• بازدید : 83 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

ريزپردازنده مغز اصلي كامپيوتر و مجموعه اي از مدارهاي الكترونيكي بسيار كوچك در يك تراشه سيليكوني مي باشد. ريزپردازنده فرمانهاي برنامه اي واژه پرداز، سيستم CAD/CAM بازيها و برنامه هاي ديگري كه در كامپيوتر مورد استفاده قرار مي گيرند را به اجرا در مي آورد. اين تراشه معمولا قابل رويت نيست، زيرا در يك بسته كوچك پلاستيكي كه به برد سيستم وصل مي شود محصور ميگردد. اين بسته كوچك تقريبا در محدوده وسط برد سيستم ديده مي شود.
يك ريزپردازنده (علائم اختصاري آن up  يا MP است) واحد پردازش اصلي حسابگر الكترونيكي(يا كامپيوتر) است كه از ترانزيستورهاي كوچك و ديگر اجزاي مدار،روي يك مدار مجتمع نيمه رسانا lic ساخته شده.پيش از پيدايش ريزپردازنده ها،CPU هاي الكترونيكي از مدارهاي مجتمع جداگانه ي TTL ،قبل از آن از ترانزيستورهاي جدا و قبل از ترانزيستورها از لامپ هاي خلأ ساخته مي شدند. حتي نمونه هايي مربوط به ماشين هاي ساده حسابگر كه شامل قسمت هاي مكانيك مثل چرخ دنده ها،شافت ها،اهرم ها، Tinkertoys و غيره بودند نيز وجود داشته است.لئوناردوداوينچي يك چنين طرحي را ساخت،هر چند كسي قادر به استفاده از تكنيك هاي صنعتي آن زمان نبود.تكامل و توسعه  ريزپردازنده ها به خاطر كارائي روز افزون آن ها در طي سالها به عنوان دنباله ي Moare s law شناخته شده اند.اين نشان مي دهد كه قدرت حسابگري (پردازش) هر ۱۸ ماه دوبرابر مي شود،جرياني كه كلا از اوايل دهه ي ۱۹۷۰ شروع شده.باعث تعجب هر فرد درگير در اين مسايل-از اوايل شروع استفاده درايورها براي ماشين حساب ها،افزايش مداوم قدرت(نيرو)باعث برتري  ريزپردازنده  ها نسبت به هر كامپيوتر ديگري شده در هسته ي(مركز) هر سيستمي از بزرگترين mainframe (قالب اصلي) گرفته تا كوچكترين كامپيوترهاي دستي از يك ريزپردازنده استفاده مي شود.

تاريخچه
اولين تراشه ها
در ميان پيشرفت هاي زياد تكنولوژي، ريزپردازنده هم ايده اي بود كه زمانش فرا رسيده بود.سه پروژه تقريبا در يك زمان يك ريزپردازنده كامل ارائه دادند،
 Texas instruments TMS too , intel 4004 و Garrett Airesearch s central Air data computer .
در سال ۱۹۷۸، Garrett براي توليد يك حسابگر ديجيتال به منظور رقابت با سيستم هاي الكترومكانيكي سپس در توسعه كامپيوتر كنترل پرداز در us navy  (نيروي دريايي us) جهنده ي (هواپيما يا هليكوپتر) F-14-Tomacat ،دعوت شد.نمونه تا سال ۱۹۷۰ كامل شد و از چيسپت mos در هسته ي cpu استفاده شد.اين نمونه نسبت به سيستم هاي مكانيكي كه در برابر آن رقابت مي كرد كوچكتر و قابل اعتماد تر بود و در همه مدل هاي اوليه ي Tomact هم استفاده شد.اين سيستم آن قدر پيش رفته بود كه Navy(نيروي دريايي) از انتشار و گسترش آن تا سال ۱۹۹۷ خودداري كرد،به همين دليل چيسپت CADC و Mp 944 كه استفاده شدند حتي تا امروز هم تقريبا ناشناخته ماندند.
۱۰۰۰ TMS ,TI ،۴ بايتي را ساخت  و بر كاربردهاي از پيش برنامه ريزي شده گنجانده شده تاكيد داشت در حالي كه يك نسخه ي جديد به نام TMS 180 NC را در ۱۷ سپتامبر سال ۱۹۷۱ معرفي كرد كه يك ماشين حساب (حسابگر) روي يك تراشه را كامل مي كرد.تراشه ي lntel 4004 ،۴ بايتي بود كه در ۵ نوامبر،۱۹۷۱ منتشر شد و توسط Federicofaggin ساخته شد. TI مجوز  ريزپردازنده را گرفت. U.spatent 3,757 ,306 به Gary Boone اعطا شد.( htt://pttt,usplo… ) براي تراشه ي تكي ريزپردازنده در ۴ سپتامبر،۱۹۷۳ هرگز معلوم نشده كه در حقيقبت كدام شركت اولين آزمايش كار ريزپردازنده را داشت.در سال هاي ۱۹۷۱ و ۱۹۱۶ وارد عرصه ي تعهداتي درباره Datent شدند.در حالي كه patent intel براي ريزپردازنده به TI مي پرداخت.يك تاريخچه خوب از اين رويدادها در اسناد دادگاه از يك بحث قانوني موجود است.( htt://www/metbu…)  بين lntel و Cyrix .و TI هم به عنوان ميانجي و مالك patent ريزپردازنده. كامپيوتري روي يك تراشه شكلي از ريزپردازنده است كه هسته ي ريزپردازنده (cpu)،حافظه و خطوط ورودي/خروجي (I/O) همه را روي يك تراشه جمع كرده است.
Patent(حق رسمي ) كامپيوتر روي يك تراشه patent ريزپردازنده نام داشت u.s pate nt 4/074/354  (htt://patfet.uspto …) كه به Gary Boone  . Michaelj از شركت TI اعطا شد.جدا از بحث مجوز،معني صحيح ريز پردازنده كامپيوتر است كه از شماري ريز پردازنده ها به عنوان cpu(ها) استفاده مي كند،در حالي كه مفهوم patent بيشتر شبيه microemtroller .
با توجه به يك داستان حسابگري پيشرفته (مطبوعات MIL) و ۲۱-۲۲۰ lntel.pp وارد تماس با Computer Terminals corporadition شد كه بعداً،datapoint از سن آنتونيو TX نام گرفت.كه براي رسيدن به يك هدف(نهايت) در حال طراحي بودند.
Datapoint بعدا تصميم به توقف استفاده از اين تراشه شد و lntel در آپريل ۱۹۷۲   به عنوان ۸۰۰۸ شروع به فروش آن كرد.اين اولين دنياي ريزپردازنده ي ۸ بايتي بود.اين زمينه اي براي كميت كامپيوتر “شماره ۸” مشهور بود كه در مجله ي Radio-Electronic تبليغ شد.
اين ۸۰۰۸ و جانشين ان ،۸۰۸۰ با شهرت جهاني، بازار ريزپردازنده را باز كردند.
نمونه هاي برجسته ۸ بايتي
۴۰۰۴ بعدا بوسيله ۸۰۸۰،اولين ريزپردازنده ي ۸ بايتي دنبال شد.اين ريزپردازنده ها پيشروان zilog z80 , lntel 8080 بسيار موفق و ريزپردازنده هاي ۸ بايتي معمولي lntel به حساب مي آيند.
Motoala 68cc در حال رقابت،پيشرفت كرده بود در تكنولوژي MosTechnalcgy 6502 در تكنولوژي Mos 6502 پيشرفت كرده بود در حالي در محبوبيت با ۲۸۰ برابري مي كرده هم z80 و هم ۶۵۰۲ روي قيمت پايين،از طريق بسته بندي كوچكتر،تكنولوژي هاي ساده bus (باس) و گنجايش مداربندي كه به صورت معمولي در تراشه هاي جدا تهيه شوند(به طور مثال ۲۸۰ يك كنترل كننده حافظه داشت)متمركز داشتند.
همين ويژگي ها بود كه باعث شد كامپيوتر خانگي در اوايل دهه ۱۹۸۰ به اوج خود برسند،در نتيجه ارائه ماشين هاي نيمه كارا كه us$99 فروخته شد.Motorala،نهايت دنياي ۸ بايتي را با معرفي Mc6809 اعلام كرد،كه به طور قابل بحثي يكي از ،قدرتمندترين Orthogonal و تميزترين نمونه هاي ريزپردازنده ي ۸ بايتي است تا آن زمان بوده و نيز يكي از پيچيده ترين نمونه هاي hard wried منطقي كه تا آن زمان درتوليد ريزپردازنده وارد شده بود. Microcoding تقريبا در همه نمونه هاي قوي تر از Mc 6809 جانشين hard wried (سيم لخت) شد. و مخصوصا به خاطر پيچيدگي تكنولوژي هاي اين نمونه براي hard wried . 
يكي ديگر از اولين ريزپردازنده هاي ۸ بايتي  ]signetics 2650 كه با استقبال مختصري به خاطر بديعي بودن و قدرتمند بودن instruction set (ساختار دستگاه) آن مواجه شد.اولين ريزپردازنده دنياي فضانوردي RCA RCA 1802 بود كه در vayager و Nasa     Viking در دهه ۱۹۷۰ استفاده شدند و در آزمايش Galtleo در ژوپيتر هم استفاده شد.(درسال ۱۹۸۹ پرتاب شد و در سال ۱۹۹۵ رسيد). CDP 1802 به خاطر اينكه با قدرت خيلي پايين هم مي توانست كار كند و نيز به خاطر نوع توليدش(سيليكن روي ياقوت كبود) كه مقاومت بيشتري در برابر اشه ي كاسميك casmic kadiatio و تخليه الكتروستاتيك،نسبت به انواع ديگر ريزپردازنده هاي هم دوره خود داشت،بنابراين مي توان گفت كه ۱۸۰۲ اولين ريزپردازنده ضد اشعه است.
۱۶ بايتي اولين ريزپردازنده  16 بايتي چند تراشه اي، Nationdl Semiconductor IMP-16 بود كه در اوايل سال ۱۹۷۳ معرفي شد. نسخه ي (ورژن) ۸ بايتي اين چيست در سال ۱۹۷۴ تحت عنوان ۱Mp-8 معرفي شد.در سال ۱۹۷۵ Nationdl اولين ريزپردازنده ي تك –تراشه اي ۱۶ بايتي به نام PACE را معرفي كرد. كه بعدا توسط نسخه ي NMOS ، lns8900 دنبال شد.يكي ديگر از ريزپردازنده هاي ۱۶ بايتي تك تراشه يكي بود كه توسط شركت تجهيزات ديجيتال (DEC)  در صفحه OEM lst-11 استفاده شد و همچنين در ميني كامپيوتر DDP 11/03 پاكتي و در Fairchild  Semiconductor  Micra Fame 9440 نيز بكار رفت،كه هر دوي آنها در سالهاي ۱۹۷۶ و ۱۹۷۵ معرفي شدند.و يكي ديگر از ريزپردازنده هاي ۱۶ بايتي تك-تراشه اي TMS 9900 شركت TI بود،كه همچنين با خط TI 990 ميني كامپيوترهاي آنها هم متناسب بود. ۹۹۰۰ در ميني كامپيوتر TI  990/4 كامپيوتر خانگي TI –۹۹/۴A   و DLP package  بسته بندي شد در حالي كه براي بيشتر ريزپردازنده هاي ۸ بايتي مثل DIP lntel 8080 40 پين ارزان تر،معمولي و كوچكتر استفاده شده بود. ادامه تراشه ها، TMS 9980 براي رقابت با lntel  طراحي شده بود،ساختار ۱۶ بايتي TI 990 كامل داشت ،از پاكت ۴۰ پين پلاستيكي استفاده كرده بود،اطلاعات ۸ بايتي را در يك زمان جابه جا مي كرد اما مي توانست تنها ۱۶ كيلوبايت بفرستد.سومين تراشه، TMS 9995 نمونه جديدي بود.اين خانواده بعدا گسترش يافت و شامل ۹۹۱۱۰  و ۹۹۱۰۵ نيز شد. Lntel راه متفاوتي را پيش گرفت، در حالي كه هيچ ريزپردازنده اي براي رقابت نداشت و در عوض “بزرگتر كرد” نمونه ي ۸۰۸۰ را تا اندازه lntel 8086  ،۱۶ بايتي،اولين عضو خانواده x86 كه بيشتر كامپيوترهاي pc را نيرو مي دهد. Lntel، ۸۰۸۶  را به عنوان يك راه موثر انتقال و نرم افزار از خطوط ۸۰۸۰ معرفي كرد و در اين مرور و در تجارت در اين مورد موفق شد. در ادامه ۸۰۸۶ و ۸۰۸۸ ، lntel 80286،۸۰۱۸۶ را و در سال ۱۹۸۵ ، ۸۰۳۸۶  ،۳۲ بايتي را در حالي كه برتري بازار pc شان را به اعضاي قبلي اين خانواده نسبت مي دادند معرفي كرد.
نمونه هاي ۳۲ بايتي:
نمونه هاي ۱۶ بايتي تنها مختصري در بازار بودند،هنگامي كه شروع پيدايش ابزارهاي ۳۲ بايتي بود اولين دنياي ريزپردازنده ۳۲ بايتي At&t.Bell last ، BELLMAC-32A بود، با نمونه هاي اوليه اي در سال ۱۹۸۰ و توليد انبوه در سال ۱۹۸۲ (از اين وب سايت ديدن كنيد.) …http://cm.bel 
بعد از توقف At&T در سال ۱۹۸۴،نام آن به WE32000 (WE يعني الكترونيك غرب) تغيير كرد و دو نسل بعد از آن WE32000 و ۳۲۱۰۰ بودند.اين ريزپردازنده ها در ريزپردازنده هاي  3B15 تو At&T 3B5 و در ۳B2 ،اولين دسكتاپ سوپرميني كامپيوتر، در همراهي با اولين دنياي كامپيوتر لب تاپ ۳۲ بايتي و در Alexander يعني اولين سوپرميني كامپيوتر كتاب شكل با ويژگي ROM_pack شبيه به كانسول هاي بازي امروزي.همه اين سيستم ها،سيستم عمل كننده ي Belllabs  unix را به كار مي بردند كه اولين نرم افزار windows به نام xt-layers را در برداشت.مشهورترين نمونه ي ۳۲ بايتي MC 6800 است كه درسال ۱۹۷۹ معرفي شد،۶۸k همانطور كه كاملا شناخته شده بود،رجيسترهاي ۳۲ بايتي داشت اما راه هاي اطلاعاتي ورودي ۱۶ بايتي را استفاده مي كرد و يك باس اطلاعات خروجي ۱۶ بايتي براي كاهش شمارش pin ،روي هم رفته Matorala آن را به عنوان يك ريزپردازنده ي ۱۶ بايتي توصيف كرد،گرچه مشخصا ساختار ۳۲ بايتي دارد.تركيبي از سرعت بالا،فضاي زياد حافظه (۱۶ مگابايت) و قيمت هاي نسبتا پايين باعث شد كه مشهورترين cpu در رديف خود تبديل شود. Applelisa و Macintash استفاده از ۶۸۰۰۰ را همانگونه كه در اواسط دهه ي ۱۹۸۰ به عنوان ميزبان ديگر نمونه ها از جمله Alari St   و commodore  Amiga بود طراحي مي كند.اولين ريزپردازنده ي ۳۲-بايتي Iaox 432  بود كه در سال ۱۹۸۱ معرفي شد اما يك تجارت موفقي نبود.آن يك ساختار پيشرفته capability –based  objectoriented اما در مقايسه با ديگر ساختارهاي پردازشگر مثل Motorala 68000 كارائي ضعيفي داشت.موفقيت Mctorala با ۶۸۰۰ به MC 68010  منتهي شد كه حمايت از حافظه اي مجازي نيز برخوردار شده بود. MC 68020 در سال ۱۹۸۵ اطلاعات ۳۲ بايتي كامل اضافه شده و Address husses را معرفي كرد. ۶۸۰۲۰ تا حد زيادي در بازار سوپر ميني كامپيوتر unix مشهور شد و محبوبيت پيدا كرد و خيلي از شركت هاي كوچك(مثل Altos ، charles River Data system)  سيستم هاي سايز دسكتاپ توليد گردند.اين دنبال شد با MC68030 ، كه MMU به داخل تراشه اضافه نمود،خانواده ي ۶۸k پردازشگري براي نوع شد كه DOS اجرا نمي كردند.موفقيت بعدي منجر به توليد MC68040  شد كه داراي fpu براي كارايي بهتر رياضي بود. ۶۸۰۵۰ در رسيدن به اهداف كاربردي اش شكست خورد و وارد شد و در ادامه MC68060 به بازاريي رها شد كه با نمونه هاي سريع تر RISC اشباع بودند.در اوايل دهه ۱۹۹۰ خانواده ي ۶۸k از صفكه حذف شد.ديگر شركت هاي بزرگ ۶۸۰۲۰ را طراحي كردند و با تكنولوژي دروني ادامه دادند .به عنوان يك نكته، ۶۸۰۲۰ هاي بيشتري در تكنولوژي دروني نسبت به پنتيوم هاي lntel در pc ها وجود داشت.(از اين وب سايت ديدن كنيد. http://embeded… براي اطلاعات مفيد گنجانده شده .هسته هاي ريز پردازنده coldfire مشتقاتي از ۶۸۰۲۰ مشهور هستند.
  • بازدید : 53 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

یک دیود قابل کنترل است که تست و تشخیص پایه های نوع ساده آن به شرح زیر است . 
دارای سه پایه به نام های Gate که با G نیز نشان داده می شود و Anode که مانند دیود با A نشان داده میشود و نیز دارای Katode که با K نشان داده می شود 
این دیود ها مصارف زیادی در صنعت دارند برای مثال در یکسو سازی برق صنعتی که الزاماً نیاز به کنترل جریان ویا قطع وصل داشته باشد مورد استفاده قرار می گیرد .
مثلاً در ترانس های جوشکاری DC برای یکسوسازی با کنترل جریان ویا در تلویزیونها به منزله یک سویچ DC قابل کنترل کاربرد دارند .
تشخیص پایه های آن : 
G به کاتد در گرایش مستقیم راه می دهد . ودر گرایش معکوس راه نمی دهد و در حالت معمولی آند به کاتد راه نمی دهد . 
از همین روش برای تشخیص پایه های آن می توان استنفاده کرد . 
یعنی دنبال پایه ای می گردیم که مانند یک دیود در حالت گرایش مستقیم عمل کند . در این حالت ترمینال قرمز مولتی متر کاتد و ترمینال مشکی G را نشان می دهد . و لابد پایه باقیمانده آند است . 

تست SCR : برای اینک تشخیص دهیم یک SCR سالم است به مدار زیر توجه فرمائید . 
ترایاک
ترایاک یکی دیگر از عناصر الکترونیک می باشد که در ساخت مدارات الکترونیک صنعتی سهم بسزایی دارد این قطعه مانند یک SCR دارای سه پایه می باشد پایه های آن را با نامهای گیت آند اول و آند دوم که با G و MT1 و MT2 یا ( B1 و B2 ویا A1 و A2 ) نشان می دهند و فرق عمل کرد آن با تریستور این است که بعد از تحریک G دوپایه دیگر می تواند از هر دو جهت جریان را از خود عبور دهد و در واقع یک کلید AC می باشد . 
یعنی مانند یک کلید AC قابل کنترل می توان آن را در مدارات الکترونیک به کار برد . وتحت هر زاویه ای می توان با کنترل کیت فاز برق شهر را کنترل نمود . 
از این قطعه در مداراتی مانند دیمر در جاروبرقی جهت کنترل دور موتور و و در ……….. استفاده می شود . 
حالتهای مختلف استفاده همراه سمبل الکترونیکی آن را در شکل زیر ملاحظه می فرمائید
ترایاک نمونه پیشرفته تر تریستور است ٬ که هدایت دو طرفه ولتاژ از مشخصه های آن به شمار می آید. این قطعه نیز ۳ پایه دارد که ((ترمینال شماره ی یک ولتاژ اصلی یا  MT1)) و (( ترمینال شماره دو ولتاژ اصلی یا MT2 )) و ((گیت)) نامیده میشوند.
ولتاژ اعمال شده به MT2 نسبت به ولتاژ MT1 چه مثبت باشد و چه منفی میتوان پالسهای تحریک مثبت و منفی را به گیت اعمال کرد(نسبت به MT1).بنابر این ترایاک برای کنترل تمام موج سیگنال AC مناسب بوده و آن را مانند تریستور میتوان مورد استفاده قرار داد.
روشن و خاموش شدن تریستور و ترایاک با سرعت بسیار زیادی صورت میپذیرد در نتیجه پالسهای گذرای بسیار کوتاهی ایجاد میشود ٬ که ممکن است مسافت بسیار زیادی را در طول سیم طی کنند.برای جلوگیری از ایجاد چنین نویزهایی ٬ معمولا استفاده از نوعی فیلتر LC ضروری خواهد بود.
 
 
یک مدار با ترایاک شکل ظاهری ساختار ترایاک 
روش تست ترایاک : 
ابتدا تعیین پایه های آن را به وسیله مولتی متر هیوکی ۳۰۰۷ توضیح می دهم . پایه G نسبت به پایه A1 در هردو جهت راه می دهد ونسبت به A2 در هیچ جهتی راه نمی دهد بنابراین A2 به راحتی مشخص می شود حال پایه ای را پیدا می کنیم که با تحریک آن در دوجهت دو پایه ی دیگر به هم راه دهد . آن پایه G است . در این روش توجه داشته باشید در هنگام تحریک باید ترمینالهای مولتی متر از دوپایه تست شونده قطع نشود و فقط یک لحظه بدون آنکه ترمینالها قطع شود عمل تحریک توسط یکی از ترمینالها انجام شود

ترایاک نمونه پیشرفته تر تریستور است ٬ که هدایت دو طرفه ولتاژ از مشخصه های آن به شمار می آید. این قطعه نیز ۳ پایه دارد که ((ترمینال شماره ی یک ولتاژ اصلی یا  MT1)) و (( ترمینال شماره دو ولتاژ اصلی یا MT2 )) و ((گیت)) نامیده میشوند.
ولتاژ اعمال شده به MT2 نسبت به ولتاژ MT1 چه مثبت باشد و چه منفی میتوان پالسهای تحریک مثبت و منفی را به گیت اعمال کرد(نسبت به MT1).بنابر این ترایاک برای کنترل تمام موج سیگنال AC مناسب بوده و آن را مانند تریستور میتوان مورد استفاده قرار داد.
روشن و خاموش شدن تریستور و ترایاک با سرعت بسیار زیادی صورت میپذیرد در نتیجه پالسهای گذرای بسیار کوتاهی ایجاد میشود ٬ که ممکن است مسافت بسیار زیادی را در طول سیم طی کنند.برای جلوگیری از ایجاد چنین نویزهایی ٬ معمولا استفاده از نوعی فیلتر LC ضروری خواهد بوددوست عزيز تراياك در ولتاژ AC  فقط با يك بار تحريك پايه گيت روشن نمي مونه ! 
همونطور كه گفتم تراياك تشكيل شده از دو تا ترستور تا در هر دو جهت سيكل منفي و مثبت رو از خودش عبور بده !
يكي از شرطهائي كه باعث ميشه تريستور بعد از روشن شدن خاموش بشه ، پائين آومدن ولتاژ دو سر اون از حد مجازه !
توي ولتاژ AC هم بعد از اينكه توي هر سيكل ولتاژ صفر ميشه تراياك خاموش ميشه و بايد براي هر سيكل اون يه پالس بفرستيم !
قسمت فرمان اون مي تونه چندين مدل باشه و بستگي به طراحي شما داره ! يا مثل اين مدار باشه و شما با زدن يه  دكمه روشن كنيد مدار رو و با زدن يه دكمه ديگه با قطع جريان كل مدار خاموش بشه ! مي تونيد براي فرمان دادن به اين  اپتو كوپلر هم از ميكرو استفاده كنيد و يا مدارات منطقي و كلا هر چي كه باهاش بشه فرمان داد !
خوبي اين مدار اينه كه قسمت قدرت شما با مدار الكترونيكي شما كلا ايزوله هست و حتي در حالت انفجار اپتو كوپلر هم باز صدمه اي به قسمت فرمان نمي خوره ! 

فقط يه نكته اينجا مهمه و اون انتخاب اپتو كوپلر ! شما بايد از بازار اپتو كوپلر تراياكي براي ۲۲۰ ولت بگيريد و حتما بدونيد كه پايه هاي فرمان اون كدوماست و با چه ولتاژي و جرياني تحريك ميشه و خود تراياك ( بخش قدرت ) تا چه جرياني رو مي تونه تحمل كنه ! 
تا اونجائي كه من مي دونم اپتو كوپلر  از ولتاژهاي پائين (۹ ولت ) تا (۲۲۰ ولت ) وجود داره و ديدم ! حالا يك بار از يكي از دوستان هم شنيديم كه براي ۳۸۰ ولت هم وجود داره !! ولي مهم جريان عبوري از اوناست !
الان هم به مدارات اپتو كوپلري مي گن رله  الكترونيكي بي خطر ، چون توي مدارات ميكروكنترلري هم ايجاد نويز نمي كنه ! تریستور ترایاک
فرآورده های جدید
نیمه هادی های فیلییس به شدن در موبشدن فرآورده های جدید در بازار برای نیازمند یهای موجود و حوزه های کاربردهای گسترش دهنده جدید کار می کنند . اینها فرآورده های جدید و فن آوریهایی هستند که برای اولین بار در این کتاب همراه داده ها ظاهر می شوند.
جابجا گری بالای ترایاک
ردیف فیلییس از جابجاگری بالا اکنون شامل دو مدارک جدید اسمی در A8 و A25 است . این مدارک dv/dt دور از حالت بالا و ظرفیت جابجا گری دارد و برای استفاده در مدارهای کنترل موتور کاربردهای روشن کردن القائی دیگر ایده ال هستند انواع ۲۵۵BTA، ۲۰۸BTA)
تریستور های جدا شده و ترایاک
استاندارد صنعتی تریستور۱۵۱BT ردیف وسیعی از استاندارد را جمع میکند و جابجا گری بالای اکنون در بسته جدا شده SOT186A و برجسته کردن ولتاژ جدا سازی حدود ۲۵۰۰VTMS قابل استفاده عستند و بسته SOT186A دو یا چند مدرک نیرومند برای حفظ کردنheatsrn 12 عادی بدون نیار برای بوش های عایقی و جدا کننده اجازه میدهد و یا متناو با به برای زمین کردن اجازه میدهد (انواع : bta2216x ، bta212x، bta208x، bt139x،bt138x،bt137x،bt136x،bt151x) 
نصب کردن سطح bt169
Bt169 عمومی به ترانستور مدخل حساسا ، در تنوع وسیع کاربردها مصرف کننده اکنون در چاپگر sot 223 قابل استفاده و برای نصب سطح مناسب است.(نوع bt169bw) 
تریستور اسمی ۵A جدید.
سریهای BT300 ردیفی ۵A تریستوراسیمی با ویژگیهای مشابه با کاربردهای نیروی کمتر جائیکه ۷/۵ A توان اسمی BT151 لازم نمی باشد، قصد می شود (انواع ، ۵۰۰R، BT300،۶۰۰R،۶۰۰R،BT300،۸۰۰R،BT300) توان اسمی ۵A جدید ، تریستور سطح منطقی 
سری های BT258 ردیفی از توان اسمی ۵A است ، تریستور مدخل حساس درجات ۵۰۰ ولتا ، ۶۰۰ عولت و ۸۰۰ ولت قابل استفاده اند . برای کاربردهای نیروی کمتر جائیکه ۷/۵A توان اسمی BT151 لازم نمی باشد ، قصد انواع ،۵۰۰R،BT300،۶۰۰R-BT300،۸۰۰R،BT300)
توان اسمی ۵A جدید ، تریستور سطح منطقی 
سری های BT258ردیفی از توان اسمی ۵A است ، تریستورهای مدخل حساس درجات ۵۰۰ ولت ، ۶۰۰ ولت جامع منطقی و مدارات رها سازی مداخل توان اندک دیگر وجه مشترک باشند . این مدرک مخصوصا برای ابزارهای بومی کنترل شده ریز پردازنده و تولیدات مصرف اندک مناسب می باشد. (انواع ۵۰۰R،BT258،۶۰۰R،BT258،۸۰۰R،BT208)
درجات اضافی ولتاژ BT150
تاکنون ، BT150 فقط در درجه ۵۰۰ ولت قابل استفاده بوده است . درجات اضافی ولتاژ ۶۰۰ ولت و ۸۰۰ ولت اکنون قابل استافده می باشند (انواع BT150800R، BT150) 
تراشه های سیلیکون توان ، اثر ناپذیر ، غیر محفظه ایی.
همه مدارک در این کتاب راهنمای هیمنطور برش قطعه غیر محفظه ای با اثر ناچذیر سازی کامل می شود و لایی ها کنتاکت را فلز پوش می کند. اما بدون سیم های رابط یا هر اتصالات دیگر یا encapsulation، برای جزئیات به دفتر فروش ملی یا محلی تماس بگیرید.
کاربردها 
برای اطلاعات بیشتر در مورد کاربرها که از تریستور و ترایاک استفاده می شود ، به دفترچه راهنمای جدید:
ترایاک و تریستور ها – یک راهنمای کاربرد مراجعه کنید.(کد دستور به ۰۰۳۷، ۷۵۰، ، ۹۳۹۷( 
برای اطلاعات بییشتر در مورد کاربردها نیمه رسانه توان دیگر .به دفترچه راهنمای کاربردهای نیمه رسانا توان مراجعه کنید. ( رمز دستور ۸۵۰۱۱-۶۵۲-۹۳۹۸)
تریستور هاو ترایاکهای – فیلیپس
پروسه فاز ۲
اصل اساسی استفاده از ساختار PNPN در تولید تریستور و ساختار NPNPN( با دو DNDN در موزای ناهمسو) در تولید ترایاک برای رهه ها معروف مدار رها ساز ، جفتی کردن ونگهداری جریان DV/DT دور از حالت . جابجا گری ترایاک و ظرفیت ضربه نیز خوب معروف می باشند.
چالش مدرن ساخت تریستور خوب و موضع ترایاک خیلی زیاد در طراحی ابتکاری و همینطور در رشد فن آوری ساخت پذیرفته نمی شود .
فرآورده های فیلیپس توسط استفاده از ثبات خوب ، فرآینده های استوار در دو نفوذ و اسمبلی مشخص تولیدات درپایین طرح ریزی می شود .
الا برای انهایی که برای کاربرد های متخصص از قبل GTO, ASCR طراحی می شوند ، عادی ترین تریستورها و تریسها برای داشتن انسداد ولتاژ در دو مسیر مشخص می شوند .
به این معنی است که درب ساختاری PNPN، NPNPNPدو اتصال متقابل PN به طراحی شدن در این بطور هادی توسط شروع با ویفر سیلیون نوع اندکی بطور مناسب پیش بینی شده در ان دو منطقه P که همزمان از گوشه های روبرو پخش یم شوند ، بدست می آید ، منجر به ساخت PNP متقارن جادیکه دو اتصال PN ظرفیت انسداد ولتاژ بالا را دارد می شود . بنابراین نفوذ های نوع N در دو گوشه ساختار قرار می گیرند .(برای ترایاک) نتیجه ساختار NPNPN با انسداد ولتاژ بطور متقارن است. هر دوی این انسداد اتصالات PN اکنون نیاز به اثرپذیر ساختن درنقطه ای دارند که آنها سطح سیلیکون را قطع می کنند و اینها دو روش هادی برای انجام این هستند ، در نمودار های زیر نشان داده شده.
در اصطلاحات علمی فیلیپس ما به ترتبی فن آوریهای فاز۱و فاز۲ می نامیم.
هیمنطور که میتواند دید. اثر ناپذیر ساختن فاز ۱ نیاز به چک کردن همزمان ظرفهای مسا (MOSA) از دو گوه دارد که توسط فرآیند پوشش اثر ناپذیر سازی ها از قبیل شیشه بار شده بطور منفی دنبال می شود . پیشرفتهای این فن آوری اندازه کوچک تراشه و کمترین مرحله های پردازش هستند.
هیچ نفوذ جدا سازی آلوئمینیومی یا فتولیتی مورد نیاز نمی باشد . بنابراین هزینه محل تراشه پاین است . برعکس فن آوری فاز ۲ پیش از ساخت ساختار PNPN یا NPNPN به یک نفوذ جداسازی ، آلومینیومی نیاز دارد که اثر موجب شونده دو انسداد اتصالات PN در سطح راس دارد.
بنابراین اینها می توانند با حک کردن ظروف و فرآیند پوشش شیشه فقط در راس گوشه اثر ناپذیر شوند. پیشرفت بیشتر این است که سطح تخت زیر با اتصال مهره اتوماتیک در اسمبلی سازگار است.
عدم پیشرفت عمده هزینه را در مقایسه با فرآیند فاز ۱ افزایش می دهد 
  • بازدید : 93 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

رله نوعی کلید الکتریکی است که با هدایت یک مدار الکتریکی دیگر باز و بسته می‌شود.
رله را جوزف هنری در سال ۱۸۳۵ اختراع کرد.
از آنجا که رله می‌تواند جریانی قوی‌تر از جریان ورودی را هدایت کند، به معنی وسیع‌تر می‌توان آن را نوعی تقویت کننده دانست.
در گذشته رله‌ها معمولا با سیم‌پیچ ساخته می‌شد و از جریان برق برای تولید میدان مغناطیسی و باز و بسته کردن مدار سود می‌برد. امروزه بسیاری از رله‌ها به صورت حالت جامد ساخته می‌شوند و اجزای متحرک ندارند. انواع رله های قدرت عبارتند از : رله دیستانس ، رله دیفرانسیل و رله بوخهولتز
رله سنجشی : ‏ ‏ رله ایست که بادقت و حساسیت معینی در موقع تغییر کردن یک کمیت الکتریکی و یا ‏یک کمیت فیزیکی دیگری شروع به کار کند. چنین رله ای برای مقدار معینی از یک ‏کمیت مشخص تنظیم می شود و اگر ان کمیت از مقدار تعیین و تنظیم شده کمتر ویا ‏بیشتر باشد رله ان تفییرات را می سنجد رله سنجشی بر دو نوع است: ساده و مرکب. ‏ ‏ رله سنجشی ساده اغلب دارای یک سیم پیچی تحریک شونده می باشد 
رله جهت یاب :‏ ‏ برای کنترل و سنجش جهت توان و نبرو در شبکه الکتریکی و یا قسمتی از شبکه ‏جریان متناوب از رله جهت یاب استفاده می شود تعیین جهت نیرو برای حفاظت محلی و ‏سلکتیو در اغلب شبکه ها کاملا ضروری و لازم است به کمک رله جهت یاب می توان فقط ‏ان قسمت از شبکه که خسارت دیده و معیوب شده از مدار خارج کرد حتی می توان از این ‏رله جهت حفاظت ژنراتور و توربین در موقع برگشت وات و نیرو نیز استفاده نمود در ‏جریان دائم برای تعیین و مشخص کردن نیرو تنها سنجش جریان کافي است.

دستورالعمل سرویس و نگهداری رله ها و تجهيزات حفاظت الکتريکي 

دوره زماني: ماهانه 

۱-     کنترل و بررسي در مدار بودن تجهيزات حفاظتي و رله ها و سالم بودن فيوزهاي برق تغذيه رله ها
۲-     کنترل و مقايسه تنظيمات موجود مطابق با جداول تنظيمات  در نظر گرفته شده و در صورت نياز اصلاح آنها
۳-     کنترل و بررسي و بازديد جهت اطمينان از محکم بودن کليه اتصالات برقی و مکانيکي
۴-     کنترل و ثبت مقادير نشان داده شده توسط رله و تجهيزات حفاظتي به هنگام وقوع خطا
دوره زماني:سالانه (طبق جدول برنامه ريزي شده و زير نظر متخصص و کارشناس مجرب)

۱-  کنترل و کاليبره نمودن رله و تجهيز حفاظتي توسط دستگاه تستر مربوطه و ثبت مقادير تست در جداول و فرمهاي مربوطه
۲-     کنترل و تست صحت عملکرد رله.
۳-  تميز نمودن رله و تجهيز حفاظتي از هر نوع آلودگي توسط جارو برقي صنعتي ,برس موئي و در صورت نياز الکل صنعتي و پارچه تنظيف .

به طور کلی رله های حفاظتی بايد دارای مشخصات زير باشند : 
سرعت عملکرد : اين پارامتر در رله های حفاظتی بسيار حائز اهميت است چون رله های حفاظتی هنگام خطا موظفند با سرعت هرچه تمامتر بخش های معيوب را از قسمت های سالم جدا نمايند . 
حساسيت : اين پارامتر به حداقل جريانی که سبب قطع رله می گردد بر ميگردد . 
تشخيص و انتخاب در شرايط خطا : اين پارامتر نيز بسيار مهم است زيرا در شبکه هايی که دارای چند باس بار و رله حفاظتی هستند هنگام وقوع خطا می بايد قسمت معيوب به درستی تشخيص داده شده و از شبکه جدا گردد و قسمتهای سالم به کار خود ادامه دهد. 
پايداری : اين پارامتر به اين باز ميگردد که يک رله حفاظتی به تمامی خطاهايی که در محدوده حفاظتی خود به درستی عکس العمل نشان دهد و در مقابل خطاهای خطاهای اين محدوده عکس العملی نشان ندهد . 
دسته بندی رله های حفاظتی بر اساس پارامترهای اندازه گيری : 
الف) رله های جريانی : اين رله ها بر اساس ميزان جريان ورودی به رله عمل می کند . حال اين جريان می تواند جريان فازها – جريان سيم نول – مجموع جبری جريانهای فازها است (رله های جريان زياد – رله های ارت فالت و …. ) و حريان ورودی رله می تواند تفاضل دو يا چند جريان باشد ( رله های ديفرانسيل و رستريکت ارت فالت ) 
ب) رله های ولتاژی : اين رله ها بر اساس ولتاژ ورودی به رله عمل ميکند اين ولتاژ می تواند ولتاژ فازها باشد (رله های اضافه يا کمبود ولتاژ و ….) و يا ميتواند مجموع جبری چند ولتاژ باشد ( رله تغيير مکان نقطه تلاقی بردارهای سه فاز) 
ج) رله های فرکانسی : اين رله ها بر اساس فرکانس ولتاژ ورودی عمل ميکند ( رله های افزايش و کمبود فرکانس) 
د) رله های توانی : اين رله ها بر اساس توان عمل می کنند به عنوان مثال رله هايی که جهت توان را اندازه گيری می کنند يا رله هايی که توان اکتيو و راکتيو را اندازه گيری می کنند . 
ه) رله های جهتی : اين رله ها از جنس رله های توانی هستند که بر اساس زاويه بين بردارهای ولتاژ و جريان عمل ميکنند مانند رله های اضافه جريان جهتی که در خطوط چند سوتغذيه رينگ و پارالل بکار می روند و يا رله های جهت توان که جهت پرهيز از موتوری شدن ژنراتور هنگام قطع کوپلينگ آن بکار ميرود . 
و) رله های امپدانسی : مانند رله های ديستانس که در خطوط انتقال کاربرد فراوانی دارند . 
ز) رله های وابسته به کميت های فيزيکی : مانند حرارت – فشار – سطح مايعات و …. مانند رله بوخ هلتس ترانسفورمرها ح) رله های خاص : رله هايی هستند که برای منظورهای خاص به کار ميروند مثلا رله تشخيص خطای بريکر – رله مونيتورينگ مدار تريپ بريکر – رله لاک اوت و ….. 
نصب رله هاي حفاظتي
با نصب رله هاي مكانيكي و يا الكترونيكي كه بنام
Residual current circuit Breaker(RCCB)
رله كنترل نشتي ناميده مي شوند مي توان مقداري از خطرات برق گرفتگي جلوگيري نمود در صورتيكه سيستم ارت در ساختمان باز هم وجود دارد اين رله ها داراي يك ترانسفورماتور جريان بسيار حساسي هستند و قادرند اختلاف جريان نشتي بسيار كمي را سنجيده و به فلزي كه هنگام وصل شارژ مي شود فرمان قطع را صادر نمايند.
بعلت حساسيت زياد و نواقص آن نمي توان بدون تغييراتي در سيم كشي ساختمان و مجتمع هاي مسكوني مورد كاربرد اين نوع رله ها فقط به جرياني كه احتمالا از بدن انسان و يا نواقصي در ايزولاسيون نسبت به زمين برقرار گرديده است بستگي دارد و نبايد فراموش كرد كه اگر بدن انسان مابين فاز و نول كه احتمال اتفاق افتادن آن نيز مي باشد قرار بگيرد اين نوع رله ها جريان برق را قطع نمي كنند و خطرات مرگ حتمي است مگر در مواقعي كه جرياني هم از بدن به زمين برقرار گرديده باشد و بخاطر همين موضوع به آنها
Eartli Leakage-protective Relay
هم مي گويند.
چنانچه اين نوع رله ها براي كل مدار نصب شده باشند احتمال قطعي هاي بي مورد بعلت ايزوله نبودن سيم كشي ناقص زياد است
خطاهاي ناشي از جريان برق عمدتا” به سه دسته تقسيم ميشوند: ۱_ اتصال بدنه كه عبارت است از اتصال يكي از سيمهاي جريان برق به بدنه د ستگاه . ۲_ اتصال كوتاه عبارت است از اتصال دو سيم لخت كه نسبت به هم داراي اختلاف پتانسيل الكتريكي مي باشندبه يكديگر. ۳_ اتصال زمين كه عبارت است از اتصال يكي از سيم هاي حامل جريان به زمين . 
خطا هاي نامبرده شده به دوصورت كامل وناقص اتفاق مي افتد . دراتصال كامل درمحل اتصالي مقاومت وجودندارد وجريان زيادي از اين نقطه عبور ميكند اما اگر اتصال ناقص باشد درمحل اتصال مقاومت وجود دارد بنابر اين جريان خطا نسبت به حالت قبل كمتر است. انواع حفاظت ۱_حفاظت سيم ها و كابل ها : در بخش وسايل كنترل وحفاظت بطور كامل مورد بررسي قرار ميگيرد. ۲_ حفاظت مصرف كننده ها و دستگاهاي الكتريكي : قسمت عمده مصرف كننده هاي سه فاز در مراكز صنعتي را موتورهاي الكتريكي تشكيل مي دهند .معمولا” جهت حفاظت موتورهاي الكتريكي از كليد حفاظت موتور استفاده مي شود اين كليد موتور را در مقابل بار اضافي و همچنين اتصال كوتاه حفاظت مي كند.بدين صورت كه در اثر اضافه بار و يا دو فازشد ن موتور جريان كمي بيشتر از جريان نامي آن ميشود.حرارت بي متال كــــــه عضو حفاظت كننده حرارتي است بالا رفته ودراثر تغيير فرم بي متال به اهرم فشار آورده وكليد را قطع مي كند.اگر خطاهايي مانند اتصال كوتاه در موتور پيش آيد در اثر عبور جريان از بوبين حفاظت كننده مغناطيسي كليداهرم آهني بسرعت به سمت هسته بوبين جذب شده و كليد را قطع مي نمايد.

 
حفاطت اشخاص:
معمولا” ولتاژ بيش از ۶۵ ولت براي انسان خطرناك مي باشد.
انواع حفاظت اشخاص عبارتند از:
۱-حفاظت توسط سيم زمين:
كه اغلب در مجتمع ها و ساختمان ها از اين نوع حفاظت استفاده مي كنند.
الكترود زمين عبارت است از يك قطعه جسم هادي كه در زمين قرارداده مي شود و سيم زمين به آن متصل مي شود.الكترودها به اشكال مختلف ساخته مي شوند.
الف:ميله هاي مسي معمولا به قطر ۱۶ ميليمتركه با چكش در زمين كوبيده مي شوند اين ميله ها داراي نوك تيزفولادي هستندكه فرو رفتن در زمين را آسان ميكند.پس از كو بيدن يك ميله مي توان ميله ديگري به آن پيچ كرد و كوبيدن را ادامه داد تا ميله با طول مورد نظر تا حدود ۳ متر به دست آيد.
ب:صفحه هاي مسي كه در عمق ۶۰ سانتيمتري يا بيشتر بصورت افقي خوابانده مي شود. اجراي اين روش با زحمت بيشتري همراه است .
ج:استفاده از لوله هاي آب شهري در گذشته بسيار معمول بوده است ولي امروزه كه بيشتر از لوله هاي پلاستيكي استفاده مي شود اين روش قابل استفاده نيست.
د:غلاف يا زره فلزي كابلهاي زير زميني امروزه بيشتر به عنوان الكترود زمين و سيم زمين مورد استفاده قرار مي گيرد. غلاف و زره كابل در پست به نوترال متصل هستند. در اين سيستمها در صورت اتصالي, جريان از غلاف يا زره عبور كرده و به زمين نفوذ نمي كند.
  • بازدید : 35 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

 بر روي گزينه PLAC WIR  که به شکل   است در منوي سمت راست كليك مي كنيم بايد توجه داشت که دركليه مدارها باید از ارت (زمين) استفاده كرد 
وارد كردن واحد كليه قطعات : 
N (نانو)        U (ميكرو)            p (پيكو)           MEG (مگا )               M (ميلي )
براي وارد كردن مقادير عناصر روي عددي كه به صورت پيش فرض جلوي انها نوشته دابل كليك مي كنيم آناليز كردن مدار ترسيم شده : بعد از كشيدن مدار بايد ان را اناليز كنيم براي اين كار روي گزينه                   NEW SUMALAITON  PROFILE  در نوار بالاي نرم افزار كليك مي كنيم پنجره اي باز مي شود كه از ما نامي  میخواهد ان نام را وارد مي كنيم وگزينه CREATE را مي زنيم . پنجره به نام 
SUMA  LAITON  SETTING  باز مي شود و به صورت پيش فرض در سر برگ ANALYSIS قرار دارد .چنانچه مدار طراحي شده داراي مقادير DC است در قسمت ANALGSIS   TYDE گزينه BIAS  POINT (اين اناليز مي تواند مدار را به صورت DC بررسي كند .) را انتخاب كرده وOKمي كنيم براي اعمال كردن تنظيمات روي گزينه RUN كليك مي كنيم  
در صورت استفاده از منابع وابسته بايد به اين نكته توجه كنيم كه منبع ولتاژ يا جرياني كه در دايره است توليد كننده است ومنبع ديگر بايد به نقطه اي وصل شود كه مي خواهيم وابستگي به انجا را نشان دهيم  نكته۲ : در استفاده از قطعات چنانچه از كتابخانه هاي غير از پوشه PSPICE استفاده كنيم ممكن است در هنگام كار ERROR بدهد پس بهتر است از قطعات اين پوشه استفاده كنيم .
نکته ۳: براي تغيير ضرايب منابع وابسته روي منبع دابل كليك مي كنيم و در قسمت GAIN   ضريب مورد نظر را تايپ مي كنيم .
براي جستجو كردن قطعه:
براي جستجو كردن قطعه بايد اينگونه عمل كرد             *  (نام قطعه  مورد نظر )   مثال           *Q2N2219
براي جابجا كردن قطعه: به وسیله موس ميتوان ان را دراگ كرد ويا بعداز انتخاب ان با كليد هاي چهار جهته اين كار را انجام داد .همچنین برای چرخاندن قطعه به صورت افقی یا عمودی می توان طبق زیر عمل کرد…
كار عملي (۱) :آناليز BAIS  POINT
مدار هاي شكل زير را تو سط اناليز  BAIS POINT تحليل كرده وهر كدام را با نام متفاوت ذخيره  كنيد . BAIS POINT  براي تحليل وآناليز كردن مدار هاي    DC است . ابتدا هر يك از اين مدارها را توسط فرمول هاي مختلف حل كرده و مقادير خواسته شده را از اين فرمول ها به دست اوريد 
در اناليز قبلي چنانچه بخواهيم VTHمدار را محاسبه كنيم فقط مي توانستید ولتاژ عناصر را نسبت به زمين محاسبه كنید . در اين اناليزبه وسيله پراب هايي كه در نوار RUN است مي توانيم اين كار را به راحتي انجام دهيم يعني ولتاژ نقطه (A.B) يا VTH را به راحتي توسط اين پراب ها به دست اورد.این پرابها عبارتند …   
                اين پراب مي تواند ولتاژ نقطه مورد نظررا نسبت به زمين محاسبه كند 
                اين پراب براي  محاسبه ولتاژ بين دو نقطه نسبت به هم ميباشد  
                اين پراب براي  محاسبه جريان عبوری از يك عنصر استفاده میشود
                اين پراب براي  محاسبه توان مصرفي يا اعمالي به مدار استفاده ميشود  
نکته مهم:  با توجه به اين كه RTH= VTH /ISC و ISC  اتصال كوتاه است وهمچنين با توجه به اين كه پراب محاسبه جريان بايد در محل اتصال عنصر وسيم قرار گيرد براي محاسبه ISC  يك مقاومت خيلي كم در مدار ميگزاريم وجريان را به دست مي اوريم .
هنگامي كه گزينه TIM E DOMANTرا در منوي ANALYSIS TYPE انتخاب مي كنيم گزينه هايي وجود دارد واز ما مي خواهد كه تكميل كنيم . این گزنیه ها عبارتند از…

RUN TO TIME :بازه زمانی که شکل موج را نشان میدهد
START SAVING DATA AFTTER :زمان شروع نشان دادن شکل موج
آنالیز DC SWEEP  :توسط این انالیز می توان منحنی مشخصه نیمه هادی هایی همانند دیود معمولی دیود زنر ترانزیستورBJT ترانزیستورJFET ومنحنی مشخصه های نیمه ورودی انتقالی و خروجی و همچنین قضیه انتقال توان ماکزمیم می پردازیم .
همانطور که میدانیم برای اینکه در یک شبکه الکتریکی پیچیده یا ساده خطی ماکزیمم توان به مصرف کننده منتقل شود, باید مقاومت مصرف کننده رابرابر مقاومت تونن قرار دهیم  که این کار توسط آنالیز DC SWEEP انجام میشود.لذا مراحل زیر را در نظر می گیریم…
۱):مدار مورد نظر رادر صفحه اصلی رسم می کنیم . ۲): از کتابخانه SPECIAL قطعه PARAM را اورده و در کنار مدار رسم شده قرار می دهیم. این قطغه به مدار وصل نمی شود با دابل کلیک روی این قطعه(NEWCOLUM) را انتخاب کرده ویک نام مناسب را برای NAME انتخاب نموده  RL  و عدد ۱ را در VALUE انتخاب نموده وبا تایید ان در صفحه مربوطه ستونی اضافه شده و مقدار  RL  1 در نظر گرفته شده است. سپس از این صفحه خارج شده و به صفحه اصلی باز می گردیم . ۳): از روی مسئله نام مقاومتی که آن را به عنوان مقاومت بار در نظر گرفته ایم کلیک کرده و به صورت {RL} می نویسیم وهمچنین بروی مقدار پیشفرض ۱KΩ این گونه وارد می کنیم. ۴):پراب توان(W)  بروی مقاومت RL قرار می دهیم. ۵): ضمن انتخاب نامی برای انالیز نوع آنالیز راDC SWEEP انتخاب می کنیم و در همین صفحه گزینه GLOBAL PARAMETER را علامت دار کرده و در قسمت PARAMETER NAME نام RL را می نویسیم ومقادیر مناسبی برای قسمت SWEEP TYPE یادداشت می کنیم.
توجه داشته باشید که مقدار شروع باید عددی غیر از صفر باشد و با یادداشت مقدار پایان ومقدار دقت, انها را تایید کرده واز صفحه خارج می شویم و در نهایت مدار را RUN می کنیم.
  • بازدید : 33 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

کنتاکتورها کلیدهای الکترو مغناطیسی می باشند که مهمترین جزء مدارهای فرمان الکتریکی را تشکیل میدهد.
موارد استفاده کنتاکتورها امروزه در ماشینهای صنعتی بسیار زیاد بوده و برای راه اندازی و کنترل اکثر ماشینها از کنتاکتور استفاده میشود .
مزایای استفاده کنتاکتورها در ازای کلیدها را میتوان بشرح زیر بیان نمود:
۱.کنترل و فرمان از راه دور توسط کنتاکتور اقتصادی تر وایمنی تر است.
۲.از خطرات ناشی از راه افتادن دوباره ماشینهایی که در اثر قطع ناگهانی برق شبکه از کار افتاده است جلو گیری میکند .
ساختمان کنتاکتورها:
کنتاکتور تشکیل شده است از یک مغناطیس الکتریکی که یک قسمت آن متحرک بوده و توسط فنری از قسمت ثابت نگه داشته میشود و یک سری کنتاکت عایق شده را از یکدیگر به آن متصل می باشند و با آن حرکت میکنند.
در قسمت ثابت این مغناطیس الکتریکی فیزیک یک سری کنتاکت دیگر نیز محکم شده است . هنگامی که از سیم پیچ مغناطیسی جریان معینی عبور میکند . کنتاکتهای متحرک توسط نیروی مغناطیسی به کنتاکتهای ثابت فشرده می شوند و در همان حال یک یا چند فنر فشرده شده ویا کشیده می شوند . اما زمانی که ولتاژ قطع شده و یا از حد معینی کمتر شود . نیروی فنرها باعث میشود که این کنتاکتها بطور اتوماتیک از هم جدا شوند.
کنتاکتورهای استاندارد شده دارای سه کنتاکت اصلی برای مدار تغذیه مصرف کننده (اصلی) و چند کنتاکت فرعی برای مدار فرمان است .
قسمتهای مختلف کنتاکتور عبارتند از:
۱- حامل کنتاکتهای ثابت( باید دارای درجه عایقی مناسبی باشد )
۲- ترمینال
۳- صفحه فلزی انتهایی برای نصب قسمتهای ثابت روی آن
۴- کنتاکتهای ثابت و متحرک ( این کنتاکتها باید در یک خط قرار گرفته و از پوشش اکسید نقره بمنظور بالا بردن ضریب اطمینان در مقابل کار زیاد در روی آنها استفاده شود )
۵- بوبین کنتاکتور (در کنتاکتور این بوبین طوری طراحی شده است که در مقابل عوامل جوی و نیروهای مکانیکی مقاوم باشد )
۶- ترمینالهای ورودی و خروجی 
۷- سیستم هسته آهنی ثابت و متحرک
۸- قسمت کنترل جرقه
۹- حامل کنتاکتهای متحرک ( این قسمت باید دارای درجه عایقی مناسبی باشد.)

________________________________________
 جریانهای نامی . جریان کار نامی ولتاژ کار نامی و انرژی مصرفی کنتاکتورها
 
جریانهای نامی: 
چون کنتاکتهای متحرک با فشار بر روی کنتاکتهای ثابت اتصال پیدا میکنند و سطح 
کنتاکتها نیز کاملا صاف نیست لذا سطح تماس آنها یک نقطه کوچک خواهد بود بنا
ـــ بر این در محل تماس دو کنتاکت مقاومت الکتریکی وجود داشته و عبور جریان 
با عث گرم شدن کنتاکتها خواهد شد . هرچه زمان عبور جریان از کنتاکتورها بیشتر
باشد کنتاکتهای آن بیشتر گرم میشود  . با توجه به زمان لازم برای وصل بودن کنتاکتورها جریانهای زیر نعریف میشود :
الف ـــ جریان دائمی ( Ith2 )
جریانی است که میتواند در شرایط کار نرمال و در زمان نامحدود و بدون قطع شدن از کنتاکتهای کنتاکتور عبور کرده و به آن صدمه ای نزند و حرارت ایجاد شده در کنتاکتها از حد مجاز تجاوز ننموده .
ب ـــ جریان هفتگی ( Ith1 )
جریانی است که در شرایط کار نرمال و با هفته ای یک بار اتصال میتوان از کنتاکتهای کنتاکتور عبور کرده و در خصوصیات کار کنتاکتور هیچگونه تغییری پیش نیاورد .
ج ـــ جریان هشت ساعتی ( Ith )
جریانی است که با اتصال یک بار در هر هشت ساعت در شرایط کار نرمال میتواند از کنتاکتهای کنتاکتور عبور کرده و تغییری در خصوصیات کار کنتاکتور ایجاد نکند .
جریان کار نامی :
جریان کار نامی یک کنتاکتور جریانی است که شرط استفاده از کنتاکتور را بیان میکند و در رابطه با نوع و مقدار ولتاژ بار میباشد .
جریان اتصال کوتاه ضربه ای:
در مدار فرمان و مدار قدرت کنتاکتور باید از وسایل حفاظتی استفاده نمود تا در صورت اتصال کوتاه بلافاصله مدار قطع شود چون در فاصله زمانی اتصال کوتاه تا قطع مدار توسط وسایل حفاظتی از کنتاکتهای کنتاکتور نیز جریان خیلی زیادی عبور میکند لذا باید کنتاکتها تحمل این جریان را در این زمان کوتاه داشته باشند و به یکدیگر جوش نخورده و یا تغییر فرم ندهند .
مقدار ماکزیمم جریان را در لحظه اتصال کوتاه به Is نشان داده و جریان اتصال کوتاه ضربه ای مینامند .
جریان نامی زمان کم ( جریان ۱ ثانیه )
مقدار موثر جریانی را که کلید برای زمان یک ثانیه در حالت اتصال کوتاه میتواند تحمل کند بدون اینکه صدمه ببیند جریان نامی زمان کم و یا جریان یک ثانیه تامیده میشود
ولتاژ های نامی :
الف ـــ ولتاژ کار نامی ( Ue )
مربوط به اتصال دهنده ( کنتاکتها ) بوده و مقدار ولتاژی است که کنتاکتها میتوانند با جریان کار نامی Ie در این ولتاژ مورد استفاده قرار گیرند .
ب ـــ ولتاژ عایقی نامی ( Ui )
استحکام عایقی بین عضوهای اتصالی را مشخص میکند .
ج ـــ ولتاژ تغذیه نامی ( Uc )
ولتاژی است که باید به بوبین کنتاکتور اتصال یابد و معمولا مقدار آن روی بوبین کنتاکتور نوشته  میشود .
انرژی مصرفی کنتاکتورها :
بوبین هر کنتاکتوری را می توان برای کار با ولتاژهای مختلف طراحی نمود از ۱۲ولت جریان مستقیم تا ۱۵ ولت متناوب و ولتاژهای دیگر .
به علت عبور جریان از بوبین کنتاکتور . کنتاکتور به صورت یک مصرف کننده مقداری توان مصرف کرده و گرم میشود . یک کنتاکتور خوب باید دارای مصرف داخلی کم باشد . برای کم کردن مصرف کنتاکتور میتوان از یک مقاومت که بعد از عملکرد کنتاکتور بابوبین سری شود استفاده کرد . به دو سر این مقاومت تیغه ای از خود کنتاکتور وصل میگردد بعد از اینکه جریان وارد سیم پیچ شد تیغه که قبلا بسته بود باز شده و مقاومت سر راه بوبین قرار میگیرد با آن سری می شود 
________________________________________
كنتاكتور

تا قبل از ساخته شدن کنتاکتور ، اتصالات توسط کلیدهای دستی انجام میگرفت که از انواع مختلف تیغه ای ، زبانه ای و غلطکی بودند که هر کدام مزایایی نسبت به هم دارند .
کلیدهای تیغه ای (اهرمی):
دارای ساختمان بسیار ساده ای هستند و به صورت کشویی و گردان ساخته میشوند مقدار جریان قطع و وصل توسط این کلیدها بسیار محدود میباشد چرا که در جریانهای بالا قوص بین دو نقطه ایجاد شده و حتی موجب ذوب تیغه ها میشود و در هنگام وصل یا قطع نیز جرقه شدیدی ایجاد میکند .
کلید غلطکی :
ساختمان این کلیدها از یک استوانه عایق تشکیل شده است که توسط کلید حول یک محور به حرکت در می آید . در محلهای مناسب نوارهای هادی بر روی استوانه عایق تعبیه شده است . این کلید نسبت به کلید تیغه ای یک مزیت بزرگ دارد و آن هم اینکه میتوان برای این کلید کار مخصوصی را تعریف کرد و با یک حرکت چندین اتصال را به صورت هم زمان انجام داد .
کلید زبانه ای :
در کلید غلطکی به علت تماس اصطکاکی بین صفحات ، استهلاک کلید بالا است و به همین دلیل از کلید زبانه ای که دارای خصوصیت طراحی است و علاوه بر آن کنتاکتهای آن به صورت عمودی بر روی همدیگر قرار میگیرند استفاده میشود . به دلیل عدم مالش بین دو کنتاکت استهلاک کلید پایین است .
اما با به میدان آمدن کنتاکتور ها تقریباً تمام مصارف کلیدهای ساده از رده خارج شده و کنتاکتور با سرعت و اطمینان بیشتر این میدانها را به دست گرفت . کنتاکتور نسبت به کلیدهای ساده دارای خصوصیات بهتری میباشد که در ادامه آورده شده است :
۱-فرمان از چند نقطه
۲-فرمان از راه دور
۳-تلفات و استهلاک پایین
۴-سرعت و امکان گسترش مدار
۵-قطع اتوماتیک در صورت قطع برق شبکه 
۶-اقتصادی بودن
۷-امكان طراحی مدار اتوماتیك
۸-از نظر حفاظتی کنتاکتورها مطمئن ترند و دارای حفاظت مناسبتر و کاملتر هستند . معمولا بوبین كنتاكتورها در چند ولتاژ مختلف جهت مصارف گوناگون ساخته میشود.
مشخصات پلاك كنتاكتور:
Ith2:جریان دائمی – جریانی است كه می تواند در شرایط عادی از كنتاكتهای قدرت كنتاكتور و در زمان نامحدود بدون قطع عبور نماید.
Ith1:جریان هفتگی (قطع و وصل) – جریانی است كه با اتصال یك بار در هر هفته از كنتاكتهای كنتاكتور بدون تاثیر در كاركرد كنتاكتور عبور نماید.
Ith:جریان شیفتی (هشت ساعته) – جریانی است كه با اتصال یك بار در هر هشت ساعت از كنتاكتهای كنتاكتور بدون تاثیر در كاركرد كنتاكتور عبور نماید.
Ie :جریان نامی – جریان قابل تحمل برای كنتاكتهای اصلی
I1s :جریان اتصال کوتاه – مقدار جریانی است كه كنتاكتها می توانند در زمان اتصال كوتاه تحمل نمایند.
Ve :ولتاژ نامی تحمل تیغه ها – مقدار ماكزیمم ولتاژی است كه كنتاكتهای كنتاكتور در شرایط كار عادی می توانند تحمل نمایند.
Vi :ولتاژ عایقی بدنه کنتاکتور
Vc:ولتاژ تغذیه – مقدار ماكزیمم ولتاژی است كه به بوبین كنتاكتور میتوان اعمال كرد.
طول عمر :
این مشخصه تعداد قطع و وصل های ضمانت شده را با ضرایبی که به اعدادی نسبت داده شده است بیان می کند .
استاندارد كنتاكتورها:
استاندارد آلمان VDE_DIN
استاندارد فرانسه UTE_NF
استاندارد انگلیس B.S
استاندارد كانادا G.S.B
بیمتال:
برای حفاظت الكترو موتورها در مقابل اضافه بار بكار می رود. این قطعه از ویژگی میزان انبساط اجسام بهره میبرد . به اینصورت که انبساط در فلز مس بیشتر از روی میباشد و به همین علت وقتی این دو فلز با هم نورد شوند و کاملا با هم تماس داشته باشند باعث خم شدن قطعه تشکیل یافته از این دو فلز میشود و چون مقدار انبساط روی کمتر است خمش به سمت فلز روی خواهد بود .كنتاكتهای اصلی آن در مسیر عبور سه فاز اصلی و بعد از كنتاكتور قرار می گیرند. كنتاكت ۹۵و۹۶ در مسیر فرمان به بوبین كنتاكتور و بطور سری قرار میگیرد تا در موقع اضافه جریان كنتاكتور را قطع نماید.كنتاكت۹۷و۹۸ برای نمایش عملكرد بی متال (خبر) استفاده میشود .
مزایای بی متال نسبت به فیوز فشنگی :
۱-در صورت بروز اشکال در یک فاز ، دو فاز دیگر به اضافه مدار فرمان از کار باز می ایستند .
۲-هر چه شدت جریان بیشتر شود مقدار حساسیت بی متال نیز بیشتر خواهد شد .
۳-در صورتیکه به صورت مداوم ۱۰٪ اضافه بار وجود داشته باشد بی متال بعد از ۲ ساعت مدار را قطع میکند .
۴-اگر جریان به ۱۰ برابر جریان نامی برسد در کمتر از ۲ ثانیه مدار را قطع میکند .
فیوز :
مدار را در برابر اتصال کوتاه حفاظت میکند و در دو نوع تند کار (L) که در روشنایی استفاده می شود و شستی ها:
برای فرمان قطع و یا وصل مدار بكار می روند و به رنگ سبز و یا مشكی برای فرمان وصل ، با كنتاكت باز و برای قطع مدار و با رنگ قرمز ، با كنتاكت بسته ساخته می شوند. البته برخی از شستی ها از كنتاكت باز و بسته جهت مصارف خاص ساخته می شوند.
میکرو سوئیچ :
یک نوع شستی است مانند استپ استارت با این تفاوت که آنها با دست فرمان میگیرند اما میکرو سوئیچ توسط قسمتهای متحرک مدار دستور میگیرد .
لامپ سیگنال:
برای نمایش حالت وصل و یا قطع مدار و یا نمایش وصل سه فاز ورودی تابلو استفاده می گردد.
تایمر :
کلیدی است که پس از گذشت زمان تعیین شده عمل نموده ، فرمان وصل و یا قطع را صادر می نماید . تایمرها در انواع موتوری ، الکترونیکی ، پنوماتیکی ، هیدرولیکی و بی متال ساخته میشود.
معمولا بوبين كنتاكتورها د رچند ولتاژمختلف جهت مصارف گوناگون ساخته ميشود.
  • بازدید : 47 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در مدارهای زیر الف) پتانسیل گره ها ب) جریان شاخه ها ج) توان هر یک از عناصر را بدست آورید. ابتدا برنامه را اجرا کرده وقتی محیط برای کار آماده شد مدار را رسم می کنیم. برای ترسیم مدار از کتابخانه Analog المان R (مقاومت را در محیط ترسیم قرار می دهیم و بعد از آن در همین کتابخانه منبع جـریان وابستـه بـه جریان F را در محـیط کـار قرار می دهـیم و در کتابخانه Source که مربوط به منابع می باشد منبع ولتاژ DC به نام VDC را در مدار قرار می دهیم و بعد از آن با استفاده از Place wire مدار را رسم می کنیم و زمین را که با نام  O/Source مشخص شده است در جای خود قرار داده و برای تغییر مقدار مقاومت و مقدار منبع با دبل کلیک کردن روی مقدار پیش فرض آن مقدار مورد نیاز را واردمی نماییم و برای تعیین ضریب وابستگی منابع وابسته با دبل کلیک کردن بر روی آنها در قسمت Gain ضریب وابستگی را مشخص می کنیم و سپس خارج می شویم و بعد از ترسیم باید آن را آنالیز مي كنيم.
بعد از آن وارد قسمت محیط آنالیز می شویم و در قسمت Analyses type نوع آنالیز را مشخص می کنیم 
و بعد از آن گزینه Run را اجرا می کنیم ومی توان ولتاژ جریان و توان راباانتخاب گزینه های V و I و W مشاهده نمود.
۱ـ پتانسیل گره ها
۲ـ جریان شاخه ها
۳ـ توان عناصر
مدار شماره ۲
بعد از اجرای برنامه هنگامی که محیط برای کار آمداه شد مدار را رسم کرده 
پتانسیل گره ها جریان شاخه ها
توان عناصر
آنالیز در حوزه زمان Time domain :
توسط این آنالیز می توان پتانسیل گره ها، جریان هر المان و توان المان را توسط شکل موج ملاحظه کرد ترانزیستور
در مدار شکل زیر توسط آنالیز Bias point نقطه کار شامل IB، IE، IC، VBC و VCE را بدست آورید. سپس مدار را در حوزه زمان آنالیز نموده و موارد خواسته شده را اندازه گیری کنید.
برای ترسیم مدار از کتابخانه Analog مقاومت R و خازن C-elect و از کتابخانه Source منبع ولتاژ سینوسی (VSIN) ترانزیستور Q2N2219 و از کتابخانه Bipolar انتخاب کرده و در محیط کار قرار می دهیم و سپس توسط گزینه Place wire مدار را ترسیم می کنیم و زمین را که به نام O/Source مشخص شده است در جای مناسب قرار می دهیم و ظرفیت مقاومت ها و خازن ها را با دابل کلیک کردن بر روی مقدار ظرفیتی که از پیش انتخاب شده است مقدار ظرفیت مورد نیاز را وارد می کنیم و برای منبع ولتاژ سینوسی مقدار Freq=1K,VAMPL=10mv,Voff=0 را با دابل کلیک کردن روی آنها مقدار لازم را وارد می کنیم و با استفاده از (Vin) Place Netaliul و (Voo) در روی مدار مشخص می کنیم. 
بعد از آن گزینه New Simulation Profile را در بالای صفحه انتخاب کرده و سپس نامی را برای آنالیز انتخاب می کنیم.
و وارد محیط آنالیز می شویم و نوع آنالیز را Bias Point انتخاب کرده و OK را می زنیم. و سپس Run را اجرا می کنیم و با انتخاب این گزینه   در بالای صفحه VCE و VBE را بدست می آوریم. و سپس با فعال کردن گزینه I جریان IB و IC و IE را بدست می آوریم.
سپس مدار را در حوزه زمان آنالیز می کنیم و موارد زیر را بدست می آوریم.
۱ـ IB و IC و IE 2ـ شکل موج ورودی با اندازه ۳ـ شکل موج خروجی با اندازه ۴ـ محاسبه ضریب تقویت ولتاژ ۵ـ محاسبه مقاومت خروجی تقویت کننده ۶ـ ضریب تقویت جریان ۷ـ مقاومت ورودی تقویت کننده برای آنالیز در حوزه زمان ابتدا نامی را برای آنالیز انتخاب می کنیم.
سپس نوع آنالیز را Time Domain انتخاب می کنیم و سپس مقدار مطلوب را برای Run to Time و Maximum Step Size انتخاب می کنیم و OK را می زنیم.
۱ـ برای بدست آوردن جریان پایه بیس IB کرسر جریان را بروی پایه بیس قرار می دهیم و مدار را Run می کنیم. ۲ـ برای بدست آوردن جریان پایه امیتر IE کرسر جریان را را روی پایه امیتر قرار داده و مدار را Run می کنیم. ۳ـ برای بدست آوردن جریان پایه کلکتور IC کرسر جریان را روی پایه کلکتور قرار داده و مدار را Run می کنیم. 
۴ـ شکـل مـوج ورودی با انـدازه کرسر ولتاژ را در قسمت ورودی مدار Vin قرار داده و مدار را Run می کنیم. 
۵ـ برای رسم شکل موج خروجی با اندازه کرسر ولتاژ را در قسمت خروجی مدار Voo قرار داده و مدار را Run می کنیم.
۶ـ برای محاسبه ضریب تقویت ولتاژ باید ولتاژ خروجی را تقسیم بر ولتاژ ورودی کرد.
 
۷ـ مقاومت خروجی تقویت کننده را با استفاده از رابطه زیر بدست می آوریم.
 
با وارد کردن RL=1000meG مقدار  Vooرا بدست می آوریم.
 
ضریب تقویت جریان برابر است با 
 
Io برابر است با 
 
Ii برابر است با  
 
 
مقاومت روی تقویت کننده برابر است با 
 

آنالیز DC Sweep
دیود معمولی
مدار را رسم نموده و منحنی مشخصه دیود را با استفاده از آنالیز DC Sweep بدست می آوریم. بعد از اجرای برنامه مدار را ترسیم می کنیم و برای ترسیم مدار از کتابخانه Analog مقاومت و از کتابخانه Diode دیود ۱N4376 و از کتابخانه Source منبع VSC را انتخاب نموده و توسط گزینه Place wire مدار را ترسیم می کنیم و برای تعیین ظرفیت مقاومت با دابل کلیک کردن روی مقدار پیش فرض مقدار جدید را وارد می کنیم و در منبع VSRC مقدار DC را ۱٫V انتخاب می کنیم. سپس زمین را با نام O/Source در جای مناسب می گذاریم و توسط گزینه Place net alias، (AA) آند و (KK) کاتد دیود را مشخص می کنیم.
و بعد از آن توسط گزینه New Simulation Profile مدار را آنالیز کرده در ابتدا باید نامی را برای آنالیز تعیین کنیم.
حال وارد محیط آنالیز می شویم و نوع آنالیز را DC Sweep انتخاب می کنیم و بعد از آن در بالای صفحه نام منبع ولتاژ را می نویسیم و در ستون مربوط به Sweep Type نوع Sweep را انتخاب می کنیم و در سر ستون End Value, Start Value و Increment اعدادی مناسب قرار می دهیم و گزینه OK را انتخاب می کنیم.
حال مدار را Run می کنیم و اگر Error نداد ادامه کار را انجام می دهیم. حال می بینیم که محور افقی ولتاژ منبع  است و هیچ گونه منحنی را ما نمی بینیم. پس باید محور افقی را به اختلاف پتانسیل آند (A) و کاتد (K) تغییر داد پس به صورت زیر عمل می کنیم. از طریق منوی Plot گزینه Axis Setting را انتخاب می کنیم که پنجره باز شده که به صورت پیش فرض محور Xها انتخاب شده است. پس گزینه Axis Variable را انتخاب می کنیم. بعد از آن وارد صفحه ای می شویم که در آنجا اختلاف پتانسیل آند و کاتد را واردمی کنیم.( ) با تأیید آن محور افقی بر  تغییر می کند.
و بـعـد از آن بایـد محـور عـمـودی جـریان عبوری از دیود را به ما نشان دهد. پس به صورت زیر عمل می کنیم. از طریق گزینه Truce گزینه Add Truce را فعال نموده سپس جریان ID را انتخاب و آن را تأیید می کنیم.
با تأیید آن منحنی مشخص دیود را می بینیم.حال اگر بخواهیم مشخصه دیود را ببینیم در محیطی که منحنی مشخصه دیودوجود داردگزینهView Simulation Output File را انتخاب می کنیم.
دیود زنر
مدار شکل زیر را رسم نموده و منحنی مشخصه دیود زنر را توسط آنالیز DC Sweep بدست می آوریم مدار را همانند قبل رسم نموده با این تفاوت که به جای دیود معمولی ۱N4376 از دیود زنر ۱N4099 استفاده می کنیم.
بعد مدار را آنالیز کرده و بعد از انتخاب نامی مناسب برای آنالیز نوع آنالیز DC Sweep را انتخاب می کنیم و در قسمت Name نام منبع ولتاژ را می نویسیم و در قسمت Sweep Type نوع Sweep را Linear انتخاب می کنیم و در سرستون Start Value, End Value و Increment اعدادی مناسب قرار می دهیم (مانند شکل زیر) و گزینه OK را انتخاب می کنیم. حال مدار را Run مي كنيم وتمام مراحل کار آن همانند مدار قبل می باشد. و حال اگر بخواهیم مشخصه دیود زنر را ببینیم گزینه View Simulation Output File را انتخاب می کنیم
. BJT
در مدار شکل زیر منحنی خروجی ترانزیستور BJT توسط آنالیز DC Sweep بدست می آوریم. از کتابخانه المانها از قسمت Bipolar ترانزیستور Q2N3053 را انتخاب کرده و از کتابخانه Source منبع VDC و IDC را انتخاب کرده و در محیط کار قرار می دهیم و توسط گزینهPlace wire مدار را ترسیم می کنیم و زمین را از قسمت Place Ground می کنیم. در جای مناسب قرار می دهیم و بعد از آن مدار را آنالیز می کنیم. در ابتدا نامی را برای آنالیز انتخاب کرده سپس در محیط آنالیز نوع آنالیز را DC Sweep انتخاب می کنیم و به خاطر این که ترانزیستور دوقطبی است در قسمت Option گزینهSecondarySweep را هم فعال می کنیم. در قسمتPrimary Sweep گزینه Voltage Source را انتخاب می کنیم. در قسمت Name نام منبع ولتاژ در قسمت Sweep Type نوع Sweep را Linear و در قسمت های Start Value, End Value و Increment مقدارهای مناسب می نویسیم و در قسمت Secondary Sweep قسمت Sweep Variable گزینه Current Source را انتخاب نموده و در قسمت Name نام منبع جریان را وارد می کنیم و در قسمت Sweep Type نوع Sweep را Linear و در قسمت های Start Value, End Value و Increment مقدارهای مناسب وارد می کنیم و آن را تأیید می کنیم.
حال مدار را Run کرده و اگر Error نداد به ادامه کار می پردازیم. حال می بینیم که محور افقی ولتاژ منبع  است و منحنی را نشان نمی دهد باید محور افقی را به ولتاژ   تبدیل کرد که همانند مدار قبل از طریق منوی Plot گزینه Axis Setting را انتخاب کرده که پنجره ای باز شده که به صورت پیش فرض محور xها انتخاب شده پس گزینه Axis Variable را انتخاب می کنیم. صفحه ای باز می شود که در آنجا اختلاف پتانسیل کلکتور و امیتر را وارد می کنیم ( ) و با تأیید آن (دوباره OK کردن محور افقی) به ( ) تبدیل می شود و بعد از آن باید محور عمودی جریان عبور از پایه کلکتور را انتخاب کنیم. پس به صورت زیر عمل می کنیم. از طریق گزینه Truce گزینه Add Truce را فعال نموده که با انتخاب IC و تأیید آن منحنی ولت آمپر ترانزیستور BJT نشان داده می شود. برای دیدن مشخصه ترانزیستور BJT می توان از گزینه View Simulation Output File را انتخاب می کنیم.
JFET
در مدار شکل زیر توسط آنالیز DC Sweep منحنی مشخصه ترانزیستور JFET را بدست می آوریم. بعد از اجرای برنامه از کتابخانه المانها در قسمت JFET المان BF245A را انتخاب و در قسمت Source منبع VDC را انتخاب نموده و در محیط کار قرار می دهیم. سپس با استفاده از گزینه Place Wire مدار را ترسیم می نماییم و سپس زمین را با نام O/Source در جای مناسب قرارمی دهیم.
سپس مدار را آنالیز می کنیم. بعد از آن در محیط آنالیز نوع آنالیز را DC Sweep انتخاب می کنیم و چون JFET دوقطبی است Secondary Sweep را فعال نموده چون هر دو منبع ولتاژ می باشد در هر دو Voltage Source را فعال می کنیم. حال در قسمت Primary Sweep در قسمت Name نام منبع اول و در قسمت Sweep Type نوع Sweep را Linear انتخاب می کنیم. در سه گزینه Start Value, End Value و Increment مقدار مناسب قرار می دهیم  و در قسمت Secondary Sweep در قسمت Name نام منبع دوم و در قسمت Sweep Type نوع Sweep را Linear انتخاب می کنیم. در سه گزینه Start Value, End Value و Increment مقدار مناسب قرار می دهیم (مانند شکل زیر) و آن را تأیید می کنیم.
حال Run را اجرامي كنيم وبقيه مراحل همانند مورد قبل می باشد.
می بینیم که محور افقی ولتاژ منبع   است و هیچ گونه منحنی را نشان نمی دهد. پس باید محور افقی را به اختلاف پتانسیل درین (D) سورس (S) ( ) تغییر داده پس به صورت زیر عمل می کند. از طریق منوی Plot گزینه Axis Setting را انتخاب کرده که پنجره ای باز شده که به صورت پیش فرض محور xها انتخاب شده است پس گزینه Axis Variable را انتخاب می کنیم بعد از آن وارد صفحه ای می شویم که در آنجا اختلاف پتانسیل درین سورس را وارد می کنیم ( ) با تأیید آن دوباره OK کردن محور افقی به ( ) تغییر می کند. بعد از آن باید محور عمودی جریان عبوری از پایه درین را به ما نشان دهد. پس به صورت زیر عمل می کنیم. از طریق گزینه Truce گزینه Add Truce را فعال نموده پس با انتخاب جریان درین ID و تأیید آن منحنی مشخصه JFET را می بینیم.
منحنی انتقال توان ماکزیمم :
ابتدا برنامه را اجرا کرده و برای رسم این مدار از کتابخانه Source منبع ولتاژ VDC و از کتابخانه Analog مقاومت R انتخاب کرده و در مدار قرار می دهیم، سپس با استفاده از Place Wire مدار را ترسیم کرده و زمین را با نام O/Source از قسمت Place Ground در جای مناسب قرار می دهیم. سپس از کتابخانه Special قطعه Param را فراخوانده و در کنار شکل قرار می دهیم (به جایی وصل نمی شود) سپس با دابل کلیک کردن بر روی قطعه Param ستون New Column انتخاب کرده نام مقاومت مورد نظر را وارد کرده و مقدار آن را عدد یک قرار می دهیم سپس گزینه OK را انتخاب کرده و صفحه را می بندیم و بر روی مقاومت مورد نظر دبل کلیک کرده و این گونه وارد می کنیم 
حال باید مدار را آنالیز مي كنيم باید نامی را برای آنالیز انتخاب کنیم. سپس نوع آنالیز را DC Sweep انتخاب نموده و گزینه Global Parameter را انتخاب کرده و نام آن را RL انتخاب می کنیم و در سه سطر بعدی مقدار اولیه نهایی و افزایش ها را عددی مناسب انتخاب می کنیم سپس مارکر توان را به بار می چسبانیم مدار را Run مي كنيم
محاسبه معادل تونن در یک مدار
در شکل زیر معادل تونن را بدست آورید.
ابتدا برنامه را اجرا کرده و برای رسم مدار از کتابخانه Analog مقاومت R و از کتابخانه Source منابع ولتاژ VDC را انتخاب کرده و در محیط کار قرار می دهیم. سپس با استفاده از Place Wire مدار را ترسیم کرده و زمین را با نام O/Source از قسمت Place Ground در جای مناسب قرار و سپس باری که می خواهیم ولتاژ تونن را از آن بدست آوریم مشخص می کنیم. حال براي بدست آوردن مقدار تونن ابتدا بايد ولتاپ مدار باز را از طريق آناليز DC مشخص كنيم. بدين منظور بايد مقاومت RL را عدد بزرگ انتخاب كنيم.
سپس بايد مدار را آناليز كرده براي آناليز كردن بايد نامي را براي آناليز انتخاب كنيم. سپس نوع آناليز را Bias Point انتخاب مي كنيم و آن را تأييد مي كنيم.
سپس مدار را Run كرده و ولتاژ (AA),(BB) را مشاهده مي كنيم 
سپس براي تعيين مقاومت تونن بايد جريان اتصال كوتاه (ISC) را بدست آوريم.براي اين منظور بايد مقاومت RL را عددي كوچك ۰۰۱/۰ انتخاب كنيم و سپس بايد مدار را آناليز كنيم كه همانند حالت قبل مي باشد. سپس مدار را Run كرده  و جريان دو سر AA,BB را مشاهده مي كنيم
آناليز AC Sweep 
از اين آناليز جهت مشاهده منحني پاسخ فركانس فيلترها و تقويت كننده ها استفاده نمود. بدين منظور از كتابخانه Source منبع ولتاژ جريان AC را فرا مي خوانيم. اين گونه منابع داراي دو پارامتر ولتاژ يا جريان AC و DC مي باشند و فركانس براي اين منبع تعريف نشده است و توسط آناليز AC Sweep محدوده فركانس را مشخص مي كنيم. بعد از رسم مدار و انتخاب نامي براي آناليز از بين گزينه هاي موجود آناليز AC Sweep را فعال نموده و شروع فركانس را يك عدد غير از صفر انتخاب مي كنيم و فركانس نهايي را در سطر بعد وارد مي كنيم و افزايش ها را يك عدد صحيح قرار مي دهيم. سپس پراب ولتاژ را در خروجي مدار قرار داده و برنامه را Run مي كنيم و سپس منحني پاسخ فركانس را مشخص مي كنيم.


RC بالاگذر
۱ـ بررسي منحني پاسخ فركانس فيلتر بالاگذر RC
از كتابخانه Source منبع ولتاژ AC و از كتابخانه Analog المان R و C را انتخاب مي كنيم و در مدار قرار مي دهيم و سپس مدار را ترسيم مي كنيم و زمين مناسب را با نام از كتابخانه Place Ground انتخاب كرده و در جاي مناسب قرار مي دهيم و مقدار ظرفيت المان ها را با دابل كليك كردن بر روي مقدار پيش فرض مقدار مورد نياز را وارد مي كنيم 
سپس مدار را آناليز مي كنيم 
نوع آناليز را AC Sweep انتخاب كرده و سه سطر شروع فركانس، فركانس نهايي و افزايش ها را عددي مناسب قرار مي دهيم و آن را تأييد مي كنيم.
سپس پراب ولتاژ را در خروجي مدار قرار مي دهيم.
حال برنامه را Run كرده و منحني پاسخ فركانس فيلتر بالاگذر RC را مشاهده مي كنيم و فركانس قطع آن را بدست مي آوريم که فرکانس قطع از رابطه   بدست می آوریم
 RC پايين گذر
۲ـ بررسي منحني پاسخ فركانس فيلتر پايين گذر RCبا تغيير محل هاي C و R در تمرين قبل مي توان آن را به يك فيلتر پايين گذر تبديل نمود. وبقيه مراحل آن مثل حالت قبل مي باشد.
RL بالاگذر
۳ـ بررسي منحني پاسخ فركانس بالاگذر RL
بعد از اجراي برنامه از كتابخانه Source منبع ولتاژ AC و از كتابخانه Analog المان R و L را انتخاب مي كنيم و در مدار قرار مي دهيم سپس مدار را ترسيم مي كنيم و سپس زمين را از كتابخانه Place Ground انتخاب و در جاي مناسب قرار مي دهيم و براي تغيير در ظرفيت المانها با دابل كليك كردن بر روي پيش فرض آنها مقدار مورد نياز را واردمي كنيم سپس مدار را آناليز نموده كه آناليز آن كاملاً شبيه آناليز مدار قبل مي باشد سپس پراب ولتاژ را در دو سر خروجي قرار داده و آن را Run مي كنيم كه منحني پاسخ فركانس فيلتر بالاگذر RL را مشاهدهمي كنيم و فركانس قطع آن را از رابطه   بدست مي آوريم 
RL پايين گذر
۴ـ بررسي منحني پاسخ فركانس فيلتر پايين گذر RLبا تعويض كردن جاي R و L در مثال قبل فيلتر را به نوع پايين گذر تبديل مي كنيم. و بقيه مراحل آن مانند حالت قبل مي باشد.
فيلتر ميان گذر
۵ـ بررسي منحني پاسخ فيلتر ميان گذر
براي اين فيلتر مي توان از روي منحني پاسخ فركانسی فركانس رزونانس و همچنين فركانس هاي قطع پايين و قطع بالا را بدست آورد.
بعد از اجراي برنامه از كتابخانه Source منبع ولتاژ AC و از كتابخانه  Analo
 المان هايR و L و Cرا انتخاب مي كنيم و در مدار قرار مي دهيم و سپس مدار را رسم مي كنيم و زمين را از كتابخانه Place Ground انتخاب كرده و در جاي مناسب قرار
 مي دهيم سپس  براي تغيير ظرفيت المانها و منبع ولتاژ AC با دابل كليك كردن بر روي مقدار پيش فرض مقدار جديد را وارد مي كنيم سپس بايد مدار را آناليز مي كنيم و سپس نوع آناليز را AC Sweep انتخاب كرده و در سه سطر شروع فركانس، فركانس نهايي و افزايش، مقدار مناسب قرار مي دهيم سپس پراب ولتاژ را در خروجي مدار قرار داده و گزينه Run را انتخاب مي كنيم و منحني پاسخ فركانس فيلتر ميان گذر نشان داده  مي شود كه ما در ابتدا فركانس رزونانس را بدست مي آوريم. بعد از بدست آوردن فركانس رزونانس فركانس حد پايين و حد بالا را از رابطه   بدست مي آوريم كه در اينجا   مي باشد. فركانس قطع پايين. فركانس قطع بالا.
ميان نگذر
۶ـ بررسي منحني پاسخ فركانس فيلتر ميان نگذر
تركيب موازي سلف و خازن مثال قبل را به طور سري قرار داده تا فيلتر به نوع ميان نگذر تبديل شود. سپس فركانس رزونانس قطع بالا و قطع پايين آن را بدست مي آوريم.
وبقيه مراحل آن مانند حالت قبل مي باشد.
فركانس قطع پايين.
فركانس قطع بالا.
  • بازدید : 42 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۴صفحه قابل ویرایش تیه شده وشامل موارد زیر است:

مدار مکانیزم از دو آی سی تشکیل شده که یکی نوسان کننده و دیگری به عنوان تقسیم کننده استفاده شده است و خروجی مدار چون به صورت سیگنال میباشد لذاباولت متر قابل اندازه گیری نبوده و فقط به صورت حدودی میتوان تغییرات ولثاژی هوا وسکه را اندازه گرفت ولتاژ( fo ) خروجی سیگنال نباید صفر و یاحدود ولتاژ تغذیه باشد .
توضیح اینکه سیمهای حدفاصل مدار با سنسور باید حتی المکان کوتاه باشد .
مدار اصلی :
قلب مدار اصلی از یک آی سی میکروکنترل و باشماره AI89C52 تشکیل شده است و اطلاعات نتظیم سیستم اعم ار سکه خوانی و رایگان و یازمانبندی برروی                              آی سیE2PROM) حافظه به شماره UM91210C ضبط و نگهداری میشود . دراین سیستم مدار شماره گیری بروی برد اصلی بوده وفقط توسط یک سیم فلت ازکی برد به مدار اصلی وصل و آی سی شماره A,Bدرمدار کار شماره گیری تن و پالس ارانجام میدهد این سیستم قابلیت استفاده از کی برد تلفن کارتی و همگانی سکه ای را نیز دارد.
مدار اصلی شامل قسمتهای ذیل میباشد که درنقشه و مارکاژ فیبر به صورت بلوک بندی مشخص شده است . 

۱- ورودی خط:
که شامل چهار عدد دیود بوده که کار تصحیح جابجایی خط A,B را انجام میدهد .
۲- مدار تغذیه :
این قسمت از مدار کار تامین ولتاژ وجریان مورد نیاز کل مدار تلفن را به عهده دارد وولتاژ مذکور را درخازن C4,C4 ذخیره مینماید .
۳- مدار مکالمه :
مدار مکالمه همانند مدار مکالمه تلفن شهری قدیم میباشد و از بویین مکالمه ودوعدد خازن و یک مقاومت ودوعدد دیود معکوس به عنوان دیاک تشکیل شده است .


شرح مدار:
Led1 : نمایش دهنده ، دریافت سیگنال۱۶KHz و یا حالت برنامه ریزی.
LED2 : نمایش دهنده ، دریافت و قبول سکه و یا اشکال دربرد حس کننده سکه .
JP1: انتخاب زمان باز و بسته شدن کلید شماره گیر درحالت پالس 
(Make/Break ratio selector gumper) درحالت ۶۰/۴۰ باید                                              به ۶۰/۴۰=۳+۲    7.66/3.33=2+1
JP2: انتخاب نوع شماره گیر در شروع شماره گیری                                           (Tone/Pulse) Tone=3+2   Pulse=2+1
JP3: کلید انتخاب حالت برنامه ریزی و یاحالت عادی (Write protet) Norm= 2+1
(Write enable) programming mode=3+2 

صفحه کلید 
اتصال کابل صفحه کلید دوردیف است . یک ردیف برای صفحه کلید های بااتصال هفت پین و ردیف دیگر برای صفحه کلید های بااتصال ده پین میباشد . بافشار هر کلید مجاز صدای بیپ کوتاهی شنیده  می شود . 
کلیدهای(*،۰،#) کلیدهای ردیف صفحه شماره گیر(#  ، ۰   ، *)   درشروع شماره گیری ( دردوحالت پالس و تن) کار نمیکنند . بعدازواردکردن اولین شماره تلفن غیرازصفر، فقط کلید o باز می شود و کلیدهای باقی مانده درصورت فعال بودن شماره گیر تن بعداز دریافت سیگنال۱۶KHz بازمیشود .

دریافت سکه بعدی 
درصورتی که بخواهید بعداز پایان زمان مکالمه شهری و بادریافت سیگنال۱۶KHz بادریفت سکه دیگری اجازه ادامه مکالمه داده شود . کد ۱۰۱ رادرحالت برنامه ریزی وارد کنید ( پیش تنظیم = غیرفعال) درصورت نیاز ، تایمر مکالمه شهری                                     (پیش تنظیم = صدوهشتاد ثانیه ) و با زمان بین دو سیگنال ۱۶KHz را تنظیم کنید .                  ( پیش تنظیم = صدونود ثانیه) در پایان زمان و یا بادریافت سیگنال ۱۶KHz صدای بیپ مخصوصی اطلاع میدهد که سیگنال ۱۶KHz دریافت شده و یا زمان به پایان رسیده است و ده ثانیه اجازه خداحافظی و یادرصورت قعال بودن دریافت سکه بعدی، با انداختن سکه در تلفن در محدوده زمانی ده ثانیه ادامه مکالمات بدهند .

سرویس دبیت کارت 
باوراد کردن شماره ۱۳۲( کد سرویس دبیت کارت ) و درپی ان بادریافت سیگنال و یابدون دریافت سیگنال ۱۶KHz ( پیش تنظیم = بدون ۱۶KHz باصدای بیپ مخصوصی شماره گیر تن فعال میشود و سکه به صندوق نمیرود ( مکالمه رایگان است) ( پیش تنظیم = فعال) . بدون محدودیت زمانی (پیش تنظیم = بدون محدودیت تایمر= سی دقیقه ) درپایان مکالمه درصورتی که تایمر فعال باشد ، صدای بیپ مخصوصی ، اطلاع میدهد که زمان به پایان رسیده است و ده ثانیه برای خداحافظی باقی مانده است . باگذاشتن گوشی در بستر گوشی سکه رااز دریچه دریافت، بردارید .

عیب یابی براساس روشن شدنLED و صدای بوق
لازم به توضیح است که دراکثر مواقع باتوجه به روشن شدن چراغ LED و صدای بوق دستگاه طبق جدول پیوست میتوان به نوع عیب پی برد 
سوییچ به زبان ساده :
درشماره های پیشین باانواع مراکز سوئیچینگ وعملکرد هریک آشنا شدیم . بایادآوری این نکته که وظیفه اصلی هرمرکز سوییچینگ بدون توجه به نوع اتصال وبرقراری ارتباط یک پورت ورودی (مشترک یاترانک) به یک پورت خروجی ( مشترک یا ترانک) است . اکنون به طرح این مسئله می پردازیم که مرکزسوییچ چگونه و بااستفاده از چه اطلاعاتی عملیات راهیابی را انجام میدهد .
همه ما به طور اجمال می دانیم دریک شبکه تلفنی هر مشترک دارای یک شماره تلفن مخصوص به خوداست که به عنوان ادرس اودرشبکه مورداستفاده قرارگرفته و مشترکین دیگر برای مکالمه بااوکافی است بادستگاه تلفن خودآن را شماره گیری نمایند. بنابراین تمام اطلاعاتی که دریک شبکه تلفنی منجر به برقراری ارتباط می شود فقط یک شماره تلفن است ! درواقع اگر بخواهیم دقیق تر بحث کنیم در شبکه های مخابراتی یک سیستم شماره گذاری (Numbering system) وجود دارد مه مکانیزم راهیابی را مشخص کرده و مشترکین برااساس آن شماره گذاری می شوند. 
دراین سیستم به هر مرکز درهرشهر یک شماره به تلفن «کدمرکز»یاofficecode اختصاص داده می شود . این کد می تواند از یک رقم تاچهار رقم باشد . درسیستم فعلی شماره گذاری ایران کلید کلیه مرکز حتما باید سه رقمی باشد . تعداد مشترکینی که می توانند به مرکز وصل شوند .«ظرفیت» مرکز (Capacity) نامیده می شود مثلا یک مرکز ده هزارشماره ای می تواند ده هزار مشترک داشته باشد . این مشترکین درمرکزاز«……» تاحداکثر «۹۹۹» شماره گذاری می شوند . براساس شماره کامیک مشترک عبارت است از :(  شماره مشترک در مرکز+ کد مرکز) که به شکل cccxxxx نمایش داده مش ود . اگر ظرفیت یک مرکز سوییچ بیش از ده هزار شماره باشد ، به ازای هر ده هزار شماره یک کدمرکز جداگانه خواهدداشت. به طور مثال اگر کد یک مرکز ده هزار شماره ای ۴۲۵ باشد مشترکین آن از ۴۲۵۰۰۰۰ تا ۴۲۵۹۹۹۹ شماره گذاری می شوندواگر دارای بیست هزار مشترک باشد ، ده هزار مشترک بعدی می توانند از ۴۲۶۰۰۰۰ تا ۴۲۶۹۹۹۹ شماره گذار ی شوند .دراین سیستم برای ارتباط شهرها با یکدیگر نیز به هر شهر یک کداختصاص داده می شود ، که به آن کدشهریاArea code گفته می شود و معمولا برای متفاوت بودن ازکد مرکز داخل شهر یک رقم خاص مثل«صفر» قبل از آن اضافه می شود . این کد نیزدرسیتم فعلی ایران بدون احتساب صفر اضافه سه رقمی است . مثلا کدکرمانشاه ۰۸۳۱ است برای شماره گیری یک مشترک درشهری دیگر این کد باید قبل از شماره مشترک گرفته شود .
به همین ترتیب برای هر کشور نیزکدی درنظرگفته می شود . این کد معمولا دو یا سه رقمی بوده و بسته به هر کشور ارقام خاصی قبل از آن قرار داده می شود . در کشور ماقبل از کدهای خارج از کشور دورقم صفر«۰۰» قرارداده می شود .
حال ببینیم اگر یک مشترک شروع به شماره گیری کند درحالت های مختلف چگونه راهیابی می شود :
الف) مشترک مرکز شماره مشترک دیگر از همان مرکز را می گیرد( مثلا مشترک ۴۲۵۱۲۱۵ شماره ۴۲۵۸۷۳۹ را می گیرد): دراین صورت شماره مقصد به مرکز ارسال می شود ( درمورد چگونگی ارسال ارقام در شماره های بعد صحبت خواهیم کرد) ،مرکز سوییچ ( دراین جا مرکز ۴۲۵) کدمرکز شماره دریافتی رابررسی و با کدخودش مقایسه می کند چون باکد خودش برابر(۴۲۵) یک مسیر بین مشترک مبدا( ۱۲۱۵ و مقصد ۸۷۳۹) برقرار می کند 
ب) مشترک مرکز، شماره مشترک یک مرکز دیگر را می گیرد ( مثلا ۴۲۵۱۲۱۵ شماره ۸۷۵۶۱۸ ارمی گیرد ) : شماره مقصد به مرکز ارسال می گردد . مرکز کد آن را چک              می کند ( ۸۲۷) جون با کد خودش ( ۴۲۵) برابر نیست ، شماره رااز طریق تراکن های خروجی به مرکز مقصد (۸۲۷) ارسال می کند ، مرکز مقصد بادریافت ارقام مجددا کد آن را باکد خودش مقایسه می کند وچون هر دو کد یکی هستند ، یک مسیر تا مشترک               مقصد ( ۵۶۱۸) اختصاص می دهد ، بدین ترتیب یک مسیر کامل از مشترک مبدا تا مشترک مقصد بسته می شود .
ج) مشترک مرکز شماره مشترک در یک شهر دیگر را می گیرد (مثلا ۴۲۵۱۲۱۵ شماره ۰۲۵۱۷۲۵۴۵۷۶  را می گیرد ) شماره مخاطب به مرکز ۴۲۵ ارسال می گردد، چون شماره «۰» شروع شده مرکز این ارقام را ازطریق ترنک های مربوطه به مرکز بین شهری ارسال  می کند .
مرکز بین شهری پس از تشخیص شهر ومسیر مورد نظر با استفاده از کد بین شهری                  ( دراینجا ۰۲۵۱) ، ارقام راازطریق ترانک های مربوطه به مرکز بین شهری مقصد ارسال            می کند .مرکز بین شهری مقصد نیز با تشخیص کد مرکزمقصد( دراینجا ۷۲۵) ، باایجاد یک مسیر ، بقیه ارقام ( ۷۲۵۴۵۷۶) را به مقصد مرکز می فرستد .
نهایتا مرکز مقصد چون قسمت کد ارقام دریافتی ( ۷۲۵) با کد مرکز یکی است یک مسیر تا مشترک مقصد ( ۷۲۵۴۵۷۶) برقرار می کند . به این طریق یک مسیر کامل بین مشترک مبداء و مقصد جهت انجام مکالمه برقرار می شود .درمورد مکالمه بین اللمل نیز به طور مشابه ارتباط برقرار می شود . درشماره های بعد به چگونگی عملیات سوییچینگ درداخل یک مرکز سوییچ می پردازیم .
  • بازدید : 51 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

تحلیل مدارهای جریان مستقیم: سه روش تحلیل(۱- جمع آثار ۲- پتانسیل گره ۳- جریان حلقه ) بصورت زیر می باشد که قبل از توضیح آنها تعریف( گره، شاخه، حلقه) لازم است.
 شاخه: مسیری که یک یا چند عنصر الکتریکی در آن قراردارد و انشعابی از آن گرفته نشده باشد مثال( شاخه AB)( شکل زیر).
 گره: محل اتصال چند شاخه به یکدیگر است مثال( گره A شکل زیر)
حلقه: هر مسیر بسته ای که شامل یک یا چند عنصر الکتریکی باشد 
– روش جمع آثار : دراین روش اثر هر منبع فعال بطور جداگانه بررسی می شود برای این کار بجای منابع دیگر مقاومت داخلی شان قرار داده می شود« بی اثر کردن منابع فعال دیگر» از ترکیب بررسی های انجام شده جوابهای مسئله مشخص می شود. 
۲- روش پتانسیل گره: در این روش یک نقطه را بعنوان مبنا انتخاب کرده و پتانسیل بقیه نقاط را نسبت به آن می سنجیم برای این کار برای هر گره یک پتانسیل  انتخاب گروه و در هر گروه  به غیر از مبنا   را با توجه به پتانسیل آن گره و گره های دیگر می نویسیم برای این کار فرض می کنیم که پتانسیل آن گره از سایر گره ها بیشتر است در نتیجه همه جریانها از گره خارج می شوند و علامت آنها مثبت می شود« به غیر از شاخه هائی که منبع جریان با مقدار وجهت مشخص وجود دارد» با تشکیل دستگاه معادلات و حل آنها پتانسیل های مجهول بدست می آید و با استفاده از آنها جریان شاخه مشخص می شو. برای نوشتن جریان در هر شاخه برحسب پتانسیل دوسر آن وعوامل موجود در آن به شکل زیر باید عمل کرد:
دراین روش وجود منبع ولتاژ در یک شاخه به تنهایی دو حالت خاص زیر را ایجاد می کند« جریان منبع ولتاژ قبل از حل نامشخص است و معادله ای برای جریان آن نمی توان نوشت».
-a یک منبع ولتاژ به تنهایی در یک شاخه بین یک گره و مبنا وجود دارد. در این حالت مسئله ساده شده زیرا پتانسیل آن گره مشخص است.
        
-b یک منبع ولتاژ به تنهایی در یک شاخه بین دو گره« به غیراز مبنا» وجود دارد در این حالت باید از گره بزرگ استفاده کرد.
  « kcl برای گره بزرگ نیز صادق است» 
 
         همچنین در این حالت اختلاف پتانسیل دو گره موردنظر ثابت بوده و تشکیل یک معادله می دهد که با معادلات دیگر تشکیل یک دستگاه شده و با حل دستگاه پتانسیلهای مجهول بدست می آید.
( منظور از    مقدار مشخص است )
  
۳- روش جریان حلقه: در این روش در حقیقت انتخاب جهت جریان در شاخه و جهت گردش برای نوشتن  را در هم ادغام می کنیم و یک جهت جریان حلقه در حلقه در نظر می گیریم و   را در همان جهت با توجه به جریان آن حلقه و حلقه های مجاور می نویسیم و با تشکیل دستگاه معادلات و حل آنها جریان حلقه و با استفاده از آنها جریان شاخه ها بدست می آید.
 در این روش نیز دو حالت خاص بوجود می آید. وجود منابع جریان یک شاخه دو حالت خاص زیر را ایجاد می کند« ولتاژ دوسر منبع جریان قبل از حل نامشخص است و معادله ای برای آن نمی توان نوشت».
 -a منبع جریان در یک شاخه متعلق یک حلقه وجود دارد. در این حالت جریان آن حلقه برابر جریان منبع می باشد و مسئله ساده تر می شود. 
-b منبع جریان در یک شاخه در حلقه ها یک جهت حلقه گردش در حلقه بزرگ انتخاب می کنیم و   را با توجه به جریان حلقه ها در حلقه بزرگ  می نویسیم ضمناً یک معادله نیزاز شاخه ای که منبع جریان در آن وجود دارد بدست می آید« برآیند جریان دو حلقه برابر جریان منبع است» که با بقیه معادلات تشکیل دستگاه معادلات داده و با حل آنها جریان ها بدست می آید روش دیگر در این مورد این است که جریان منبع جریان را برای یک حلقه در نظر می گیریم ودر حلقه بزرگ یک جهت جریان انتخاب می کنیم و معادله  آنرا می نویسیم« این روش در کتاب مدارهای الکتریکی توضیح داده شده است».
در مورد مدار زیر هر دو روش را بکار می بریم:
                                                                                 
برای بدست آوردن مجهولی در یک قسمت از مدار بقیه مدار را می توان با استفاده از تبدیل منابع ساده کرد تبدیل منابع بصورت زیر می باشد.
 یک منبع ولتاژ با مقاومت سری را می توان یک منبع جریان با مقاومت موازی تبدیل نموده و بالعکس: 
                                         
                                           
نکته  مهم: درقسمتی از مدار که مجهولی موردنظر است عمل تبدیل نبایدانجام شود زیرا مقادیری که در قسمت تبدیل شده بدست می آید مربوط به مدار اصلی نیست:
 معادل تونن و نورتن:
چنانچه هدف بررسی رفتار یک مدا ر نسبت به یک عنصر خاص باشد مثلا« مقاومت بار   کعه بین دو نقطه B,A قرا رداشته باشد» می توان همه مدار را به غیر از آن عنصر تبدیل به یک منبع ولتاژ با یک مقاومت سری ویابه یک منبع جریان با مقاومت موازی نمود که بصورت اول معادله تونن مدار و در صورت دوم معادل نورتن مدار را بدست آورده ایم.
                                       A                                            A
                                                                                          B 
                                B
                                                                                  
 معادله نورتن                                           معادله تونن 

مقاومت تونن و مقاومت نورتن با هم برابر هستند 
طریق محاسبه مقاومت تونن و نورتن  
۱- مقاومت بار را برمی داریم.
۲- تمام منابع فعال را حذف کرده و بجای آنها مقاومت داخلی شان را قرار می دهیم.« بنابراین بجای منبع ولتاژ ایده آل اتصال کوتاه و بجای منبع جریان ایده آل مدار باز قرار می دهیم».
 3- از دیدگاه موردنظر مقاومت معادل مدار بدست آمده را محاسبه می کنیم، این مقاومت برابر  و   می باشد.
 طریقه محاسبه تونن 
۱- مقاومت بار را برمی داریم.
۲- مدار بدست آمده را توسط یکی از روشها تحلیل کرده و ولتاژ بین دو نقطه موردنظر« مثلاً B,A » را بدست می آوریم، این ولتاژ برابر ولتاژ تونن است که با توجه به عملیات انجام شده می توان رابطه زیر را نوشت:
  ولتاژ مدار باز AB              
طریقه محاسبه جریان نورتن( )      یا:
 1- مقاومت بار را بر می داریم و بجای آن اتصال کوتاه رسم می کنیم« بطور مثال مقاومت بین نقطه B,A قرار دارد این دو نقطه را اتصال کوتاه می کنیم».
۲- مدار بدست آمده را توسط یکی از روشها تحلیل می کنیم و جریانی را که از اتصال کوتاه انجام شده« مسیر AB » عبور می کند محاسبه می کنیم، این جریان برابر جریان نورتن می باشد که با توجه به عملیات انجام شده می توان رابطه زیر را نوشت:
  جریان اتصال کوتاه AB          
                                                 یا 
تطبیق توان یا دریافت حداکثر توان مقاومت بار .
شرط اینکه مقاومت بار حداکثر توان را از مدار دریافت کند این است که مقدار آن برابر مقدار مقاومت تونن یا نورتن باشد.
                                          
برای محاسبه توان ماکزیمم در مقاومت بار می توان   را برابر   یا   انتخاب کرده و در معادله تونن یا نورتن قرار داده و توان آن را محاسبه کرد و یا اینکه مستقیماً از دو فرمول زیر استفاده نمود:
                     و      
محاسبه جریان سلف و خازن در حالت ماندگار در مدارهای DC :
 سلف در جریان مستقیم در حالت ماندگار مانند یک اتصال کوتاه است. بنابراین برای محاسبه آن در حالت ماندگار کافی است که جریان نورتن بین دو نقطه ای که سلف قرار دارد را محاسبه نمود و انرژی ذخیره شده در آن را از رابطه زیر بدست آورد:
                                                 
خازن در جریان مستقیم در حالت ماندگار مانند یک مدار باز است. بنابراین برای محاسبه ولتاژ آن در حالت ماندگار کافی است که ولتاژ تونن بین دو نقطه ای که خازن قرار دارد را محاسبه نمود و انرژی ذخیره شده در آن را از رابطه زیر بدست آورد:
                                               
در فصل دوم و فصهای بعد در محاسبات اکثراً از مثلث قائم الزاویه استفاده می شود بنابراین لازم است که روابط موجود در این مثلث را بخوبی بشناسیم: 
                                               رابطه فیثاغورث 
                                           
                                                              
          و                             
شناخت دایره مثلثاتی نیز به تحلیل مطالب کمک می کند. دایره مثلثاتی دایره ای است به شعاع واحد و جهت مثلثاتی نیز جهت خلاف عقربه های ساعت می باشد.
                        فعال= عناصری که انرژی مدار را تأمین می  کند مانند منبع ولتاژ و منبع           
                               جریان    
عناصر مدار
                    غیرفعال=  عناصری که انرژی مدار را مصرف و یا در خود ذخیره می کند                        
                              و به مدار پس می دهند مانند مقاومت، سلف، خازن 
تعریف منبع ولتاژ ایده آل : منبعی است که انرژی مدار را در ولتاژ ثابت تأمین می کند« در مورد AC منظور   و   ثابت و معادله زمانی مشخص می باشد و به عبارت دیگر می توان گفت ولتاژ آن مستقل از بقیه مدار می باشد» و مقاومت داخلی منبع ولتاژ ایده آل صفر است و جریان آن بستگی به بقیه مدار دارد. 
  • بازدید : 63 views
  • بدون نظر
این فایل در ۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

احتمالا موضوع با حداقل درک در ایجاد ایمنی که حفاظت در برابر شوک الکتریکی از مدار شناور یا مجزا شده می باشد .
مدار شناور یا مجزا شده مداری است که اتصالی به مدارهای دیگر یا زمین ندارد . برای هدف این مقاله ، فرض می کنیم که ولتاژ قطب به قطب مدار شناور ولتاژ خطرناک است . چنین مدارهایی بطور رایج بعنوان ولتاژ بالا مدارها را برای کامپیوتر های لپ تاپ تهیه می کنند . شکل ۱ مدار شناور یا مجزا را به تصویر می کشاند . منبع انرژی زمینی می باشد . برای هدف این بحث ، مدار ثانویه ولتاژ خطرناک و جریان خطرناک برای جریان محدود می باشد همانگونه که در lec950  تعریف شده است .
مدار ثانویه از تمامی مدارهای دیگر توسط عایق کاربردی ترانسفورماتور مجزا شده است .
اگر چه نشت جریان کمی در امپرانس های نشر عایق های کاربردی وجود دارد . معمولا ، این جریان در محدوده میکروآمپر وجود دارد ، اما ممکن است بیشتر باشد اگر فرکانس جریان در محدوده کیلوهرتز باشد .
ویژگی مدار مجزا شده یا شناور این است که مدار ، از قطب به زمین ، تحت شرایط طبیعی ، مدار جریان محدود می باشد .
ویژگی دیگر مدار مجزا یا شناور این است که دو مسیر جریان شوک همزمان دارد ، یکی قطب به قطب مخالف و دیگری قطب به زمین به قطب مخالف می باشد . اشکال ۲A و ۲B مسیر جریان شوک را برای دو موقعیت نشان می دهند .
قطب به قطب مخالف : شکل ۲A مسیر مدار را نشان میدهد هنگامیکه فردی بطور همزمان دو قطب مدار مجزا یا شناور را لمس می کند . در این موقعیت ، عایقی وجود ندارد ، جریان فقط توسط امپرانس بدن محدود شده است . اگر ما عایق اصلی را میان یک قطب مدار و مرد قرار دهیم ، پس ما از جریان شوک از طریق بدن جلوگیری می کنیم ، شکل ۳ را ببینید .
توجه کنید که قطب مخالف هنوز قابل دسترس است . اما ، عایق اصلی از جریان شوک از طریق بدن جلوگیری می کند . ما باید نقص عایق اصلی را در نظر بگیریم . در حالت نقص عایق اصلی ، جریان شوک از طریق بدن عبور خواهد کرد اگر عایقی وجود نداشته باشد . ما چندین امکان برای جلوگیری از جریان شوک داریم ، ما می توانیم دومین عایق را در بالای عایق اصلی قرار دهیم ، بنابراین سیستم عایق دو گانه ایجاد می کنیم . توجه کنید که یک قطب و جریان شناور باید عایق دو گانه یا حفظ شده میان آن و زمین داشته باشد ، در حالیکه قطب دیگر فقط نیازمند عایق عملکردی اجرایی می باشد .
بطور طبیعی ، مرد نباید به قطب مدار شناور دسترسی داشته باشد . می توانیم از جریان قطب به قطب مخالف با جلوگیری از دسترسی همزمان به قطب های BOTH جریان شناور جلوگیری کنیم . 
اگر مانع بعنوان عایق اصلی است . در صورت نقص عایق اصلی ، جریان شوک الکتریکی در مرد وجود ندارد . اگر عایق مشابه را گسترش دهیم این میان قطب مخالف و مرد قرار گرفته سپس ما می توانیم قسمت قطب مخالف عایق را بعنوان عایق مکمل تعریف کنیم ( زیرا عایقی میان دومین اتصال بدن ایجاد می کند . ) 
با تک لایه ای از عایق ، ما طرح عایق مضاعف با حداقل هزینه و دقیق ایجاد کرده ایم . 
عایق مشابه نقش عایق اصلی و عایق مکمل را ایفا می کند ؟ شکل ۴ را ببندید .
قطب – به – زمین – به – قطب مخالف : شکل ۲B مسیر مدار را به تصویر می کشد هنگامیکه مرد بطور همزمان یک قطب جریان مجزا یا شناور و زمین را لمس کند . در این مدار عایق عملکرد میان زمین و قطب مخالف مدار شناور / مجزا قرار گرفته است . جریان با امپرانس عایق عملکردی محدود شده است . سپس عایق عملکردی باید عایق اصلی باشد . شکل ۵ را ببینید . اجازه دهید اکنون موقعیت را برای شکست عایق اصلی بررسی کنیم .
اگر مدار کوتاه عایق اصلی داشته باشیم سپس محدودیت جریان نداریم و جریان شوک الکتریکی از طریق مرد می گذرد .
چندین امکان برای جلوگیری از جریان شوک الکتریکی داریم . ما می توانیم دومین عایق را نزدیک عایق اصلی قرار دهیم ، بنابراین سیستم عایق دو گانه ایجاد می کنیم . یا می توانیم قسمت فلزی به زمین متصل شده را میان عایق اصلی و زمین به منظور ایجاد محیط پتانسیل قرار دهیم .
( توجه کنید که نقص عایق عملکردی واقعا جریان را دور از مرد مستقل می کند ) . این ساختار جالب مشابهی همانند حالت قطب به قطب مخالف ارائه می دهد . یک قطب جریان شناور باید عایق دو گانه میان آن و زمین داشته باشد ، در حالیکه قطب دیگر نیازمند عایق عملکردی می باشد . بطور طبیعی ، مرد نباید دسترسی به دو قطب مدار شناور داشته باشد .
فرض کنید که هیچ یک  از قطب ها قابل دسترس نیستند . در حالت نقص عایق قطب – به – زمین ، می توانیم از جریان شوک توسط ممانعت از دسترس به هر دو قطب جریان شناور جلوگیری کنیم . از آنجاییکه عایق قطب – به – زمین را بعنوان عایق اصلی تعریف کرده ایم . 
 می توانیم عایق قطب – به – مرد را بعنوان عایق مکمل تعریف کنیم .
دقیق ترین و کم هزینه ترین راه حل قراردادن عایق مکمل میان مدار و مرد می باشد . شکل ۶ را ببینید .
عایق برای حفاظت در  برابر شوک الکتریکی : اگر نتایج دو موقعیت را ترکیب کنیم ، قطب به قطب مخالف و قطب به زمین به قطب مخالف ، کشف می کنیم که قرار دادن عایق اصلی میان مدار شناور / مجزا و اجزای هادی قابل دسترسی و میان مدار شناور و زمین عایق مکمل و اصلی در موقعیت واحد ایجاد می کند . شکل ۷ را ببینید .
مانع هادی برای حفاظت در برابر شوک الکتریکی . اگر ما مانع غیر هادی را با مانع هادی جایگزین کنیم ، شرایط عایق تغییر می کنند . شکل ۸ را ببینید .
مسیر جریانی به مرد وجود ندارد . مسیر جریانی به زمین وجود ندارد . نشت جریان وجود ندارد . عایق اصلی وجود ندارد . عایق مکمل وجود ندارد . در این ترکیب بندی ، مسیر جریان برای شوک الکتریکی وجود ندارد حتی اگر مانع هادی شناور باشد ! این مفهوم مهمی می باشد . مدار های ثانویه دیگر ممکن است نقش مانع هادی را ایفا کنند . اگر آن مدارها نزدیک مدار شناور باشند نسبتا امپرانس پایینی دارند ، سپس عایق عملکردی کافی است و نیازی به عایق اصلی یا مکمل میان جریان شناور و مدارهای ثانویه دیگر نیست .
  • بازدید : 52 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

 مدارات کنترل از راه دور در بین علاقمندان الکترونیک طرفداران بسیاری دارد. زیرا امروزه دامنه کاربرد آنها بسیار وسیع گشته و در همه جا قابل استفاده می باشند. برای موارد حساس لازم است سیستم کنترل از راه دور مورد استفاده دارای کد بندی بوده و در مدار آن از Encoder-Decoder استفاده شده باشد تا احتمال خطا در کارکرد به صفر برسد. در این نوع از سیستم های کنترل از راه دور فرستنده کد خاصی ارسال میکند که تنها توسط گیرنده ای که همان کد به آن داده شده است، قابل دریافت است و بنابراین احتمال خطای ناشی از تأثیر نویز و پارازیت های اطراف و سیگنال های سایر دستگاه های مشابه بر گیرنده به حداقل می رسد.
با توجه به فرکانس های مختلف کار دستگاه ها و حالت های مختلف کد بندی (دو به توان ده حالت)، احتمال تأثیر گذاری دستگاه های افراد مختلف بر روی یکدیگر بسیار کم می باشد . البته چنین سیستم هایی امروزه در حد زیادی تولید می شوند و در موارد مختلف (بخصوص بعنوان کنترل کننده دزدگیر و قفل مرکزی اتومبیلها) مورد استفاده قرار می گیرند . هر یک از سیستم های مزبور بسته به نوع کاربرد، دارای عملکرد متفاوت در خروجی گیرنده می باشند. مثلا بعضی بصورت لحظه ای کار می کنند یعنی با فشار دادن کلید فرستنده و با رها کردن کلید فرستنده خروجی گیرنده غیر فعال خواهد شد همچنین برخی دیگر بصورت فلیپ فلاپ عمل کرده و با هر بار ارسال سیگنال توسط فرستنده خروجی گیرنده به طور متناوب و یکی در میان به حالت روشن و خاموش می رود. بعضی دیگر نیز بصورت تایم دار عمل کرده و خروجی گیرنده پس از دریافت سیگنال فرستنده برای مدتی فعال شده و پس از آن به حالت خاموش در می آید.
مزیت سیستم معرفی شده در این مقاله آن است که کلیه حالت های توضیح داده شده همگی در آن جمع بوده و دستگاه می تواند در هر یک از حالت های گفته شده مورد استفاده قرار گیرد و علاوه بر آن یک حالت دیگر نیز برای کارکرد مدار وجود دارد که در مورد آن توضیح داده خواهد شد. 

مشخصات فنی مدار 
مدار دارای دو کانال مستقل بوده و هر یک از کانال ها توسط یک کلید جداگانه روی فرستنده کنترل می شود. هر یک از کانال ها می توانند در یکی از حالات زیر عمل کنند: ۱- لحظه ای          2- فلیپ فلاپ               3- تایم دار          4- ضربدری 
در مورد سه حالت اول در مقدمه توضیح داده شد. در حالت چهارم یعنی حالت ضربدری دو کانال دستگاه بطور مستقل عمل نکرده و بهم وابسته می باشند و با فشار دادن کلید هر کانال در فرستنده کانال مزبور در گیرنده فعال شده و کانال دیگر به حالت قطع می رود. انتخاب حالت های مختلف توسط نصب چند جامپر (سیم رابط کوتاه) در مدار انجام می شود. در جدول ۱ مشخصات فنی مدار فرستنده و گیرنده آمده است.


ولتاژ کار فرستنده ۱۲ ولت
باند امواج ارسالی فرستنده UHF
جریان مصرفی فرستنده ۵-۱۵ میلی آمپر
ولتاژ کار گیرنده ۱۲ ولت
جریان مصرفی گیرنده ۲۰-۱۰۰ میلی آمپر
جدول ۱- مشخصات فنی مدار فرستنده و گیرنده کنترل از راه دور
طرز کار مدار 
در شکل  1 نقشه شماتیک مدار فرستنده دیده می شود . آی سی PT2262 بعنوان مولد سیگنال و رمز کننده عمل می نماید. بسته به آنکه S1 وصل شود یا S2 ، فرکانس متفاوتی در خروجی ظاهر می گردد که دارای کد خاصی نیر می باشد. این کد بستگی به وضعیت پایه های ۱ تا ۸ و ۱۰ و ۱۱ آی سی مزبور دارد . هر یک از پایه های ۱ و ۲و ۳ و ۴ و ۵و ۶و ۷و ۸و ۱۰و ۱۱ می توانند در حالت ۰ (اتصال به منفی) و یا (اتصال به مثبت) و یا به حالت آزاد باشند . بسته به ترتیب اتصال پایه های مزبور، کد حاصل بصورت یک کد ده رقمی ظاهر می گردد. استفاده از D1 و D2 سبب شده است که در حالت عادی باتری از مدار خارج بوده و فقط با فشردن یکی از کلیدها جریان در مدار برقرار گردد. یک عدد LED برای نشان دادن ارسال سیگنال در مدار تعبیه شده که بصورت سری با آن قرار گرفته است. مقاومت بین پایه های ۱۵ و ۱۶ آی سی مربوط به اسیلاتور داخلی آن می باشد. سیگنال ارسالی توسط آی سی در پایه ۱۷ آن ظاهر شده و توسط قسمت مدولاتور (شامل یک اسیلاتور متشکل از ترانزیستور و چند قطعه جانبی آن ) روی امواج UHF مدوله شده و توسط آنتن در فضا انتشار می یابد . توسط خازن تریمر موجود موجود در قسمت مدولاتور میتوان فرکانس امواج ارسالی را تغییر داد. جامپرهای JS1 و JS2 که در شکل دیده می شوند در واقع در مدار وجود نداشته و در واقع داخل S1 و S2 قرار دارند. زیرا در داخل این دو کلید پایه ها دو بدو بهم متصلند و از اتصال درونی کلیدها در مدار چاپی بعنوان جامپر استفاده شده است.
نقشه شماتیک مدار گیرنده بعلت گستردگی نسبتا زیاد در قسمت های جداگانه چاپ شده است. در شکل ۲ قسمت دریافت امواج ارسالی توسط فرستنده مشاهده می شود. امواج ارسالی فرستنده پس از دریافت توسط آنتن گیرنده توسط دو ترانزیستور تقویت و آشکار سازی می شوند. با تنظیم تریمترهای فرستنده و گیرنده می توان آنها را با هم هماهنگ کرد. امواج دریافتی پس از آشکار سازی یه ورودی های آی سی LM358 منتقل می شود. این آی سی یک تقویت کننده عملیاتی (OP-AMP) دوبل بوده و سیگنال آشکار شده را پس از تقویت بصورت علائم دیجیتالی که قابل استفاده برای قسمت های بعدی می باشند، در می اورد در نهایت در خروجی این قسمت سیگنالی مشابه سیگنال ایجاد شده در فرستنده خواهیم داشت.
  • بازدید : 49 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

طراحي تقويت كننده در RF بطور چشمگيري با روشهاي مداري فركانس پايين مرسوم فرق دارد و در نتيجه به بررسي و ملاحظه ويژه اي نياز دارد . علي الخصوص اين واقعيت  كه موجهاي ولتاژ و جريان روي عنصر فعال تاثير مي گذارد ، تطبيق مناسبي جهت كاهش  VSWRو جلوگيري از نوسانات (تغييرات ) نامطلوب را ايجاب مي نمايد . به اين دليل معمولاً اولين قدم براي طراحي اين پروسه يك تحلیل پايداری می باشد که به همراه دواير عدد نويز و بهره جزء اساسي مورد نياز براي بهبود مدارهاي تقويت كننده ای است كه اغلب با مقادیر بهره ، بهره هموار ، توان خروجي ، پهنای باند و شرايط با ياس مواجه مي شود . 
اين فصل براساس مطالب گفته شده در فصلهاي ۲ و۳ توسعه يافته است بطوريكه روابط توان خطوط انتقال خروجي برسی شده است . 
بر هر حال بر خلاف مدار پسيو ، فصل ۹ به ادوات اكتيو مي پردازد بطوريكه به نظر مي آيد بررسي دقيق بهره و فيدبك داراي اهميت اصلي باشد . 
مواردی از قبيل بهره توان يك طرفه و دو طرفه مدار و نمايش گرافيكي آنها در نمودار اسميت ، نقطه شروعی براي آناليز گسترده عملكرد تقويت كننده ترانزيستوري فركانس بالا مي باشد . 
خواننده بايد به انعطاف پذيري نمودار اسميت توجه كنيد . که دايره بهره ثابت ، VSWRو پايداري میتوانند براساس ضرايب انعكاس و امپدانس بحث شده در فصل ۳ روي آن قرار بگيرد . 
بعلاوه حتي آناليز يك نويز هم با تبديل عدد نويز يك تقويت كننده به دوايري كه در نمودار اسميت نشان داده       مي شود؛ قابل برسی است. 
بعد از توجه به ابزار اساسي طراحي ، همچنين فصل ۹ مدلهاي مختلفی از تقويت كننده هاي توان  و مشخصه هاي آنها از قبيل بهره هموار ؛ پهناي باند و اعوجاج دروني را به خوبي اختلافات بين تقويت كننده هاي يك و چند طبقه بررسي مي كند .
 1.9  مشخصه هاي تقويت كننده ها 
شايد مهمترين و پيچيده ترين عمل در تئوري مدار آنالوگ ، تقويت يك سيگنال ورودي از ميان يك مدار ترانزيستوري يك يا چند طبقه است . يك نماي كلي تقويت كننده يك يا چند طبقه که بين شبكه هاي تطبيق ورودي و خروجي قرار گرفته شده در شكل ۹-۱ نشان داده شده است . 
شكل (۹-۱) سيستم كلي تقويت كننده
شبكه هاي تطبيق ورودي و خروجي كه در فصل ۸ بحث شده اند نيازمند كاهش انعکاسهای نامطلوب بودند و در نتيجه نياز به بهبود انتشار توان داشتند . 
در شكل ۹-۱ تقويت كننده توسط ماتريس S خودش در يك نقطه با ياس DC ويژه رسم شده است. بر حسب عملكرد ويژه ، ليست زير از يك سری پارامترهاي کليدی  تقويت كننده تشكيل شده است. 
بهره و اندازه  بهره (برحسب dB ) 
فركانس كاري و عرض باند (برحسب Hz) 
توان خروجي (برحسب  dBm) 
شرايط انعكاس ورودي و خروجي (VSWR) 
عدد نويز (برحسب dB) 
بعلاوه بايد اينطور در نظر گرفته شود كه چنين پارامترهايي بعنوان اعوجاج دروني؛ توليد هارمونيك ، فيدبك و اثرات گرمايي مي كند كه همه آنها مي تواند در عملكرد تقويت كننده تاثير بگذارد . 
براي طراحي پروسه تقويت كننده به صورت سازمان يافته ، ابتدا نياز به چند تعريف براي روابط مختلف توان داريم . اين كار توسط چندين ابزار اناليزي مهم كه نيازمند تعاريفي براي پايداري ، نويز؛ بهره و عملكرد VSWR هستند انجام مي گيرد . 
وجه مشترك همه چهار مورد بالا اين است كه آنها مي توانند توسط معادلات دايره بيان شوند و در نمودار اسميت به نمايش در آيند . 


۲ـ۹   روابط توان تقويت كننده 
۹-۲-۱   منبع RF 
چندين تعريف براي بهره توان وجود دارد كه همه آنها براي درك چگونگي عملكرد تقويت كننده RF ، بحراني هستند بدين دليل به ما اجازه دهيد تا شكل (۹-۱) را براساس روابط ناشي از توان بررسي كنيم . 
با فرض اينكه دو شبكه تطميق در امپدانس منبع و بار وجود دارد . سيستم به صورت شكل (۹-۲-a) خلاصه مي شود . نقطه شروع برای آناليز توان ، منبع RF متصل به شبكه تقويت كننده است . 
براي قرار داد نشان داده شده در شكل (۲ـ۹) بحث مطرح شده سيگنال در بخش ۵٫۴٫۴   را (۸۲٫۴ و ۸۳٫۴  را ببنيد) باز خواني مي كنيم و براي ولتاژ منبع مي نويسيم : 
(۱ـ۹)                            


        a)  شماتيك مختصر شده يك تقويت كننده يك طبقه              b ) گراف جريان سيگنال 
                         شكل (۲ـ۹) منبع و بار متصل به يك شبكه تقويت كننده يك طبقه
موج توان تابشي در رابطه با   توسط :
 (2ـ۹)                                           
داده شده است كه توان تابشي بسوي تقويت كننده است .
توان ورودي واقعي Pin ديده شده در ترمينال ورودي تقويت كننده از امواج توان تابشي و انعكاسي تشكيل شده است ، كه با كمك ضريب انعكاس ورودي   مي توانيم  بنويسيم : 
(۳ـ۹)                   
حداكثر انتقال توان از منبع به تقويت كننده زماني حاصل مي گردد كه امپدانس ورودي بصورت مزدوج مختلط تطبيق شده باشند .   يا برحسب ضريب انعكاسي ،   باشد . 
تحت شرايط ماكزيمم انتقال توان ما توان قابل دسترسي PA را تعريف مي كنيم : 
(۴ـ۹)         
اين عبارت وابستگي به   را روشن مي سازد . اگر Fin و   از (۲ـ۹) و (۴ ـ ۹) ديده مي شود كه   
۲-۲-۹   بهره توان انتقالی 
اكنون مي توانيم بهره توان انتقالي    را بررسي كنيم كه بهره تقويت كننده اي كه بين منبع و بار قرار دارد را تعيين مي كند . 

  =          توان تحويلي به بار            =  
توان قابل دسترسي از منبع

يا با     بدست مي آوريم : 
(۵ .۹)                             
در اين عبارت بايد نسبت   ، تعيين گردد . با كمك مطالب بحث شده در بخش d .4 .4 و بر اساس شكل (۲ـ۹) بدست مي آوريم :       
 (a6 ـ.۹)                       
(b6 ـ ۹)                      
و نسبت مورد نياز در نهايت بصورت زير بدست مي آيد . 
(۷ـ ۹)                         


با جايگذاري (۷ .۹) در (۵ .۹) نتيجه مي شود : 
(۸ـ۹)                          
كه با تعريف فوق ضرايب انعكاسي وردي و خروجي مي تواند به شكل تازه اي در آيد ( شكل ۲ـ۹ را ببينيد ) 
(a 9 ـ ۹)                      
(b 9ـ ۹)                        
با اين دو تعريف ، دو عبارت براي بهره توان انتقالي بدست خواهد آمد : 
ابتدا با ادغام کردن  (a9 .9) در (۸ . ۹) ديده مي شود كه : 
(۱۰ ـ۹)                               
ثانياً با استفاده از (b 9 . 9) در (۸ .۹) عبارت زير نتيجه مي شود : 
(۱۱ـ۹)                              
يك تقريب بكار رفته شده براي بهره توان انتقالي؛ بهره توان يك طرفه ut G مي باشد كه از اثر فيدبك تقويت كننده   صرفنظر مي شود . 
كه فرم (۱۱٫ ۹) بصورت زير ساده مي شود . 
(۱۲ـ۹)                               
همانطور كه در بخش (۱٫ ۴ .۹) بحث شده بود معادله (۱۲ . ۹) اغلب بعنوان پايه اي براي بهبود تقريب طراحي ها براي يك تقويت كننده و شبكه هاي تطبيق  متصل شده به ورودي و خروجي آن استفاده مي گردد  . 

(۳ .۲٫ ۹) ساير روابط توان 
بهره توان انتقالي اساسي ترين عبارتي است كه ساير روابط مهم توان از آن نتيجه گرفته مي شوند .
بعنوان مثال بهره توان قابل دسترسي براي بار طرف تطبيق   بصورت زير تعريف مي گردد : 
توان قابل دسترسي از تقويت كننده  =  
                               توان قابل دسترسي از منبع
و با استفاده از (۱۱-۹) خواهيم داشت :
(۱۳ ـ۹)               
پيش از اين ، بهره توان ( بهره توان عملكردي ) بعنوان نسبت توان تحويلي به بار به توان گرفته شده از تقويت كننده تعريف شده بود . 
         توان تحويلي به بار        = G
                                   توان گرفته شده از تقويت كننده

با تركيب (۳ .۹) ، ( ۴ .۹) و ( ۱۰ . ۹) ، بدست مي آوريم :  
(۱۴ـ۹)                     
جالب است كه توجه كنيد (۱۴ .۹) مي تواند توسط قرار دادن    از زمانيكه   می شود بدست  مي آيد . 
مثال زير براي محاسبه تعدادي از اين عبارت براي يك تقويت كننده با پارامترهاي S داده شده آورده شده است .
——————————————————————————————–
مثال (۱ـ۹) روابط توان براي يك تقويت كننده RF‌
يك تقويت كننده RF داراي پارامترهاي S زير مي باشد : 
               بعلاوه قسمت ورودي تقويت كننده به يك منبع ولتاژ با   و امپدانس   وصل شده است . خروجي نيز از يك آنتن با امپدانس   بهره مي گيرد . 
فرض كنيد كه پارامترهاي S تقويت كننده توسط امپدانس مشخصه   اندازه گيري ميشود ، كميتهاي زير را بدست آوريد ؟ 
a) بهره مبدل GT ، بهره مبدل يك طرفه GTU ، بهره قابل دسترسي GA ، بهره توان عملكردي G 
b ) توان گرفته شده از بار PL  ، توان قابل دسترس PA و توان تابشي Pinc براي تقويت كننده . 
حل مثاله :
ابتدا فرض امپدانس مشخصه     ظرايب بازتاب باد و مبنع را پيدا مي كنيم .
 

سپس امپدانسهاي ورودي و خروجي كه در (a9 .9) و (b 9. 9) داده شده اند تعيين مي گردد .
 
 
با جايگزيني مقادير بدست آمده همراه با پارامترهاي s در (۱۱ .۹) (۱۲ .۹) (۱۳٫ ۹) و (۱۴ .۹) بهره مبدل GT ، بهره مبدل يك جانبه GTV و بهره قابل دسترسي GA بهره توان عملكردي G بصورت زير محاسبه مي شوند . 
 
 
 
 
با استفاده از (۲٫ ۹) به همراه (۱ـ۹) اجازه پيدا مي كنيم كه توان جريان يافته در تقويت كننده را پيدا كنيم. 
اغلب Pinc بر حسب  dBm بيان مي شوند كه : 
 
به آساني از (۲ .۹) ما توان قابل دسترسي را به صورت   يا   پيدا مي كنيم . 
در نهايت توان تحويلي به بار برابر است با توان قابل دسترسي ضربدر بهره انتقالی .
اين نتايج در   يا بر حسب  dBm بصورت :
  نمايش داده مي شود . 
جالب است كه يادآور شويم كه بهره توان يك طرفه اغلب به صورت خيلي نزديك با بهره توان انتقالي منطبق            مي گردد . 
همانگونه كه قبلاً نيز بحث شده بود استفاده از بهره تقويت كننده يك طرفه بطور چشمگيري عمل طراحي تقويت كننده را ساده مي سازد . 
۳٫ ۹ ملاحظات پايدار ی
۱٫ ۳٫ ۹ دواير پايداري 
يكي از اولين شرايطي كه يك مدار تقويت كننده بايد با آن روبرو شود عملكرد پايدار در محدوده فركانسي با اهميت مي باشد اين يك نگراني ويژه هنگام سر و كار داشتن با مدارات RF مي باشد . كه منجر به نوسان وابسته به فركانس عملكردي و انتهايي مي گردد . پديده نوسانات مي تواند  داخل يك موج ولتاژ در طول خط انتقال بوجود آيد . 
اگر   سپس اندازه ولتاژ برگشتي (فيدبك مثبت) زياد خواهد شد و باعث ناپايداري مي گردد . 
بر عكس اگر   باشد باعث كاهش ولتاژ برگشتي مي گردد ( فيدبك منفي ) 
اجازه دهيد كه تقويت كننده را بصورت يك شبكه دو قطبي در نظر بگيريم كه از ميان پارامترهاي S و ترمينال خروجي توصيف شده توسط   تشريح شده است . 
سپس پايداري نشان مي دهد كه اندازه هاي ضرايب انعكاسي كمتر از يك هستند بعبارت ديگر : 
(a 15. 9)                       
(b 15. 9)                       
(c 15 .9)                        
كه در آن   براي بيان كردن (a 9. 9) و (b 9. 9) استفاده شده بود . 
از زمانيكه پارامترهاي S براي يك فركانس خاص ثابت شدند ، تنها عاملهايي كه داراي تاثير پارامتري روي پايداري دارند   هستند . 
برای قطب خروجي تقويت كننده ما نيازمند ايجاد  شرايطي هستيم كه معادله (b 15. 9) را بر آورده سازد . 

مقاديرمركب                                                                                                                              ( 16. 9)                
 در (b 15. 9) جايگذاري شده و در نتيجه بعد از تعدادي محاسبه ، معادله دايره پايداري خروجي به صـــورت :                            (17.9)                                                                                                   در مي آيــد كه شـــعاع دايـــره توســط: 
(۱۸٫ ۹)                     
داده مي شود . و مركز اين دايره همانگونه كه در شكل (a 3ـ۹) نشان داده شده در :
(۱۹ .۹)                          واقع شده است . 
بر ای قطب  ورودي با جايگذاري (۱۶ .۹) در (c 15 .9) معادله دايره پايداري ورودي بصورت  :        
(۲۰ .۹)                                                                      بدست مي آيد بطوريكه :
  • بازدید : 54 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

با استفاده از يك IC         كه خروجي آن بصورت متوالي بايك IC7404  متصل مي باشد مداري را طراحي مي كنيم كه در آن خاصيت عمل or  رعايت شده باشد . بدين صورت كه در IC       شاخكهاي شماره ۱ و۲ مرودي بوده و شاخك ۳ خروجي مي باشد ، همچنين مانند ديگر IC ها  شاخك شماره ۷ به ولتاژ صفر و شاخك شماره ۱۴ به ولتاژ ۵+ وصل مي گردد و خروجي اين IC بصورت متوالي به ورودي IC 7404 « شاخك شماره ۱ » وصل مي گردد و شاخكهاي شماره ۷ و ۱۴ نيز به ترتيب به ولتاژهاي صفر و ۵+ وصل مي گردد 
خروجي اين IC نيز به يكي از شاخكهاي led وصل مي گردد و شاخك ديگر led به يك سر مقاومت وصل شده و سر ديگر مقاومت به ولتاژ ۵+ وصل مي گردد . حال اگر شاخكهاي ورودي IC       را طبق جدول زير وصل نمائيم led روشن يا خاموش خواهد شد . « توجه كنيد كه اين شاخكها اگربه هيچ ولتاژي وصل نشوند بصورت پيش فرض ۵+ ولت فرض شده در نتيجه led روشن خواهد بود . » 
با استفاده از يك IC         كه خروجي آن بصورت متوالي بايك IC7404  متصل مي باشد مداري را طراحي مي كنيم كه در آن خاصيت عمل or  رعايت شده باشد . بدين صورت كه در IC       شاخكهاي شماره ۱ و۲ مرودي بوده و شاخك ۳ خروجي مي باشد ، همچنين مانند ديگر IC ها  شاخك شماره ۷ به ولتاژ صفر و شاخك شماره ۱۴ به ولتاژ ۵+ وصل مي گردد و خروجي اين IC بصورت متوالي به ورودي IC 7404 « شاخك شماره ۱ » وصل مي گردد و شاخكهاي شماره ۷ و ۱۴ نيز به ترتيب به ولتاژهاي صفر و ۵+ وصل مي گردد خروجي اين IC نيز به يكي از شاخكهاي led وصل مي گردد و شاخك ديگر led به يك سر مقاومت وصل شده و سر ديگر مقاومت به ولتاژ ۵+ وصل مي گردد . حال اگر شاخكهاي ورودي IC       را طبق جدول زير وصل نمائيم led روشن يا خاموش خواهد شد . « توجه كنيد كه اين شاخكها اگربه هيچ ولتاژي وصل نشوند بصورت پيش فرض ۵+ ولت فرض شده در نتيجه led روشن خواهد بود . » 


عتیقه زیرخاکی گنج