفسير از كتاب حديثي ،  لغت و كتاب هاي ديگر نيز استفاده كرده است . منابع در اين تفسير بر دو نوع است : يكي كتب تفسيري و ديگري كتب غير تفسيري از آنجايي كه كتب تفسيري از اهميت خاصي برخوردار است لذا در آغاز مهمترين منابع تفسيري را ذكر مي نماييم و در مورد كتابهاي غير تفسيري تنها به ذكر آنها اكتفا مي نماييم . 
۱- ۲- ۱-۱- منابع تفسيري ‹‹  تفسير احسن الحديث ›› از اين قرار است :‌
۱ . مجمع البيان 
اين كتاب بعد از تفسير تبيان شيخ طوسي از بزرگترين و گرانبهاترين كتب تفسير اثني عشري به شمار مي رود . نويسنده اين كتاب ابو علي فضل بن حسن ملقب به طبرسي مشهدي رضوي مي باشد . قريشي در موارد متعددي به اين تفسير استناد نموده است : 
الف . قريشي در بيان معناي تعداد زيادي از لغات قرآني از گفتار طبرسي در مجمع البيان استفاده كرده است در مورد كلمه ( رد ء ا ) در آية : 
‹‹ واخي هارون هو أ فصح مِني لساناً فارسِلهُ مَعِي رٍدءاً يصدقني إني اخافُ ان يكًذبون ››  قصص : ۳۴ .
گفتار طبرسي را نقل كرده كه مي گويد : وقتي كه گفته مي شود فلاني ( ردء ) فلاني است معنايش اين است كه ياور پشتيبان اوست ۱ . 
ب . از موارد استناد قريشي به مجمع البيان مي توان بعضي موارد اعراب و حركات را نام برد كه در روشن شدن معاني آيات ، نقش بسزايي دارد . در تفسير آية : ‹‹ ذلكم و أنَ اللهَ موهِنُ‌ كيد الكافرين ››‌ گفتار طبرسي را نقل مي كند كه مي فرمايد : 
( ذلكم ) و ( أنَ الله ) هر دو محلاي مرفوغند و تقدير آيه چنين است :‌ ( الامر ذلكم ) امر اين است و الامر انَ الله موهن و آن امر اين است كه خدا سست كننده نيرنگ كافران است و در آية ‹‹  ذلكم فذقوه و انَ للكافرين عذاب النار ‌›› نيز همين تقدير است و اينكه بعضي گفته اند كلمه ذلكم ( مبتدأ ) و كلمه ( فذقوه ) خبر است صحيح نيست براي اينكه ما بعد فاء هيچ وقت خبر براي مبتدأ واقع نمي شود . 
ج . قريشي تعداد زيادي از روايات را كه از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و ائمه اهل بيت عليه السلام را از مجمع البيان نقل نموده كه در توضيح معاني آيات مفيد است از آن جمله در ذيل آية  أهٌم خيرُ ام فومُ تُبَع دخان : ۳۷  . سهل بن ساعد از رسول خدا (ص) روايت كرده كه فرمودند قوم تبع را ناسزا نگوئيد چون اسلام اختيار كردند . و در معناي حفده در آية ‹‹  و جَعَلَ لكم من ازواجكم بنين و حفده ›› نحل : ۷۲ . روايتي از امام صادق (ع) نقل كرده كه فرمودند 
حفده فرزندان فرزندان مي باشند . ۱ 
۲ . تفسير الميزان 
الميزان في تفسير القرآن تأليف سيد محمد حسين طباطبايي متوفي ۱۴۰۲ ه ۱۹۸۱ م . 
اين تفسير شريف كه تاكنون بارها به چاپ رسيده است در موارد بسيار آراي ديگر مفسران را در موضوعات مختلف مورد ارزيابي قرار داده و تعدادي را تأييد و برخي را رد نموده است و از نظر بعضي علت نامگذاري اين تفسير به ‹‹ الميزان ›› نيز همين امر بوده است ۲ . اين تفسير ارزشمند حاوي امتيازات زيادي است از جمله اينكه شامل دو روش تربيتي و موضوعي قرآن مي باشد و به وحدت موضوعي سود قرآن براساس هدف آن توجه داشته و براي توضيح و تشريح آيات ، آنها را به مقاطع معيني براساس سياق واحد تقسيم نموده و معتقد است كه يك وحدت كلي بر قرآن حاكم مي باشد كه در تمام آيات و سورش ساري و جاري است ۳ . 
اين تفسير يكي از مهمترين تفاسير شيعه به شمار مي آيد و از مزاياي آن بحث هاي كامل و وسيع در تفسير برخي آيات است كه مفسر بر بسياري از كتب تفسيري و حديثي و تاريخي و لغوي و ديگر منابع تكيه كرده و بر اين نظر است كه تنها راه درك مفاهيم قرآني اين است كه قرآن را با خود قرآن تفسير نماييم سپس به پيامبر و عترت و اهل بيت عليه السلام رجوع كنيم . ۱
شايان ذكر است كه علامه در بيان لغت و اعراب و صور بلاغي آيات به اندازه اي كه به كشف مقصود منتهي گردد اكتفا نموده و براي تأييد صحت و مطالب عنوان شده مباحث عقلي و علمي و فلسفي و اجتماعي و تاريخي را در قسمت ‹‹  بيانات ›› به صورت مفصل آورده است كه در واقع توضيح بيشتر و تأييد معنايي است كه علامه آن را برگزيده است۲ اين تفسير يكي از مهمترين منابع احسن الحديث به شمار مي آيد به گونه اي متفاوت مورد استفاده مفسر بوده است . 
‹‹ و يسئلونك عن الروح قل الُروحُ من امر ربي . . . ›› آيه ۸۵ : اسراء . 
علامه در مورد مفهوم اين آيه توضيحاتي دارد كه خلاصه چنين است . واژه روح در لغت به معناي مبدأ حيات و ضمير مذكر و مؤنث هر دو به آن باز مي گردد و شايد به دليل جواز استعمال براي هر دو جنس، آن باشد كه به طور مجازي مي توان آن را براي موردي اطلاق كرد كه به وسيله آنها آثار نيك و مطلوب ظاهر مي شود ، در اين آيه مورد نظر گروهي روح را به وحي تفسير كرده اند ‹‹  اوحينا اليك روحا من امرنا ›› آيه ۵۲: شوري . 
و علت نامگذاري وحي و قرآن به روح اين بوده كه نفوس مرده را حيات مي بخشد . ايشان به استناد به آياتي كه جبرئيل را آورنده قرآن معرفي نموده يا وحي را روح الامين و حامل قرآن ناميده و روح القدس را كه غير از ملائكه است به جاي جبرئيل كه خود از ملائكه است دانسته نتيجه گرفته اند كه جبرئيل روح القدس را بر قلب پيامبر نازل مي كند و اين روح حامل قرآن است . به نظر علامه منظور از روح در آية ‹‹  و يسئلونك عن الروح قل الروح من امر ربي . . . ›› . روح مطلق يا مقيد نيست مصداق خاصي را مدنظر ندارد ، بلكه سئوال از حقيقت روح است كه اين حقيقت در همه مصاديق وجود دارد . ايشان مي فرمايد كه كلمه من از حقيقت جنس را معنا مي كند و مي فهماند كه روح از جنس و سنخ امر است و امر خدا همان كلمة ‹‹ كن ›› است و آن كلمه اي ايجادي است و آن فعل خاص خداست كه اسباب گويند و تدريج در آن دخيل نيست و آن وجودي است بالاتر از زمان و ظرف مكان و نشئت ماده و روح به حسب وجود از سنخ امر از ملكوت است . ۱ قريشي در رابطه با روح مي فرمايد : مراد از روح روحي است كه در بدن است و در بسياري از آيات آمده كه روح جبرئيل و فرشته وحي است قل نزله روح القدس من ربك بالحق ۱۰۲ نحل . 
قريشي در رابطه با آيه ۱۲ تا ۱۴ مؤمنون ثم انشأناه خلقا آخر مي فرمايد كه به استناد آيات قرآني ادله مادي بودن روح را بيان مي كند . بدين ترتيب كه خداوند در سورة مؤمنون بعد از بيان مراتب پنج گانه خلقت انسان كلمه انشأناه بر اين معني دلالت دارد كه بعد از كامل شدن بدن آن را به صورت خلقي ديگر ايجاد كرديم پس روح برخاسته از بدن است 
اگرچه ماده نيست ولي مادي است . اين كلمه فقط درباره انسان آمده است كه با دميدن روح مخلوق ديگري غير از مخلوق اول مي شود سپس نظر علامه را چنين بيان مي كند براساس ‹‹  الامرُ الخلقُ و الامر ›› آيه ۸  اعراف : ۵۴ . امر را در مقابل خلق و قرار دادن كلمه كن را به امر در ايجاد مجردات بدون تجرد و خلق را به ايجاد ماليات با تدرج۲ 







۳ . تفسير المنار ( تفسير القرآن العظيم ) 
اين تفسير تأليف محمد رشد رضا ، متوني ۱۳۵۴ ه . ق . ۱۹۳۵ م . 
اين تفسير مجموعه دروسي است كه رشيد رضا از استادش شيخ محمد عبده اخذ كرده در ابتداي قرآن تا آيه ۵۳  سوره يوسف را شامل مي شود . محمد عبده در اين تفسير ، روش تربيتي را ترسيم نموده مسلمانان را به كار گيري عقل و تفكر دعوت مي كند ، به مسائلي چون علاج عوامل عقب ماندگي جوامع اسلامي توجه نموده و نظر مخالف نظر جمهور اهل سنت را در بر دارد و به گفته ذهبي راه معتزلي  ها را در پيش گرفته اما به طور كلي به اقوال مفسران ديگر تقيدي ندارد و مبهمات قرآن را با آنچه در تورات و انجيل ذكر شده توضيح داده است .۱
نظر عبده در رابطه با فرشتگان و شياطين اين است نيروهاي فعال و موجود در عالم طبيعت و در جهت صلاح يا فساد حيات هستند آنها مانند انسان موجوداتي مستقل با اعضا و جوارح باشند را قبول ندارد و نظر او برخلاف نظري است كه اهل ظاهر از ظواهر آيات و احاديث مي فهمند به اعتقاد رشيد رضا جن ديده نمي شود هر كس كه ادعاي رؤيت جن را بكند ناشي از خطاي حس و ادراك مدعي مي داند و به نظر او حديث صحيحي هم در اين خصوص نيامدن و هر كس كه ادعا كند جن را ديده است ، ادعايش وهم و خيالي بيش نيست و حقيقت خارجي ندارد . رشيد رضا جن ديده نمي شود و هر كس كه ادعاي رؤيت جن را بكند ناشي از خطاي حس و ادراك مدعي مي داند و به نظر او حديث صحيحي هم در اين خصوص نيامده و هر كس كه ادعا كند جن را ديده است ادعايش وهم و خيالي بيش نيست و حقيقت خارجي ندارد ‌، رشيد رضا بعد از اظهار اين نظر حديثي از ابو هريره مي آورد در مورد اينكه كسي خرماي صدقه را دزديد و پيامبر خبر داد كه سارق جزو شياطين است و احاديث ديگري هم از ديگران نقل شده كه دلالت بر اين دارد كه انسان جن را مي بيند . رشيد رضا بعد از نقل اين احاديث مي گويد حق اين است كه در بين همه اين احاديث صحيحي وجود ندارد . ۱ 
قريشي در رابطه با جن مي فرمايد كه ما بايد به وجود جن معتقد باشيم چرا كه قرآن و رسول خدا و امامان از وجود آن خبر داده اند . او معتقد است جن به مانند انسان بر روي زمين مورد تكليف قرار گرفته جن ما را مي بيند و ما آن را نمي بينيم و جن مي تواند مانند ملائكه هم مي تواند به شكل انسان باشد و فرق اساسي ميان آن دو فقط در ديده شدن و ديده نشدن مي باشد . ۲ 
‹‹ أَلَم تَرَ إلي الذين . . . . . مُوتُو اثُمَ أفيهُم . . . ›› ۲۴۳ : بقره . 
شيخ محمد عبده سعي مي كند مرگ و حيات مردم را توجيه كند مي گويد : ‹‹ به آنها گفت بميريد نه اينكه واقعا آنها را بميراند ، بلكه منظور اين است كه دشمن بر سر آنها مسلط كرد ، نيرو ، قوت و استقلال آنها را فرا گرفت و جمعيت آنها را پراكنده ساخت و باقيماندگان در زير دست دشمن ، ضعيف و ناتوان گرديدند . سپس خداوند آنها را زنده كرد ، يعني استقلال ، قوت و شوكت آنها بازگشت نمود و اين يك نوع تأديب براي آنها بود ، تا خود را پاك سازند و نتيجه اخلاق سوء خود را بدانند اين است معناي مرگ و حيات امتها ۳ . قريشي مي گويد :  منشأ اين تأويل ظاهرا ترس از افكار زمان يا عدم تحليل علمي چيزهايي از قبيل اژده ها شدن عصا ، شكافتن دريا ،‌ نسوختن ابراهيم عليه السلام در آتش ، عاجزيم اما اين ها از قدرت خدا كه زمام علل و عوامل طبيعت در دست او است بعيد نمي باشد ، خدا در مقابل نظامات خلقت دست بسته نيست بهتر است ظواهر اينگونه آيات را در نظر بگيريم و از افكار مردم نترسيم و آنگاه آنها را نمونه اي از رجعت و قيامت بدانيم تا مفاهيم اسلامي به ذهن هاي مردم مأنوستر باشد . پس ‹‹ فقال لهم الله موتو اثم احياهم ››  ظهور اين جمله در مرگ و زنده شده و لفظ موتوا حاكي از اراده خداست يعني خدا خواست بميرند پس مردند ۴ . 

۴ . تفسير كشاف 
ابوالقاسم محمد بن عمر خوارزمي معروف جار الله زمخشري در سال ۴۶۷ ديده به جهان گشود و در سال ۵۳۸  ديده از جهان فرو بست . او در انديشه و اعتقاد ، معتزلي بود و آشكارا آن را بر ملا مي ساخت و تفسيرش را نيز بر مسلك اعتذال بنيان نهاد ۱ . 
تفسير كشاف تفسيري است ارزشمند كه زيبايي و جمال قرآن را جلوه گر ساخته و در روشنگري و كشف بلاغت و سحر بيان آن ، بي نظير است زيرا مؤلف آن در زبان عربي چيره دست بوده است ، بر لغت و اشعار و نيز علوم بلاغت و بيان و نحو و اعراب تسلطي كامل داشته است ، نگاه زمخشري در دلالت آيات كريمة قرآن نگاهي است ادبي و دقيق و فهم او از معاني آيات نيز فهمي است . ژرف و عميق كه از هيچ مكتب كلامي خاص تأثير نپذيرفته است . ۲
به عنوان نمونه در تفسير آيه : ‹‹ وجوهُ يومئذ ناضرَهُ إلي ربها ناظِرهُ ›› مي گويد ‹‹ وجه›› عبارت است از جمله وجود شيء ‹‹  ناضره ›› از ريشه ‹‹ نضره ›› به معناي شادابي و درخشندگي او برخورد با نعمت ، إلي ربها ناظره يعني تنها به خدايشان مي نگرند نه به غير او و اين، به جهت تقديم مفعول است ، چنانكه در اين آيات إلي ربك يومئذ المستقر ، إلي ربك يومئذ المساق إلي الله تصير الامور إلي الله المصير . . . پيداست كه ايشان به چيزهايي مي نگرد كه از شمار بيرون است و در جمعي كه تمام خلق در آن گرد آمده اند، در آن روز مؤمنان نظاره گرند ، زيرا ايشان پناه يافتگاني هستند كه نه ترسي بر آنان چيره است و نه اندوهي ، در نتيجه ، اختصاص يافتن نگاه آنها به سوي پروردگارشان مورد نظر مي باشد و محال است كه آنها بتوانند خدا را ببينند . ۳ 
قريشي ذيل تفسير اين آيه مي فرمايد با در نظر گرفتن ‹‹  وجوهُ يومئذ ناضره إلي ربها ناظره ›‌›  در مقابل وجوهُ يومئذ باسره قرار گرفته چنين مي شود كه وجوهي در امروز كه قيامت به پا مي شود زيبا و خرم است و مسرت و بشاشت دروني از چهره نمايان است و مراد به نظر كردن به خداي تعالي نظر كردن حسي با چشم سرانجام مي شود نيست چون برهان قاطع قائم است بر محال بودن ديدن خداي تعالي ، بلكه مراد قلبي و ديدن قلب به وسيله حقيقت ايمان است همانطور كه براهين عقلي هم همين را مي گويد و اخبار رسيده از اهل بيت عليه السلام بر همين امر دلالت دارد ۱ . 
‹‹ فإذا فَرَغتَ فَا نَصب ›› آيه ۷  :  الم نشرح .
نصب بر وزن عقل : رنج داده . رنج ديدن و در اين آيه فعل امر است يعني تلاش كن و خودت را به زحمت انداز به معني نصب كن . زمخشري مي گويد :  از جملة بدعتها اينكه بعضي از رافضي ها ( شيعه ) لفظ ( فا نصب ) را به كسر صاد خوانده و گفته اند يعني علي بن ابيطالب را براي امامت نصب كن :  اگر اين ادعا براي رافضي صحيح باشد ، ناصبي هم مي تواند آن را با كسر بخواند و گويد :  معنايش آن است كه : ناصبي بودن و دشمن داشتن علي بن ابيطالب را رسمي كن . 
و جآءَ رَبُكَ و الملكُ صَفا صَفا 
زمخشري گويد منظور از آمدن خدا ، آمدن فرمان خدا است ‹‹  والامر يومئذ لله ›‌› انفطار: ۱۹ . 
به عبارت ديگر منظور از آمدن خدا آن است ، كه وعده هاي خدا چنان عملي مي شود و چنان تحقق پيدا مي كند كه تمام حجابات و ابهامها از آنها برطرف مي شود . علي هذا نسبت ‹‹ آمدن ›› به خدا مجاز عقلي است . آمدن ملائكه هم براي اجراء فرمان خداست در جاي ديگر آمده است ‹‹ يوم تشقق السماء بالغمام و نزل الملائكه تنزيلا ›› فرقان : ۲۵ صفا صفا حال است به معني ‹‹  مصطفين ›› زمخشري در تفسير آن گويد : 
‹‹  فيصطفون صفا بعد صفا ›› . علاوه بر تفاسيري كه ذكر شد ، منابع تفسيري ديگري نيز مورد استفاده مفسر بوده است كه چون در مقايسه با تفاسير پيشين كمتر مورد استفاده قرار گرفته تنها به ذكر اسامي آنها اكتفا مي شود . 
۱ . تفسير البرهان  :  بحراني ، سيد هاشم بن سليمان ، ۱۱۰۷ ه . ق . 
۲ . تفسير صافي  :  فيض كاشاني ، مولي محسن ، ۱۰۹۱ ه . 
۳ . تفسير كبير ، رازي ، فخر الدين محمد بن عمر بن حسين بن حسن بن علي ، ۶۰۶ ه . ق 
۴ . تفسير قمي ، القمي ، علي بن ابراهيم بن هشام ، م ۳۰۷ ه ۹۱۹ م . 
۵ . تفسير عياش ، عياش سمرقندي ، محمد بن مسعود بن عياش . 
۶ . تفسير خازن ، بغدادي ، علاء الدين علي بن محمد بن ابراهيم ، ۷۲۵ ه . 
۷ . تفسير آلاء الرحمن ، بلاغي نجفي ، محمد جواد بلاغي ، ۱۲۸۲ م . 
۸ . تفسير الدر المنثور ، سيوطي ، جلال الدين عبد الرحمن ، ۱۴۰۴ ه . ق . 
۱- ۲- ۱- ۲- منابع حديثي و روايي 
قريشي در تفسير خود اضافه بر كتب تفسيري كه از آن نام برديم : 
روايات بسيار ديگري از پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله و اهل بيت عليه السلام نقل كرده و از آنها استفاده نموده است . ما تنها به ذكر اين منابع اكتفا مي كنيم بدون آنكه همانند منابع تفسيري به توضيح تفصيلي آنها بپردازيم . اين منابع عبارتند از :‌
۱ . بحار الانوار :   مجلسي ، محمد باقر بن محمد تقي بن مقصود علي اصفهاني ، م ۱۱۱۱ ه.ق . 
۲ . نهج البلاغه :  امام علي بن ابيطالب عليه السلام . 
۳ . الكافي :  كليني بغدادي ، محمد بن يعقوب ، م ۳۲۸  ه . ق . 
۴ . علل الشرايع :  الصدوق ، ابو جعفر محمد بن علي بن بابويه قمي ، م ۳۸۱ ه . ق . 
۵ . عيون اخبار الرضا :  الصدوق ، ابو جعفر محمد بن علي بن بابويه قمي ، م ۳۸۱ ه . ق . 
۶ . الخصال :  الصدوق ، ابو جعفر محمد بن علي بن بابويه قمي ،‌ م ۳۸۱  ه . ق . 
۷ . التوحيد :  الصدوق ،  ابو جعفر محمد بن علي بن بابويه قمي ، م ۳۸۱ ه . ق . 
۸ . سفينه البحار :  قمي ،  عباس ، م ۱۳۱۹ ه . ق . 
۱- ۲- ۱- ۳-  منابع لغوي 
قريشي علاوه بر تفسير مجمع البيان از برخي از منابع لغوي نيز در تفسير خود استفاده نموده است كه عبارتند از : 
۱ . صحاح 
۲ . قاموس قرآن 
۳ . مفردات في غريب القرآن 
۴ . النهايه 

۱- ۲- ۲- توصيف مختصري از تفسير احسن الحديث 
تفسير احسن الحديث در ۱۲ جلد به زبان فارسي تنظيم گرديده و جامع كل سوره قرآن مي باشند . برخلاف بيشتر تفاسير براي توضيح مفاهيم و معاني قرآن به تكرار حرف ها و نظريات گذشتگان روي نياورده و با بهره جستن از دو سبك تفسير قرآن به قرآن و قرآن با سنت نگارش اين تفسير را به انجام رسانده است اما شايسته ترين روش تفسيري را همان روش تفسير قرآن به قرآن مي داند و شيوه هاي ديگر را در تفسير اين كتاب وحياني را جايز نمي شمارد . اما از آنجايي كه روش مفسر در تفسير از جايگاه ويژه اي برخوردار است در اين مجال خطوط كلي روش ايشان را در تفسير يادآور مي شويم گرچه شرح روش اصلي تفسيري در بخش هاي آتي خواهد آمد . 
۱-۲-۳- نگاهي كلي به شيوه تفسيري احسن الحديث 
روش اين تفسير در ترتيب مباحث آن است كه در آغاز آياتي را كه مطلب آن با يكديگر مرتبط است بر مي گزيند ، سپس ترجمه فارسي آن را مي آورد و آنگاه كلمه هايي كه نياز به شرح و تبيين دارند ذكر مي كند. و پس از اين، مطالب لازم تفسيري را زير عنوان ‹‹شرح ›› مي آورد . اين تفسير همانند بسياري از تفاسير ، مقدمه در علوم قرآني دارد كه در حقيقت جز مبادي تفسير و آشنايي كلي با قرآن مي باشد . مانند توضيح دربارة كلمة قرآن، نزول دفعي و تدريجي و برخي ديگر از موضوعات شيوه مفسر در فهم آيات ، تفسير قرآن به قرآن است ، تفسير قرآن با بيان معصومان يعني روايات اهل بيت عصمت و بهره گيري از واژگان عرب در فهم قرآن مي باشد . 
در تفسير سعي شده مطالب تفاسير ديگر تكرار نشود و اقوال و آراء ديگران كه در غالب تفاسير مطول آمده ، روي هم انباشته نشود و ذهن خواننده را از معني مورد نظر مؤلف دور ندارد و در نقل روايات به قدر ضرورت اكتفا شده از آنچه مايه سرگرداني خواننده است پرهيز گرديده است . 
  • بازدید : 69 views
  • بدون نظر

کشورها به بخش های کوچک  به نام استان و استان ها هم به بخش های کوچک تر به نام” شهر” و”روستا” تقسیم بندی شده اند.در گذاته روستا ها در کنار رود ها وچشمه ها تشکیل می شد.

معمولا در روستا مردم بیشتر به کار های مانند کشاورزی و دامداری و دامپروری مشغول هستند و از این راه مایحتاج خود را به دست می آورند.
فایل “مبانی اقتصاد روستا” از فصل اول کتاب نگرشی بر اقتصاد روستا بر گزیده شده و برای دانش آموزان و دانشجویان رشته های مختلف قابل استفاده است .

  • بازدید : 71 views
  • بدون نظر

ما امروزه در عصر اطلاعات زندگی می کنیم و بر اساس بیانه ی یونسکو،داشتن سواد رایانه ای یعنی مهارت های لازم در کار با رایانه به عنوان یکی از ملاک های سواد افراد جامعه تلقی می شود. با توجه به سرعت بسیار زیاد تغییر و تحول در امور مربوط به رایانه در کتاب مبانی رایانه سعی شده شما را بیشتر با اجزای رایانه و چگونگی عملکرد اجزا، آشنا سازد.

در این کتاب از مفاهیم اولیه تا دستگاه های ورودی خروجی و فناوری اطلاعات سخن گفته شده است.

  • بازدید : 51 views
  • بدون نظر

کتاب الکترونیکی مبانی عرفان نظری در تأويلات عبدالرزاق كاشانی

دوستان عزیز 

حمد و سپاس دادار جهان راست كه آدميان را به نور علم و عرفان بياراست .

عنوان اين رساله عبارت از:« مباني عرفان نظري در تأويلات عبدالرزاق كاشاني» مي باشد . لازم  مي دانم قبل از ورود به بحث ، نخست به مقدمات مختصري شامل برخي نكات پيراموني موضوع ،اهداف و انگيزه ها و اهميت موضوع مورد نظر و كار درباره مسئله اصلي تحقيق ، فرضيه ،روش كار، نوع منابع مورد استفاده ودرنهايت به دشواريهاي كار بپردازم. در این مقاله جامع به مبانی عرفان نظری می پردازیم.

عنوان اين پايان نامه عبارتست از:«مباني عرفان نظري درتأويلات عبدالرزاق كاشاني»

تحقيق حاضرازپيش گفتار،سه بخش ويك نتيجه تشكيل شده است.

درپيش گفتاربه بيان برخي ازابعاد وجوانب موضوع ،اهميت آن ،اهداف وانگيزه هاي تحقيق ، مسئله اصلي، فرضيه ،روش تحقيق ،نوع منابع استفاده شده وبرخي ازدشواري هاي كارپرداخته شده است.

بخش اول به بيان حيات كاشاني ورفع ابهامات ،اشتباهات وتناقضاتي كه درباره نام وزندگي وآثار او به وجود آمده پرداخته وتحقيق مبسوطي درزمينه اثبات تشيع اين طلايه دارعرفان شيعي صورت گرفته است.دراين تحقيق پس ازاستخراج آياتي كه درشأن اهل بيت عليهم السلام تأويل شده ،شبهات موجود دربرخي ازكتب ايشان نيز بررسي ودرادامه به تطبيق آراء كاشاني با مختصات شيعي چون نفي جبر و اختيار، رجعت، عصمت و غيره پرداخته ايم. يكي از نكات مهم ديگر كه در اين بخش مطرح است، ارائه آثار كاشاني به ترتيب زمان نگارش آنها و نيز صحت انتساب كتاب « تأويلات » به ايشان مي باشد.

در بخش دوم پس از نگاهي به تاريخ تفسير و تأويل، به معرفي و توضيح اين دو اصطلاح كليدي، تبيين جايگاه هر كدام  و نيز وجوه اشتراك و افتراق آنها پرداخته و در ادامه به سير اجمالي تأويل نگاري، نحله هاي تأويلي و تفاوتهاي آنها با يكديگر و سپس به نامهاي ديگر حوزه تأويل نگاري مانند اشاره، فهم، استنباط، تفسير،‌ تلقي و مس، كشف و غيره پرداخته و از اين ميان اصطلاح « تأويل عرفاني» را به عنوان تعريفي جامع و مانع برگزيده ايم. پس از آن مباني تأويل عرفاني را در پنج بخش:مباني عمومي ( قرآن و حديث) ، جامعه شناختي، زبان شناختي و مباني نظري و عملي پي گرفته و در ادامه نيز به تاييد اين مباني توسط كاشاني و ارائه ملاكهاي تأويل عرفاني توسط ايشان اشاره شده است.

 بخش سوم، بخش اصلي تحقيق است كه در آن تمامي آياتي كه موضوعات عرفان نظري در آنها مورد تأويل قرار گرفته،‌ به مثابه « فرهنگ موضوعي تأويل عرفان نظري» گرد هم آمده و مورد ترجمه قرار گرفته اند. در اين بخش تمامي آيات تأويل شده مربوط به هر يك از مباني عرفان نظري از قبيل: وحدت وجود، وحدت و كثرت، اسماء و صفات الهي، اعيان ثابته، انسان كامل، حقيقت محمديه، ولايت،فيض اقدس و فيض مقدس و غيره در ذيل موضوع آن و براساس ترتيب آيات طبقه بندي شده اند. كه ميتواند راهنماي جامعي براي نشان دادن مباني عرفان نظري در آيات قرآن باشد.

از نتايج مهم اين بحث، علاوه بر اثبات تشيع كاشاني و صحت انتساب كتاب تأويلات به ايشان، اين است كه جناب كاشاني به واسطه شخصيت علمي وعرفاني والا و جامعيت كم نظيرش و با رعايت ملاكهاي تأويل عرفاني و بدون عدول از اصول و قواعد تفسير ظاهري، از قبيل مباحث لغوي و ادبي و صرف و نحو عربي، به خوبي از عهده تأويل آيات الهي و تطبيق مسائل عرفاني با آنها برآمده و با خامه شيواي خود چنان تصويري چشم نواز و دلنشين از حقايق الهي نگارگري كرده كه كمتر عارفي را توفيق اينچنيني دست داده است.

اميد است اين تحقيق، با همه نواقص و ناشايستگي هايش، توانسته باشد برخي از ابعاد موضوع را روشن ساخته و به درك بهتر آن كمك كند.


عتیقه زیرخاکی گنج