• بازدید : 52 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

بازخوانى انديشه رهبران انقلاب، از اهميت ويژه‏اى برخوردار است; زيرا هر انقلابى داراى مراحلى است و نخستين و مهم‏ترين مرحله، قيام فكرى و فرهنگى عليه نظام حاكم است . 
رهبران انقلاب و داعيه‏داران قيام و اصلاح، ابتدا بايد بطلان، بى‏پايگى و انحطاط فرهنگ حاكم و بى‏صلاحيتى، پوچى، پستى و رذالت‏حاكمان جامعه را تبيين كرده و به مردم بباورانند و در قبال آن، فرهنگى متعالى، عقلانى، فطرى، حياتبخش، حرمت‏آور و كرامت‏زا و مجريانى صادق، عالم، خالص، توانا و بى‏چشمداشت‏به مردم عرضه كنند . در اين صورت، فطرت توده مردم به آنان متمايل مى‏شود و غالب انسانها كه به طور طبيعى و فطرى عدالتخواه و كرامت‏طلبند، به يارى آنان براى قيام اعلام آمادگى خواهند كرد و زمينه‏هاى انقلاب و قيام پيدا خواهد شد 
تبيين مردم‏سالارى  
«مردم‏سالارى‏» يعنى «پايه‏ريزى حكومت و قانون بر طبق خواست و اراده اكثريت مردم‏» . مردم‏سالارى يعنى همه چيز بايد ناشى از خواست و اراده مردم باشد . براى اداره جامعه دو چيز لازم است: قانون و مجرى . قانون تعيين‏كننده حقوق و وظايف حاكمان و مردم و بيان‏كننده شرايط حاكمان و راى‏دهندگان است و در نظام مردم‏سالار، اين قانون بايد مقبول اكثريت‏باشد . تعيين مجريان اين قانون كه مطابق شرايط مندرج در آن صورت مى‏گيرد نيز توسط مردم است . اگر افرادى بدون خواست و اقبال عمومى بر مردم حاكم شوند و يا قانونى وضع كنند كه مورد خواست و تاييد مردم نباشد، آن نظام نمى‏تواند خود را «مردم‏سالار» بداند . 

مردم صاحب راى كيانند؟ 
منظور از «مردم‏» صاحب راى چيست؟ در حكومت‏هاى اشرافى منظور از مردم فقط اعيان و اشراف بودند و ديگران جزو مردم و صاحب راى شمرده نمى‏شدند و محكوم به خدمتگزارى به اشراف و اعيان بودند . در حكومت‏هاى دينى كليسايى فقط روحانيون و ارباب كليسا حق راى داشتند . در دموكراسى‏هاى سوسياليستى فقط اعضاى حزب كمونيست‏حاكم، صاحب راى بودند و تا چند دهه پيش در همه كشورهاى غربى پرچمدار دموكراسى، زنان صاحب راى نبودند و متفكران غربى و مناديان دموكراسى و مردم‏سالارى، تلاش فراوان كردند تا «همه انسان‏هاى بالغ و عاقل‏» صاحب حق راى مساوى شمرده شوند و امروز اين مطلب جا افتاده و منظور از مردم «افراد بالغ و عاقل‏» مى‏باشد . 

«مردم‏سالارى ليبرال‏» و «مردم‏سالارى دينى‏» 
در مردم‏سالارى و حكومت مردم، قانون و مجرى ناشى از اراده، خواست و انتخاب اكثريت است; خواه اكثريت مردم خواسته‏هاى نفسانى بى‏قيد و رهاى خود را در قالب قانون بريزند و تصويب كنند يا مكتب يا دينى را پذيرفته و احكام و شرايع آن مكتب يا دين را به عنوان قانون بپذيرند . 
اولى را «مردم‏سالارى ليبرال‏» و دومى را «مردم‏سالارى مكتبى يا دينى‏» مى‏ناميم . 
البته خوانندگان محترم بايد توجه داشته باشند كه اين يك فرق اصولى و مهم و به اندازه فرق توحيد و شرك است . در توحيد انسان عبد خداست و مطيع فرمان خدا است اما در شرك، انسان از بندگى خدا آزاد و تابع هوا و هوس خويش است . مردم‏سالارى دينى; يعنى توحيد اجتماعى و قانون خدا را، قانون اداره اجتماع قرار دادن و مردم‏سالارى ليبرال; يعنى نفى توحيد اجتماعى و قانون برخاسته از هوا و هوس خود را قانون اداره اجتماع قرار دادن . البته مبانى مردم‏سالارى دينى با مبانى مردم‏سالارى ليبرال نيز تفاوت‏هاى اصولى دارد كه بايد در جاى خود بدان پرداخت . انسان‏شناسى توحيدى، مبناى مردم‏سالارى دينى است و اومانيسم و اصالت انسان و بى‏نيازى انسان از هدايت وحيانى، مبناى مردم‏سالارى ليبرال مى‏باشد . 

«آزادى‏» و «انتخاب‏» دو شاخصه مهم مردم‏سالارى 
در دموكراسى يا مردم‏سالارى و حكومت مردم، بايد آرا و انديشه‏هاى مختلف آزادانه عرضه گردند و نمونه‏ها و الگوهاى گوناگون از طرف صاحبان فكر و انديشه تبيين شود و امكان انتخاب از ميان گزينه‏هاى متفاوت حاصل گردد و آن گاه مردم از ميان گزينه‏هاى ارائه شده، يكى را انتخاب كنند . در جامعه‏اى كه فقط صاحبان يك نظر حق ارائه الگوى مورد نظر خود را دارند و مخالفان و صاحبان نظريه‏هاى بديل امكان ارائه الگوى مورد نظر خود را ندارند و مردم در عمل امكان انتخاب پيدا نمى‏كنند، مردم‏سالارى وجود ندارد . 
نويسنده كتاب «در باره دموكراسى‏» مى‏گويد: 
«دموكراسى فرصت‏هايى را فراهم مى‏كند براى: ۱ . مشاركت واقعى ۲ . راى برابر (همه افراد از فرصتى مساوى و كارآمد در راى دادن برخوردار مى‏شوند) ۳ . به دست آوردن درك روشن و آشنا شدن با ساير سياست‏هاى جايگزين و عملى و پيامدهاى اجتماعى آنها و …» 
كارل پوپر از نظريه‏پردازان دموكراسى مى‏گويد: 
«دموكراسى; يعنى ايجاد زمينه ارائه برنامه‏هاى مختلف و فراوان و بالا بردن امكان انتخاب خوب جامعه و آموزش دادن افراد و بالا آوردن سطح فهم و شعور آنها و متعالى ساختن خواست‏هاى آنان . دموكراسى اين نيست كه [از باب مثال] فقط برنامه‏هاى سطحى و مبتذل و مطابق با خواسته‏هاى حيوانى عامه ارائه شود، با اين توجيه كه اينها خواست مردم است; و بدون ايجاد امكان انتخاب‏هاى ديگر به ارائه همان برنامه‏ها با همان كيفيت‏يا مبتذل‏تر ادامه دادن و بعد بگوييم: ما به مردم آن چيزى را كه انتظار دارند، ارائه مى‏كنيم‏» و مردم را هم در چند آمار ملاحظه كردن بدون اينكه لحاظ شود اين آمارها فقط در چارچوب داده‏هاست; يعنى آمار از ميان آنچه ارائه شده اينها را انتخاب كرده و پسنديده‏اند ولى چه بسا و قطعا اگر برنامه‏هاى بهترى ارائه شود، انتخاب، چيز ديگرى خواهد بود، دموكراسى به هيچ وجه مانع از هدايتگرى نيست [بلكه مانع از قيمومت است] . دموكراسى به هيچ وجه مانع از آن نمى‏شود كسانى كه چيزى را مى‏دانند آن را به كسانى كه نمى‏دانند منتقل كنند . به عكس، دموكراسى همواره تلاش كرده است كه سطح آموزش را بالا ببرد و اين آرزوى مهم دموكراسى است . روح دموكراسى همواره ارائه بهترين امكانات و بهترين شانس را به همه توصيه مى‏كند .» 
البته پوپر و مانند ايشان در مقام نظريه‏پردازى بوده‏اند و مردم‏سالارى به عنوان يك نظريه با مردم‏سالارى به عنوان يك اقعيت‏خارجى با هم تفاوت فراوان دارد همچنان كه اسلام به عنوان يك دين و مكتب با آنچه در جهان خارج به عنوان اسلام واقع شده، تفاوت دارد . اسلام آن چيزى است كه در قرآن و سخن و عمل معصومان منعكس شده، ولى حكومت‏خلفاء بنى‏عباس و بنى‏اميه و … با اينكه عنوان حكومت اسلامى دارند، تفاوتشان با اسلام از زمين تا آسمان است . ما همچنان كه براى شناخت اسلام نبايد به تاريخ بنى‏اميه و بنى‏عباس و … رجوع كنيم، براى شناخت دموكراسى نيز، كه غربيان منادى آن بوده‏اند، نبايد به آنچه در حكومت‏هاى غربى واقع شده و مى‏شود مراجعه كنيم . حكومت‏هاى غربى هم دموكراسى را پيراهن عثمان كرده‏اند و با استناد به شعار دموكراسى به استعمار و استثمار و تحميل پرداخته‏اند . براى شناخت دموكراسى به عنوان يك نظريه، بايد به سخنان متفكران و نظريه‏پردازان غربى مراجعه كنيم و به خود غربيان هم بگوييم كه آنچه شما انجام مى‏دهيد با نظريه دموكراسى و مردم‏سالارى همخوانى ندارد . 

مقبوليت جهانى دموكراسى و مردم‏سالارى 
حكومت‏هايى كه در نقاط مختلف جهان تشكيل شده‏اند، بيشتر استبدادى و ديكتاتورى مطلقه بوده‏اند . متاسفانه حكومت‏هايى هم كه به عنوان دين تشكيل يافته‏اند، از اين قاعده مستثنى نبوده‏اند. جز حكومت پيامبران بنى‏اسرائيل; يعنى حكومت‏حضرت موسى عليه السلام و وصى او يوشع بن‏نون و بعد از آن حكومت‏هاى حضرت طالوت، داود و سليمان و حكومت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم و على بن‏ابى‏طالب عليه السلام، حكومت‏هاى ديگر، نه به حكم دين و خواست مردم شكل گرفته و نه در خدمت مردم بوده‏اند . البته گاهى در تاريخ پادشاهانى نيكوسيرت يافت مى‏شده‏اند كه در صدد خدمت‏به مردم برآمده‏اند ولى شمار اينان در برابر حاكمان مستبد، آن قدر كم بوده كه به مصداق «النادر كالمعدوم‏» اصلا به شمار نمى‏آيند . 
در حكومت‏هاى استبدادى، شاه حاكم مادام‏العمر بوده و اهواء و خواسته‏هاى او حكم قانون يافته و با توسل به زور اجرا شده‏اند . متاسفانه در غرب بعد از دموكراسى‏هاى آتن و روم قديم، استبداد حاكم شد و اين استبداد شديدتر بود و قرن‏ها اين استبداد زير لواى حاكميت كليسا ادامه حيات مى‏داد 
  • بازدید : 62 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق مردم سالاري ديني از منظر امام علي (ع)-خرید اینترنتی تحقیق مردم سالاري ديني از منظر امام علي (ع)-دانلود رایگان مقاله مردم سالاري ديني از منظر امام علي (ع)-تحقیق مردم سالاري ديني از منظر امام علي (ع)-دانلود رایگان فایل مردم سالاري ديني از منظر امام علي (ع)

این فایل در ۱۹صفحه قابل ویرایش تهیه شده وبه موارد زیر می پردازد:

در اين‌ نوشتار، ابتدا هر يك‌ از اين‌ اصول‌ مشترك‌ از ديدگاه‌ انديشمندان‌ غربي‌ و پيرو دمكراسي‌ مورد بررسي‌ قرار گرفته‌ و سپس‌ با رجوع‌ به‌ نهج‌ البلاغه، و از ميان‌ خطبه‌ها، نامه‌ها و حكمت‌هاي‌ امام‌ علي، نظر ايشان‌ به‌ بحث‌ گذاشته‌ شده‌ است در ادامه برای آشنایی بیشتر شما با این فایل به ارائه توضیحات مختصری می پردازیم:


عتیقه زیرخاکی گنج