• بازدید : 66 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

سير زندگي جامعه يهوديان در مراكش با زندگي يهوديان ايران مشابهت و نزديكي بسيار دارد. جامعه چند صد هزار نفري يهوديان مراكش در سال ۱۹۴۸ اينك به جمعيتي چند ده نفري تبديل شده است. يهوديان مراكشي ضمن حفظ اعتقادات و سنت هاي يهودي خود داراي يك فرهنگ قديمي و ديرپاي مراكشي بودهاند كه نهتنها متاثر از اعتقادات ديني يهود بوده بلكه بخشي از فرهنگ و تمدن مراكش را تشكيل داده است كه اينك ميرود تا هم از فرهنگ يهود و هم از بافت فرهنگي و تمدن مراكش محو شود. در اين مقاله رئيس جامعه يهوديان مراكش با اندوه ميگويد كه شمع يهوديت در مراكش رو به خاموشي است و شهري كه نهصد سال پيش خانه يهودي بزرگ و فيلسوف و مفسر تورات «موسي ابن ميمون» (هارامبام) بوده است از آخرين نفرات يهودي خداحافظي ميكند. آيا تمدنها و سنتهاي زيباي يهوديان در نقاط مختلف جهان در فرهنگ امريكايي، شكل مورد پسند زورمداران عالم را خواهد گرفت…؟ آيا يهوديت ميتواند از ميراث بزرگ ديني- فرهنگي و تاريخي خود حفاظت نمايد و آنها را به نسلهاي بعد بسپارد…؟ 
گذشته نشان داده است كه يهوديان توان مقابله با بحرانهاي گوناگون را داشتهاند. و به نظر ميرسد با همه مشكلات بر اين بحران نيز غلبه خواهند كرد. حضور يهوديان ايران ميتواند گواهي بر اين مدعا باشد…!! 
«مغـــرب» (يا مراكش) در شمال غربي افريقا با حدود ۲۸ ميليون نفر جمعيت واقع شده است. پايتخت آن «رباط»، زبان‏هاي رسمي آن عربي، فرانسه و اسپانيايي، و مذهب رسمي آن اسلام مي‏باشد. امور حقوقي و قضايي در اين كشور بر اساس قوانين كشور فرانسه و مذهب اسلام حل و فصل مي شود. ۳۰ درصد جمعيت اين كشور «بربر» و ۷۰ درصد آن مسلمان عرب مي‏باشند. هنوز اكثر مردمان «بـربـر» به زبان «بـربـري» تكلــم مي‏نمايند. بيش از ۳۵ درصد از سكنه اين كشور شهرنشين هستند. مغرب داراي دو دانشگاه دولتي در شهرهاي رباط و كازابلانكا و دو دانشگاه اسلامي در شهرهاي مراكش و فاس مي‏باشد ( در قديم و در اصطلاح سياسي مغرب به كشورهاي سلطنتي مراكش، جمهوري الجزاير و جمهوري تونس اطلاق مي‏شده است ). 
تاريخ سكونت يهوديان در «مغــرب» يا به عبارتي در محدوده كنوني كشورهاي مراكش، الجزاير و تونس به ســــال ۵۰۰ ميلادي برمي‏گردد. حتي در سال ۲۰۰ ميلادي افرادي از طوائف محلي «بربر» به يهوديت گرويدند. منطقه غربي افريقاي شمالي با به قدرت رسيدن بني‏اميه در قرون ۸-۷ ميلادي تحت تاثير حكومت اسلامي ميانه رو واقع شد كه اين امر در قرون ۹ تا ۱۱ ميلادي در شكوفايي يهوديت در تونس بسيار موثر بوده است. در سال ۶۸۳ ميلادي با فتح مغرب كنوني توسط لشكر اسلام، ديگر قبايل ساكن در اين منطقه تحت قانون اسلام و رهبري واحدي در آمدند. پيروان اديان توحيدي ديگر يعني يهوديان و مسيحيان تحت قانون «اهل ذمه» در آزادي تقريبي به حيات خود ادامه دادند و اين قانون صدها سال در مغرب تعيين كننده وضع آنها بود. 
اما با آغاز حكومت «آل مهاد» در سال ۱۱۴۷ ميلادي فشار و سختگيري بر يهوديان آغاز و هر روزه نيز بر آن افزوده شد. در همان سال‏ها بود (۱۱۶۰ ميلادي ) كه «موسي ابن ميمون» (هارامبام) و خانواده‏اش از اين منطقه به مراكش گريختند. به دنبال مهاجرت جمع كثيري از يهوديان اسپانيايي طي قرون ۱۴ و ۱۵ ميلادي به مغرب، جامعه يهودي – سفارادي در الجزاير شكل گرفت. تا زماني كه مغرب مستعمره فرانسه بود، يهوديان فقط مجاز به سكونت در محله‏هاي خاص خود به نام «مِلا» بودند. «ملا» علي‏رغم اين كه در نزديكي قصر پادشاهي قرار داشت از حملات مخالفان در امان نبود. حتي پيوستن كشورهاي الجزاير (۱۸۳۰ م)، تونس (۱۸۸۱ م ) و مراكش (۱۹۱۲ م ) به جمع مستعمرات فرانسه، هيچ كمكي به بهبود وضعيت زندگي يهوديان نكرد. تا اين كه در سال ۱۹۷۵ م و با آغاز پادشاهي محمد پنجم، يهوديان نيز مجاز به انتصاب در مقام‏هاي دولتي شدند و نسبت به هموطنان مسلمان خود از حقوق يكساني برخوردار شدند . 
اما پس از گذشت حدود نيم قرن هر يك از مناطق فوق مجددا استقلال يافتند. وضعيت يهوديان در هر يك از كشورهاي استقلال يافته به طور اجمالي از نظر مي‏گذرد. 
***
 يهوديان مراكـــش 
شهر «مراكـش» با جمعيت بيش از ۳۰۰ هزار نفر در جنوب «مغـــرب» واقع شده است. اين شهر در منطقه‏اي كويري واقع شده، داراي نخلستان‏هاي فراواني مي‏باشد. 
با آغاز جنگ جهاني دوم و مهاجرت روزافزون يهوديان اروپايي به «كازابلانكا»، جامعه كليميان افريقاي شمالي از اهميت خاصي برخوردار شد به طوري كه تعداد يهوديان اين ناحيه در سال ۱۹۶۷ بالغ بر ۰۰۰،۸۰ نفر بوده است. سلطان محمد پنجم حاكم وقت مراكش در زمان جنگ جهاني دوم، از انتقال يهوديان به جوخه‏هاي مرگ جلوگيري نمود. در سال ۱۹۴۸ بالغ بر ۰۰۰،۲۷۰ يهودي در مراكش سكونت داشتند كه به دنبال استقلال اين كشور در سال ۱۹۵۶ آنها نيز از حقوق يكساني نسبت به ديگران برخوردار شدند. اما به دنبال وجود جوّ ضديهودي در اين كشور، تعداد زيادي از يهوديان، مراكش را ترك نمودند. در سال ۱۹۹۷ تعداد يهوديان فقط ۶۵۰۰ نفر بود كه حدود ۵۰۰۰ نفر از اين تعداد در «كازابلانكــا» و بقيه در شهرهاي ديگر چــون «رباط»، «تانگر» و «فاس» سكونت داشتند. عامل ديگر در كاهش يهوديان مراكش، كنار كشيدن آنان از مسائل سياسي روز همزمان با متهم شدن يهوديان به جانبداري از اسرائيل بود . اكنون كاهش افراد جامعه يهودي در تمام مناطق مراكش به وضوح مشاهده مي‏شود . به طور مثال ساكنين خانه سالمندان يهودي «كازابلانكا» در ده سال گذشته از ۱۳۰ نفر به ۷۲ نفر تقليل يافته‏اند، و يا تقريبا ۹۹ درصد از تعداد ۱۴۷ دانش‏آموز يك مدرسه يهودي تصميم دارند پس از اتمام تحصيلاتشان به خارج از كشور مهاجرت كنند . 
يهوديان مراكش داراي سنن فرهنگي- مذهبي خاص خود مي‏باشند كه كماكـان توسط آنها در خارج از مراكش نيز حفظ شده است. بدين ترتيب يهوديت در مراكش با قدمتي بيش از دو هزارسال از جمله قديمي‏ترين يهوديان جهان عرب شمرده مي‏شود. تا سال‏هاي دهه ۵۰ در قرن گذشته تعداد يهوديان در اين نقطه از افريقاي شمالي بيش از ۰۰۰،۴۰۰ نفر تخمين زده مي‏شد. اما آمار فعلي حاكي از كاهش يهوديان اين شهر مي‏باشد . آيا اين ارقام، نشان‏دهنده خاتمه حيات يهوديت با چنين قدمتي مي‏باشد؟ 
شايد گفتگو با رئيس انجمن كليميان مراكش، «جك زعفراني»، تاحدي از نگراني‏ها بكاهد. وجود تابلوي عكسي در اتاق وي بسياري از سئوالات را پاسخ مي‏دهد: تصوير، رئيس انجمن كليميان مراكش را حين گفتگو و دست دادن به حسن دوم، پدر پادشاه فعلي مراكش يعني محمد ششم، مدت كوتاهي قبل از فوتش نشان مي‏دهد. نكته مهم در اين عكس نحوه دست دادن پادشاه به رئيس انجمن مي‏باشد : پادشاه با دست چپ خود، دست راست رئيس انجمن را مي‏فشارد درحالي كه او دست راست خود را طبق يك سنت قديمي بر روي قلبش مي‏گذارد و بدين ترتيب علاقمندي و تمايل خود را نسبت به كليميان مراكش ابراز مي نمايد. 

«زعفراني» مي‏گويد: «در حال حاضر از جمعيت ۵۰ هزار نفري يهوديان مراكش فقط ۲۴۰ نفر باقي مانده‏اند كه يكديگر را به خوبي مي‏شناسند». او مي‏گويد حدود ۱۲۰ خانوار يهودي زماني در اين شهر سكونت داشته‏اند. هنوز سه كنيسا در اين شهر فعاليت مي‏كند و به جز موارد استثنايي هر هفته براي اجراي مراسم روز مقدس شنبه (شبات) يك جمع ده نفره از مردان (عسارا) در كنيسا حاضر مي‏شوند. البته زحمات مسئولين كنيسا در جمع‏آوري اين جمع ده نفره مقوله‏اي جداگانه است. اما اخبار و ارقام، زياد اميدواركننده به نظر نمي‏رسد، زيرا كاهش تعداد يهوديان تنها منحصر به مراكش نيست بلكه شهرهاي ديگر مثل «تانگر»، «مكنس» و «فاس» كه زماني مراكز شكوفايي يهوديت بود، اكنون پذيراي عده معدودي از يهوديان است . 

حدود يكصد سال پيش شهر «اسااوئير» در مراكش كه اكثريت جمعيت آن يهودي بود داراي ۳۰ كنيسا بود. اما هم اكنون عده قليلي يهودي در اين شهر سكونت دارند و خبري هم از كنيسا نيست و تنها وجود اسامي درگذشتگان و قبور آنها و مقبره‏هاي (رهبران مذهبي) و علماي ديني كه هنوز مورد احترام هستند ياد گذشته را زنده نگهداشته است. اين تعداد قليل نيز براي به جا آوردن مراسم مذهبي خود بايد به كنيساي كازابلانكا يا مراكش بروند. رئيس انجمن كليميان مراكش با اشاره به گذشته تاريخي يهوديان مراكش، زندگي فعلي آنها را نوعي همزيستي پيروان مذاهب مختلف مي‏داند. او در معرفي خودش ابتدا مليت، سپس مذهب خود را عنوان مي‏كند. در اكثر هتل‏ها نيز هنگام پذيرش در مورد مليت افراد سئوال مي‏شود و نه مذهب آنها. به همين جهت او مانند ديگر همكيشان خود يك مراكشي يهودي با حقوق و وظايف متقابل نسبت به ديگر مراكشي‏ها است. 
***
 يهوديان تونــس 
«تونس» در شمال افريقا واقع شده و داراي ۵/۹ ميليون نفر جمعيت مي باشد. زبان رسمي در اين كشور عربي و فرانسه است و مردمان آن پيرو دين اسلام مي‏باشند. 
سابقه سكونت يهوديان در تونس به حداقل ۲۰۰۰ سال پيش برمي‏گردد. يهوديان بسياري در سال ۱۴۹۲ از اسپانيا و جمع كثيري از آنها از ايتالياي جنوبي به تونس مهاجرت نمودند. 
از قرن نوزدهم به بعد برخورد با يهوديت روندي منفي پيدا نمود به طوري كه منازل و كنيساهاي يهوديان نمي‏بايست مرتفع‏تر از اماكن همسايه عرب آنها ساخته شود. با مستعمره شدن تونس در سال ۱۸۸۱ توسط فرانسه به نظر مي‏آمد وضعيت يهوديان بهتر شود، اما پاريس نيز از تفويض مليت فرانسوي و صدور گذرنامه براي يهوديان تا آغاز جنگ جهاني اول امتناع ورزيد. آمار، حاكي از جمعيت ۸۵ هزار نفري يهوديان در تونس قبل از آغاز جنگ جهاني دوم مي باشد. اين رقم عملا ســــه درصد كل جمعيت آن زمــان تونس را دربر مي‏گرفت. در هفته‏هاي آغازين جنگ جهاني دوم حركت‏‎هاي ضد يهودي در تونس نيز آغاز شد. با اشغال تونس توسط آلمان‏ها جمع كثيري از يهوديان به پرداخت جريمه و كارهاي اجباري محكوم و عده‏اي ديگر نيز به بازداشتگاه‏هاي هيتلر در اروپا روانه شدند. 

اما با استقلال «تونس» در سال ۱۹۵۶ وضع از اين هم بدتر شد: كليه انجمن‏هاي متعلق به يهوديان منحل و محله خاص يهوديان به دستور حكومت وقت ويران شد. به علت افزايش عقايد ضد يهودي در اين كشور اكثر يهوديان تونسي روي به مهاجرت از وطن آوردند به طوري كه تنها در فاصله سال‏‏هاي ۱۹۴۸ تا ۱۹۹۷ بالغ بر ۵۳ هزار يهودي از اين كشور به اسرائيل مهاجرت كردند. در سال ۱۹۹۷ تنها ۱۹۰۰ يهودي در تونس و جزيره «جِبرا»(Jebra) باقي ماندند. «جبرا» به علت داشتن امكانات تفريحي، و اماكن تاريخي بسيار مورد توجه گردشگران خارجي مي‏باشد. از جمله نقاطي كه هميشه مورد بازديد گردشگران و زوار يهودي قرار مي‏گيرد، كنيسايي به نام «لاغريبا» در اين جزيره مي‏باشد، كه از قدمت خاصي برخوردار است. 
گفته مي‏شود اولين سنگ بناي اين كنيسا به جاي مانده از بقاياي بت- هميقداش دوم(معبد دوم بيت‏المقدس) در سال ۷۰ ميلادي مي‏باشد. عده‏اي ديگر معتقدند در اين مكان زني سكونت داشته كه به غريبان و مستمندان كمك مي‏نموده است و در پي يك صاعقه تمام منزل اين زن در آتش مي‏سوزد ولي جسد وي دست نخورده باقي مي‏ماند. به دنبال اين معجزه تصميم به ساخت يك كنيسا در محل مذكور گرفته شد و به همين جهت به نام «لاغريبا» يا معجزه‏گر ناميده شده است. اين كنيسا در سال ۱۹۲۰ بر روي خرابه‏هاي آن خانه ساخته شد. فضاي داخلي كنيسا ستون‏ها و سردرهاي هلالي دارد و ديوارها داراي گچ‏بري‏هاي ارزشمند و كاشي‏كاري‏هاي زيبا مي‏باشد. در اين كنيسا يكي از قديمي‏ترين تومارهاي تورات نگهداري مي‏شود. (لازم به ذكر است كه قسمت‏هايي از اين كنيسا در حمله‏اي تروريستي و در پي انفجار يك تانكر حاوي گاز مايع در اواخر فروردين ماه ۱۳۸۱ خسارت ديده است). در دو روستاي «هاراصــغيرا» و «هاراكبيــــرا» زماني يهوديت داراي زندگي مستقل و مديريت خاص خود بود. به مرور زمان، در قرن چهاردهم و در پي مهاجرت يهوديان فراري از اسپانيا به اين منطقه و پس از آن مهاجرت يهوديان سفارادي(با رسوم شرقي) از پرتغال و اسپانيا در قرون ۱۶ و ۱۷ بر تعداد يهوديان افزوده شد، تاحدي كه در آغاز قرن بيستم تعداد يهوديان جبرا يك دهم كل جمعيت منطقه محسوب مي‏شد. اما هم اكنون آنها به دلايل اقتصادي از اين منطقه مهاجرت مي‏كنند و در اقليت هستند. 
همه ساله جمع زيادي از يهوديان اروپا و اسرائيل براي بازديد و زيارت به «جبرا» مسافرت مي‏نمايند. علاوه بر اين، كنيساي مذكور مركز انجمن مذهبي يهوديان در اين جزيره مي‏باشد. هنوز حدود يكهزار يهودي در ميان جمع ۹۰ هزار نفري مسلمانان در جبرا زندگي مي‏كنند. اين همزيستي نمونه بارزي از ميانه‏روي و سازش اعراب نسبت به يهوديان مي‏باشد. با وجود تمام اين مسائل، يهوديت كه زماني دوره شكوفايي خود را در تونس طي مي‏نمود، اكنون روندي نزولي به خود گرفته است. 

عتیقه زیرخاکی گنج