• بازدید : 34 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

موضوعاتي كه در اين مقاله آمده است عبارتند از: وجود حجاب قبل از اسلام در جهان ،‌علت فلسفه پيدا شدن حجاب ،‌نقد و بررسي علتها از ديدگاه اسلام، ‌معناي لغوي حجاب، پوشش زن در اسلام، بالابردن ارزش زن، نتايج سيستم روابط آزاد بين زن و مرد، سيماي حقيقي مسئله حجاب، تدابير اسلام براي تعديل غريزه جنسي، ‌ايرادهاي وارده بر حجاب مانند سلب حق آزادي و توهين به او، ركود و تعطيلي فعاليتها و استعدادهاي زنان، اشتياق و التهاب زن و مرد به يكديگر در اثر وجود حجاب، آيه و سوره مربوط به حجاب اسلامي، نظر اسلام پيرامون شركت زن در مجامع، نظر اسلام درباه حبس و اختلاط، دلايل وجوب پوشش وجه و كفين ( ادله مخالف و ادله موافق )، نظر فقهاي اسلام درباره پوشش وجه و كفين، قسمتهاي ضروري در حد پوشش زن در فقه اسلام، بررسي ديدگاه‌هاي موجود در مسأله وجوب پوشش زن و حرمت نظر بر زن ،‌معناي تلذذ و ريبه و حلال يا حرام بودن آن، بررسي نظر فقها درباره نگاه به زنها تا انتخاب يكي از آنها ،‌فلسفه حكم سرزده داخل خانه هاي مورد سكونت ديگران نشدن و آيا اين دستور اختصاص به خانه هائي كه زن در آنها زندگي مي‌كند دارد يا نه ؟ بررسي مطالب آيات ۵۹-۶۰ سوره احزاب، اميد اينكه مورد استفاده قرار بگيرد. 
پوشش و حجاب مقوله اي است كه از ديرباز در اسلام و جهان و جود داشته است. در دين يهود زنان هنگام بيرون آمدن از خانه سر خود را مي‌پوشاندند. در دين مسيحيت نيز پوشش را نزديك شدن به دين و خدا مي‌دانستند چنانچه راهبه ها و كشيشها از پوشش مناسبي برخوردار بودند، همينطور تابلوهاي نقاشي مسيح(ع) كه از قديم كشيده شده است بيانگر توجه به پوشش در اين دين است. در ايران قبل اسلام كه دين زرتشت وجود داشته  است به پوشش اهميت شاياني داشته اند. چنانچه در داستان زير مي‌خوانيم خشايار شاه، از همسر خود مي‌خواهد كه در روز جشن ازدواج بدون پوشش ظاهر شود اما اين بانو پوشش خود را به همسري خشايار شاه ترجيح مي‌دهد و از كاخ بيرون رانده مي‌شود. در فرهنگهاي مختلف پوشش به چشم مي‌خورد منتهي تفاوت در كيفيت و حدود آنهاست. اما برهنگي كشورهاي اروپايي بازگشتي به فرهنگهاي جاهليت قديم است چرا كه هر كشوري كه به دين هاي مذكور گرايش پيدا كرده است از برهنگي اش كاسته شده است. در كتاب مسئله حجاب استادمطهري اين مرد علم و ايمان به سئوالاتي كه مطرح شده پاسخهاي مفيد ولازم ارائه شده است، باشد كه مورد توجه قشر جوان ما واقع شود و استفاده لازم از آن برده شود. 

 
سئوال: آيا قبل از اسلام حجاب در جهان وجود داشته است؟
قدر مسلم اين است كه قبل از اسلام در ميان بعضي ملل حجاب وجود داشته است. درايران و درميان قوم يهود و احتمالاً در هند حجاب وجود داشته و آنچه در قانون اسلام آمده، سختتر بوده است اما در جاهليت عرب حجاب وجود نداشته است و به وسيله اسلام در عرب پيدا شده است. حجابي كه در قديم يهود در ايران باستان وجود داشته است از حجاب اسلامي بسي مشكل‌تر بوده است. 
در جلد اول تارخ تمدن صفحه ۵۵۲ راجع به ايرانيان قديم مي‌گويد « … زنان طبقات بالاي اجتماع جرأت آن را نداشته‌اند كه جز در تخت روان روپوش دار از خانه بيرون بيايند در نقشهائي كه از ايران باستان بر جاي مانده هيچ صورت زن ديده نمي‌شود و نامي از ايشان به نظر نمي‌رسد .. » 
ويل دورانت در صفحه ۳۰ ج ۱۲ تاريخ تمدن راجع به قوم يهود و قانون تلمود مي‌نويسد: 
«‌اگر زني به نقض قانون يهود پرداخت چنانچه مثلاً چيزي بر سر داشت به ميان مردم مي‌رفت و يا در شارع عام نخ مي‌رشت يا با هر سخني از مردان درد دل مي‌كرد و يا صدايش آنقدر بلند بود كه چون در خانه اش تكلم مي‌كرد همسايگانش مي‌توانستند سخنان او را بشنوند، ‌در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه آن را طلاق دهد. 
در هند نيز حجاب سختي حكم فرما بوده است. اگر تمايل به رياضت و ترك لذت را يكي از علل پديد آمدن حجاب بدانيم بايد قبول كنيم كه هند از قديميترين ايام حجاب را پذيرفته است زيرا هند از مراكز قديم رياضت بوده است. 
به هر حال آنچه مسلم است اين است كه قبل از اسلام حجاب در جهان وجود داشته است و اسلام مبتكر آن نيست. 
(صفحه ۵-۶-۱۲-۱۳)
سئوال: علت و فلسفه حجاب چيست ؟ 
مخالفان حجاب سعي كرده اند جريانات ظالمانه‌اي را به عنوان علت پيدا شدن حجاب ذكر كنند و در اين جهت ميان حجاب اسلامي و غير اسلامي فرق نمي‌گذارند، چنين وانمود مي‌كنند كه حجاب اسلامي نيز از همين جريانات ظالمانه سرچشمه مي‌گيرد در باب علت پيدا شدن حجاب نظريات گوناگوني ابراز شده است و غالباً اين علتها براي ظالمانه و يا جاهلانه جلوه دادن حجاب ذكر شده است. نظرياتي كه بعضي فلسفي و بعضي اجتماعي و بعضي اخلاقي و بعضي اقتصادي است و بعضي رواني است كه ذيلاً ذكر مي‌شود: 
۱- ميل به رياضت و رهبانيت ( ريشه فلسفي )
۲- عدم امنيت و عدالت اجتماعي ( ريشه اقتصادي )
۳- پدر شاهي و تسلط مرد بر زن و استثمار نيروي وي در جهت منافع اقتصادي مرد ( ريشه اقتصادي ) 
۴- حسادت و خودخواهي مرد ( ريشه اخلاقي )
۵- احساس زن به اينكه در خلقت چيزي از مرد كم دارد. بعلاوه مقررات خشني كه در زمينه پليدي او و ترك معاشرت با او در ايام عادت وضع شده است (ريشه رواني ) 
علل نامبرده يا به هيچ وجه تأثيري در پيدا شدن حجاب در هيچ نقطه از نقاط جهان نداشته است و بي جهت آنها را به نام علت حجاب ذكر كرده اند و يا فرضاً در پديد آمدن بعضي از سيستمهاي غير اسلامي تأثير داشته است. در حجاب اسلامي تأثير نداشته است يعني حكمت و فلسفه اي كه در اسلام سبب تسريع حجاب شده است نبوده است. 
(صفحه ۱۸ و ۱۷)
سئوال: علتهاي پيدا شدن حجاب را از ديدگاه اسلام نقد و بررسي كنيد؟
۱ ) اسلام كه پوشش را تعيين كرد نه در هيچ جا به چنين علتي استناد جسته است و نه چنين فلسفه‌اي با روح اسلام و با ساير دستورهاي آن قابل تطبيق است. اصولاً اسلام با ذكر رياضت و رهبانيت سخت مبارزه كرده است و اين مطلب را مستشرقين اروپايي هم قبول دارند. 
پيامبر اكرم (ص) هنگامي كه به عثمان بن مظعون ( يكي از اكابر صحابه ايشان ) كه به تقليد از راهبان و به اصطلاح تارك دنيا شده و ترك زن و زندگي كرده بود عرض كرد  اي عثمان خدا مرا به رهبانيت دستور نفرموده است دين من روشني منطبق بر واقعيت و در عين حال ساده و آسان است. لم يُرسِلني ال… تعالي بالرهبانيه ولكن بعثني بالحنيفيه السهله السمحه: يعني خداوند مرا براي رهبانيت و رياضت نفرستاده است. مرا براي شريعتي فطري و آسان و با گذشت فرستاده است. (كافي ج۵ ص۴۹۴ ) 
۲) ما وجود ناامني ها و بيعدالتي‌هاي زمان گذشته و تأثير آن را در مخفي كردن زن منكر نيستيم. مسلماً حجابهاي افراطي و عقايد افراطي درباره پوشيدن زن معلول جريان هاي ناامني تاريخي است ولي بايد ببينيم آيا فلسفه پوشش زن در اسلام همين امر بوده است ؟ 
اولاً: اين سخن درست نيست كه عصر ما امنيت كامل از نظر زن بر قرار است آمارهاي وحشت آور جرم عليه زنان بيانگر اين موضوع است. ثانياً: فرض كنيم امنيت ناموسي كامل در جهان برقرار شدن باشد. آيا نظر اسلام به عدم امنيت بوده تا گفته شود اكنون كه امنيت كامل برقرار شدن دليلي براي پوشش نيست؟ ( صفحه ۳۲ ) 
مسلماً علت دستور پوشش در اسلام عدم امنيت نبوده است. لااقل علت اساسي عدم امنيت نبوده است زيرا امر نه در آثار اسلامي بعنوان علت پوشش معرفي شده است و نه چنين چيزي با تاريخ تطبيق مي‌كند. در عين حال نمي‌خواهيم بگوئيم كه مساله امنيت زن از گزند تجاوز مرد به هيچ وجه مورد توجه نبوده است. ( صفحه ۳۳ ) 
۳ ) اسلام هرگز نخواسته است مرد از زن بهره‌كشي اقتصادي كند، بلكه سخت با آن مبارزه كرده است. اسلام با قاطعيت تامي كه به هيج وجه قابل مناقشه نيست، اعلام كرده است كه مرد هيچگونه حق استفاده اقتصادي از زن را ندارد. اين مسأله كه زن استقلال اقتصادي دارد از مسلمات قطعي اسلام است. 
كار زن از نظر اسلام متعلق به خود اوست. زن مي‌تواند هر نوع كاري همينقدر كه فاسد كننده خانواده و مزاحم حقوق ازدواج نباشد، براي خود انتخاب كند و درآمدش هم مختصراً متعلق به خود اوست. اگر اسلام در حجاب نظر به استثمار اقتصادي زن داشت بيگاري زن را براي مرد تجويز نمي‌كرد ،‌معقول نيست كه از يك طرف براي زن استقلال اقتصادي قائل شود و از طرف ديگر حجاب را براي استقلال و استثمار زن وضع كند پس اسلام چنين منظوري نداشته است. (صفحه ۴۱) 
۴ ) غيرت يك شرافت انساني و يك حساسيت انساني است نسبت به پاكي و طهارت جامعه و غيرت غير از حسادت است، حسادت يك امر شخصي و فردي ناشي از يك سلسله عقيده هاي روحي است كه قانون خلقت براي تحكيم اساس زندگي خانوادگي كه يك زندگي طبيعي است، نه قراردادي، ايجاد كرده است. و بدون شك اسلام همان فلسفه اي كه در حس غيرت هست يعني حفاظت و پاكي نسل و عدم اختلاط انساب را منظور نظر دارد ولي علت حجاب اسلامي منحصر به اين نيست. (ص ۴۷) 
۵ ) از نظر اسلام زن حائض حكم يك انسان به اصطلاح ( محدث ) را يعني انسان فاقد وضو و غسل را دارد كه در آنحال از نماز و روزه محروم است. هر موجب ( حدث) نوعي پليدي است كه با (طهارت) يعني وضو يا غسل مرتفع مي‌گردد. بدين معني حيض را نيز مي‌توانيم مانند جنابت – خواب – بول و غيره پليدي بدانيم ولي اين نوع پليدي اولاً اختصاص به زن ندارد و ثانياً با غسل يا وضو مرتفع مي‌گردد. 
اسلام نه حيض را موجب پستي و حقارت زن مي‌داند و نه پوشيدگي را به خاطر پستي و حقارت زن عنوان كرده است. ( صفحه ۵۰-۴۹ ) 
معناي لغوي حجاب چيست ؟ 
پاسخ: هم به معني پوشيدن و هم به معني پرده و حجاب. شايد بتوان گفت كه به حسب اصل لغت هر پوششي حجاب نيست آن پوشش حجاب ناميده مي‌شود كه از طريق پشت پرده واقع شدن صورت گيرد. ( صفحه ۶۳ ) 
پوشش زن در اسلام چيست؟ 
پاسخ: اين است كه زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به خود نمايي نپردازد. در آيات قرآن لغت حجاب به كار نرفته است. 
آيه اي كه در آن آيه كلمه حجاب بكار رفته است، چه مي‌باشد؟
پاسخ: آيه ۵۴ از احزاب (واِذآسَئَلْتُمُوهُنَّ متاعاً فَاسْئَلُوهُنَّ مِنْ وراءِ حجاب) يعني: اگر از آنها متاع و كالاي مورد نيازي مطالبه مي‌كنيد از پشت پرده از آنها بخواهيد ( البته مقصود اين آيه زنان پيامبر است. ) (صفحه۶۴) 
سئوال: علت اينكه در اسلام دستور پوشش به زنان اختصاص يافته است، چيست؟ 
پاسخ اينست كه ميل به خودنمايي مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلبها مرد شكار است و زن شكارچي، همچنانكه از نظر تصاحب جسم و تن، زن شكار است و مرد شكارچي ؛ ميل به خود آرائي در زن از اين نوع حس شكار چيگري او ناشي مي‌شود و لهذا انحراف تبرج و برهنگي از انحرافهاي مخصوص زنان است و دستور پوشش هم براي آنان مقرر گرديده است. (صفحه ۷۳) 
سئوال: بالابردن ارزش زن چه هنگام ميسر مي‌شود؟ 
وقتي كه زن مقام و موقع خود را در برابر مرد يافت و نقطه ضعف مرد را در برابر خود دانست همانطور كه متوسل به زيور و خودآرائي و تجمل شد كه از آن راه قلب مرد را تصاحب كند، متوسل به دور نگهداشتن خود از دسترس مرد نيز شد، دانست كه نبايد خود را رايگان كند بلكه بايست آتش عشق و طلب او را تيزتر كند و در نتيجه مقام و موقع خود را بالا برد. بطور كلي رابطه‌ائي است ميان دست نارسي و فراق از يكطرف و عشق و سوز و گرانبهايي از طرف ديگر. قطعاً درك زن اين حقيقت را در تمايل او به پوشش بدن خود و مخفي كردن خود به صورت يك راز تأثير فراوان داشته است. (صفحه ۵۳-۵۲)
  • بازدید : 42 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

   هر موجودی در جهان جايگاه خاصّی دارد که معلول مرتبة وجودی و ويژگی های خاص آن موجود می باشد . قوانين حاکم , ارزش وجودی , نحوة بهره دهی و بهره گيری , شيوة کار و حدود فعاليت يک موجود , وابسته به مرتبه وجودی و ويژگی های خاص او و تعيين کنندة جايگاه او در هستی می باشد . اين مطلب را می توان به صورت قاعده ای کلی و سنّتی تغييرناپذير تلقی نمود , به گونه ای که خروج از اين سنت و قاعده , افراط و غلو يا تفريط و خروج از حدّ اعتدال است 
   بت پرستی , طبيعت پرستی , هوا پرستی , گاو پرستی و … از آن جهت محکوم و نپذيرفتنی است که آن ها را از جايگاه اصلی و ويژگی خاصّشان خارج کرده و در جايگاه بلند الوهيت و خدايي گذاشته اند , اعتقاد به جسمانی و مرکّب بودن خدا و … از آن جهت باطل است که خدا را از مقام والايش به زير کشانده و در مرتبة وجودی جسمی و ويژگی های جسمانی قرار داده اند .
   جايگاه هر موجودی در جهان هستی , تابع اصل عدالت و حکمت الهی است . به همين جهت , در آفرينش موجودات هيچگونه افراط و تفريطی نبوده و نخواهد بود و هيچکس هم نمی تواند به آن اعتراض کند , زيرا هر چيزی به جای خود نيکو آفريده شده است .
   بـ,ا توجـه به مطالب فوق به بيان جايگاه زن پرداخته و حقوق او را در دستگاه آفرينش مشخص می کنيم . 
   حقـوق و جايگاه زن موضوعی است که دشمنان اسلام تبليغات کاذب فراوان در اطراف آن بپا کرده اند . مصونيت زن را با محدوديت وی اشتباه گرفتند و رفتار برخی از مسلمين را با قوانين اسلام يکی دانستند و سيمای مهربان اسلام و دست نوازش قرآن و بازوی حمايت مسلمانان راستين را در دفاع از نواميس مسلمين نديدند و تلاش کردند اين قشر وسيع و مؤثر جامعه بشری را به مکتب حيات بخش اسلام بدبين سازند , رسانه های گروهی و ابزارهای تبليغاتی غرب .
   قرآن يک کتاب فلسفی نيست ولی در مورد جهان , انسان و اجتماع که سر موضوع اساسی فلسفه است به گونه ای روشن و قاطع نظر می دهد و با روش مخصوص خود , به کسانی که آشنايي کامل با قرآن دارند جهان بينی خاصی را می بخشد و با نيروی خلل ناپذيری که از منبع کمال مطلق و مبداء علم الهی سرچشمه گرفته است . افق فکری پيروانش را روشن تر نموده بينش عميقی در ادراک حقايق جهان , به آنان می بخشد و پيروان واقعی قرآن , از اين طريق مانند ماديّون در گرداب های هولناک زندگی , اسير خيال بافی ها و کجروی ها نمی گردند .
   قرآن , برخلاف همه آراء فلسفی و مذهبی و عادت های پيش از نزول قرآن و سنت های همزمان با نزول قرآن و برخلاف برخی از آراء و عادات زمان های اخير , حقيقت وجودی زن را همانند مرد دانسته و مانند ديگران سرشت وی را جدا از مرد و طفيلی معرفی نکرده است .

« جايگاه زن در دستگاه آفرينش »
   جهان و نظام حاکم بر آن , پديده ای وابسته به خدای بلندمرتبه است . در نظام هستی , هر موجودی دارای سه جايگاه است : جايگاه عام و خاص و اخص . اين سه جايگاه معلول سه سنّت الهی است :
۱- سنّت عام که بدون استثناء هر موجودی را در بر گرفته است .
۲- سنّت خاص که برخی آفريده ها را شامل می شود .
۳- سنّت اخص که نوع يا صنف بسيار خاصی يا مرتبه ای ويژه از مراتب را در بر گرفته است .
   سنّت عام , عبارت از همان واقعيتی است که در کلام امام چهارم حضرت سجّاد – عليه السّلام – آمده است : « … ( خدايي که ) به قدرت خود , موجودات را از نيستی به هستی آورد و به ارادة خويش لباس وجود بر آنان پوشانيد . سپس آن ها را در راهی که اراده کرده بود , سيرشان داد و در طريق محبّت خويش برانگيخت … » (۱)
۱- صحيفه سجاديه , دعای اول 
   به عبارت ديگر , براساس سنّت عام الهی , هر موجودی در راه دوستی خدا برانگيخته شده است . که اين دوستی در لباس تسبيح و ستايش خدا ظهور پيدا می کند :
… وَ إِن مِن شَیءٍ الاّ يُسَبِّحُ بِحَمدِهِ … (۱)
– موجودی در جهان نيست جز اين که ذکرش تسبيح و ستايش خداست .
   آفريده شدن هر موجود به نيکوترين وجه و هدايت الهی نيز دو سنّت عالم حاکم بر همة موجودات , در تمام مراتب وابستگی است :
أَلَّذی احسن کل شیء خلقه …     
اوست خدايي که هر موجودی را به نيکوترين وجه آفريد .
   تمام مراتب وجود در نظام وابستگی , محکوم به نيکوترين خلقت , حب , هدايت و عبوديت است . با توجه به اين سنّت و قانون عام است که جايگاه موجودات به طور عام و کلی مشخص می شود , که عبارت است از بندگی و تسليم حق بودن در پرتو حبّ و هدايت الهی .
   موجوداتی که از يک سنخ و گونه هستند , سنّت خاص بر آن ها حاکم است . سنّت حاکم بر روح نيست که از حيات ذاتی و جاودانگی برخوردار است . در صورتی که ماده و جسم از چنين سنّتی برخوردار نيستند , بلکـه سنّت حاکم بر ماده و جسم , حرکت مداوم و در حال تغيير و تحوّل بودن آن هاست . پس سنّت خاص روح , برخورداری آن از حيات و ثبات سنّت خاص حاکم بر جسم و ماده , حرکت و تغيير و تحوّل آن هاست .
   جايگاه عام زن , همان جايگاه موجودات ديگر به عنوان آفريده خداي متعال است و آن تسبيح و تقديس و ستايش خدا در مقام مراتب وجودی اوست . زيرا در تمام آن مراتب به خدا وابسته بوده و در عين حال مشمول هدايت عام و آفرينش نيکو نيز می باشد . (۲)
 جايگاه خاص زن به لحاظ داشتن حيات و نفس دارای مراتب , به ظهور رساندن قوا و استعدادها در همة مراتب نفس است . که در دو مرتبة نباتی و حيوانی به طور تکوينی و طبيعی اما شکوفايـي قوا در مرتبة انسانی و عقلی , اختياری و ارادی براساس آگاهی و هدف خاص امکان پذير است , زن در آن دو مرتبه با حيوانات و گياهان مشترک است و همان سنّت خاص حاکم بر آن ها بر وجود زن نيز حاکم می باشد .
   جايگاه اخص زن , اينست که با تشخيص حق از باطل و پذيرش دين , فطرت پاک انسانی را در خويش شکوفا می سازد و با آراستن نفس به فضايل اخلاقی , به ابعاد روحی خويش رنگ الهی بدهد .
   روشن است که زن در تمام جايگاه های بيان شده , همتای مرد است , چون هر دو از يک سنخ و گونه هستند . زن به مقتضای خلقت خويش از جايگاه ممتازی نيز برخوردار است , که مرد قابليت جانشينی آن را ندارد . جايگاهی بزرگ که تعيين کننده وظيفه و مسئوليت اجتماعی است . وظيفه ای آن چنان بزرگ که انجام آن , محور و اساس صلاح فردی و اجتماعی بوده و عدم انجام آن , اساس فساد فردی و اجتماعی می باشد . مسئوليتی که اگر آن را به عنوان يک امر الهی و تکليف عقلی و دينی به انجام رساند , به کمال انسانی خويش خواهد رسيد و بهشت را زير پای خويش خواهد ديد .
   ولی رها ساختن و کنار نهادن آن جايگاه که زيربنای تکوينی مسئوليت انسانی و تکليف الهی است . زن را به پايين ترين مرتبه وجودی تنزل خواهد داد , چنان جايگاهی عبارت است از پرورش و آماده سازی انسان برای ظهور فعلی جايگاه اخص , مسئوليت پذيری , اصلاح و تهذيب نفس , بندگی خدای متعال در بُعد ارادی و اختياری , شناخت صحيح از هستی , دين , دنيا , خود و به طور کلی با تمام وجود تسليم حقّ شدن , کسب رضای خدا و تحقّق بخشيدن به غرض از آفرينش در مرحله تشريح .
« ارزش ها و ضد ارزش های زن »
   زن در آفرينش , يکی از مظاهر و جلوه های زيبايي حق است . زن گل شکوفای هستی و مظهر مهر و رحمت الهی است , از آن جا که انسان تجلّی گاه صفات و اسماء خداوندی است . در اين جهت زن پرتوی از فروغ جهان او نشانگر الفت و شفقت و داد و محبّت است .
   با اين که زن , يکی از دو رکن اساسی انسان در هستی و مادر همة زيبايي های در زندگی است , مع الاصف , در رشد فرهنگ استعماری و پيشرفت های علم و تکنولوژی , زن را از مقام والا و شامخ خويش ساقط کرده و وی را به نوعی جديد , به اسارت و بردگی کشانده اند . و در اين بيداد و ستم , کار را به جايي رسانده اندکه زن به اين اسارت تن در داده و زشت تر از آن , اسارت را به جای آزادی پذيرفته است !

عتیقه زیرخاکی گنج