• بازدید : 41 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

شـناخت هـر چيزى از دو طريق ميسر است: اول از طريق شناخت اضداد آن از بـاب((تعرف الاشـيا بـاضدادها)) كـه ايـن نوع شناخت را در اصطلاح شناخت جدلى مى نامند. دوم شـناخت از طـريق علل و اسباب و ريشه هاى آن و اين نوع شناخت رااصـطلاحات شـناخت برهانى مى گويند كه بوعلى سينا اين نوع شناخت را بهترين نوع شناختها و شناخت تام معرفى كرده است چنان كه گفت:
و الـعلم التام فى باب التصديق ان يعلم الشى باسبابه و در اصطلاح فلاسفه رأج است كه : ذوات الاسباب لاتعرف الا باسبابها.
از آنـجا كـه هر حادثه و پديده اى داراى علل و عواملى است كه در پـيدايش آن نقش مستقيم يا غير مستقيم داشته و انقلاب اسلامى ايران نـيز از ايـن قانون مستثنى نيست اگر بخواهيم شناخت كامل و آگاهى صـحيحى از آن داشـته باشيم بايد علل و عواملآن را كه در پيدايش آن نـقش داشـته اند بـشناسيم زيـرا بـدون شناخت ريشه ها شناخت اصل انـقلاب ميسر نخواهد بود لذا ما در اين درس در صدد آنيم تا آنجا كـه فـرصت اجازه دهد در اطراف علل و ريشه ها آن بحث و بررسى كنيم هـر چـند كه علل وعوامل انقلاب بسيار بوده و ما را در اين مختصر فـرصت بـررسى هـمه آنـها نـيست لذابه برخى از آنها كه از اهميت بـيشترى بـرخوردار بـوده و دخـالت مـستقيم ترى درپـيدايش انـقلاب داشته اند مى پردازيم.
قبل از شروع در بحث تذكر دو نكته لازم است:
۱ – از آنجا كه اين مباحث و مطالب براى تدريس در دانشكده تنظيم گـرديده است باتوجه به وقت اندك و محدود بودن ساعات درسى در يك تـرم امـكان بـررسى گسترده و همه جانبه علل و عوامل انقلاب اسلامى ميسر نيست لذا به بخشى ازعلل آن هم بصورت اختصار پرداخته خواهد شد.
۲ – عـللى كـه مورد بررسى قرار مى گيرند اين چنين نيست كه همگان در يـك سـطح بوده و داراى نقش مساوى باشند بلكه بعضيها نقش عمده را ايـفا كرده و بعضى ديگر در آن حد از نقش و اثر نيستند و مردم جـامعه ما نيز به همه آن علل يكسان معتقد نبوده و بلكه ممكن است عـلتى بـراى عـده اى از آنچنان نقشى برخوردار بوده كه موجب طغيان آنـان مى شده ولى در نظر ديگرى چنان نبوده باشد ولى در مجموع اين عـلل و عوامل زمينه پيدايش اين انقلاب را فراهم نموده و مردم را عليه نظام حاكم شورانده است اينك بيان آن علل : 
۱ – مذهب 
در ايـران از اوأل قـرن اخـير ايدئولوژى و مكاتب گوناگون مطرح شـده و مـردم رابـسوى خود فرا مى خواندند و آنها عبارت بودند از ((نـاسيوناليسم)) تـحفه غـرب , و((ماركسيسم – لنينيسم)) ارمغان شـرق و ((اسـلام)) كـه از قـبل در ايـن سـرزمين وجودداشته است و مـبلغين هـر كـدام سـعى داشـته اند كـه با نشان دادن جامعه كمال مطلوب پيروان بيشترى را به خود جلب نمايند.
امـا آن دو مـكتب هر چند كه در ابتدا طرفدارانى پيدا كرده و با شـعارهاى پـر آب ورنگشان عده اى را در اطراف خود جمع كرده و حتى احزاب و گروههأى نيز تشكيل داده و تحت عنوان رهأى بشر از سلطه استعمارگران فعاليتهأى نيز داشته اند اما دراثر بروز جريانهايى در جهان چهره دروغين تبليغات سياسى آن دو آشكار گشته واميدى كه طـبقات روشـنفكر بـه آنـها بـسته بـودند تبديل به ياس شده و از آن ايدئولوژيها و مكتبها سر خورده و بيزار شدند ولى اسلام همچنان بـه خـاطر حقانيت و صداقت خود جاذبه خود را حفظ كرده و به زندگى خـود ادامـه مـى دهد و مـردم فهميدند كه تنها راه نجات و تنها ره رهـأى از يـوغ استبداد و استعمار همانا راه اسلام راستين است نه راه شـرق و غـرب زيـرا هـمه جنايتها و اسارتها براى جوامع بشرى درجهان كنونى از صاحبان همين مكاتب شرقى و غربى است آنگاه آنان چـگونه مى توانند مكتبى در جهان ارأه دهند كه مايه نجات و وسيله رهـأى از زير سلطه آنان باشد لذا امام خمينى((ره)) در ۲۸ جمادى الـثانى سـال ۱۳۹۲ هـجرى قمرى در بخشى از پيام خود به دانشجويان مـسلمان مـقيم آمريكا و كانادا چنين فرمود: (…اگر دول اسلامى و مـلل مـسلمان بـه جـاى تـكيه بـه بـلوك شرق و غرب به اسلام تكيه مى كردندو تعاليم نورانى و رهأى بخش قرآن كريم را نصب عين قرار داده و بـكار مـى بستندامروز اسـير تجاوزكاران صهيونيزم و مرعوب فانتوم آمريكا و مقهور سياست سازشكارانه و نيرنگ بازيهاى شيطانى شـوروى واقع نمى شدند… تا روزى كه ملت اسلام پايبند اين مكتبهاى اسـتعمارى مـى باشد و يا قوانين الهى را با آن مقايسه مى كند و در كـنار هـم قـرار مـى دهد روى آسـايش و آزادى نـخواهد ديـد و اين مـكتبهأى كه از چـپ و راسـت بـه مـلت اسلام عرضه مى شود فقط براى گـمراهى و انـحراف آنـان است و مى خواهند مسلمانان را براى هميشه خوار و ذليل و عقب مانده و اسيرنگهدارند و از تعاليم رهأى بخش قرآن دور سازند.
حـاصل آنـكه نـاسيوناليسم و مـاركسيسم بـخاطر مـاهيت الحادىشان نـتوانتسند دراعماق دلها نفوذ كنند و نتوانستند حمايت توده ملت را به خود جلب نمايند و هرچند كه در ابتدا طرفدارانى پيدا كرده ولى به مرور زمان يكى پس از ديگرىطرفدارانشان را از دست داده و خلاصه نتوانستند در اين مملكت اسلامى دوام بياورند.
امـا اسـلام بـعنوان يـك مذهب و مكتب الهى از دير زمان در اعماق دلهاى اقشاروسيعى از مردم جامعه ما نفوذ كرده و مردم را به خود جـلب نـموده بـود اسلام بعنوان يك مذهب حاكم در همه جا (از شهرها گـرفته تا دورترين نقاط مملكت) و در همه اقشار (از غنى و فقير, كـارگر و كـشاورز, دانـشجو و روشنفكر , مردان و زنان) حضورفعال خود را حفظ نموده و در همه شئون زندگى اين ملت حاكميت داشت لذا بـاهمه تبليغات مسموم و گسترده اى كه عليه اسلام از ناحيه دشمنان آن مـى شد و بـاهمه سـمپاشيها كه مى شد (كه مى گفتند اسلام قادر به اداره اجـتماع كنونى نيست وقدرت رهأى بخشى از سلطه استعمار را نـدارد و …) بالاخره اسلام قدرت خود رانشان داده و كاخ ستمشاهى را درهم فرو ريخته و دست اجانب را از اين مملكت كوتاه نموده است و بـه شــرق و غــرب نـشان داد كـه تـنها مـكتبى كـه در بـرابر تـجاوزاتآنان ايستاده و مردم را از زير سلطه آنان خارج مى نمايد اسـلام اسـت و به مسلمين نيزفهماند تنها مكتب رهأى بخش اسلام است نـه مـكاتب شـرق و غـرب پـس براىرهأى خود به اسلام و قرآن تمسك نمأيد نه به مكاتب ديگر. 
۲ – اسلام زدأى نظام حاكم 
جـهان غـرب در جـنگهاى صليبى (كه از قرن ۱۱ تا ۱۳ ميلادى به طول انجاميد) به قدرت و عظمت اسلام پى برده و فهميد تنها قدرتى كه در برابرش استقامت كرده وقد خم نمى كند اسلام است لذا در صدد برآمده بهر طريق ممكن اسلام را از صحنه روزگار محو نموده و يا اگر نامى از اسـلام باقى مانده از محتوى تهى باشد و ديد اين نقشه با جنگ و لشكركشى قابل پياده شدن نيست زيرا مردم مسلمان در اثر جنگ به هم پـيوسته از اسـتحكام بـيشترى بـرخوردار مى شوند لذا در صدد نقشه ديـگرىبرآمده و آن اين بود كه : از طريق عوامل نفوذى كه از خود مـمالك اسلامى انتخاب مى شوند و به قدرت مى رسند بايد از درون اسلام زدأى نمود و آن را از درون پوساند و براى اجراى چنين نقشه اى در كـشورهاى اسـلامى مـهره ها انـتخاب كرده ونوكرهاى كر و كور و چشم بـسته بـه قـدرت رسـاند لـذا افـرادى هـمانند رضاخان درايران و اتـاتورك در تركيه و آل سعود در حجاز و نوكرهاى امثال اينها را در كـشـورهاىاسلامى ديـگر بـه قـدرت رسـانده در صـدد مـحو اسـلام بـرآمده اند البته اين نقشه از قبل يعنى پس از جنگهاى صليبى بوده ولى در قرن اخير از شدت بيشترى برخوردارشد.
عـلماى اسـلام و پـيشوايان دينى به اين مسئله پى برده و در مقام بـيدارى مـسلمين برآمده و با استعمار در همه جوانب آن به مبارزه برخاسته اند كه ما در درس سوم به گوشه اى از آنها اشاره كرده ايم.
سـيد جـمال الدين اسدآبادى در يك قرن قبل چنين مى گفت: مسلمانها بـايد بـدانندكه انـگليس قصد براندازى اسلام را داشته و مى خواهد مـسلمانان را در هـر جاى كره زمين نابود سازد هر چند كه اين كار شدنى نيست.
نـخست وزيـر انـگلستان ((گلادستون)) در سال ۱۸۸۷ ميلادى در برابر نمايندگان كشورخود نطق مهيجى ايراد كرده و در ضمن آن يادآور شد كه : تا زمانى كه قرآن خوانده مى شود و كعبه طواف و نام محمد صلى الـله عـليه و آلـه و سـلم در بـالاى مـا ذنه هابعظمت برده مى شود مـسيحيت در خـطر بزرگ قرار دارد پس بر شما باد كه قرآن راتحريف كـرده و كعبه را تخريب نموده و نام محمد صلى الله عليه و آله و سلم را ازبالاى ما ذنه ها محو نمأيد.
هـمانگونه كه از عملكرد آنان پيداست تمام هم آنان محو و نابودى اسـلام وبرگرداندن ملت اسلامى به دوران جاهليت است تا بتوانند به درسـتى و راحـتى آنـان را بـه زيـر سـلطه خود درآورند البته اين كارشان هيچگاه بى پاسخ نمانده است.
در پـنجاه سال اخير مبارزه با اسلام و مسلمين و سلب حقوق و بردن امـوال و مـنافعآنان در تركيه و ايران صورت جدىترى به خود گرفت الـبته در ايران تا ۲۵ سال -تقريبا – كارگردان اصلى اين مبارزه انگليس بوده و در ۲۵ سال اخير آمريكا.
  • بازدید : 41 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق خاستگاه و زمان پيدايي تعزيه خواني-خرید اینترنتی تحقیق خاستگاه و زمان پيدايي تعزيه خواني-دانلود رایگان مقاله خاستگاه و زمان پيدايي تعزيه خواني-تحقیق خاستگاه و زمان پيدايي تعزيه خواني
این فایل در ۱۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

بحث و گفتگو درباره خاستگاه تعزيه و زمان پيدايي تعزيه خواني در جامعه ايران، دو موضوع بسيار مهم در تاريخ تعزيه پژوهي بوده است
در سرزمين هاي كهن جهان، بيشتر نمايش هاي كلاسيك رشته پيوندي با نمايش هاي آييني و ريشه در اسطوره ها، افسانه ها، عقايد و باورها و به طور كلي فرهنگ عامه مردم داشته اند. مثلاً، آيين نيايش و بزرگداشت ديونيسوس ، يا باكوس ، خداي تاكستان ها و باروري و شور و جذبه عارفانه، بن مايه نمايش هاي كلاسيك تراژدي و كمدي يوناني بوده اند. ترائوره  (بي تا: ۳۳) با اشاره به اين موضوع و استناد به عقيده برخي نويسندگان درباره شكل گرفتن تراژدي و كمدي هجو آميز يونان بر اساس آيين هاي سري ديونيسوسي و مراسمي كه به افتخار باكوس برپا مي شده است، مي نويسد: «نمايش هاي آتن، حتي پس از شناخته شدن به عنوان آثار ادبي و جدايي از مذهب،  براي مدتي طولاني بخشي از مراسم جشن و سرور بوده اند».
ايرانيان شيعه نيزبه يقين در ساختن تعزيه و به نمايش درآوردن واقعه هاي كربلا و حديث مصائب سيدالشهدا به سنت نمايش هاي آييني ايرانيان قديم و شيوه اجراي مناسبك و آيين هاي نياكان خود و پاره اي از عناصر اسطوره اي و حماسي سازنده نمايش هاي آييني نظر داشته و از آنها بهره گرفته اند. يكي از نويسندگان مصري مي‌نويسد كه ايرانيان با پيش زمينه هنر تياتر كه در جامعه داشتند، توانستند از شهادت امام حسين (ع) و اصحابش درام هاي مذهبي بيافرينند، در صورتي كه عرب ها هيچ گاه به اين انديشه نيفتادند كه از اين وقايع بهره بگيرند، زيرا در ميانشان هنر نمايش، سنت نبود (ابوالنقه، ۶۹:۱۳۶۷).
نمايش «مصايب ميترا» و «سوگ سياوش» در ايران به احتمال قوي خاستگاه يا اصلي ترين نمونه از آيين هاي زمينه ساز نمايش «مصايب امام حسين» و وقايع كربلا بوده و اين دو آيين در شكل گيري تعزيه خواني تأثير داشته اند.
ايرانياين مهرپرست به هنگام برگزاري مناسك آيين خود، واقعه «مصايب ميترا» را نيز به نمايش درآورده اند. در اين نمايش چند تن از نقش آفرينان صورتك هايي بر جهره خود مي زدند و روي سكويي كه پيروان آيين مهري براي نيايش هاي مذهبي ساخته بودند، مي رفتند و همراه نيايش، واقعه مصايب مهر را نشان مي دادند (رضواني: ۱۶۷:۱۳۵۷).
در سال مرگ سياوش، مردم بخارا همراه آيين سوگواري سياوش شهادت او را نمايش مي دادند. در اين نمايش، شبيه سياوش را مي ساختند و در عماري يا محملي مي‌گذاشتند. اين عماري يا محمل كه چهار سويش باز بود روي دوش مي گرفتند و مويه كنان و سينه زنان در گذرگاه ها مي گرداندند.
برخي از پژوهشگران، عناصري از اساطير بين النهريني، آناتوليايي و مصري را نيز در شكل دادن به آيين نمايشي تعزيه مؤثر دانسته و اسطوره تموز، رب النوع جوان بين النهرين را يكي از نمونه هاي تأثيرگذار بر تعزيه ياد كرده اند (يار شاطر، ۱۳۵:۱۳۶۷).
برخي ديگر مسايب حضرت مسيح و شخصيت هاي افسانه اي و تاريخي ديگر در فرهنگ و سنت هاي هند و اروپا و سامي را در شكل گيري آيين تعزيه خواني مؤثر مي‌دانند. (بيمن، ۳۰:۱۹۷۹).
پايگاه تكوين تعزيه خواني
تعزيه خواني بيرون از حوزه مسجد و منبر و حيطه عمل و نفوذ دستگاه رسمي مذهب و دور از نظر و رأي جامعه روحانيت و در ميان توده مردم ديندار و متعصب كوچه و بازار تكوين يافت و شكل گرفت. در آغاز، بسياري از فقيهان سنت گرا با شبيه و تشبيه و تعزيه خواني مخالفت مي كردند و به لباس معصومان درآمدن و در نقش آنان ظاهر شدن و شبيه درآوردن هاي مذهبي را گناه و اهانت به ساحت مقدس ائمه اطهار مي دانستند. اين گروه روحان معتقد بودند كه نبايد به قصد عزاداري براي سيدالشهداء و اهل بيت و ياران او، و برا انجام دادن هر كار ثواب يا مستحب به كاري ناشايست و حرام دست زد. مثلاً، حاج زين العابدين كرماني در رساله هفتاد مسأله، لازمه «شبيه به اهل بيت» را «علاوه بر جسارت و سوء ادب» به انبياء و اولياء، «تشبيه مردان به زنان» مي دانست و مي‌گفت اين كار «در شرع مذموم است» (ستاري، ۳۲:۱۳۷۰ حاشيه).
پس از اينكه تعزيه خواني در جامعه ايران جا افتاد و علاقه توده مردم ديندار شيعه را به سوي خود كشانيد، روحانيان سنت گرا با مشاهده شور و هيجان مردم به حضور در مجالس تعزيه خواني، و دريافت شديد نمايش مصايب ائمه بر عامه مردم و نزديك كردن بيش از پيش مردم به مذهب و دستگاه مذهبي، دست از مخالفت با تعزيه خواني كشديند و رفته رفته به پذيرش آن تن در دادند و اجراي تعزيه را با رعايت شرايطي مجاز و مشروع دانستند.
سوگواري هاي شيعان بغداد در سده ۴ ق را مي توان آغازي ترين شكل پيدايي نمايش مصايب حضرت سيدالشهداء، امام حسين (ع) به شمار آورد. بنابر گزارش هايي كه از جغرافي نويسان و تاريخ نويسان اسلامي درباره وقايع سال ۳۵۲ ق در دست است، به دستور و تشويق معزالدوله ديلمي شيعيان در روز عاشورا با بستن بازارها و تعطيل كا و خريد و فروش گرد هم مي آمدند و در نمايشي حزن انگيز به سوگواري مي پرداختند. در اين روز خيمه هايي در بازارها برپا مي كردند و پلاس از خيمه ها و دكان هاي خود مي آويختند و زنان موي سر را پريشان و صورت هاي خود را سياه مي كردند و در كوچه ها راه مي افتادند و مويه كنان نوحه سرايي مي كردند و به سر و روي خود مي‌زدند (به نقل از فهيمي، ۴۶۶:۱۳۵۷-۴۶۷).
مهمتر از نمايش هاي سوگ شيعيان، اشاره ابن اثير در الكامل به واقعه اي نمايشي در وقايع سال ۳۶۳ ق است. او مي نويسد مردم سني محله سوق الطعام بغداد گرد آمده بودند، گروهي از آنان زني را شبيه عايشه ساخته و بر شتري سوار كرده بودند و همراه دو تن شبيه طلحه و زبير با گروهي ديگر كه آنها را اصحاب علي بن ابي طالب مي‌ناميدند، جنگي به ظاهر در ميان خود ترتيب داده بودند. فقيه برگزاري اين نمايش را كه در واقع نمايش جنگ جمل بود، در مقام معارضه با شيعيان كرخ، كه به احتمال قوي شبيه واقعه كربلا را در عاشورا نمايش مي دادند، دانسته است (همان،۴۶۸).
از اواخر دوره صفوي به اين سو عزاداري در روز عاشورا و به نمايش درآوردن واقعه روز كربلا صورت جدي تر و واقعي تر يافت. از آن پس شيعيان ايران در دسته هاي عزاداري عاشورا شبيه هايي از شخصيت هاي مقدس مذهبي و شهيدان كربلا را در محله‌ها و گذرها مي گرداندند. هر يك از اين شبيه ها، پياده يا سواره و روي ارابه يا چهار چرخه، شرح مصايب شهيدان و اهل بيت امام حسين (ع) را با سخناني منظوم مي‌خواندند. گاهي شبيه ها نيز بعضي از واقعه هاي كربلا را با حركت هايي م نمودند. نويسنده سفرنامه تاريخ و جغرافياي امروز ايران كه در تاريخ ۱۷۳۹ م/۱۱۵۱ ق به زبان آلماني انتشار يافته است، به نقل از دو سياحت گر انگليسي و هلندي به نام هاي سالامون و ون گخ، به نمايش واقعه كربلا روي ارابه، در زان احتمالاً شاه سلطان حسين (ع) يا نادرشاه، اشاره مي كند و مي نويسد افرادي شرح زندگي و اعمال و جنگ ها و شهادت امام حسين (ع) را روي ارابه هايي در دسته هاي عزا نمايش مي دادند (ممنون،۲۵: ۱۳۵۱).
رفته رفته، شبيه گرداني ها و نمايش ها بر روي وسايل رونده كه نشان دهنده مراحل اوليه شكل گيري شبيه سازي و شبيه خواني بوده است، تحول يافت و به صورت نمايش آئيني- مذهبي شبيه خواني يا تعزيه خواني ميداني و صحنه اي درآمد. به اين گونه كه وقايع كربلا و رخدادهاي مربوط به ان را شبيه خوانان در ميان ميدان ها، حسينيه ها، صحن مساجد و سكوي تكيه هاي شهرها و روستاها براي مردم نمايش مي دادند.
بنابراين با توجه به اين اسناد، تاريخ پيدايي شكل گيري آغازين و ابتدايي تظاهرات نمايشي مصايب امام در دوره بوئيان، سده چهارم قمري، و پيدايش تعزيه خواني به مفهوم نمايش كنوني در سال هاي پاياني دوره صفوي، يا اوايل دوره افشار، در سده دوازدهم قمري بوده است .
پيوند تعزيه با دين و مذهب
تعزيه در دوره حيات تاريخي اش، جدا از تعزيه هاي فرعي يا گوشه ها كه زمينه مذهبي نداشتند، پيوسته همبستگي خود را با مذهب عامه حفظ كرده و به صورت پاره اي از اندام مناسك عزاداري عامه مردم درآمد.
بي ترديد تعزيه خواني در پي پيوند با مراسم دسته گرداني هاي مذهبي در دهه اول محرم و دهه آخر صفر پديد آمد و با اين مراسم آميخت و همراه شد. تعزيه خوانان كه گروهي از عامه مردم بودند، داستان مصايب و آارم شخصيت هاي مذهبي و حماسه هاي قهرماني شهيدان كربلا را كه پيش از آن در مقتلنامه ها و سوگچامه ها روايت شده بودند و از زبان مرثيه گويان و روضه خوانان و مداحان نقل مي شدند، همچون نقالان با بهره گيري از هنر بيان و حركت و تقليد به نمايش درآوردند. از اين زمان كه احتمالاً بايد اواخر دوره صفوي باشد، تعزيه خواني همچون نمايش آييني- مذهبي، در عرصه هنر ايران آشكار گرديد و همچنان كه «روح تراژدي متكامل يونان از زمان جنگ با ايرانيان رشد يافت» و بر اساس جنگ هاي يونان با ايرانيان بر روي صحنه آمد (كيندرمن، ۱:۱۳۶۵/۳۴)، روح تراژدي در ادبيات ايران نيز بر بنياد وقايع كربلا و نبرد اوليا با اشقيا و شهادت مظلومانه امام حسين (ع) در يك شكل نمايشي مأوا گرفت و نمايش يا «درام» مذهبي ايرانيان به صورت تعزيه جلوه گر شد.
چلكووسكي  رابطه تعزيه هاي اصلي با مذهب، به خصوص با اصل شهادت، و وفادار ماندن تعزيه به اين رابطه را به درستي دريافته بود كه نوشت: «در روند تكاملي تعزيه، بازنمايي محاصره و كشتار در كربلا محور اصلي نمايش باقي مانده است. تعزيه هرگز ملازمه هاي مذهبي خود را از دست نداده است».
  • بازدید : 48 views
  • بدون نظر
این فایل در ۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

 روانشناسی بهداشت ، در سالهای اخير اهميت زيادی برای نقش راهبردهای مقابله و سبك زندگی افراد در چگونگی وضعيت سلامت جسمانی و روانی آنها قائل شده است . شيوه های مقابله ؛ تواناييهای شناختی و رفتاری ای هستند كه فرد مضطرب به منظور كنترل نيازهای خاص درونی و بيرونی فشارآور به كار گرفته می گيرد . در مقابله مذهبی از منابع مذهبی مثل دعا و نيايش ، توكل و توسل به خداوند و …. برای مقابله استفاده می شود. يافته های اخير نشان داده اند از آنجايی كه اين نوع مقابله ها هم منبع حمايت عاطفی و هم وسيله ای برای تفسير مثبت حوادث زندگی هستند ، می توانند مقابله های بعدی را تسهيل نمايند ، بنابراين به كارگيری آنها برای اكثر افراد ، سلامت ساز است.
رفتارهای مذهبی ارزش مثبتی در پرداختن به نكات معنی دار زندگی دارند. رفتارهايی از قبيل توكل به خداوند ، زيارت و غيره …. می توانند از طريق ايجاد اميد و تشويق به نگرش های مثبت ، موجب آرامش درونی فرد شوند. باور به اين كه خدايی هست كه موقعيت ها را كنترل می كند و ناظر بر عبادت كننده هاست ، تا حد زيادی اضطراب مرتبط با موقعيت را كاهش می دهد. به طوری كه اغلب افراد مؤمن ارتباط خود را با خداوند مانند ارتباط با يك دوست بسيار صميمی توصيف می كنند و معتقدند كه می توان از طريق اتكاء و توسل به خداوند ، اثر موقعيت های غير قابل كنترل را به طريقی كنترل نمود. به همين دليل گفته می شود كه مذهب می تواند به شيوه فعالی در فرآيند مقابله مؤثر باشد. به طور كلی مقابله مذهبی ، متكی بر باورها و فعاليت های مذهبی است و از اين طريق در كنترل استرس های هيجانی و ناراحتی های جسمی به افراد كمك می كند. داشتن معنا و هدف در زندگی ، احساس تعلق داشتن به منبعی والا ، اميدواری به كمك و ياری خداوند در شرايط مشكل زای زندگی ، برخورداری از حمايت های اجتماعی ، حمايت روحانی و ….. همگی از جمله منابعی هستند كه افراد مذهبی با برخورداری از آنها می توانند در مواجهه با حوادث فشارزای زندگی ، آسيب كمتری را متحمل شوند. مذهب می تواند در تمامی عوامل ، نقش مؤثری در استرس زايی داشته باشد و در ارزيابی موقعيت ، ارزيابی شناختی فرد ، فعاليت های مقابله ، منابع حمايتی و …. سبب كاهش گرفتاری روانی شود. بر اين اساس ، مدتها است كه تصور می شود بين مذهب و سلامت روان ارتباط مثبتی وجود دارد و اخيراً نيز روانشناسی مذهب ، حمايت های تجربی زيادی را در راستای اين زمينه فراهم آورده است . ويتر و همكاران او نشان دادند كه ۲۰ تا ۶۰ درصد متغيرهای سلامت روانی افراد بالغ ، توسط باورهای مذهبی تبيين می شود. در مطالعه ديگری ، ويلتيز و كريدر نشان دادند كه در يك نمونه ۱۶۵۰ نفری با ميانگين سنی ۵۰، نگرش های مذهبی با سلامت روانی رابطه مثبتی دارند. به علاوه مذهبی بودن با رضايت زناشويی در مردان و زنان و رضايت شغلی در مردان مرتبط بود. بر اساس مطالعات انجام شده ديگر ، بين مذهبی بودن و معنا دار بودن زندگی و سلامت روانی ارتباط نزديكی وجود دارد. در يك بررسی كه ۸۳۶ بزرگسال با ميانگين ۴/ ۷۳ سال شركت داشتند، معلوم شد كه بين سه شاخص مذهبی بودن ( فعاليت های مذهبی غير سازمان يافته و فعاليت های مذهبی سازمان يافته ) و روحيه داشتن و دلگرمی به زندگی ، همبستگی مثبتی وجود دارد . به علاوه اسپيكا و همكارانش ، ۳۶ مطالعه تجربی در مورد مرگ و درگيری مذهبی را مرور كردند و نتيجه گرفتند كه ايمان قوی تر ، يا معتقد بودن به زندگی بعد از مرگ با ترس كمتر از مرگ همبستگی دارد. همچنين افرادی كه نمره بالاتری در شاخص مذهب درونی داشتند ، ترس كمتری را از مرگ گزارش كردند. مطالعات ديگر ، تأثير مداخلات مذهبی را در كاهش اضطراب و تحمل فشارهای روانی پس از بهبودی ، نشان داده اند . به عنوان مثال ، نتايج دو بررسی نشان داد ، كسانی كه به اعتقادات مذهبی پايبند بودند ، اضطراب و ناراحتی كمتری را نسبت به كسانی كه به اعتقادات مذهبی پای بند نبودند ، گزارش كرده اند. گارنتر و همكاران در زمينه سلامت روانی و اعتقادات مذهبی شش مقاله را مورد بررسی قرار دادند و دريافتند كه در تمام اين مطالعات بين اعتقادات مذهبی و سلامت روانی رابطه مثبتی وجود دارد . هانت سازگاری زناشويی ۶۴ زوج را مورد بررسی قرارداد و نشان داد كه مذهب به طور مثبت با سازگاری زناشويی ، خوشحالی و رضايت زناشويی بالاتر ارتباط دارد و همچنين نتيجه گرفت كه مذهب يك عامل مهم در جلوگيری از طلاق است. زاكرمن و همكاران در پژوهشی گزارش كردند ، در افراد سالمندی كه نمره كمتری در شاخص مذهبی بودن به دست آوردند ، ميزان مرگ ومير ۴۲% بود ، در حالی كه اين ميزان برای افراد سالمندی كه نمره شاخص مذهبی بالايی داشتند ۱۹% بود. در مطالعه ديگری ، كونينگ ، كلين و همكاران دريافتند كه سرطان در بين افرادی كه نمره بالاتری در شاخص مذهبی درونی كسب می كنند كمتر شايع است . در بررسی ديگری ، مشاهده كردند افرادی كه هميشه از مقابله های مذهبی استفاده می كنند نسبت به افرادی كه كمتر و گاهی از اين مقابله ها استفاده می كنند در ۹ شاخص از ۱۲ شاخص سلامت روانشناختی ، نمرات بالاتری كسب كردند . موريس اثر زيارت مذهبی را روی افسردگی و اضطراب ۲۴ بيمار سالمند بررسی كرد. او دريافت كه علائم آنها بعد از زيارت رفتن كاهش زيادی داشته و حداقل تا ده ماه بعد از برگشتن از زيارت هم اين اثر ادامه دارد . در مطالعه ديگری ، مكين توش نقش مذهب را در سازگاری افراد با يك رويداد معنی دار زندگی بررسی كرد. او با ۱۲۴پدر و مادری كه كودك خود را به علت سندرم مرگ ناگهانی از دست داده بودند مصاحبه كرد و دريافت كه مذهبی بودن با يافتن معنی در مرگ ارتباط مثبتی دارد. به علاوه مذهبی بودن با افزايش صلاحيت روانی و كاهش ناراحتی در بين والدين در طی ۱۸ ماه بعد از مرگ كودكانشان ، ارتباط داشت. عليرغم اين كه اكثر تحقيقات ذكر شده در اديان ديگری صورت گرفته است و از آنجايی كه باور و اعتقاد ما مسلمانان بر اين است كه دين اسلام به عنوان يك ايدئولوژی ، ارائه دهنده كامل ترين و سلامت سازترين سبك زندگی بشريت است و احكام و دستورات آن حوزه های وسيع اخلاقی ، بين فردی ، بهداشتی و اجتماعی را در بر می گيرد ، لذا مطالعه علمی اثرات و نقش متغيرهای مذهبی در سلامت روانی يك ضرورت اساسی به نظر می رسد . 
  • بازدید : 38 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در آغاز سده بیستم، «آنتوان كتابچی»، بانی و دلال قراردادی شد كه پیامدهای آن، هم در عرصه بین الملل و هم در امور داخلی ایران، تغییرات شگرف و بنیادینی به وجود آورد
در آغاز سده بیستم، «آنتوان كتابچی»، بانی و دلال قراردادی شد كه پیامدهای آن، هم در عرصه بین الملل و هم در امور داخلی ایران، تغییرات شگرف و بنیادینی به وجود آورد. وی كه بوی نفت به مشامش خورده بود، در این باره با یك سرمایه دار خطر پذیر انگلیسی به نام «ویلیام ناكس دارسی» مذاكره كرد. دارسی از سرمایه داران بنامی بود كه در تجهیز عوامل تولید و كسب سود، كارنامه درخشانی داشت. كتابچی با استناد به مطالعات یك زمین شناس فرانسوی، وجود منابع سرشار نفت در ایران را به دارسی وعده داد
دارسی برای تأمین هزینه های عملیات اكتشافی، از نیروی دریایی انگلستان استمداد طلبید و سرانجام با همكاری و سرمایه شركت « نفت برمه»،‌ در حالی كه بودجه و صبر و شكیبایی آنها به سر آمده بود، به منابع سرشار نفت دست یافت. در پنجم خرداد ۱۲۸۷ فوران نفت از چاهی در مسجد سلیمان اسباب دگرگونی اوضاع ایران و خاورمیانه را فراهم آورد. جالب این كه نزدیك به پنجاه سال پیش از آن در شرایطی مشابه، اولین چاه نفت در آمریكا فوران كرده بود. یك سال پیش از كشف نفت، نهضت مشروطه به سرانجام رسیده و با تشكیل مجلس شورای ملی، اوضاع حكومت و روند تصمیم گیری، شكل دیگری یافته بود. این تحولات، زمینه ساز تغییراتی بودكه در سال ۱۳۲۹ به ملی شدن صنعت نفت انجامید. 
خبر كشف نفت در ایران به سرعت در سراسر جهان پیچید. دوسال بعد، شركت نفت انگلیس و ایران، با سرمایه یك میلیون پوند، برای بهره برداری از منابع نفت درایران تأسیس شد و دیگر محدودیت منابع مالی، مانعی برای تولید و اكتشاف در ایران به شمار نمی رفت. صف های طولانی و چندپشته جلوی بانك هایی كه سهام شركت نفت انگلیس و ایران را به فروش می رساندند، رونق بازار نفت را نوید می داد. 
باتشكیل شركت جدید، نقش دارسی در حد یكی از مدیران و سهام داران شرکت تنزل یافت. این شركت به سرعت رشد كرد. طولی نكشید كه اولین پالایشگاه خاورمیانه در آبادان احداث شد و در تاریخ یكم دی ۱۲۹۱ اولین محموله نفتی از آبادان راهی بازار جهانی شد. نیروی دریایی انگلستان كه از دیرباز، با نیروی دریایی آلمان رقابتی آشكار و نهان داشت، برنامه بلند پروازانهٔ تغییر سوخت كشتی ها از زغال سنگ به نفت را در سر می پروراند. به یكباره احساس نیاز به دستیابی به منابع نفت چنان قوت گرفت كه درسال ۱۲۹۲، چرچیل در پارلمان حضور یافت و با نطقی، به تعبیر نشریه « تایمز لندن» عالمانه، در باب منافع ملی نفتی انگلستان هشدار داد: «اگر نتوانیم به نفت دسترسی یابیم، نخواهیم توانست غله، پنبه و هزار ویك كالای ضروری دیگر را به دست آوریم». این گونه تفكرات روز به روز قوت گرفت. چرچیل در جایگاه رئیس ستاد نیروی دریایی، دراختیار داشتن سهم عمده ای از «شركت نفت انگلیس و ایران » و قرارداد بلند مدت خرید نفت با این شركت را برای حفظ توان و آمادگی رزمی نیروی دریایی، ضرورتی گریز ناپذیر تلقی می كرد و سرانجام، چندماه پیش از آغاز جنگ جهانی اول، موفق شد با پرداخت ۲ میلیون لیره،۵۰ درصد از سهام این شركت را به خود اختصاص دهد. به این ترتیب، نفت به مؤلفه ای مؤثر در مسائل امنیتی و سیاسی تبدیل شد. در این ایام « شركت نفت انگلیس و ایران» به سبب ناتوانی در امر بازاریابی و فروش نفت، در وضعیت نامطلوبی قرار گرفته بود. از قرار معلوم، شركت شل به این شركت، چشم طمع دوخته بود تا از این وضعیت استفاده و آن را تصاحب كند. اما اقدامات چرچیل سبب شد نه تنها این شركت مضمحل نشود، بلكه با تقویت آن، بازار مطمئنی برای تأمین نفت مورد نیاز خود به دست آورد. ضمن این كه دو نماینده از سوی دولت انگلیس، با حق وتو، در هیئت مدیره این شركت حضور یافتند تا از نزدیك مراقب منافع نیروی دریایی باشند. 
درجریان جنگ اول، این شركت توانست بدون وقفه جدی به تولید خود ادامه دهد؛ به گونه ای كه تولید آن، از روزانه ۱۶۰۰ بشكه در سال ۱۹۱۲ به ۱۸۰۰۰ بشكه در سال ۱۹۱۸ افزایش یافت و تا اواخر سال ۱۹۱۶ یك پنجم از نیاز نیروی دریایی انگلیس را تأمین كرد. به این ترتیب، شركتی كه در پانزده سال نخست تأسیس خود همواره با خطر ورشكستگی دست و پنجه نرم می کرد، با شراکت نیروی دریایی انگلستان، رونق گرفت و سود سرشاری به دست آورد. نمی روید تا امتیاز را لغو كنید. هنوز تشریفات خرید ۵۱ درصد از سهم شركت سهامی نفت انگلیس و ایران به پایان نرسیده بود كه جنگ جهانی اول آغاز شد. نیروی دریایی انگلیس، بخش عمده ای از نفت مورد نیاز خود را از این شركت و با قیمتی پایین تر از قیمت نفت در بازار جهان، خریداری می كرد. همین موضوع یکی از زمینه های اختلاف میان دولت ایران و شركت بود. 
در آغاز قرن چهاردهم شمسی، تحولات بی شماری در ایران روی داده بود. با كودتای رضاخان، سلسله قاجار منقرض شد و در سال ۱۳۰۴ رضاخان تاج شاهی به سر نهاد. در این ایام، اهمیت اقتصادی و سیاسی نفت برای مردم و زمامداران آشكار شده بود و نشانه هایی از بهبود اوضاع اقتصادی در بخش های مختلف به چشم می خورد كه متأثر از تزریق درآمدهای نفتی بود. میزان تولید نفت همواره سیر صعودی داشت، اما درآمدهای نفتی پرنوسان بود. برای نمونه، درآمد نفتی در سال ۱۳۰۶ نزدیک به ۴/۱ میلیون لیره بود، اما در سال بعد به ۵/۰ میلیون لیره كاهش یافت. این مسئله خشم رضا شاه را برانگیخته بود ومردم نیز بر این باور بودند كه توطئه ای از سوی دولت انگلیس در كار است.كسی باور نمی كرد كه این نوسان ها ممكن است ناشی از تغییر ناگهانی قیمت نفت و فرآورده های نفتی باشد. به موجب امتیاز نامه دارسی، شركت می بایست ۱۶ درصد از منافع خالص خود و تمامی شركت های تابعه را به دولت ایران پرداخت كند. اما از قرار معلوم، شركت به بهانه های مختلف و با حساب سازی های غیر قابل بررسی، از پرداخت بخشی ازآن طفره می رفت. در سال ۱۳۱۰ به یكباره درآمد ایران به كمتر از یك چهارم سال قبل كاهش یافت. رضاخان كه خلق و خوی منحصر به فردش زبانزد عام و خاص بود، تاب نیاورد و به كابینه دستور داد، برای رفع سوء تفاهم ها، با شركت وارد مذاكره شود. 
تیمورتاش، وزیر مقتدر دربار، این وظیفه را به دوش گرفت. رضاخان كه مذاكرات طولانی را برنمی تابید، یك روز به هیئت دولت آمد و پرونده را داخل بخاری انداخت و با خشم و غضب فریاد زد: « نمی روید تا امتیاز را لغو كنید» به این ترتیب، در آذر ۱۳۱۱ امتیاز دارسی طبق دستور به طور یك جانبه لغو شد. حسن تقی زاده در نامه ای به «جاكس»، مدیر شركت، الغای امتیاز دارسی را به طور رسمی اعلام كرد. اما رضاخان خیلی زود فهمید (به او فهمانده شد؟) كه به شیوه های رضاخانی، نمی توان هر مشكلی را حل كرد. 
در مذاكرات، چند مسئله به بحث گذاشته شده بود. یكی این كه تخفیف های شركت به نیروی دریایی انگلیس درعمل سهم ایران را از منافع شركت میكاست؛ دیگر این كه شركت حاضر نبود مطابق قرارداد سهمی از منافع شركت های تابعه به ایران پرداخت كند. همچنین دولت، خواهان تضمین حداقل درآمد مشخص سالانه، كاهش حوزه شمول امتیاز، رفع حق انحصاری حمل و نقل و تأمین مصرف داخلی ایران به قیمت مناسب بود كه در هیچ یك از این موارد، توافقی حاصل نمی شد. شركت طی ۱۹ سال اول (منتهی به سال ۱۳۱۰)، بر روی هم، ۳/۵۶ میلیون تن نفت از ایران برداشت و صادر كرد. از ۵/۴۹ میلیون لیره سود خالص در این دوره، نزدیك به ۱۰ میلیون لیره نصیب ایران شده بود. شركت نفت انگلیس و ایران از تمام امكانات خود برای حل سریع این مسئله به نفع خود بهره برد. از جمله این كه دولت بریتانیا بی درنگ شكواییه ای علیه ایران به دبیر كل « جامعهٔ ملل» تسلیم كرد و خواستار رسیدگی فوری به آن شد. نیازی به این كار نبود، چون دولت ایران فوری به مذاكره تن درداد. بررسی این شكایت تا تعیین نتیجه مذاكرات به تعویق افتاد. مذاكرات از فروردین ۱۳۱۲ آغاز شد و در كمتر از یك ماه به عقد «قرارداد ۱۳۱۲» (۱۹۳۳) منجر و پس از تصویب مجلس به اجرا گذارده شد. به موجب این قرارداد، حوزه شمول امتیاز به ۱۰۰ هزار مایل مربع(یك چهارم امتیاز دارسی) كاهش یافت، حق انحصاری احداث و نگهداری خطوط لوله منتفی شد، بكارگیری نیروی كار ایرانی در اولویت قرار گرفت و مبلغی برای آموزش دانشجویان ایرانی در رشته صنعت نفت اختصاص یافت. اما درعوض، زمان اعتبار قرارداد از تاریخ امضا به مدت ۶۰ سال تعیین شد، پایه پرداخت سهم ایران از ۱۶ درصد سود خالص سالانه به ۴ شیلینگ برای هر بشكه تغییر كرد. در واقع میزان ثابت و مطمئن و تأثیر ناپذیری از نوسان های بازار برای ایران در نظرگرفته شد. اما این تغییر به هیچ روی به معنای افزایش سهم ایران نبود. این قرارداد با امتیاز دارسی تفاوت ماهوی نداشت و عوارضی در پی داشت كه بیشترتحولات دههٔ بعد، ناشی از آن بود. هرچند كه امضای این قرارداد، درآن هنگام، موفقیتی بزرگ جلوه داده شد. حسن تقی زاده، وزیر مالیه وقت، با امضای این قرارداد باری بر دوش خود گذاشت كه ۱۴ سال بعد، هنگامی که تلاش كرد آن را بر زمین نهد، اوضاع كشور به كلی متحول شده بود. درد دل و اعتراف او در مجلس، مشروعیت این قرارداد را به كلی مخدوش كرد. این بار مردی كارآزموده در مقابل شركت نفت انگلیس قد برافراشت كه به خوبی می دانست چگونه می توان با قدرت مردم و برای استیفای حقوق مردم، مبارزه كرد و پیروز شد.
پس از اشغال ایران توسط انگلیس و شوروی و سپس آمریکا در جنگ جهانی دوم، رقابت استعمارگران بر سر منافع، خصوصا نفت، تشدید شد. دولت ایران بعد از مواجهه با تقاضای شرکت‌های نفتی هر سه کشور، اعلام نمود که دادن هرگونه امتیاز باید به بعد از جنگ موکول شود، زیرا در زمان حاضر و به دلیل وجود جنگ، وضعیت اقتصادی کشورها روشن نیست. در نتیجه تقاضای هر سه دولت رد شد. 
پس از اعلام موضع دولت، روزنامه‌های حزب توده، از رد پیشنهاد شوروی به خشم آمده، دولت را به باد انتقاد گرفتند.دکتر محمد مصدق هم چند روز بعد در مجلس شورای ملی نطق مفصلی ایراد کرد و پاسخ روزنامه‌ها و کشورهای خواستار امتیاز را داد و طرحی به مجلس پیشنهاد کرد.
پس از پایان جنگ جهانی دوم، انگلیس و شوروی موظف بودند ظرف مدت شش ماه پس از خاتمه جنگ، نیروهای خود را از خاک ایران تخلیه نمایند، اما شوروی نه تنها از خاک ایران خارج نشد، بلکه به  نیروهای دیگری هم وارد نقاط شمالی ایران کرد. در این زمان قوام، نخست وزیر ایران بود، در نتیجه سیاستی که وی در قبال شوروی‌ها اتخاذ نمود، نیروهای شوروی خاک ایران را ترک کردند. 
یکی از اقدامات قوام، عقد قراردادی بود که بین دولت ایران و سفیر شوروی در تهران به امضا رسید. براساس این قرارداد، نیروهای شوروی می‌بایست ظرف یک ماه و نیم خاک ایران را ترک کنند و قرار شد شرکت مختلط نفت ایران و شوروی ایجاد شود و اساسنامه آن ظرف هفت ماه برای تصویب به مجلس پانزدهم پیشنهاد گردد. در سی‌ام مهرماه ۱۳۲۶، نمایندگان مجلس شورای ملی ماده واحده‌ای را به تصویب رساندند که منتفی شدن قرارداد نفت ایران و شوروی هدف اصلی آن بود. همچنین در این ماده واحده تاکید شده بود که دادن هرگونه امتیازی به خارجی‌ها ممنوع است و دولت مکلف است که به منظور استیفای حقوق ملت ایران از نفت جنوب اقدام کند.
 تحرکات انگلیس و قرارداد گس – گلشاییان
 دولت انگلستان از تصویب این ماده واحده  ناراضی نبود، زیرا این طرح موجب شده بود که دست شوروی‌ها از منابع نفتی ایران کوتاه گردد. اما دولت انگلستان به منظور حفظ سلطه خویش بر نفت جنوب و جلوگیری از استیفای حقوق ملت ایران با مقامات کشور وارد مذاکره شد تا قراردادی را به تصویب برساند که قرارداد ۱۹۳۳ را مورد تایید و تاکید قرار دهد. در پی این قرارداد که به قرارداد “گس- گلشاییان” یا قرارداد الحاقی  (الحاقی به قرارداد ۱۹۳۳) مشهور گشت،  مخالفت‌ها و اعتراض‌های شدیدی از سوی بعضی از نمایندگان و همچنین از سوی بخش آگاه جامعة ایران بالا گرفت. قرارداد الحاقی در تاریخ ۲۶ تیر ماه ۱۳۲۸، به عنوان ضمیمه قرارداد اصلی، یعنی امتیازنامه ۱۹۳۲ به امضای گلشاییان نماینده دولت ایران و وزیر دارایی وقت و «گس» نماینده شرکت نفت رسید. به رغم اینکه برخی از مواد قرارداد به نفع ایران بود، اما در واقع این دولت بریتانیا بود که طبق قرارداد توانست به اعتبار قانونی قرارداد دارسی که به تصویب مجلس نرسیده بود، بیفزاید و همچنین تمدید ۳۳ ساله آن را تایید و تقویت کند. بر اساس قرارداد گس – گلشاییان سلطه انگلیس بر منابع نفتی ایران تا سال ۱۳۶۱ شمسی تضمین می شد.براساس ماده ده قرارداد الحاقی، مقررات قرارداد ۱۹۳۳ در کمال اعتبار و قوت خود باقی بود و دولت ایران براحتی نمی‌توانست آن را لغو نماید.
اما گفت و گوهای مقدماتی و پیرامونی آن به مردم ایران آگاهی بخشید و مبارزه برای دفاع از حقوق اساسی ایران را از حالت پارلمانی به یک جهاد ملی تبدیل کرد.
 آیت الله کاشانی تلاش کرد تا مبارزه را هدف‌دارتر نماید. وی اعلامیه شدید اللحنی علیه شرکت نفت صادر کرد و در آن خواهان لغو امتیاز شد. طرح لغو امتیاز نفت در بین مردم، برای انگلیس و رژیم بسیار گران بود و برای خود آیت‌الله کاشانی هم تبعید به لبنان را در پی داشت.
 تشکیل مجلس شانزدهم و نخست وزیری رزم‌آرا
مجلس شانزدهم در ۲۰ بهمن ۱۳۲۸ آغاز به کار کرد و دولت ساعد به دلیل عدم رای اعتماد در ۲۷ اسفند ماه همین سال ساقط شد و علی منصور به خواست سفارت انگلیس بر شاه تحمیل و مامور تشکیل کابینه گردید. منصور برای جلب رضایت نیروهای مذهبی از آیت‌الله  کاشانی که در لبنان در تبعید به سر می‌برد دعوت کرد تا به ایران بیاید؛ ورود آیت الله کاشانی نه تنها به نفع منصور نبود، بلکه تظاهرات خود جوش مردمی را نیز درپی داشت.
  • بازدید : 138 views
  • بدون نظر

این مقاله در ۱۲ صفحه می باشد.

در زیر قسمتی از مقدمه قرار گرفته است.مقدمه :

وهابیت دیدگاه جدیدی در مذهب سنی حنبلی است که بنیانگذار آن عبدالوهاب از شیوخ و علمای سنی عربستان بود او خود پیرو شیخ الاسلام ابن تیمیه بود و با شیعیان و تصوف و و… وجود داشت دشمن بود. شیخ محمد عبدالوهاب (۱۱۱۵-۱۲۰۶ قمری، ۱۷۳۰-۱۷۹۳ میلادی) دشمن عقل و منطق و اجماع است و تنها به حدیث و قران اعتقاد دارد. محمد بن عبدالوهاب در سال ۱۱۱۶در عونيه نجد متولد شد و در دمشق بتحصيل پرداخت و از علماء حنبلی اراء ابن تيميه متوفی در سال ۷۲۸ و ابن قيم الجوزيه شاگرد او متوفی در سال ۷۵۱ را اموخت و اراء انها را پذيرفت مسلک وهابيه از اينجا شروع می‌شود. ابن عبدالوهاب به بغداد و بصره مسافرت کرد و مذهب حنبلی را تکميل کرد و برگشت و محمد بن سعود را که بر قبائل عتوب و عنزه امارت داشت به مسلک خود دعوت کرد و او نيز قبول کرد و اينمسلک را شعار حکومت خود کرد و برای نشر ان با شهر های مجاور خود پيکار ها کرد و مرکز حکومت خود را درعيه قرار داد رياضی ها از دعوت او سرپيچيدند و دهام بن دواس امير رياض با ابن سعود سالها پيکار کرد تا عاقبت مغلوب شد و حکومت رياض با ابن سعود شد. پس از ابن سعود، پسرش عبدالعزيز بن سعود بامارت رسيد.


عتیقه زیرخاکی گنج