• بازدید : 30 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

تغييرات به وجود آمده در اقتصادجهاني و تلاش هاي انجام شده توسط سازمان جهاني ( WTO ) در راستاي جهاني كردن اقتصاد و افزايش رقابت ، كشورهاي مختلف اعم از توسعه يافته و يا در حال توسعه را به اين باور رسانده است كه براي حضور و بقا در بازارهاي منطقه اي ، جهاني و حتي داخلي بايد توان و قابليت رقابت پذيري صنايع و سازمان و سازمان هاي خود را افزايش دهند . مدل هاي تعالي سازماني يا سرآمدي كسب و كار ، بعنوان ابزارهاي قوي براي سنجش ميزان استقرار سيستم ها در سازمان هاي مختلف به كار گرفته مي شوند . با بكار گيري اينگونه مدل ها ، ضمن اينكه يك سازمان ميزان موفقيت خود را در اجراي برنامه هاي بهبود در مقاطع مختلف زماني مورد ارزيابي قرار مي دهد ، مي تواند عملكرد خود را با ساير سازمان ها و به ويژه بهترين آنها مقايسه نمايد
امروزه اكثر كشورهاي دنيا با تكيه بر اين مدل ها ، جوايزي را در سطح ملي و منطقه اي ايجاد كرده اند كه محرك سازمان ها و كسب و كارها در تعالي ، رشد و ثروت آفريني است . در سه قطب بزرگ اقتصادي سده اخير ( ژاپن – آمريكا – اروپا ) اصلي ترين نمونه اين جوايز عبارتنداز : جايزه دمينگ درژاپن ، جايزه بالدريج در آمريكا ، جايزه اروپايي كيفيت كه توسط بنياد اروپايي مديريت كيفيت ايجاد شده و به مدل EFQM معروف است و عموميت و استقبال بيشتري در سطح جهان كسب نموده است ديدگاه سيستماتيك قوي ، توجه دقيق به مديريت مبتني بر فرآيندهاي سازماني و نتيجه گرايي مدل EFQM براي سازمان هاي ايراني كه معمولاً در اين حوزه ها با مشكلات جدي روبرو هستند ، بسيار آموزنده و اجرايي است . جهاني شدن از مهمترين مباحث مطرح در دنياي امروز است كه گروه صنعتي ايران خودرو ، خواسته و يا ناخواسته در مسير آن قرار دارد . براي ورود به عرصه رقابت جهاني خودرو شرايطي لازم است كه بايد آن را در مجموعه ايران خودرو فراهم نمود . اين امر علاوه بر نيازمندي برعزم و اراده راسخ مستلزم اجراي يكسري برناه هاي منسجم در مقوله كاهش هزينه ، بهبود كيفيت ، توجه به خواست مشتريان ، بازاريابي نوين ، توسعه صادرات و چالاك شدن كليه بخش هاي گروه صنعتي ايران خودرو مي باشد. در روند جهاني شدن ، كسب رضايت مشتريان و كاركنان بعنوان يك مبناي اساسي لحاظ مي شود . امروزه براي رقابت در عرصه جهاني بايد به دانش فردا مجهز شد ، تا بتوان به سمت پيشرفت و تعالي حركت نمود. 
دلايل انتخاب مدل تعالي سازماني 
تحقق رويكردهاي متعالي شركت ايران خودرو در مباحث جهاني شدن از طريق كسب رضايت مشتريان ، بازاريابي نوين ، بهبود كيفيت و ساير مقولات تعريف شده مستلزم تدارك بستري مناسب براي حركت سريع و پرشتاب مجموعه فعاليت ها و فرآيندهاي عملياتي در قالبي هدفمند و سنجش اثر بخشي و ارزيابي نحوه عملكرد فرآيند ها با هدف ترسيم چرخه بهبود مستمر و بهره مندي از نتايج حاصله بصورت يك فعاليت يادگيري مستمر در اصلاح رويكردسازمان ، درك نقاط قوت و ضعف آن بصورت چرخه اي دائمي از طريق انجام ارزيابي هاي مستمر و ارائه اقدامات اصلاحي و پيشگيرانه مي تواند مسير تعالي سازمان ها و حركت آنها به جلو را تسهيل و تسريع نمايد. 
مدل تعالي سازماني EFQM بعنوان الگويي جامع در سنجش توان عملكردي سازمان ها از طريق طراحي و اجراي نظام ارزيابي عملكرد سازمان ها ، ميزان تحرك هوشمندانه آنها را در طراحي مطلوب مسير حركتي ،اجراي بهينه اهداف ، بررسي نتايج حاصله و سنجش اثر بخشي اقدامات انجام شده ، را موردتحليل قرار داده و سطح كاميابي سازمان ها را در نيل به تعالي مشخص مي سازد. انتخاب اين مدل به منظور استقرار در شركت ايران خودرو و نيل به تحقق هرچه بهتر اهداف عاليه شركت در راستاي جهاني شدن مي باشد . بديهي است تعريف فعاليت هاي خود ارزيابي بصورت مستمر و تعيين نقاط قوت و ضعف و انجام پروژه هاي مطالعاتي براي تقويت نقاط مثبت و مرتفع نمودن نقايص و كاستي ها مي تواند در گذر زمان و با حمايت و تعهد مسئولين سازمان ، دسترسي چشم انداز تعيين شده را محقق ساخت . 
ارزش ها و مفاهيم بنيادي 
مدل تعالي سازماني چارچوبي روشمند براي ارزيابي عملکرد سازمان ها در دو حوزه فرآيند ها و نتايج حاصل از اين فرآيند ها است. دستاوردهاي حاصل از ارزيابي در اين مدل عبارتست از نقاط قوت سازمان و زمينه هاي قابل بهبود آن که براي دستيابي به بهبودها فهرستي از برنامه هاي اولويت بندي شده را نيز پيشنهاد مي کند. بر اساس آموخته هاي مديريت کيفيت جامع (TQM)، توجه به ارزش ها و مفاهيم بنيادين هشت گانه به شرح زير، لازمه موفقيت و ايجاد بهبود مستمر سازمان ها است : 
نتيجه گرايي 
مشتري مداري 
رهبري و ثبات در مقاصد 
مديريت مبتني بر فرآيندها و واقعيت ها 
توسعه و مشارکت کارکنان 
يادگيري، نوآوري و بهبود مستمر 
توسعه همکاري هاي تجاري 
مسؤوليت هاي اجتماعي سازمان 
ارزش ها و مفاهيم هشت گانه فوق پايه هاي اصلي برنامه ريزي و استقرار سيستم ها را تشکيل مي دهند و براي شناخت وضعيت عملکردي سازمان ها بايد از معيارهايي بهره گرفت که ارتباط تنگاتنگي با مفاهيم فوق الذکر داشته باشند، معيارهايي که توسط آنها، ميزان تحقق هشت مفهوم بنيادين و ميزان موفقيت سازمان در دستيابي به نتايج را بتوان اندازه گيري کرد. 
تاريخچه EFQM در شركت ايران خودرو و شركتهاي تابعه 
حدود ۱۰ نفر از پرسنل مركز مطالعات منابع انساني و مديريت آموزش دوره ارزيابي EFQM را در سازمان مديريت صنعتي در بهمن سال ۱۳۸۲ گذرانده اند . 
سمينار EFQM و مديريت منابع انساني درابتداي سال ۱۳۸۲ در ايران خودرو برگزار شده است . 
شركت ساپكو از چند سال پيش با مدل بالدريج شروع به فعاليت نموده و از ابتداي سال ۸۲ مدل EFQM را ملاك تعالي قرار داده و اظهار نامه تدوين شده را براي دبير خانه جايزه ملي ارسال كرده اند. 
شركت ايساكو نيز از سال گذشته مدل EFQM را ملاك تعالي قرارداده و اظهار نامه نيز تدوين كرده اند. 
شكل گيري پروژه در معاونت خدمات مديريت و سيستم ها: 
تشكيل تيم اجرايي پروژه 
ايجاد ارتباط با مشاورين برجسته 
دعوت از نمايندگان واحدها و ارائه آموزش اوليه 
جمع آوري اطلاعات از سطح شركت با كمك نمانيدگان معرفي شده توسط واحدها ( حدود ۳۰ واحد ) براي تدوين اظهار نامه . 
تهيه اظهار نامه با توجه به گستردگي شركت و وقت بسيار اندكي كه در دسترسي بوده است . 
ثبت نام جهت فرايند جايزه ملي و ارسال اظهار نامه به دبيرخانه جايزه ملي 
سازماندهي اوليه پروژه با تشكيل كميته عالي تعالي سازماني ، تكميل تيم اجرايي پروژه ( تسهيل گران ) و نمايندگان واحدهاي مختلف شركت . 
برنامه ريزي ارزيابي ها و خود ارزيابي 
نگارش ويراش دوم اظهار نامه 
تهيه پروژه هاي بهبود بر اساس ارزيابي قبلي 
انجام خودارزيابي به روش مشابه سازي جايزه 
ارايه آموزشي هاي لازم سطوح مختلف شركت حدود يك هزار نفر روز . 
برنامه هاي آتي 
توسعه مركز تعالي ايران خودرو با هدف استقرار مدل تعالي ايران خودرو در شركتهاي تابعه و ايجاد رقابت در آنها 
انجام بهينه كاري (BENCHMARKING) و تبادل تجارت با سازمانهاي برتر. انجام مطالعات و تحقيقات كاربردي تهيه ، انتشار و توزيع كتب و بسته هاي آموزشي در سطح گروه صنعتي ايران خودرو به منظور توسعه فرهنگي تعالي . تهيه و تدوين سيستم ها ، نظام ها ، روش ها و استانداردهاي لازم جهت تسهيل در استقرار مدل تعالي ايران خودرو. كسب تنديس زوبين جايزه ملي بهره وري و تعالي سازماني و گواهينامه IBEC كه نشان دهنده تكامل سطح تعالي سازماني ايران خودرو خواهد بود 
  • بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل در ۹صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

از آن جهت كه یك سایت اینترنتی امروزه جزء لاینفك یك سیستم بازرگانی موثر را تشكیل میدهد. و همچنین از آنجاییكه هزارها سایت در وب با موضوعات مختلف و متنوع وجود دارد. طراحی یك سایت وب ظرافتها و نكات خاصی را طلب می نماید كه عدم توجه به این نكات موجب عدم كارائی لازم و در نهایت دلسردی مدیران از این فناوری خواهد شد.چه بسیارند مدیرانی كه با انتظار وسیع و امیدهای روشن اقدام به بوجود آوردن سایت نموده و پس از صرف هزینه های مربوطه بدون نتیجه سایت خود را رها كرده و همواره از این تجربه تلخ ابراز ناراحتی می نمایند
دلایل این ناكامی را از نگاه كلی می توان در عواملی بسیاری دانست كه ذیلاً به توضیح ۷ اصل كلی پرداخته میشود. این نكات با بررسی چندین سایت تجاری موفق و یادداشت برداری از نكات مثبت آنها بدست آمده كه از از این لحاظ دارای اهمیت زیادی است. 
البته به دلیل وجود مدیریت دولتی و انحصارات مربوط به آن درگذشته و همچنین برخی از رانتها تعدادی از مدیران بازرگانی عادت به رقابت تجاری و جلب مشتری و نكات مربوط به آن ندارند و بعضی بایدها و نباید هارا برای مشتریشان مطرح نموده و خود را محق در داشتن انتظاراتی كه زائیده نظام انحصاری است می دانند ولی اصولاً در نظام تجارت بین المللی بصورت طبیعی بجز در موارد خاص هیچگونه انحصاری وجود ندارد و انحصار طلبی بزودی با شكست مواجه خواهد شد. مدیران باید این نكته را نصبالعین خود قرارداده و با ابزارهایی مانند تبلیغات مناسب ، استفاده از فناوری ، بالابردن كیفیت كالاها دقت در بسته بندی و دركل رعایت اصول تجاری اقدام به جلب مشتری و رسیدن به نتیجه نمایند و ایجاد یك وب سایت موفق هم یكی از این ابزارهاست. 
۱- بهره گیری مفید از فضای موجود در صفحات 
طراحی صفحات باید به گونه ای باشد كه حداكثر بهره دهی را برای بازدید كننده داشتهباشد. بطور خلاصه بازدید كننده در دید اول بلافاصله مطلب مورد نظر یا حداقل راه دسترسی به آن را پیدا كند. این نكته بخصوص در طراحی صفحات اول از اهمیت بیشتری برخورداراست. 
اصل اول در طراحی سایت ارزش قائل بودن برای وقت بازدید كننده است. به این معنا كه نباید وقت وی را با مطالب غیر مربوط و كسل كنند پرنمود كه نتیجه ای جز دلسردی و عدم نیل به موفقیت در بر نخواهدداشت. 
برای رسیدن به چنین هدفی باید بدقت بازدید كنندگان را شناخت و هدف یابی نمود و ایشان را بر اساس اهدافشان به گروههایی تقسیم كرد. همچنین باید به این نكته توجه شود كه بازدید كننده علاوه بر اهداف اصلی چه اهداف فرعی را نیز ممكن است دنبال كند. پس از اینكار باید اطلاعات مورد نیاز هر گروه را طبقه بندی نموده و سپس اقدام به تقسیم صفحه به قسمتهایی نموده و اطلاعات مربوط به هر گروه را در قسمت خاص خود قرارداد. در این رابطه باید سعی شود كه اطلاعات مربوط به اهداف فرعی هر گروه در نزدیكی اهداف اصلی ایشان باشد. بدیهی است كه اهداف فرعی یك گروه ممكن است برای گروه دیگر اهداف اصلی بحساب آمده و برعكس. 
باید از درج تصاویر بی ربط به موضوع و توضیحات اضافی مخصوصاً در صفحات اصلی جداً خودداری شود. بدلیل اصل فوق و همچنین ارزش فضای وب باید با تقسیم بندی مناسب بگونه ای عملشود كه از وجود فضاهای خالی و بدون اطلاعات در صفحات اصلی احتراز گردد. 
۲- تعامل و برقراری ارتباط دوطرفه با بازدید كننده 
اصل دوم در طراحی یك سایت وب تعامل با بازدید كننده و برقراری ارتباط دوطرفه است. یعنی همانطور كه بازدیدكننده با مراجعه به سایت اطلاعاتی در مورد اهداف خود كسب میكند سایت نیز باید بگونه ای باشد كه اطلاعاتی از بازدید كننده خود كسب نماید. 
موارد ذیل به ترتیب درجه اهمیت ذكر شده : 
– اطلاعات شخصی و مخصوصاً طریق تماس با وی چگونه است ؟ 
– چرا به این سایت مراجعه نموده و اهداف اصلی و فرعی وی چیست؟ 
– طریقه آشنایی وی با سایت چگونه بوده است؟ 
– به كدامیك از اهداف خود رسیده و در جستجوی كدامیك ناكام بوده است؟ 
– نظر وی در مورد سایت چیست و چه پیشنهاداتی در مورد بهبود آن دارد؟ 
طبیعی است كه دریافت اطلاعات از اطلاع رسانی بسیار مشكل تر است زیرا افراد بسختی حاضرند اطلاعات بدهند درحالیكه شاید بسیار راحت تر حاضر شوند اطلاعات كسب نمایند. در ضمن هدف اصلی بازدید كننده كسب اطلاعات است نه دادن آن. 
لذا باید به طرقی وی را تشویق ویا حتی مجبور به اینكار نمود. در بسیاری از سایتها قسمت ثبت نام و اعلام نظریات و پیشنهادات وجود دارد ولی در نیل به این هدف ناكامند و با وجود تعداد زیاد بازدید كنندگان حتی یكنفر هم حاضر به ثبت نام و اعلام نظریات خود نیست. 
اینكار باید با ظرافت و درایت خاصی صورت گیرد كه بازدید كننده خواسته یا ناخواسته اقدام به اینكار نماید. 
– برخی از سایتها برای جلب نظر مشتری اقدام به ارائه تسهیلاتی در قبال ثبت نام مینمایند از جمله این تسهیلات میتوان به تخفیف ، ارائه خدمات خاص تجاری، دادن امتیازات ویژهدرخرید یا فروش و غیره اشاره نمود. 
– برخی دیگر خدمات رایگانی را پس ازثبت نام به بازدید كننده ارائه می نمایند مانند سرویس مجانی پست الكترونیك (این خدمت بسیار رایج است و حسن آن در این نكته است كه بصورت طبیعی آدرس شخص در اختیار سایت قرار میگیرد.)، تلفن اینترنتی در مدت محدود، دادن فضا روی سایت و صفحه اختصاصی جهت معرفی وغیره. 
– برخی دیگر درقبال ثبت نام به بازدید كننده جایزه هایی مانند استفاده رایگان از خدمات اینترنت ، هدیه هایی كه باپست ارسال می شود، نرم افزارهای رایگان استفاده از تورهای رایگان یا نصف قیمت وغیره اعطا می كنند. 
– برخی دیگر ارائه یكسری از خدمات مانند پشتیبانی از كالاها را منوط به ثبت نام نموده و مشتری خود را به این طریق مجبور به ثبت نام و دادن اطلاعات مینمایند. این درصورتی است كه مشتری قبلاً كالای ذكر شده را خریده باشد. (یعنی مشتری باشد نه بازدید كننده) 
بهرحال شكی نیست كه در دنیای تجاری كنونی برای دریافت هرگونه اطلاعات ویا خدمتی باید بهایی در ازای آن پراداخت. پس از بازدید كننده هم نباید انتظار داشت كه بصورت مجانی به سایت اطلاعاتدهد مگر آنكه مجبور باشد (كه در اغلب موارد اینطور نیست). 
علاوه بر نكات فوق دریافت اطلاعات از بازدید كننده باید تدریجی و بدور از هر گونه پیچیدگیباشد. بعبارت دیگر هرچه اطلاعات دریافتی در یك نوبت بیشتر باشد باید بهای بیشتری پرداخت شود ولی ممكن است در ازای اطلاعات كمتر و در نوبتهای متعدد بازدید كننده با رغبت بیشتری اقدام به اینكار نماید. بهر حال باید از نمایش صفحات پیچیده به این منظور جداً احتراز گردد و در هر مرحله تعداد اقلام اطلاعاتی كم وبصورتی واضح از وی درخواست گردد. 
برخی از سایتها اینكار را بسیار به آرامی و هر بار با یك قلم اطلاعاتی و با طرح نظرخواهی انجام داده و معمولاً موفقیت با اینگونه سایتهاست. بهرحال اولین قلم اطلاعاتی كه از بازدید كننده خواسته می شود آدرس وی خواهد بود.
۳- ثبت رفتار بازدید كننده و هدفیابی پویا 
یكی از مهمترین اصول طراحی یك سایت همراهی وكنترل نامحسوس بازدید كننده است. به این معنی كه سایت باید پس از شناسایی بازدیدكننده برای وی پرونده ای تشكیل داده و صفحاتی كه از آن بازدید مینماید یا مطالبی كه وارد می كند را ثبت نموده و سپس وی را بر اساس صفحات و نكاتی كه بازدید نموده یا وارد كرده هدفیابی نماید. (بصورت اتوماتیك گروه وی را مشخص كند.) به این ترتیب میتوان با توجه به گروه مشخص شده، وی را در رسیدن به اهدافش یاری نموده و یا به سمتی سوق داد كه هدف مورد نظر را برآورده سازد. بعنوان مثال بسیارند سایتهایی كه بر طبق آنچه در اصل دوم ذكر شد بازدید كننده خود را شناسایی نموده و پس از شناسایی، با توجه به مواردی كه جستجو مینماید او را هدفیابی میكنند. سپس در دفعات بعدی بازدید ضمن پر رنگ كردن مطالب مربوط به هدف مشخص شده تبلیغاتی در موضوعات هدفیابی شده نمایش میدهند. به این ترتیب ضمن كمك به وی درجهت رسیدن به اهدافش بصورت اتوماتیك تبلیغات مورد نظر خودرا نیز منتقل می نمایند. این مطلب همچنین موجب بوجودآمدن شرایط مناسب برای اصل اول نیز خواهد شد. 
۴- قابلیت انعطاف با شرایط بازدید كننده یا پارامتریك بودن سایت : 
اصل چهارم وجود قابلیت انعطاف به نحوی است كه بازدید كننده شناسایی و هدفیابی شده، بتواند براساس نیازهای خود سایت را برای بازدید بعدی آماده كند. به نحوی كه بعداً فقط مواردی كه انتخاب نموده با ویژگیهای مشخص شده برای وی به نمایشدرآید . این قابلیت ضمن تضمین اصل اول موجب بوجود آمدن احساس تعلق در بازدیدكننده شده و وی را به بازدید مستمر تشویق می نماید. معمولاً در سایتها به این قابلیت My Site گفته می شود. 
۵- اطلاع رسانی به بازدید كننده و عدم رهاكردن وی و تبدیل بازدیدكننده به مشتری : 
شاید این اصل یكی از مهمترین اصولی است كه هدف هر موسسه تجاری از بوجود آوردن سایت را در خود دارد. این طبیعی است كه هر بازدید كننده بالقوه یك مشتری است و لذا باید هرچه سریعتر قوه به فعل تبدیل شود لذا در این راه باید ضمن هدفیابی كه در اصول قبلی به آن اشاره شد وی را درجهت رسیدن به درجه مشتری ترغیب و راهنمایی نمود. دراین راه باید از اطلاعاتی كه در تعامل با وی بدست آمده كمك گرفته و بصورتی ظریف و روانشناسانه به نحوی كه اعتماد وی جلب شود عمل نمود. تا این هدف حاصلآید. 
شاید یكی از موثر ترین و كم هزینه ترین ابزارها در این جهت استفاده از پست الكترونیك می باشد. برنامه ریزی سایت باید بگونه ای باشد كه پس از مراجعه بازدید كننده و دریافت آدرس و اطلاعات در بخشهای تعامل و هدف یابی و گروه بندی لیستها، آدرس بر اساس گروه بوجود آمده و هنگامی كه مطلب جدیدی (مثلاً محصولات جدید شركت، حراج محصولات، مزایده و مناقصه و…) مربوط به هرگروه، وجود داشت آن را بصورت یك خبر برای وی ارسال نماید. ارسال تبریكها به مناسبتهای مختلف مانند تولد وی وقایع تاریخی و مذهبی می تواند ضمن جلب توجه بازدید كننده اعتماد وی به سایت را بیشتر نماید. 
یكی از مهمترین موجبات عدم كارائی سایتها، رها كردن بازدید كننده پس از مراجعه به سایت می باشد كه از عوامل شكست سایت در اهداف خود بشمار میرود. 
۶- دعوت مشتری جهت بازدید از سایت و ایجاد تمایل به ادامه بازدید بصورت دوره ای: 
شاید بهتر بود كه بعنوان اولین اصل به توضیح این مطلب می پرداختیم ولی بدلیل آشنایی شما، این مورد تحت عنوان اصل ششم مطرح گردید. 
آیا ازخود سوال میكنید كه در میان هزاران سایت چرا باید بازدید كنندهای به سراغ سایت شما بیاید؟ اصلاً چگونه وی آدرس سایت شما را پیدا كند؟ 
  • بازدید : 82 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

 از جمله نخستين تحقيق هاي انجام شده در زمينۀ ساختار  سرمايه،تحقيق ديويد دوراند درسال ۱۹۵۲ مي باشد. بعد ازآن درسال ۱۹۵۸ مقاله اي توسط دوتن از استادان مالي يعني موديلياني وميلر منتشر شد كه به دليل نظريۀ تازه اي كه در زمينۀ ساختار سرمايه ارا ‌ئه داده بود،سرآغاز مباحث گسترده اي گرديد (اين نظريه به تئوري MM معروف است ).   به طوري كه علاوه بر سلسله مقالاتي كه توسط خود اين دو نفر در سالهاي  1959، ۱۹۶۳، ۱۹۶۵، ۱۹۶۶، ۱۹۶۹ منتشر شد ، افراد ديگري نيز مانند ديويد دوراند ۱۹۵۹،فردو وستون (۱۹۶۳ )، داوسون، برور و جاكوب (۱۹۶۵)، هيمس و اسپر نگل (۱۹۶۹)،آر،سي،مرتون (۱۹۷۷)و جك بيكر (۱۹۷۸)در تأييد يا انتقاد از تئوري MM  بحث و اظهار نظر نمودند .   
بيان مسئله 
با توجه با اينكه يكي از وظايف عمده و مهم شركتها تصميمات مالي است شركتها در تامين منابع مالي مورد نياز خود حق انتخاب دارند  كه يا با پذيرش شركاي جديد و واگذاري قسمتي از مالكيت واحد تجاري و يا با استقراض اقدام به تامين مالي نمايند . و شركتها در صدد هستند با اتخاذ تصميمات مناسب و مقتضي در اين رابطه با مناسب ترين تركيب تامين مالي يا ” ساختار مالي ” دست يابند . چراكه در حال حاضر دستيابي به ساختار مالي بهينه به جهت اثر عمده آن بر روي ارزش شركت و ساير جنبه ها از اهميت خاصي برخوردار است . 
ساختار مالي يك شركت به مجموعه مبالغي كه از طريق استقراض ، سهام ممتاز ، سهام عادي و سود تقسيم نشده تامين شده است ، اشاره دارد مبالغي كه از منابع مذكور تامين مي گردد در جهت حفظ ظرفيت موجود و يا ظرفيت سازي جديد بكار گرفته مي شود با توجه به اينكه منابع تامين مالي داراي هزينه و ريسك متفاوتي است لذا بكارگيري بهينه منابع سرمايه بسيار حائز اهميت است ، تا از طريق انتخاب بهترين ساختار مالي با حداقل هزينه ، ارزش فعلي شركت حداكثر گردد.
 افزايش ثروت سهامداران هدف نهايي موسسات انتفاعي است بدست آوردن سود بيشتر از طريق تغيير تركيب ساختار سرمايه ، بخصوص استفاده از استقراض  براي دوره هاي زماني بلند مدت ، از جمله مواردي است كه شركتها بعنوان يك شيوه جهت دست يافتن به اهداف خود مدنظر قرار مي دهند . گر وهي از متخصصين مالي مانند بريلي و مايرز معتقدند كه ارزش شركت بستگي به عملكرد مديريت دارد نه ساختار سرمايه . با اتخاذ تصميمات مدبرانه در زمينه سرمايه گذاري مي توان به پولهاي زيادي دست يافت نه با تصميمات مدبرانه اي كه در زمينه تامين مالي گرفته مي شود .و گروهي از صاحب 
نظران علوم مالي مانند دونالد فارار و لي سيليون و جرالد وارنر معتقدند صرفه جويي مالياتي ناشي از استقراض باعث افزايش ارزش شركت و يا به عبارتي افزايش ثروت سهام داران مي گردد . جان همپتون نيز در اين مورد مي گويد شركتها در برنامه ريزي سود به كسب سود خالص بيشتر از محل اهرم ناشي از استقراض توجه مي نمايند . در مقابل توجه به صرفه جويي هاي مالياتي ناشي از بهره بدهي هاي گروه بيشتري از استادان مالي را متقاعد كرده است كه استفاده از بدهي هاي بلند مدت در تامين مالي شركتها يكي از راههاي قتبل توجه براي افزايش ارزش شركت و در نتيجه افزايش ثروت سهامداران است . اينها معتقدند براي هر شركت يك ساختار مطلوب سرمايه وجود دارد كه در آن حالت ، ارزش شركت حداكثر خواهد شد . 
تحقيقاتي كه تا كنون در اين زمينه انجام گرفته مؤيد اين مسئله است كه بطور متوسط شركتها وقتي اقدام به انتشار سهام مي كنند ، قيمت سهام كاهش مي يابد و ادامه روند افزايش سرمايه بدون كسب بازده مناسب و با هزينه سرمايه بالا بورس اوراق بهادار را با مخاطره مواجه خواهد ساخت . 
از نظر مديريت مالي ، تعيين رابطه بين هزينه سرمايه ، و ساختار سرمايه و ارزش كل شركت بسيار اهميت دارد زيرا مي توان با استفاده از ساختار سرمايه بر ارزش كل شركت تاثير گذاشت لذا ما در اين تحقيق در صدد آن هستيم كه آيا منابع تامين مالي  بر روي ارزش شركت تاثير دارد يا خير ؟ و اينكه آيا در بورس اوراق بهادار تهران ارزش شركت تحت تاثير شيوه هاي تامين مالي قرار ميگيرد ؟   
اهميت موضوع تحقيق :  
بمنظور سرمايه گذاري و تهيه برنامه هاي مالي ، مشخص ساختن منابع قابل استفاده اعم از داخلي يا خارجي براي تهيه سرمايه از اهميت خاصي برخوردار است و مديريت همواره با چنين تصميماتي مواجه بوده و بايد به هزينه و آثاري كه بر ثروت سهامداران ، ارزش شركت و قيمت سهام دارند اين منابع را انتخاب كنند . 
اكثر دانشمندان علوم مالي از جمله موديلياني و ميلر ، همپتون ، وارنر ، اسكات ، مارتين و ……. در اين ديدگاه هم عقيده اند كه استفاده از اهرم مالي مي تواند منجر به افزايش ارزش شركت و ثروت سهام داران شود. اهرم در فرعنگ عمومي بعوان وسيله اي براي دستيابي آسانتر به هدف تعريف مي شود اما در مديريت مالي اهرم ممكن است تعاريف متفاوت ديگري پيدا كند و در مواردي برعكس شود بطوريكه ممكن است نتيجه عمل مطلوب يا نا مطلوب باشد .  همپتون در اين باره مي گويد : ” شركت ها در برنامه ريزي سود و براي كسب سود خالص بيشتر ، از محل اهرم ناشي از استقراض توجه مي نمايند . ”  موديلياني و ميلر معتقدند كه وجود بدهي هاي زياد در بافت سرمايه ، بدهي مالياتي شركت را كمتر و جريان نقدي بعد از مالياتي را بيشتر مي كند كه اين امر موجب افزايش ارزش بازار شركت مي شود با توجه به اين مطلب كه سود هدف نهايي واحد انتفاعي است، اهميت استفاده از اهرم را كاملا مشخص مي كند يعني تركيب سرمايه به شكلي تعيين شود كه با ايجاد اهرم مطلوب ثروت سهامداران را افزايش دهد . اگر هنگام تامين مالي  مورد نياز چگونگي تركيب منابع براي ايجاد تركيب بهينه سرمايه مد نظر قرار نگيرد ممكن است تامين مالي منجر به ايجاد اهرم نامطلوب شود يا اينكه شركت امكان افزايش سود از طريق اهرم مطلوب را از دست دهد كه در هر شرايطي هدف اصلي كه حداكثر كردن ثروت سهامداران است برآورده نشده است .) جاي جي ,‌۱۳۷۴,‌ص ۲۶۵, ۳۹۴) 
اين تحقيق به دنبال آن كه نحوه تامين مالي شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران چگونه است و چه تاثيري بر روي ارزش شركت دارند و در اين رابطه اطلاعاتي جمع آوري نمايد تا مديران در جهت بهينه سازي تصميمات مربوط به نحوه تامين مالي از آن استفاده نمايند . 

اهداف تحقيق :
۱- طراحي ساختار مطلوب در مورد استفاده از وام يا افزایش سرمایه با توجه به وضعيت فعلي بازار سرمايه ايران.
۲- تاثير اخذ وام بر روی بازده و ارزش سهام شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار .
۳- تاثیر افزایش سرمایه بر روی بازده سهام شرکتهای پذیرفته دربورس اوراق بهادار.
۴- بررسي و مقايسه تاثير روشهاي تامين مالي يعني اخذ وام و افزايش سرمايه بر روي ارزش شركتهاي پذيرفته شده  در بورس اوراق بهادار تهران و انتخاب بهترين روش از ميان روشهاي موجود جهت تامين مالي كه در شرايط خود روش مناسبي باشد . 
لذا بدست آوردن چنين نتيجه اي مستلزم بررسي دقيق مسئله و اشراف بر مكانيزم آنها است بنابراين اين تحقيق با اين هدف به دنبال يافتن رابطه معني دار بين شيوه هاي تامين مالي و ارزش شركت مي باشد تا با جمع آوري اطلاعات واقعي و نشان دادن رابطه معني دار بين اين عوامل ، مديران مالي ، سرمايه گذاران و وام دهندگان بتوانند از اين نتايج استفاده كنند .  
  • بازدید : 50 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در سالیان اخیر، حکمرانی (حاکمیت) تبدیل به موضوعی داغ در مدیریت بخش دولتی شده است و این به‌واسط نقش مهمی است که حکمرانی در تعیین سلامت اجتماع ایفا می کند. بدین جهت است که دبیر کل سابق سازمان ملل، کوفی عنان ابراز می دارد: حکمرانی خوب، احتمالا” مهمترین عامل در ریشه کن کردن فقر و عامل رشد و توسعه است. در اوایل دهه ۱۹۸۰، کمبود بودجه، انگیز? مهم انجام اصلاحات دولتی در بسیاری از نقاط جهان بود، که این کمبود بودجه ناشی از فشارهای بین‌المللی، (مثل بانک جهانی) و یا ناشی از خود دولتهای ملی بود
از زمان زایش و استقلال رشته مدیریت دولتی از رشته های با پیشینه طولانی تری چون حقوق و علوم سیاسی، نظریات مختلفی جهت نحوه اداره و مدیریت بخش دولتی و فراهم آوردن رفاه بیشتر برای شهروندان از سوی اندیشمندان ارائه شده است که در چارچوب پارادایم های زمان خود، به اظهار نظر و ارائه راه حل پرداخته اند. پارادایم عبارت است از ” یک شیوه دیدن جهان” که میان گروهی از اندیشمندان که در یک جامعه علمی بسر می برند، دارای زبان مفهومی یکسانی بوده و نسبت به افراد بیرون از این جامعه که دارای یک حالت سیاسی دفاعی هستند، مشترک است.(‌وارث،۱۳۸۰). یکی از شناخته شده ترین این پارادایم‌ها ، پارادایم ” مدیریت دولتی سنتی (PA)” یا همان Public Administration است که بوروکراسی وبر جزء لاینفک آن به‌شمار می آید. این پارادایم یا جریان فکری تا اوایل دهه ۱۹۸۰ ، پارادایم مطرح در حوزه مدیریت بخش دولتی بود. اما با ظاهر شدن ابعاد منفی و نقاط ضعف آن، در همین سالها در کشورهای انگلیس و آمریکا، پارادایم دیگری به‌نام مدیریت دولتی نوین، تولد خود را اعلام داشت و “خصوصی سازی و پیمانکاری” را شعار اصلی خود قرار داد. اما وعده و عیدهای این جریان فکری نیز در بسیاری از کشورها حتی در کشورهای مبدع آن، سرابی بیش نبود و بزودی مشخص شدند این پارادایم نیز قادر نیست خیر ورفاه مناسب و عادلانه‌ای برای شهروندان فراهم سازد. پس بشر مجددا در جستجوی پارادایم های دیگری برآمد. ظهور ” خدمات عمومی نوین ” (New Public Services) و حکمرانی خوب از جمله آنهاست. ( البته اگر بتوان با توجه به تعریف پارادایم، آنها را پارادایم نامید). در ادامه، با توجه به کمتر شناخته بودن مدیریت دولتی نوین، توضیح مختصری درباره آن ارائه می شود و سپس به مبحث اصلی خود یعنی حکمرانی خوب باز خواهیم گشت.
واژ? مدیریت دولتی نوین (NPM) اولین بار توسط لوئیس گان و کریستوفر هود در اواسط دهه ۱۹۸۰ مطرح شد. مدیریت دولتی نوین در رکود اقتصادی زاده شد. از آن زمان تاکنون، نقش مدیریت دولتی نوین در بخش دولتی تغییرات چشمگیری یافته است. رویکرد های ناپخته اتخاذ شده به سمت مدیریت دولتی نوین در اواخر دهه ۱۹۸۰و دهه ۱۹۹۰، که بر خصوصی سازی، بازارهای داخلی، مناقصه رقابتی، شاخصهای عملکردی در سطح سازمان و تشویق عملکرد تأ کید داشتند، خصوصا” در کشورهایی که این رویکردها را خیلی مشتاقانه و مصرانه استفاده می‌کردند- نظیر انگلستان و نیوزلند – بزودی از جریان اصلی خود خارج شدند. با اینحال مدیریت دولتی نوین ، موفقیتهای چندی را در برخی کشورهای انگلوساکسون بدست آورد. در حال حاضر در بخشهای مختلف جهان اشکال مختلفی از مدیریت عملکرد، اقتصادهای ترکیبی و ساختارهای غیرمتمرکز مدیریتی دیده می شود و سبب بهبود تشکیلات دولت و سیستم های ارائه خدمات دولتی در این دسته از کشورها شده است. با این‌حال در همان زمان، نگرانی جدیدی دربار? حکمرانی در جهان غرب شکل گرفت. در بخش خصوصی، این نگرانی برخاسته از تاراج محیط، فساد، سوء استفاده از قدرت انحصاری و حقوق های بالای پرداختی به مدیران اجرایی و اعضای هیئت مدیره و در بخش دولتی، این نگرانی برخاسته از شناسایی و کشف فساد و فعالیتهای غیراخلاقی بود. در واقع، دولتها به این واقعیت تلخ آگاهی یافتند که آنها در معرض از دست دادن همان اندک مشروعیت باقی مانده خود هستند، زیرا شهروندان، بطور چشمگیری اعتماد خود را نسبت به دولت در مفهوم عام و مقامات دولتی در مفهوم خاص از دست داده بودند.
تعریف حکمرانی
حکمرانی را می‌توان “نفوذ هدایت شده در فرایند های اجتماعی” تعریف کرد که مکانیسم های مختلفی در آن درگیر هستند، برخی از این مکانیسم ها بسیار پیچیده اند و فقط از بازیگران بخش دولتی سرچشمه نمی گیرند. پس جای تعجب نیست که واژ? حکمرانی تبدیل به یک شعار در سالیان اخیر شده و در محیط های مختلفی مورد استفاده قرار گرفته است.
ارائه تعریفی از حکمرانی، چالشی، ظریف و پیچیده است. به‌نظر می رسد اگر بخواهیم با مفهوم حکمرانی بخوبی آشنا شویم باید بفهمیم که حکمرانی، چیست. حکمرانی مشابه دولت نیست. حکمرانی موضوعی است دربار? نحو? تعامل دولتها و سایر سازمانهای اجتماعی با یکدیگر، نحو? ارتباط اینها با شهروندان و نحو? اتخاذ تصمیمات در جهانی پیچیده. حکمرانی فرایندی است که از آن طریق جوامع یا سازمانها تصمیمات مهم خود را اتخاذ و مشخص می کنند چه کسانی در این فرایند درگیر شوند و چگونه وظیفه خود را به انجام برسانند. سیستم حکمرانی، چارچوبی است که فرایند متکی بر آن است. بدین معنی که مجموعه ای از توافقات، رویه ها، قرارداد ها و سیاستها مشخص می‌کنند که قدرت در دست چه کسی باشد، تصمیمات چگونه اتخاذ کردند و وظایف چگونه انجام و ادا می‌شود.
مفهوم حکمرانی را می توان در سطوح مختلفی چون سطح جهانی، ملی، سازمانی و جوامع محلی مورد استفاده قرار داد. چهار بخش اصلی جامعه که می توانند هر یک به نوبه خود در انجام امور انجام وظیفه کنند، عبارتند از: کسب و کار، مؤسسات جامعه مدنی(شامل سازمانهای داوطلب و بخش غیر انتفاعی)، دولت و رسانه. 
این بخشها با یکدیگر تداخل دارند. انداز? هر یک از این بخشها ممکن است در کشورهای مختلف، متفاوت باشد. مثلا” در کشوری ممکن است بخش نظامی و یا یک حزب سیاسی، بخش اعظم فضا را اشغال کرده باشد. در این شرایط نقش دولت کم رنگتر خواهد بود. در بسیاری از کشورها، قدرت در سطح مرزهای این بخشها توزیع می‌شود. در بعضی کشورها انداز? بخش خصوصی در حال گسترش بوده و برخی از وظایف دولت به کسب و کارهای خصوصی سپرده شده است.
بسیاری از صاحبنظران حکمرانی معتقدند که این واژه مرتبط با اتخاذ تصمیماتی دربار? جهت و هدایت است. یکی از تعارف ارائه شده در خصوص حکمرانی آن‌را بدین صورت تعریف می‌کند: حکمرانی، هنر هدایت جوامع و سازمانهاست. اینکه واژ? هدایت کردن واژ? مناسبی هست یا نه، پاسخ مناسبی وجود ندارد. اما این نکته مشخص است که حکمرانی شامل تعاملات بین ساختارها، فرایند ها و سنتهایی می شود که نحو? اعمال قدرت، نحو? اتخاذ تصمیمات و نحو? اظهار نظر شهروندان و سایر ذی نفعان را مشخص می کند. اساسا” حکمرانی دربار? قدرت، روابط و پاسخگویی است؛ چه کسی صاحب نفوذ است، چه کسی تصمیم می گیرد و تصمیم گیران چگونه پاسخگو باقی می مانند. 
لوئیس فرچه دیدگاهی دربار? حکمرانی دولتی ارائه کرده و معتقد است که حکمرانی فرایندی است که از آن طریق مؤسسات، کسب و کارها و گروههای شهروندی، علائق خود را بیان می‌کنند، درباره حقوق و تعهدات خود را اعمال نظر کرده و تفاوتهای خود را تعدیل می کنند.
یکی دیگر از تعاریف حکمرانی عبارت است از: وضع فرایند‌ها، ساختار‌ها و مقررات رسمی و غیررسمی که به تعریف روشهایی می پردازند که بدان وسیله افراد و سازمانها می توانند بر تصمیماتی که بر رفاه و کیفیت زندگی آنها تأ ثیر می گذارند، اعمال قدرت کنند.
همانگونه که از این تعریف بر می آید، حکمرانی خوب، به چیزی بیشتر از دولت خوب نیازمند است. سایر بازیگران نیز نظیر کسب و کارها و رسانه، در بهبود و کیفیت زندگی و رفاه کلی گروههای مختلف ذی نفعان تأثیرگذارند. در واقع، حکمرانی بطور کلی شامل شش گروه از ذی نفعان می‌شود که عبارتند از: شهروندان، سازمانهای داوطلب، کسب وکار، رسانه، سطوح بالاتر دولت و پارلمان بعلاوه سطوح بین المللی و مقامات دولتی.
حکمرانی متوجه نحو? اعمال قدرت بین بخشهای مختلف جامعه با منافع مختلف است، به‌گونه ای که آزادیهای مرسوم فراهم شود، تجارت رونق گیرد و فرهنگ و هنرهای مختلف امکان رشد پیدا کنند. پس، حکمرانی به خودی خود مهم است، زیرا شرایط لازم- برای انجام کارهایی که مردم ارزش فوق العاده ای برای آنها قائلند فراهم می کند، نظیر آزادی فردی (آزادیهای اجتماعی، مذهبی، کسب و کارها، و…)، حکمرانی قانون و…‌‌ . در عین حال، حکمرانی کور? راهی است برای نیل به پیامد ها و شرایط دلخواه. حکمرانی خوب را می‌توان به‌عنوان مدلی از حکمرانی تعریف کرد که منجر به نتایج اقتصادی و اجتماعی دلخواه شهروندان می شود. ساختارها و روابط نهادی، نه فقط در درون دولت، بلکه بین دولتها و سایر بخشهای جامعه، می توانند تأثیری تعیین کننده روی پیامدها و نتایج داشته باشند.
بعلاوه، هر چند که دولت، تأثیر مهمی روی بسیاری از مسائل مورد توجه جامعه دارد، با این‌حال، دولت تنها یکی از عوامل تأ ثیر گذار است.
دلایل توجه به حکمرانی
دولتها در آغاز قرن ۲۱، با چالشهای جدیدی مواجه شده اند. از جمله:
۱) در عصر جهانی شدن، دولتها باید واکنش فعالانه ای به فرصتهای مثبت اقتصادی و واکنشهای تدافعی نسبت به فشارهای منفی اقتصادی از خود نشان دهند.
۲) بروز تغییرات جمعیتی در اکثر کشورها، بر دولتها به‌عنوان کارفرما و فراهم کنند? خدمات تأ ثیر گذاشته است. جمعیت اکثر کشورها، مسن‌تر شده است و این جمعیت مسن، خواهان خدمات اجتماعی بیشتری است. همچنین، سازمانهای دولتی باید برای استخدام افراد ماهر و با انگیزه با سازمانهای غیر انتفاعی و کارفرمایان خصوصی رقابت کند. خصوصا” اینکه سطح دستمزد ها در بخش دولتی نسبت به بخش خصوصی پایین‌تر است. پس، سازمانهای دولتی باید مشوقهای غیر پولی دیگری برای استخدام و حفظ کارکنان با عملکرد بالا شناسایی کنند و این چالشی بزرگ برای آنها خواهد بود.
۳) بخش دولتی با انتظارات جدید شهروندان تحصیل کرده روبرو خواهد بود. بدین معنی که شهروندان، انتظار دریافت خدمات با کیفیت بالاتری را خواهند داشت. بنابراین دولتها باید قابلیت هایی برای شهروندان و ذی نفعان فراهم آورند تا آنها بتوانند در موضوعات عمومی مشارکت فعالتری داشته باشند.
۴) و نهایتا”، انتظارات پرسنل سازمانها تغییر کرده است و پاسخگویی به این انتظارات، شرایط جدیدی را می طلبد. 
پاسخگویی به این چالشها نیازمند برخورداری از حکمرانی صحیح در سطح کلان جامعه است.
 
 
تفاوت حاکمیت دولت با حکمرانی خوب
حکمرانی واژه ای است که از اوایل ده? ۱۹۹۰ رایج شد و معمولا” مشابه با دولت و به جای آن مورد استفاده قرار گرفته است. فرهنگ فشرده آکسفورد دولت را به‌عنوان مجموعه ای از نهاد های تشکیل شده از افراد که، یک اداره و یا وزارتخانه را هدایت و اداره می کنند، تعریف می‌کند. این فرهنگ همچنین دولت را به‌عنوان عمل “روش حکومت کردن” تعریف می کند. این فرهنگ تعریف بسیار مشابهی برای حکمرانی ارائه می دهد که عبارت است از: “عمل، روش، حقیقت و یا وظیفه حکومت کردن، نفوذ و کنترل”. همانگونه که مشاهده می شود، این دو واژه بسیار گمراه کننده و مبهم اند.
اما این ابهام در کاربرد این‌دو واژه، پیامد های نامناسبی را به‌همراه خواهد داشت. نتیجه آن خواهد بود که مسائل مربوط به خط مشی، بی چون و چرا تبدیل به یک مسئله دولتی می شود. پیامد منطقی این موضوع، چنین خواهد بود که مسئولیت رسیدگی به این مسئله ضرورتا” بر دوش دولت قرار می‌گیرد و راههای دیگر برای پرداختن به مسئله و یا بخشهای دیگر جامعه که باید در پرداختن به مسئله از خود ابتکاراتی بروز دهند، مد نظر قرار نخواهند گرفت پس، یکی دانستن دولت با حکمرانی، روشهای شناسایی مسئله را محدود خواهد کرد و باعث گمراه شدن فرد در شناسایی استراتژی های مختلفی می شوند که برای برطرف کردن مشکل، در دسترس و مناسب خواهند بود. بطور خلاصه، وجود ابهام در واژه شناسی مرتبط با حکمرانی می تواند پیامد های اجرایی مهمی در پی داشته باشد. این امر ممکن است بر تعریف مسئله و نحو? تجزیه و تحلیل خط مشی رفع آن تأ ثیر بگذارد.
زمانی که دولت در نظرشهروندان به‌عنوان نهادی مستقل مطرح می‌شود (به جای اینکه یک فرایند باشد)، نیاز به حکمرانی به‌عنوان مفهومی جدای از دولت خود را آشکار می نماید. گفته می شود که در آتن باستان که به‌عنوان مهد دموکراسی شناخته شده است، شهروندان در بازار شهر همدیگر را ملاقات می کردند تا به مسائل مورد توجه جامعه و نحو? رفع آن بپردازند. در چنین شرایطی، دولت فرایندی بود برای پرداختن به مسائل و رفع آن. با این‌حال، امروزه دولت بندرت به‌عنوان یک فرایند تعریف می شود، بلکه بعنوان یک نهاد و یا مجموعه ای از نهادها نگریسته می‌شود و تنها یکی از چندین بازیگر اصلی در اجتماع است. زمانی‌که دولت قادر به انجام کاری نباشد، سایر عاملان و بازیگران، ممکن است وارد عمل شوند و آن کار را انجام می دهند. مثلا” شهروندان با یکدیگر تصمیم بگیرند تا شهر خود را تمیز کنند.
مشارکتهایی که مردم از آن سود می‌برند می تواند شهروندان، مقامات دولتی و کسب و کارها را با یکدیگر هماهنگ کند، تا به برخی مسائل عمومی بپردازند و آنها را بر طرف کنند. امروز، دولتها اشکال مختلف مشارکت را تجربه می‌کنند که در آن، سیاستمداران یا دولتمردان، با سایر بخشهای جامعه، قدرت را به اشتراک می گذارند. این اشکال مختلف مشارکت به دلایل مختلف شکل می گیرند. جامعه به این نکته پی برده است که هر گروه، سهم و نقش خاصی در برطرف ساختن یک مسئله پیچیده دارد و یا اینکه، دولتها تمایل دارند به سرمایه کسب و کارها، دسترسی یابند. عمومیت یافتن چنین روابطی، این سوال را پیش آورده است که: چه کسی باید در چه کاری مشارکت داده و درگیر شود؟ به‌عنوان مثال: برخی این سوال را مطرح می کنند که دولت تا چه اندازه باید با حوزه‌های مختلف در زمینه هایی که نفع عمومی مطرح است مثل آموزش و پرورش و یا بهداشت، مشارکت کند؟
پروفسور دونالد کتل در کتاب خود باعنوان تغییر حکمرانی( Transformations of governance) مباحثی را در خصوص تمایز بین دولت و حکمرانی ارائه می دهد. دولت یک فراساختار نهادی (Institutional superstructure) است که جامعه برای تبدیل سیاستها به خط مشی ها و قانون مورد استفاده قرار می دهد. حکمرانی، پیامد (نتیجه) تعامل دولت، خدمات عمومی و شهروندان از طریق فرایند سیاسی، توسعه خط مشی، طراحی برنامه و ارائه خدمت است.
دولتها، نهادهای خاصی هستند که در حکمرانی مشارکت دارند. دولتهایی که نماینده مردمند، در جستجوی حمایت شهروندان هستند. با این‌حال، این دولتها نیازمند مشارکت فعال کارکنان خود هستند. حکمرانی، نتیجه سیاستها، خط مشی ها و برنامه هاست. 
در اصل، مفهوم حکمرانی را می توان برای اشکال مختلف اقدامات اشتراکی مورد استفاده قرار داد. حکمرانی متوجه ابعاد استراتژیک تر هدایت است، یعنی اتخاذ تصمیمات کلان‌تر در خصوص نحوه هدایت و نقشها. به‌عبارت دیگر، حکمرانی فقط متوجه این سوال نیست که” به کجا برویم” بلکه در پی پاسخگویی به این سوالات نیز هست: چه کسی باید در تصمیم گیری دخیل باشد؟ و با چه ظرفیتی؟ مفهوم حکمرانی در چهارسطح زیر مطرح است:
۱) حکمرانی در فضای جهانی، که با مسائل فراتر از حوز? دولتهای ملی سروکار دارد.
۲) حکمرانی در فضای ملی، یعنی درون یک کشور. این سطح خود دارای سطوح زیر است: سطح ملی، استانی، شهری و محلی.
۳) حکمرانی در فضای سازمان یا حکمرانی سازمانی. این سطح شامل فعالیتهای مختلف سازمانها می شود که معمولا” باید در برابر هیأت مدیره پاسخگو باشد. برخی از این سازمانها خصوصی اند (نظیر شرکتهای تجاری خصوصی) و برخی دیگر دولتی نظیر (بیمارستانها، مدرسه‌ها، شرکتهای دولتی و…).
۴) حکمرانی در فضای جوامع محلی، که این سطح شامل فعالیتهایی در سطح محلی می شود.
 
 
 
 
اصول پنج گانه حکمرانی خوب 
تعریف اصول حکمرانی خوب، بسیار مشکل است. برنامه توسعه سازمان ملل متحد (۱۹۹۷, UNDP) مجموعه ای از اصول را تشریح کرده است که با کمی اختلاف، تقریبا” در سطح جهانی پذیرفته شده است. باید توجه داشت که این اصول غالبا” با یکدیگر تداخل دارند و در بعضی مواقع، با یکدیگر در تضاد هستند. بکارگیری این اصول، بسیار مشکل بوده و کلیه آنها متوجه نتایج حاصل از قدرت نیستند، بلکه به نحو? اعمال قدرت نیز توجه دارند.
در جدول (۱)، این اصول ارائه شده است.
ساختمان حکمرانی بخش دولتی
سازمان می تواند بر اساس مشاوره کارآمد با ذی نفعان درونی و بیرونی، در اختیار داشتن اطلاعات مناسب و پشتیبانی از تصمیم، تشکیلاتی به‌وجود آورد که او را قادر به برنامه‌ریزی و ارائه ستاده ها و نتایج مورد نیاز پاسخگویی درونی و بیرونی سازد. با این‌حال، این عوامل، عواملی پویا هستند که می توانند بسیار تحت تأثیر ابعاد انسانی، رفتار و ارزشها قرار گیرند.
اجرا، حفظ و تقویت این عوامل، این شانس را افزایش می دهد که سازمان از اعتماد ذی نفعان، ارباب رجوع، پرسنل و مدیریت خود برخوردار شده و مشخص شود که سازمان تصمیماتی سالم، آگاهانه و مسئولانه اتخاذ می کند که منجر به اقدامات مناسب و کارآمد می شود. استفاده از تشکیلات عملیاتی حکمرانی بهتر، سازگاری و عملکرد سازمان را تضمین نمی‌کند، اما این عاملی حیاتی است که شانس و احتمال موفقیت در هر دو زمینه را افزایش می دهد. بر عکس، به احتمال خیلی زیاد، سازمانی که توجه کمی به مسائل حکمرانی مبذول می دارد ، نهایتا” با شکستهایی جدی از لحاظ برآوردن حداقل الزامات قانونی و یا انتظارات عملکرد و یا هر دو مواجه خواهد شد. روابطی که بین عناصر مختلف حکمرانی خوب برقرار می شوند بسیار مهمند. رهبری، اصول اخلاقی و یک فرهنگ عملکردی، چارچوب را بعنوان یک کل، حمایت کرده و آنرا حفظ می‌کند. بدون آنها، زیر بنایی وجود نخواهد داشت که ساختمان بر آن اساس استوار شود.
– رابطه با ذی نفعان :
بسیاری از سازمان های بخش دولتی، ذی نفعان مختلفی دارند که منافع آنها بسیار متنوع بوده و حتی گاهی با یکدیگر در تضاد و تعارض است. پس، مدیریت ذی نفعان یکی از ابعاد کلیدی مدیریت ریسک برای سازمانهای دولتی است. معمولا” نمی توان از کلیه تعارضات جلوگیری کرد. آن دسته از ذی نفعانی که بیشترین منافع را در اختیار سازمان قرار می دهند، همان افرادی هستند که بیشترین نفع را از نتایج سازمان می برند. همچنین، باید درجه، ماهیت و گستردگی این تعارضات بالقوه را مدنظر قرار داد، طرفین درگیر را نسبت به این تعارضات آگاه نمود و برای کاهش احتمال بروز این تعارضات، قرار داد هایی بین طرفین وضع کرد.
– مدیریت ریسک :
مدیریت ریسک فرایند شناسایی، تجزیه و تحلیل، نظارت و اعلام ریسک ها را برقرار می‌کند. این ریسک ها، ممکن است سازمان را از نیل به اهداف خود باز دارد و یا اینکه فرصت کسب منافع بیشتر را پیش روی سازمان قرار دهد. مدیریت ریسک، کنترل و انعطاف پذیری سازمانی را فراهم می آورد. مدیریت ریسک، غالبا” با نگاهی از بیرون، نقش سازمان را مورد بررسی قرار می‌دهد و آنرا تقویت می‌کند. از این طریق، توجه به مشتریان و ارباب رجوع افزایش می‌یابد و تأکید بیشتری بر نتایج مبذول می شود و بر اولویتهای منافع و ارزیابی عملکرد بعنوان بخشی از تصمیم گیری مدیریت تمرکز می شود.
برای اینکه فرایند مدیریت ریسک کارآمد باشد باید دقیق، ساختارمند و سیستماتیک باشد. مدیریت ریسک کارآمد نیازمند سازمانی است که از فرهنگ ارزیابی ریسک برخوردار باشد.
– پاسخگویی بیرونی :
سازمانهای موفق دولتی در امر پاسخگویی، معمولا” الزام به پاسخگویی را جزء اولین مراحل برنامه ریزی، توسع? خط مشی و تصمیم گیری خود قرار می دهند. امنیت بیرونی عاملی اساسی برای سازمان است تا بتواند خود را بعنوان بخشی از دولت ابقا کند. نیل به پاسخگویی و سازگاری، یکی از معیار های موفقیت سازمانهای دولتی است. مراجع متعددی در محیط بیرون سازمانهای دولتی وجود دارند که این سازمانها باید نسبت به آنها پاسخگو باشند. یکی از مهمترین این مراجع، مجلسها هستند.
 
– پاسخگویی درونی :
تشکیلات پاسخگویی درونی باید ارتباط نزدیکی با تشکیلات پاسخگویی بیرونی داشته باشند. برای نیل به کارآمدی، تشکیلات درونی باید بر اساس انتظارات و استاندارد های گسترده‌تر، بنا شوند. اولین وظیفه تشکیلات پاسخگویی درونی، تضمین وضوح نقشها و ارتباطات مربوط به تصمیمات و اقدامات است. اینکه این تشکیلات، درونی هستند، بدین معنی نیست که آنها ضرورتا” باید محرمانه باقی بمانند و برای افراد و سازمانهای بیرون از سازمان ناشناخته باشند.

عتیقه زیرخاکی گنج