• بازدید : 41 views
  • بدون نظر
این فایل در ۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

چندي‌ است‌ كه‌ مسئله‌ي‌ حجاب‌ زنان‌ مسلمان‌ در غرب‌ محل‌ چالش‌ دو تمدن‌اسلام‌ و غرب‌ شده‌ است‌. اخيراً در چند كشور اروپايي‌ حجاب‌ را در مدارس‌ يا ادارات‌ دولتي‌ ممنوع‌ كرده‌اند و با انتشار صدها مقاله‌ در جرايد غربي‌ به‌ شدت‌حجاب‌ را مورد تاخت‌ و تاز قرار داده‌اند. 
مسئله‌ي‌ حجاب‌ براي‌ اوّلين‌ بار نيست‌ كه‌ صحنه‌ي‌ هماوردي‌ تمدن‌ غرب‌ وتمدن‌ اسلامي‌ قرار مي‌گيرد، لااقل‌ در سه‌ كشور اسلامي‌ تركيه‌، افغانستان‌ و ايران‌ خودباختگان‌ سياسي‌ كه‌ از تمدن‌ شرقي‌ خود احساس‌ حقارت‌ مي‌كردند تنها راه‌جبران‌ عقب‌ماندگي‌هاي‌ ذهني‌ و عيني‌ را شبه‌مدرنيسم‌ مي‌دانستند
امروز همين‌ مسئله‌ در غرب‌ در حال‌ تكرار شدن‌ است‌، در ماه‌هاي‌ اخير ده‌هامقاله‌ توسط‌ روزنامه‌هاي‌ پرتيراژ غرب‌ عليه‌ حجاب‌ اسلامي‌ منتشر شده‌ است‌. به‌نمونه‌هايي‌ از اين‌ مقالات‌ كه‌ فقط‌ در ماه‌ نوامبر منتشر شده‌ است‌ توجه‌ كنيد. 
حزب‌ طرفدار آزادي‌ هلند خواستار ممنوعيت‌ استفاده‌ از روسري‌توسط‌ زنان‌ مسلمان‌ در اين‌ كشور شد (روزنامه‌ اكونوميست‌، مقاله‌ي‌دشمني‌ در داخل‌، ۲۳ نوامبر ۲۰۰۶) 
ذهن‌ انسان‌ با حجاب‌ چگونه‌ كار مي‌كندـ حجاب‌ نماد ظلم‌ به‌ زن‌محسوب‌ مي‌شودـ زنان‌ مسلمان‌ آلمان‌ از حجاب‌ چشم‌پوشي‌ كنند.(تاگس‌ سايتونگ‌، مقاله‌ حقايق‌ و پيش‌داوري‌ها، ۳۰ اكتبر ۱۳۸۵) 
قرآن‌ زنان‌ مسلمان‌ را به‌ حجاب‌ ملزم‌ نمي‌كند (واشنگتن‌ تايمز،مقاله‌ خيزش‌ مذهب‌ در غرب‌، ۲۳ نوامبر ۲۰۰۶) 
حجابي‌ كه‌ زنان‌ براي‌ تمايز و تأكيد بر پستي‌ آنان‌ تحميل‌ شده‌ است‌تاريخچه‌اي‌ كهن‌ داردـ اسلام‌گرايان‌ كه‌ از حجاب‌ يك‌ فريضه‌ي‌ ديني‌ ويك‌ دستور خدا مي‌سازند بسيار جديد است‌ـ ليلا بابس‌ در كتاب‌ خودثابت‌ مي‌كند كه‌ حجاب‌ يك‌ فريضه‌ي‌ ديني‌ نيست‌ چه‌ برسد به‌ يك‌آداب‌ مذهبي‌ـ هيچ‌ متن‌ مذهبي‌ حتي‌ قرآن‌، هيچ‌ رأي‌ فقهي‌ يا هيچ‌مفسر قرآن‌ پذيرفته‌ شده‌ هرگز اين‌ هنجار را معنوي‌ توصيف‌ نكرده‌است‌ـ اين‌ گفته‌ي‌ اصول‌گرايان‌ كه‌ حجاب‌ را از حيطه‌ي‌ اخلاق جنسي‌به‌ يك‌ اصل‌ ديني‌ تبديل‌ كرده‌اند، لباس‌ دروغين‌ پوشاندن‌ به‌ دين‌است‌. (لوتان‌، مقاله‌ي‌ حجاب‌ پنج‌ هزار سال‌ فرمانبرداري‌، ۲۱ نوامبر۲۰۰۶) 
اين‌ها نمونه‌هايي‌ از مقالاتي‌ است‌ كه‌ فقط‌ در ماه‌ نوامبر در غرب‌ منتشر شده‌است‌. مسئله‌ي‌ ممنوعيت‌ حجاب‌ در كشورهاي‌ غربي‌ و مدعي‌ دمكراسي‌ ما را به‌ياد عملكرد مستبدين‌ تاريخ‌ شرق، رضاشاه‌، كمال‌ آتاتورك‌ و امان‌الله خان‌، شاه‌افغاني‌ مي‌اندازد و مجدداً حملات‌ غرب‌گرايان‌ ايراني‌ و ناسيوناليست‌هاي‌ ترك‌ راعليه‌ حجاب‌ در اذهان‌ زنده‌ مي‌كند. با اين‌ تفاوت‌ كه‌ در گذشته‌ ميدان‌ پيكار عليه‌حجاب‌ كشورهاي‌ اسلامي‌ بود و اكنون‌ اين‌ مصاف‌ در كشورهاي‌ غربي‌ روي‌ داده‌است‌ و اين‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ تمدن‌ غرب‌ ديروز در حال‌ تهاجم‌ بود و اينك‌ تمدن‌اسلامي‌ دست‌ به‌ تهاجم‌ زده‌ و غرب‌ در حالت‌ تدافعي‌ به‌ سر مي‌برد. 
شايد امروز مسئوليت‌ اسلام‌گرايان‌ در تبيين‌ مسئله‌ي‌ حجاب‌ مسئوليتي‌ مضاعف‌شده‌؛ چه‌ اين‌ كه‌ اگر از اين‌ نماد اسلامي‌ پشتيباني‌ فكري‌ نشود، چه‌ بسا از پيشروي‌باز ماند و در زير حملات‌ دفاعي‌ غرب‌ ناچار به‌ عقب‌نشيني‌ يا تسليم‌ شود. از اين‌جهت‌ نكاتي‌ چند براي‌ تبيين‌ حجاب‌ ضروري‌ است‌: 
۱ـ حجاب‌ در اسلام‌ هرگز نماد ظلم‌ به‌ زن‌ يا براي‌ تأكيد بر پستي‌ بر زنان‌ تحميل‌نشده‌ است‌. شما در هيچ‌ يك‌ از متون‌ مقبول‌ اسلامي‌ چنين‌ تعبير يا اشاره‌اي‌نخواهيد يافت‌؛ بلكه‌ ده‌ها متن‌ ديني‌ حجاب‌ را نمادي‌ از حرمت‌، احترام‌ و عزّت‌ زن‌مسلمان‌ معرفي‌ مي‌كند. 
جالب‌ اين‌ است‌ كه‌ حتي‌’ مسئله‌ي‌ حجاب‌ تنها بر مبناي‌ ملاك‌ تمايلات‌ جنسي‌واجب‌ نشده‌ است‌. به‌ همين‌ جهت‌ فقها با اين‌ كه‌ نگاه‌ كردن‌ مردان‌ را به‌ زنان‌ نامحرم‌حرام‌ مي‌دانند؛ ولي‌ نگاه‌ به‌ زنان‌ غير مسلمان‌ كه‌ حجاب‌ را امري‌ لازم‌ نمي‌دانند و زنان‌ مسلماني‌ كه‌ بي‌مبالات‌ هستند و خود حرمت‌ خود را نگه‌ نمي‌دارند جايزمي‌دانند (آيت‌الله خويي‌، منهاج‌الصالحين‌، ج‌ ۲، ص‌ ۲۵۹). بعضي‌ علت‌ اين‌ جواز را پاس‌ نداشتن‌ زن‌ از حرمت‌ خود داشته‌اند. 
و باز به‌ همين‌ جهت‌ است‌ كه‌ فقها فتوا داده‌اند كه‌ نگاه‌ به‌ تصوير زن‌ مسلمان‌ و آشنا حرام‌ است‌؛ ولي‌ نگاه‌ به‌ تصوير زني‌ كه‌ متهتك‌ است و خود حرمت‌ خود را پاس‌نمي‌دارد جايز است‌. (امام‌ خميني‌، تحريرالوسيله‌، ج‌ ۲، كتاب‌ النكاح‌) 
۲ـ شكي‌ نيست‌ كه‌ اسلام‌ براي‌ حفظ‌ كانون‌ خانواده‌ وظايف‌ زنان‌ و مردان‌ را برمبناي‌ طبيعت‌ هر كدام‌ مشخص‌ كرده‌ است‌ و به‌ عبارتي‌ از زن‌ وظيفه‌ي‌ زنانه‌ و ازمرد خدمت‌ مردانه‌ خواسته‌ است‌. به‌ همين‌ جهت‌ از مرد و زن‌ خواسته‌ است‌ تا درمسئله‌ي‌ پوشش‌ و لباس‌ هر كدام‌ هويت‌ خود را حفظ‌ كنند. در واقع‌ اسلام‌ به‌ پيروان‌خود تأكيد مي‌كند كه‌ هيچ‌ تفاوتي‌ در ارزش‌ انساني‌ زن‌ و مرد نيست‌ و بايد هيچ‌ كدام‌از جنسيت‌ خود احساس‌ حقارت‌ و از خودبيگانگي‌ نكنند. به‌ همين‌ علّت‌ اسلام‌پوشيدن‌ لباس‌ مردانه‌ را براي‌ زنان‌ و لباس‌ زنانه‌ را براي‌ مردان‌ حرام‌ مي‌داند و حتي‌’ نماز خواندن‌ زن‌ در لباس‌ مردانه‌ و نماز خواندن‌ مرد در لباس‌ زنانه‌ را باطل‌ مي‌داند. (عروة‌الوثقي‌، ج‌ ۱، في‌ شرايط‌ المصلي‌، مسئله‌ي‌ ۴۲) 
۳ـ حجاب‌ اسلامي‌ يعني‌ پوشيدن‌ تمام‌ موهاي‌ سر و تمام‌ بدن‌ به‌ جز صورت‌ ودست‌ها تا مچ‌ و پاها تا مچ‌ از ضروريات‌ فقه‌ اسلامي‌ است‌؛ تمام‌ فقهاي‌ اسلام‌ سني‌و شيعي‌ همه‌ بر وجوب‌ آن‌ فتوا داده‌اند و همه‌ي‌ مفسرين‌ اسلامي‌ شيعه‌ و سني‌ درذيل‌ آيه‌ي‌ ۳۱ سوره‌ي‌ نور و آيه‌ ۵۹ سوره‌ي‌ احزاب‌ دو حكم‌ پوشيدن‌ گلو و سينه‌ باروسري‌ و پوشيدن‌ جلباب‌ يا شال‌ و مقنعه‌اي‌ كه‌ سر و سينه‌ تا نيم‌تنه‌ را مي‌پوشاند رابه‌ معناي‌ وجوبي‌ و امر الزامي‌ گرفته‌اند (آلوسي‌، تفسير روح‌المعاني‌، ج‌ ۲۲، ص‌ ۸۸و طبرسي‌، مجمع‌البيان‌، ج‌ ۴، ص‌ ۳۶۹). تاكنون‌ هيچ‌ فقيه‌ و مفسري‌ فتوا يا تفسير وقرائتي‌ كه‌ دلالت‌ بر غير الزامي‌ حجاب‌ باشد از خود صادر نكرده‌ است‌. اين‌ ادّعاي‌عجيبي‌ است‌ كه‌ جرايد غربي‌ نقل‌ مي‌كنند كه‌ اسلام‌ حجاب‌ را الزامي‌ نكرده‌ است‌. واين‌ نيز بايد افزوده‌ شود كه‌ در اسلام‌ بين‌ اخلاق عملي‌ و الزام‌ فقهي‌ هيچ‌ تفاوتي‌نيست‌. اگر غيبت‌، تهمت‌، تجسس‌، سرقت‌، خيانت‌، زنا، چشم‌چراني‌، از لحاظ‌اخلاقي‌ امري‌ ناپسند هستند، از لحاظ‌ فقهي‌ نيز امر ممنوع‌ و حرامي‌ هستند. بنابراين‌ادّعاي‌ روزنامه‌ لوتان‌ كه‌ حجاب‌ را در حيطه‌ي‌ اخلاق جنسي‌ و خارج‌ از محدوده‌ي‌يك‌ اصل‌ ديني‌ تعريف‌ كرده‌ است‌، نشان‌ از ناآگاهي‌ نويسنده‌ به‌ اسلام‌ است‌. 
راستي‌ جاي‌ تعجب‌ است‌ كه‌ غرب‌ از شكستن‌ حرمت‌هاي‌ خانوادگي‌ و متلاشي‌كردن‌ كانون‌ خانواده‌ چه‌ سودي‌ برده‌ است‌ كه‌ همچنان‌ بر اين‌ تجربه‌ي‌ تلخ‌ پافشاري‌و استدلال‌ مي‌كنند؟! در آخرين‌ سرشماري‌ كه‌ مؤسسه‌ي‌ تحقيقات‌ اجتماعي‌(O.N.S) ارايه‌ داده‌ از هر سه‌ نفر كودك‌ متولد شده‌ در اروپا يك‌ نفر آنان‌ نامشروع‌است‌. آيا آينده‌ي‌ اروپا با اين‌ همه‌ انسان‌هاي‌ بي‌اصل‌ و نسب‌ كه‌ هيچ‌ شيرازه‌اي‌ ازمحبت‌ خويشاوندي‌ آن‌ها را به‌ يكديگر پيوند نمي‌زند چه‌ خواهد شد؟ آيا درآينده‌اي‌ نه‌ چندان‌ دور اروپا به‌ دانه‌هاي‌ از هم‌ گسيخته‌ تبديل‌ نخواهد شد؟ 
  • بازدید : 58 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

مدرنيسم جنبشي بود كه حدود سال ۱۸۸۰ آغاز شد و در سال ۱۹۸۰ به پايان رسيد. مدرنيسم به صورت رويكرد تؤري در هنر توصيف مي شود. «هنر به خاطر هنر» اصطلاحي است كه نمونۀ اين جنبش بود زيرا به طور اساسي گفته مي شود كه بايد هنر را بيشتر بررسي كرد تا مواردي بيشتري را درباره آن كشف نمود مدرنيسم ها بر روي رنگ ، معنويت جامعيت ، روانشناسي ، مفهوم و نظريه پنهان در هنر كه گاهي مهم تر از تصورات موجود مي باشد؛ مطالعه كرده اند آثاري از تؤري ها درباره روانشناسي مثل روانشناسي رنگ از فبريون بيرن دريافت وقتي افراد در معرض رنگهاي متفاوت قرار گيرند به طور متفاوتي واكنش نشان مي دهند به عنوان مثال رنگ قرمز افراد را مشتاق مي كند ، رنگ آبي آرامش بخش است و غيره.
باهوس دیدگاه مشابهی را با بلو ریدرز نسبت به تفکر دربارۀ جنبۀ معنوی چپ گرای ویه مار از جمله مربوط به فلسفۀ برین ارائه نمود اما در نهایت خودش را وقف فلسفۀ ایده آل گرای آلمانی نمود بود. هنر پاول کلی ایده الها و آرزوی فلسفۀ آلمانی را به دوش کاملاً پایدار نسبت به ماهیت تخریب ایجاد شده از طریق جنگ جهانی اول برجسته می سازد. طبق نقد هنری رابرت هوگز: فلسفۀ برین در واقع گرایش عمومی نقاشانی بود که گروه اکسپرسیونیست در سال ۱۹۱۰ به صورت دربلوریتر (بلورایدر) مشهور بود. همچنین بخش مجموعه ای دقیقی از باهوس که آموزش و تمرین می داد بعداً می توانست برتر از تصوری باشد که باهوس برخی از اصول واقع در انتقال جنبه های دنیای اکسپرسیونسیم ارائه می شود. وقتی کندیسکی در باهوس تدریس می کرد پس هنرمند سوئیسی با نام پاول کلی نیز آموزش  می داد. و اگر چه کلی نظریه پرداز نبود همانند کندیسکی به ایده الی از نقاشی اختصاص یافته بود که از فلسفۀ ایده ال گرای آلمانی نشأت گرفته بود. نمونۀ بارز اشتغال ذهنی با این فلسفه ، کتاب بی نظیری به نام دیدگاه تفکر بود که در طول سالهای تدریس او در باهوس نوشته شده بود. یکی از مفصل ترین کتابهای مبانی دربارۀ علوم طراحی که تاکنون نوشته شده است به صورت تمام تئوری در برگیرندۀ اصول هم ارز بصری برای حالتهای روحی به گونه ای است که در توجیه پیچیدۀ آن با کندیسکی رقابت می کند. کلی تمایل تمایل داشت که جهان را به صورت نوعی مدل در نظر بگیرد یعنی نوعی بینش که توسط ساعت ساز عظیم یعنی الهۀ سوئیسی ارائه شده بود تا حقیقت روحی را نشان دهد. این امر به ارزیابی ماهیت اسباب بازی مانند بودن عقیده هلی او کمک می کند. اگر جهان هیچ ماهیت نهایی نداشته باشد می توان آنرا از طریق آزادترین ، مهمترین ذکاوت ارائه کرد و کلی این کار از انجام داده است. در نتیجه شهرت او به صورت بلوغ جزئی می باشد. رابطۀ مشخصی بین برخی از دستگاهای کلی است که تصویرهای پلانکتون ، دیاتومه ، دانه ها و میکروارگانیسم هایی را توصیف می کند که در زمان مشابه به وجود آمده است. در چنین نقاشیهایی کلی تلاش می کند تا به هنر به عنوان سمبلی اشاره نماید که به نظر می رسد برای همیشه در وحشت کابوس شبانه جنگ جهانی اول و نا آرامی به وجود آمده در پی آن وجود داشته است. این باغ بهشت است. یکی از تصویرهای مرکزی رمانتیسم مذهبی یعنی اسطوره که در نوع خود بی نظیر است و دارای تمام گونه های در حال رشد است که به آرامی در کنار یکدیگر تحت نظارت چشم طبیعی (یا خداوند) قرار گرفته است.
ـ از رابرت هوگز ، شوک جدید (ناف ، تجدید چاپ) و ۱۳ اگوست سال ۱۹۹۱ جایگزین بعدی باهوس که در سال ۱۹۳۳ تحت فشار سوسیالیست ملی منحل شد ، باهوس جدید بود که در شیکاگو در سال ۱۹۳۷ توسط لازلو مولی ـ نگی (۱۹۴۶ – ۱۸۹۵) تأسیس شد. باهوس جدید بعداً به مدرسۀ طراحی تبدیل شد که در سال ۱۹۴۴ به انجمن طراحی در شیکاگو مبدل گردید.
  • بازدید : 37 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

هدف از اين موضوع درک مفهوم مدرنيسم ،علل پيدايش و پاره اي از خصوصيات آن است .در اين مقاله ابتدا به مفهوم مدرنيته و مدرنيسم وتفاوت آنها اشاره خواهد شد و سپس با ذکر يک نمونه شهر معاصر به جمعبندي نظرات و مباحثي چون :رابطه جامعه مدني و آيين شهروندي،خصوصيات مدرنيزاسيون شهري و ثمرات ورود مدرنيته در شهرسازي ايران اشاره خواهد شد 
واژه مدرنيسم به معناي نو گرايي و نو سازي است و مدرنيزاسيون عملي که منتج از مدرنيسم و مبتني بر مدرنيته و افکار مدرن است .پيدايش مدرنيته با پيدايش جوامع مدرن (كشورهاي اروپاي غربي) هم زمان بوده است ولي در اينكه آغاز مدرنيته چه زماني است ميان محققان توافق نيست ولي عمدتاً از سال ۱۸۹۰ تا۱۹۳۰ مد نظر است.۱ آغاز عصر مدرن رويدادي بود كه در آن مجموعه انديشه‌ها قوام يافته بودند تا جنبش‌هاي جديدي را كه تجسم بخش روح جامعه صنعتي بودند شكل دهند، مصالح و روش هاي نوين ساخت وساز به معماران و مهندسين اين توان را داده بود تا شيوه‌هاي ساخت و ساز را كشف كنند.۲ 
با ظهور عصر صنعت و گسترش صنايع توليد انبوه بسياري از مردم به سرعت از شيوه زندگي قرون وسطي به شيوه زندگي مدرن گرويدند. ۳
آغاز عصر مدرن با پيدايش خردگرايي، روشنفكري، علم مداري و دين پيرايي همراه بود.۴ 
انگيزه اصلي مدرنيسم كم كردن توان سرمايه‌داري صنعتي كه به عنوان واسطه بين سرمايه‌داراني عمل كرده بود كه شهر‌ها را توسعه داده بودند. شهرهايي كه بدون كيفيت مطلوب فقط براي توليد ساخته شده بودند.۵ هدف اصلي مدرنيسم حذف تدريجي ساختار اجتماعي منفرد و جايگزين كردن با يك بنيان واحد و جامع بود. مدرنيسم نوعي پيوستگي با اهداف اجتماعي دارد.۶ 
نياز به پروژه‌هاي مسكن عمومي در اروپا و روسيه ، سبب تبلور ديدگاه‌هاي نوين در بين معماران و شهرسازان گرديد. ۷و پيدايش شهرسازي معاصر ممكن نبود مگر بعد از تغييرات مهم فني ، اقتصادي و اجتماعي كه به انقلاب صنعتي شهرت دارد و طي نيمه دوم قرن ۱۸ در غرب اروپا به وقوع پيوست. ۸
نبوغ جامعه مدرن مرهون انديشه اي بود که مفروضات جامعه جديد صنعتي را بر اساس متغير هاي موجود در جامعه آن زمان ،سازماندهي و تبيين مي نمود.۹
معماري کلاسيک 
معماري گوتيک 
معماري باروک 
معماري روکوکو 
معماري ايراني 
معماري جهان اسلام 
معماري چيني 
معماري هندي 
مکتب باوهاوس 
مکتب شيکاگو 
نو گرايي (مدرنيسم) 
نو مدرن (نيو مدرنيزم) 
پسانوگرايي (پُست‌مدرنيسم) 
تنديس گرايي 
سازه گرايي 
ساختارشکني (واسازي) 
معماري پرش کيهاني ( غير خطي ) 


۱- طرح موضوع
۱-۱- تعريف:
درباره مدرنيته و مدرنيسم نظر واحدي وجود ندارد۱۰٫ولي مدرنيسم در معاني زير بکار مي رود: 
• گرايش فرهنگي كه از دل مدرنيته بر آمده۱۱ 
• بر تجربه فرهنگي دلالت دارد كه ماهيت آن روشن و شفاف نيست. اين امر از ابهام مدرنيته سر چشمه مي‌گيرد.۱۲ 
• روش نوين زندگي عصر جديد۱۳
• جنبشي عظيم كه از دل حركت هاي اصلاح طلبانه و در واكنش به شهر‌هاي صنعتي قرن۱۹بود.۱۴ 
• كليه حركت ها و سبك‌ها در ادبيات ، هنر ومعماري ۱۵
• عكس العملي فرهنگي به فرآيند مدرنيزاسيوني بود كه با رشد سرمايه داري در سده هاي ۱۹و۲۰ همراه مي‌شد.۱۶ 
۱-۲- تفاوت مدرنيته و مدرنيسم 
۱-۲-۱- مدرنيته وضعيت و حالتي كه در تاريخ اتفاق افتاده و نوعي نگرش به هستي و زندگي است. ولي مدرنيسم ايدئولوژي و بنا به رويكردي فهم مدرنيته از خود است . ۱۷
۱-۲-۲- مدرنيته به سه حوزه (علم ، سياست، هنر) ولي مدرنيسم به دو حوزه (هنر و فرهنگ) مربوط است.۱۸ 
۲- اهداف تحقيق 
هدف از ارائه اين بحث اين است که برنامه ريزان از نيروها و نظرياتي كه شهر‌ها را شكل مي‌دهد, آگاه باشند در اين صورت ميزان درك و فهم ما از طبيعت برنامه‌ريزي شهري بالاتر مي رود. ۱۹
آشنايي با فلسفه وجودي مدرنيته و نگاه از بالا بر اين چرخه پر تلاطم و ويران کننده و نگاه از اين منظر بر امور شهرسازي معاصر مي تواند ما را به تعادل و حضوري آگاهانه در زمان و مکان رساند و طرح ها و برنامه هاي موجود را به طرح هايي آگاهانه و منعطف بدل کند و شهر و نوشهر ها را به مثابه يک امر در فرايندي تحليلي مورد توجه قرار دهد . در اين صورت ذهنيت شهر يا نوشهر ها با ذهنيت برنامه ريزان و ذهنيت ساکنين نزديک مي شود و فضاهاي شهري و نوشهر ها معناي خقيقي خود را بدست مي آورد .۲۰
۳- سوالات تحقيق
۳-۱- مدرنيسم چيست؟
۳-۲- خصوصيات مدرنيزاسيون شهري چيست؟ 
۳-۳- بحران ناشي از مدرنيزاسيون شهري چيست؟
۳-۴- ثمرات ورود مدرنيته به شهرسازي ايران کدامست؟

۴- مروري بر ادبيات 
۴-۱- شهر درخشان(شهر شعاعي) 
ازميان چهره‌هاي شهر سازي معاصر لوكوربوزيه بيش از همه مورد تقليد و تحسين قرارگرفته. ۲۱
طرح شهر درخشان كه در كنگره C.I.A.M ارائه گرديد ثمره تحقيقات قبلي او بود. اين طرح داراي عنصر يك شهر خطي نيز بود. 
در اين طرح اماكن مناسبي جهت صنايع سبك و سنگين و هم چنين فضاهايي براي انبارها به موازات مناطق مسكوني امتداد يافته بوند. ۲۲
لوكوربوزيه با ارائه اين طرح كه آن را توسعه ارگانيك و با قاعده مي ناميد به نحوه توسعه سنتي كه به صورت دواير متحده المركز دور مركز قديمي شهر رشد مي‌كردند به مخالفت برخاست.اين نقشه که به صورت کاملاً قرينه طراحي شده بود ،صرفاً به عنوان نموداري مطرح شد که قابليت تطبيق با موقعيت هاي واقعي را دارا بود . او يك شهر سبز با بناهاي مرتفع طراحي ‌كرد. ساختمان ها بر روي ستون قرارمي‌گرفت و اين امكان را فراهم مي‌كردند تا تمامي سطح زمين جهت عبور و مرور پياده ها در نظر گرفته شود. شبكه جاده‌ها و پاركينگ ها در ارتفاع ۵ متري سطح زمين قرار داده شده بود . بلوک هاي آپارتماني در تناسب با محور تابش خورشيد در اطراف حياط هاي باز و وسيع قرار مي گرفتند .۲۳
مركز اداري در شمال و اندكي پائينتر از آن ايستگاه قطار و فرودگاه و سپس مناطق مناسب جهت هتلها و مسافرخانه‌ها(B ) خانه‌ها (A) صنايع سبك (C) كارخانه‌ها(D) و صنايع سنگين (E) در نظر گرفته شده‌اند. فضاي مناسب جهت خدمات مختلف در طول جاده‌اي كه به مراكز اداري مي‌رسد و عمود بر مجموع رديفهاي نامبرده شكل گرفته است به طور قائم(در ساختمانها مرتفع) توزيع شده اند. (عکس شماره ۳)
ساختمانهاي اداري ۲۲۰ متر و خانه‌هاي بانقشه‌هاي دندانه‌اي ،۵۰ متر ارتفاع دارند. بلوكهاي مسكوني شامل مجموعه‌اي جهت سكناي ۲۷۰۰ نفر است كه هر مجموعه ورودي جداگانه دارد و براي هر گروه دوتايي از اين مجموعه هاي كه يك واحد۴۵۰۰ نفري را تشكيل مي‌دهند يك مهد كودك يك دبستان و يك كودكستان در نظر گرفته شده تراكم محلات مسكوني در حدود ۱۰۰۰ نفر در هكتار است. اين طرح ترافيك را در سه سطح تقسيم مي‌كند: 
۴-۱-۱- متر و 
۴-۱-۲- سطوح مخصوص پياده ها : كه در بين پيلوتي هاي ساختمانها و در سطح هم كف واقع مي‌شود.
۴-۱-۳- جاده‌هاي اتومبيل رو: كه در ارتفاع ۵ متري از سطح زمين قرار گرفته اند و سطوح لازم براي پاركينگ‌هاي آنها طراحي گرديده است. نمودار خيابانها در مركز بازرگاني نشان مي‌دهد كه به علت تمركز جمعيت اداري ،‌راههاي ماشين رو و پاركينگ‌ها سطوح وسيعي را به خود اختصاص مي‌دهند. بنابراين پارك بزرگي كه پيش بيني مي‌شد ساختمانها را احاطه نمايد خيالي بيش نبود. به همين ترتيب به علت تراكم جمعيت در محلات مسكوني قسمت بزرگي از فضاي باز به خيابانها، مدارس و ساير بناها اختصاص خواهد يافت. ۲۴
۴-۲- نظريات : 
• لوكوربوزيه : روح عصر مدرن داراي ويژگي هندسي است كه روح ساختمان و تركيب است. اين روح بر انگيزاننده شور و اشتياق قرن خواهد شد.۲۵
• فريتس شوماخر (شهرساز آلماني): اين معماران نيستند كه شهر‌هاي بزرگ معاصر را مي‌سازند. قانونگذاران يك قالب آفريدند و كاسبكاران آن را پر کردند.۲۶
• گديس :طراحي شهر ها بايستي بر اساس اطلاعات علمي مانند تاريخ ، جغرافيا، زمين شناسي اقليم شناسي ، خاك‌شناسي، جمعيت شناسي، جامعه شناسي، و غيره باشد. ارگانيسم شهري را مي توان به مثابه تجمعي بشري كه در مسير تحول خود همواره متأثر از محيطهاي دور و نزديك خويش است در نظر گرفت. ۲۷
• هنري جورج: از شهرهاي بزرگ به عنوان غده ياد كرد. وي گفت جمعيت شهري كه ازبرخورد روح افزا با طبيعت محروم گشته به نوعي انحطاط جسمي و روحي و فرهنگي محكوم گشته.۲۸ 
• فيليپ کوک : ويژگي هاي محلي ، براي مدتي بسيار طولاني به وسيله تمرکز گرايي شديد ،تسلط گرايي و فرهنگ مدرنيستي ، مورد بي اعتنايي واقع شدند .۲۹
• هاروي : منطق مدرنيسم حول و حوش بسندگي ، کارکرد گرايي و غير شخصي بودن دور مي زد ؛ و همان طور که حس مکان را از بين مي برد ، حس هويت را نيز از درون تخريب مي کرد ، يا ترجيحاً ارتباط بين هويت و آرامش را قطع مي کرد .۳۰ 
۵-تحقيق
۵ -۱- رابطه جامعه مدرن وآئين شهروندي 
در تمامي مسير تطور انسان مدرن تجمع آدميان در شهر پديده‌اي به نام جمعيت شهري را فراهم آورده است شهروندي و جامعه مدني دو مفهومي هستند كه همواره با يكديگر در ارتباط بوده‌اند جامعه مدرن همان جامعه مدني است. چون مهمترين ويژگي جامعه مدرن پيوستگي تفکيک ناپذير آيين شهروندي و مشارکت مدني است و در مركزي بنام شهر و حركت مردم به سمت تكوين جامعه مدني است كه از مفهوم Town به مفهوم city مي‌رسيم. پس قهرمان اصلي جامعه مدني شهروند است كه مشاركت از حقوق اوست. 
جرياني كه انديشه مدرن به راه انداخت باعث شد تا درك اين واقعيت فراهم گردد كه شهر اندام واره‌اي است كه كالبد فيز يكي وابنيه منفرد تنها بخشي از آن است و ساكنين شهر اصلي ترين بخش شهريا محتواي شهر را تشكيل مي دهند كه با مدرن شدن شهر خواسته‌هاي جديدي پيدا كردند. 
سبک، شيوه، دبستان و… معمولاً وژگاني هستند که ما از آنها براي تعريف يک گونه از معماري که داراي وجوه مشترک هستند استفاده ميکنيم.البته در بعضي از تعريفها بين مفهوم سبک و مکتب تفاوت ديده مي‌شود؛مکتب به شکلي خرد تر(با ريز بيني بيشتر) به مختصات گونه معماري ميپردازد.در تقسيم بندي سبک‌هاي معماري ميتوان به چند نمونه گونه بندي اشاره کرد:
دسته بندي بر اساس محدوده مکاني؛ به عنوان مثال معماري جهان اسلام، معماري هندي، معماري ايراني و…
دسته بندي بر اساس محدوده زماني:معماري ابتداي مسيحيت، معماري پيش از اسلام ايران، معماري کلاسيکو…
دسته بندي بر اساس مکتبي فکري يا اعتقادي:معماري جهان اسلام، معماري مدرن، معماري پست مدرن و…
ترکيبي از گونه‌هاي بالا که به چند ويژگي اشاره مي‌کنند:معماري جهان اسلام، معماري پيش از اسلام ايرانو…
معماران با شروع قرن بيستم ضرورت ايجاد سبك جديدي از معماري كه بيانگر عصر جديد بوده و از سبك‌ها، مواد و فن‌آوري‌ها معماري پيشين فراتر رود را بيش از پيش حس كردند. همين امر منجربه شكل‌گيري معماري معاصر شد. 
  • بازدید : 64 views
  • بدون نظر
کتاب الکترونیکی پست مدرنيسم (هنر و معماری) 
دوستان عزیز ما در عصر پست مدرن به سر مي‌بريم. چگونه امكان دارد كه، تاكنون مدرن وجود داشته باشد؟ اين واژه [(پست مدرنيسم)] خود گويای ماهيت سردرگم گرايشی است، كه به ظاهر جوياي ناسازگاري است. ما در این کتاب قصد داریم دنیای پست مدرنیسم را کامل برای عموم باز کنیم.

ما در عصر پست مدرن به سر مي‌بريم. چگونه امكان دارد كه، تاكنون مدرن وجود داشته باشد؟ اين واژه [(پست مدرنيسم)] خود گوياي ماهيت سردرگم گرايشي است، كه به ظاهر جوياي ناسازگاري است. براي رفع يان ناسازه، بايد واژه‌ي مدرن را در دو معنا بشناسيم: مدرنيته و مدرنيسم. پست مدرنيمس به عنوان يك جريان، نه فقط جايگزين مدرنيسم مي شود بل، آن سان كه خواهيم ديد، به ضديت با رودن دنياي امروز و ارزش هايي كه آن را بنا نهاده اند برمي خيزد.

پست مدرنيسم چيست و چه هنگام آغاز شد؟ منتقدان بر سر اين موضوع اتفاق نظر ندارند، تعجبي هم ندارد، زيرا اين پديده هنوز جديد است. در نگاهي كلي پست مدرنيسم بدبيني پايداري نسبت به مدرنيسم داشته و آن را به عنوان تعريف مطلوب فرهنگ سده‌ي بيستم آن سان كه مي دانيم مردود مي داند. در چالش با عقيده‌ي رايج، پست مدرنيسم با قاطعيت روي مي تابد از ارائه‌ي مفهومي جديد يا پذيرفتن نوع ديگري ساختار به جاي خود. آن معرف نسلي است كه به عمد از يافتن هويت خود پرهيز مي كند.

  • بازدید : 87 views
  • بدون نظر

قیمت : ۴۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۳۹    کد محصول : ۱۶۹۲۹    حجم فایل : ۱۴۰۸ کیلوبایت   

فایل پاورپوینت معماری مدرن ایران

مدرنیته و معماری معاصر ایران

یکی از بارزترین خصایص فرهنگی فلسفه معاصر پدیده مدرنیته و به عنوان سبک تفکر مدرنیسم است.

اگر به علوم و فنون و هنرهای مختلف با دیدی محققانه نگریسته شود، به راحتی می توان ردپای تفکر مدرن را درآن مشاهده کرد.


عتیقه زیرخاکی گنج