• بازدید : 43 views
  • بدون نظر
ای فایل در ۶۱صفحه قابل یرایش تهیه شده  وشامل موارد زیر است:

انواع بازاريابي
۱- سنتي: تمركز اصلي بر فروش محصولات توليد شده مجموعه اي از فعاليتهاي بازرگاني كه جريان كالا را از توليد تا مصرف شامل مي شود.
۲- مدرن: برآوردن نياز مشتري و برنامه ريزي بر اساس آن.
صنعت جهانگردي مشتري گراست (customer oriented)
در تعريف سنتي، بيشتر به سود توجه مي شود ولي در تعريف مدرن هم سود و هم مشتري مورد توجه قرار مي گيرند.
موارد حائز اهميت در بازاريابي مدرن:
۱- شناخت مشتري۲- نياز مشتري۳-روش برآوردن نياز مشتري
نياز: عبارت است از ميل به داشتن چيزي كه نبود آن باعث ناراحتي و عذاب مي شود و يا حالت و احساسي كه به موجب آن فرد احساس محروميتي مي كند كه موجب رنج و ناراحتي است (يعني حد فاصل بين وضع موجود و وضع مطلوب)
خواسته: عبارت است از كليه نيازهاي مبتني بر معيارهاي ارزشي جامعه فرهنگ جامعه و شخصيت افراد.
تقاضا: عبارت است از هنگاميكه خواسته با قدرت خريد همراه باشد.
مثلاً در مورد مشروبات الكلي ، نياز آن مي تواند براي فرد وجود داشته باشد اما در برخي جوامع از جمله كشور ما مورد قبول نمي باشد. در نتيجه خواسته چون مثبت نبوده و مقبوليت اجتماعي ندارد، با قدرت خريد متناسب نمي باشد. بنابراين بايد ابتدا نياز به خواسته و بعد به تقاضا تبديل شود تا بتوان براي رفع آن فعاليت نمود.
نيازهاي مازلو: اين فرد معتقد است كه اگر فرد نياز اوليه خود كه نياز به ادامه بقا (فيزيولوژيكي) كه شامل هوا، آب ، غذا و نيازهاي جنسي است فراهم شود به سراغ مرحله دوم يعني رفع نياز ايمني و محافظت مثل خانه و سرپناه و متعاقب آن به مرحله سوم يعني رفع نياز اجتماعي مانند كسب اشتغال و ارتباط با ديگران وارد شده، سپس به مرحله چهارم يعني نياز به حرمت و عزت نفس يا قدر و منزلت رسيده و در نهايت به مرحله پنجم به راس هرم نياز يعني به خودشكوفايي صعود ميكند.
روانشناسان مي گويند: رفتار انسان تابع قويترين نيازش مي باشد.
بازار: مجموعه متقاضيان بالقوه و بالفعل، محل تجمع عده اي از مصرف كنندگان كه داراي نيازهاي مشترك بوده و از وسيله مبادله مشتركي هم استفاده مي كنند.

چهار شرط اصلي تشكيل بازار:
۱- وجود متقاضي يا مصرف كننده
۲- نياز و احتياج
۳- قدرت خريد
۴- وجود عرضه كننده يا فروشنده كالا
انواع بازار
۱- بازار خدمات و كالا
۲- بازار سرمايه
۳- بازار پول
مكاتب فلسفه بازار
۱- فلسفه كالاگرا : Product Concept
در اين مكتب مشتري به سراغ كالايي مي رود كه بهترين كيفيت و كارآيي را داشته باشد و همچنين داراي بهترين ظاهر باشد . در اينجا مشتري با آگاهي كالاي خاص را خريداري مي كند.
۲- فلسفه فروش گرا: The Selling Concept
در اين مكتب مشتري به سراغ كالايي مي رود كه بواسطه ابزارهاي پيش برد فروش مانن تبليغ و روابط عمومي بيشتر نمايانده شده است، هر چه اين فعاليتها بيشتر باشد طبيعتاً فروش نيز بيشتر خواهد بود.
۳- فلسفه بازاريابي گرا: Marketing Concept
اين مكتب مي گويد: براي موفقيت بيشتر در بازار بايد به نيازها و خواسته هاي خرد (Micro) مصرف كننده توجه كرد. طبيعي است كه در اين شرايط كسب رضايت بيشتر مصرف كننده در گرو پاسخگوئي بيشتر به نيازهاست كه خود اين در قالب يكسري فعاليتهاي گسترده قابل شكل گيري است.
۴-فلسفه بازاريابي جامعه گرا: The Social Marketing Concept
اين مكتب معتقد است كه سازمان بايد نيازها و خواسته هاي كلان (Macro) بازار را بدقت ارزيابي نموده و در پاسخگويي به اين نيازها نسبت به ساير رقبا برتري جويد. در فلسفه بازاريابي گرا رقيب خود را نمايان مي كند و در فلسفه بازاريابي جامعه گرا رقابت افزايش مي يابد و مايه و انرژي بيشتري مصرف مي شود كه اگر به ثمر برسد سود بيشتري دارد.
۵- فلسفه توليد گرا Production Concept:
اين فلسفه بر اين باور است كه مشتري به كالايي روي مي آورد كه مي بيند و در دسترس دارد . پس ما توليد مي كنيم و در دسترس قرار مي دهيم. مثل سوپرماركت ها كه مشتري در همان محل با ديدن كالا تصميم بهخريد مي گيرد. محور تفكر اين گروه كالاهاي توزيعي است.

اهداف نظام بازاريابي در فلسفه جامعه گرا:
۱- به حداكثر رساندن مصرف
۲- بالا بردن و بيشتر كردن حق انتخاب مشتري
۳- بالا بردن ميزان رضايت مصرف كننده
۴- بالا بردن كيفيت زندگي

موانع بازاريابي:
۱- عدم وجود امكان برآورده ساختن كل نياز مصرف كننده (مثل سرو مشروب)
۲- وجود تفاوتهاي رفتاري و رواني و اجتماعي ميان مصرف كنندگان (با همه به يك زبان نمي توان صحبت كرد) تفاوت ضائقه ها و زبانها

وظيفه بازارياب در برار موانع فوق:
الف – مطالعه و شناخت كل بازار ب – شناسايي رقبا
مديريت: Management
۱- اطمينان كامل: زماني كه اطمينان كامل از تصميم گيري داريم كه اطلاعاتمان كامل است و از حصول نتايج آن هم مطمئن هستيم. مي دانيم كه چكار مي كنيم و تمام فاكتورهاي تصميم گيري برايمان واضح است.
۲- مخاطره: زمانيكه اطلاعات كامل نيست، طبيعتاً راجع به نتايج اطمينان نداريم و قابليت پيش بيني نتايج كمتر مي باشد.
۳- عدم اطمينان: زمانيست كه اطلاعات خيلي كم است و نتايج اصلاً قابل پيش بيني نمي باشد.

مديريت بازار:
عبارت است از تجزيه و تحليل برنامه ريزي، بكارگيري و كنترل برنامه هايي كه براي ايجاد و حفظ مبادلات سودمند با خريداران مورد نظر كه در جهت دستيابي به اهداف سازمان صورت ميگيرد . مثلاً فروش پفك كه توليدي شناخته شده است . در بازار قديم فقط مسئله فروش مطرح است بدون توسعه بازار در حايكه در بازار جديد مسئله توسعه محصول و بازار همزمان وجود دارد

عتیقه زیرخاکی گنج