• بازدید : 60 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب PDF تهیه شده وشامل موارد زیر است:

برخی از کارشناسان معتقدند نماز خواندن تنها غذاي روح انسان نیست , بلکه جسم انسانها
را نیز تقویت می کند و آنها را در مبارزه با مشکلات روزمره یاري می دهد . وقتی چشمها
در حالت نماز ثابت می ماند جریان فکر هم خود به خود آرام شده و در نتیجه تمرکز
فکر افزایش می یابد. ثابت ماندن چشم باعث بهبود ضعف و نواقصی مانند نزدیک بینی
می شود و به لحاظ روانی این حالت باعث افزایش مقاومت عصبی فرد شده و بیی خوابی و
افکار نا آرام را از انسان دور می کند.
ایستادن در حالت نماز باعث تقویت حالت تعادلی بدن شده و قسمت مرکزي مخچه که
محل کنترل اعمال و حرکات ارادي است را تقویت می کند و این عمل باعث می شود فرد
با صرف کمترین نیرو و انرژي به انجام صحیح حرکات بعدي بپردازد. نماز قسمت فوقانی
بدن را پرورش داده و ستون مهره ها را تقویت کرده و آن را در حالت مستقیم نگاه می
دارد. تقویت احشاء و ماهیچه هاي شکم , حفظ سلامت دستگاه گوارش و رفع یبوست
مزمن سوء هاضمه و بی اشتهایی از دیگر خواص نماز خواندن و رکوع در نماز است.
کارشناسان می گویند در حالت رکوع ماهیچه هاي اطراف ستون مهره ها منبسط می
شود کخ در متعادل و آرام کردن سمپاتیک موثر است.
مدت زمان خواندن ذکر رکوع نیز باعث تقویت عضلات صورت و گردن ساق پا و رانها می
شودو به این ترتیب به جریان خون در قسمتهاي مختلف بدن سرعت می بخشد.
تنظیم متابولیسم بدن فراهم نمودن زمینه از بین رفتن اکثر بیماري ها از بدن , کمک به
افزایش حالت استواري و استحکام مغز و بهبود ناراحتی هاي تناسلی و نارسایی هاي
تخمدان از دیگر خواص رکوع در نماز است.
سجده نیز ستون مهره هاي بدن را تقویت کرده و دردهاي سیاتیک را آرام می کند. سجده
علاوه بر از بین بردن یبوست و سوء هاضمه ,پرده دیافراگم را تقویت کرده و به دفع مواد
زاید بدن به دلیل فشرده شدن منطقه شکمی کمک می کند.
سجده همچنین باعث افزایش جریان خون در سر شده که این امر با تغذیه این غدد باعث
حفظ شادابی , زیبایی و طراوت پوست می شود.
حالات سجده به واسطه باز شدن مهره ها از یکدیگر باعث کشیده شدن اعصابیکه
قسمتهاي مختلف بدن را به مغز وصل می کند,شده و این اعصاب را در یک حالت تعادلی
قرار می دهد که این عم براي سلامت انسان بسیار حائز اهمیت است
سجده باعث آسودگی و آرامش در فرد شده و عصبانیت را تسکین می دهد. استحکام
بخشیدن و تقویت عضلات پاها و ران ها , کمک به نفخ معده و روده , بهبود فتق , از
خواص نشستن بعد نماز است.
روشن است که نماز فلسفی خاص خود را دارد که معراج مومن و مایه ي قرب به حق است
و آن را باید فقط براي خداوند تعالی خواند و نه به انگزه فواید و آثاري از این دست, ولی
آگاهی از این دست نظرات علمی نیز می تواند براي برخی مفید باشد.

  • بازدید : 53 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

متابولیسم شامل همه واکنشهای شیمیایی است که کار دستگاههای موجود زنده را برقرار میدارند؛ متابولیسم را به طور کلی سه فرایند فرعی یعنی تغذیه، تنفس سلولی و ترکیب تشکیل میدهد.
تغذیه
تغذیه به معنای فراهم ساختن مواد خام لازم برای بقای حیات است. همه موجودات زنده وابستگی مداوم به این مواد خام دارند، زیرا تداوم زندگی با مصرف شدن بدون انقطاع دو کمیت اساسی، یعنی انرژی و ماده همراه است. موجود زنده از این نظر به یک موتور مکانیکی یا در واقع به هر سیستم عمل کننده دیگر همانند است. انرژی برای مصارفی چون: نیرو بخشیدن به این سیستم برای برقرار داشتن کار اجزا و ادامه فعالیت آن ـ مختصر آنکه، برای استمرار کنش آن ـ مورد نیاز است
گروه دیگر جانداران که هتروتروفها را تشکیل میدهند، نمی توانند غذای آلی مورد نیاز خود را از مواد اولیه بسازند و از این رو ناگریز باید به منابع غذای آلی از پیش آماده شده وابسته باشند، هتروتروفها عبارتند از: جانوران، قارچها، اکثر باکتریها و به طور کلی همه جاندارانی که الزاماً باید از غذای آلی موجود در پیکر جانداران دیگر، اعم از زنده یا مرده، استفاده کنند. عمل خوردن در جانوران، یکی از روشهای معروف دستیابی به غذای آلی از پیش آماده شده است. 
بنابراین، جانداران اتوتروف می توانند در محیط زیست کاملاً فیزیکی به زندگی ادامه دهند، حال آنکه هتروتروفها که قادر به ساختن غذای آلی مورد نیاز خود نیستند، برای زنده ماندن، علاوه بر محیط زیست فیزیکی به جانداران محیط نیز نیاز دارند. 
تنفس سلولی
همه غذاها ترکیباتی شیمیایی هستند و به این جهت انرژی شیمیایی دارند. تمام موجودات زنده به انرژی شیمیایی که از غذا حاصل میشود وابسته اند. در پیکر جاندار، بعضی از انواع غذاها طی یک سلسله واکنش شیمیایی انرژی زا تجزیه میشوند و انرژی حاصل از این واکنشها به مصرف ادامه فعالیتهای حیاتی میرسد. سیستمهای زنده از این جهت شباهتی اساسی به ماشینهای معمولی دارند.
مثلاً در یک موتور بنزینی یا در موتور بخار، سوخت بوسیله عمل سوختن تجزیه میشود و از این فرایند، انرژیی آزاد میشود که موتور را به کار می اندازد. مواد غذایی نیز در ماشین «زنده» به گونه سوخت عمل میکنند. واقع امر این است که غذای آلی و سوخت موتور به یک دسته از مواد شیمیایی تعلق دارند. از این گذشته، غذای آلی به طریقی که در واقع نوعی سوختن است، تجزیه میشود و سپس انرژیی که از این تجزیه حاصل می آید، «ماشین» زنده را بکار می اندازد. فرایند دستیابی به انرژی از راه تجزیه مواد غذایی در موجود زنده را تنفس سلولی می نامند. تنفس دومین فعالیت عمده ماده زنده است: یعنی منبع اصلی نیرویی است که همه فرایندهای حیاتی ـ مثل تغذیه و حتی تنفس ـ را برقرار میدارد. برای اینکه تغذیه و تنفس ادامه یابند، فراهم بودن انرژی حاصل از تنفس ضرورت دارد. 
سنتز
غذا را به صورت ماده ساختمانی نیز به کار میرود. پیکر موجود زنده باید از اجزای تشکیل دهنده غذا ساخته شده، به وسیله آنها سالم نگه داشته شود. بنابراین، مواد شیمیایی سازنده ماده زنده ـ مثلاً ماده سازنده پوست بدن یا قلب ـ در اصل همانند مواد شیمیایی سازنده غذاها هستند. اینکه گفته میشود، « پیکر شما از آنچه می خورید ساخته شده است » واقعیت دارد. عکس این گفته نیز درست است. از آنجا که مواد غذایی و اجزای سازنده پیکر موجودات زنده در اساس همانندند و غذا سوخت سلول است، موجود زنده می تواند مواد پیکر خود را به عنوان سوخت مصرف کند. کسانی که به هنگام پرهیز غذایی خوراک خود را محدود میسازند، مقداری از ماده سازنده بدنشان در تنفس سلولی به عنوان سوخت به مصرف میرسد؛ که حاصل آن کم شدن وزن آنان است. طبیعت ماده زنده این است که همواره خود را تجزیه کند و به مصرف برساند. ماشین زنده نمی تواند میان سوخت خارجی و اجزای ساختمانی درونی فرق بگذارد، زیرا هر دو در اساس یکی هستند. بنابراین، موجودات زنده ساختمانی ناپایدار دارند؛ اما به یاری ماده غذایی با این ناپایداری مقابله میکنند. و این اجزای نو، جانشین اجزای فرسایش یافته میشوند. ماده زنده بدین گونه لحظه به لحظه تغییر میکند. از آنجا که تخریب و انهدام ماده زنده و ساخته شدن مجدد آن به موازات یکدیگر انجام می گیرد، ماده سازنده آن همواره « استخلاف » می شود؛ بدین معنی که، الگوی ساختمانی ماده زنده بدون تغییر می ماند، در حالی که تقریباً هر ذره سازنده آن دیر یا زود به وسیله ذره ای دیگر جانشین می شود. از این گذشته، اگر وارد شدن مواد ساختمانی نو در ماده زنده سریعتر از فرسایش مواد قبلی انجام گیرد، جاندار رشد می کند. رشد، نتیجه آشکار بکار رفتن ماده غذایی در ساختمان ماده زنده است. به مجموع فرایندهایی که طی آنها ماده غذایی به اجزای نو تبدیل می شود سنتز (ترکیب) گویند. ترکیب سومین کنش اصلی همه موجودات زنده است. ترکیب مانند سایر کنشهای حیات به انرژی نیاز دارد و تنفس باید این انرژی را فراهم آورد. 
ساختمان دقیق سلول 
سطح سلول
هر سلولی را غشایی پلاسمایی احاطه میکند که غالباً ضخامت آن از ۱ ۰/ ۰ میکرومتر کمتر است و غشای پلاسمایی در همه کنشهای  سلول نقشی حساس ایفا میکند؛ زیرا، هر یک از این کنشها، مستقیم یا غیر مستقیم، به جذب مواد از خارج، یا دفع مواد از داخل، یا به این دو فرایند، وابسته است. غشای پلاسمایی به طور کلی نوع موادی که وارد سلول، یا از آن خارج می شوند و مقدار آنها را معین میکند. بعضی مواد به آسانی از غشای پلاسمایی رد می شوند؛ بعضی مواد به کندی، یا فقط در اوضاع خاصی می گذرند، انواعی از مواد هم به هیچ وجه نمی توانند به طور طبیعی از این غشا عبور کنند. غشای پلاسمایی خاصیت جذب انتخابی دارد؛ یعنی میان موادی که از آن رد می شوند تفاوت قائل می شود. این تفاوت در نفوذپذیری غشا، به طور عمده ناشی از آن می شود که ماده قابل نفوذ چه نوع تاثیر متقابلی با مولکولهای سازنده غشای پلاسمایی داشته باشد. بنابراین، مطالعه خصوصیت سطح سلول را با پژوهشی درباره ساخت غشا آغاز می کنیم.
ساخت غشا    
بسیاری از اندامک های درون سلولی به طور کلی از غشا ساخته شده اند؛ و هسته سلولهای یوکاریوت را غشایی دو لایه، از  سیتوپلاسم جدا می سازد. ترکیب غشاهایی که جزء این ساختهای درون سلولی هستند، به ساختمان کلی غشای پلاسمایی شباهت دارد از جمله اینکه همه انواع غشاهای سلولی به طور عمده از پروتئین و لیپید ساخته شده اند. پروتئینها معمولاً بخش اعظم غشا را تشکیل می دهند. علاوه بر این، در غشای بیشتر سلولها مقادیر متفاوتی از گلیکوپروتئین و گلیکولیپید نیز وارد است. ساختمان بعضی غشاها محتوی مقدار نسبتاً زیادی کلسترول است. اما بخش اعظم لیپید غشای پلاسمایی فسفوگلیسرید است. «سر» مولکول فسفوگلیسرید  طبیعی سلول یونیزه می شود؛ اما «دم» این مولکول معمولاً بدون بار می ماند. وقتی که مولکول فسفوگلیسرید در آب PH تحت تاثیر قرار می گیرد، منطقه قطبی آن واکنشی کاملاً متفاوت از واکنش منطقه غیر قطبی نشان می دهد. «سر» قطبی گرایش به تولید پیوندهای هیدروژنی با مولکولهای آب پیدا میکند. از این رو، منطقه باردار مولکول فسفوگلیسرید، آب پذیر، نامیده میشود. اما منطقه های غیر قطبی این مولکولها تمایل به جمع شدن به دور هم را پیدا میکنند، به طوری که سطح تماس آنها با آب به حداقل میرسد. بنابراین «دم» 
مولکول این لیپیدها را، آب ناپذیر، می نامند. مطالعات بسیار تایید کرده است که مولکولهای فسفوگلیسرید غشا، به صورت لایه های مضاعف یا لایه های مضاعف مولکولی، مرتب شده اند. « سر » قطبی مولکول فسفولیپید و دیگر لیپیدهای منسوب بدان، با محلولهای
آبی درون سلولی و برون سلولی تماس دارد، حال آنکه « دم » غیر قطبی آن متوجه منطقه میانی دو لایه مولکولی است و از تماس با مولکولهای آب دور می ماند. شکل ساختمان مولکول لیپیدهای غشای پلاسمایی به خوبی شناخته شده است و حال آن که اطلاع از انواع پروتئینهای غشا و رابطه ساختمانی و کنش آنها نسبتاً کم است. ساختمان پروتئینها را نمی توان تشخیص داد مگر آنکه آنها را از غشا استخراج کنند و خالص سازند. اما اکثر پروتئینهای غشا قابل استخراج نیستند مگر با استفاده از شیوه های شیمیایی موثر و این شیوه ها هم غالباً تمامیت کنش و نیز تمامیت آبگون، برای ساخت غشا بیشتر از همه مورد قبول واقع شده است. این مدل که در وهله به وسیله اس. ج . سینگر در سال ۱۹۷۱ پیشنهاد شد، غشای سلول را به صورت موزاییکی از لیپید و پروتئین نشان میدهد. سینگر ساختمان اساسی غشاهای سلولی را به کوههای یخی ( پروتئینها ) تشبیه کرده است که در دریا ( لیپید ) شناورند. بدین ترتیب مولکول های پروتئین را به صورتی در نظر می گیرند که در سطح غشا، حرکتی جانبی دارند و رابطه ساختمانی پروتئینها را با لیپیدها متغیر، نه ثابت، به شمار می آورند.
 طبق مدل موزاییک ـ آبگون پروتئینهای غشا را، بسته به اینکه تا چه حد به درون دو لایه لیپیدی غشا نفوذ کرده باشند، عمقی یا سطحی دسته بندی میکنند. در واقع، گمان میرود که مولکول بعضی از پروتئینها به اندازه ای درشت است که از سطح بیرونی غشا تا سطح درونی آن امتداد دارد. پروتئینهای سطحی را طوری نشان میدهند که در عمق کم غشا جای دارند یا اتصال شان با سطح آن سست است. ظاهراً بعضی از پروتئینهای سطحی، روی سطح غشا، سر به سر به هم می پیوندند و هر یک از مولکول های این زنجیر به یکی از پروتئینهای عمقی که از دو لایه لیپیدی غشا بیرون زده است، متصل می شود. احتمالاً نحوه اتصال این زنجیرهای سطحی به پروتئینهای عمقی، استحکام مکانیکی غشا را افزایش میدهد. 
 فرضیه مدل موزاییک ـ آبگون را مدارکی که از راه شیوه های گوناگون پژوهشی به دست آمده اند، تایید می کنند. مثلاً با استفاده از شیوه خاصی ( فریز ـ اچینگ ) که بر اساس رویت مستقیم غشاست، مدارکی فراهم آمده است. در این شیوه سلولها را در نیتروژن مایع منجمد می کنند. سپس غشای سلول منجمد شده از ضخامت شکاف برمی دارد و دو لایه لیپیدی آن از یکدیگر جدا می شوند و منطقه میانی غشا را نمایان می سازند. آزمودن این لایه های شکافته شده لیپیدی با میکروسکوپ الکترونی، دانه های متعددی را نشان میدهد که از سطح میانی هر دو لایه بیرون زده است. اگر این لایه های شکافته شده را به همین روش مورد آزمایش قرار دهند و از زیر بنگرند، ذراتی را که منظره کوههای یخی دارند در آنها خواهند دید. آزمایشهای جدیدتر تایید کرده اند که این ذرات پروتئینهای غشا هستند و بعضی از آنها در تمام ضخامت غشا امتداد یافته اند. ارتباط ساختمانی گلیکوپروتئینها، گلیکو لیپیدها و دیگر اجزای سازنده غشا با یکدیگر، به درستی شناخته نشده اما معلوم شده است که بخش هیدراتهای کربنی بسیاری از مولکولهای گلیکوپروتئینها در سطح سلول به سوی محیط بیرون سلولی امتداد یافته است. ظاهراً بعضی از گلیکوپروتئینها برای مواد مختلفی که به سطح سلول متصل می شوند ، چون «گیرنده مولکولی » عمل میکنند. 
نفوذ پذیری غشا 
غشاهای سلولی نسبت به انواع زیادی از مواد نفوذ پذیرند، اما همه غشاها برای همه مواد نفوذ پذیر نیستند. تخصص کنشهای درون سلولی و برون سلولی بیشتر به تفاوت موجود در خاصیت نفوذ پذیری اجزای غشایی سلولها وابسته است. با وجود این، می توان چند نتیجه کلی درباره نفوذ پذیری غشا گرفت. 
۱) مواد محلول در چربی معمولاً سریعتر از مواد نامحلول در چربی از غشاهای سلولی می گذرند. بسیاری از مواد محلول در چربی می توانند مستقیماً از دو لایه لیپیدی غشاهای سلولی بگذرند. مواد نا محلول در چربی مثل آب، نمی توانند به آسانی از منطقه آب ناپذیر میان دو لایه لیپیدی بگذرند. 
۲) مواد غیر قطبی که فاقد گروه اتمهای دارای بار الکتریکی هستند، غالباً آسانتر از مواد قطبی، از غشای سلولی می گذرند که شاید بدین سبب باشد که مواد غیر قطبی معمولاً از ترکیبات یونی در چربیها محلول ترند. 
۳) مولکولهای کوچک بسیار آسانتر از مولکولهای بزرگ از غشا می گذرند. مثلاً غشای پلاسمایی نسبت به مولکولهای پروتئینی اساساً
نفوذ ناپذیر است. اما در مورد امکان عبور مواد از غشا، غالباً قابلیت انحلال آنها در لیپید مهمتر از اندازه مولکول آنهاست. روی این اصل، مولکولهایی که قابلیت انحلالشان در لیپید بیشتر است، معمولاً سریعتر از مولکولهایی که قابلیت انحلال کمتری دارند، از غشای پلاسمایی می گذرند. 
انتشار ـ مواد معدودی از قبیل آب، اکسیژن و دی اکسید کربن تقریباً از همه غشاهای سلولی با فرایند انتشار به آسانی می گذرند. این فرایند عبارت است از انتقال ذرات از منطقه پر تراکم به منطقه کم تراکم مثلاً دی اکسید کربن در سلول به صورت فرآورده فرعی تنفس، متراکم می شود و به آسانی از درون سلول به خارج که تراکم دی اکسید کربن کمتر است، منتشر می شود. فرایند انتشار در جابه جایی مواد درون سلولی نیز نقش مهمی ایفا میکند. زیرا گاه اتفاق می افتد که ذرات در درون سلول توزیع نامساوی داشته باشند؛ بنابراین انتشار توزیع آنها را یکسان می سازد. انتشار مواد پدیده آشنایی است. اگر شیشه عطری را در گوشه اتاقی باز کنند، بوی عطر سرانجام تمام فضای اتاق را، حتی اگر هوا ثابت باشد، پر می کند. یا اگر یک قطره جوهر را در سطح لوله آزمایش پر از آب رها کنند، طولی نمی کشد که جوهر در تمام آب لوله آزمایش پخش می شود. فرآیند انتشار نتیجه مستقیم جنبش دمایی ذرات است. میزان تراکم هر نوع ماده در یک محلول، نسبت مستقیم با تعداد ذرات آن ماده در واحد حجم حلال دارد. 
انتقال از غشا ـ گرچه مولکولهایی چون آب، اکسیژن، دی اکسید کربن، بعضی مواد معدنی و بالاخره بعضی از مواد غذایی، معمولاً به وسیله انتشار ساده به درون سلول وارد و از آن خارج می شوند، بیشتر مواد باید با مکانیسم انتقال ویژه ای از خلال غشا « عبور » داده شوند. مثلاً مولکولهای قند، اسید آمینه ها، نوکلئوتیدها و بسیاری از یونها، حتی وقتی که تراکمشان در یک طرف غشا بسیار زیادتر از طرف دیگر آن باشد، نمی توانند از خلال غشا بگذرند. برای اینکه این گونه مواد از غشا بگذرند باید نخست با نوعی مولکول ناقل که در سطح غشاست، پیوند شوند. بنابراین، قابلیت نفوذ پذیری غشای سلول، دست کم تا اندازه ای به وسیله نوع و تعداد مولکولهای ناقلی که در غشای آن سلول وجود دارند، معین می شود. گرچه چند نوع مولکول ناقل که پروتئین نیستند، از غشای پلاسمایی به دست آمده و توصیف شده اند اما عموم مولکولهای ناقل را پروتئینهای آنزیم مانندی تشکیل می دهند که آنها را پرمه آز می نامند. بعضی مواد را مولکولهای ناقل فقط از منطقه پر تراکم به منطقه کم تراکم انتقال می دهند که این نوع انتقال را «انتشارتسهیل شده» می نامند. در این نوع انتقال، چنان که از نام آن برمی آید، مولکولهای ناقل انتشار مواد را به درون یا بیرون سلول آسان می سازند، بدون اینکه جهت سیر طبیعی مواد را تغییر دهند. در مواردی دیگر مولکولهای ناقل مواد را « سربالایی »، یعنی از منطقه کم تراکم به منطقه پر تراکم، انتقال می دهند. این فرایند، بر خلاف انتشار تسهیل شده، نیازمند مصرف شدن انرژی در سلول است و به این جهت    است. مثلاً سلولهای تار کشنده بسیاری از گیاهان می تواند مواد غیر آلی ATP آن را انتقال فعال می نامند. غالباً منبع این انرژی 
محلول را در صورتی هم که تراکم آنها در خاک کمتر از تراکمشان در درون سلول باشد، جذب کند. هر گاه سلولی از به مصرف           منع شود، این عمل « تلمبه زدن » که مواد را با انتقال فعال از خلال غشا عبور می دهد، معمولاً ATP رساندن انرژی ذخیره در  
متوقف می شود. مثلاً گلوکز و بعضی از اسیدهای آمینه در اوضاع خاصی به وسیله انتشار تسهیل شده وارد سلول می شوند و در موارد دیگر به وسیله انتقال فعال. زیست شناسان در آغاز راه شناختن چگونگی انتقال مواد از غشا هستند. برای توضیح اینکه مولکولهای ناقل چگونه مواد را از خلال غشا عبور می دهند، فرضیه های متعددی پیشنهاد شده است. بنابر یک مدل پیشنهادی، وقتی که مولکول ناقل با ماده قابل انتقال برخورد می کند، شکل سه بعدی آن مولکول تغییر می یابد. شکل تغییر یافته مولکول، ماده قابل انتقال چسبیده به آن را از یک سوی غشا به سوی دیگر آن انتقال می دهد و در آنجا از آن جدا می شود. قبول یا رد این مدل، چون دیگر فرضیه های انتقال از غشا، در انتظار نتایج آزمایشهای بیشتری است. 
ساختمانهای سطحی تخصص یافته 
سطوح سلولی به راههای گوناگونی تخصص یافته اند؛ که بعضی از این تخصص یافتنها بر قابلیت انتقال بین سلولی مواد، در سلولهای ویژه ای می افزایند. مثلاً سطح آزاد سلولهای پوشاننده روده باریک را زایده های حاصل از چین خوردن غشا که پرزهای ریز نامیده می شوند، تشکیل می دهند. این زایده ها سطح سلول را افزایش فراوان می دهند و در نتیجه، منطقه جذب بسیار وسیعی را فراهم می آورند. برخی از سلولها مواد را به درون حبابهای محدود به غشا و موسوم به واکوئل، دفع یا از آنجا جذب می کنند. مثلاً بعضی از سلولها، قطره های مایع یا ذرات جامد را با ایجاد برجستگیهایی در غشای پلاسمایی خود جذب می کنند. هر قطره مایع یا ذره جامدی که در فاصله دو تا از این برآمدگیها قرار گیرد، در درون واکوئلی که از به هم پیوستن انتهای برآمدگیها حاصل می شود، محصور میماند همه انواع فرو بردنهای مواد به درون سلول، صورتهای مختلف پدیده عمومی حرکت آمیبی هستند که در آن زایده های انگشت مانند یا پاهای کاذب در هر جای سطح سلول تشکیل می شوند. بعضی از جلبکها و پروتوزوئرها از جمله آمیب، به وسیله پاهای کاذب خود جا به جا می شوند و تغذیه می کنند. اقسام زیادی از سلولهای حیوانی نیز قادر به حرکت آمیبی هستند؛ مثلاً بسیاری از سلولهای جنسی ماده به هنگام لقاح، سلول جنسی نر را در خود فرو می برند و گروههای متعددی از سلولهای خون می توانند ذرات خارجی، باکتریها و دیگر اجسام بالقوه زیان بخش را در خود فرو برند. وقتی که سلول ذره ای را به شیوه آمیبی « می بلعد » فرایند فاگوسیتوز، و هنگامی که قطره های مایعی را فرو می برد، آن را پینوسیتوز می نامند. گاه این دو فرایند، با هم، اندوسیتوز، نامیده می شوند. 
بسیاری از سلولها، موادی را به روش عکس اندوسیتوز ترشح یا دفع می کنند که در این حال فرایند را اکزوسیتوز نامند. در این مورد واکوئل های محتوی مواد خارج شونده از درون به غشای پلاسمایی می چسبند و محتویات خود را به بیرون می ریزند. 
سطح سلولها به راههای بسیار دیگری نیز تخصص حاصل می کند. از جمله، اکثر غشاهای پلاسمایی برهنه نیستند بلکه به طور نسبی یا کامل، به وسیله مواد برون سلولی پوشانیده شده اند. در سلولهای گیاهی، که به دور غشای پلاسمایی خود دیواره سلولی دارند، این مرزهای بیرونی را آسان تر می توان مشاهده کرد. دیواره سلولی که بسیار ضخیم تر و سخت تر از غشای پلاسمایی است، باعث می شود که بافتهای گیاهی سفت تر از بافتهای حیوانی باشند. 
در جریان رشد و نمو سلول گیاهی دیواره سلولی اولیه در آن تشکیل می شود. سلول های کامل شده ای که دیگر رشد نمی کنند، مواد دیگری بر سطح داخلی دیواره سلولی اولیه خود می افزایند که این مواد دیواره سلولی ثانویه را بوجود می آورند. 
سلولهای گیاهی مجاور هم را تیغه نازکی از مواد چسباننده موسوم به تیغه میانی به یکدیگر متصل می دارد. در موارد بسیاری، این گونه سلولها را رشته های نازک سیتوپلاسمی یا پلاسمودسماتا  نیز که از خلال دیواره سلولی و تیغه میانی می گذرد، به هم مربوط می سازد. سلولهای گیاهی که مستقیماً در معرض هوا هستند نیز بر سطح خارجی خود علاوه بر دیواره سلولی، کوتیکول ترشح می کنند.
کوتیکول که از مواد مومی و چربی تشکیل شده، سلولهای سطح خارجی را تا حدی نسبت به آب غیر قابل نفوذ می سازد. عموم سلول های جانوری و بسیاری از جلبکها و پروتوزوئرها، بر خلاف سلولهای گیاهی فاقد دیواره بیرونی هستند. غشای پلاسمایی این سلولها را معمولاً پوششی در بر می گیرد که نرمتر از دیواره سلولی است. این پوشش در بعضی از سلولها، نقشی محافظت کننده ایفا می کند. مثلاً سلولهای پوست اکثر پستانداران و از جمله سلولهای پوست بدن آدمی، نوعی پروتئین به نام کراتین ترشح می کند. کراتین، بعضی دیگر از ساختهای سطحی بدن حیوان از قبیل مو، ناخن و پر را نیز می پوشاند. ماده سخت دیگری مشابه کراتین، به نام کیتین بخش عمده پوشش خارجی انواع خرچنگها و حشرات را تشکیل می دهد. پوشش بعضی از انواع غشای پلاسمایی بسیار نرمتر و فوق العاده نازکتر از این مواد است. مثلاً لایه مخاطی که غشای پلاسمایی انواع زیادی از جلبکها را می پوشاند مانع تبخیر بیش از حد آب از سیتوپلاسم می شود. از سطح غشای پلاسمایی از انواع سلولهای جانوری، چنان که قبلاً بیان شد، مولکولهای گلیکوپروتئین و گلیکو لیپید، به سوی محیط برون سلولی امتداد یافته اند. غالباً این مولکولها، نوعی پوشش سلولی یا گلیکوکالیکس تشکیل می دهند که در بسیاری از تصاویر حاصل از میکروسکوپ الکترونی مشاهده می شود. دست کم بعضی از مولکولهای گلیکوکالیکس محتوی گیرنده های شیمیایی هستند و به سلول امکان می دهند تا تغییرات محیط برون سلولی را بشناسد و به آن واکنش کند. 
ساختهای پیوند دهنده ـ سلولهای تشکیل دهنده بافتهای گیاهی و جانوری را ساختهای تخصص یافته گوناگونی به یکدیگر متصل یا مربوط می سازند. نام پلاسمودسماتا، یعنی رشته های سیتوپلاسمی ربط دهنده بعضی از انواع سلولهای گیاهی، قبلاً به میان آمد. سلولهای بافتهای متراکم حیوانی را غالباً ساختهای پیوند دهنده موثرتری پیوسته به هم نگه می دارند. پیچیده ترین این گونه ساختها دسموزوم است. ساختمان دسموزوم بدین صورت است که دو بخش کوتاه از غشای دو سلول مجاور هم ضخیم شده و دقیقاً به موازات یکدیگر قرار دارند به طوری که فضای بین سلولی نسبتاً وسیعی آن دو بخش را از همدیگر جدا می سازد. فضای بین سلولی محتوی دسته تارهای نازکی است که گمان می رود، غشاهای سلولی مجاور را محکم به یکدیگر متصل می دارند. از جمله مناطق تخصص یافته دیگر سطح غشای سلولی، پیوند محکم است که در آن غشای دو سلول مجاور به گونه ای به هم جوش می خورند که فضای بین سلولی در میانشان باقی نمی ماند. نوع دیگر، پیوند فاصله دار است که در آن دو غشای پلاسمایی به وسیله ذرات متراکم کوچکی از یکدیگر جدا می شوند. در بعضی موارد سیر بین سلولی مواد، ظاهراً در پیوندهای محکم و پیوندهای فاصله ای صورت می گیرد و مشاهده شده است که پلهای سیتوپلاسمی کوچکی این ساختها را قطع می کنند. 
ساختهای جنبنده ـ بسیاری از اقسام سلولها می توانند حرکت کنند. سلولهایی که حرکت آمیبی ندارند، معمولاً در سطح خود با اندامک های جنبنده تخصص یافته ای مجهزند. مثلاً تاژکها، زواید نخ مانند باریکی هستند که از سطح سلول بیرون زده اند. قاعده تاژک در سیتوپلاسم سلول و به دانه کینه توزوم، یعنی کنترل کننده حرکت آن متصل است. در بعضی موارد تارچه ای نازک به نام ریزوپلاست، کینه توزوم را با سانتریول درون سلول، مربوط می سازد. معمولاً سلول یک تاژک دارد اما اغلب تعداد این زواید بیشتر است؛ همه تاژکهای سلول به یک کینه توزوم وصل می شوند. بسیاری از اقسام سلولها تاژکهای کوتاه مخصوصی دارند که مژک نامیده می شوند. معمولاً تعداد تاژکهای سلول زیاد است. و همه یا قسمت اعظم سطح آن را چون کرک زبری می پوشانند. هر مژکی از قاعده به یک کینه توزوم مستقل متصل است. تاژکها وسیله حرکت بسیاری از انواع جلبکها، پروتوزوآ و اسپرم اکثر گیاهان و جانوران هستند. معمولاً تاژک در بخش پیشین سلول است و زنشهای شلاق مانند آن سلول را به دنبال خود می کشاند. ولی در انواعی از اسپرم ها و سلول بعضی از قارچها، تاژک در بخش پسین است و جنبشهای آن سلول را به جلو می راند. تاژک یا مژک بر پیکر رویان و یا نوزاد بسیاری از جانوران نیز پدید می آید؛ بعضی از جانوران بالغ اما کوچک نیز پوستی پوشیده از تاژک یا مژک دارند که باعث حرکت آنها می شوند، آب محتوی ذرات غذایی را به سوی آنها به جریان می اندازند و یا هر دو کار را انجام می دهند. از این گذشته، اکثر جانوران در درون پیکر خود سلولهای تاژک دار دارند. سلولهای بعضی از اندامهای حسی یا سلولهای بافت سطح درونی راههای تنفسی، لوله گوارش و مجاری تناسلی از این جمله اند. معمولاً در هر جا که هوا، آب یا مواد جامد، باید روی سطحی جا به جا شوند یا از مجرایی بگذرند، سلولهای تاژک دار وجود دارند. سطح سلول نیز چون خود سلول، به راههای متعددی تخصص یافته است؛ بدین معنی که مواد را انتقال می دهد یا این عمل را تنظیم می کند، حفاظت از سلول را بر عهده دارد و در جا به جا شدن سلول نقش مهمی ایفا می کند. 
  • بازدید : 110 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق داروهای بیهوشی -دانلود رایگان مقاله داروهای بیهوشی -خرید اینترنتی تحقیق داروهای بیهوشی -تحقیق داروهای بیهوشی 

این فایل در ۱۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

  • بازدید : 153 views
  • بدون نظر

قیمت : ۴۵۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۲۲    کد محصول : ۳۰۳۴    حجم فایل : ۸۴ کیلوبایت   
در این لحظه از سایت بزرگ دانلود جدیدترین تحقیق مقاله جزوه پروزه و پایان نامه های دانشجویی fileee.ir فایلی کامل و جدید رو با عنوان دانلود تحقیق و مقاله کامل درباره فیزیولوژی و متابولیسم ورزش براتون آماده و تهیه کردیم . امیدوارم از خرید و دانلود این فایل دانشجویی از سایت fileee.ir لذت ببرید . در صورت نبودن فایل مورد نظر شما (تحقیق مقاله پاورپوینت پروژه و پایان نامه و … ) در لیست با شماره ۰۹۳۳۹۶۴۱۷۰۲ تماس بگیرید . مدیریت فروشگاه آنلاین فایل fileee.ir

دانلود تحقیق و مقاله کامل درباره فیزیولوژی و متابولیسم ورزش

دانلود تحقیق و مقاله کامل درباره فیزیولوژی و متابولیسم ورزش


عتیقه زیرخاکی گنج