• بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

     سنجش دقيق ولتاژ، جريان يا ديگر پارامتر هاي شبکه ي نيرو پيش نيازي براي هر شکلي از کنترل مي باشد که از کنترل اتوماتيک حلقه ي بسته تا ثبت داده ها براي اهداف آمارب مي تواند متغير مي باشد . اندازه گيري و سنجش اين پارامتر ها مي تواند به طرق مختلف صورت گيرد که شامل استفاده از ابزار ها ي مستقيم خوان و نيز مبدل هاي سنجش الکتريکي مي باشد.
    مبدل ها خروجي آنالوگ D.C دقيقي را توليد مي کنند – که معمولا يک جريان است- که با پارامتر هاي اندازه گيري شده مرتبط مي باشد (مولفه ي مورد اندازه گيري)آنها ايزولاسيون الکتريکي را بوسيله ي ترانسفورماتور ها فراهم مي کنند که گاها به عنوان ابزولاسيون گالوانيکي بين ورودي و خروجي بکار برده مي شوند
اين مسئله ابتداء يک مشخصه ي ايمني محسوب مي شود ولي همچنين به اين معني است که سيم کشي از ترمينال هاي خروجي و هر دستگاه در يافت کننده مي تواند سيک وزن و داراي مشخصات عايق کاري کمي باشد مزيت هاي ابزار هاي اندازه گيري گسسته در زير ارائه گرديده است.
الف) نصب شدن در نزديکي منبع اندازه گيري، کاهش بار ترانسفورماتور وسيله و افزايش ايمني بدنبال حزف سلسله ي سيم کشي طولاني. 
ب) قابليت نصب نمايشگر دور از مبدل
ج) قابليت استفاده از عناصر نمايشگر چندگانه به ازاي هر مبدل
د) بار روي CT’s/VT’s  بصورت قابل ملاحظه اي کمتر است.
خروجي هاي مبدل ها ممکن است به روش هاي مختلف از ارائه ي ساده ي مقادير اندازه گيري شده براي يک اپراتور تا بهره برداري شدن بوسيله ي برنامه ي اتوماسيون سک شبکه براي تعيين استراتژي کنترلي مورد استفاده قرار گيرد.
۲-۲۲) مشخصه هاي عمومي 
     مبدل ها مي توانند داراي ورودي ها يا خروجي هاي منفرد و يا چند گانه باشند ورودي ها ، خروجي ها و تمامي مدار هاي کمکي از همديگر مجزا خواهند شد. ممکن است بيش از يک کميت ورودي وجود داشته باشد و مولفه ي مورد اندازه گيري مي تواند تابعي از آنها باشد-هرچند مبدل اندازه گيري که مورد استفاده قرار گيرد معمولا انتخابي بين نوع مجزا و پيمانه اي وجود دارد که نوع اخير يعني پيمانه اي توسط پريز واحد ها را به يک قفسه ي ايتاندارد وصل مي کند موقعيت و اولويت استفاده نوع مبدل را تعيين مي کند.
۱-۲-۲۲)  ورودي هاي مبدل     
     ورودي مبدل ها اغلب از ترانسفورماتور ها گرفته مي شود که اين امر ممکن است از طرق مختلف صورت پذيرد . به طور کامل ، براي بدست آوردن بالا ترين دفت کلي بايد کلاس اندازه گيري ترانسفورماتور هاي دستگاه مورد استفاده قرار گيرد. و سپس خطاي ترانسفورماتور، ولو اينکه از راه جبر و بصورت رياضي گون، به خطاي مبدل اضافه خواهد شد. هرچند که اعمال مبدل ها به کلاس محافظتي ترانسفورماتور هاي دستگاه عموميت دارد و به اين علت است که مبدل ها معمولا بر اساس توانايي تحمل اضافه بار کوتاه مدت مشخص روي جريان ورودي آنها توصيف مي شوند. مشخصه هاي عمومي مقاومتي مناسب براي اتسال به کلاس حفاظتي ترانسفور ماتور هاي دستگاه براي مدار ورودي جريان يک ترانسفور ماتور در ذيل آمده است:
الف)۳۰۰ درصد کل جريان پيوسته
ب)۲۵۰۰ درصد براي سه ثانيه
ج)۵۰۰۰ درصد براي يک ثانيه
مقاومت ظاهري ورودي هر مدار ورودي جريان بايد تا حد ممکن پايين و براي ولتاژ ورودي بايد تا حد ممکن بالا نگه داشته شود. اين کار خطا ها را بعلت عدم تناسب مقاومت ظاهري کاهش مي دهد .
۲-۲-۲۲) خروجي مبدل ها
     خروجي يک مبدل معمولا منبع جريان مي باشد. و به اين معنا يت که در طول محدوده تغييرات ولتاژ خروجي (ولتاژ مقبول) مبدل ، وسايل نمايشگر اضافي بدون محدوديت و بدون هرگونه  نيازي براي تنظيم مبدل مي تواند اضافه گردند.ميزان ولتاژ قابل قبول ، حداکثر مقاومت ظاهري حلقه ي مدار خروجي را تعيين مي کند . به طوري که ميزان بالاي ولتاز قابل قبول ، دوري موقعيت دستگاه مزبور را تسهيل مي کند.
     در جايي که حلقه ي خروجي براي اهداف کنترلي مورد  استفاده قرار گرفته مي شود ، ديود زينر هاي به طور مناسب ارزيابي شده گاها در ميان ترميتال هاي هر وسيله در حلقه ي سري براي حفاظت در برابر امکان تبديل مدارات داخلي آنها به مدار باز نصب مي شوند.اين امر اطمينان مي دهد که يک وسيله خراب در داخل حلقه منجر به خرابي کامل حلقه ي خروجي نمي گردد. طبيعت جريان ساده ي خروجي مبدل حقيقتا ولتاژ را بالا مي برد و تا تحت فشار قرار دادن سيگنال خروجي صحيح اطراف حلقه ادامه مي يابد.
۳-۲-۲۲) دقت مبدل
     معمولا دقت از اولويت هاي اوليه مي باشد . اما در مقايسه بايد اشاره گردد که دقت مي تواند به طرق مختلف تعريف گرديده و شايد تحت تعاريف بسيار نزديک شرابط استفاده اعمال گردد. مطالبي که در زير اشاره مي گردد تلاش دارد تا برخي از موضوعاتي که داراي عموميت بيشستري هستند و نيز ارتباط آنها با شرايطي که در عمل رخ مي دهد با استفاده از تروينولوژي معين در ICE 60688 را روشن مي سازد.
     دقت مبدل بوسيله ي عوامل مختلف (به يک مقدار کم يا زياد) تحت تاثير فرار خواهد گرفت که با نام مقادير تاثير شناخته مي شود که روي آن استفاده کننده کنترل کمي داشته يا حتي هيچ کنترلي ندارد. جدول ۱-۲۲ ليست کاملي از مقادير تاثير را به نمايش در آورده است.دقت تحت گروهي از شرايط که به عنوان شرايط مرجع شناخته مي شوند بررسي مي گردند. شرايط مرجع براي هر يک از مقادير تاثير مي تواند به صورت يک مقدار منفرد (براي مثال ۲۰ درجه ي سانتي گراد) يا محدوده ي تغييرات ( براي مثال ۱۰ تا ۴۰ درجه ي سانتي گراد ) بيان گردد.
جدول ۱-۲۲ ) ——————————————————–
خطاي تعيين شده تحت شرايط مرجع به خطاي ذاتي باز مي گردد. همه ي مبدل هايي که داراي خطاي ذاتي يکساني هستند در يک کلاس دقت مشخص گروهبندي مي شوند که بوسيله ي نشانه ي کلاس مذکور مشخص مي گردند. نشانه ي کلاس با خطاي ذاتي بوسيله درصدي مشخص مي گردد( براي مثال مبدلي با خطاي ذاتي ۰٫۱ درصد از کل مقياس داراي نشانه ي کلاسي برابر با ۰٫۱ مي باشد) يکي است.
سيستم نشانه ي کلاسي که در IEC 60688  استفاده مي شود نيازمند اين است که تغييرات براي هر يک از مقادير تاثير دقيقا مرتبط با خطاي ذاتي باشد و اين به اين معني است که بيشترين مقدار دقت آن است که کارخانه ي سازنده ادعا دارد و کمترين مقدار ناشي از حدود ناپايداري است.
    به علت آنکه مقادير تاثير زيادي وجود دارند ، پايداري ها به صورت منفرد تعيين مي گردند ضمن اينکه همه ي ديگر مقادير تاثير در شرايط مرجع نگهداري مي شوند محدوده تغييرات اسمي استفاده از يک مبدل بوسيله ي کارخانه ي سازنده مشخص مي گردد. محدوده تغييرات اسمي به طور طبيعي گسترده تر از ميزان يا محدوده ي تغييرات مرجع مي باشد. مطابق با محدوده ي تغييرات اسمي استفاده از يک مبدل خطاهاي اضافي به علت يک خزا روي هم جمع مي شوند. اين خطا هاي اضافي به مقدار تاثير منفردي که اغلب نشانه ي کلاس مي باشد محدود مي شود. جدول ۲-۲۲ جزئيات اجزاء محدوده ي تغييرات نوعي يک مبدل را طبق استاندارد ارائه مي کند.
جدول ۱-۲۲ ) ——————————————————–
همچنين آشفتگي براي مشخص شدن کارائي تحت شرايط عملي واقعي بالا مي رود. سيگنال خروجي اغلب يک مولفه ي اندازه گيري آنالوگ D.C مي باشد اما از يک مقدار ورودي متناوب بدست مي آيد و به ناچار مقدار مشخصي از اجزاء متناوب يا موج دار را دارار خواهد بود. موج يا شکن بوسيله ي اختلاف بين مقادير ماکسيمم و مينيمم اخزاء متناوب سيگنال خروجي تعريف مي گردند . هر چند که برخب سازنده ها از اختلاف بين ميانگين تا ماکسيمم يا r.m.s (Remote Monipulator system) استفاده مي کنند. براي با معني بودن شرايطي که تحت آن مقدار موج يا شکن اندازه گرفته شده است بايد توضيح داده شود ، براي مثال ۰٫۳۵% r.m.s = 10% peak-to-peak ripple .
    با تغييرات شرايط مولفه ي مورد اندازه گيري سيگنال به طور آني از تغييرات طبعيت نمي کند بلکه داراي تاخير زماني مي باشدو اين مسوله به علت فيلترينگ مورد نياز براي کاهش شکن يا ،در مبدل هايي که از تکنولوژي رقمي استفاده مي کنند ، ممانعت از بد نمايي زمان واکنش معمولا مي تواند در عوض افزايش شکن کاهش يابد و بالعکس. مبدل هايي که داراي زمان واکنش گکمتر از معمول هستند مي توانند براي چنان مواردي مورد استفاده قرار گيرد جايي که سيستم نيرو، نوسانات ، افت ها  و نوسانات فرکانس پايين را که بايد مانيتور گردد تحمل مي کند.
     مبدل هايي که داراي جريان خروجي مي باشند ولتاژ خروجي ماکسيممي دارند که به عنوان ولتاژ قابل قبول شناخته مي شود. اگر مقاومت بار خيلي بالا باشد و از اين رو ولتاژ قابل قبول از يک حدي تجاوز کند، خروجي مبدل داراي دقت بالايي نخواهد بود.
    ميدل هاي مخصوصي بوسيله ي سازندگان براي استفاده روي سيستم هايي که شکل موجي ، سينوسي خالص نيست مشخصه بندي شده اند. آنها عموما به انواع دريافت حقيقي r.m.s باز مي گردند . براي چنين انواعي عامل اختشاش شکل موج يک مقدار تاثير مي باشد. ديگر مبدل ها به دربافت ميانگين باز مي گردند و براي پاسخ به مقدار r.m.s يک مرجع سينوسي خالص تنظيم شده اند. اگر شکل موج ورودي به هم بريزد خطا ها بوجود خواهند آمد . براي مثال خطايي به علت آسيب ديدن سومين هارمونيک مي تواند بالغ بر يک در صد به ازاي سه درصد هارمونيک شود. اولين بار که دستگاه نصب شد استفاده کننده توقع دارد که دقت مبدل در طي زمان پايدارباقي بماند. استفاده از اجزاء داراي کيفيت بالا و نيز بررسي محافظه کارانه ي نيرو به اطمينان از پايداري طولاني مدت کمک خواهد کرد ولي شرايط محيطي مخالف يا ناسازگار مي تواند منجر به تغيير کارايي گردد که ممکن است نياز به جايگزيني آن در طي طول عمر دستگاه گردد.
۳-۲۲) تکنولوژي مبدل هاي ديجيتال
     مبدل هاي داراي سيستم نيروي ديجيتال از تکنولوژي مشابهي که در مورد رله هاي رقمي و ديجيتال که در فصل هفتم توضيح داده شده استفاده مي کنند. سيگنال هاي آنالوگ حاصل شده از CT’s و VT’s براي جلوگيري از بدنمايي فيلتر مي شوند ( با استفاده از مبدل A/P به ديجيتال تبديل مي شوند(  و سپس پردازش سيگنال براي بدست آوردن اطلاعات مورد نياز انجام مي گيرد. اطلاعات پايه در فصل هفتم ارائه گرديده است. نرخ نمونه برداري ۶۴  (نمونه/چرخه) يا بيشتر ممکن است مورد استفاده قرار گيرد و کلاس دقت آن به طور معمول ۰٫۵ مي باشد.
خروجي ها ممکن است هم ديجيتال و هم آنالوگ باشند . خروجي هاي آنالوگ به وسيله ي عوامل تاثير گزار روي دقت آنچنانکه در بالا توضيح داده شد تحت  تاثير قرار مي گيرند. خروجي هاي ديجيتال نوعا در شکل يک پيوند مخابراتي با انواع موجود RS232 و RS458 هستند زمان واکنش بسته به نرخي که مقادير به پيوند مخابراتي انتقال داده مي شوند و تاخبر در پردازش داده ها درد انتهاي دريافت کننده ممکن است در مقايسه با مبدل هاي آنالوگ قابل تحمل تر باشند . 
    در حقيقت همه ي مقادير تاثيري که يک مبدل آنالوگ سنتي را تحت تاثبر قرار مي دهند در مبدل هاي ديجيتالي نيز در برخي اشکال مشاهده مي شوند ولب خطاهاي ايحاد شده شايد خيلي کمتر از نوع مشابه در مبدل هاي آنالوگ بوده و نيز در يک چرخه ي زماني طولاني بسيار پابدار تر مي باشد.
مزيت استفاده از تکنولوژي رقمي در مبدل ها به صورت زير مي باشد:
۱- پايداري طولاني مدت بهبود شده
۲- اندازه گيري r.m.s با دقت خيلي بيشتر
۳- امکان ارتباطي بهبود يافته
۴- قابليت برنامه ريزي مقياس گزاري
۵- محدوده ي تغييرات گسترده تر از توابع 
۶- کاهش يافتن اندازه ي دستگاه
پايداري طولاني مدت بهبود يافته هزينه ها را به وسيله ي توسعه دادن اينتروال هاي بين کاليبراسيون مجرد کاهش مي دهد . اندازه گيري r.m.s با دقت خيلي بالا به استفاده کننده امکان استفاده از داده ها را با دقت بهتري روي منابعي با ميزان هارمونيک مشخص فراهم مي کند . امکانات ارتباتي بهبود يافته اجازه مي دهد که مبدل هاي زيادي پيوند ارتباتي مشابهي را به مشارکت گزارده و هر مبدل اندازه گيري هاي متعددي را فراهم آورد. اين مسئله منجر به صرفه جوبب در اتصالات سيمي و تعداد مبدل هاي مورد استفاده مي گردد . مقياس گذاري قابل برنامه ريزي موضعي يا ريموت يک مبدل اجازه مي دهد که مبدل را در محل مورد نظر مقياس بندي کرد. مقياس گذاري مي تواند براي انعکاس تغييرات در شبکه تغيير کرده يا در هر جاي ديگر مورد استفاده ي مجدد قرار گيرد . تغييرات مي تواند از راه پيوند ارتباطي دانلود شود بنابر اين نياز بازديد محل را از بين مي برد.
    همچنين اين عمل ريسک مقياس گزاري غلط را بوسيله ي استفاده کننده و باز گرداند مبدل به سازنده براي تنظيم کردن آن کاهش مي دهد . کار پرداز ها گستره ي وسيعي از مبدل ها را براي کاربرد ها ي بسيار و ورودي هاي در دسترس مناسب نگه مي دارند . بنابر اين زمان تحويل را کاهش مي دهند . مبدل ها در يک پکيج با گستره ي بسيار وسيعي از توابع موجود مي باشند بنابراين فضاي تجهيزات را روي تابلو برق کاهش مي دهند . توابع موجود شامل هارمونيک تا شماره ي سي و يکم ، انرژي و اطلاعات بار حداکثر مي باشند. مورد اخير براي مذاکره ي تعرفه مفيد مي باشند.
۴-۲۲) تکنولوژي مبدل هاي آنالوگ 
     همه ي مبدل هاي آنالوگ داراي مشخصه ي ضروري زير مي باشند:
الف) يک مدار ورودي داراي مقاومت ظاهري Zin   مي باشد.
ب) ايزولاسيون ( عدم وجود ارتباط الکتريکي) بين ورودي و خروجي
  • بازدید : 42 views
  • بدون نظر
این فایل در۸۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

ابداع كليدهاي جيوه اي فشار قوي در پنجاه سال قبل مسير توسعه تكنولوژي انتقال HVDC را هموار كرد. تا سال ۱۹۴۵، اولين لينك DC تجاري با موفقيت بكار گرفته شده بود و نمونه هاي بزرگتري در حال توليد بود. موقعيت تكنولوژي جديد موجب گرديد كه تحقيقات و تلاشها به سمت ساخت كليدهاي نيمه هادي پيش رود و تا اواسط دهه ۶۰، اين كليدها جايگزين كليدهاي قوس جيوه ي شدند. بعد تاريخي و پيشرفت هاي فني تكنولوژي HVDC بطور مفصل در مراجع بيان گرديده است. پيشرفت هاي قال توجه در بهبود قابليت اطمينان و ظرفيت كليدهاي تايريستوري موجب كاهش هزينه مبدل ها در مسافت‌هاي انتقال و در نتيجه افزايش قدرت رقابت طرح هاي DC شده است.
در هر حال عدم امكان خاموش كردن تايريستورها محدوديت مهمي در ملاحظات مربوط به توان راكتيو و كنترل آن پديد مي آورد. اين محدوديت موجب ظهور تجهيزات الكترونيك قدرت با قابليت هاي كنترلي بيشتر شده است براي نمونه IGBT , GTO، اما تا لحظه نوشتن اين مطالب، هيچكدام از اين دو بدليل ظرفيت مورد نياز، نتوانسته اند رقيب تايريستور در طرح هاي HVDC با ظرفيت زياد شود. از طرف ديگر ظرفيت اين تجهيزات جديد امكان توسعه تكنولوژي فراهم آورده FACTS را- موضوع اين كتاب- به منظور مقابله با مشكلات خاص موجود و با هزينه اي كمتر از هزينه HVDC فراهم آورده است.
طرح مباحث مربوط به انتقال DC در اين كتاب متناقض به نظر مي رسد زيرا اغلب  FACTS , HVDC در تكنولوژي رقيب محسوب مي شوند. مشكل به تغيير نادرست از كلمه «انتقال» بر مي گردد. انتقال معمولا بيانگر مسافت طولاني است در صورتيكه بخش بزرگي از لينك هاي DC موجود، اتصالات ميانب با مسافت صفر هستند. امروز، مرزهاي بين ادوات HVDC , FACTS، به نوع تجهيزات حالت جامد (تجهيزات حالت جامدي كه در حال حاضر در HVDC بكار مي روند، محدود به يكسوكننده هاي كنترل شده سيليكوني مي باشند) و ظرفيت طرح ارتباط دارد. بهرحال با بهبود ظرفيت و توانائي هاي تجهيزات جديد استفاده خواهد شد و در        FACTS سعي خواهد شد كه كنترل توان بصورت مستقيم تري انجام شود مثلا با توسعه اتصال دهنده توان مياني آسنكرون، يعني لينك HVDC پشت پشت. از اين رو مي توان لينك پشت به پشت را نيز جزء ادوات FACTS به حساب آورد و اين فصل در مورد همين كاربرد HVDC است.

معرفي شبكه هاي HVDC , AC و تكنولوژي انتقال DC با ولتاژ بالا (HVDC)
اتصال سيستم هاي AC با لينك DC:
در مسافت هاي كمتر از مسافت break-even  باري اتصال در سيستم يا ناحيه مستقل استفاده از انتقال توان بصورت AC ترجيح داده مي شود. براي اين منظور بايد برخي ملاحظات ضروري را كه برخي از آنها در زير آورده شده است رعايت كرد.
لينك بايد ظرفيت كافي براي برقراري عبور توان در مقادير موردنظر را داشته باشد و پس از وقوع اغتشاش سريعا به وضعيت قبل از اغتشاش باز گردد. وجود يا ساخت مراكز ديسپاچينگ با امكانات مخابراتي قابل اعتماد سريع. هر كدام از سيستمها بايد قابليت حفظ و كنترل فركانس عادي را داشته باشد و از همين دو بايستي بتواند ذخيره چرخان بلند مدت و كوتاه مدت كافي فراهم آورد. معمولا در اكثر كشورها نواحي جداگانه با كمبود توان مواجه مي شوند بويژه در زمان اوج مصرف كه فركانس شبكه بسيار پايين مي ماند (حفظ ذخيره چرخان ممكن نيست). در چنين مواردي اتصال ناحيه هاي بوسيله اتصال مياني به صورت سنگرون بسيار مشكل است. براي اتصال مياني آسنكرون، دو انتخاب وجود داردك يكي بوسيله انتقال HVDC و ديگري بوسيله يك پست پشت به پشت HVDC. انتخاب اول يعني انتقال HVDC زماني از نظر اقتصادي مقرون به صرفه است كه فاصله طولاني و مقدار انرژي تبادلي زياد باشد. در حالتي كه بخواهيم توان اضافي يك ناحيه را براي مدت كوتاهي به ناحيه ديگر انتقال دهيم و همچنين براي تقويت هر كدام از سيستم ها در مواقع اضطراري، HVDC 1شت به پشت انتخاب مناسب تري است.

مبدل HVDC:
براي تطابق لحظه اي ولتاژهاي طرف AC , DC در فرآيند تبديل (شكل ۳-۱)، بايد امپرانس سري كافي در طرف AC , DC مبدل قرار داده شود. با روش پيشين، اغلب تبديل منبع ولتاژ حاصل مي گرددو تغيير جريان DC بوسيله كنترل تايريستور امكان پذير است اگر راكتور هموار كنند بزرگي در طرف DC قرار داده شود، فقط پالس هاي جريان مستقيم ثابت از تجهيزات كليدزني عبور كرده  و به سيم پيچ هاي ثانويه ترانسفورماتور مي رود. پس از آن، اين پالس هاي جريان مطابق با نسبت تبديل و اتصال ترانسفورماتور، به طرف اوليه انتقال داده شده و به اين ترتيب يك مبدل جريان با امكان تنظيم ولتاژ مستقيم بوسيله كنترل تايريستور حاصل مي شود. تبديل ولتاژ در مبدل هي قوس جيوه بكار گرفته نشد زيرا حذف اغتشاش هاي توليد شده ناشي از قوس معكوس ناممكن بود.
 
تبديل ولتاژ AC.DC
طرح هاي تايريستوري، تغييرات سريع منبع ولتاژ مستلزم استفاده از امپدانس سري بزرگ است كه براي جبران توان راكتيو، مقرون به صرفه نيست، بنابراين دلايل، در طراحي مبدل هاي HVDC تبديل جريان توضيح داده مي شود. به منظور استفاده بهينه از مبدل و ولتاژ معكوس با پيك كم در دو سر كليدهاي مبدل، در مبدل هاي HVDC منحصرا از پل سه فاز شكل استفاده مي شود. با طرح هاي HVDC، فقط از اتصالات ساده ترانسفورماتورها استفاده مي شود. اين امر بدليل عايق هاي ترانسفورماتور است كه بايد قدرت تحمل ولتاژهاي متناوب همراه با ولتاژهاي مستقيم زياد را داشته باشد. با استفاده از اتصالات موازي ترانسفورماتور ستاره/ مثلث و ستاره/ ستاره مي توان به سهولت تعداد ۱۲ پالس را بدست آورد در شكل است، پايين ترين مولفه جريان هارمونيكي مشخصه آن هارمونيك يازدهم بوده و هزينه فيلتر بطور قابل ملاحظه اي كاهش يافته است.
 
كنترل سيستم HVDC: (كنترل آتش كليد)
آتش كردن كليد بر اساس اصول كنترل آتش هم فاصله صورت مي گيرد كه مبناي آن، يك نوسان كننده كنترل شده با ولتاژ است كه قطاري از پالسها را در فركانس كه مستقيما با ولتاژ كنترلي DC، Vc، متناسب است ارسال مي كند. در حال حاضر با اين روش، حلقه هاي كنترلي متعددي براي تامين ولتاژ Vc بكار مي روند. فاز هر كدام از پالس هاي آتش مي تواند بسته به ولتاژ خط AC سه فاز، سينوسي متقارن باشند (فركانس اصلي)،   براي تمام كليدهاي يكسان است. بايد به روشي زاويه فاز نوسان كننده به سيستم AC قفل شود. اين امر با متصل كردن Vc در يك حلقه فيدبك منفي بازاء جريان ثابت يا زاويه خاموشي ثابت انجام مي شود هنگام عملكرد در كنترل جريان ثابت، Vc از تقويت اختلاف (طخا) بين منبع جريان و جريان خط DC اندازه گيري شده بدست مي آيد، به اين وطيله يك حلقه كنترلي فيدبك منفي ساده بوجود مي آيد كه سعي دارد جريان ثابت را در مقداري بسيار نزديك به هنگاميكه جريان برابر مقدار مرجع شد، خطاي ثابت را در مقداري بسيار نزديك به هنگاميكه جريان برابر مقدار مرجع شد، خطاي تقويت شده (Vc) دقيقا برابر است با مقدار لازم براي اينكه فركانس نوسان كننده شش برابر فركانس منبع شود. خروجي هاي ring counter و در نتيجه پالس هاي كيت كليد به ولتاژ AC فازم عيني خواهند داشت. در عملكرد حالت ماندگار، اين فاز برابر زاويه آتشي   است. وقوع يك اغتشاش مانند لغت back end در سيستم DC موجب افزايش موقت جريان شده كه باعث كاهش Vc و در نتيجع كند شدن نوسان كننده مي گردد در نتيجه فاز نوسان كننده عقب افتاده و زاويه آتش   افزايش مي يابد. اين امر موجب كاهش مجدد جريان شده و سيستم نهايتا داراي همان جريان، همان Vc و فركانس نوسان كننده مي گردد اما فاز آن تغيير كرده است يعني   تغيير كرده است. سيستم كنترل نيز تغييرات فركانسي سيستم را دنبال خواهد كرد، كه در اين حالت نوسان كننده بايد فركانس خود را تغيير دهد، اين امر منجر به Vc متفاوت و در نتيجه جريان متفاوتي خواهد شد، اما با تقويت بهره زياد، خطاي جريان را كم مي كنند. اين طرح جريان ثابت، مد كنترلي اصلي در خلال يكسوسازي است، در طي inversion نيز، هر زمان كه كنترل جريان به عهده اينورتر است، به همين دطريق عمل مي شود. پاسخ سيستم كنترل سريع است، اما بدليل پاسخ هاي كندتر خط DC كه شامل خازن، اندوكتانس و راكتانس همواركننده است، اثر آن كم مي شود.
كنترل زاويه خاموشي اينورتر با يك حلقه فيدبك منفي كه بسيار شبيه حلقه جريان است انجام مي شود اختلاف بين   اندازه گيري شده و   تنظيم وتقويت شده و مانند قبل Vc را بوجود مي آورد با اين تفاوت كه   يك كميت نمونه برداري شده است نه يك كميت پيوسته براي هر كليد زاويه خاموشي بصورت اختلاف زماني بين لحظه صفر جريان و لحظه اي كه ولتاژ آن از صفر مي گذرد و مثبت مي شود تعريف مي گردد. براي هر پل شش مقدار   وجود دارد كه بايد اندازه گيري شود. در عملكرد حالت ماندگار متقارن، اين مقادير يكسان هستند. در حالت نامتعادل، مقداري كه بيشترين احتمال شكست كموتاسيون را با خود دارد كمترين مقدار   است.
  • بازدید : 48 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

ميكروفونها يا مبدلهاي الكتروآكوستيكي، دستگاههايي هستند كه تغييرات انرژي آكوستيكي را به انرژي الكتريكي تبديل مي كنند. (ضمناً عكس اين مطلب نيز در مورد بلندگوها صادق است). همانطور كه مي دانيم انرژي صوتي از نوع انرژي مكانيكي است و با جرم، محيط الاستيك و نيرو سر و كار دارد. بنابراين حفظ و انتقال انرژي صوتي (آكوستيكي) در برد زياد امكان پذير نيست. فرض كنيد انرژي صداي گفتگوي انسان به ميزان انرژي رعد و برق (مثلاً db130) باشد، البته مي دانيم كه برد انتقال اين انرژي محدود است، در صورتيكه اگر اين انرژي (صوتي) به انرژي الكتريكي تبديل شود هرگونه تغيير و تبديل روي آن براحتي امكان پذير مي شود. براي مثال، انرژي الكتريكي را مي توان بهر ميزان تقويت كرد و آنرا به هر نقطه در فواصل خيلي دور ارسال داشت. مثلاً بردن يك نوار ضبط صوت در هر نقطه و يا انتقال صداي گوينده اي كه در جلوي ميكروفون در استوديو در يك نقطه از جهان صحبت مي كند 
با توجه به ماهيت انرژي آكوستيكي دستگاههائي كه كار تبديل را انجام مي دهند به هر ترتيب با عمل مكانيكي سر و كار دارند و سيستمهاي نوسان كننده مكانيكي مطرح مي شوند. همانطور كه اگر شخصي در موقع صحبت كردن يك صفحه كاغذ را بطور كشيده در جلوي دهان خود قرار دهد، متناسب با دامنه و فركانس انرژي صوت كاغذ به ارتعاش درمي آيد، ممبران ميكروفون بر اثر صوت ارتعاش مي نمايد، با استفاده از پديده هاي فيزيكي مانند پديده هاي القاي الكترومانيتيك، اثر پيزد الكتريك، تغييرات ظرفيت خازن و تغييرات مقاومت گردد، ذغال انرژي اكوستيكي به انرژي الكتريكي تبديل مي كند.
قبل از پيشرفت علم الكترونيك و ساختن تقويت كننده هاي مناسب معمولاً از شرايط نامناسب معمولاً از شرايط نامناسب ميكروفون استفاده مي شد، زيرا اگر بخواهيم سيگنال خروجي ميكروفون بر حسب فركانس در نوار ۲۰ تا ۲۰۰۰۰ هرتز خطي باشد راندمان ميكروفون بسيار ناچيز خواهد بود. بطوريكه اگر سيگنال بلافاصله درون ميكروفون تقويت نشود بر اثر ضعيف بودن دامنه سيگنال نويز بسياري وارد شده و عملاً استفاده از سيگنال با كيفيت مناسب بدون استفاده از تقويت كننده امكان پذير نمي باشد.
بنابراين در محاسبه ميكروفون بدون استفاده از تقويت كننده سعي مي شود راندمان نسبتاً بالا باشد كه موجب باريك و نماصاف شدن پاسخ فركانس مي شود. مانند ميكروفون ذغالي كه داراي راندمان خوب بوده ولي پهناي نوار فركانس آن كم و ناصاف مي باشد. امروزه در بيشتر موارد از ميكروفونهاي با كيفيت خوب در امر صدابرداري در راديو و تلوزيون و استوديوها استفاده مي شود كه داراي تقويت كننده هاي اوليه الكترونيكي مي باشد.
ضمناً ميكروفونهاي با كيفيت عالي براي كارهاي دقيق اندازه گيري بدون نويز و بدون ديستورشن ساخته مي شود و در نوار فركانس ۲۰ تا ۲۰۰۰۰ هرتز پاسخ خطي دارند كه در آزمايشگاههاي تحقيقاتي از آنها استفاده مي شود.
ميكروفونها تغييرات فشار صورت درون محيط را به تغييرات مشابهي از ولت يا جريان در داخل مدار الكتريكي كه متصل به آن است تبديل مي نمايند. كه اين جريان وارد دستگاههاي تقويت كننده شده و پس از عمليات مختلف توسط بلندگو به انرژي صوتي تبديل مي شود. حال در اين فصل به معرفي انواع مختلف ميكروفونها مي پردازيم.

ساختمان ميكروفونها
ميكروفون ها از نظر ساختمانم به چند دسته تقسيم مي شوند. ميكروفون هاي ذغالي، ميكروفون هاي ديناميكي، ميكروفون هاي الكترومغناطيسي، ميكروفونهاي الكترواستاتيك، ميكروفون هاي نواري و ميكروفون هاي پيزوالكتريكي (كريستالي).

ميكروفونهاي ذغالي (كربن دار)
ميكروفون هاي ذغالي تشكيل شده از يك مخزن ذرات ذغال، اين ذرات ذغال ممكن است به اشكال مختلف هندسي تهيه شود. روي ذرات ذغال يك شاخكي قرار دارد كه به ديافراگم يا ممبران متصل است كه اگر در مقابل اين ممبران يل ديافراگم صوت ايجاد كنيم مرتعش مي گردد. ارتعاشات حاصل در ممبران، دقيقاً همان مشخصات ارتعاشات منبع صوت را دارا مي باشد. و اين تغييرات فشار عيناً به شاخك انتقال مي يابد. تغييرات ايجاد شده در ممبران يا شاخك باعث تغيير مقدار فشردگي ذرات ذغال به يكديگر شده كه در نتيجه مقاومت الكتريكي مجموعه مخزن تغيير مي يابد. و مشاهده مي كنيم كه متناسب با همان تغييرات فشار وارده روي ممبراتن جريان I كه از مدار عبور مي كند تغيير مي يابد. يعني توانسته ايم تغييرات فشار صورت را تبديل به جريان الكتريسيته نمائيم. كه اين جريان متغيير را مي توان بصورت فشار الكتريكي از دو سر مقاومت باز دريافت كرد.
اين ساده ترين و ارزانترين ميكروفون است كه از سال ۱۹۸۴ تا كنون از آن استفاده مي شود. اين ميكروفون داراي بازده با راندمان زيادي است. بنابراين بدون طبقات تقويت كننده مي توان از آن استفاده نمود. ولي در شرايط حرفه اي از آن استفاده نمي شود چون از نظر پهناي باند فركانسي مطلوب نمي باشد يعني پهناي باند آن وسيع نيست و كيفيت مطلوب و خوبي را دارا نمي باشد بنابراين از آن فقط براي انتقال سخن در تلفن و در راديو فقط در ارتباطات داخلي بين افراد استفاده مي شود. در شكل زير نمونه اي از يك پهناي باند فركانسي در يك ميكروفون ذغالي با فشار ثابت ديده مي شود.
ميكروفون ذغالي از لحاظ پاسخي فركانسي Frequency Response داراي دو اشكال اساسي و مهم مي باشد.
۱-عرض باند آن (پهناي باند فركانسي) محدود است به اين ترتيب كه هم از نظر فركانس هاي بالا و پايين در عبورش محدوديت دارد. پهناي باند فركانسي اين ميكروفون بين HZ300 تا HZ3500 نيز مي باشد.
۲-همين عرض باند نيز خطي نيست. منظور از خطي نبودن همان تغييرات سطح دامنه باند فركانسي نيز مي باشد. همانطور كه بيانم شد از اين ميكروفون در صنعت تلفن استفاده مي شود چرا كه در اين جا، فقط هدف ما رساندن پيام مي باشد و كيفيت صدا براي ما مطرح نيست. حتي اين نوع ميكروفون در دستگاههاي خانگي نيز استفاده نمي شود.

ميكروفونهاي ديناميكي (Moving Coil Nie)
ميكروفونهاي ديناميكي تشكيل شده از يك ممبران از جنس سبك نظير كاغذ، پلاستيك و با آلومينيوم كه يك سيم پيچ به ممبران (ديافراگم) متصل است و اين سيم پيچ مي تواند در داخل شكاف قطبين يك آهن ربا حركت نمايد. بنابراين وقتي كه فشار صوتي روي اين ممبران وارد مي آيد ممبران و در نتيجه سيم پيچ متصل به آن با همان ريتم تغييرات صوتي نوسان مي نمايند، از حركت سيم پيچ در داخل ميدان مغناطيسي يك جريان الكتريكي روي سيم پيچ القا مي گردد كه ريتم تغييرات اين جريان درست با ريتم تغييرات فشار وارده روي ممبران است.
اين ميكروفون، اولين خانواده ميكروفوني است كه بطور حرفه اي استفاده مي شود و در اين ميكروفون مغناطيس ثابت و سيم پيچ (Coil) متحرك و جرياني حدود دهم ميلي ولت ايجاد مي شود و در ميكروفون هاي حرفه اي حدود mv2/0 است.
علت اينكه اين ميكروفون ها در مصارف حرفه اي استفاده مي شود داشتن عرض باند خطي وسيعي است ولي قيمت آن بسيار گران مي باشد. اين ميكروفون ها نسبت به ميكروفون ذغالي راندمان كمتري دارد ولي داراي كيفيت بهتري است و در صنايع حرفه يا مخصوصاً در صدا و سيما بنحو احسن استفاده مي گردد و از اين ميكروفون براي ضبط گفتار استفاده مي شود. ضمناً براي زياد كردن راندمان اين نوع ميكروفون با قرار دادن سوراخ در پشت ديافراگم كه به فضاي خارج متصل باشد و با محاسبه سطح و طول سوراخ يك مقدار از انرژي صوتي را با ۱۸۰ درجه اختلاف فاز به پشت ديافراگم منتقل مي نمايند اين فيدبك به حركت به ممبران كمك كرده و راندمان 
ميكروفون زياد مي شود.
حساسيت ولتاژ مدار باز اين ميكروفون با پيچك متحرك (سيم پيچ) تقريباً برابر با ۵-۱۰×۴/۲ ولت بر ميكروبار، و يا db4/92 – دسي بل مي باشد و نسبت به ميكروفون خازني كريستالي (بعداً توضيح داده مي شود) از حساسيت كمتري برخوردار مي باشد. امپدانس خروجي ميكروفون حدود ۱۰ اهم است كه نسبت به ميكروفونهاي خازني و كريستالي خيلي ناچيز است و بوسيله ترانسفورماتور بالابرنده ولتاژ در بدنه ميكروفون عمل تطبيق امپدانس را انجام ميدهد. در ضمن ميكروفون الكتروديناميكي بدون تقويت كننده مقدماتي استفاده مي شود و مي توان با كابل نسبتاً طولاني سيگنال را از آن انتقال داد.
پاسخ فركانس اين نوع ميكروفون حدود ۱۰ تا ۱۴ كيلوهرتز مي باشد و در ضبط صداي گوينده و رپرتاژ و تئاتر و … از آن استفاده مي شود.

ميكروفونهاي الكترومغناطيسي (Moving Magnet Mic)
اين ميكروفونها از يك آهن رباي نعلي تشكيل يافته كه دور قطبين آن سيم پيچ قرار دارد و ممبران آن از جنس فولاد است و وقتي كه بر اثر ارتعاشات صوتي ممبران مرتعش مي گردد صفحه فولاد به دو قطب آهن ربا دور و نزديك مي شود، بنابراين ميدان مغناطيسي در دو قطب تغيير مي يابد و اين ميدان در داخل آهن ربا تغيير مي كند و روي سيم پيچها يك جريان الكتريكي القا مي گردد كه ريتم تغييرات ارتعاشات صوتي است كه روي ممبران وارد گرديده است. نوعي ديگر از اين ميكروفونها بدين صورت است كه بخشي از ممبران را كه در برابر قطبهاي آهن رباي NS دائمي است با پولكي از آهن رباي نرم مي پوشانند تا از لرزشهاي اين پولك آهني مقاومت مغناطيسي شكاف هوائي را تغيير دهد. بنابراين لرزش ممبران باعث ايجاد جرياني در سيم پيچهاي روي آهن ربا مي گردد.
راندمان اين ميكروفون   ميكروفونهاي ذغالي است ولي باند فركانسي وسيع تري دارد. اين ميكروفون بعلت وزن زياد آن در حال حاضر استفاده زيادي ندارد. و همچنين وزن زياد ممبران بازدهي ميكروفون را  در فركانسهاي بالا كاهش مي دهد.

ميكروفونهاي پيزوالكتريك (كريستالي) (Pizoelectric Mic)
بعضي از عناصر مانند بلور كوارتز، نمك راشل و دي هيدروفسفاتت آمونيم و مواد سراميكي ريخته شده از قبيل تيتانات دوباريم، داراي خاصيت پيزوالكتريك هستند. يكي از بلورها كه در مقابل حرارت پايدار و بصورت خطي كار مي نمايد. بلور كوارتز مي باشد كه در الكتروآكوستيك از آن براي ساختن ميكروفون، بلندگو و پيكاپهاي گرام استفاده مي شود. نوع بلوري كه بيشتر بكار مي رود بلور با برش X ناميده يم شود كه مانند شكل از بلور طبيعي بريده ايم شود.
ميكروفون كريستالي، ميكروفوني مي باشد كه در آن از خاصيت پيزوالكتريك بعضي از كريستالها استفاده مي شود بدين معني كه تغييرات فشار وارد بر روي اين نوع كريستال جريان متناوبي متناسب با فشار وارده در دو سر كريستال ايجاد مي كند.
دو نوع ميكروفون كريستالي وجود دارد، يكنوع از آن فشار صوت مستقيماً بر صفحه كريستال تأثير مي نمايد كه داراي بازده بسيار كم در حدود ۴/۰ ولت براي هر ميكروبار مي باشد و نوع دوم، فشار صوت به يك ممبران فلزي وارد مي شود و حركات ممبران بوسيله ميله اي كه در پشت آن قرار دارد به كريستال منتقل مي شود كه البته اين نوع داراي بازده بيشتري در حدود يك تا دو ميلي ولت بر ميكروبار مي باشد. از ميكروفون پيزوالكتريك تا ۸ سال پيش در ضبط صوتهاي خانگي استفاده ميشد. ولي هم اكنون ديگر استفاده نمي شود زيرا عرض باند آن حدود ۷ تا ۸ كيلوهرتز مي باشد كه پهناي باند آن كم است.
در نوع دوم ميكروفون كه ارتعاشات صوت توسط ديافراگم به كريستال منتقل مي شود و اختلاف پتانسيل دريافتي در خروجي زياد مي شود ولي پهناي باند نوار فركانس نسبت به حالت اول كمتر مي باشد.
پهناي باند نوار پاسخ فركانس ميكروفون كريستالي بين ۲۰ تا ۱۰۰۰۰ هرتز كه حدود ۵ دسي بل نسبت به حساسيت متوسط تغييرات دارد. حساسيت متوسط تغييرات دارد. حساسيت متوسط ميكروفون ۵۰ دسي بل براي يك ولت در هر ميكروبار است.

ميكروفونهاي نواري
اين ميكروفون از يك نوار كه در داخل يك ميدان مغناطيسي دائم، بطور آزاد مي تواند حركت كند تشكيل شده است. طرز كار آن مثل ميكروفون الكتروديناميكي است فقط بجاي سيم پيچ از يك نوار استفاده شده است. اين ميكروفون بعلت سبكي ممبران (ديافراگم)، باند فركانس خوب و حساسيت زياد دارد و در موسيقي ميتوان از آن استفاده نمود ولي راندمان آن كم است.
بعلت اينكه در ميكروفون هاي نواري فشار صوت در دو طرف ممبران با فازهاي مختلف برخورد مي كند بنابراين اشكالي در پهناي باند فركانسي آن بوجود مي آيد. همانطور كه مي دانيم اختلاف فاز به ابعاد نوار و طول موج صدا بستگي دارد. بدين معني كه در طول موجهاي بلند ابعاد ممبران قابل صرفنظر كردن مي باشد در صورتيكه در طول موج‌هاي كوتاه ابعاد ممبران نسبت به طول موج قابل چشم پوشي نيم باشد. بنابراين پهناي باند فركانس بطور يكنواخت عمل نكرده و در فركانسهاي بالا دچار افت مي گردد. در اين صورت ضريب الاستيسيته را كاهش مي دهند و تا حدود ۱۰ كيلوهرتز پهناي باند ادامه دارد البته در فركانسهاي پايين پاسخ فركانس حالت خطي را حفظ مي‌كند.
  • بازدید : 60 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در كاربردي كه ذكر شد در واقع يك منبع توليد كننده سيگنال AC با ولتاژ و فركانس مختلف نياز مي باشد. يك مبدل توان DC به AC مد سوئيچينگ (اينورتر) در اين نوع كاربردها استفاده مي گردد كه ورودي آن سيگنال DC و خروجي آن يك سيگنال AC مي باشد. اگر ورودي  اين اينورتر يك منبع ولتاژ DC باشد به آن اينورتر منبع ولتاژ (VSI)‌گويند و اگر ورودي آن منبع جريان DC باشد به آن اينورتر منبع جريان (CSI) مي گويند. كه CSI براي توانهاي بسيار بالا كاربرد دارد. در اينجا اينورتر مورد نظر، از نوع VSI  مي باشد.
همان طور كه در شكل ۱-۱ نشان داده شده است، اينورتر داراي دو پايه (B, A) مي باشد كه به بار تكفاز خروجي متصل گشته و آنرا تأمين مي كند. دو خازن با مقدار يكسان به صورت سري دو سر ولتاژ DC ورودي قرار گرفته است كه نقطه اشتراك آنها به زمين متصل مي باشد. كه اين اتصال باعث مي گردد كه ولتاژ دو خازن دقيقاً   گردد. يك الگوريتم سوئيچينگ شخصي را مي توان به چهار ماژول سوئيچ T1 ، T2، T3 و T4 جهت كنترل اينورتر براي ايجاد يك سيگنال سينوسي با فركانس و دامنه مورد نظر اعمال نمود. در ميان اشكال مختلف سوئيچينگ عملي، روش PWM (Pulse With Modulation) . بطور كلاسيك و وسيعتر بكار مي رود كه در اين مورد در بخشهاي بعد توضيح داده خواهد شد.
مدولاسيون پهناي پالس (PWM) ‍:
تكنيك مدولاسيون پهناي باند (PWM)، يك روش موثر براي كنترل فركانس و دامنه ولتاژ خروجي منحني باشد. شكلهاي كنترلي PWM مختلف كه در اينجا بررسي مي گردد اصولاً به دو دسته تقسيم مي گردد، يكي PWM بر اساس حامل مي باشد و ديگري PWM فضاي برداري مي باشد كه PWM فضاي برداري براي سه فاز مورد استفاده است كه مورد بحث اين پروژه نيست. در اينجا PWM بر اساس حامل براي دستگاههاي تكفاز مورد بررسي قرار      مي گيرد. شكل ۲-۱ يك شماي كلي از مدولاسيون PWM مي باشد:


(شکل ۲-۱)
جهت توليد يك ولتاژ سينوسي در فركانس مشخص مثلاً  f1، يك سيگنال كنترل سينوسي Vcontrol در فركانس مورد نظر (f1) با يك موج مثلثي (Vcarrier) مقايسه مي گردد شكل ۲-۱٫ در هر نقطه مشترك، يك گذر در شكل موج PWM با توجه به شكل ۲-۱ ظاهر مي گردد. وقتي Vcontro1 بزرگتر از Vcarrier باشد خروجي PWM مثبت مي شود و و قتي كوچكتر از Vcarrier باشد شكل موج PWM منفي خواهد شد. فركانس ولتاژ حامل (Vcarrier) در واقع فركانس سوئيچ (fs) اينورتر را بيان مي كند. (fs)، انديس مدولاسيون را براي اين سيستم داريم:
 
كه در اين رابطه Vcontro1 در ماكزيمم دامنه سيگنال كنترلي قرار مي گيرد، در حاليكه Vtri‌مقدار ماكزيمم سيگنال و مثلثي (حامل) مي باشد. همچنين نرخ مدولاسيون فركانسي بصورت زير تعريف مي گردد:
mf در واقع نرخ بين فركانس حامل و سوئيچينگ مي باشد؛ جزء اصلي ولتاژ خروجي (Vout)  نيم پل، داراي مشخصه معادله زير و منطقه مدولاسيون خطي مي باشد.
Vout=mi.Vd       mi≤۱٫۰
اين معادله نشان مي دهد كه نتيجه مورد نظر كه دامنه مي باشد بطور خطي با انديس مدولاسيون نسبت مستقيم دارد. مقدار mi از صفر تا ۱ را مي توان بعنوان محدودة كنترل خطي سيگنال حامل سينوسي PWM در خروجي تعريف كرد.
اشكال مختلف روش سوئيچينگ PWM :
تا به حال با مفاهيم مبدل توان DC به AC و مدولاسيون PWM آشنا شديم. در كاربردهاي تكفاز آنچه بطور خاص مورد نظر مي باشد ولتاژ خروجي است كه به بار منتقل مي شود. همانطور كه قبلا ديده شد، ولتاژ خروجي، اختلاف بين دو پايه A و B از پل ترانزيستوري    مي باشد. نكته ديگري كه مد نظر است مقدار THD (Total Harmonic Disturtion)   مي باشد كه بايد تا حدامكان مقدار كمي داشته باشد.
مدولاسيون PWm دو قطبي :
سوئيچينگ PWM دو قطبي در واقع يك شماي سوئيچينگ كلاسيك مي باشد كه براي اينورتر تكفاز بكار مي رود. جفت ترانزيستور (T4, T1) و (T3, T2) در شكل ۱-۱ روي لنگه هاي مختلف پل بطور همزمان روشن و خاموش مي گردند. ولتاژ خروجي در اين حالت بصورت دو قطبي (مثبت و منفي) مي گردد چون هيچ حالت صفري در آن وجود ندارد.شكل موج خروجي برابر ولتاژ نقطه VAO در شكل ۱-۱ مي باشد با اين تفاوت كه دامنه آن دو برابر مي باشد. اصول يك PWM دو قطبي را مي توان در معادله  زير خلاصه كرد:

عتیقه زیرخاکی گنج