• بازدید : 47 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴۵اسلاید قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

طراحي در سطح مؤلفه ، كه طراحي رويه اي نيز ناميده مي شود ، بعد از انجام طراحي هاي داده ، معماري ، و رابط انجام مي شود . هدف ، ترجمه مدل طراحي به نرم افزار عملياتي است . اما سطح مجرد سازي مدل طراحي موجود نسبتا بالاست، و سطح مجرد سازي عملياتي پايين است . اين ترجمه مي تواند راهي باشد براي باز نمودن در به سمت مقدمه خطاهاي پنهاني كه يافتن و اصلاح آنها در مراحل آخر فرآيند نرم افزار مشكل است . در يك سخنراني مشهور ، Edsgar Digkstra ، كه در مفاهيم طراحي سهم عمده اي دارد ، اينگونه بيان نموده است 
به نظر مي رسد نرم افزار با بسياري از محصولات ديگر متفاوت باشد ، كه در نتيجه ، كيفيت بالاتر ، نيازمند هزينه بالاتري نيز مي باشد . افرادي كه نيازمند نرم افزار قابل اعتماد هستند ، خواهند فهميد كه بايد راهي براي اجتناب از اشكالات عمده اي كه د درشروع وجود دارد بيابند، و در نتيجه فرآيند برنامه نويسي ارزان تر خواهد شد … برنامه نويسان كارآمد … نبايد زمان خود را صرف اشكال زدايي نمايند . آنها نبايد اشكالاتي را در شروع ايجاد نمايند .
اگر چه اين كلمات سالها قبل بيان شده اند ، امروز هنوز درست هستند . هنگامي كه مدل طراحي به كد مبدا ترجمه مي شود ، بايد مجموعه اي از اصول طراحي را دنبال نمود كه نه تنها ترجمه را انجام مي دهند ، بلكه اشكالاتي را در شروع به وجود نمي آورند.
امكان نمايش طراحي در سطوح مولفه با استفاده از زبان برنامه نويسي وجود دارد. درنتيجه ، برنامه با استفاده از اين مدل طراحي به عنوان راهنما ايجاد مي شود . روش ديگر ، نمايش طراحي رويه اي با استفاده از نمايشي مياني است ( براي مثال ، گرافيك ، جدول ، متن) كه مي تواند به راحتي به كد مبدا تبديل شود . عليرغم مكانيزمي كه براي نمايش طراحي در سطح مولفه استفاده مي شود ، ساختمان داده ها ، رابط ها ، و الگوريتم هايي كه تعريف شده اند ، بايد به راهنمايي هاي طراحي رويه اي مناسب گوناگوني تبديل شوند كه در ضمن تكامل طراحي رويه به اجتناب از خطاها كمك مي كنند . در اين فصل اين راهنمايي هاي طراحي بررسي مي شوند. 
اصول طراحي در سطح مولفه در اوايل دهه ۱۹۶۰ شكل گرفت و با كارهاي انجام شده توسط Edsgar Digkstra و هم دانشگاهي هاي او تثبيت گرديد . در اواخر دهه ۱۹۶۰،Digkstra و ديگران استافده از مجموعه اي از ساختارهاي منطقي محدود شده را پيشنهاد نمودند كه با استفاده از آن ها هر برنامه اي قابل شكل گيري است . اين ساختار ها بر نگهداري دامنه عملياتي تاكيد داشتند . يعني ، هر مجموعه ، ساختار منطقي قابل پيش بيني دارد ، از بالا وارد و از پايين خارج مي شوند ، و باعث مي شوند خواننده جريان رويه اي را ساده تر دنبال نمايد 
اين ساختار ها عبارتند از دنبال ، شرط ، و تكرار . دنباله ، مراحل پردازش را به همان ترتيبي كه در مشخصه الگوريتم مورد نياز هستند پياده سازي مي كند .شرط ، امكاني را براي پردازش انتخابي بر مبناي شرطي منطقي فراهم مي نمايد ، و تكرار امكان حلقه سازي را ايجاد مي كند . اين سه ساختار ، در برنامه نويسي ساخت يافته حياتي هستند ، و تكنيك مهمي را در طراحي سطح مولفه تشكيل مي دهند . 
اين ساختارها براي محدود نمودن طراحي رويه اي نرم افزار به چند عمل قابل پيش بيني ، پيشنهاد شدند . معيارهاي پيچيدگي (فصل ۱۹) نشان مي دهند كه استفاده از واحد هاي ساخت يافته ، پيچيدگي برنامه را كاهش مي دهد ، باعث ارتقاء خوانايي ، قابليت آزمايش ، و قابليت نگهداري مي شود . استفاده از تعداد محدودي واحد هاي منطقي ، به فرآيند فهم انسان كمك مي نمايد كه روانشناسها آن را chunking  مي نامند . به منظور فهم اين فرآيند ، روشي را در نظر بگيريد كه اين صفحه را مي خوانيد . هر يك از حروف الفبا را نمي خوانيد بلكه الگوها يا chunk هايي از الفبا را تشخيص مي دهيد كه عبارتها را تشكيل مي دهند اين واخد هاي ساخت يافته ، chunk هاي منطقي هستند كه به خواننده امكان مي دهند عناصر رويه اي يك پيمانه را تشخيص دهد ، به جاي اين كه طراحي يا كد را خط به خط بخواند . درك ، زماني ارتقاء الگوهاي منطقي قابل شناسايي در نظر گرفته مي شوند.

عتیقه زیرخاکی گنج