• بازدید : 31 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

آهنگ رشد جسمي سريع تر مي شود و كودك دوره پرجنب و جوش قبل را به جواني خستگي ناپذير بدل مي شود. 
۲ـ از لحاظ رشد عقلي كودك مراحل مختلفي را پشت سر گذاشته و در آستانه تفكر انتزاعي قرار مي گيرد.
۳ـ تنوع خوي و خصلت با وضوح هرچه تمام تر آشكار مي شود.
۴ـ رقابت با خود و رقابت با ديگران را تكميل مي سازد.
۵ـ براي نوجوان سؤالات متعددي مطرح مي شود و در همان حال جواب هاي ديگران كمتر او را قانع مي كند.
ماهيت مشكلات نوجوانان :
مطالعات علمي نشان مي دهد دوره ي نوجواني داراي مشكلات بسياري است كه بايد به شيوه اي رضايت بخش هم براي نوجوان و هم براي گروه اجتماعي او حل و فصل مي شود.
نوجواني براي خود فرآيند مشكل ساز است. زيرا نوجوانان با نقش جديد خود در زندگي كاملاً سازگاري نيافته و در نتيجه اغلب سر درگم نامطمئن مضطرب است.
مهمترين اين مشكلات عبارتند از:
۱ـ اختلال در تصوير بدي ۲ـ بحران هويت ۳ـ مشكلات اجتماعي نشدن
۴ـ مسئله ي رواني ۵ـ ترس ۶ـ نگراني
۷ـ خشم ۸ـ عصبانيت ۹ـ احساس حقارت 
۱۰ـ تعارض ۱۱ـ اضطراب ۱۲ـ دشواريهاي تحصيل و اعتياد
راه حل و توصيه :
۱ـ در برخورد با نوجوانان ملايم منطقي باشد.
۲ـ هيچ گاه نظرات خود را به نوجوانان تحميل نكنيد.
۳ـ تجارب موفقيت آميز نوجوانان را افزايش دهيد.
۴ـ نوجوانان خود را با الگوهاي رفتاري مطلوب آشنا كنيد.
۵ـ نسبت به احساسات و عواطف نوجوان خود بي تفاوت نباشيد.
۶ـ و …
با نوجوانان چگونه رفتار كنيم ؟
نوجواني دوره اي از زندگي فرد را تشكيل مي دهد كه حدفاصل پايان دوره ي ميان سالي، كودكي و آغاز بزرگسالي است. نوجوان به علت پايگاه مبهم خويش (يعني نه كودك و نه بزرگسال) اغلب خود را با كودكان كم سن و سال تر در خانواده با والدين و معلمان و ديگر اعضاي جامعه خود را در تعارض عاطفي مي يابد.
پيامبر اكرم مي فرمايند: به شما سفارش مي كنم كه نسبت به نوجوانان نيكي كنيد. زيرا آن ها نازك دل هستند.
نوجوان :
نوجوان دوره اي از زندگي فرد را تشكيل مي دهد كه حدفاصل پايان دوره ي ميان سالي كودكي و آغاز بزرگسالي است. او مي خواهد ديگران بدانند بزرگ شده است ولي احساس مي كند كه ديگران او را كاملاً درك نمي كنند وقتي مسئوليت كافي به او نمي دهند.
نوجوانان در مقابل عقايد و نظرات هم سالان خويش حساسيت خاصي دارند به طوري كه به داوري و قضاوت آنان بيش از بزرگسالان ارج و ارزش مي نهند.
عقايد كلي در مورد معتادان به مواد مخدر :
براي پرهيز از جدلهاي مكتبي بهتر است تعريف نسبتاً ساده و در عين حال دقيق سازمان جهاني بهداشت را بپذيريم. طبق اين تعريف، قرباني هر نوع وابستگي دارويي يا رواني به مواد مخدر معتاد شناخته مي شود.
پيامدها: اگر مفهوم وابستگي مشخص كننده اعتياد باشد، به ناچار با اين مشكل روبه رو مي شويم كه معتاداني كه رفتارشان هيچ نشاني از وابستگي دارويي يا رواني ندارد عملاً معتاد شناخته نشوند. عكس اين قضيه نيز صادق است، يعني پذيرفتن تعريف سازمان جهاني بهداشت بدين معنا خواهد بود كه استفادة مستمر از داروهاي كاملاً «قانوني» را، كه تجويز مي شوند، وابستگي و اعتياد به مواد مخدر تلقي كنيم.
شخصيت: شخصيت فرد به ساختار رواني او بستگي دارد. به اين معنا كه «شخصيت»، با توجه به برخي از عوامل ساختاري ثابت، كه با پايان بحران بلوغ براي هميشه شكل مي گيرند، تعريف مي شود. فرد خواه بيمار باشد خواه سالم، ساختار بنيادي شخصيتي اش هرگز تغيير نمي كند. هنگامي كه براي مثال از شخصيتي با «ساختار روان نژند» سخن مي گوييم، بدان معنا نيست كه اين شخصيت مبتلا به روان نژندي باشد، بلكه شخصيتي است كه از جنبة اقتصادي رواني، عميقاً و براي هميشه، براساس نمونة مشهور به «روان نژند»، يعني اوديپي، مثلثي، و تناسلي شكل گرفته است. اين امر در مورد تمامي  
ص ۵ و ۶ جا مانده است
«الف» موادي (عمدتاً توهم زا) را در برمي گيرد كه مصرف درماني آنها بسيار اندك است. گروه دوم يا «گروه ب» به دو گروه كوچكتر ب۱ (موادي با ارزش درماني معتدل، بخصوص آمفتامين ها) و ب۲ (موادي با ارزش درماني فعالتر، مثل باربيتوريگ ها و بعضي داروهاي خواب آور) تقسيم مي شود، و دست آخر گروه سوم يا «گروه ج» است كه موادي با ارزش درماني مشخص و خط ناچيز (هرچند غيرقابل چشمپوشي) براي سلامت فرد را شامل مي شود (انواع آرام بخشها، خواب آورها، مسكن ها و بسياري مواد ديگر).
طبقه بندي را مي توان براساس منشأ مادة مخدر انجام داد. مواد مخدري كه منشأ طبيع دارند (ترياك، شاهدانه، مشروبات الكلي)، موادي كه جنبه درماني دارند ولي عملاً از آنها استفادة نادرست مي شود (خواب آورها، آرامبخشها، آمفتامين ها و غيره)، و بالاخره موادي كه طي انواع «پژوهشها» به دست آمده اند. (ال. اس. دي. اس. تي. پي و غيره)، يا موادي كه از آنها استفادة غيرمتعارف مي شود (حلالهاي فرار و غيره)
طبقه بندي را مي توان براساس تأثير مادة مخدر بر ارگانيسم بدن انجام داد، مثلاً ميزان مسموميت آن را در نظر گرفت (مخدرهاي مهلك، مخدرهايي كه موجب اختلال شخصيتي مي شود، يا موادي كه اعتياد مي آورد) طبقه بندي را براساس تأثير مواد در زمينة رواني ـ فيزيولوژيكي (تغييرات سيستم اعصاب نباتي، فوق هرمي و غيره) هم مي توان انجام داد. دولت كانادا در سال ۱۹۶۹ روان گردانهاي اصلي را به صورت زير طبقه بندي كرد: مسكن ها و خواب آورها، محركها، ضد اضطرابها و توهم زاها، بهت آورهاي افيوني، حلالهاي فرار، مسكن هاي ضد افسردگي و آرامبخشهاي اصلي.
در فرانسه معمولاً طبقه بندي براساس گروه بنديهاي باليني اوليه ل. لوين (۱۹۲۷) انجام مي پذيرد. «نسئه زا»، كه هيجانات و برخي دريافتهاي حسي را تخفيف مي دهد (ترياك، كوكائين و غيره)، «فانتاستيكا» (خيال انگيز)، كه توهمات را تقويت مي كند (حشيش سرخپوستان، قارچها، وال. اس. دي)، «سكرآور»، كه نخست باعث تحريك و سپس افسردگي مي شود (الكل و حلالهاي فرار): «خواب آورهاي مصنوعي»، (مشخصاً بابيتوريگ ها)، «تحريك كننده ها»، كه تحريك كنندة فعاليتهاي رواني هستند (دخانيات، قهوه، چاي).
بعضي از طبقه بنديها صرفاً تجربي است (مثل طبقه بندي س. دوشوسوا، ۱۹۷۱). در اين طبقه بندي مخدرهايي كه اصطلاحاً موجب «پرواز» مي شوند (حشيش، ترياك) از آنهايي كه اصطلاحاً به «سفر» مي انجامند (افيون، كوكائين، ال. اس. دي، آمفتامين) جدا شده اند.
در سال ۱۹۶۶، پ. دنيكر، طبقه بندي مواد را به سه گروه مجزاي زير پيشنهاد كرد: مواد «پسيكولپتيك» (رخوت آور)، (شامل داروهاي خواب آور، آرامبخش)، «مواد تحريك كننده»، كه فعاليت ذهن را افزايش مي دهند (آمفتامين و ديگر محركها)، مواد «پسيكوديسلپتيك» (مختل كنندة شعور)، (توهم زا، هذيان آور، بهت آور، الكل و مشتقاتش). در اغلب تحقيقات همين طبقه بندي آخر مورد استفاده قرار مي گيرد.
تأثير عيني و تأثير ذهني مواد مخدر:
مشاهدات و دستاوردهاي كارشناسان مواد مخدر و داروشناسان و متخصصان فيزيولوژي اعصاب، ترديدي دربارة تأثير عيني مواد مخدر بر ارگانيسم بدن باقي نمي گذارد. مشاهدات درمانگراني كه سالها، به قصد كمك، با معتادان سروكار داشته اند مؤيد اين نكته است كه قواي جسماني فرد معتاد به طور غيرقابل انكاري تحليل مي رود.
در عين حال بايد اذعان كرد كه محققان يا پزشكاني كه از نظر حرفه اي صرفاً به مسئلة مواد مخدر نمي پردازند، گاه با اشخاصي مواجه مي شوند كه طبق تعريف سازمان جهاني بهداشت معتاد شناخته مي شوند، ولي هنوز قواي جسماني آنها چندان تضعيف نشده است.
بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه در كنار اثر عيني و فوري و شناخته شدة مواد مخدر بر شخص، به مواردي نيز برمي خوريم كه اين تأثير كندتر صورت مي پذيرد يا حتي بسيار اندك است.
از طرف ديگر با معتاداني برخورد مي كنيم كه موقتاً با انواع مواد عجيب و غريب مانند جوهر خودنويس يا آب، و از همه بعيدتر با هيچ، يعني تزريق سرنگ خالي، نشئه مي شوند.
هرچند واضح است كه كسي بدني ترتيب معتاد نمي شود، اما در چنين مواردي نيز آثار ذهني موقتي بروز مي كند كه از ديدگاه شخص معتاد، يا حتي شخص ناظر، با تأثير مواد مخدر واقعي اشتباه مي شود.
عوامل انساني :
جوي كه بعضي از جوانان در آن مبادرت به استعمال دخانيات يا مخدر مي كنند (البته به ميزان اندك)، و حالتي كه اعضاي گروهي كه به آن پيوسته اند مدعي احساس آن مي شوند، بايد همتراز داده هاي عيني در نظر گرفته شود و از طرف متخصصان مختلف مورد بررسي قرار گيرد. اين متخصصان، پديده ها را در پرتو روش خاص علوم پاية مربوط به مسئلة مخدر مورد مشاهده و بررسي قرار مي دهند.
بدون همكاري فزايندة روان شناسان، نمي توان تحقيقي علمي و جامع را دربارة مواد مخدر و تأثير آنها بر «مجموعة شخصيت» معتاد به ثمر رساند. ماده مخدر را نمي توان در يك فرمول شيميايي و قابليت فعل و انفعال آن خلاصه كرد، در واقع، مخدر پديده اي است مشابه «مهمانخانة اسپانيايي» مشهور كه در آن آنچه را كه خود همراه برده ايم مي يابيم: نياز به نيرويي خارجي و سحرآميز، انتخاب اين يا آن ماده، فضاي مصرف، دفعات مصرف، ميزان مصرف، و مدت مصرف. اينها مجموعة عواملي عاطفي هستند كه بايد به طور وسيعتري مورد مطالعه قرار گيرند.
مخدر «سنگين» و مخدر «سبك» :
طي سالهاي اخير در سرتاسر جهان، بحث داغي بين كساني كه با تكيه بر داده هاي سم شناسي معتقدند هيچ گونه مادة مخدر كم خطر و «سبك» وجود ندارد، و آنهايي كه مايلند بعضي از موادي كه آنها را بي خطر تلقي مي كنند آزاد شوند، در گرفته است.
براي برخورد منطقي با اين مبحث، ضروري است كه ابتدا اطلاعات و داده هاي مختلف و ريشه اي مسئله مشخص شود:

عتیقه زیرخاکی گنج