• بازدید : 66 views
  • بدون نظر

این مقاله در ۱۳ صفحه می باشد.

در زیر قسمتی از مقدمه قرار گرفته است.مقدمه:

حزب سياسي به مفهوم جمعيتهاي خاص داراي اهدافي ويژه كه منتج از شرايط عيني و ذهني ساختار نظام سياسي جامعه خويش باشند در سرزمين ما پيشينه‏اي چندان قوي ندارد و تنها به بعد از دوران مشروطيت برمي‏گردد و آن هم به صورت منقطع و پاره پاره به طوري كه هرگاه استبداد مطلقه به اوج خود مي‏رسيد و يا بحران سياسي به وجود مي‏آمد اين احزاب متلاشي شده و يا تجزيه مي‏گشتند. در دوران استبداد پهلوي دوم به ويژه پس از شهريور ۱۳۲۰ما به گونه‏اي از احزاب برمي‏خوريم كه از هيچ بستر عقيدتي و ايدئولوژيكي برخوردار نبوده و بدون اتكا به حمايت مردم تنها به دستور عوامل قدرت از بالا تشكيل مي‏شدند و وظيفه‏اي جز حفظ و تقويت قدرت سياسي حاكم نداشتند. اين احزاب از اجزاي ساختار سياسي و حكومتي عصر بودند كه به دفاع همه جانبه از قدرت و حكومت مركزي مي‏پرداختند و خود از وسايل استبداد داخلي بودند. اين دسته از احزاب در تاريخ معاصر ايران به احزاب دولتي معروف شده‏اند. اين احزاب همه در سه چيز درباري، فرمايشي و غيرمردمي بودن اشتراك داشتند و در سه دوره در تاريخ معاصر ايران خودنمايي كردند.


عتیقه زیرخاکی گنج