• بازدید : 41 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

رهر معماری تبلوری است از فرهنگ یک ملت درگذرزمان،هنگامی  که سخن از ایجاد بنایی می رود،ساختمان این بنا نمی تواند مستقل از شرایط فرهنگی،سیاسی،اقلیمی و توانایی های فنی زمان خود مطرح باشد. معماری در حقیقت راوی داستان فرهنگ و هنر ملتهاست . هنری که با توجه به امکانات هر زمان و هر مکان واز اندیشه به عمل در امده های دور است ،آینه ای است روشن از شرایط هر جامعه در ادوار مختلف .
۱   -1 عنوان تحقیق:
طرا حی مجتمع فرهنگی اموزشی.(پارک فرهنگی)
۲-۱بیان  ضرورت های مطالعه و طراحی:
 جامعه و شهر ما دچار نابسامانی است.
معماری و شهر سازی ما هم تاثیر گذار و تاثیر پذیر از وضع شهر و مردم ان است.امروزه صحبت از نابسامانی فضای شهری ,بحران هویت معماری,حسرت گذشته به یادگار مانده استو ضرورت تحقیق و طرح مسئله را دو چندان می کند.
بیان ضرورت های کمی:
با نگرشي ساده به طيف جمعيتي كشور متوجه مي شويم كه بيش از ۵۰%ان را جوانان و نوجوانان تشكيل مي دهند.در اين طيف جمعيتي مشهد دومين كلان  شهر ايران به لحاظ جمعيت و وسعت مي باشد. در بررسي ساخت جنسي و گروههاي سني مي‌توان يافت كه حدود ۵۸% جمعيت مشهد در محدوده سن رشد و تربيت هستند (حدود ۱ تا ۲۵ساله) بنابرین ضرورت و کمبود فضاهای شهری در مقیاس شهری و فرا شهری و ايجاد ساخت وساز هاي فرهنگي در رابطه با جوانان اين قشر عظيم جامعه احساس مي شود. 
بیان ضرورت های کیفی:
 ضرورت ايجاد يك فضاي فرهنگي در رابطه با جوانان زماني بيشتر احساس مي شود كه در مي يابيم :
وقتي يك مجموعه فرهنگي ساخته مي شود در واقع كانون اجتماعي شكل مي گيرد.اين كانون براي حفظ ارزش هاي خود به انسجام مشخصي نياز دارد.اگر به امر فرهنگي در رابطه با جوانان بي توجهي شود ممكن است بخش مهمي از پيكره اجتماع از ان جدا شود و ارتباط خود را با ان از دست دهد.
صرف نظر از مطالب فوق مدتي بيش نيست كه موج عظيمی از تبليغات به داد فرهنگ رسيده است چنان كه گويی عواملی از قبيل هويت فرهنگی و خدشه دار شدن آن، فرهنگ پذيری و تهاجم فرهنگی از دير باز تاريخ بشر و شايد از آغاز آن و تعريف حوزه های فرهنگی تا امروز مورد بحث مردم شناسان و فرهنگ مندان بوده است به تازگی كشف شده باشد. 
اين موج اگر در ارتباط با تسخير آنتن ها از سوي ماهواره سازان است و يا مرتبط با هر آن چيز ديگر كه، را در اين مقاله بدان راه نيست، تازه های به عين رسيده ای را می نمايد كه در ارتباط مستقيم با موضوع كار ماست. 
خلاصه علی رغم ميزان سرمايه ای كه در اين بخش هزينه مي شود و اهميتی كه نظام براي اين مسئله قايل شده است. شاهد يك هرج و مرج بی هويت هستيم كه هيچ گاه قادر نيست يك نتيجه خواسته را در سطحی قابل قبول و همه گير ـ صرف نظر از لحظاتی خاص در زمان و مكان به دست دهد. 
كاوش در پی چگونگی های بسامان كردن و هويت بخشيدن به اين حركت به طوری كه در سطح وسيع ملی قابليت ايجاد تغيير، تحول و تحرك در فضاهای روابط فرهنگی اجتماعی به طور عام را دارا باشد موضوعی اگرنه در نام ان، بكر ولي بسيار جذاب و به طور رسمی هنوز ناگشوده است و كمتر بحثی در اين زمينه به نتايج عينی و عملی خود رسيده است. 

۳-۱ اهداف پروژه:
اهداف عام:
هدف کلی این تحقیق،طراحی مجتمع فرهنگی اموزشی(پارک فرهنگی) می باشد.
این طرح به عنوان یک شاخصه شهری جوابگوی نیازهای منطقه ای می باشدو بستری مناسب جهت گذراندن اوقات فراغت ,هدایت برخورد های اجتماعی,بروز خلاقیت ها و تبادل فرهنگ و … خواهد بود.  
مجموعه فعاليتهايي كه مي تواند در طراحي يك مرکز فرهنگی مدنظر قرار بگيرد(تصویرکلی از برنامه عملکردی فرهنگسرا) به ۵ دسته تقسيم مي شود :
فضاهای فرهنگی وهنری. 
فضاهای آموزشی و تحقیقاتی .
خدمات نمایشگاهی.
حوزه اداری .
حوزه رفاهی و خدماتی. 
اهداف خاص:
ایجاد بستری مناسب جهت ایجاد نگرشی نو نسبت به تعلیم و تربیت 
انعطاف بذیر بودن فضای اموزشی . فرهنگی
ارتقائ کیفیت حضور اجتماعی مردم
بالا بردن سطح اگاهی مردم
استفاده از پتانسیل ها و قابلیت های موجود شهری
طرح فضای شهری با کاربرد عمومی فرهنگی و اشاعه فرهنگ محلی
تدوین مبانی و معیارهای لازم جهت سازماندهی فضایی
كيفيت اميزش طرح با محله مربوطه چه از نظر زيبايي فيزيكي وچه از نظر عملكردو ارتباط
تلاش در جهت استفاده از شمايلي از خطوط معماري ايران
تاكيد بر محورها كه از اصول سازماندهي و گونه شناسي معماري ايراني است.

مبانی نظری عام:
با توجه به خصو صیات مجتمع فرهنگی می توان دیدگاه های زیر را در این طرح  در نظر گرفت:
طرح یک شاخصه شهری(land mark ) با در نظر گرفتن قابلیت تعمیم
طراحی صحنه به منظور بالا بردن کیفیت سیمای شهرو ایجاد پشت صحنه ادراک بصری مجموغه شهری
فعال کردن کل سایت از طریق تدوین و طراحی حوزه های مختلف در ارتباط با طبیعت و طراحی فضای بازمانند:الاچیق های فرهنگی,امفی تئاتر رو باز,باغ مجسمه,فضاهای طراحی شده برای مطالعه در فضای باز و….
انگیزه ایجاد این فعالیتها :
                             ـ اموزش همراه با تفریح .
                             ـ فعال کردن کل سایت .
                             ـ هدفدار بودن حرکت در سایت .
                                  ـ ارتباط فضای باز با فضای بسته .
توجه و طراحی فضای سبزمانند: پرورش گیاهان(طراحی گلخانه,برکه های کم عمق و…).
برنامه زمان بندی:
مراحل تحویل طرح به شرح زیر می باشد:
Paper:1386/2/13
مطالعات پایه.:۱۳۸۶/۳/۱۵
طراحی و ارائه طرح:۱۳۸۶/۶/۱۵
منابع و ماخذ:
طراحی مجموعه فرهنگی تفریحی جوانان
طراحی فرهنگسرا
مرکز هنری تهران
حیات در معماری
مجموعه فرهنگی تفریحی (پارک علمی)
مجموعه فرهنگی تفریحی چابهار
طراحی پارک فرهنگی
پایان نامه ها
صابر حقیقت دوست-مجتمع فرهنگی یزد
احمد خوشنواز وحسن زاده-کانون جوانان-جلد۱-جوان شناسی
کیاوش قزوینی –طراحی فرهنگسرا در مشهد
سید مهدی حجت-میراث فرهنگی در ایران-فصل تعریف و ارزش های میراث فرهنگی
محل قرارگیری سایت:
 با توجه به کاربری پروژه ترجیج دادیم پروژه را در باغ فرهنگی کوهسنگی که در خود پروژه های فرهنگی دیگر نیز دارد ( در حال ساخت یا طراحی) انتخاب گروه بررسی دسترسی به داخل مجموعه با توجه به تقسیم کوهسنگی به هفت باغ دسترسی ها و ورودیها طوری در نظر گرفته شده که دسترسی به نقاط مختلف راحت باشد و در کنار هر ورودی پارکینگی ترتیب داده شده است البته به جز ورودی مستقیم سمت خیابان کوهسنگی با توجه به همه این عوامل وجود باغ فرهنگی بسیار مناسب به نظر می آید. گرچه در طرح مشاور بافت شهر به این قسمت باغ فرهنگی زیاد توجه نشده است ( با وجود پتانسیل های زیاد و خصوصا دید و منظر بسیار به نواحی مختلف) و فقط در بخشی از سایت منوریلی در نظر گرفته شده که حذف آن هم ضرری ندارد. 
در نهایت مساحت حدود ۵/۱ هکتار در داخل باغ فرهنگی و به موازات استخرهای کوهسنگی با دید و منظری مناسب در نظر گرفته شده است.
پروزه:فرهنگی . اموزشی(طراحی پارک فرهنگی)
ماریو بوتا : ((اماکن فرهنگی کاتدرال های جدید شهر امروز هستند و علاوه بر سرو کار داشتن با خاطرات جمعی نشانه های شهری محسوب می شوند.)) 
بخش اول:مطالعات پایه و زمینه
الف )مطالعات پایه:
           1-1 فرهنگ
      1-1-1تعریف فرهنگ
فرهنگ واژه ای فارسی و مرکب از دو جزء ( فر) و ( هنگ) است: فر پیشوند و به معنی جلو، بالا بر و پیش آمده و در قالب اسمی به معنی شکوه، درخشندگی و بزرگ است. ( هنگ) از ریشه اوستای ( تنگنا) و به معنای کشیدن، سنگین و وزن می باشد. این واژه مرکب از نظر لغوی به معنی بالا کشیدن بر کشیدن است، و در جای دیگر به معنای علم ادب و دانش، معرفت، تعلیم، تربیت و اثار عملی و ادبی یک قوم آمده است. 
در کارنامه اردشیر بابکان به معنی فنون و ارزشها آمده، فردوسی واژه فرهنگ را به معنی و مترادف با دانش و هنر می داند. در قابوسنامه واژه فرهنگ مترادف با هنر و به معنی آموختن و بکاربستن آمده است و امروزه با شروع تعلیم و تربیت جدید در ایران، واژه فرهنگ به معنی آموزش و پرورش بکار رفته است. 
   2-1-1تعریف فرهنگ به معنای خاص ( نظام فرهنگی)
در این مفهوم فرهنگ هر جامعه در یک زمان مشخص مجموعه معانی مورد قبول آن جامعه است که برای حمایت از آن در نهایت از اجبار فیزیکی ( زور) نیز سود می جوید و برای درونی کردن آنها تلاش می کنند ( نهادهای آموزشی به وجود می آورد) نهادها خود بر اساس آن معانی شکل می دهند و نمادهای نشان دهنده آن معانی را تقویت می کند. در این جا فرهنگ معنای خاص می یابد به مجموعه ایی از معانی در حوزه وسیع فرهنگ ( به عنوان یک مقوله) اطلاق می شود. 
این معنای فرهنگ را با عنوان نظام فرهنگی مشخص می کنیم حاصل این نام گذاری آن که در هر جامعه ای مجموعه ایی از معانی مورد قبول وجود دارد که اجباراجتماعی از آن حمایت می کند. بعضی از معانی این مجموعه اصلی و بعضی دیگر فرعی هستند. اما بنا به وحدت جامعه همه آنها از نظمی سیستمی پیروی می کنند و شکل نسبتا منظم به خود می گیرند. به همین دلیل می توان آن را نظام فرهنگی نام نهاد. 
تعاریفی از قبیل هویت جمعی تمایز بخش جوامع از یکدیگر است. امری که در همه وجوه زندگی اجتماعی ساری و جاری است، امری که مفهوم نهادها محسوب می شود و نظایر اینها چنین معانی از فرهنگ را مد نظر دارند در این معنی ( نظام فرهنگی) فرهنگ مبنای شکل گیری و تداوم هویت جمعی و جامعه است. 
۳-۱- ۱    تعریف فرهنگ عمومی
حوزه ای از معانی و فرهنگ را که اجبار حکومتی از آن حمایت می کند. حوزه رسمی فرهنگ ( نظام فرهنگی) و حوزه ای از معانی و فرهنگ را که اجبار اجتماعی ( اجبار اعمال شده از سوی هر شخصی در نقش غیر حکومتی) از آن حمایت می کند حوزه عرفی فرهنگ ( نظام فرهنگی عمومی) می نامیم. 
می توان از تقابل مذکور ( دو نوع نظام فرهنگی براساس دو نوع اجبار حامی هر یک) به عنوان تقابل رسمی و غیر رسمی یا دولتی و مردمی هم یاد کرد و با تبدیل مفهوم مردمی یا غیر مردمی یا غیر مردمی به مفهوم   عمومی از فرهنگ عمومی در مقابل با فرهنگ رسمی نام برد براساس تقسیم بندی فرهنگ عمومی حوزه ای از نظام فرهنگی جامعه است که پشتوانه ان اجبار قانون و رسمی نیست بلکه تداوم آن در گروه اجبار اجتماعی اعمال شده از سوی آحاد جامعه و تشکلها و سازمانهای غیر دولتی ( غیر رسمی) است. 
بر خلاف حوزه فرهنگ رسمی که در نهایت اجبار فیزیکی از آن حمایت می کند. حوزه فرهنگ عمومی عمدتا” بر پذیرش و امتناع استوار است و عدم پایبندی به آن مجازات را در پی ندارد. فرهنگ عمومی در کنار فرهنگ رسمی در همه حوزه های زندگی اجتماعی خانواده حکومت، اقتصاد، آموزش و پرورش و… و نظایر اینها حضور دارد. از این رو نیم توان آن را به حوزه مشخصی محدود نمود. 

عتیقه زیرخاکی گنج