• بازدید : 55 views
  • بدون نظر
این فایل در ۹۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

توانمندسازي مفهومي پرابهام وغير قطعي داشته وافراد مختلف متناسب باويژگيهاي خودازآن استنباطي دارند.توانمندسازي را به قادرساختن افراد براي انجام كارتعريف ميكنند.اين مفهوم به دنبال تحولات اساسي به وجود آمده در جوامع مانند جهاني شدن – تحولات درفناوريهاي ارتباطي وداده پردازي – در اولويت قرار گرفتن حقوق بشروافزايش انتظارات كاركنان پديد آمده است.لذاهمزمان با پيشرفت تكنولوژي وحركت سازمانها به سوي تخت شدن وحذف لايه هاي مياني مديريت به دليل نياز به استفاده از حداكثرظرفيت افرادولزوم تفويض اختيار به آنها توانمندسازي اهميت خاصي مي يابد. سازمانها بايد به كاركنانشان انگيزه بدهندوآموزش دهند-زيرا كاركنان توانمند به سازمان نفع ميرسانند
۲ بيان مساله
توانمندسازي نيروي انساني يكي از اعجازآورترين رويكردهاي توسعه منابع انساني مي باشد كه منجربه بالندگي نيروي انساني درسازمان ميگردد.توانمندسازي يك حركت دايمي است واهميت آن همواره روبه افزايش است چراكه اساس توسعه دركسب وكارهاي امروز-همگام  بودن باتغييرات اجتماعي-دستاوردهاي تكنولوژي وتقاضاهاي محيط رقابتي ميباشد.سازمانها نيازمند افرادي هستند كه بتوانندبهترين استفاده ازتكنولوژي پيشرفته راارايه دهندونواوريهارابيابندوبتوانند محصولات وخدمات خودرابهبود ببخشند.( اسميت ،۲۰۰۰،۱۴).
چارلزهندي(۱۹۹۵ )متذكرمي شود كه منابع مرسوم وسنتي ثروت(زمين-موادخام-تكنولوژي وحتي كارگران غيرماهر)را درمواقع لازم ميتوان خريد .عاملي كه بدون آن نميتوان كاركرد نيروي انساني توانمند است كه مي تواندازهمه اين منابع براي دستيابي به بهترين مزايا به راحتي استفاده كند.هدف توانمندسازي اين است كه مغزهاي افراد راهمانند بازوانشان به كار بياندازد .
توانمندسازي اشاره به يك  حس دروني درافراد دارد كه باعث ميشود آنان به طور مستقل تصميماتي را درفرايند كاري خويش اتخاذ نمايند.(مايك وان و لوري توماس،۱۹۹۵،۵)توانمندسازي ابزاري ست براي باز گذاشتن دست كاركنان به گونه اي كه آنها بتوانند براي آنچه كه فكر مي كنند بهترين است بدون ترس از وتوشدن توسط رؤسايشان از آزادي عمل برخوردار گردند. كاركنان توانمند با بهره گيري ازپنج بعد اصلي توانمندسازي(خوداثر بخشي.خودسازماني . تاثير گذاري . معني دار بودن . اعتماد )قادر خواهند بود سازمانها را از بحرانها نجات دهندو براي آنها فرصتهاي طلايي در كسب و كار ايجاد نمايند(وتن وكمرون،۱۳۷۸،۳۳)
با توجه به آنچه گفته شد توانمندسازي ابزار بسيار مهمي براي توسعه منابع انساني است .مسايلي كه باعث شدتا اين تحقيق در اداره گمركات استان كرمانشاه انجام گيرد عبارتند از : 
۱-عدم اطلاع وشناخت كافي از ميزان توانمندي كاركنان كه باعث مشكلات عديده اي در نحوه برخورد با منابع انساني و حتي عدم اثر بخشي آموزش ها و برنامه هاي توسعه كاركنان شد ه است.
۲-در اين اداره راجع به موضوع توانمندي هيچ گونه كار تحقيقي و دانشگاهي  انجام نشده  است .كه اين مساله ضرورت انجام تحقيق را بين مي دارد .
۳- اينجانب در اداره مذكور شاعل هستم  وعلاوه بر آن خواست سازمان وعلاقه شخصي وعلمي اينجانب به موضوع  باعث پرداختن به  بررسي اين مساله شده است . 

۱-۳ پيشينه تحقيق
    توانمند سازي در دوران مديريت علمي در كانون توجه صاحب نظران مديريت نبوده است. بعد از نهضت روابط انساني مسائلي مانند رضايت، غني سازي شغل و رهبري دموكراتيك مطرح شد و توانمند سازي كاركنان به عنوان يك هدف مهم و حياتي سازمان مطرح گرديد. 
توانمند سازي به عنوان ايده اي مرتبط با عملكرد سازمان ، آشكارترين ريشه هايش را درتشريح نظريه  مک گریگور(۱۹۶۰) در كتاب ” چهره انساني سازمان” دارد. اين نظريه مبتني بر ايجاد شرايطي براي حركت افراد به سمت كسب اهداف به جاي سرپرستي و هدايت تلاش هايشان مي باشد. نظريه  مك گریگور و ساير عقايد و تجربيات به منظور توانمند سازي كاركنان مفروضات مشتركي دارند كه نمايان ترين آن ها عبارتند از :
۱- سازمان هاي تجاري و صنعتي فقط بخشي از منابع فكري كاركنان را به كارمي گيرند.
۲- كنترل، تنها يا بهترين شيوه نيل به اهداف سازماني نيست و آن شيوه اي غير ممكن براي نيل به عملكرد سازماني عالي و بهبود مستمر مي باشد. افراد و تيم ها هنگامي موثرتر و كاراتر عمل مي كنند كه فرصت اعمال حداكثر نظارت در كارشان به آن ها داده شود.
۳- شايستگي و صلاحيت مختص تعدادي افراد متخصص نيست. بلكه به طور وسيعي در همه سطوح يك سازمان پخش مي شود.
۴- كاركنان نسبت به اموري كه بر آن ها نفوذ داشته و از آن ها تجاربي كسب كرده اند مالكيت شخصی و احساس مسوليت بيشتري دارند. در تئوري مک گریگور مديران داراي نگرش   كاركنان را در تمامي سطوح در تصميم گيري مشاركت مي دهند.ارتباطات به سمت بالا را ترغيب نموده و به دقت به نظرات و پيشنهادات كاركنان توجه مي كنند، فرصت قبول مسئوليت هاي بزرگتر به افراد داده مي شود، به دليل تعهد مدير به خود شكوفايي كاركنان، مدير به دنبال غناي شغلي و توسعه شغلي افراد مي باشد. در تئوري سلسله  مراتب نيازهاي مازلو از نيازهاي فيزيكي تا خود شكوفايي توجه دارد و فرض براين است كه نيازها و منابع انگيزشي همان گونه كه براي افراد بالاي سلسله مراتب است براي افراد پايين هم وجود دارد. بي ترديد تئوري مك گریگور يك فلسفه توانمند سازي در مديريت است. 
در طول ۲۰ سال گذشته صدها شركت ثابت كرده اند كه مشاركت و درگيري كاركنان در كار و توانمند سازي به طور قطع ايده جديدي نيست. توانمند سازي بيشتر از يك احتمال نظري يا تجربي شده است. اين پديده اكنون راهنمايي براي توسعه است كه سازمان ها مي بايست براي حفظ قدرت رقابت و بقاي خود آن را بپذيرند.
 اصطلاح توانمند سازي از دو دهه ۱۹۸۰و ۱۹۹۰ بسيار رايج شده است. توانمند شدن در رشته هاي روانشناسي، جامعه شناسي و دين شناسي ريشه هايي دارد كه به دهه گذشته حتي قرن هاي گذشته بر مي گردد. آدلر در سال ۱۹۹۷ در زمينه روانشناسي مفهوم” انگيزه تسلط ” را با تاكيد بر تلاشي كه افراد براي كسب تسلط در برخورد با جهان خود دارند مطرح كرد. چندين دهه قبل، مفاهيم مشابهي معرفي شدند، وايت در سال ۱۹۵۹ بيان نمود” انگيزه اثر گذاري ” يك انگيزه دروني كه باعث مي شود چيزها اتفاق بيفتد. برهم در سال ۱۹۶۶ توانمند سازي را ” واكنش روانشناختي ” كه براي آزادي از محدوديت ها اشاره دارد بيان نمود. ” انگيزه تبحر”  تلاشي براي رويايي با چالش ها و غلبه بر آن هاست. (وتن، كمرون، ۱۳۷۸،۱۷)
 در هر يك از مطالعات، مفاهيم ريشه اي به مفهوم توانمند شدن يعني تمايل افراد به تجربه به خود كنترلي  و به خود اهميت دادن  و براي خود آزادي قائل شدن شباهت دارد. در جامعه شناسي، مفاهيم توانمند شدن در مورد بيشتر جنبش ها كه در آن مردم براي آزادي و كنترل اوضاع و احوال شخصي خويش مبارزه مي كردند اساسي بوده است. در الهيات ، مجادلات درباره اختيار و جبر، خودرايي در مقابل تسليم، قضا و قدر در مقابل ايمان، انسان گرايي  در مقابل كثرت گرايي در طول قرن ها به صورت داغي مطرح بوده است. ريشه همه اين مباحث، اشكال تغيير يافته موضوع توانمندي در مقابل ناتواني و درماندگي است. به طور خلاصه در مديريت سابقه استفاده از اصطلاح توانمند سازي به دموكراسي صنعتي و دخيل نمودن كاركنان درتصميم گيري هاي سازمان تحت عناوين تيم سازي مشاركت و مديريت كيفيت جامعه بر مي گردد. اين اصطلاح در سال ۱۹۸۰ به سرعت موضوع روز گرديد و توسط نظريه پردازاني چون كانگر و كاننگو  1988، اسپريتزر ۱۹۹۵، كنث بلانچارد، جان پي كارلوس و راندولف ۲۰۰۰ مورد ثبت و گسترش قرار گرفت .

۱-۴ اهميت وضرورت تحقيق
نيروي كار جديد ظرفيت و استعدادي فوق العاده براي رشد وتوسعه دارد اما براي اينكه سرنوشت خود را در اختيار داشته باشد بي قرار وناشكيبااست(بلانچارد،۱۳۷۹،۱۴)
بنابر اين لزوم پرورش كاركناني كه داراي توانايي خود مديريتي باشند باعث شده كه توانمندسازي نيروي انساني به عنوان يك پارادايم جديد بسياري از صاحبنظران مديريت را به خود جلب كند (توماس ويل هاوس،۱۹۹۰،۶۷۷)
اين صاحبنظران معتقدند كه از مزاياي توانمندسازي هم كاركنان وهم مديران منتفع خواهند شد.از سوي ديگر توانمندسازي باپرورش كاركناني با انگيزه و توانا به مديران امكان خواهد داد تا در برابر پويايي محيط رقابتي از خود عكس العمل سريعتر و مناسبتري نشان دهند بعلاوه در عصر حاضرتوانمندي به عنوان ابزاري شناخته شده است كه مديران به وسيله آن قادر خواهند بود سازمانهاي امروزي را به طور كارامد اداره كنند.(جزيني ،۱۳۸۵،۷)
به طور خلاصه دلايلي كه بر ضرورت توانمندي دلالت دارند را اين گونه مي توان بيان كرد :
الف: تحولات در فناوري داده پردازي يا اطلاعات 
تحولات در اجراي سيستمهاي اطلاعاتي مديريت – فناوري اطلاعات و كاربري رايانه سازمانها را در جهت از ميان برداشتن سطح مياني تحت تاثير قرار داده است.
ب: رقابت فزاينده وافزايش ضرورت پاسخگويي به تقاضاي مشتري به عنوان نتيجه آن
ج: ساختار پرسنلي كه سطح آموزش و انتظاراتشان بالاتر رفته است .
د: به طور كلي در سطح اجتماعي و به طور ويژه افزايش ميل و تمايلات دموكراتيزه شدن
ه: نمايان شدن دانش و عنصر انساني به عنوان مهمترين منبع مزيت رقابتي و نگاه استراتژيك به منابع انساني(سرمايه انساني)    (اميركبيري،۱۳۸۵،۳۵۱)  
در نهايت دلايل انتخاب اين موضوع راعلاوه بر دلايل فوق مي توان به روز بودن آن- تمايل سازمان به بكارگيري صحيح آن جهت ارج نهادن به جايگاه سرمايه انساني و بهبود بهره وري فردي و سازماني دانست.

۱-۵ اهداف تحقيق
۱-سنجش ميزان توانمندي كاركنان گمركات كرمانشاه  (هدف اصلي)
۲-سنجش ميزان توانمندي از بعد خود اثربخشي ۲-سنجش ميزان توانمندي از بعدخودسازماني ۳- سنجش ميزان توانمندي ازبعدپذيرفتن شخصي نتيجه ۴- سنجش ميزان توانمندي از بعدمعني داري ۵- سنجش ميزان توانمندي از بعداعتماد

۱-۶ فرضيه هاي تحقيق
الف)فرضيه اصلي تحقيق
      كاركنان گمرك كرمانشاه از توانمندي بالايي برخوردارند 
ب)فرضيه هاي فرعي تحقيق
۱-درگمرك كرمانشاه كاركنان از خوداثر بخشي بالايي برخوردارند.
۲- در گمرك كرمانشاه كاركنان از خودسازماني بالايي برخوردارند.
۳- در گمرك كرمانشاه كاركنان به ميزان بالايي نتايج شخصي (مسؤوليت پذيري) را مي پذيرند.
۴- در گمرك كرمانشاه كاركنان از مشاغل معني داري برخوردارند.
۵- در گمرك كرمانشاه اعتماد بين افراد در حد مطلوبي است.
  • بازدید : 46 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق حسابداری میانه۲-خرید اینترنتی پاورپوینت حسابداری میانه۲-پاورپوینت حسابداری میانه۲-تحقیق حسابداری میانه۲

این فایل در ۴۹صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
تا پايان قرن هيجدهم ميلاديواحدهاي انتفاعي يا به صورت موسسات انفرادي و يا به صورت شركتهاي غير سهامي يعني با مالكيت چند نفر شريك تاسيس مي گرديد درادامه برای آشنایی بیشتر شما توضیحات مفصلی را خواهیم داد.

اگر تجارتخانه با سرمايه دو نفريا چند نفر شريك تاسيس شده باشد مسلماً براثر انهدام تجارتخانه ،به شركاء زيان بزرگي وارد مي شود كه احتمالاً نمي توانند جبران يا تحمل كنند .اما اگر تجارتخانه مزبور به صورت سهامي و متشكل از تعداد زيادي سهامداركه هر كدام بخش اندكي از سرمايه شركت را تشكيل دهد در صورت ورشكستگي زيان وارده به سهامداران هرگز نمي تواند به هر يك از سهامداران ضربه سنگيني وارد سازد و تنها بخش كوچكي از سرمايه آنها را از بين خواهد برد و زيان وارده در حقيقت بين تعداد زيادي از افراد جامعه سرشكن ميگردد و هر قدر تعداد سهامداران در شركت زيادتر باشد و سرمايه گذاري آنان بابت خريد سهام كمتر گردد زيان وارده بسيار كم اهميت تر خواهد شد .مزيت ديگر شركتهاي سهامي اين است كه مالك سهم در صورت نياز به نقدينگي و اجبار به فروش سهام خود خيلي زود مي تواند خريدار براي سهام خود پيداكند وسرعت نقد شدن سهام بيشتر از نقد شدن فروش يك تجارتخانه فردي يا يك شركت غير سهامي مي باشد . سومين مزيت شركتهاي سهامي اين است كه وظيفه اداره شركت به عهده مديران شركت كه توسط سرمايه گذاران يعني سهامداران انتخاب مي شوند قرار دارد و لذا خريد سهام و به طور كل سهامدار شدن براي هرسرمايه گذار يك امريايك فعاليت فرعي محسوب مي شود ودركنار خريد سهام 

نحوه تشكيل شركت سهامي

به طور كلي نحوه تشكيل شركت سهامي بستگي كامل به قوانين مصوب هر كشور دارد درايران نيز قاونو تجارت و لايحه قانوني اصلاحي قسمتي از قانونتجارت مصوب اسفند ۱۳۴۷ مقررات مربوط به تشكيل سهامي بايستي عده اي به نام مسئولين كه حداقل ۳ نفر باشند با توافق يكديگر مقدمات تشكيل شركت سهامي را پي ريزي نموده و پس از توافق قطعي با ساير شركاءهمگي به عنوان موسسين شركت اساسنامه شركت را طبق اساسنامه نمونه ضميمه قانون تجارت تنظيم و امضاء نمايند وبهاي تمام سرمايه شركت را يا حداقل ۳۵ درصد از بهاي سهام سرمايه شركت را نزديكي از شعبات بانكها توزيع نموده و گواهي كتبي از شعبه بانك مربوطه دريافت نمايند .(در شركتهاي سهامي عام موسسين حق ندارند بيش از ۲۰ درصد سهام سرمايه شركت را به خود اختصاص دهند و ۸۰ درصد سهام سرمايه شركت بعد از اخذ مجوزاز اداره ثبت شركتهاي قوه قضاييه به عامه مردم بايستي عرضه شود )بعد از اخذ گواهي بانكي وتنظيم اساسنامه بايستي موسسين با مدارك شناسائي به اداره ثبت شركتها مراجعه ومدارك فوق را جهت ثبت شركت ارائه دهند پس از بررسي توسط اداره مزبور در صورت اهليت موسسين اداره ثبت شركتها شركت سهامي را به ثبت مي رساند


در اين مرحله شركت سهامي خاص مي تواند بلافاصله به عمليات معين شده در اساسنامه مثل تجارت يا توليد يا خدمات بپردازد اما شركت سهامي عام در اين مرحله حق انجام عمليات تجارتي يا توليدي يا خدماتي را ندارد زيرا به شركت سهامي عام فقط اجازه انتشار اعلاميه پذيره نويسي داده شده است و بايستي موسسين شركت سهامي عام اعلاميه پذيره نويسي را كه مورد تاييد اداره ثبت شركتها قرار گرفته به طرق مختلف به اطلاع عامه مردم رسانيده وفورش ۸۰ درصد بقيه سهام شركت را به عموم مردم انجام دهند در مهلت خريد سهام (پذيره نويسي سهام ) توسط مردم موسسين نيز مي توانند مجدداً حداكثر معادل ۲۹ درصد ديگر از سهام شركت سهامي عام را خودشان خريداري (پذيره نويسي نمايد و بايستي حداكثر سهام شركت سرمايه يعني نصف بعلاوه يك (۵۱/۰)به اشخاص جدا از موسسين شركت اختصاص يابد .در پايان مهلت پذيره نويسي يعني در پايان مهلت فروش اكثريت سهام شركت به مردم جنانچه سهام خريده شده توسط موسسين مجموعاً از ۵۱/۰ سرمايه شركت كه در اساسنامه مشخص شده است بيشتر باشد شركت سهامي عام مي تواندبه ثبت قطعي برسدبراي اينكار بايستي موسسين و پذيره نويسان اولين جلسه مجمع عمومي شركت راتشكيل داده وضمن اعلام راي ۵۱ درصدسهام داير برتاسيس وشروع بكارشركت اولين هيات مديره و بازرسان وروزنامه كثيرالانتشارجهت چاپ آگهي هاي شركت رانيزتعيين وبايستي صورتجلسه 




  • بازدید : 67 views
  • بدون نظر

پاورپوینت مدیریت مالی

توانايي مديران مالي در درك صحيح و پاسخ گويي سريع نسبت به وضعيت بازار و رقبا و تغييرات آن از امتيازات هر مؤسسه‌اي محسوب مي شود.

مديران براي تصميم گيري و رهبري واحدهاي تجاري خود بايد با جنبه‌ها و ابعاد فعاليت شركت آشنايي كامل داشته باشند فعاليت هاي مانند تجاري، بازرگاني، بازاريابي، عوامل پشتيباني، آموزش نيروي انساني و پردازش اطلاعات

—نقش های مدیران مالی
۱- طرح‌هايي كه نيازمند هزينه‌هاي سرمايه‌اي بالا بوده و سرمايه‌گذاري در آنها از ريسك بالايي برخوردار است.
—۲ – طرح‌هاي توسعه‌اي كه فعاليت شركت را در رشته‌هاي مختلف تجارت بازرگاني، ‌توليدي و بازاريابي بسط و توسعه مي دهد.
—۳ – پيش بيني افزايش نرخ تورم كه به نحو موثري بر برنامه‌ريزي و پيش بيني عملكرد آينده يك سازمان اثر مي گذارد.
—۴ – طرح‌هاي تو سعه كه به منظور استفاده بهينه از سرمايه‌هاي موجود به منابع جديد سرمايه گذاري نياز دارد.
—۵ – تغييرات سريع فناوري و بكارگيري كامپيورهاي مدرن و شبكه‌هاي اطلاعاتي براي انتقال اطلاعات مالي و عملياتي.
  • بازدید : 88 views
  • بدون نظر
این فایل در قالبpdfتهیه شده وشامل موارد زیر است:

مصرف بهینه منابع مالی از جمله وظایف مدیریت واحدهای اقتصادی می باشد. با توجه به محدود بودن منابع مالی در اکثر واحدهای اقتصادی ضرورت فوق بیشتر احساس می شود. شرکت آب و فاضلاب کردستان مصداق چنین واحدهایی می باشد و بخشی از منابع مالی با سرمایه گذاری در موجودی های جنسی راکد و بلااستفاده بدون بازده اقتصادی مانده است. مسئله اصلی تحقیق این است که به چه دلایلی موجودی های راکد به وجود آمده اند و تداوم دارند تا با رفع علل از رکود سرمایه جلوگیری شود.

روش جمع آوری اطلاعات بررسی اسناد و مدارک خرید نمونه های انتخابی می باشد زیرا سابقه خرید بیانگر علل افزایش موجودی ها می باشد که علی رغم محدودیت هایی در زمینه گردآوری مدارک ، روش فوق مفیدترین روش گردآوری اطلاعات تشخیص داده شد.
مصرف بهینه منابع مالی از جمله وظایف مدیریت واحدهای اقتصادی می باشد. با توجه به محدود بودن منابع مالی در اکثر واحدهای اقتصادی ضرورت فوق بیشتر احساس می شود. شرکت آب و فاضلاب کردستان مصداق چنین واحدهایی می باشد و بخشی از منابع مالی با سرمایه گذاری در موجودی های جنسی راکد و بلااستفاده بدون بازده اقتصادی مانده است. مسئله اصلی تحقیق این است که به چه دلایلی موجودی های راکد به وجود آمده اند و تداوم دارند تا با رفع علل از رکود سرمایه جلوگیری شود.

روش جمع آوری اطلاعات بررسی اسناد و مدارک خرید نمونه های انتخابی می باشد زیرا سابقه خرید بیانگر علل افزایش موجودی ها می باشد که علی رغم محدودیت هایی در زمینه گردآوری مدارک ، روش فوق مفیدترین روش گردآوری اطلاعات تشخیص داده شد.
هزینه نگهداری(Holding cost): 
هزینه نگهداری شامل هزینه تأمین فضا برای انبار، نیروی انسانی، بیمه، تجهیزات حمل و نقل، بهره بانکی، فساد و خرابی اقلام انبار شده است. 
هر سازمان جهت برآورد هزینه نگهداری یک کالا می تواند سیاست های مختص به خود را داشته باشد، ولی اگر هزینه نگهداری یک کالا در دست نباشد می توان به صورت زیر انجام دارد: 

ابتدا هزینه نگهداری یک واحد ریالی از کالاها طی یک سال را بر حسب نسبت یا درصدی (%) از قیمت واحد کالا بدست می آوریم:
سفارش یا موجودی در راه: 
با انجام سفارش گذاری، براساس روش های بهینه که در ادامه خواهد آمد، جهت اطلاع از سفارش یا موجودی در راه، شامل مقداری از یک کالا که سفارش شده ولی هنوز دریافت نشده اند (در برخی از موارد می توان آن را جزئی از موجودی دانست)، از فرمول زیر استفاده می شود: 
 
ذخیرة اطمینان (احتیاطی) یا حداقل موجودی Safty stock: 
ذخیره اطمینان (SS) عبارتست از میزان اضافه موجودی انبار برای جلوگیری از کمبودهای احتمالی در زمان انتظار جهت دریافت کالا می باشد و موجودی را در مقابل افزایش غیر منتظره تقاضا یا مدت تقاضا بیمه می کند، معمولا ذخیره احتیاطی ۱۰% مصرف کل سالانه است، وقتی موجودی کالایی به این سطح می رسد این امر گزارش می شود و سوابق بررسی شده و در صورت نیاز سیستم بازنگری موجودی اصلاح می شود. 

مباحث کنترل موجودی


بخش اول:
کنترل موجودی جریانی است که ضمانت می کند اقلام موجود سازمان با در نظر گرفتن عوامل زمان، مکان، تعداد، کیفیت و هزینه، برای بخش های عملیاتی تولید، توزیع، فروش، مهندسی در دسترس باشد.
آنچه در کنترل موجودی از اهمیت ویژه برخوردار است عبارتند از: ۱ –  میزان سفارش ۲ – زمان سفارش 
هدف از کنترل موجودی: بررسی و نگاه داشت سطحی از موجودی که هزینه های سیستم و سازمان یا کارخانه صنعتی را کمینه می کند.
 عملیات بالانس یا تراز موجودی (Inventory balancing act): عملیاتی است برای به حداقل رساندن میزان سطح سرمایه بکار رفته شده برای موجودی با قابلیت تبدیل به سرمایه به طوری که تضمین نماید موجودی برای کلیه عملیات های تولیدی، فنی و فروش در موعد مقرر و به میزان کافی در دسترس باشد (شکل زیر).
انباشت بالای موجودی، باعث افزایش هزینه سازمان یا کارخانه صنعتی شده و مشکلات را پنهان می کند و نگاه داشت موجودی در سطح بهینه باعث آشکار شدن مشکلات مدیریتی قابل اصلاح در سازمان و تولید می گردد (به عنوان مثال: اگر موجودی کالایی در انبار محصول زیاد باشد، در صورت وجود اتلاف در خط تولید به دلیل موجودی بالای محصول در انبار این اتلاف مشخص نمی شود، لذا راه حلی برای آن در نظر گرفته نمی شود) یکی از اهداف سازمان ها در قبال موجودی کاهش آن است. 
 درستی و صحت موجودی انبارها (Record Accuracy): 
مدیریت انبار نیاز به اطلاع دقیق از موجودی انبارها داشته و اطلاع دقیق از موجودی انبارها، پایه اصلی سیستم های برنامه ریزی تولید و کنترل موجودی هاست، صحت و درستی موجودی انبارها از طریق ثبت منظم و سیستماتیک ورود و خروج کالا به انبارها، استقرار منظم قفسه ها در انبارها و شماره گذاری قفسه ها، کالاها و چیدمان منظم قطعات در قفسه ها، استفاده مطلوب از فضای انبارها امکان پذیر می شود (مراجعه شود به “برخی مباحث مدیریت انبار” از صفحه نخست).

روش های اجرای کنترل موجودی:
در سازمان ها فرآیند مدیریت کنترل موجودی به نحوی انجام می گیرد که اقلام وارده به انبار از حداکثر سقف موجودی تعیین شده فراتر نرود و یا از حداکثر فضای مجاز اختصاص یافته برای انبارش بیشتر نشود. کنترل موجودی در انبار می تواند به یکی از روشهای ذیل انجام گیرد :
۱ – کنترل دستی و از طریق کارتکس و موجودی فیزیکی بصورت روزانه یا ادواری.
۲ – کنترل سیستمی و از طریق اخذ گزارشات موجودی بصورت روزانه یا ادواری از نرم افزار مکانیزه انبار و مقایسه با پارامترهای کنترل موجودی توسط انباردار.
۳- کنترل سیستمی و بصورت کاملا اتوماتیک توسط سیستم انبار با تعریف پارامترهای کنترل موجودی در سیستم نرم افزاری انبار.
۴ – استفاده از روش مدیریت موجودی توسط فروشنده موسوم به VMI.
۵ – تفکیک موجودی به دسته های کانبان و کنترل آن.
۶ – ارزیابی میزان موجودی در انبار بر مبنای مشاهدات دیداری انباردار،  این روش بر مبنای مدیریت دیداری صورت می گیرد و کاربرد آن در انبارهایی که تعداد اقلام زیادی را در خود جای داده اند، کار پر ریسک و پر زحمتی محسوب می گردد.

 مدل های کنترل موجودی: 
هدف استفاده از مدلها و فرمول های کنترل موجودی، تعیین زمان و مقدار بهینه سفارش با استفاده از مدلهای ریاضی است، مدلهای کنترل موجودی مورد بحث در این قسمت مربوط به اقلام و محصولات با تقاضای مستقل (Independent Demand) از سایر اقلام و محصولات است و براساس اطلاعات اولیه مانند هزینه های سفارش و نگهداری کالا، تقاضای سالانه و روزانه کالا، مدت زمان تحویل اقلام سفارش گذاری شده و… پایش انجام می گیرد، اکنون به شرح اطلاعات اولیه می پردازیم: 


انواع هزینه ها در مدیریت موجودی:
هزینه های سفارش کالا (Ordering cost): 
منظور از سفارش کالا، خرید یا تامین کالای مورد نیاز سازمان می باشد و هزینه های سفارش شامل هزینه های دفتری، اداری، حمل سفارش، پردازش اطلاعات، تحویل محصول سفارش شده و حقوق پرسنل خرید است. اگر قطعه در داخل کارخانه تولید می شود، در این صورت هزینه سفارش آن به صورت هزینه آماده سازی خط یا ماشین آلات، حقوق پرسنل و… برای تولید قطعه مورد نظر است. 
هر سازمان جهت برآورد هزینه سفارش کالا می تواند سیاست ها مختص به خود را داشته باشد، ولی اگر هزینه برآورد هر بار سفارش در دست نباشد می توان به صورت زیر انجام داد: 
ابتدا هزینه سفارش یک واحد ریالی از کالاها را طی یک سال را بر حسب نسبت یا درصدی از قیمت واحد کالا بدست می آوریم:
 


هزینه سفارش برای یک کالا (مقدار x) را طبق تناسب زیر محاسبه می نمائیم:



یا بعبارتی دیگر:
هزینه سفارش یک واحد ریالی طی یک سال (حاصل عبارت اول)* قیمت کالای مورد نظر = هزینه سفارش کالای مورد نظر
سپس هزینه هر بار سفارش برابر است با: حاصلضرب مقدار X در Q) Q = مقدار هر بار سفارش). 
هزینه نگهداری(Holding cost): 
هزینه نگهداری شامل هزینه تأمین فضا برای انبار، نیروی انسانی، بیمه، تجهیزات حمل و نقل، بهره بانکی، فساد و خرابی اقلام انبار شده است. 
هر سازمان جهت برآورد هزینه نگهداری یک کالا می تواند سیاست های مختص به خود را داشته باشد، ولی اگر هزینه نگهداری یک کالا در دست نباشد می توان به صورت زیر انجام دارد: 

ابتدا هزینه نگهداری یک واحد ریالی از کالاها طی یک سال را بر حسب نسبت یا درصدی (%) از قیمت واحد کالا بدست می آوریم:



سپس هزینه نگهداری یک کالا (مقدار X) را طبق تناسب زیر محاسبه می نمائیم: 




هزینه کل انبارداری برای یک قلم کالا به صورت زیر می باشد: 

هزینه کل انبارداری (TC یک قلم کالا) = هزینه کل سفارش + هزینه کل نگهداری هزینه کل انبارداری 

و با در نظر گرفتن ارزش کل خرید موجودی داریم:

هزینه کل موجودی :
D = تقاضای سالیانه از یک کالا. 
S = هزینه هر بار سفارش. 
H = هزینه سالانه نگهداری یک واحد از کالا. 
d = مقدار تقاضای مصرف روزانه از یک کالا 
Q = مقدار سفارش در هر نوبت سفارش. 
به نمودار زیر توجه کنید:
سفارش یا موجودی در راه: 
با انجام سفارش گذاری، براساس روش های بهینه که در ادامه خواهد آمد، جهت اطلاع از سفارش یا موجودی در راه، شامل مقداری از یک کالا که سفارش شده ولی هنوز دریافت نشده اند (در برخی از موارد می توان آن را جزئی از موجودی دانست)، از فرمول زیر استفاده می شود: 
 
ذخیرة اطمینان (احتیاطی) یا حداقل موجودی Safty stock: 
ذخیره اطمینان (SS) عبارتست از میزان اضافه موجودی انبار برای جلوگیری از کمبودهای احتمالی در زمان انتظار جهت دریافت کالا می باشد و موجودی را در مقابل افزایش غیر منتظره تقاضا یا مدت تقاضا بیمه می کند، معمولا ذخیره احتیاطی ۱۰% مصرف کل سالانه است، وقتی موجودی کالایی به این سطح می رسد این امر گزارش می شود و سوابق بررسی شده و در صورت نیاز سیستم بازنگری موجودی اصلاح می شود. 
شرح تئوری: 
)متوسط مدت مصرف(روز) * متوسط مدت تحویل سفارش(روز)) – نقطه سفارش = حداقل موجودی 
تعیین مقدار نقطه سفارش در ادامه خواهد آمد. 
همچنین، ذخیره اطمینان از فرمول زیر محاسبه می شود: 
 
Ϭ: واریانس و انحراف استاندارد توزیع تقاضا. 
Z: مقدار متغیر نرمال استاندارد جهت سطح سرویس دهی است که هرچه سطح سرویس دهی بزرگتر باشد هزینه نگهداری موجودی افزایش می یابد. 

مقدار Z را می توان از جدول ذیل بدست آورد : 
<لینک جدید دانلود جدول (۲۷ KB)>

براساس گروه بندی موجودی به صورت ABC، (جهت اطلاع از این گروه بندی مراجعه شود به “برخی مباحث مدیریت انبار” از صفحه نخست) می توان برای قطعات محاسبه ضریب اطمینان گروه A را ۹۵ درصد و قطعات گروه B را ۷۵ درصد و قطعات گروه C را ۵۵ درصد قرار داد. 

سطح مورد اعتماد موجودی: 
سطح ریسک یا سطح خطر مدیریت برابر است با: احتمال اینکه در یک دوره با کمبود مواجه شویم: (α) 
سطح مورد اعتماد موجودی برابر (α – ۱) است و از رابطه زیر بدست می آید: 

α-۱: سطح مورد اعتماد موجودی 
α: سطح ریسک مدیریت بر اساس درصد (%) 

مثال: سطح قابل قبول موجودی با ریسک ۲ در صد برابراست با 
۹۸ = ۲ – ۱ 
و طبق جدول برای سطح قابل اعتماد موجودی برای ۹۸ داریم Z=2.05 می باشد 
  • بازدید : 43 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

شرکت تولیدات جانسون یک تولید کننده ی محصولات آرایشی برای مصرف کنند گان سیاه پوست است که در سال ۱۹۵۴ به رسمی شروع به فعالیت کرد . شرکت در ابتدا تحت عنوان شرکت ایلینویز در سال ۱۹۵۷ سازماندهی شد ودر سال ۱۹۶۹ شرکت در اثر تلفیق ویکپارچه سازی به( دلاور) تغییر نام داد. جورج ای جانسون در ابتدا فعالیت کاری خود را به عنوان یک فروشنده ی خانه به خانه محصولات فولر در شیکاگو آغاز کرد که این شرکت یک شرکت تولید کننده محصولات آرایشی ( پیرایشی ) برای سیاه پوستان بود کمی بعد او این فرصت را به دست آورد که به عنوان همیار در امور شیمیایی با دکتر هربرت مارتینی در آزمایشگاه شرکت فولر کار کند . در طول ۱۰ سالی که جانسون با دکتر مارتینی کار کرد او پایه واساس تولید محصولات آرایشی و پیرایشی را آموخت 
بر این اساس او فعالیت تجاری خود را در زمینه ی محصولات و وسایل آرایشی پایه ریزی کرد . در آغاز  فعالیت محصولات جانسون ، جانسون جلساتی را در روز های ویژه تعیین کرد که  در این جلسات او با یک آرایشگر ملاقات می کرد که این آرایشگر ،کسی بود که با مدیران شرکت فولر برای جستجوی راهی برای کمک به فرمول محصولات به منظور بهبود مرتب کردن مو ، ملاقات هایی را داشت .محصولات شرکت فولر مورد علاقه نبود اما محصولات شرکت جنسون بسیار مورد علاقه بود .
جانسون با یک آرایسگر به نام ارویل نلسون درباره ی مشکلات محصولات صحبت کرد و بعدا از آرایشگاه او برای کاوش موضوعات دیگر دیدن کرد در آرایشگاه جانسون متوجه شد که مشتریان برای مرتب کردن موهایشان در صف می ایستند وانتظار می کشند .اما مرتب کردن موهای آنها به واقعا سادگی انجام نمی شد .
جانسون وناسون یک شرکت تضامنی با سرمایه اولیه که هر یک به مبلغ ۲۵۰ $ تشکیل دادند .
جانسون شغل همیاری دکتر مارتینی را برای بوجود آوردن یک محصول برای مرتب کردن مو در شرکت فولر ادامه داد و این در حالی بود که شرکت محصولات جانسون در مسیر تشکیل شدن بود . به منظور بدست آوردن مقدار زیادی اطلاعات درباره تقاضا برای مرتب کننده مو جانسون با تعداد زیادی از صاحبان آرایشگاه های زیبایی سیاه پوستان ملاقات کرد. ار دریافت که این مشکل یک مشکل جهانی است .
سیاه پوستان از کارایی ضعیف مرتب کننده های موموجود ناراضی بودند. در مقاله ای از نیویورک تایمز به نقل از جانسون بیان می کند که جانسون گفت :”متخصصین زیبایی سیاه پوستان از شانه زدن سخت وگریس یا روغن مو برای مرتب کردن زنان سیاه پوست استفاده می کنند. دکتر مارتینی ومن متفق القول هستیم که همان طور که سیگار کشیدن (دوده زدن به مو ) برای سلامتی بد است گریس هم برای سلامتی مو بد است پس بر روی فرآیندی که استعمال گریس و سیگار(دوده زدن به مو ) را کنار بگذارد کار کردیم و کرم مالشی حالت دهنده ی مو و کرم شامپو، حالت دهنده ی Ultra Sheen  را که در خانه هم قابل مصرف است را معرفی کردیم .
جانسون در خلال دیدار از آرایشگاه های زیبایی متوجه شد که آنها از تکنیک شانه زدن استفاده می کنند واین عمل باید برای موهای هر فرد مرتبا انجام می شد مخصوصا زمانی که موهای افراد خیس یا مرطوب می شد وترتیب موها به هم می خورد. با ظهور ملیت سیاه پوست در سال ۱۹۶۰ که تحت عنوان Afro مشهور شد و وضعیت دشواری را برای تولید کنندگان محصولات مرتب کننده مو ایجاد کرد . (جانسون) ” من اصلا نمی دانم که این مسئله زود گذز است یا نه . من فکر می کنم که تنها باید منتظر شد ودید که این گرایش تا کجا پیش خواهد رفت . من مطمئن بودم که آن یک تمایل و خواسته است ” .
پس ما Afro Sheen  را از مواد طبیعی تولید کردیم اما همیشه احساس می کردم که استفاده از مواد طبیعی آخرین هدف نخواهد بود. این استفاده خیلی یکنواخت ومطمئنا کافی است زیرا بانوان از استفاده از آن خسته شده اند و از آن دوری می کنند .
یک رقابت تاریخی در محصولات مراقبت ازمو  و محصولات آ رایشی شرکت های تولید کننده وجود داشت و شرکت محصولات جانسون هم همچنین یک موئسسه مهم محصولات آرایشی سیاه پوستان است برای مثال شرکت محصولات جانسون یکی از نخستین شرکت ها با مالکیت سیاه پوستان در لیست اصلی بازار سهام بود. از طریق ارائه محصولات نوآورانه و تکنولوژی پیشرو به سرعت به عنوان یکی از داستان های موفقیت آمیز تاجران آمریکایی تبدیل شد. ( به سرعث در بین دیگر شرکت های تجاری سرآمد شد ) . 
داستان جانسون تقریبا در پایان یکی روزهای اکتبر ۱۹۶۴ ، زمانی که یک آتش ویران گر به کارخانه ای در خیابان Green Street در شیکاگو حمله ور شد وتقریبا تمامی تجهیزات و امکانات را نابود کرد آغاز شد .
در این وضعیت بحرانی به جای ترک فعالیت ، جانسون وکارکنان او با آنچه در توان داشتند از این کار جلوگیری کردند و شرکت در عرض یک هفته از یک پایگاه موقت عملیات خود را به اجرا در آورد در طول دوران آتش سوزی رشد شرکت بطور یکنواخت بود اما تغییرات در واحد محصول غیر عادی بود و در سال ۱۹۶۵ به سوی یک دوره  با رشد سریع هدایت شد .
از سال ۱۹۷۱ تا سال ۱۹۷۵ افزایش بی سابقه ای در میزان فروش از ۱۳ میلیون دلار به ۳۹ میلیون دلار اتفاق افتاد و بعد از سال ۱۹۷۵به هر حال شرکت یک سری عقب نشینی و افت را تجربه کرد .شرکت تلاش کرد تا بازارهای خود را با تولید ادکلن مردانه گران قیمت ولباس های نیمه رسمی توسعه دهد که این کار یک فاجعه بود. این شکست به کانال های توضیع نامناسب و توضیع جغرافیایی نامناسب وبنگاه های خرده فروشی نسبت داده شد همزمان با این افت ها فشار هایی هم از سوی شرکت های اصلی رقیب به شرکت محصولات جانسون اعمال شد مانند شرکت Primarily Revlon  که یک رشد سریع در بازار محصولات آرایشی سیاه پوستان را تجربه می کرد را به عنوان یک خط پایان خوب انتخاب کرد .
سپس در فوریه ۱۹۷۵ زمانی که مدیریت الزام تعیین رسمی کردن رضایت صدور سفارش مشتری را به توسط کمسیون تجاری فدرال (FTC ) که مستلزم قرار دادن برچسب هشدار ( توضیحات محصول ) بر روی بهترین محصولات قابل فروش مرتب کننده ی مو (مانند کرم نرم کننده دائمی Ultra Sheen ) احساس کرد تصور عمومی شرکت بطور جدی آسیب دید. جانسون ادعا کردکه FTC تضمین کننده ی کیفیت محصولات او است و رقبا هم مجبور خواهند بود این برچسب را روی محصولات خود نسب کنند. به هر حال شرکت Revlon تقریبا تا دو سال این برچسب را فقط بر روی دو مورد از محصولات خود قرار داد .
در سال ۱۹۸۵ شرکت محصولات جانسون یک برچسب اختصاصی را بر روی محصولات غیر بومی مراقبت از مو معرفی و ارائه کرد. این تلاش برای کاهش هزینه ها و استفاده کامل از امکانات کارخانه بود بعلاوه در سال ۱۹۸۶ شرکت مدرسه آموزش زیبایی Debbie”s beauty  و دارایی های  
شرکت Ultra Precise Beauty Boutiqe  را بر اساس گزارش مدیران به مبلغ ۲٫۵ میلیون دلار فروخت .
در سال ۱۹۸۶ کارخانه Excel متعلق به شرکت محصولات جانسون فعالیت خود را آغاز کرد و با معرفی یک ترکیب محصولات حلقه ای از ژلهای دارویی و لوسیون مو و پوست و محصولات مربوط به مراقبت از بچه را ارائه کرد . در سال ۱۹۸۷ نام Excel به نام Celex تغییر یافت و همچنین در سال ۱۹۸۷ شرکت یک مجوز برای تولید در کشور ترینیداد در یافت کرد .
سال ۱۹۸۸ یک تغییر بزرگ را برای سازمان به همراه آورد  Eric Johnson  جانشین پدر خود جورج جانسون شد به عنوان رئیس ارشد شرکت محصولات جانسون .
متصدیات و اداره کنندگان 
 
George E Johnson شرکت را در یال ۱۹۵۴ تاسیس کرد و به عنوان رئیس هیئت مدیره و رئیس اجرایی از سال ۱۹۵۷ خدمت کرد او رئیس ازشد شرکت از زمان تاسیس آن بود او همچنین عضو هیئت رئیسه شرکت مشترک المنافع Edison بود .
Dorothy McConner  به عنوان نایب رئیس اجرایی و منشی ودبیر شرکت از سال ۱۹۶۷ در شرکت خدمت کرد و به عنوان مدیر در سال ۱۹۷۹ انتخاب شد .
Marilyn j. Cason  در سال ۱۹۷۵ به عنوان مشاور به شرکت پیوست وهمچنین به عنوان نایب رئیس ارشد شرکت انتخاب شد و مجددا در سال ۱۹۷۷ به عنوان مشاور و در سال ۱۹۸۷ به عنوان معاون رئیس ارشد بین المللی انتخاب شد . 
شکل ۵٫۲ نکات برجسته شرکت 
۱۹۵۴ – تاسیس شرکت 
۱۹۵۷ – معرفی حالت دهنده ی Ultra Sheen پماد ترمیم کننده مو
۱۹۵۸ – ورود محصولات گروه Ultra Sheen به بازار های حرفه ای زیبایی 
۱۹۶۰ – معرف محصولات گروه Ultra Sheen به بازار های خرده فروشی 
۱۹۶۴ – آتش سوزی کلیه امکانات شرکت جانسون 
۱۹۶۵ –  معرفی Ultra Sheen بدون پایه آرام کننده 
۱۹۶۶ – تکمیل نخستین مرحله از اداره مرکزی
۱۹۶۸ – معرفی محصول Afro (اصلاح صورت )
۱۹۶۸ – تثبیت سازمان جورج ای جانسون 
۱۹۶۹ – پشتیبانی از تخسستین تبلیغ تلویزیونی شرکت درباره زیبایی و …
۱۹۶۹ – تکمیل مرحله دوم اداره مرکزی
۱۹۶۹ – پیشنهاد ارائه سهام عمومی شرکت در بازار بورس
۱۹۷۰ – معرفی محصولات آرایشی Ultra Sheen 
۱۹۷۱ – آغاز حمایت از Soul train در شوی تلویزیونی اتحادیه های بین المللی 
۱۹۷۱ – ورود شرکت محصولات جانسون به بازار بورس آمریکا 
۱۹۷۲ – تعیین سرمایه آموزشی از سوی جورج ای جانسون 
۱۹۷۳ – نکمیل مرحله سوم اداره مرکزی
۱۹۷۴ – خرید ۱۱ جریب زمین مجاور هم به همراه یک ساختمان
۱۹۷۵ – ورود به بازار عطر مردانه با محصولات Black Tie cologne و Splash – on 
۱۹۷۵ – آغاز صادرات به نیجریه
۱۹۷۵ – بدست آوردن مدرسه فرهنگی Debbie”s school Beauty  
۱۹۷۸ – تعیین اولبن نمایندگی تولید محصولات شرکت در نیجریه
۱۹۷۹ – تغییر فرمول گروه مواد آرایشی 
۱۹۷۹ – بدست آوردن توضیع کنندگان آزاد ( کسانی که محصولات شرکت و رقبا را در سواحل شرقی ( سان فرانسیسکو ) می فروشند 
۱۹۸۰ – تثبیت محصولات جانسون در نیجریه 
۱۹۸۰ – معرفی Ultra Sheen precise  و اولین گروه محصولات نوآورانه ۴۲ عددی
۱۹۸۱ – تعهد به توسعه نمایندگی ها با تاسیس مرکز فروش و خدمات Eastbourne انگلستان 
۱۹۸۱ – معرفی محصولات جدید با عنوان Gentle Treatment,Tender Treatment, Bantu Curl
۱۹۸۲ – تعیین Debbie Howell Cosmetics برای اداره فروش در بازار مناطق Black key 
۱۹۸۲ – معرفی ۱۹ محصول جدید 
۱۹۸۳ – تاسیس شرکت Mello Touch Labs  برای تولید،فروش وتوضیع گروهی از محصولات به مشتریان
۱۹۸۳ – معرفی ۲ گروه از محصولات آرایشی با نام Ultra Sheen و Moisture Formula 
۱۹۸۳ – فروش امتیاز توضیع کنندگان آزاد 
۱۹۸۵ – معرفی برچسب خصوصی بر روی محصولات غیر بومی مراقبت از مو 
۱۹۸۶ – فروش مدرسه آموزش زیبایی Debbie”s beauty  و دارایی های  شرکت Ultra Precise Beauty Boutiqe  را بر اساس گزارش مدیران به مبلغ ۲٫۵ میلیون دلار
۱۹۸۶ – در سال ۱۹۸۶ کارخانه Excel متعلق به شرکت محصولات جانسون فعالیت خود را آغاز کرد و با معرفی یک ترکیب محصولات حلقه ای از ژلهای دارویی و لوسیون مو و پوست و محصولات مربوط به مراقبت از بچه را ارائه کرد
۱۹۸۷ – تغییر نام Excel Manufacturing  به  Celex
۱۹۸۷ – دریافت امتیاز تولید در کشور Trinidad 
۱۹۸۸ –  اجرای بازسازی اساسی در شرکت از طریق کنترول سخت بودجه ، کنترول مالی ، تمرکز زدایی مدیریت و کاهش کارکنان 
۱۹۸۸ – انتصاب جانسون پسر به جای پدر ،موفقیت پدر در ریاست ارشد ویکی از اعضای COO 
۱۹۸۸ – فروش ۱۳٫۵ هکتار زمین Chicago Warehouse در مقابل ۳ میلیون دلار و درآمد بالق بر ۱٫۷ میلیون دلار برای کاهش هزینه وام های بزرگ 
 
   
Tehsel S. Dhaliwal  از سال ۱۹۷۳ در شرکت فعالیت کرده از مدیر اجرایی و نایب رئیس ارشد و اجرا کننده ی عملیات اجرایی در سال ۱۹۸۳ بوده است .
Joan B. Johnson  به همرا ه همسرش جورج ای جانسون موئسس شرکت در سال ۱۹۵۴ و دارای سمت خزانه داری از سال ۱۹۵۷ و خدمت به عنوان مدیر عملیات و همچنین دارنده ی پستی به عنوان اداره کننده ی شرکت Equimark بوده است .
Thomas P. Polk در سال ۱۹۸۱ به عنوان نایب رئیس ارشد مالی و رئیس امور مالی به شرکت پیوست در ۴ سال قبل او به عنوان سرممیز به همراه آرتور اندرسون با CPA همکاری می کرده است.
Sylvia J. wynn از سال ۱۹۸۳ باشرکت همکاری می کرده وقبلا به عنوان مدیر گروه تولید محصولات مراقبت از مو واداره امور بازاریابی در شرکت خدمت کرده ، اوبه عنوان نایب رئیس ارشد بخش فروش و بازاریابی در سال ۱۹۸۶ انتخاب شد .
Eric G. Johnson  به زودی یک جای خالی در هیئت مدیره را پر کرد او به سمت ریاست ار شد در دسامبر ۱۹۸۸ منصوب شد و در پست امور اجرایی خدمت کرد، او قبلا نایب رئیس اجرایی در ژانویه ۱۹۸۸ بود و در اکتبر۱۹۸۷  نایب رئیس ارشد و رئیس فروش شرکت شد و از مارس ۱۹۸۶ تا سپتامبر ۱۹۸۷ به عنوان رئیس ارشد شرکت Celex و شرکت های تابعه خدمت کرد،او ۱۶ سال در شرکت فعالیت کرد .
Gregory J. Andrews در آپریل ۱۹۸۷ به شرکت پیوست و به عنوان نایب رئیس ارشد و مدیر عمومی در شرکت خدمت کرد و در سپتامبر ۱۹۸۷به نایب رئیس اجرایی و مدیر عمومی ارتقای رتبه یافت او از سال ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۷ به عنوان مدیر گروه و مدیر عمومی بخش لابلاتوار – Clairol”s Summit  فعالیت می کرد وهمچنین مدیر بخش بازاریابی Clairol بود و در خلال سال های ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۳ گروه رنگ مو را تشکیل داد .
دیگر اداره کنندگان شامل :
Alvine J. Boutt  که از مدیران خطوط هوایی Midway .  و J. lowry    .
مالکیت 
جورج جانسون و خانواده او به طود مستقیم یا غیر مستقیم ۶۱ درصد ار سهام مشترک شرکت دا کنترول می کردند برابر با گزارش قانونی بدست آمده از سازمان اوراق بهادار فدرال – جورج وجان را می توان به عنوان اشخاص کنترول کننده در شرکت مورد توجه قرار داد . جدول ۲- ۵ اطلاعات خلاصه شده ای را درباره سهام شرکت محصولات جانسون ارائه می کند .
 
سهام برجسته FYE                                                                                     3.988.002
میزان سهام در دستان متصدیان و اداره کنندگان                                             2.432.968                                                                    
تعداد تقریبی دارندگان سهام                                                                                 1.490
  درصد تغییرات قیمت در ۵۲ هفته آخر                                                                       24-
شاخص Beta                                                                                                        1.05                                                                                          
اطلاعات در تاریخ ۸۸/۲۷/۱۲ 
درصد قیمت هر سهم                                                                                             1.875$
درصد قیمت به نسبت درآمد                                                                                     2.80-
درصد قیمت بازار / در زمان انتشار کتاب حاضر                                                          0.87
 
جدول ۲- ۵ اطلاعات سهام شرکت محصولات جانسون
صنعت ورقبا 
کل فروش لوازم آرایشی و مواد آرایشی زنانه و مردانه کارخانه برابر با ۷٫۷۲۱٫۹۰۰٫۰۰۰ دلار بود وبعد از یک افت در سال ۱۹۸۷ برابر با ۷٫۳۵۴٫۸۰۰٫۰۰۰ دلار بود با افزایش فروش به مبلغ ۹٫۱۶۷٫۶۰۰٫۰۰۰ دلار رسید . تخمین میزان فروش در سال های ۱۹۸۸ . ۱۹۸۹ ترتیب ۱۰٫۳۶۰٫۰۰۰٫۰۰۰ و ۱۱٫۵۱۵٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار است.  رشد واقعی مورد اتتظار در بخش حمل ونقل کارخانه مقداری در حدود۸/۲درصد در طی سال ۱۹۹۱ بود. این تخمین از سوی بخش تحقیقات تجاری اقتصادی شرکت انجام شده . جدول ۳- ۵ خلاصه ای از متغیر های مالی برای کارخانه را ارائه می کند اگر چه مواد آرایشی مردانه دارای یک بازار بالغ واشباع بود واحد اقتصادی رشد نسباتا کمی را در این بازار پیش بینی کرد 
  • بازدید : 45 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۲صفحه قابل یرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در شركت هاي تجاري ,بايد  اشخاصي مسئوليت نهايي تعين خط مشي شركت را به عهده داشته و مالك درآمد پروژه و دارائي هاي آن نيز باشند و در يك شركت سهامي دارند كه آن سهام وي اين نقش را به عهده دارند و آن چرا از در آمد خالص ,پس از كسر طلب بستانكاران و سود سهام ممتاز باقي مي ماند ,به آنها تعلق مي گيرد  در موقعيتي نامطمئن كسب سود خالص براي دارندگاه سهام عادي بالطبع يا مطمئن است ,گاهي سود حاصل براي سهامداران بيش از مبلغي است كه از قبل پيش بيني شده است و گاهي نيز كمتر از آن .
بازده صاحبان حساب عادي از دو جزء تشكيل مي شود :سود سهام و سود سرمايه سود يا زيان سرمايه به حاصل تغيير در قسمت سهام شركت است .همچنانكه شركت  سرمايه گذاري مجدد مي كند ورشد مي يابد ,ارزش آن به طور دائم افزايش يافته و اين افزايش به صورت قيمت بيشتر سهام انعكاس پيدا مي كند 
تعريف سهام عادي از نظر قانون تجارت ايران –ماده ۲۴ 
قانون تجارت سهام را چنين تعريف مي كند :سهم قسمتي است از سرمايه شركت سهامي كه مشخص ميزان مشاركت و تعهدات و منافع صاحب آن در شركت سهامي مي باشد ورقه سهم سند معامله ايي است ك نماينده ي تعداد سهامي است كه  صاحب آن در شركت سهامي دارد :.
همان طور كه از تعريف فوق بر مي آيد ,ميزان مالكيت اشخاص به نسبتاً سهامي است كه در شركت دارا مي باشد .اوراق سهام مطابق با ماده ۲۵ قانون تجارت متحد و الشكل و چاپي و داراي شماره ترتيب بوده و به امضاي لااقل دو نفر كه به موجب مقررات اساسنامه تعيين مي شوند مي رسد .ممكن است دارنده سهام مشخص باشد يا نا مشخص ,و نقل و انتقال سهام نيز ميسر است .
انواع سهام 
تبصرت ۱ ماده ۲۴ قانون تجارت ايران اعلام كرده است كه ((سهم ممكن است با نام يا بي نام باشد ))
سهم با نام –چنانچه سهام شركت با نام باشد ,دارنده سهام معلوم شناخته شده خواهد بود ,در اين صورت در شركت دفتري در نظر گرفته خواهد شد كه شماره رديف سهام و نام دارنده آن ذكر شده و معلوم مي شود كه سهام متعلق به چه كسي است .((انتقال سهام با نام بايد در دفتر ثبت سهام شركت به ثبت برسد .انتقال دهنده يا وكيل يا نماينده قانوني او بايد انتقال را در دفتر مزبور امضاء كند ))(ماده ۴۰ قانون تجارت )
سهم بي نام –سهم بي نام ورقه اي است كه مشخصات دارنده آن در ورقه سهم و در دفاتر شركت ثبت نمي شود و به صورت سند در وجه حامل تنظيم و ملك دارنده آن شناخته مي شود ,مگر خلاف آن ثابت شود .از نظر سرعت در نقل و انتقال سهام و تسهيل در تجارت سهام بي نام بر سهام با نام برتري دارد .نقل و انتقال سهام بي نام با قبض و اقباض صورت مي گيرد .(ماده ۳۹ قانون تجارت ).
سهام سرمايه –سهام سرمايه يك شركت سند مالكيت آن است .از اين رو ,دارنده مثلاً دو درصد از سهام عادي شركت ,مالك دو درصد از دارائي هاي خالص آن (جمع دارائي ها منهاي بدهي هاي شركت )مي باشد .چنانكه قبلاً گفته شد ,ميزان سرمايه افراد در يك شركت با واحد هاي مساوي و كوچك كه سهم ناميده مي شود ,بيان مي گردد .
جدول شماره ۱-۱۸ بخش حقوقي صاحبان سهام شركت مهر را درسال ۱۳۶۷ كه در تراز نامه آن آمده است ,نشان مي دهد .
جدول شماره ۱-۱۸ 
شركت مهر 
حساب حقوق صاحبان سهام 
در تاريخ ۲۹/۱۲/۱۳۶۷ (به هزار ريال )
سهام عادي (ارزش اسمي ۱ ريال )              244 ,9
صرف سهام (اضافه ارزش سهام )           886 ,19 
جمع سرمايه پرداخت شده                                         130 ,29
سود هاي تقسيم نشده                                              025 ,145
جمع حقوق صاحبان سهام                                        155 ,174 
سرمايه مجاز شركت ۳۰ ميليون سهم مي باشد .
در سال ۱۳۶۶ ,مجمع عمومي شركت راي به افزايش تعداد سهام عادي كه مي تواند تا ۳۰ ميليون سهم باشد ,داد .مبلغ ۳۰ ميليون ريال را سهام سرمايه مجاز مي گويند و نشان دهنده حداكثر سهامي است كه شركت مي تواند صادر كند .بر اساس ترز نامه ۱۳۶۷ ,مي توان تعداد ۰۰۰ ,۷۵۶ ,۲۰ سهم ديگر منتشر كرد .چنانچه شريط اقتضاء كند ,شركت قادر است پس از تصويب مجمع عمومي بيش از سرمايه مجاز نيز سهم منتشر كند .
همانطور كه از ترازنامه پايان سال ۱۳۶۷ برمي آيد ,شركت مهر ,در واقع ,فقط تعداد ۰۰۰ ,۲۴۴ ,۹ سهم منتشر كرده است .اين سهم را سهام منتشره .يا سهام منتشر شده و در دست سهام داران مي نامند .هر سهم يك ارزش اسمي به مبلغ 
يك ريال دارد كه حد قانوني تعهد يا دين سهامداران را در قبال بدهي هاي شركت نشان مي دهد .جكع تعهد هر سهامدار نسبت به بدهي هاي شركت عبارت است 
از تعداد سهام وي ضربدر ارزش اسمي هر سهم صادره .به هر حال ,در بسياري از كشورها ,هيچ تعهد و اجبار قانوني براي تعيين ارزش اسمي سهام نيست ,و لذا مواردي وجود دارد كه سهام ارزش اسمي ندارد .ولي مطابق ماده ۲۶ قانون تجارت ايران تعيين مبلغ اسمي هر سهم ضروري است و در شركت هاي سهامي عام مطابق ماده ۲۹ قانون تجارت نبايد مبلغ اسمي هر سهم از ۰۰۰ ,۱۰ (ده هزار)ريال بيشتر باشد .
مواردي كه شركت سهام خود را به  قيمتي كمتر از ارزش اسمي مي فروشد ,خريدار شخصاً مسئول ميان خريد و فروش و ارزش اسمي سهام هنگام ورشكستگي است .البته ,از آنجا كه  تقريباً هميشه سهم عادي به قيمتي بيش از ارزش اسمي فروخته مي شود ,اين مطلب از لحاظ اقتصادي چندان اهميتي ندارد 
سهام خزانه 
اكنون فرض كنيد كه شركت مهر ,بدليلي تصميم مي گيرد كه تعدادي از سهام خود را از بازار آزاد خريدري كند .پيرو تصميم مذكور تعداد ۰۰۰ ,۵۰ سهم به 
قيمت متوسط بازار از قرار هر سهم ۲۲ ريال خريداري مي كند .در اين مورد ,حقوق صاحبان سهام به مبلغ ۰۰۰ ,۱۰۰ ,۱ ريال (۰۰۰ ,۱۰۰ ,۱ =۰۰۰ ,۵۰ × ۲۲ 
)كاهش مي يابد .پس از بازخريد سهام ,قيمت سهام خريداري شده يا سهام خزانه ,در قسمت پايين حساب حقوق صاحبان سهام ,به صوت يك رقم منفي وارد مي شود .در نتيجه  ,حقوق صاحبان سهام ت حد ۰۰۰ ,۵۵ ۰ ,۱۷۳ =۰۰۰ ,۱۰۰ ,۱ –۰۰۰ ,۱۵۵ ,۱۷۴ )كاهش مي يابد .جدول شماره (۲-۱۸ ),حساب حقوق صاحبان سهام شركت را ,پس از خريد سهام نشان ميدهد .
جدول شماره ۲-۱۸ 
شركت مهر 
حساب حقوق صاحبان سهام پس از بازخريد (به هزار ريال )
سهام عادي (ارزش اسمي هر سهم ۱ ريال )                  244 ,9 
صرف سهام                                                            886 ,19 
سود هاي تقسيم نشده                                            025 ,145 
                                                                           155 –۱۷۴ 
كسر مي شود :سهام خزانه به قيمت هر سهم ۲۲ ريال  100 ,1 
جمع حقوق صاحبان سهام (ارزش ويژه )                  055 ,173 

صرف سهام 
در شركت مهر ,سهام عادي به قيمتي بالاتر از ارزش اسمي فروش رفته است ,و در نتيجه ,مازاد ارزش اسمي يا صرف سهام آن مبلغ ۰۰۰ ,۸۸۶ ,۱۹ ريال مي باشد .اين مبلغ در جدول شماره ۱-۱۸ نشان داده شده است .لبنابر اين در پايان سال ۱۳۶۷ ,جمع  سرمايه صاحبان سهام مبلغ ۰۰۰ ,۱۳۰ ,۲۹ ريال ,ميشكل از دو رقم يكي مبلغ ۰۰۰ ,۲۴۴ ,۹ ريال ارزش اسمي پرداخت شده ديگري مبلغ ۰۰۰ ,۸۸۶ ,۱۹ ريال صرف سهام .بوده است .
براي درك بهترمطلب ,فرض كنيد كهع شركت مهر تصميم مي گيرد كه تعداد ۰۰۰ ,۱۰۰ ورقه سهم اضافي به قيمت هر سهم ۲۵ ريال بفروشد .حد مجاز سهام سرمايه شركت اين اجازه را مي دهد .اگر در اين توفيق حاصل مي شود ,اقلام زير در حساب حقوق صاحبان سهام ظاهر مي شود :
۱- سهام عادي به ميزان ۰۰۰ ,۱۰۰ ريال (۰۰۰ ,۱۰۰ =۱× ۰۰۰ ,۱۰۰ )به ارزش اسمي افزايش مي يابد .
۲-حساب صرف سهام به مبلغ ۰۰۰ ,۰۰ ,۴۰ ,۲ ريال (۰۰۰ ,۴۰۰ ,۲ =۰۰۰ ,۱۰۰ –۰۰۰ ,۵۰۰ ,۲ )افزايش مي بابد .
چون شركت مهر معمولاً بخشي از سودهاي خود را به عنوان سود سهام مي پردازد ,حساب حقوق صاحبان سهام در جدول (۱-۱۸ )منعكس كننده سود هاي 
تقسيم نشده و انباشته شده نيز مي باشد كه در اين مورد مبلغ ۰۰۰ ,۰۲۵ ,۱۴۵ ريال است .سود هاي تقسشيم نشده به حساب حقوق احبان سهام بستانكار مي شود ,زيرا سهامداران عادي مالكان واقعي شركت هستند ولذا حق فانوني به سود هاي خالص آن را دارند .در پايان سال ۱۳۶۷ ,جمع حقوق صاحبان سهام مبلغ ۰۰۰ ,۱۵۵ ,۱۷۴ ريال بوده است .اين ميلغ مساوي است با دارائي هاي خالص شركت (جمع دارائي ها منهاي جمع بدهي ها ).
از آنجا كه شركت مهر تعداد ۰۰۰ ,۲۴۴ ,۹ ورقه سهم منتشر در تاريخ تنظيم ترازنامه داشته است لذا ارزش دفتري هر سهم در آن تاريخ مبلغ ۸۴ /۱۸ ريال بوده است .محاسبه ارزش دفتري هر سهم به طريق زير محاسبه مي شود:
ارزش حقوق صاحبات سهام    =  ارزش دفتري هر سهم
سهام منتشر شده 
 
           000 ,244 ,9 
 
سهام طبقه بندي شده 
از اواخر دهه ۱۹۲۰سهام طبقه بندي شده به طور گستر ده اي مورد استفاده قرار گرفته و گاهي از اوقات موجبات گمراهي سرمايه گذاران را نيز فراهم كرده است .در آن دوره معمولاً سهام عادي طبقه A بدون حق راي و سهام عادي طبقه B داراي حق راي بود ,بدين ترتيب ,تاسيس كنندگان شركت تعداد زيادي سهام عادي طبقه A به مردم مي فروختند و تعداد كمي سهام طبقه B را در اختيار خود مي گرفتند و بدين وسيله شركت را به طور كامل بدست مي آوردند 
در سال هاي اخير تجديد حياتي در سهام عادي طبقه A براي هدف هاي وسيع تر ايجاد شد .يعني سهام طبقه A به وسيله شركت هاي كوچك جديدكه در جستجوي كسب وجوه ازمنابع خارج ازشركت مي باشند به كار مي رود .سهام عادي A معمولاً به عموم مردم فروخته مي شودو سود سهام به آن تعلق مي گير د و ازطرف ديگر ,كليه حقوق ناشي ازراي را هم داراست .به هر حال سهام عادي ازطبقه B در اختيارسازمان دهندگان شركت باقي مي ماند ولي تا زماني كه شركت قدرت كسب در آمد را به خوبي بدست نياورده باشد ,سودي به آنها پرداخت نمي شود .مردم مي توانند با استفاده ازسهام طبقه بندي شده ,در 
شركتي كه داراي رشد است و محافظه كرانه تامين مالي مي كند,بدون اين ك در آمدي را از دست بدهند ,موقعيتي بدست آوردند .
سهام موسس .سهام موسس با حدودي شبيه به سهام عادي طبقه B است ,واجد حق رأ ي انحصاري است و معمولاً تا چند سال حق دريافت سود سهام ندارد .
حق شفعه يا حق تقدم خريد سهام 
حق تقدم خريد سهام به دارندگان سهام عادي حق تقدم در خريد سهام عادي اضافي صادره را مي دهد .اين حق در قانون مدني ايران به عنوان حق شفعه شناخته شده است و معمولاً د اساسنامه شركت ها قيد مي شود .
منظور از اعطاي اين حق به سهامداران شركت عبارت خواهد بود از :
۱- حفظ قدرت كنترل – حق تقدم قدرت كنترل و اداره شركت را براي سهامداران فعلي حفظ مي كند .اگر اين پيش گيري به عمل نيايد ,مديريت شركت هائي كه زير علامت سوال قرار گرفته و توسط سهامداران فعلي آنها مورد انتقاد قرار مي گيرند ,احتمال دهند كه نسبت به تغيير آنان اقداماتي صورت مي گيرد ,مي توانند سهام عادي اضافي صادر و آنها را به ديگران يا به خود انتقال دهند و با متمركز كردن تعداد زيادي سهام و در اختيار گرفتن آنها 
۲- ,خود را از تغيير برهانند و براي هميشه بر مديريت اين قبيل شركت ها باقي بمانند و كنترل و اداره آنها را دردست داشته باشند .
۳- حمايت سهامداران دربرابركاهش ارزش سهام .حق شفعه مي تواند حمايتي مهمتر از حق كنترل نسبت به حفاظت منافع سهامداران ,به عمل آورد و آن اين است كه آنان را در برابررقيق شدن ارزش سهام يا كاهش ارزش آنها حفظ كند .مثلاً اگر شركتي ۱۰۰۰ سهم عادي داشته باشد و قيمت بازار هر 
كدام از آنها ۱۰۰ ريال باشد جمع ارزش بازار شركت ۰۰۰ ,۱۰۰ ريال خواهد بود .حال گر مديران شركت تصميم بگيرند كه تعداد ۱۰۰۰ سهم ديگر بفروشند و بهاي فروش هر سهم را ۵۰ ريال در نظر بگيرند و مبلغ ۰۰۰ ,۵۰ ريال عايدي از اين طريق بدست آورند ,جمع ارزش بازار شركت را به مبلغ ۰۰۰ ,۱۵۰ ريال ارتقا خواهند داد .چنانچه جمع ارزش بازار شركت را به جمع سهام شركت تقسيم نمائيم .بهاي هر سهم در بازار مبلغ ۷۵ ريال خواهد شد .در نتيجه ما به التفاوت ۱۰۰ ريال و ۷۵ ريال زيان سهامدراران فعلي خواهد بود .به عبارت ديگر ,فروش سهام عادي به قيمتي كمتر از قيمت بازار ,قيمت سهام را رقيق خواهد ساخت و به ضرر سهامداران فعلي و به نفع سهامداران جديد خواهد شد .لذا حق تقدم خريد سهام از چنين اتفاقاتي جلوگيري مي كند .
استفاده از حق تقدم خريد سهم در تامين مالي 
گر چه شفعه يا حق تقدم خريد سهام در اساسنامه شركتي گنجانيده شده باشد ,آن شركت بايد سهم عادي جديد الانتشارش را به سهامداران موجود عرضه كند .اگر چنين حقي در اساسنامه شناخته نشده باشد ,شركت حق انتخاب ميان فروش سهام جدبد به سهامداران موجود يا سرمايه گذاران جديد را دارد .اگر فروش به سهامداران موجود انجام شود ,انتشار را عرضه از طريق حق تقدم 
خريد سهام مي نامند .در اين صورت براي هر سهامداران گواهي نامه حق خريد سهم صادر مي شود و بر طبق آن تعداد سهامي را كه سهامداران مي تواند بخرد و همچنين شرائط استفاده از حق تقدم خريد معلوم مي گردد.هر سهامدار براي هر يك از سهامي كه كالك است حق خريدي دريافت مي دارد .  
تا بتواند يك سهم از سهام جديد در يافت نمايد اگر قيمت پذيره نويسي براي هر سهم ۵/۹ حق خريد مورد نياز مي بود .همچنين اگر قيمت  هر سهم ۱۰ ريال تعيين مي گرديد ,براي خريد يك سهم فقط يك رأي لازم مي شد .
۲- ارزش حق تقدم خريد 
دارنده حق تقدم خريد سهام قادر است سهامي را كه ۱۰۰ ريال مي ارزد به قيمتي كمتراز آن بخرد .در نتيجه حق تقدم خريد سهام ,امتيازي است كه داراي ارزش مي باشد .برذي اين كه ببينيم ارزش تئوريكي يك حق خريد چگونه تعيين مي 
شود ,مثال شركت شمال را ادامه مي دهيم و فرض ميكنيم كه ۱۰ ميليون ريال وجوه مورد نياز خود را از طريق فروش ۰۰۰ ,۱۲۵ سهم جديد كه قيمت هر سهم ۸۰ ريال تعيين شده است بدست مي آورد .
  • بازدید : 71 views
  • بدون نظر

محيطي که شرکت ها اکنون درآن فعاليت مي کنند محيطي است در حال رشد و بسيار رقابتي ؛ و شرکت ها براي ادامه حيات مجبور به رقابت با عوامل متعددي در سطح ملي و بين اللملي و بسط فعاليت هاي خود ازطريق سرمايه گذاريهاي جديد مي باشند ؛ شرکتها براي سرمايه گذاري احتياج به منابع مالي دارند . اما منابع سرمايه و استفاده از آنها بايد به خوبي تعيين شود تاشرکت بتواند سود آور باشد و اين وظيفه يک مدير مالي است که منابع تأمين مالي و نحوه استفاده از آنها را تعيين کند .محيطي که شرکت ها اکنون درآن فعاليت مي کنند محيطي است در حال رشد و بسيار رقابتي ؛ و شرکت ها براي ادامه حيات مجبور به رقابت با عوامل متعددي در سطح ملي و بين اللملي و بسط فعاليت هاي خود ازطريق سرمايه گذاريهاي جديد مي باشند ؛ شرکتها براي سرمايه گذاري احتياج به منابع مالي دارند . اما منابع سرمايه و استفاده از آنها بايد به خوبي تعيين شود تاشرکت بتواند سود آور باشد و اين وظيفه يک مدير مالي است که منابع تأمين مالي و نحوه استفاده از آنها را تعيين کند .در نظريات نوين مالي وظايف يک مدير مالي در يک واحد بازرگاني تصميمات مربوط به سرمايه گذاري ، تصميمات تامين مالي و تصميمات تقسيم سود مي باشد . هدف مديرت مالي از اتخاذ چنين تصميماتي حداکثر کردن ارزش شرکت مي باشد 


عتیقه زیرخاکی گنج