• بازدید : 59 views
  • بدون نظر

این فایل در ۳۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

ارزيابي افرادي كه گرايش به خودكشي دارند، هم براي فردي كه اقدام به خودكشي مي‌كند (يا فردي كه ممكن است خودكشي كرده باشد) و هم براي درمانگري كه ارزيابي را انجام مي‌دهد (درمانگري كه ممكن ايت پس از ارزيابي وي فرد موردنظر خودكشي كرده و عليه وي شكايت شود)، فرايندي دشوار و پر خطر است. ادبيات پژوهشي درباره شناخت خودكشي  حجم قابل ملاحظه‌اي دارد، كه در واقع، هدف اين فصل مرور آن نيست
در ادامه برای آشنایی بیشتر شما توضیحات مفصلی می دهیم
ضوابط جمعيت شناختي  پر خطر 
سن : نوجواني يا بزرگسالي
نژاد :سفيدپوستان مستعدتر از سياهپوستان هستند (سرويس سلامت عمومي آمريكا،۱۹۹۹)  
سابقه اقدام به خودكشي :در۴% از خودكشي‌ها، سابقه اقدام به خودكشي وجود دارد (جاكوبز ، بروئر  و كلاين بنهام ،۱۹۹۹)

سابقه خانوادگي اقدام به خودكشي
افكار يا اقدام‌ هاي قبلي يا هم زمان ديگر كشي
جنس : نسبت ۳ به يك براي اقدام به خودكشي در زنان، نسبت ۳ به يك براي خودكشي موفق در مردان  دسترسي به سلاح يا وسايل   خودكشي
مصرف يا سود مصرف مواد و الكل و ترك مواد يا الكل (سدرر  و رث چايلد ،۱۹۹۷)
  = نرخ  20 برابر خودكشي نسبت به جمعيت عمومي ( ) (سرويس بهداشت عمومي آمريكا،۱۹۹۹)
فرد سايرين را از طرح خودكشي خود آگاه مي‌كند: در ۷۰% خودكشي‌ها (جاكوبز و همكاران،۱۹۹۹)
زندانيان : ۳ برابر جمعيت عمومي =  ، (سدرر و رث چايلد،۱۹۹۷)


ضوابط پر خطر بر اساس تشخيص‌ها
اسكيزوفرنيا (هميشه، پر خطر) : ۱۰ تا ۱۵% يا   تا ۱۵۰۰۰ (سدرر و رث چايلد،۱۹۹۷)
افسردگي اساسي، به ويژه اگر مربوط به فقدان موضوع باشد (جاكوبز۱۹۹۹)
تكانشگري شديد (شخصيت تكانشي ) (جاكوبز)

شخصيت مرزي : در ۴۵% موارد، وقتي با افسردگي يا سود مصرف مواد همراه مي‌شود (داويس ، گاندرسون  و ميزر ،۱۹۹۹)

 شخصيت يا نشانه‌هاي آزار طلبي  
ناتواني در حفظ ايمني (ضد و نقيض) Inability to contract for safety 
نااميدي، درماندگي (رچلين ، ۱۹۶۵؛ بك  و استير ، ۱۹۸۸؛ گازم ، ۱۹۸۸ ):
داشتن احساس بد نسبت به آينده، فقدان انگيزه و انتظار



ضوابط پر خطر از ديد انشنايدمن  (1999)
ميزان خطرناكي  – مرگ زا بودن  اقدام  
آشفتگي  – حالت مختل رواني 
خصومت – خود تخريبگري الگوهاي رفتاري يا فعاليت

خطرناك بودن [اقدام خودكشي]
بايد ميزان موفقيت آميز بودن اقدام خودكشي در افراد مورد توجه قرار گيرد. اگر اقدام خودكشي صورت نگرفته و فقط به آن فكر مي‌شود، ميزان خطرناكي خودكشي در خيال‌پردازي‌ها عامل مهمي است كه بايد مدنظر باشد. براي مثال اگر فردي به استفاده از دوز بالاي آلپرازولام (زاناكس) براي خودكشي فكر كند، ميزان خطر بالا نيست، چرا كه به ندرت اين دارو موجب مرگ مي‌شود. در مقابل، اگر كسي قصد پايين پريدن از روي پل را دارد، يا به فكر تصادف با ديواري سيماني است، احتمال خطر بيشتر مي‌شود.

آشفتگي            
علاوه بر اينكه ميزان، برانگيختگي فرد، خطرناك بودن خودكشي را تحت تأثير قرار مي‌دهد. اين امر معمولاً بازتابي از حالت نيرومندي “من” را نشان مي‌دهد (تحمل عاطفي، مهارت كانشگري و بازداري از خيال‌پردازي).
خصومت
در صورتي كه خصوصيات فرد معرف دشمني او با خودش باشد (يعني، معمولاً فرد رفتارهايي دارد كه نشانه خصومت عليه خود است). احتمال ارتكاب رفتارهاي خطرناك در آنان بيشتر است.
اقدام‌هاي “نامحسوس” خودكشي گرايانه از دسته اقداماتي هستند كه با دليل تراشي همراهند، در اين موارد به نظر مي‌رسد كه واقعيت، فراتر از اقدام به خودكشي صرف است. از شايع‌ترين اقدام‌هاي نامحسوس خودكشي تصادف‌هاي مربوط به يك اتومبيل به تنهايي  است.

ضوابط پر خطر از ديد ليتمن  و تاباخنيك  (1967)    
برخي از اشكال خود كشي شايع نبوده و الزاماً شامل ضوابط استاندارد نمي‌شود. براي مثال، مستعد خودكشي بودن  در برابر متعد تصادف بودن  را مي‌توان نام برد

عتیقه زیرخاکی گنج