• بازدید : 34 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

این مقاله قصد دارد یک زمینه مبتنی بر تئوری را در خصوص درک بهتر مدیریت پروژه سازمانی ارائه کند. این مقاله بر اساس شواهد تجربی بیان می کند که دفاتر پروژه مدیریت (PMOs) و مدیریت پروژه سازمانی می تواند با پشت سر گذاشتن مرزهای نظریه سنتی و قطعی نگر درباره مدیریت پروژه به عنوان بخشی از روند تاریخی در درون یک سازمان قابل درک باشد. سابقه دفاتر مدیریت پروژه (PMOs) در چهار سازمان مختلف مستند سازی شده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت . تکامل سازمانها و دفاتر مدیریت پروژه آنها به وسیله حوادث ، تنش ها و تغییرات از هم جدا شدند . روند تاریخی پایه ای بهتر و جهانی تر را  در توسعه تئوری دفاتر مدیریت پروژه (PMOs) و مدیریت پروژه سازمانی ارائه می کند.
تجدید نظر مدیریت پروژه:این مقاله بر آن است تا با استفاده از فضای منبسطی که موجود است ، مدیریت پروژه را مورد تجدید نظر قرار دهد. به منظور رهایی از رویکرد سنتی قطعی نگر ، ادبیات پژوهش مدیریت پروژه برای ارائه مفاهیم جدید ذهنی باز است . در حال حاضر گزینه هایی برای طرح نظریه مدیریت پروژه روی میز است (۲و۳).همچنین نظریه پردازی مدیریت پروژه در سطح سازمانی ادامه دارد (۴و۵).با این حال ، یکپارچه سازی مستمر سطوح سازمانی که بتواند تمام بخش های مدیریت پروژه را به عنوان یک زمینه درست از مدیرت سازمانی ادغام کند هنوز هم مشخص نیست .ما استدلال می کنیم که مفهوم مدیریت پروژه سازمانی یک حلقه گم شده است (۶).
در اینجا بررسی دفاتر مدیریت پروژه (PMOs) به عنوان نقطه آغازی برای توسعه تئوری مدیریت پروژه سازمانی پیشنهاد می شود . سازمانهای دارای فعالیت گسترده مدیریت پروژه به کمک PMO آسانتر قابل بررسی می باشدزیرا فعالیت پروژه در این سازمانها بیشتر متمرکز بوده و قابل رویت می باشد.پیچیدگی دفاتر مدیریت پروژه با تشریح تنوع شکل و نقش این دفاتر مستند سازی شده است (۷و۸). این مقاله نتایج بررسی عمیق مدیریت پروژه سازمانی ۴ سازمان را ارائه می کند که هرکدام از این سازمان ها پی در پی دستخوش بازسازی شده اند.در مجموع ۱۱ گونه تحول سازمانی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت . یک رویکرد تاریخی برای بدست آوردن غنای تحول سازمانی و فرآیندهای اساسی آن به کار گرفته شد
این پژوهش بر اساس کاربردی ترین روش علمی انجام شده است که در مقایسه با رویکرد سنتی تر و قطعی نگر پژوهش مدیریت  پروژه تفاوت عمده ای دارد (۹و۱۰).این روش علمی به این گونه است که یک پدیده واقعی وجود دارد و پژوهشگر در یک تعامل بین آن پدیده و هدف مطالعه قرار می گیرد.این موضوع نقش پژوهشگر سنتی را از طریق گوش فرادادن به واقعیت اصلاح می کند (۱۱). 
این وضعیت در مورد دفاتر مدیریت پروژه ارزشمند است زیرا نظریه های زیادی در این خصوص وجود ندارد و پیچیدگی های موجود در واقعیت را نمی توان به وسیله مدل های ساده و رویکرد قطعی نگر توضیح داد.با این وجود سازمانها به عنوان نهادهای پیچیده اجتماعی دارای ساختارهای تخصصی مدیریت پروژه سازمانی هستند که شامل دفاتر مدیریت پروژه (PMOs) می باشد.
ازاین نظر باید به دفتر مدیریت پروژه به عنوان یک نهاد سازنده اجتماعی که بخشی از یک سیستم پیچیده سازمانی است نگاه کرد.اتخاذ این رویکرد یک چشم انداز کاملا جدید را درمورد دفتر مدیریت پروژه ارائه خواهد کرد.به جای داشتن یک تصویر مرتبط با موضوع، ما  در یک چشم انداز مشترک توسعه و تکامل تاریخی ، توسعه این نهاد را  در خلال توسعه سازمان مبداء آن دنبال می کنیم.
۴- بحث:
۴-۱- رویکردهای مغایرتی (واریانس ) و فرآیندی:
ون د ون (۱۲) در مطالعه یک پدیده دو دیدگاه مختلف ( و مکمل ) را مطرح می کند:دیدگاه  واریانس یا مغایرتها و دیدگاه فرآیندی. تلاش PMO  شناسایی  درجه ای از مجموعه متغیرهای مستقل آماری بود تا تفاوتهای برخی نتایج را توضیح دهند(متغیرهای وابسته). تاکنون برای تشریح این  نوع دفتر مدیریت پروژه تمرکز بر روی دیدگاه واریانس و مغایرتها بوده است  (12ص۱۴۸).دیدگاه واریانسی برای مطالعه رویه های دفاتر مدیریت پروژه ،نتایج را محدود کرد (۷و۸). از طرف دیگر ،تجزیه و تحلیل دفاتر مدیریت پروژه به عنوان یک فرآیند مشترک تکاملی راه های جدیدی را برای بازنگری دفاتر مدیریت پروژه باز می کند و مشکل واریانس دامنه دار را حل می کند. ” برای دستیابی به یک تصویر زندگی پویای اجتماعی، و آزمایش و توسعه تئوریهای چگونگی سازگاری ، تغییر و تکامل نهادهای اجتماعی در طی زمان ، انجام مطالعات فرآیندی ضروری است ” (۱۲ ص ۱۴۵). ارائه یک تئوری برای دفاتر مدیریت پروژه (PMOs  )و یک تئوری جهانی تر برای مدیریت پروژه سازمانی باید بر اساس دیدگاه و رویکرد فرآیندی باشد.
روابط بین وقایع و اتفاقات در سطوح مختلف مشاهده شد.استرتژی های کسب و کار با تاثیر پذیری از تغییرات خاص صنعتی ، باعث تغییر ساختار سازمانی برای اداره کردن پروژه ها می شدند.تجزیه و تحلیل ما ، روابط پویای بین تدوین استراتژی و ساختار سازمانی را تایید می کند (۱۴). این دیدگاه با نظریه قطعی چندلر(۱۵) که ساختار سازمانی را نتیجه و پیامد استراتژی می داند در تضاد است . آنچه که ما یافتیم یک فرآیند پویای در هم پیچیده از استراتژی و ساختار می باشد.در یک محیط اقتضایی سازگاری دفاتر مدیریت پروژه با محیط اطرافشان در نظر گرفته شد.با این حال نتایج ما نشان داد که رابطه بین PMO  و سازمانی که در آن قرار دارد دو طرفه است دفتر مدیریت پروژه و سازمان همدیگر را در چهارچوب  محیط وفق داده و تکامل می بخشند .همانطور که در نظریه تکامل مشترک عنوان شده است این رابطه به ایجاد یک ساختار پویا کمک می کند(۱۷).رویدادها دائما اتفاق می افتند، حرکت PMO  از یک ساختار به ساختار دیگر با سایر اجزای سازمان همراه است. از این نظر، PMO نتیجه مجموعه وقایع قبلی و سهیم در توسعه های آینده است. رویکرد فرآیندی چراغ تازه ای را برای تغییرات   در درون دفاتر مدیریت پروژه روشن می نماید. این تغییرات ممکن است نقش مثبتی در چهارچوب پیوسته سازمان داشته باشند. به علاوه ، بی ثباتی دفاتر مدیریت پروژه در زمینه ای که در آن قرار دارند، توضیح داده می شود.این پرسش در مورد مدیریت پروژه که ” جه جیز اشتباه است ” باید تبدیل به این پرسش شود که  ” چرا ” دفتر مدیریت پروژه باید تغییر کند تجزیه و تحلیل ساختارسازی فرآیند در مقابل مطالعه واریانس و مغایرتها، درک متفاوتی را در خصوص دفتر مدیریت پروژه ارائه می کند.
۴-۲- دفتر مدیریت پروژه در یک فرآیند تخریب خلاق:
سازمانها در حال تغییر هستند.دیدگاه های نظری خیلی کمی برای درک تغییرات موجود است.چامپتر (۱۸) ، در یک دیدگاه اقتصادی از نوآوری استدلال می کند در جایی که ساختارهای صنعتی به طور مداوم تکامل یافته و همچنین جایی که شرکت ها با فرآیند  تخریب خلاق سازگار شده اند ، سیستم های سرمایه داری می توانند به عنوان یک فرآیند تکاملی قابل درک باشند (۱۹).هر دوره جدید سرمایه های دوره قبل را از بین برده و در عین حال آنها را با روشهای جدید انجام کارها که بدون سرمایه های دوره قبلی غیرممکن است جایگزین می کند. شکل کنونی نتیجه نهایی نیست. نظریه تخریب خلاق چامپتر یک مقایسه مطلوب را برای تشریح تحول سازمانها و دفاتر مدیریت پروژه آنها ارائه می کند.هر دوره در تحول سازمان سرمایه های قبلی را تخریب می کند و در همان زمان امکانات جدید را ایجاد می کند.
۴-۳- سیاست های سازمانی
دفاتر مدیریت پروژه باید از یک دیدگاه جامع تر مورد مطالعه قرار می گرفت.این مقاله بر روی سابقه و تاریخچه دفاتر مدیریت پروژه در متن سازمانی شان تمرکز دارد.اما نگاه جامع یک نگاه بسته  است و بستگی به این دارد که چه کسی ارزیابی می کند. جنبه های متعددی که اینجا قابل طرح نیست ، وجود دارد  که نشان دهنده فرصت هایی برای درک بهتر این موضوع است که دفاتر مدیریت پروژه بخشی از نظام سیاسی سازمان   می باشند(۲۰). این موضوع به رسمیت شناخته شده که سیاست ها نقش مهمی را در مدیریت پروژه سازمانی ایفا می کنند. تجزیه و تحلیل تایید   می کند که سیاست های اطراف PMO   در مقابل  افزایش تنش هایی که منجر به تصمیم گیری در مورد مدیریت پروژه سازمانی میگردد، پاسخگو هستند. اما جالب این است که سیاست ها در ادبیات مدیریت پروژه فاقد نظریه پردازی هستند.در مدیریت ریسک و مدیریت ذینفعان  قدرت و سیاست در نظر گرفته شده و در یک رویکرد سودمند مورد بحث واقع می گردند. درک بی ثباتی دفاتر مدیریت پروژه ، باید در برگیرنده بعد سیاسی سازمان و تغییر سازمانی باشد.
۴-۴- موانع و محدودیت ها
پژوهش حاضر سازمان هایی را که برای تحقق مدیریت پروژه سازمانی ، دفاتر مدیریت پروژه را ایجاد کرده بودند مورد بررسی قرار داد.بدیهی ست که روشهای مطلوبی برای مطالعه سازمان هایی که دفاتر مدیریت پروژه را به عنوان بخشی از مدیریت پروژه ایجاد کرده اند وجود دارد. با این حال ، این برگه ها به سوالات مطرح شده در مورد مدیریت پروژه در سازمانهای که بدون ایجاد دفاتر PMO فعالیت می کنند، پاسخگو نیست مدیریت پروژه سازمانی زمینه جدیدی ست که باید در آن کارهای  باقی مانده زیادی انجام شود.
نتایج به عنوان بخشی از یک برنامه تحقیقاتی نشان داد که هدف نهایی ارئه یک تئوری برای کمک به درک PMO و نقش آن در عملکرد سازمانی و نهایتا درک مدیریت پروژه سازمانی می باشد. ارائه یک نظریه نیازمند کار بیشتر است . گام بعدی شاید یک مسئله تشریحی باشد
  • بازدید : 63 views
  • بدون نظر
مديريت پروژه از شاخه هاي تخصصي دانش مديريت است كه در دهه هاي اخير به دليل رويكرد پروژه اي براي انجام فعاليت ها در سطوح مختلف تعريف، به روز و تكميل شده است. براي بهينه سازي اين نظام مديريتي و استفاده از آن، نيازمند درك صحيح از اين سيستم و نظام هاي پيرو آن هستيم. بايد توجه داشت كه پروژه بعنوان يك سيستم شناخته مي شود و يك نگاه و نگرش سيستماتيك براي راهبري و هدايت آن، بعنوان نيازي اصلي و ضروري بايد مورد توجه قرار گيرد . بدون توجه به نظام دروني و همه عوامل درگير در يك سيستم نمي توان راهكاري جامع براي اداره آن ارائه نمود. همانگونه كه اشاره شد پروژه سيستمي است كه براي هدايت صحيح آن، نياز به اشراف و توجه به تمامي زوايا و بخش هاي آن، به خوبي احساس م يشود. اين نيازها باعث شده اند كه مجموعه اي از قواعد و قوانين كه توسط پيشگامان دانش مديريت پروژه در انجام پروژه ها مورد استفاده قرار مي گرفتند، بصورت مجموعه مستنداتي با نام “استانداردهاي مديريت پروژه ” تدوين شده و براي فراهم ساختن امكان استفاده از رويكرد مشترك براي انجام پروژه ها و مديريت آنها مورد استفاده قرار بگيرند. آشنايي با استانداردها و روش هاي پياده سازي اين استانداردها مي تواند ما را در شناخت پروژه، پياده سازي نظام مديريت پروژه، اشراف بر زواياي بخش هاي آن، ايجاد هماهنگي، تصميم گيري هاي صحيح و هدايت و راهبري اين سيستم موفق نمايد. با توجه به آنچه كه گفته شد ، در اين مقاله كه بخش اول بررسي استانداردهاي مديريت پروژه مي باشد، در سه بخش نسبت به بررسي با استانداردهاي مديريت پروژه پرداخته است. در بخش نخست به بررسي اجمالي تاريخچه پروژه و اهداف مديريت پروژه پرداخته شده است . در بخش بصورت خلاصه معرفي شده و در بخش سوم به PRINCE و ۲ PMBOK دوم دو استاندارد مديريت پروژه پرداخته و در نهايت نسبت به ارائه جمع بندي در اين PRINCE و ۲ PMBOK بررسي تفاوت هاي ميان زمينه مبادرت گرديده است . 
به نظر مي رسد قدمت مديريت پروژه به اندازه تاريخ زندگي انسان باشد . در تمدن هاي کهن جهان، پروژه هاي بزرگي نظير اهرام سه گانه مصر، ديوار چين، کشتي هاي بزرگ جنگي، قلعه هاي جنگي و… را بدون توجه به کيفيت، هزينه و زمان نساخته اند و اين مبين بکارگيري ابزارها و روشهاي مديريتي خاص خود بوده است. تحول در شيوه هاي توليد، نقش، اهميت و اولويت هر يک از منابع (زمان، هزينه و مواد ) نسبت به يکديگر و همچنين عوامل مختلف توليد در ساختار اقتصادي و اجتماعي جامعه، لزوم استفاده از تکنولوژي پيچيده و نياز به استفاده بهينه از منابع را مي توان از جمله عوامل اصلي پيدايش و تدوين سيستم هاي مديريت پروژه دانست. توسط (Bar Charts) مديريت پروژه نوين از ابتداي قرن بيستم ميلادي و با ارائه نمودارهاي ميله اي آغاز گرديد و با پروژه هاي نظامي و فضايي دهه ٥٠ ميلادي سرعت گرفت. در (Henry Gantt) هنري گنت ادامه پيشرفت هايي كه در طي اين سال ها و پس از آن در زمينه مديريت پروژه حاصل گرديد.
  • بازدید : 21 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

دراوایل دهه ۵۰میلادی،شخصی به نام «E.l DuPont de Nemours» باهمکاری نیروی دریایی امریکا یک کارمشترک مدیریت پروژه(باترکیب یک نموداربرنامه ریزی پروژه وجدول زمان بندی رایانه ای) رابه انجام رساندند.این دو کارخودرابا دو پروژه مجزا ودوتیم مستقل ولی باهدف یکسان آغازنمودند.هدف آنها بهینه نمودن برنامه ریزی،زمان بندی وهماهنگی پروژه هابود.هرچندنگرش آنها برپروژه ها شباهتی به یکدیگرنداشت ولی درنهایت به این جمع بندی رسیدندکه بایدنحوه برنامه ریزی وفنون زمان بندی خودرا به نحوی بهینه کنندتاازمنابع نیروی انسانی،مواد وابزارخود بتوانند بهترین استفاده راببرند.
سیستم DuPont،روش مسیربحرانی یاCPM نام گرفت.هدف این روش بهینه نمودن بازدهی، زمان بندی وهزینه های پروژه های مهندسی بود.با استفاده ازاین روش انجام پروژه هاتایک سوم وهزینه هانیزبه مقدارقابل توجهی کاهش یافت.درهمان هنگام،نیروی دریایی سیستمی رابرای برنامه ریزی وهماهنگی کارهای بیش از۳۰۰۰پیمانکاروشرکتهای طرف قراردادخودابداع نمود.این پیمانکاران وشرکتها مشغول تهیه وتولیدنوعی موشک زیردریایی مجهز به کلاهک اتمی به نامPolarisبودند.سیستم ابداعی ایشان فن بازنگری وارزشیابی برنامه یاPERTنام گرفت.بکارگیری این سیستم تولیدموشک فوق را۲سال جلو انداخت.
موفقیت این دوسیستم،دیگران رابرآن داشت تاروشهای دیگری ابداع کنند نام برخی ازاین روشها عبارتنداز:
روش ارزیابی پروژه یا PEP، کمترین برآوردهزینه یا LESS، فن ازشیابی وبازنگری گرافیکی یا GERTواخیرا روش ترسیم پیشنیازی یاPDM.دوروشCPMوPDMبیشترین مقبولیت رادرمیان داشته اند.اولی درمیان مدیران ودومی درمیان تولیدکنندگان نرم افزار.این روشهای نموداری جایگزین نمودارمیله ای یاbar chart می گردند.روش نمودارمیله ای یک روش سنتی با ترکیب فازهای برنامه ریزی و زمان بندی است.روش برنامه ریزی شبکه ای یاگرافیکی وظیفه برنامه ریزی رااززمان بندی جدانموده تاکنترل ونظارت بهتری بر پروژه هاایجادشود.وظیفه برنامه ریزی منتج به نمودارشبکه یانمودار برنامه ریزی شده و وظیفه زمان بندی یک جریان محاسباتی دستی یا رایانه ای است که براساس نموداربرنامه ریزی بدست    می آید.
تعاریف مدیریت پروژه ازدیدگاههای مختلف:
۱- مدیریت پروژه: مدیریت پروژه شامل مهارتها،ابزارهاوفرایندهای مدیریتی است که مورد نیازبرای اجرای موفقیت آمیزپروژه می باشد.بطورکلی مدیریت پروژه شامل موارد زیر       می باشد:     1- مهارتها            2- ابزارها            3- فرایندها
 1- مهارتها: مجموعه ای ازمهارت وتجربه لازم برای کاهش میزان ریسک پروژه ودانش تخصصی می باشدتاازاین طریق احتمال موفقیت پروژه افزایش یابد.
 2- ابزارها: مجموعه ای ازانواع متعددی ازابزارها برای بهبود شانس وموفقیت پروژه می باشد که این ابزارها شامل الگوهای مستندسازی،ثبت ونرم افزارهای برنامه ریزی و طراحی وچک لیستهای ممیزی وفرمهای بررسی می باشد.
۳- فرایندها: مجموعه ای ازتکنیکهاوفرایندهای متعددمدیریتی برای کنترل زمان،کیفیت و هزینه،تغییرات وریسک می باشد.
۲- مدیریت پروژه: فرایندمجموعه فعالیتهای یکپارچه وبه هم مرتبط می باشدولذاکسب نتیجه هریک ازمحدوده های مدیریت پروژه،معمولا درسایرین نیزموثراست.تعامل بین محدوده ها دارای نتایج مثبت ومنفی برای هریک ازآنان است.به عنوان مثال تغییردرمحدوده کارغالبا درافزایش هزینه پروژه موثراست اما این تاثیرمی توانددرروحیه مجریان ویاحتی کیفیت محصول یاخدمت موردنظراثرمنفی داشته باشند،لذا دراین تعاملات می بایستی همیشه به اهداف پروژه توجه نمود. موفقیت درمدیریت پروژه،مستلزم مدیریت برتعامل بین محدوده ها برای نیل به اهداف پروژه به بهترین روش ممکن می باشد.
۳- مدیریت پروژه: مجموعه ای ازفعالیتهاطرح ریزی شده درجهت کسب نتیجه ای معین است که بایددرقالب یک مقیاس زمانی مشخص وبااستفاده ازبودجه ای معین انجام شودوهمچنین پروژه هابایدازکارهای روزمره سازمان متمایزکنیم وازطریق اعمال روشهای صحیح مدیریت پروژه به بهبود عملکردها بپردازید.
۴- مدیریت پروژه: موافق استانداردPMI،مدیریت پروژه شامل بکارگیری چهارعامل اساسی:۱- دانش ،۲- مهارتها، ۳- ابزارها، ۴- تکنیکهای لازم دراداره جریان اجرای فعالیتها،به منظوررفع نیازهای پروژه است.نقش ابزارمناسب درپیشبرد اهداف مدیریت پروژه انکارناپذیراست.درواقع پس ازطراحی سیستم مدیریت پروژه درسازمان بکارگیری ابزارمناسب دراین سیستم،یکی ازمهمترین عوامل محقق کننده اهداف مدیریت پروژه درسازمان است.
۵- مدیریت پروژه: برآوردن نیازهای تجارت وصنعت مدرن درجهان پرشتاب امروز،نیاز به تمرکزبراولویتها،استفاده ازروشهای بهترمدیریت وقالبهای نوینی برای ارتباطات دارد.قرن بیست ویکم بابودجه های کمتروزمان جدیدهستند.برای رقابت دراین محیط بایدکاربیشتری رابامنابع کمتربه نتیجه رساند.اصل رقابت وتلاش برای برتری،سبب ظهورپدیده های نودرهمه بخشهای تجارت وصنعت شده،نیازبه تغییرونوآوری رابرهمگان مشخص کرده است،رقابت سبب بهادادن بیشتربه ایده هاوطرحهای نوشده است.برای بقادربین رقیبان باید سریع تر،ارزانتروبهتربود.
این چنین نوگرایی سبب تعریف کارهایی جدیدمی شود،کارهایی که تابه حال انجام نشده است درهمان باراول باید به درستی انجام شوند،لذانیازاست تاشمابه ابزارهای جدیدمدیریتی برای رویارویی بااین قبیل کارها مجهزشوید.
پیروزی درپروژه بستگی به برقراری تعادل مناسبی بین سه عامل مهم زمان انجام کار،منابع مورداستفاده ونتایج کاردرراستای ارائه ی سطح مناسبی ازخدمت به مشتری دارد.پروژه درخدمت رضایتمندی مشتری است،بنابراین سه عامل مهم موردنظراو باید درنظرگرفته شده، تعادل مناسبی بین آنها برقرارشود.اوعلاقه دارد پروژه اش درموعد مقرربه پایان رسد نتایج مشخصات درخواستی را رعایت کنند و دقیقا آنچه باشد که اومی خواسته ودرآخراینکه پروژه قیمت تمام شده ی مناسبی داشته باشد.آنچه که قبلابرآن توافق شده،بودجه ی مناسبی برایش تخصیص داده شده است.سه موردفوق بیانگرسه عامل اساسی زمان،کیفیت وهزینه هستند که بین آنهاتعادلی برقراراست به عبارتی هرگاه درمقداریکی تغییری ایجادشود،بقیه نیزتغییر           می کنند.نسبت بین این سه عامل خطی نیست،گاهی ممکن است که برای کاهش نصف زمان اجراتاچهاربرابرهزینه ی استفاده ازمنابع رابالابرد.تصمیم گیران،حامیان وصاحبان پروژه پیش ازآغازفازبرنامه ریزی پروژه بایدپروژه ای،فارغ ازاندازه ی آن باسه ویژگی فوق ارتباط دارد ودرنهایت روشهای مدیریت پروژه تنها روی این سه ویژگی عمل می کنندوسعی درکنترل این سه مورددارند.
بدیهی است مهمترین مسئله درشروع هرپروژه،صرف نظرازنوع ووسعت کاری آن،داشتن یک استراتژی صحیح، کارآمد وعملی برای پیشبرد هرچه سریعتر،صحیح ترومقرون به  صرفه ترپروژه بوده ومهمترین عامل برای نیل به این هدف دسترسی آسان وسریع به اطلاعات صحیح می باشد.
بی شک شمانیزبه عنوان یک مدیرکه مدیریت راتوانایی اتخاذتصمیم هایی سریع وصحیح       می دانید به لزوم داشتن ابزاری کارآمدوقوی برای دسترسی به اطلاعات جامع وکاربردی پی برده اید.ابزاری که باراه کاری ساده،دسترسی آسان به کلیه اطلاعات محدوده کاری پروژه رادرهرزمان دلخواه امکان پذیرنماید.این ابزارهامی بایستی دارای قابلیتهای ذیل باشد:
۱- دربرگرفتن کل محدوده ی کاری پروژه.        
۲- دارابودن اطلاعات جامع وکامل پروژه.
۳- دسته بندی کلی وجزئی اطلاعات پروژه بنابه نیازومحدوده ی کاری شرکت.
۴- دارابودن قابلیت ارائه انواع گزارشهای کاری بنابه نیازکاری.
۵- آسان بودن کارکرد
  • بازدید : 41 views
  • بدون نظر

۱-  آشنايي مقدماتي با استانداردهاي مديريت پروژه و استاندارد PMBOK2000

۲-    تعريف پروژه/ مديريت پروژه/ برنامه‌ريزي و كنترل پروژه

۳-    چارچوب دانش مديريت پروژه/ انواع مديريت پروژه/ فرهنگ مديريت پروژه

۴-    مراحل و چرخه حيات پروژه

۵-   سيستمها/ فرهنگ و انواع ساختار سازماني

تعاريف:

       استاندارد:

مدرك شناحته شده توسط مؤسسه‌اي شناخته ‌شده براي استفاده مكرر و عمومي از راهنما و مشخصات يك محصول و قوانين مندرج در آن مدرك ( مقبوليت عامه)

– قانون:

مدارك تأييد ‌شده‌اي حاوي مشخصات محصول، فرآيند يا خدمتي همراه با قيود اجرائي و اداري لازم  (تبديل‌يافته استاندارد)

 – استانداردهاي مديريت پروژه:

British Standard- 6079, ISO 10006- 10007, APMI 2000, PMBOK 2000

 – پروژه:

مجموعه تلاشهاي موقتي براي تحقق يك تعهد و تقبل ايجاد يك محصول و ارائه خدمات مشخص

 – مشخصات اصلي پروژه:

يكتائي بودن، موقتي بودن، تفصيل فزاينده

 – مديريت پروژه:

 

بكارگيري دانش،‌ مهارتها،‌ ابزار و تكنيك‌هاي لازم در اداره جريان فعاليت‌ها به منظور رفع نيازهاي پروژه از طريق فرآيندهاي آغازين، برنامه‌ريزي، اجرائي كنترلي و اختتامي است.

      امروزه فعاليت‌هاي عمده و اصلي غالباٌ توسط سازمانها و مؤسسات در دو قالب ” عمليات دوره‌اي و مداوم” و ” پروژه” اجرا مي‌شوند. اين دو قالب داراي مشخصات مشتركي هستند كه برخي از مهمترين آنها عبارتند از:

·       ·       فعاليت‌هاي عمده و اصلي آنها توسط نيروهاي متخصص اجرا مي‌شوند

·       ·       انجام فعاليت‌هاي عمده با محدوديت استفاده از منابع كاري همراه است.

·       فعاليت‌هاي عمده و اصلي ابتدا برنامه‌ريزي مي‌شوند، سپس به اجرا گذاشته‌ شده و تا پايان كار به صورت مداوم كنترل مي‌گردند

  • بازدید : 55 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۳اسلاید قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

مديريت‌پروژه،برنامه‌ريزي و هدايت پروژه درچهارچوب زمان ، هزينه و كيفيت مشخص به‌سوي  ايجاد نتايج مشخص‌ آن است . يك پروژه مجموعه‌اي از فعاليتهاست كه براي دستيابي به منظور يا هدف خاصي انجام مي‌گيرد . پروژه‌ها شامل فعاليتهايي هستند كه بايد در تاريخهاي معين ، با هزينه‌هايي معين و كيفيت تعيين‌شده‌اي به انجام رسند ؛ لازمه موفقيت هر پروژه ، دستيابي توام به هر سه عامل زمان ، هزينه و كيفيت معين است و خارج شدن هر يك از سه عامل مذكور از حدود تعيين شده ، مي‌تواند به انجام پروژه‌اي ناموفق و غيراقتصادي منجر شود
قدمت مدیریت پروژه ها بدون توجه به دانش مدیرت پروژه به حداقل ۴۵۰۰ سال پیش بر میگردد.
پیدایش مدیریت پروژه به عنوان یک علم از جنگ جهانی اول آغاز شد به طوری که در سال۱۹۱۷ آقای هنری ال . گانت نمودار معروف گانت را ابداع کرد.
مدیرت پروژه با دیدگاه امروزی به برنامه ریزی و کنترل و مدیریت پروژه هایی اتلاق می شود که غیر تکراری و منحر به فرد و موقتی بوده و قابل شکسته شدن به مجموعه ای از فعالیت ها هستند که نقاط شروع و پایان تعریف شده ای داشته و مجموعه ای از منابع در سطوح مختلفی بکار می گیرد.
 پروژه طبق تعریف PMI عبارت از مجموعه فعالیت های موقتی برای تحقق یک تعهد و ایجاد یک محصول یا ارایه خدمات مشخص است 

مدیریت پروژه چیست
مهمترین رسالت مدیریت پروژه ایجاد تعهدومسئولیت درقبال برنامه زمان بندی است که مانع ازبه تاخیرافتادن پروژه وهزینه های مرتبط می گردد. 
هزینه های کمی:
هزینه دیررسیدن به بهره ورداری یا سودازدست رفته 
هزینه ناشی ازگران شدن منابع مصرفی 
افزایش هزینه منابع کاری 
هزینه تمدیدمجوزها وپیمان نامه ها 
هزینه بهره سرمایه مصرف شده 
بر اساس آمار منتشره سازمان مدیریت و برنامه ریزی در سال ۸۰ متوسط زمان اتمام پروژۀ های ملی در کشور نزدیک به ۲۲/۲ برابر زمان برنامه ریزی شده پروژۀ ها بوده است. 
تاخیر پروژۀ واقعاً هزینه زا است امّا از آنجائیکه آیتمهای هزینه ای فوق نامشهود بوده و مبلغ نقدینگی بابت آنها پرداخت نمی شود، در نظر مدیران نامحسوس جلوه می کند  به همین خاطر ممکن  است عملا توجه زادی به آنها نکنند بنابراین اگر شما به عنوان مدیر پروژه قصد پیاده سازی تکنیکهای مدیریت پروژه را دارید اولین و بهترین کار این است که با کانیتور کردن این هزینه ها نظر مدیران ارشد را جلب نموده تا از حمایت آنان بهره مند شوید . 
  • بازدید : 63 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۶۰اسلاید قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد یر است:

 ارائه اجزاي برنامه‌ريزي و روش‌هاي هدايت برنامه‌هاي پروژه و ارتباط آنها با يكديگر به گونه‌اي كه اهداف پروژه حاصل گردد.
تعاريفي از پروژه (PROJECT)
   تعاريفي از مديريت (MANAGEMENT)
  تعاريفي از  مديريت پروژه (PROJECT MANAGEMENT)
  تعريف سيستم (SYSTEM)
  تعريف سيستم مديريت پروژه (PROJECT  MANAGEMENT  SYSTEM)
مجموعه تلاش‌هاي موقّتي براي تحقق يك تعهّد و ايجاد يك محصول يا ارائه خدمات مشخص است.
موقّتي:   پروژه در زمان‌هاي معين شروع و خاتمه مي‌يابد.
مشخّص: خدمت يا محصول مورد نظر كاملاً تعريف شده و روشن بوده و از ساير موارد مشابه متمايز است.
مجموعه‌اي از وظايف (task) كه فقط يك بار انجام (كامل) مي‌شود. به عبارت ديگر، هر پروژه منحصر به فرد است.
مجموعه تلاش جديدي است كه بايد در زماني مشخص، با كيفيت مشخص و با هزينه‌اي مشخص به پايان برسد.
پروژه داراي مشخصات ذيل است:
– داراي هدف معين است كه در چهارچوب مشخص بايد به آن رسيد.
– زمان شروع و ختم مشخص دارد.
– بودجه آن محدود است.
– منابع در دست را مصرف مي‌كند.
– جديد است.
برنامه‌ريزي و هدايت به سوي هدف. پس مشخص مي‌گردد كه هدف‌گذاري از فعاليت‌هاي مديريت نيست، بلكه در حيطه رهبري (LEADERSHIP) قرار دارد. 
فعاليت‌هاي عمده مديريت شامل برنامه‌ريزي، سازماندهي، اجرا و كنترل است.

      تفاوت بين يك رهبر و يك مدير در اين است كه،
رهبر مي‌گويد:
– چه چيزي درست است؟ (What is the right thing)
و مدير مي‌گويد:
– چگونه چيزي را درست انجام دهيم؟ (How to do the thing right)
برنامه‌ريزي (PLANNING) : نصب آرمان، تعريف پروژه و سازماندهي تيم.  (تصميم‌گيري در مورد آنچه كه بايد انجام شود)
زمان‌بندي (SCHEDULING) : نيروي انساني، پول و منابع را به فعاليت‌هاي مشخص تخصيص داده و فعاليت‌ها را به هم ربط مي‌دهد. (تخصيص منابع جهت انجام فعاليت‌ها در يك مقياس زماني)
نظارت (MONITORING) : جمع‌آوري داده‌ها و ارائه گزارشات درباره وضع موجود (و گاهاً حضور).
كنترل (CONTROLLING) : منابع، هزينه‌ها، كيفيت و بودجه را منعكس مي‌كند. همچنين، اصلاحات و تغييرات در برنامه‌ها ايجاد كرده و منابع را با توجه به زمان و هزينه مورد نياز، شيفت مي‌دهد. (تجزيه و تحليل وضع موجود، مقايسه با برنامه و تصميم‌گيري در مورد كارهاي بعدي) 
تعريف سيستم (SYSTEM)مجموعه‌اي از اجزاست كه در راستاي هدف مشخصي با هم مرتبطند. تعريف سيستم مديريت پروژه (PROJECT MANAGEMENT SYSTEM)مجموعه‌اي از اجزاست كه در راستاي مديريت پروژه با هم مرتبطند. ساختار دانش مديريت پروژه (PMBOK) (PROJECT MANAGEMENT BODY of KNOWLEDGE) برخي اظهار نظرهاي فني در مورد مديريت پروژه است كه توسط انستيتوي مديريت پروژه (PMI) توسعه يافته است.
  • بازدید : 41 views
  • بدون نظر

مدیریت پروژه شامل مهارتها،ابزارهاوفرایندهای مدیریتی است که مورد نیاز
برای اجرای موفقیت آمیزپروژه می باشد.

روش ارزیابی پروژه یا PEP، کمترین برآوردهزینه یا LESS، فن ازشیابی وبازنگری گرافیکی یا GERT و اخیرا روش ترسیم پیشنیازی یاPDM.دوروش CPMوPDM بیشترین مقبولیت رادرمیان داشته اند.اولی درمیان مدیران ودومی درمیان تولیدکنندگان نرم افزار.این روشهای نموداری جایگزین نمودار میله ای یا bar chart می گردند.روش نمودارمیله ای یک روش سنتی با ترکیب فازهای برنامه ریزی و زمان بندی است.روش برنامه ریزی شبکه ای یاگرافیکی وظیفه برنامه ریزی رااززمان بندی جدانموده تاکنترل ونظارت بهتری بر پروژه هاایجادشود.وظیفه برنامه ریزی منتج به نمودارشبکه یانمودار برنامه ریزی شده و وظیفه زمان بندی یک جریان محاسباتی دستی یا رایانه ای است که براساس نموداربرنامه ریزی بدست می آید.

فهرست عناوین پایان نامه ۵۸ صفحه ای با موضوع  مدیریت پروژه P.M :

  • تاریخچه مدیریت پروژه
  •  تعاریف مدیریت پروژه
  • شناخت ویژگی های مهم پروژه
  • دلایل استفاده ازمدیریت پروژه
  • اقدامات مدیریتی
  • وظایف مدیریت پروژه
  • کاربردهای مدیریت پروژه
  • فوایدومحدودیتهای مدیریت پروژه 
  • مراحل انجام پروژه
  • ایجاد چشم اندازبرای پروژه
  • چرخه حیات مدیریت پروژه
  • فرایند برنامه ریزی محدوده پروژه ورودهای آن
  •  خروجی های فرایند آغاز
  • مدیریت محدوده پروژه
  • ورودیهای فرایندکنترل کلی تغییرات 

  • بازدید : 47 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

استاندارد:
مدرك شناحته شده توسط مؤسسه‌اي شناخته ‌شده براي استفاده مكرر و عمومي از راهنما و مشخصات يك محصول و قوانين مندرج در آن مدرك ( مقبوليت عامه)
 – قانون:
مدارك تأييد ‌شده‌اي حاوي مشخصات محصول، فرآيند يا خدمتي همراه با قيود اجرائي و اداري لازم  (تبديل‌يافته استاندارد) 
 – استانداردهاي مديريت پروژه:
British Standard- 6079, ISO 10006- 10007, APMI 2000, PMBOK 2000
 – پروژه:
مجموعه تلاشهاي موقتي براي تحقق يك تعهد و تقبل ايجاد يك محصول و ارائه خدمات مشخص
 – مشخصات اصلي پروژه:
يكتائي بودن، موقتي بودن، تفصيل فزاينده
مديريت پروژه: 

بكارگيري دانش،‌ مهارتها،‌ ابزار و تكنيك‌هاي لازم در اداره جريان فعاليت‌ها به منظور رفع نيازهاي پروژه از طريق فرآيندهاي آغازين، برنامه‌ريزي، اجرائي كنترلي و اختتامي است.
      امروزه فعاليت‌هاي عمده و اصلي غالباٌ توسط سازمانها و مؤسسات در دو قالب ” عمليات دوره‌اي و مداوم” و ” پروژه” اجرا مي‌شوند. اين دو قالب داراي مشخصات مشتركي هستند كه برخي از مهمترين آنها عبارتند از:
•       فعاليت‌هاي عمده و اصلي آنها توسط نيروهاي متخصص اجرا مي‌شوند
•       انجام فعاليت‌هاي عمده با محدوديت استفاده از منابع كاري همراه است.
•       فعاليت‌هاي عمده و اصلي ابتدا برنامه‌ريزي مي‌شوند، سپس به اجرا گذاشته‌ شده و تا پايان كار به صورت مداوم كنترل مي‌گردند.

اختلاف عمده و اساس بين دو رويكرد فوق اين است كه عمليات، مداوم و مستمر هستند درحاليكه پروژه‌ها موقتي و منحصر بفرد مي‌باشند. اصطلاح ” موقتي ” بدين معني است كه پروژه‌ها در زمان‌هاي معين شروع و خاتمه مي‌يابند و اصطلاح” مشخص ” نيز به مفهوم اين است كه خدمت يا محصول موردنظر كاملاٌ تعريف ‌شده و روشن بوده و از نتايج حاصل از اجراي پروژه‌هاي ديگر متمايز مي‌گردند.

   مشخصه ” موقتي” بودن در پروژه‌ها:
   هر پروژه در زمان مشخصي آغاز و خانمه مي‌يابد. پروژه زماني خاتمه‌ مي‌يابد كه به اهداف ( از پيش تعيين‌شده) نائل شده باشد و يا هنگاميكه مشخص شود اهداف پروژه قابل حصول نبوده و مي‌بايستي پروژه خاتمه يابد. اجراي موقتي پروژه‌ها، نه تنها لزوماٌ به معني دورة كوتاه انجام آنها نيست بلكه بسياري از پروژه‌ها در طي سالهاي طولاني به نتيجه مي‌رسد، اما به هر حال زمان اجراي هيچ پروژه‌اي نامحدود نبوده و اجمالاٌ‌پروژه يك تلاش مداوم نيست. محصولات و خدمات منتج از اجراي پروژه‌ها برخلاف دورة اجراي آنها عموماٌ موقتي نيستند.

    يك مسئله ديگر درخصوص موقتي بودن پروژه‌ها ميزان حصول به نتايج ( و اهداف از قبل) پيش‌بيني شده آنها در موعد مشخص شده است. اين موضوع بطور دائم توجه مسئولين پروژه را به خود مشغول مي‌دارد و آنان هميشه در تكاپوي پاسخ به اين سؤال هستند كه آيا مي‌توانند پروژه را مطابق اهداف از پيش‌ تعيين‌شده به اتمام برسانند؟ درحاليكه” اهداف عمليات دوره‌اي” مطابق با آخرين شرايط و مستمراٌ به روزآوري شده و سپس به اجرا در مي‌آيند.

مشخصه ” يكتائي” نتايج پروژه‌ها:

   اجراي پروژه‌ها انجام آن مجموعه فعاليتهاي منحصر بفردي است كه پيش از اين انجام نشده‌اند و اين نشانه يكتائي آنها است. پروژه تهيه و توليد يك محصول يا ارائه خدمات، اگرچه ممكن است در يك گروه مشخص ( مانند طراحي نرم‌افزار)     قرار گيرد، اما يكتا و منحصر بفرد است. پروژه‌ها با متوليان،‌ طراحان، موقعيت ‌هاي زماني، مكاني، مجريان و ساير مشخصه‌هاي گوناگون و متفاوت از يكديگر اجرا مي شوند لذا حتي وجوه اشتراك پروژه‌ها از برخي جهات و يا حتي همه موارد برشمرده شده نيز نمي‌تواند يكتائي آنها را منتفي نمايد.

مشخصه تفصيل فزاينده:

  محصول يا نتايج پروژه‌ها يكتا و منحصر به هر يك از آنها بوده و مشخصه‌هاي اين نتابج منحصر به فرد مي‌بايستي از ابتدا تا انتها بطور فزاينده بسط داده شود. 
مفهوم ” فزاينده” روند صعودي مستمر و بدون بازگشت و ” تفصيل” نيز بسط توسعه يافته براي تكميل تبيين مي‌باشد. 
   تفصيل فزاينده مشخصه‌هاي محصول پروژه مي‌بايستي حتي‌الامكان از همان ابتداي پروژه آغاز و به تدريج همزمان با تكميل گروه مديريت پروژه دقيق و كامل گردد. تفصيل فزاينده مشخصه‌هاي محصول پروژه مي‌بايستي بدقت با تعريف محدوده پروژه ( مجموعه كارهايي كه مي بايستي براي نيل به اهداف پروژه انچام پذيرند) هماهنگ و متناسب باشد و همچنين تفصيل فزاينده مشخصه‌هاي محصول پروژه نمي‌بايستي موجب تغيير در تعريف محدوده مصوب پروژه گردد.
   به عنوان نمونه در پروژه احداث يك كارخانه پتروشيمي ابتدا مشخصه‌هاي فرآيند كارخانه تبيين، آنگاه واحدهاي اصلي فرآيندي با توجه به اين مشخصه‌ها طراحي مي‌گردد. سپس اين اطلاعات مبنا و معيار مناسبي براي انجام مهندسي پروژه اعم از طراحي مفهومي، پايه و تفصيلي جانمائي كل كارخانه (Detail plant layout) و همچنين طراحي مشخصه‌هاي فرآيندي و مكانيكي هر يك از دستگاهها و تجهيزات در واحدهاي فرآيندي و سرويس‌هاي جانبي كارخانه مي‌باشد.
   نتايج طراحي نقشه‌ها و تهيه مدارك مهندسي، به مرور و بطور فزاينده تهيه و توليد نقشه‌ها و مدارك خريد، ساخت و نصب (مانند نقشه‌هاي ايزومتريك) را بدنبال خواهد داشت. ( هنگام عمليات اجرائي تقسير و تطبيق بين برنامه كاري و شرايط كاري  بسيار ضروري و مبتني بر اخذ تأييدات لازم مي‌باشد) اين تفصيل فزاينده مشخصه‌ها در نهايت منجر به توليد نقشه‌هاي عين ساخت مي‌گردد.
– دامنه عملياتي پروژه‌ها و اعمال مديريت بر آنها طيفي گسترده‌تر از محدوده خود آنها را دربرمي‌گيرد. گروه مديريت پروژه مي‌بايستي از اين محدوده گسترده بخوبي مطلع بوده و فعاليت‌هاي پروژه را از جهات گوناگون و بطور مستمر مديريت نمايد. البته اين همه امري لازم براي موفقيت در كار بوده وليكن كافي نيست
  • بازدید : 49 views
  • بدون نظر
این فایل در ۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

این مقاله یک رویکرد مدیریت  پروژه را معرفی می کند که بر اساس یک نگرش استراتژیک در فرایند تکمیل پروژه متمرکز شده است. این قبیل نگرش استراتژیک به این معنی است که توجه روی اهداف پروژه باید در طول دوره انجام پروژه ادامه داشته باشد.رویکرد شبیه سازی تابعی در طراحی سیستم مهندسی می باشد.این مقاله وقایع مجزای شبیه سازی در جاهایی از فرآیند تکمیل پروژه را با این پیشنهاد که می تواند به معرفی نگرش های جدید در مورد مدیریت میدان پروژه مرسوم بیانجامد،ارائه داده است. 
این مقاله رویکردی را پیشنهاد می دهد که حفظ یک نگرش استراتژیک در محصول نهایی پروژه در طول اجرای پروژه را امکان پذیر می سازد . این رویکرد،رویکردهای ساکن سنتی را با استفاده از مدل شبیه سازی برای مدیریت وظایف میدان پروژه  کامل می کند.ادبیات مدیریت پروژه استدلال می کند که کار مدیریت میدان پروژه ، مدیریت نمودن وظایف محصول پروژه همزمان با دیگر کارها می باشد.اما مضمون مدیریت میدان پروژه هنگامی که اغلب با مدیریت میدان کار آمیخته شده ،مبهم می باشد.
گذشته از این نه تنها به مدیریت میدان پروژه به وضوح نیازمندیم بر روی فعالیتهای مشخصی باید تمرکز نمود که مدیریت وظایف محصول پروژه را که قبلا در انجام پروژه بود را شامل می شود.
براورد سرمایه گذاری سنتی منعکس کننده سودهای اقتصادی میباشد.زیان با براوردهای سرمایه گذاری سنتی نشان می دهد که آنها ایستا می باشند و بر پایه فرضیات ساده ای قرار گرفتند. 
مقاله پیشنهاد می کند که  شبیه سازی حوادث گسسته مانند یک ابزار مدیریت پروژه می باشداین قبیل رویکردهای شبیه سازی در فضای طراحی سیستم های مهندسی معروف و مشهور است اما مقالات، ارتباط شبیه سازی بصورت یک مدیریت دائمی که با زمان کل تکمیل پروژه ارتباط دارد را نشان نمی دهد.چرخه حیات هزینه اگر در طول فرآیند پروژه بکار رود کاربردهای مشابهی را با یک رویکرد ایستا ارائه میدهد.چرخه حیات هزینه بیشتر روی محاسبات نتایج اقتصادی راه حلهای مختلف نسبت به آنالیز وظیفه ای راه حل متمرکز شده است. 
۲- مدیریت نتایج نهایی پروژه :
رویکرد مدیریت تجاری پروژه رابطه مستقیمی با مدیریت اجزا و پارامترهای پروژه که شامل زمان،هزینه و میدان می باشد، دارد و توسط آنتیلا نقد و بررسی گردیده است.آنتیلا بحث می کند که فقط نتایج نهایی مهم هستند . بر اساس دلایل ذکر شده بالا زمان ،هزینه و منابع تنها اجزای کنترل شده پروژه هستند که شرایط مرزی زمان و هزینه و مقادیر صحیح و با کیفیت منابع مختلف را مجبور به تهیه می باشند.با وجود این روش شناسی پروژه مدیریت کنونی روی مدیریت اجزا تحمیلی در فرآیند اجرا ،بیشتر از مدیریت اشیایی که با کاربرد محصول پروژه در آینده و در زمان بعد از تکمیل پروژه اتفاق می افتد، تمرکز دارد. مرجع ۲ توضییح می دهد که فاکتورهای تاریخی و پیش زمینه ممکن است به عنوان دلایلی برای داده های قدیمی تر بکار رود و مشخص می کند که چرا مدیران پروژه ممکن است تمرکز ویژه ای روی فاکتور زمان داشته باشند.بطور مشابه موریس بررسی می کند مدیریت تجاری پروژه بر اساس زمان ،بودجه و شرایط بررسی می گردد، بطوریکه این مدیریت به اندازه کافی روی بهینه کردن پتانسیل ها ،قابلیت ها و سودهای تجاری پروژه متمرکز نمی شود.
تعریف مدیریت محصول نهایی پروژه که تنها مورد با ارزش در فاز مطالعاتی اخیر می باشد در مطالعات اخیر جعفری و جردنگر نیز مورد حمایت قرار گرفته است . هردو نویسنده مدیریت پروژه  را توسط پارامترهای تجاری زمان ،هزینه و میدان بررسی نموده اند.همانطور که ماهم به مدیریت تولید پروژه علاقه داریم بهتراست بدانیم که مدیریت پروژه ای که توضیح داده شد با تعریف ما کاملا مطابقت دارد یعنی همان مدیریت میدان پروژه .
همانطور که تعریف شد بطور کلی در مقالات مدیریت پروژه نباید فقط بر فرآیند های مدیریتی که با خصوصیات محصول پروژه مرتبط است متمرکز شد .مفاهیم میدان محصول پروژه و میدان کار باهم ترکیب می شوند به عنوان مثال استاندارد PMBOK  و ISO 10006 دو مفهوم اساسی مدیریت میدان پروژه و ساختار شکست کاررا در ادامه حالات تعریف کرده است. مدیریت میدان پروژه زیر مجموعه ای از مدیریت پروژه است که فرآیند لازم برای اطمینان از اینکه پروژه شامل تمام موارد مورد نیاز است را شامل می باشد . ساختار شکست کار یک گروه بندی اقلام قابل تحویل از عناصر پروژه است که میدان پروژه را تعریف و سازماندهی می کند. نتیجه این است که مدیریت محصول پروژه نتیجه گراست و حقایق کار منابع پروژه در تعاریف اشنا و پذیرفته شده بالا بخوبی ترکیب شده است با این حال مدیریت صرف محصول پروژه با قابلیت های آن نباید باعث شود که از موضوعات دیگر جدا شود بطوریکه نه دارای مفهوم باشد و نه در برنامه های کاربردی وتجربی وارد شود. بنابراین این مقاله یک محصول کاربردی پروژه را به عنوان زیرمجموعه ای از مدیریت میدان پروژه کنونی اقتباس نموده است بنابراین میدان در اینجا تعریف شده است بعنوان:
میدان عبارت است از مجموعه محصولات و خدمات ایجاد شده در پروژه .
عبارت محصول پروژه به عنوان مترادف به میدان استفاده می شود.میدان با هدف یا سود پروژه مرتبط است که شامل جنبه های ۱- کیفیت محصول پروژه و۲- اجرا،عملکرد و مشخصات فنی محصول پروژه، می باشد.
از مفاهیم تعریف میدان که در بالا اشاره شد میتوان دریافت که مدیریت میدان پروژه باید روی انجام نیازهای شخصی مشتری پروژه متمرکز شود.
ابزارهای مرتبط شامل ایجاد نمونه کاربردی است که بر روی سیستم TTیا شبیه سازی کاربردی محصول پروژه ارائه می شود.
۳- فازها در پیاده سازی چرخه حیات پروژه :
یک ساختار واقعی چرخه حیات پروژه شامل فازهای بررسی امکان سنجی ،برنامه ریزی، طراحی، اجرا،انتقال و راه اندازی دراستاندار مدیریت پروژه ارائه شده است.فازهای سرمایه گذاری پروژه شامل آماده سازی ،اجرا و عملیات می باشد در حالیکه فازهاییکه به اقلام قابل تحویل پروژه مربوط می شوند فروش،بازاریابی و خدمات پس از فروش می باشند .
یک نمونه کلی  چرخه حیات پروژه ساختار ترسیمی یک پروژه تولیدی است در شکل یک اورده شده است. به هرحال تمرکز صرف بر روی اجرای پروژه ،فهم اینکه کاربرد تکنیکی و عملیاتی اقلامی که در انتها ی پروژه به مشتری تحویل داده می شود به عنوان پارامتر مهمی است که منجر به سود سرمایه گذاری می شود، را ممکن می سازد.شکل یک سطوح مختلف مدیریت را که در شکل بصورت لوله مانندی ترسیم شده است را شرح می دهد .سطوح به سه دسته عملیاتی،تاکتیکی و استراتژیک تقسیم شده است. ترنر و پاین عبارت عملیاتی ،استراتژیک و تاتکیکی را بعنوان سطوح مورد استفاده در مدیریت پروژه بعنوان یک مفهوم تاحدودی متفاوت بکار برده اند .
دیدگاه استراتژیک برتمام فعالیتها در چرخه حیات سرمایه از دیدگاه مشتری احاطه دارد. در سطوح عملیاتی و تاکتیکی دیدگاه فقط بر روی اجرای پروژه محد ود شده است.پذیرفتن دیدگاه استراتژیک محصول پروژه در فاز اجرا دارای اهمیت می باشد این حالت نیاز دارد که عملیات محصول پروژه با خصوصیات عملیاتی و عملکردی خود قابل مشاهده باشد.مدلهای شبیه سازی این قبیل مشاهدات ، دیدگاه استراتژیک بوسیله شبیه سازی که در طول اجرا اقتباس شده است و در شکل دو نشان داده شده است را ممکن می سازد.شکل دو بر اهمیت تمرکز روی عملکرد واجرای محصول پروژه در طول اجرای پروژه تاکید دارد.به هر حال زمان اجرا ممکن است چند ماه یا حتی سالها طول بکشد .فازهای عملیاتی ممکن است ده ،بیست یا حتی سی سال یا بیشتر طول بکشد.کاربرد چرخه حیات هزینه میتواند بعنوان یک ابزار مهم اتخاذ دیدگاه استراتژیک در سطح پروژه در نظر گرفته شود .سرمایه گذاری در جنبه های چرخه حیات محصول ازدیدگاه مشتری نهایی بوسیله آرتو پیشنهاد شده است با مفهومی که محصول یا منبع پروژه را با نظرات مشتری منطبق باشد و مدل چرخه حیات هزینه که مشتری نهایی به پروژه تحمیل می کند.
بازتاب محاسبات اقتصادی چرخه حیات هزینه پروژه یا سرمایه گذار با محصول پروژه دارای اهمیت می باشند اگر چه مدیریت هزینه پروژه عموما فقط با هزینه منابع مورد نیاز برای تکمیل فعالیت ها مرتبط است اما باید اثر تصمیمات در طول پروژه روی هزینه محصول پروژه مشاهده شود . بعنوان مثال کاهش تلاش در فاز طراحی ممکن است روی هزینه پروژه بصورت تصاعدی و افزایشی در عملکرد مشتری نشان داده شود.اشکال آنالیز چرخه حیات سرمایه و چرخه حیات هزینه توسط گریس ،اسمیت و سایرین مطرح شده است. مفاهیم سرمایه گذاری چرخه حیات محصول پروژه می توانست از بحث های گسترده اهمیت جهت یابی مشتری و رضایت مندی مشتری در مدیریت پروژه منتج شده باشد.

 
شکل۲٫  دیدگاه استراتژیک در مدیریت میدان پروژه برطبق شبیه سازی محصول پروژه
۴- شبیه سازی رویدادهای گسسته بعنوان ابزاری برای مدیریت میدان پروژه :
شبیه سازی کامپیوتری شیوه جدیدی نیست. شبیه سازی در طراحی سیستم های مهندسی از قبل استفاده شده است. در مدیریت پروژه ،شبیه سازی می تواند در مشابه سازی محصول پروژه یا اجرای عملیات بصورت شمایی از زمان ،هزینه و پارامترهای دیگر استفاده شود. بعلاوه تعدادی از کاربردهای شبیه سازی در مدیریت میدان پروژه به اموزش و شناخت مدیریت پروژه وابسته است.تغییراتی وجود دارد که کاربردهای وسیعی دارند و با افزایش ظرفیت محاسبات ایجاد می شوند که تجسم را بخوبی پکیجهای نرم افزاری شبیه سازی قادر ساخته است که حتی با هزینه قابل توجه کمتر از شبیه سازی استفاده شود.تیلور کسی است که شبیه سازی را باعنوان (تکنیک های عددی جهت آزمایشهای هدایتی روی کامپیوتر)تعریف نمود که مستلزم انواع معینی از مدلهای ریاضیاتی و منطقی می باشد که رفتار یک سیستم را فراتر از دوره های زمانی تعیین شده حال حاضر شرح می دهد.در این مقاله بحث به شبیه سازی رویدادهای گسسته محدود شده است . در شبیه سازی مجزا متغیرهای حالت بطور آنی بصورت نقاط مستقل از زمان تغییر می کنند.
 دو مدل زمان پیوسته مورد استفاده در مدلسازی فرآیند و شبیه سازی های پایای منت کارلو در محاسبات ریسک پروژه بکار می رود . بنابه گفته برساکس،فایده اصلی شبیه سازی رویدادهای گسسته  ، پیوستن اثر زمان و ارزیابی اجرا می باشد. گزارشهای فراوانی مربوط به کاربرد شبیه سازی رویدادهای گسسته  در مدیریت پروژه وجود دارد. لاک توضیح می دهد که چطور سیستم انتقال فرودگاه هنگ کنگ در مورد پروژه فرودگاه جدید شبیه سازی شده بود. جهت ارزیابی آینده سیستم قبل از طراحی نهایی و آغاز عملیات ساخت . وظایف عملیات سیستم تحت شرایط منطبق با مقیاس عملیات تا ده سال آینده ارزیابی می گردد این مدل جهت آموزش داخل سازمان و همینطور یک ابزار روابط عمومی استفاده می شود. فرهادی کاربرد شبیه سازی در طراحی یک سیستم اتوماتیک بررسی و اداره مواد را گزارش نموده است .
مدل جهت کشف گلوگاه احتمالی در سیستم های پیشنهادی و پیدانمودن تغییرات جهت تعیین مشخصات طراحی میباشد. مارمون گزارش می دهد که چگونه شبیه سازی جهت مطالعه امکان سنجی یک محصول جدید بکار می رود. بوسیله مدل شبیه سازی ،فرآیند های جدید قابل توجیه و اجرا می توانند باشند . ارزیابی آینده این مدل در تخمین اثر تغییرات در مجموعه محصول روی رفتار سیستم بکار می رود. کوهان نیومی گزارش میدهد که شبیه سازی در پروژه یک کارخانه جدید تولید کننده نیمه هادیها که سازنده سنسور های شتاب دهنده است اجرا شده است. مدل شبیه سازی در کل پروژه استفاده شده است. در طول دهه گذشته شبیه سازی رویدادهای گسسته  نقش مهمی در طراحی مهندسی داشته است .فرمر از سال ۱۹۸۹ راهنمای خریدار و نشریات مخصوص نرم افزار شبیه سازی را برای شبیه سازی رویدادهای گسسته  منتشر کرده است. با وجود کمبودها ،تصورات و تحقیقات روی شبیه سازی رویدادهای گسسته  باید در چارچوب مدیریت پروژه جهت تعریف پروژه ، مدیریت محصول پروژه و مدیریت چرخه حیات سرمایه وجود داشته باشند. این حالت توسط روشهایی می باشد که اجازه ی ملاحظات پویایی از عملیات محصول پروژه را در ارتباط با محیط عملیاتی میسر می سازد. 
۵- نقش شبیه سازی رویدادهای گسسته  در رابطه با عناصر پروژه و مدیریت پروژه :  
جدول شماره یک ابزارهای کلی موثر اینده نگرانه را نشان می دهد که یک مدیریت پیشبرانه اهداف مربوطه را اختصاص می دهد.مفهوم میدان،بطور گسترده ای بعنوان هسته اهداف معرفی شده که محصولات پروژه را با مشخصات اجرایی و عملکرد ی شامل می شود. ابزار مدیریت عملکرد محصول پروژه ،شبیه سازی رویدادهای گسسته  می باشد. همچنین هزینه چرخه حیات اغلب جهت پشتیبانی تصمیمات مربوط به میدان و عملکرد بکار می رود.
 
جدول۱٫ ابزار مدیریت پیشبرانه
۶- مثالهای موردی:
چهارنمونه تجاری شبیه سازی رویدادهای گسسته  به مکان در مدیریت میدان پروژه در سراسر عملیات اجزای پروژه  معرفی شده است.
مثال ۶-۱ قسمت تهیه خمیر شکلات :نمونه یک فرآیند تولید و پارامترهای تولیدی قسمت تهیه خمیر شکلات را نشان میدهد. خمیر شکلات توسط شش خط تولیدی به مصرف شرکتهای داخلی میرسد یا اینکه به مصرف کننده های خارجی فروخته میشود. در ارتباط با تهدید محصولات و افزایش تقاضا و شبیه سازی، پارامترهای مختلف در قسمت تهیه خمیر شکلات بکار برده شده است 
. آنالیز این مورد که چقدر لازم است ظرفیت را بالا ببریم که در آینده بتوانیم ۲۰ درصد تولید بیشتر نسبت به تقاضای مشتری داشته باشیم .
. پیشنهاد افزایش ظرفیت با لوله کشی جدید که که همه خطوط را به جز ۲ خط را به همه تانک های شکلات متصل خواهد کرد .
خمیر شکلات در سه مرحله فرایندی تولید می شود . مخلوط کردن اجزای سازنده ،غلطک دهی و یک مرحله فرایندی . سپس خمیرها هر کدام در تانکهای اختصاصی خود یا در ظروف نگهداری ذخیره می شوند . جهت مصرف بیشتر در فرایند تولید بکار می روندو یا توسط سیستم لاین کشی که نصب شده است محصولاتی که در تانکها ذخیره شده جهت مصرف  به بیرون برای مشتریان فرستاده می شوند. نمودار شرکت تولید شکلات در شکل ۳ نشان داده شده است. 
داده های مصرف بر اساس پیک مصرفی فصلی و ماهیانه سالهای قبل استوار است زیرا داده خاصی روی لول واقعی تانک ها وجود ندارد. متغیرهای اضافی شرایط اولیه تانک ها را شرح می دهند و متغیرهای مهمی که روی سیستم تاثیر می گذارند عبارتند از:ش
۱- مصرف(وضعیت فعلی در مقابل ۲۰%افزایش تولید)
۲- لاین کشی(وضعیت فعلی در مقابل سرمایه گذاری در لوله کشی)
۳- شرایط اولیه تانک قبل از دوره آزمایشی (تانک نیمه پر در برابر تانک پر)
یک طرح آزمایشی کامل با سه متغیر در هردو سطح اجرا شده بود.اجرای واحد خمیرسازی بطور اولیه با تحویل کمبودها و درجه دو جهت نشان دادن پتانسیل هرکمبود توسط ظرفیت بهره برداری غلتک و خط تولید اندازه گیری شده بود. جدول دو خلاصه نتایج آزمایشات را نشان می دهد.ردیف نخست نتایج میانگین کلی را نشان میدهد . بر اساس یکی از میانگین ها خطوط تولید در بخش خمیر شکلات کاملا استفاده نمی شدند و غلتک بیشتر از خط تولید مورد استفاده قرار می گر فت .ردیفهای پایین تر از میانگین نتایج را زمانی که متاثر از هر متغیر می باشد را نشان می دهد.
شبیه سازی نشان میدهد افزایش مصرف خمیر شکلات میتواند ظرفیت موجود را تحت تاثیر قراردهد. خروجی سیستم کاملا توسط مصرف و نه ظرفیت تولید محدود شده است .اگر مصرف افزایش یابد گلوگاه اولیه ظرفیت خط تولید نخواهد بود و غلتک می باشد . سرمایه لاین کشی تولید را در ازای مخلوط خمیر مورد استفاده افزایش نمی دهد. علت ان این است که غلتک یک گلوگاه است و لاین کشی فقط زمانی را که قطعات باید برای رسیدن به غلتک منتظر بمانند افزایش میدهد. این حالت به شرکت نشان میدهدکه گلوگاه آن غلتک است و خط تولید نیست.همچنین نشان میدهد که پیش بینی افزایش مصرف میتواند بدون افزایش ظرفیت ایجاد شود، حدود ECU  500000 صرفه جویی در سرمایه غلتک
 
شکل۳-مدل واحد خمیر شکلات 
 
شکل۴٫ فضای بالابر مدل              جدول. میانگینهای کلی و عوامل موثر بر قیاسهای اجرا
مثال ۶-۲ :تعریف یک سیستم اداره مواد
مثال ۲ مطالعه یک پروژه سرمایه گذاری تولید کننده عمده نوشابه در شمال اروپا می باشد در طول سالهای ۱۹۹۸-۱۹۹۲ تولید کننده خطوط تولید خود را از ۷ به ۳ کاهش داد.تولید کننده نوشابه بطور مداوم دنبال راهی برای توسعه عملیاتش می گشت مدل شبیه سازی در سال ۱۹۹۸ مطالعات یک زیر سیستم با امکانات جدید مورد نظر را آغاز کرد بنام سیستم اداره مواد
در طول دوره سرمایه گذاری پروژه چند مطالعه شبیه سازی دیگر که وظایف متفاوتی را در امکانات عنوان می نمود انجام شد. شبیه سازی جهت کمک اولیه به فاز اولیه مهندسی پروژه ای با ۱۲ ماه زمان اجرا بکار رفته است طول چرخه حیات سیستم اداره مواد ۱۰ سال برنامه ریزی و تخمین زده شده است. موضوعات مورد مطالعه جهت تعریف ظرفیت انتقال مورد نیاز و جهت توسعه لاجیک کنترل برای سیستم اداره مواد شرح داده شد.
بلوک های مختلف جایگزین های لاجیکی را که ارزیابی می شوند را جایابی و لود می کنند . نخستین مرحله برای شبیه سازی ،سیستم آنالیز شده توسط یک مدل پایه CADکمکی می باشد .آنالیز ازمایشی نشان میدهد که میدان پیشنهادی توسط تامین کننده جهت سیستم اداره مواد ممکن است شامل ظرفیتهای اضافی و غیر ضروری باشد. هدف سرمایه گذاری ایجاد یک ساختار چند طبقه که همه مواد روی صفحات پهنی حرکت می کنند و توسط تجهیزات اتوماتیک ثابت کنترل می شوند. باتوجه به طرح اینجا یک سیستم مونوریل روی هر طبقه مطرح است. مونوریل ها به بالابرها توسط حامل هایی مرتبط می شوند .فضای یک نوع بالابر در شکل ۴ نشان داده شده است مدل شبیه سازی روی بلوکهای جایگذاری شده در تصاویر CADساخته شده است.تامین کننده سیستم چرخه زمان را بخوبی ساختار اولیه سیستم های مونوریل نقاله ها و بالابرها برای مدلسازی شبیه سازی آماده میکند. جدول تولید هفتگی توسط تولید کننده توسعه یافت .کاربرد شبیه سازی تعریف واضح نقش ها را برای لاجیک کنترل چرخهای مونوریل و بالابر ارائه کرده است.نقش ها زمانی بکار می روند که صفحات به سیستم واردشوند .
بخش عمده لاجیک کنترل شامل نقش ها جهت واگذاری کار و اولویت بندی کارها می باشد.همچنان که یک آنالیز تجربی نشان میدهد که بالابرها یک گلوگاه احتمالی رادر سیستم ایجاد می کند.بکارگیری بالابرها به عنوان معیارسنجش عملکرد انتخاب شد. شبیه سازی به بدترین حالت اجرا و ساخته شد که :
-فقدان فرآیند هماهنگ منجر به حرکات غیر ضروری در صفحات می شود. همه صفحات که از طبقه بندی بطریها می ایند بجای تعدادی که مستقیما در تولید استفاده می شوند به انبار فرستاده می شود. 
-حداکثر تولید و بیشترین درامد در پروژه  پر کردن مجدد بطریهای خالی است که در یک زمان اتفاق می افتد. دو طرح جایگزین و لاجیک بارگذاری بالابر ایجاد شد . در طرح یک فرآیند طبقه بندی بطری روی طبقه تولید کمترمکان یابی شد.روی همان طرفی که سیستم مونوریل به بالابرها مرتبط است.در طرح دو طبقه بندی بطری در همان طبقه با تولید جایابی گردید. در طرح جایگزین جهت تخمین اثر مکان طبقه بندی بطریها روی بکارگیری بالابر ایجاد شدند. در لاجیک یک بارگذاری بالابر ،هر صفحه بطور جداگانه بارگذاری شد ،در حالیکه در لاجیک دو بارگذاری بالابر ،دو صفحه در بالابر در زمان برابر بارگذاری شده بودند.برتری صرفه جویی در زمان لاجیک دو بدون آنالیز مشخص گردید ،اما سناریوهایی برای تخمین تفاوت ها ایجاد گردید نتایج شبیه سازی در جدول سه نشان میدهد که پیکربندی مدل اداره مواد جهت انجام انتقال آسان و مستقل لاجیک انتخابی بارگذاری و طرح کافی است . طرح دو بعلت استفاده کمتر از بالابرها انتخاب شد شرکت تخمین زد که با توجه به افزایش دقت مدل ارائه شده توسط شبیه سازی ازیک سرمایه گذاری غیرضروری در ظرفیت اداره مواد به مبلغ ۳۰۰۰۰۰ECU جلوگیری بعمل آمد این تفاوت میان میدان ابتدا توسط تامین کننده و بر مبنای شبیه سازی پیشنهاد شد. علاوه بر سودهای مستقیم ، نمایندگان نشان دادند که نمایش مدل سه بعدی حرکات مواد ، فهم اهداف سیستم در فاز اجرایی را افزایش می دهد . تولید کننده همچنین استفاده از مدل را مانند یک ابزار آموزشی برا ی کارمندان با هدف دادن شمایی از نحوه عملکرد سیستم در فاز عملیاتی برنامه ریزی می کند.
  • بازدید : 75 views
  • بدون نظر

دهه ۵۰میلادی،شخصی به نام «E.l DuPont de Nemours» باهمکاری نیروی دریایی امریکا یک کارمشترک مدیریت پروژه(باترکیب یک نموداربرنامه ریزی پروژه وجدول زمان بندی رایانه ای) رابه انجام رساندند.این دو کارخودرابا دو پروژه مجزا ودوتیم مستقل ولی باهدف یکسان آغازنمودند.هدف آنها بهینه نمودن برنامه ریزی،زمان بندی وهماهنگی پروژه هابود.هرچندنگرش آنها برپروژه ها شباهتی به یکدیگرنداشت ولی درنهایت به این جمع بندی رسیدندکه بایدنحوه برنامه ریزی وفنون زمان بندی خودرا به نحوی بهینه کنندتاازمنابع نیروی انسانی،مواد وابزارخود بتوانند بهترین استفاده راببرند.

سیستم DuPont،روش مسیربحرانی یاCPM نام گرفت.هدف این روش بهینه نمودن بازدهی، زمان بندی وهزینه های پروژه های مهندسی بود.با استفاده ازاین روش انجام پروژه هاتایک سوم وهزینه هانیزبه مقدارقابل توجهی کاهش یافت.درهمان هنگام،نیروی دریایی سیستمی رابرای برنامه ریزی وهماهنگی کارهای بیش از۳۰۰۰پیمانکاروشرکتهای طرف قراردادخودابداع نمود.این پیمانکاران وشرکتها مشغول تهیه وتولیدنوعی موشک زیردریایی مجهز به کلاهک اتمی به نامPolarisبودند.سیستم ابداعی ایشان فن بازنگری وارزشیابی برنامه یاPERTنام گرفت.بکارگیری این سیستم تولیدموشک فوق را۲سال جلو انداخت.

دانلودفایل پایان نامه مدیریت پروژه

  • بازدید : 66 views
  • بدون نظر
این فایل در قالبpdf تهیه شده وشامل موارد زیر است:

با سلام گرم خدمت تمام دانشجویان عزیز و گرامی . در این پست دانلود پروژه و پایان نامه کارشناسی ارشد رشته مدیریت  سیستم وبهره وری  ارائه مدلی بر اساس UML برای روش زنجیره بحرانی در کنترل و مدیریت پروژه را دراختیار شما عزیزان قرار داده ایم  . این پروژه پایان نامه در قالب ۱۴۱صفحه به زبان فارسی میباشد . فرمت پایان نامه به صورت ورد pdfقابل ویرایش هست و قیمت پایان نامه نیز درمقایسه با فروشگاههای دیگر بسیار با قیمت مناسب در اختیار شما قرار میگیرد

از این پروژه پایان نامه آماده میتوانید در نگارش متن پایان نامه خودتون استفاده کرده و یک پایان نامه خوب رو تحویل استاد دهید 
فهرست مطالب

مقدمه

روش تحقیق

فلسفه تحقیق

هدف تحقیق

مشی تحقیق

UML چیست؟

زیرساختهای UML

تئوری محدودیت ها

اعمال تئوری محدودیت ها در کنترل پروژه

قدمهای تئوری محدودیت ها در کنترل پروژه

تضاد پایه ای

مدل UML

مدل سازی

ساختار داده پروژه ها

نگاه شی گرا به پروژه

پروژه

زنجیر

بافر

منبع

کاربر

کارمند

زمان بندی

ورود اطلاعات

زمانبندی مداوم یا یکباره

رفتار با بافرها در زمان بندی

روش زمان بندی

تعیین زنجیره بحرانی

تعیین زنجیره های فرعی

تعیین اندازه بافر

روش CUT و PAST

روش جذر مربعات

روشهای وفقی

مقایسه روش های تعیین اندازه بافر

روش پیشنهادی برای تعیین اندازه بافر

کنترل

معماری کلی

روش پیشنهادی برای سیستم کنترل

معماری سه لایه نرم افزاری

نمودارها

نتیجه گیری

تحقیقات آتی

چکیده:

این پایان نامه با مروری دقیق و گسترده بر ادبیات روش زنجیرهی بحرانی در سیستم کنترل پروژه سعی در ارائهی مدلی بر اساس UML برای آن داشته است تا از سویی پایه ای برای ایجاد یک نرمافزار فراهم گردد و از سویی دیگر کاستیهایی که در این متدولوژی وجود دارد مشخص گردد تا بتواند مورد بررسی و تحقیقات آینده قرار گیرد. مطالعهی ادبیات به
ادبیات زنجیرهی بحرانی بسنده نکرده و در تمام تئوریهای حواشی این متدولوژی ادامه یافته است. این تئوریها از سویی به ریاضیات پیچیدهای مانند حل RCPSP و از سویی دیگر به تئوریهای مدیریتی دمینگ و نظریهی محدودیتها میرسد.
حاصل بررسیهای به عمل آمده مشخص ساخت که به لحاظ عملی نقاط ضعفی در این سیستم وجود دارد، که میتوان به چگونگی تعیین اندارهی بافر، نحوهی زمانبندی سیستم در طول اجرای پروژه و الگوریتم زمانبندی اشاره کرد پس از انجام این مطالعات مدل UML برای این متدولوژی توسعه یافت.. هر بخش بسته به زمینه و پیچیدگیهای خود در درجات مختلف مبسوط و رسم گردیده است و در مورد گزینههای مختلف اجرا نیز توضیحاتی داده شده است. حاصل این تحقیق مدل UML ای برای دو بخش زمانبندی و کنترل است. این مدلها از دیاگرامهای اولیه که از دیدگاه کاربر سیستم را نمایش میدهند شروع و تا نمودارهای استاتیک و دینامیک سیستم پیش میروند. در برخی مواقع الگوریتمهایی برای پیادهسازی نمودار ها نیز ارائه شده است.به این ترتیب این پایان نامه از سویی یک راهنمای پراتیک را در اختیار قرار میدهد تا بتوان با پیروی از آن به پیادهسازی این روش چه با استفاده از رایانه و چه به صورت دستی  اقدام کرد، و از سویی دیگر یک تصویر غنی ۱ از این متدولوژی ارائه میکند تا بتوان به صورت شفاف آن را مطالعه و مورد بررسی قرار داده کاستیهایی آن را مشاهده و بتوان در رفع آنها اقدام کرد.

  • بازدید : 66 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

گستره دانش مدیریت پروژه (PMBOK) عبارتی جامع و فراگیر می باشد که به توصیف مجموعه دانش های درگیر در حرفه مدیریت پروژه می پردازد. همچون دیگر حرفه ها نظیر حقوق، پزشکی و حسابداری، وظیفه بکارگیری و پیشبرد گستره این دانش بر عهده دست اندرکاران این حرفه و اقشار دانشگاهی است. گستره دانش مدیریت پروژه دربردارنده شیوه های سنتی قابت شده ای است که به صورت فراگیر به کار گرفته شده و همچنین شامل علوم ابتکاری و شیوه های پیشرفته ای می باشد که پیش از این، دامنه استفاده از آنها محدودتر به نظر می رسیده و اطلاعات منتشر شده و غیر منتشره در این زمینه را در برمی گیرد.
مدیریت پروژه یک حرفه نو ظهور است. همیشه تیم مدیریت پروژه مسئول مشخص سازی این نکته می باشد که در هر پروژه معین چه مواردی برای آن مناسب بوده و با آن در تناسب می باشد.
مدیریت پروژه یک حرفه نسبتاً جوان است.
مدیریت پروژه چیست؟
مدیریت پروژه به کار بستن دانش ها، مهارت ها، ابزارها و تکنیک های مرتبط با        فعالیت های یک پروژه در جهت رسیدن به نیازهای آن می باشد. با بهره گیری از موارد فوق الذکر در خلال مراحلی همچون «مرحله آغازین»، «برنامه ریزی»، «اجرا»، «کنترل» و «اختتامیه (مرحله پایانی)»، فرایند مدیریت پروژه صورت می پذیرد. تیم پروژه به مدیریت کارهای پروژه پرداخته و این کارها عموماً شامل موارد ذیل است :
مدیریت تقاضاهای متناقض مرتبط با محدوده طرح، مدت زمان اجرا، هزینه اجرا، ریسک طرح و کیفیت آن.
مدیریت سهام داران با مجموعه انتظارات و احتیاجات متفاوت.
مدیریت ملزومات شناسائی شده طرح.
این نکته، بسیار حائز اهمیت است که تعداد زیادی از فرایندها در مدیریت پروژه طبیعتاً تکرارپذیرند. تا حدودی می توان شرح قدم به قدم جزئیات پیشرونده یک طرح را نیز به واسطه ماهیت و لزوم آن در تمام طول چرخه حیات پروژه، در زمره این دسته از فرایندها به شمار آورد. به عبارت دیگر هرچه بیشتر در مورد پروژه خود بدانید، بهتر می توانید آن را مدیریت نمائید.
گاهاً (حتی) برای بیان رویه سازمانی مدیریت کارهای مستمر یک سازمان اجرائی از اصطلاح «مدیریت پروژه» استفاده می گردد ؛ (اما) صحیح تر آن است که این شیوه مدیریتی را «مدیریت پروژه ای» بنامیم، چراکه در این شیوه، با بسیاری از جنبه های مختلف این قبلی کارها، برخوردی همچون یک پروژه به عمل می آید تا تکنیک های مدیریت پروژه را در مورد آنها بکار بندند.
رابطه با دیگر جنبه های (دانش) مدیریت 
(Relationship to Other Management Disciplines) 
اغلب مهارت های مورد نیاز به جهت مدیریت پروژه ها منحصراً به (دانش) مدیریت پروژه تعلق دارند. (به عنوان مثال روش تجزیه و تحلیل مسیر بحرانی و یا ساختار شکست کار (WBS). به هر صورت، PMBOK سایر موضوعات و جنبه های مدیریتی (مورد نیاز جهت مدیریت پروژه ها) را نیز پوشش می دهد. همانگونه که در شکل ۱-۲ این مطلب به وضوح نشان داده شده است.
«مدیریت عمومی» دربردارنده مباحثی چون برنامه ریزی، سازماندهی، کارگزینی، اجرا و کنترل کلیه عملیات های یک موسسه فعال می باشد. PMBOK بسیاری از جنبه ها و زمینه های «مدیریت عمومی» را تعدیل نموده و یا تحت پوشش خود قرار می دهد؛  مواردی همچون رفتار سازمانی، پیش بینی های مالی و تکنیک های برنامه ریزی که عناوین مذکور تنها اسامی تعداد اندکی از آنهاست.
زمینه دانش مدیریت پروژه
مدیریت یکپارچگی پروژه (Project Integration Management)
مدیریت یکپارچگی پروژه، دربردارنده فرایندهای مورد نیاز، جهت تضمین هماهنگی و یکپارچگی میان اجزاء مختلف یک پروژه به نحو مناسب بوده و همچنین، مبحث یکپارچگی، با هدف برآورده سازی مجموعه انتظارات و نیازمندیهای سهامداران ( و یا فراتر روی از آنها) به ایجاد تبادل و توازن میان اهداف و گزینه های متعارض پروژه       می پردازد. امکان یکپارچه سازی و منسجم نمودن کلیه فرآیندهای مدیریت پروژه، مقدمتاً به واسطه انسجام فرآیندهای مشروح در این بخش فراهم می آید.
ایجاد برنامه پروژه (Project Plan Development) ؛ به جمع آوری نتایج سایر فرآیندهای برنامه ریزی پرداخته و آنها را در قالب یک مستند یکپارچه و منسجم، در کنار یکدیگر قرار می دهد.
اجرای برنامه پروژهExecution) ؛ (Project Plan به انجام برنامه  پروژه از طریق فعالیت های موجود در آن می پردازد.
کنترل تغییر یکپاچه ( Integrated Change Control ) ؛ هماهنگ نمودن تغییرات در طول کل پروژه می پردازد.
فرآیندهای فوق الذکر، با یکدیگر و نیز با سایر فرآیندهای موجود در زمینه های دیگر دانش مدیریت پروژه در تعامل می باشند. هر فرآیند، بر حسب نیازمندیهای پروژه، ممکن است تلاش یک فرد، تعداد بیشتری از افراد و یا گروه ها را متوجه خود نماید. عموماً هر یک از این فرآیندها، حداقل یکبار در هر فاز پروژه به اجرا درمی آیند.
 وقتی نیازمند انجام یک برآورد هزینه ای، برای یک برنامه احتیاطی هستیم و یا در تعیین و شناسایی ریسک های درگیر با گزینه های مختلف مبحث کارگزینی، الزامی وجود داشته باشد، مدیریت یکپارچگی پروژه، وارد معرکه می گردد. به هر صورت، برای تکمیل موفق یک پروژه لازم است تا فرآیند یکپارچه سازی در تعدادی دیگر از زمینه های پروژه نیز، به اجرا درآید. به عنوان نمونه :
*کارهای هر پروژه، همواره می بایست، با فعالیت های مستمر و پیشرونده سازمان اجرایی درگیر آن یکپارچه و هماهنگ گردد.
* «محدوده پروژه» و «محدوده محصول» نیز می بایست یکپارچه و منسجم گردند.
از جمله تکنیک های مورد استفاده جهت یکپارچه سازی فرآیندهای مختلف هر پروژه و همچنین سنجش میزان کارایی آن به هنگام پیشرفت، از لحظه شروع تا پایان، تکنیک مدیریت ارزش حاصله ( Earned Value Management) می باشد.
نرم افزار مدیریت پروژه نیز ابزاری است، که به فرآیند یکپارچه سازی، در خلال یک پروژه کمک می نماید و همچنین ممکن است، کلیه فرآیندهای مدیریت پروژه را به یکدیگر پیوند دهد.
روش حصول سیستمی در مدیریت پروژه
مدیران بایستی تعداد زیادی از متغیرهای مرتبط به هم را در کارشان به حساب آورند. مدیریت پروژه، معرف یک سیستم است. یک پروژه در داخل سیستم یک شرکت کار می کند؛ لیکن هم پروژه و هم شرکت هر دو در داخل یک سیستم پیچیده ای به نام «صنعت» فعالیت می نمایند. سیستم همان گونه که در «فرهنگ لغت آکسفورد» تعریف شده عبارت است از : « مجموعه ای از اشیاء سرهم (مونتاژ) شده، متصل، و یا وابسته به هم، با این فرض که یک واحد پیچیده را تشکیل دهند». درواقع «یک مجموعه متشکل از قسمت ها و قطعات منظم بر اساس یک برنامه و یا مونتاژ کامل حقایق، اصول، دکترینها و غیره، در محدوده یک دانش خاص و یا یک تفکر مشخص را سیستم می نامیم ».
علاوه بر تعریف کلی سیستم به شکل فوق، مفاهیم اساسی نظریه سیستم به طور خلاصه به شرح زیر می باشند : 
۱٫یک سیستم مانند یک موسسه بیش از جمع قسمت های مختلف آن است؛ یعنی باید به مثابه یک کل نگریسته شود.
۲٫سیستم می تواند باز یا بسته باشد. سیستم وقتی «باز» است که اطلاعات، انرژی یا مواد را با محیطش مبادله نماید؛ مانند آنچه در بیولوژی عمل می شود (مانند انسان یا حیوان)، و یاآنچه در علوم اجتماعی عمل می شود (مانند شرکت)، و حالت عکس آن را سیستم بسته می نامیم.
۳٫برای آنکه سیستمی به مثابه یک «سیستم» تلقی شود، باید «مرزهایی» داشته باشدکه آن را از محیط خویش متمایز نماید.
۴٫اگر سیستم باز بخواهد حیات یابد، باید خوراک کافی برای ادامه حیاتش را از محیط پیرامون خویش جذب کند.
۵٫اگر سیستم خواهد تعادل پویا برقرار کند، بایستی دارای بازخورد باشد؛ اطلاعاتی که حداقل به ما بگوید که سیستم در خطر نابودی است یا خیر؟
۶٫به استثنای کل هستی، تمامی سیستم ها، سیستم های «فرعی» از یک سیستم کلی اند.
۷٫سیستم های باز و سیستم های اجتماعی به طور  خاص، تمایل به «تنوع» دارند.
۸٫نظریه های سیستم تأکید بر این دارند که سیستم های باز می توانند نتایج مطلوب (ایستا یا پویا) را – در راه های مختلف – از طریق خاصی که به نام «هم پایانی» معروف است، به دست آورند. باید دانست که همواره یک راه حل به مثابه بهترین راه حل، برای همه حالات وجود ندارد.
روش حصول از طریق سیستم در مدیریت عملی یک پروژه : 
بدیهی است که هیچ پروژه ای در خلأ وجود ندارد؛ برعکس هر پروژه با محیط خارجی خود مرتبط است. چراکه پروژه، مواد و عوامل تولید را دریافت می نماید، آنها را تغییر شکل می دهد و سپس محصول نهایی را به محیط تحویل می دهد (نمودار ۱-۱).
(بازخورد)
نیرو دادن به سیستم
نمودار ۱-۱ مدل ورود و خروج عوامل
ورودی های پروژه از محیط خارجی – همان گونه که در نمودار بالا نشان داده شده است – شامل نیروی انسانی، سرمایه، مهارت های مدیریت، دانش و مهارت های فنی است. به علاوه گروه های زیادی برای پروژه ایجاد تقاضا می نمایند و بسیاری از این تقاضاها گاهی یکسان و در یک جهت و هماهنگ نیست. وظیفه مدیریت، تلفیق این تقاضاها و اهداف است. مثلاً تقاضای کارکنان برای افزایش دستمزد، سود بیشتر و امنیت شغلی بالاتر.
وظایف مدیران پروژه و ویژگی های آنان
بیان موضوع
سرپرست یک پروژه، یک مدیر میانی است که بین مدیران رده های بالاتر و کارکنان تحت سرپرستی قرار داشته و بایستی نماینده هر دو گروه باشد و در چالش های ایجاد شده بین این دو گروه و یا بروز اختلاف نظر بین آنان، این مدیر پروژه است که بایستی قادر به حل این مسائل باشد تا بتواند با ایجاد هماهنگی و همگرایی به بهره وری اجرای پروژه کمک نماید و این وظیفه ای بس دشوار در فراگرد مدیریت پروژه است ؛ لذا بایستی، اولا: وظایف خود را به مثابه یک مدیر بداند؛ ثانیا : مهارت ها و دانش های لازم را در این مورد کسب نماید.
وظایف مدیران پروژه 
با هر دیدگاهی (اعم از دید کلاسیک، رفتاری و یا سیستمی – اقتضایی) که به مدیریت نگریسته شود، این جمع بندی حاصل می شود که مدیران پروژه با سه وظیفه مدیرتی مواجه هستند :
۱٫ مدیریت کار و سازمان پروژه
۲٫ مدیریت منابع انسانی پروژه
۳٫ مدیریت عملیات پروژه
مجرد از آنکه پروژه ها در چه نوع کاری درگیراند، مدیران با این سه وظیفه مواجه هستند. بنابراین قلمرو مدیریت، فراتر از حل مسائل و مشکلات رفتاری و فنی و فردی، و بیش از برنامه ریزی برای آینده پروژه است. برای آنکه فرد بیاموزد که مدیر باشد، نیازمند دستیابی به دانش و مهارت هایی است که به هر کدام از سه وظیفه فوق الذکر مرتبط است. لذا به طور مختصر به هر کدام از سه وظیفه فوق، اشاره می گردد.
مدیریت سازمان پروژه 
اعم از اینکه پروژه ها کوچک یا بزرگ، خصوصی یا عمومی باشند، مدیر این پروژه ها بایستی از اینکه کار پروژه تحقق یافته و کل پروژه اداره گردد، کسب اطمینان نماید.
مدیریت منابع انسانی پروژه
هرچند این یک شعر رایج در فرهنگ مدیریت است که مدیریت را انجام امور از طریق دیگران تعریف می نمایند – شاید مدعیان این شعار خواسته باشند تأکید بر انسان در مدیریت را مطرح نمایند – لیکن می توان گفت که این بیان خود نوعی ساده اندیشی و ساده نگری در مورد اهمیت وظیفه مدیریت در مورد اداره نیروی انسانی است.
اصولا پروژه ها مانند سازمان ها، واحد مکانیکی بی جان نیستند؛ هرچند عده ای نگران آنند که در موج سوم و دنیای الکترونیک، رایانه و آدمک های ماشینی، جای انسان را خواهند گرفت. این طرز تفکر باعث شده تا خود نوعی مقاومت طبیعی را در بین مردم به وجود آورد؛ لیکن اگر از دریچه دیگری بدان اندیشه شود، ملاحظه می گردد که منزلت تخصصی انسان در دنیای آینده و نیاز سازمان ها به انسان ها شدیدتر شده و نمی توان چه در حال حاضر و چه در آینده، سازمان بی انسان را تصور نمود. لذا، مدیران بایستی چگونگی انگیزش، رهبری و ارتباطات را بیاموزند و فهم و درک لازم در مورد روابط بین فردی و گروهی را به دست آورند.
مدیریت عملیات پروژه
طبیعتاً هر پروژه ای، کاری را انجام می دهد. بخشی از پروژه ها در رابطه با تولید اتومبیل، درمان بیماران، آموزش و حفظ امنیت جامعه و بخشی دیگر برای رسیدگی به مسائل مذهبی، فرهنگی و سیاسی شکل یافته اند. لذا فراگردی که به منظور تولید محصول پروژه به کار می رود، بایستی «مدیریت» گردد. منظور از مفهوم «عملیات» در این بحث، تأکید بر مسائل فنی مرتبط با پروژه است. درحقیقت وظیفه عملیات در یک پروژه به طور مشخص، شامل طراحی و عملیاتی کردن سیستمی از انسان، مواد اولیه، ابزار و تجهیزات، وجوه مالی و اطلاعات برای اجرای یک یا گروهی از پروژه است.
درواقع واژه عملیات در معنی وسیع تر خود، مترتب کلیه عملیات در هر پروژه اعم از پروژه تولیدی، خدماتی، دولتی، خصوصی و پروژه های انتفاعی و غیرانتفاعی است.

عتیقه زیرخاکی گنج