• بازدید : 89 views
  • بدون نظر
خرید ودانلود فایل تحقیق تهاجم فرهنگي وآثارآن بر جامعه امروزي-دانلود رایگان تحقیق تهاجم فرهنگي وآثارآن بر جامعه امروزي-خرید اینترنتی تحقیق تهاجم فرهنگي وآثارآن بر جامعه امروزي-دانلود رایگان مقاله تهاجم فرهنگي وآثارآن بر جامعه امروزي-تحقیق تهاجم فرهنگي وآثارآن بر جامعه امروزي
این فایل در ۶۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موار زیر است:

مستكبران و جهانخواران از ديرباز جهت تحقق اهداف شوم خود سعي بر فرهنگ سازي و تخريب فرهنگ ملت ها را داشته اند آنان مي كوشند تا فرهنگ مبتني بر ادبيات استعماري خود را كه توجيه كننده اين تهاجم مي‌باشد 
فرهنگ مهمترين عامل نگهداري و پايداري ايرانيان است، زيرا ايرانيان در مواردي چند با فرهنگ خويش از پيروز شدگان تطامي مجذ وبين فرهنگي ساخته اند، تجربه نشان داده است كه ايرانيان ملتي فرهنگ پرور، قانع، حق جو، سخت اعتماد، ولي پايدار در پاسداري از باورها و اعتقاد خود هستند موضوع تهاجم فرهنگي نيز براي ايرانيان كه سهم بزرگي در گسترش و ايجاد فرهنگ و تمدن بشري دارند، بسيار جدي و با اهميت است زيرا تنها راه، از پاي درآوردن ايران و ايرانيان، گرفتن اين سه دفاع فرهنگي از اين ملت سرافراز در تاريخ است. ايرانيان حتي در هنگام كمبود امكانات ثبت و نگهداري دست آورد فرهنگي و داشن خود را به روش سينه به سينه (گفتاري) به نسل هاي بعدي منتقل نموده اند، فرهنگ: فرهنگ هر ملت عبارت است از مجموعه باورها و رفتارهاي آن قوم يا ملت در واقع فرهنگ هر ملت مانند شناسنامه آن قوم و ملت است، تهاجم فرهنگي هنگامي آغاز مي شود كه خود خواهان و زياده خواهان، فرهنگ امتي را همچون سوي در مقابل خواسته هاي ببينند.
هدف تهاجم فرهنگي: چون معمولاً انسانها از باورشان پيروي نموده و باورها در واقع الگوهاي رفتاري اقوام و ملت ها را مشخص مي‌كند، ساده ترين راه به خدمت در آوردن مردم، ايجاد باور ديگري در آنان است پيش از آن نيز در فرهنگسازي به صورت هاي ابتدايي تر: بهانه جويي، اشكالتراشي، تهمت ناروا، همجو، تمسخر و انكار فرهنگ هاي ناب الهي انجام مي‌شده است. سابقه تهاجم فرهنگي اگر چه تهاجم فرهنگي قدمتي همپاي تاريخ دارد ولي خطر آن براي ملت ها از زمان بيرون راندن پرتقالي ها از بندرعباس كه انگليسي ها متوجه توانايي هاي رزمي ايرانيان شدند، شكلي جديد به خود گرفت، در زمان تسلط كامل انگليس در ايران( به علت بي رقيب شدن در اثر تغيير نظام روسيه) با روي كار آوردن رضاخان، بازهم روحاني آزاد، آيت الله سيد حسن مدرس يكه و تنها در مقابل استبداد رضاخاني را ادامه و سرانجام به فيض شهاد رسيد نهضت ملي شدن نفت نيز با حمايت آيت الله سيد ابوالقاسم كاشاني شكل گرفت اما روشنفكراني كه روحانيت را فقط براي كسب قدرت مي خواستند با عدم توجه لازم به مذهب، حمايت عامه را از دست داده و زمينه كودتاي، آمريكايي فراهم شد. اولين مقاومت گسترده در مقابل حكومت كودتاي آمريكايي به دنبال افشاگري حضرت امام خميني (ره) در پانزدهم خرداد ماه ۱۳۴۲ آغاز شد، همين مقاومت، سرآغازي شد براي انقلاب اسلامي بهمن ۱۳۵۷ كه همچون بهمني بر توطئه هاي چهار صد ساله انگليس و تسلط ۲۵ ساله، آمريكا فرود آمد. اهميت انقلاب ۲۲ بهمن چنان قاطع بود كه آخرين سفير انگليس پيش از پيروزي انقلاب را وادار به اعتراف شگفت آوري نمود.« رضاشاه در مدت سلطنت خود نتوانست بيشتر از يك خراش سطحي در زير بناي جامعه ايراني به وجود آورد.»
رخنه هاي فرهنگي: هنگامي كه ملت ايران در سايه رهبري روحانيت و مقاومت هاي دين باوران تا حدي جلوي نفوذ هاي استعماري را به درون كشور گرفت، فراموشخانه ايها كه همواره در انديشه كسب و جاهت مردمي بودند با پوشش روشنفكري براي بهره برداري از اين شناخت مردمي و گرايش حاصل از آن، با ظاهر ملي گرايانه براي ترقي كشور، مجاري چندي را به روي استعمار گران مترصد گشودند: ۱- گشودن مدارس خارجي= حتي افراد با استعداد در ميان شاگردان آنها به علت روشن ننمودن علل واقعي عقب افتادگي كشور، در اثر مقايسه آنچه كه از كشور خود مي ديدند، با آنچه را كه از اروپا مي شنيدند، به جهت ظاهر بيني دچار شيفتگي به غرب مي شدند.، و لذا غالباً محصول كار آن مدارس پروردن شيفتگا به غرب بود! ۲- اعزام محصل به خارج= آنچه را در اروپا اين محصلين مي‌ديدند، بسيار برتر از آن چيزهايي بود كه در كشور خود ديده بودند، خصوصاً اينكه بشتر آنها به علت كمي سن و تجربه حاصل از آن و كمبود دانش عقيدتي غالباً دچار خود باختگي شده و بسياري نيز عامل فراموشخانه شدند.۳- تهديد و تدوين كتابهاي درسي توسط اين تربيت يافتگان: مدارس خارجي يا تحصيل كردگان خارج، ذهن پويا ولي خالي جوانان را با آموخته هاي غالباً جهت دار فراموشخنه اي مي انباشتند، اين روش ضمن معمول نمودن فرهنگ غير خلاق حافظه اي، (متكي بر محفوظات) شيفتگان و خود باختگان بسياري را براي فرهنگ غرب ساخت. ۴- مطبوعات مروج فرهنگ اروپايي: خصوصاً طي پادشاهي پهلوي ها كه كم سوادان را هدف قرار مي دادند و زمينه مردمي را براي همراهي با شيفتگان تمدن غربي فراهم مي‌نمودند ۵- احزاب و گروه هاي سياسي= چپ و راست همگي مروج فرهنگ سياسي غرب و بيگانه از خودي بودند غالباً لامذهبي را ترويج مي نمودند، كم دشمن فرهنگ ايراين بود. گسست فرهنگي، از آنان چنان سر گشتگان بي اعتنا به دين و فرهنگ خوري ساخت كه حتي بسياري از فرط بيگانگان از پيرامون خود، به انواع اعتياد گرفتار شدند! خطر اين خود باختگان هنگامي بيشتر مي‌شد كه غالباً خواسته هاي برنامه ريزان تهاجم فرهنگي را با رنگ و لعاب روشنفكر و طنخواه به جامعه خودي تلقين مي‌نمودند.
كارگذاران تاريخي تهاجم فرهنگي: فن شناسان و متخصصان فاقد فرهنگ راستين بدون توجه لازم به اجتماع با ساختن، اهرم عظيم به گور فدا عنه عظمت بخشيدند و توانايي تخصصي خود را اثبات نمودند، اما آيا نسل هاي سازنده آن دچار ستم بودگي نبودند؟ آيا ساختن بناهايي با چنان عظمت بدون دانش و تخصص معماران و مهندسان همراه استثمار و بهره كشي از محرومان مقدور بوده است؟ پس با كنار زدن پرده ها كه كسب مكتوم نگهداشتن حقايق مي‌شوند، در مي يابيم دانشمندان بدون فرهنگ راستين ابزاري در خدمت فراعنه زمان براي بيداد گري و ظلم بر مردم بوده‌اند و خواهند بود. براي اينكه تلقين نشود تحت تأثير احساسات محض چيزي به گزافه آورده شده است، يا نوك پيكان تهاجم فرهنگي، يعني جوسازان حرفه اي، چيزي از اهميت اين واقعيت نكاهند و كساني كه روز به روز بر دانششان افزوده مي شود و در عين حال روز به روز كم فرهنگ تر مي شوند و اين افراد كه نمونه هاي برجسته محيط فرهنگي را تشكيل مي دهند از آنجا كه روز به روز سطح عملشان در محيط محدودتر و كوچكتري ارتقاء مي يابد، و اين متخصصين كه هر روز در رشته هاي محدودتر و فشرده تري متخصص مي شوند براي حيات فرهنگي موجودات خطرناكي مي باشند درپاهاي تهاجم فرهنگي = براي روشن شدن گستردگي تهاجم فرهنگي و ميازن مظلوميت اسلام، از كتاب فرهنگ لغات شروع مي‌كنيم. لغت نامه كه ظاهراً نمي بايد چيزي جز ارائه تعريف واژگان يا مترادف هاي واژه ها باشد، اما در كتاب فرهنگ لغت انگليسي به فارسي كه توسط آقاي سليمان جيم كه از اقليت يهودي تدوني شده ( به تاريخ ۱۱ ديماه ۱۳۲۹) معاني را براي بعضي واژه هاي انگليسي آورده اند كه مي تواند، براي تو هم پنداران تهاجم فرهنگي قابل توجه باشد و جالب تر اينكه در تجديد چاپهاي آن هم اين موضوع تكرار شده است. اسلام آخرين و جوانترين اديان صاحب كتاب و بيش از شش قرن جوان تر از مسيحيت است، حال آنكه مسيحيت ديانتي قديمي است. كه مسيحيت در تكميل و جايگزيني آن براي هدايت شبه از جانب خداوند عرضه شده است از اين رو به جهت تارخي، معني مترادف و منطقي تازه يهودي، واپگرا، كهنه گر يا ساده تر، مرتجع مي‌شود. موردي از گذشته ها تاكنون: چون بخش بزرگي از جزيره العرب را صحرا تشكيل مي‌دهد اروپاييان از اين واقعيت جغرافيايي سوء استفاده نمودند در بخش تبليغاتي جنگلهاي صليبي بر آن تكيه نمودند تمام مسلمانان را صحرانشين مي ناميدند. بعدها اروپاييان با افزايش كينه اي كه در اثر شكست هاي متعدد در جنگلهاي صليبي پيدا نمودند حتي اين كلمه ترد آنان معاني زشتي چون كافر، وحشي حتي زشت تر، همچون اجامروا و باش نيز پيدا نمود. يكي از سياست هاي انگليس از دير باز تفرقه انداختن بود، اكنون صهيونيسم نيز از اين سياست براي تفرقه اندازي بيشتر بين اعراب و همسايگان غير عربشان سود بسياري برده و مي برد در مطلب « ولو آنكه عراق بيش از حد به شرق نگرد تا غرب» در حاليكه دشمن واقعي اعراب، اسرائيل است، كه در غرب كشور عربي اردن آن هم در غرب عراق قرار دارد، نويسنده با تلقين، براي ايجاد توجه بيش از حد عراق به شرق، يعني ايران فارس زبان متوجه مي نمايد. براي اينكه عمق اين تحريك به درگيري اعراب با همسايگان غير عربشان خصوصاً ايران روشن شود، شما را به كتاب صد ميليون عرب» ارجاع مي‌نمايد « عراق، شايد كشوري واقع نباشد و بي گمان ايالت در حدي ايران است» ضمن انحراف توجه اعراب از اسرائيل به همسايگان غير عرب بهانه خريد اسلحه هاي غربي را هم براي شاه فراهم مي‌نموده اند. چون امكان دارد واژه ي صحرانشيني مورد سوء استفاده قرار گيرد. ضروري بي نظر مي‌رسد براي دانش پژوهان درستكار با وجود آگاهي كه دارند، حقيقت و حدود اين صحرانشين يكبار و براي هميشه روشن شود، تا صحرانشيني فقط بخشي از اعراب جزيره العرب كه اصري روشن و قابل قبول است! به جهت پيدايش درخشانترين بخش تاريخ اعراب يعني ظهور اسلام و آخرين پيامبر الهي (ص) كه از ميان صحرانشينان مي‌باشد، همچنين وجود مقدس ترين شهرهاي مسلمانان همچون مكه معظمه و مدينه منوره در كنار صحرا كينه ورزان فراموش كننده شكست هاي صليبي را به واكنش هاي بزرگنمايانه امر صحرانشيني موفق ننمايد تا نتوانند بدينوسيله از علايق مسلمانان براي جريمه دار نمودن احساست يا افكار حقوق آنان سوء استفاده نمايند. تهاجم فرهنگي و فرهنگ خودي = قبل از اينكه به نمونه اي از تهاجم فرهنگي در كتابهاي تحت عنوان فرهنگ فارسي اشاره داشته باشيم، بايد يادآوري نمود، آوردن اين نمونه ها از آن جهت مهم است كه كاربرد كلمه فرهنگ، مسووليت تهيه كنندگان اين كتابهاي پرزحمت را مي افزايد. از اينرو مي باشد همه سونگرانه تر تدارك شوند تا وافق برازنده كلمه فرهنگ باشند، در ارائه مطلب تاريخي نيز رعايت نكاتي چند لازم است: نخست: براي انتقال درست رويداد و اهميت تاريخي آن بايستي ترتيب زماني رويدادها رعايت شود. دوم: بايستي ارزيابي درست يا حتي المقدور تلاش به ارزيابي درستي را براي ارائه داشته باشيم در غير اين صورت علي رغم زحمات طاقت فرسايي كه اين گونه كارها دارند كاري همراه انصاف و عدالت نخواهند بود، زيرا ارائه مطلب بر موضع ارزشي خود قرار نگرفته است، در تعريف سياسي نيز كاري را كه كمتر يا بيشتر ارزيابي شده باشد فرصت طلبي مي نامند. نخست: همانطوري كه در تعريف آورده شده تحولات اروپايي، در قرن نهم هجري ( قرن پانزدهم ميلادي) شروع شده است حال آنكه تحولات ملل اسلامي پنج قرن زودتر در قرن چهارم هجري ( قرن دهم ميلادي) آغاز شده بود. اگر نتايج جنگلهاي صليبي را كه در اواخر قرن پنجم هجري ( ۱۰۹۹ ميلادي) تا اواسط قرن هفتم هجري (۱۲۷۰ ميلادي) پيش آورده شدند نيز در نظر گرفته شود. به راحتي قابل دريافت است كه طي دو قرن جمعاً هشت جنگ به مسلمانان تحميل شد اگر ويراني هايي را به سرزمينهاي اسلامي تحميل نمودند اروپاييان را با فرهنگ و علوم ملل اسلامي آشنا ساخت. دوم: نكته مهمي كه نيازمند ژرفتگري است اينكه اگر ظاهراً رشد و نمو ادبيات و هنر حاصل از تحولات اروپايي با دور شدن از دين صورت پذيرفت، تا ديگر نتوانند گاليله را مجبور به پس گرفتن اظهارات و نظريات خود نمايند يا ژاندارك را به تلي از آتش بسپارند ولي رشد و شكوفايي ملت مسلمان ايران پس از كاهش اقتدار مطلقه خلفاي عباسي ظاهراً اسلامي و امكان توجه بيشتر به خاتم پيامبران (ص) و خاندان حضرتش كه به روشني در آثار بزرگان ادب و هنر ايراني نيز منعكس است آغاز گرديد خلاصه اينكه رشد فرهنگي مسلمانان به ويژه ايرانيان در سايه اسلام و تكامل باورهاي ديني صورت پذيرفت. در اين رابطه اشاراتي هر چند مختصر از اوادات بزرگان علم و ادب و فرهنگ ايران به دين و مقامات مذهبي ضروري به نظر مي‌رسد: ۱- حكيم ابوالقاسم فردوسي، احيا كننده زبان پارسي و بزرگترين حماسه سراي جهان به لحاظ شيعه بودن از دريافت صله و پاداش محروم شد ۲- ابوعلي سينا كه به خاطر تشريح براي كالبد شناسي مورد تهمت كفر قرار مي گيرد، گلايه و اعتراض خود را در قالب شعري اظهار نموده است، تا مسلمان بودن خود را نشان دهد. ۳- ناصر خسرو ملقب به حجت از مبلغين فاطمي ( شيعه هفت امامي) بوده است. ۴- شيخ فريد الدين عطار كه در اواسط قرن ششم متولد شد و در سال ۶۲۷ هجري قمري هنگام حمله مغولان به شهادت رسيد نام شاهكار خود را منطق الطير را از آيه ۱۶ سوره نحل قرآن مجيد گرفته است. ۵- جلال الدين محمد مولوي عارف و شاعر بزرگ هم چنانكه عنوانش نشان ميدهد عنوان مولوي را برادران اهل تسنن براي روحانيون خود بكار مي‌برند. ۶- شيخ مصلح الدين سعدي كه مطالعه آغاز گلستان آرمي را بياد مجلس علماي دين مي اندازد. سوم = تعريف معاني و بيان در مورد اسم معرفه يك رويداد تاريخي غير ضروري است خصوصاً اين كه اين تعريف مغاير با نگرش و باورهاي دين باورانه باشد! در آغاز شرح آورده شده « بحث بعد از موت» اين توضيح به معني معاد مي شود در باور ديني ما مسلمانان، نبوت و معاد، فقط در حيطه قدرت خداوند بي همتا مي‌باشد و بس! ارتباط آنان به هر چه غير از خداوند بي همتا شرك است به فرمايش شهيد آيت الله مطهري نمي بايد به نفي تلويحي اصول همچون توحيد و معاد اقدام نموده، زيرا اين كار حاصل انديشه هاي مات( بايستي، چپ، ماركسيستي) يار است ( فراماسيوني) مي‌باشد. ردپا در كتابهاي قابل قبول= با وجود احترامي كه به جهت وسعت ديد و چند سونگري نويسنده كتاب ژيوپليتيك گرسنگي براي ايشان قايل هستم، زيرا علاوه بر طرح مسأله گرسنگي همراه استدلالهاي ارزشمند علمي و تجربي جنبه هاي جغرافيايي سياسي آن را هم مدنظر قرار داده اند، اما نمي‌بايد تسليم شدن چنين نويسنده محققي در مقابل شيوه هاي حاكم در محيط سياسي غرب همچون توطئه سكوت كه در واقع ارثي از گذشته هاي اروپايي استعمار گر مي‌باشد را نديده گرفت. تحريكات و تشديد جو ضد اسلامي در اروپا سبب آغاز جنگهاي صليبي شد و دامن زدن به اين جو همچنان براي افزايش داوطلبان ادامه داشت اما در اثر شكستهاي مكرر با وجود داوطلبان فراوان، كينه حاصل از آن در اروپا نهادينه شد. پس از قرنها با تشكيل آژانس يهود، صهيونيست ها براي بهره برداري از اين ذهنيت قديمي اروپاييان آنرا احياء نموده و شدت بخشيدند همراه تشديد تبليغات ضد عربي، داستان ارض موعود را كه توسط حضرت موسي (ع) همراه معجزه گذشتن از نيل انجام شده بود و احياء مجدد اين داستان قديمي يهوديان پراكنده در اروپا و ساير نقاط جهان از طريق به خدمت گرفتن باور آن مردم، پياده نظام بي هنر ولي ابداي بيرون آوردن بيت المقدس از دست مسلمين فراهم نمودند تداوم چنين جوي كه پنهان و گاهي آشكار مي شود نويسنده محققي چون ژوزويه و كاستر و كه كار سياسي قطعاً بزرگي را با نوشتن اين كتاب انجام داده به تلاش گسترده اي براي بي طرف و غير سياسي نشاندادن نوشته خود در اين كتاب وا داشته است. همچنين با درك توطئه سكوت در مورد مسلمانان كه در بهترين حالت، امري عادي است، تلاش نموده است، از اين خطر قرمز عبور ننماييد. نخست اينكه اروپاييان براي تخريب نمودن چهره اسلام با كاربرد عناويني ناروا نسبت به اعراب مانند اشغل گر و خشن با تحقير آنچه را كه به اعراب تعلق دارد همچون صحرانشيني در بسياري از اشارات و آثار خود تبليغات گسترده اي را براي عليه اعراب انجام مي دهند.
  • بازدید : 43 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اين سوره كه از سوره هاى مكى است از كسانى سخن مى گويد كه تمام هم خود را متوجه جمع مال كرده ، و تمام ارزشهاى وجودى انسان را در آن خلاصه مى كنند، سپس نسبت به كسانى كه دستشان از آن خالى است به ديده حقارت مى نگرند و آنها را به باد استهزا مى گيرند.
اين ثروت اندوزان مستكبر، و خودخواهان حيله گر چنان از باده كبر و غرور مست مى شوند كه از تحقير ديگران و عيب جوئى و استهزا و غيبت آنها لذت مى برند و با آن تفريح مى كنند.
در پايان سوره از سرنوشت دردناك آنها سخن مى گويد كه چگونه به صورت حقارت آميزى در دوزخ پرتاب مى شوند، و آتش سوزان جهنم قبل از هر چيز بر قلب آنها مسلط مى گردد، و روح و جان آنها را كه كانون اين همه كبر و غرور و اين همه شرارت بود به آتش مى كشد، آتشى سوزان و مستمر و طولانى . در فضيلت تلاوت اين سوره در حديثى از پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) آمده است : من قراء سورة الهمزة اعطى من الاجر عشر حسنات بعدد من استهزاء بمحمد (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) و اصحابه : هر كس اين سوره را تلاوت كند به عدد هر يك از كسانى كه محمد و يارانش را استهزاء كردند ده حسنه به او داده مى شود.
و در حديثى از امام صادق مى خوانيم : هر كس آن را در نماز فريضه اى بخواند فقر از او دور مى شود، روزى به او رو مى آورد، و مرگهاى زشت و بد از او دفع مى گردد.
________________________________________
تفسير نمونه جلد ۲۷ صفحه ۳۰۷
ََآيه ۱ – ۹
آيه و ترجمه
بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
وَيْلٌ لِّكلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ(۱) الَّذِى جَمَعَ مَالاً وَ عَدَّدَهُ(۲) يحْسب أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ(۳)َكلا لَيُنبَذَنَّ فى الحُْطمَةِ(۴) وَ مَا أَدْرَاك مَا الحُْطمَةُ(۵) نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ(۶) الَّتى تَطلِعُ عَلى الاَفْئِدَةِ(۷) إِنهَا عَلَيهِم مُّؤْصدَةٌ(۸) فى عَمَدٍ مُّمَدَّدَةِ(۹) 
________________________________________
تفسير نمونه جلد ۲۷ صفحه ۳۰۸
  ترجمه :

بنام خداوند بخشنده مهربان
۱ – واى بر هر عيب جوى مسخره كننده اى !
۲ – همان كس كه مال را جمع آورى و شماره كرده (بى آنكه حساب مشروع و نامشروع كند).
۳ – گمان مى كند كه اموالش سبب جاودانگى او است !
۴ – چنين نيست كه او مى پندارد، به زودى در حطمه (آتشى خردكننده ) پرتاب مى شود.
۵ – و تو چه مى دانى حطمه چيست ؟
۶ – آتش برافروخته الهى است .
۷ – آتشى كه از دلها سرمى زند!
۸ – اين آتش بر آنها به صورت دربسته است .
۹ – در ستونهاى كشيده و طولانى !
 شاءن نزول :

جمعى از مفسران چنين گفته اند كه آيات اين سوره درباره ((وليد بن مغيره )) نازل شده است كه در پشت سر پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) غيبت مى كرد، و در پيش رو طعن و استهزاء مى نمود.
بعضى ديگر آن را درباره افراد ديگرى از سران شرك و دشمنان كينه توز و سرشناس اسلام مانند ((اخنس بن شريق )) و ((امية بن خلف )) و ((عاص بن وائل )) دانسته اند.
ولى چنانچه اين شاءن نزولها را بپذيريم باز عموميت مفهوم آيات شكسته نمى شود، بلكه شامل تمام كسانى است كه داراى اين صفاتند.
________________________________________
تفسير نمونه جلد ۲۷ صفحه ۳۰۹
 تفسير :

واى بر عيبجويان و غيبت كنندگان !
اين سوره با تهديدى كوبنده آغاز مى شود مى فرمايد: واى بر هر عيب جوى مسخره كننده اى ! (ويل لكل همزة لمزة )
آنها كه با نيش زبان و حركات ، دست و چشم و ابرو در پشت سر و پيش ‍ رو، ديگران را استهزاء كرده ، يا عيب جوئى و غيبت مى كنند، يا آنها را هدف تيرهاى طعن و تهم قرار مى دهند.
((همزة )) و ((لمزة )) هر دو صيغه مبالغه است اولى از ماده ((همز)) در اصل به معنى شكستن است و از آنجا كه افراد عيب جو و غيبت كننده شخصيت ديگران را درهم مى شكنند به آنها همزة اطلاق شده .
و ((لمزة )) از ماده ((لمز)) (بر وزن رمز) در اصل به معنى غيبت كردن و عيب جوئى نمودن است .
در اينكه آيا اين دو واژه به يك معنى است ، و اشاره به غيبت كنندگان و عيب جويان مى كند؟ يا در ميان اين دو فرقى است ؟ مفسران احتمالات زيادى داده اند، بعضى آنها را به يك معنى گرفته اند، و بنابراين ذكر اين دو با هم براى تاءكيد است .
ولى بعضى گفته اند ((همزه )) به معنى غيبت كننده و ((لمزه )) به معنى عيب جو است .
بعضى ديگر ((همزه )) را به معنى كسانى كه با اشارت دست و سر عيب جوئى
________________________________________
تفسير نمونه جلد ۲۷ صفحه ۳۱۰
مى كنند و لمزه را به معنى كسانى كه با زبان اين كار را انجام مى دهند دانسته اند.
بعضى اولى را اشاره به عيب جوئى روبرو، و دومى را به عيب جوئى پشت سر مى دانند.
بعضى اولى را به معنى عيب جوئى آشكار، و دومى را عيب جوئى پنهان و با اشاره چشم و ابرو شمرده اند.
و گاه گفته شده هر دو به معنى كسى است كه مردم را با القاب زشت و زننده ياد مى كند.
و بالاخره در سخنى از ابن عباس آمده است كه در تفسير اين دو چنين مى گفت : هم المشاؤ ون بالنميمة ، المفرقون بين الاحبة ، الناعتون للناس ‍ بالعيب : آنها كسانى هستند كه سخن چينى مى كنند، و ميان دوستان جدائى مى افكنند، و مردم را با عيوب توصيف مى كنند.
گويا ابن عباس اين سخن را از حديثى كه از پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) نقل شده است استفاده كرده ، آنجا كه فرمود: الا انبئكم بشراركم ؟ قالوا: بلى يا رسول الله (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) قال : المشاؤ ون بالنميمة ، المفرقون بين الاحبة ، الباغون للبرآء المعايب : آيا شما را از شريرترين افراد خبر دهم ؟ گفتند: آرى اى رسول خدا! فرمود: آنها كه بسيار سخن چينى مى كنند، در ميان دوستان جدائى مى افكنند، و براى افراد پاك و بى گناه در جستجوى عيوبند.
ولى از مجموع كلمات ارباب لغت استفاده مى شود كه اين دو واژه به يك معنى است ، و مفهوم وسيعى دارد كه هر گونه عيب جوئى و غيبت و طعن و استهزاء به وسيله زبان و علائم و اشارات و سخن چينى و بدگوئى را شامل مى شود.
________________________________________
تفسير نمونه جلد ۲۷ صفحه ۳۱۱
به هر حال تعبير به ((ويل )) تهديد شديدى است نسبت به اين گروه ، و اصولا آيات قرآن موضع گيرى سختى در برابر اينگونه افراد نموده ، و تعبيراتى دارد كه درباره هيچ گناهى مانند آن ديده نمى شود، مثلا بعد از آنكه منافقان كوردل را به خاطر سخريه مؤ منان به عذاب اليم تهديد مى كند، مى فرمايد: استغفر لهم او لا تستغفر لهم ان تستغفر لهم سبعين مرة فلن يغفر الله لهم : چه براى آنها استغفار كنى و چه نكنى ، حتى اگر هفتاد بار براى آنها استغفار كنى خداوند آنها را هرگز نمى بخشد (توبه ۸۰).
شبيه همين معنى در باره منافقانى كه پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) را استهزا مى كردند در سوره منافقون آيه ۵ آمده است .
اصولا آبرو و حيثيت اشخاص از نظر اسلام بسيار محترم است ، و هر كارى كه موجب تحقير مردم گردد گناه بزرگى است ، در حديثى از پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) آمده است : اذل الناس من اهان الناس : ذليل ترين مردم كسى است كه به مردم توهين كند!.
شرح بيشترى در اين زمينه ذيل آيه ۱۱ و ۱۲ سوره حجرات (جلد ۲۲ صفحه ۱۷۷ تا ۱۹۵) آورده ايم .
سپس به سرچشمه اين عمل زشت (عيب جوئى و استهزاء) كه غالبا از كبر و غرور ناشى از ثروت مايه مى گيرد) پرداخته ، مى افزايد: همان كسى كه مال را جمع آورى و شماره كرده بى آنكه حساب مشروع و نامشروع آنرا كند (الذى جمع مالا و عدده ).
آنقدر به مال و ثروت علاقه دارد كه پيوسته آنها را مى شمرد، و از برق درهم و دينار، و پولهاى ديگر، لذت مى برد و شادى مى كند.
________________________________________
تفسير نمونه جلد ۲۷ صفحه ۳۱۲
هر درهم و دينارى براى او بتى است ، نه تنها شخصيت خويش كه تمام شخصيتها را در آن خلاصه مى بيند، و طبيعى است كه چنين انسان گمراه و ابلهى مؤ منان فقير را پيوسته به باد سخريه بگيرد.
((عدده )) در اصل از ماده ((عد)) به معنى شمارش است ، بعضى نيز احتمال داده اند كه از ((عده )) (بر وزن غده ) به معنى آماده كردن اين اموال و ذخيره نمودن براى مشكلات و روز مبادا است .
بعضى نيز آن را به امساك و نگهدارى تفسير نموده اند.
ولى معنى اول از همه ظاهرتر است .
به هر حال آيه ناظر به ثروت اندوزانى است كه مال را نه به عنوان يك وسيله بلكه به عنوان يك هدف مى نگرند، و در جمع آورى آن هيچ قيد و شرطى قائل نيستند، از حلال و حرام و تجاوز بر حقوق ديگران ، از طريق شرافتمندانه و يا طرق پست و رذيلانه آن را جمع آورى مى كنند، و آنرا تنها نشانه عظمت و شخصيت مى دانند.
آنها مال را براى رفع نيازهاى زندگى نمى خواهند، و به همين دليل هر قدر بر اموالشان افزوده شود حرصشان بيشتر مى گردد، و گرنه مال در حدود معقول و از طرق مشروع نه تنها مذموم نيست ، بلكه در قرآن مجيد گاهى از آن به عنوان ((فضل الله )) تعبير شده ، آنجا كه مى فرمايد: و ابتغوا من فضل الله (جمعه – ۱۰) و در جاى ديگر از آن تعبير به خير مى كند: كتب عليكم اذا حضر احدكم الموت ان ترك خيرا الوصية : بر شما مقرر شده كه وقتى مرگ يكى از شما فرا رسد اگر خيرى از خود به يادگار گذارده وصيت كند.
چنين مالى مسلما نه مايه طغيان است ، نه وسيله تفاخر، نه بهانه استهزاى ديگران ، اما مالى كه معبود است و هدف نهائى است ، و صاحبان آن را همچون ((قارون )) دعوت به طغيان مى كند ننگ است و ذلت ، و مصيبت است و نكبت ،
________________________________________

عتیقه زیرخاکی گنج