• بازدید : 55 views
  • بدون نظر

زماني كه مديران با يكديگر كار نمي كنند، محل كار به جاي اينكه محل بهره وري باشد جايگاه تضاد خواهد بود، زدوبندها افزايش خواهند يافت و فشار كار و تنش در محل كار افزايش خواهد يافت.
رابعاً، مديران مورد بررسي در اين پژوهش نتيجه گرفته اند كه هرگاه سازمان كارمندان را به تعاون و همياري فرا خواند و مديران همكاري نكنند، نمونه اي ضعيف را به كل سازمان نشان خواهد داد.
اين مشكلات ويژگيهاي سازمانهايي نيستند كه پيوسته در حال پيشرفت اند يا آنهايي كه به دنبال شايستگي اند. اين ويژگيها مشخصه سازمانهايي هستند كه با رفتار خود به خود صدمه مي زنند. آنها به كارمندان نشان مي دهند كه رهبــــران، رفتار غيرقابل قبول را تحمل مي كنند. به طور خلاصه، وقتي مديران باهم كار نكنند، تاثيرهـــــاي بدي با تاوان بسيار در بهره وري، برنامه ريزي، ارتباطات، استرس و روحيه پديد مي آيد.

چرا مديران همكاري نمي كنند
مي توانيم مشاهده كنيم كه نكات منفي بسياري قرين كارنكردن مديران به شكل يك تيم است. پس چرا مديران با يكديگر به همكاري نمي پردازند وبه شكل يك تيم كار نمي كنند؟ همين مطالعه تحقيقي كه در بالا ذكر شد يافته هاي جالبي را نشان مي دهد.
مروري بر علت اصلي كه مديران را از همكاري به دور مي دارد آموزنده است و ممكن است ما را به اين فكر وا دارد كه سازمانها چگونه رهبران خود را هدايت مي كنند. اولين دليل كه چرا مديران با يكديگر كار نمي كنند شامل تضادهاي شخصيتي و منشها، تضاد در اهداف، سيستم پاداش براساس عملكرد فردي، نبودن وحدت در اهداف، جهت و كانون توجه و

رهبري ناموثر از بالاست. اين يافته ها نشان مي دهد كه مديران جسور، مصمم و خود هدايت گر وقتي به خود واگذاشته شوند طبيعتاً به سمت كار با يكديگر جذب نمي شوند.

مشكل عدم همكاري مديران
۱ – شكست در ارتباطات؛
۲ – كاهش عملكرد و بهره وري؛
۳ – تلف شدن منابع و تلاشها؛
۴ – خواسته هاي منفي، احساسات بد و افزايش
روحيه ضعيف؛
۵ – از دست دادن هماهنگي، و شكست در برنامه ريزي؛
۶ – شكست در حل مشكلات و بهبود فرآيندها؛
۷ – از دست دادن تمركز بر مشتري و سود؛
۸ – افزايش تضاد و زدوبند در محل كار؛
۹ – افزايش فشار مربوط به كار و تنش در محل كار؛
۱۰ – ارائه الگويي ضعيف براي نيروي كار در سازمان.
۱۰ علت اصلي عدم همكاري مديران
۱ – تضاد شخصيتي و منشها؛
۲ – اهداف متضاد؛
۳ – پاداشهايي كه براي عملكرد فرد در نظر گرفته مي شوند؛
۴ – نبود اهداف، سمت يا كانون واحد؛
۵ – رهبري ناموثر از بالا؛
۶ – نبود مهارتهاي تيمي؛
۷ – موانع سيستمي و ساختاري براي همكاري؛
۸ – زماني كه كار تيمي و همكاري در اولويت مديريت نباشد و مسئوليت و پاسخگويي براي اين امر وجود نداشته باشد؛
۹ – جنگ دستور كارها، سياستها و ميدانداري شخصي؛
۱۰ – هيچ پاداش و بهره اي براي همكاري وجود نداشته باشد.
باافزودن تضاد در اهداف، سيستم هاي پاداشي كه همكاري را اندازه نگرفته يا پاداشي براي آن در نظر نمي گيرد، نبود وحدت در اهداف، و رهبري ناموثر از بالا، ديگر تعجب آور نخواهد بود كه چرا مديران به عنوان راهي در زندگي سازماني در بسياري از عمليات توليدي به پديده همكاري روي خوش نشان نمي دهند


عتیقه زیرخاکی گنج