• بازدید : 24 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

مجموعه شهر : در نخستين بازديدها از كل مجموعة شهر دو بخشي قديمي و بخش جديد قابل تشخيص بود. با پيشرفت تدريجي كار معلوم شد كه ميان سه بخش عمده مي توان تمايز قائل شد :
۱) بخش تاريخي شهر، شامل بخشي قديمي و دروني شهر مربوط به پيش از قرن نهم هجري قمري ( زمان تأليف تاريخ يزد)
۲) بخش تاريخي شهر، شامل بخش مياني كه مجموعة شهر را تا استقرار حكومت پهلوي در سال ۱۲۹۹ نشان مي دهد.
بخشي تاريخي شهر. شهر يزد برجسته ترين نمونه اي است كه ساخت آن علي رغم تغييرات عمدة اواخردهة چهل به بعد، مي تواند روشنگر تركيب فضايي يك شهر سنتي ايراني در دورة اسلامي باشد. در سه دهه پيش هنوز نشاني مبتني بر پيشرفت حرفه هاي سنتي و تجارت و رونق شهر و تخصص پيشه وران و سلسله مراتب در سازمانهاي صنفي ديده مي شد، كه در اين بخش به مواردي اشاره شده است. ويژگيهاي اين شهر موجب گرديد كه در جريان مطلاعات نظم فضايي و ساخت شهر و معماري نواحي گرم و خشك و نيز در بررسيهاي تطبيقي، همواره يزد به عنوان نمونه و پايه مورد بررسي واقع شود. در اينجا ابتدا تغييرات كالبدي شهر را در ادوار مختلف تاريخي- تطبيق متن كهن با وضع موجود شهر- با تأكيد بر دورة رونق شهر مورد مطالعه قرار مي دهيم و سپس به تحليل عناصر و نظم فضايي شهر مي پردازيم.
۲-۱ يزد. هسته مركزي شهر، حدود قلعة دورة آل كاكويه در بالا و سمت چپ عكس به چشم مي خورد. خيابان مسجد جامعه و خود مسجد جامع در پائين ديده مي شود . قسمتي از خيابان پهلوي سابق ( اولين خيابان يزد) كه تقريباً جهت شمال شرقي جنوب غربي دارد پيداست. حدود جنوبي قلعة قديمي  ( شمال مسجد جامع) از بين رفته، و در سال ۱۳۵۲، خياباني ( خيابان سيد گل سرخ) در حد غربي  قلعه احداث شد، كه كارهاي ساختماني آن چند سال متوقف شده بود. بافت بسته و متراكم محلة قديمي فهادان و محله هاي مجاور در خور توجه است.
در قرن پنجم شهر مقر حاكم نشين يكي از سلسله هاي كوچك محلي به نام آل كاكويه بوده است. در اين دوره تغييرات كالبدي روشني درشهر به وجود آمد. در سال ۴۳۲ هجري ديواري گرد شهر كشيده شد، و چهار دروازه به نامهاي درب كيا، درب قطريان، درب مهريجرد و درب كوشكنو ايجاد گرديد
در حال حاضر محل اين دروازه ها در شهر قابل شناسايي است. حاكمين اين خاندان همچنين اقدام به ايجاد عناصر ديگري در شهر نمودند. ابويعقوب محله اي در شهر بنا كرد كه امروز به همين نام – محلة ياقوبي – شناخته مي شود.
در دوره اتابكان يزد قرون ششم و هفتم نيز حكام شهر به ساختن محلات روستايي، باغها، قصر، بازار، مدارس علميه، سراها و دروازه اقدام نمودند. قريه اي در جانب شرقي شهر كه امرزو به نام مريم آباد شناخته مي شود، توسط مادر اسفهسالار قطب الدين ابو منصور 
( متوفي ۶۴۲ هـ) ايجاد گرديد و در آن زمان مرياباد ناميده مي شد. دروازه اي نيز كه امروز محل آن قابل شناسايي است و محلة آن به نام مالمير شناخته مي شود به دستور مادر امير بنا گرديد.
در دوران حكمراني آل مظفر در قرن هشتم هجري نيز ساخت كالبدي شهر دچار تغييرات بسياري شد. محمد بن مظفر امير مبارزالدين محمد در شهري ديگري به دستور امير چخماق و فرزندانش ايجاد گرديدند كه امرزو برخي از آنها باقي مانده اند. اين عناصر عبارتند از : بازار علي آقا در دورازة مهريجرد ۸۱۵ هـ ؛ بازار خواجه شمس الدين ؛ مسجد جامع در خارج شهر در محلة سرريگ. ۷۷۰ و ۸۱۸ هـ؛ بقعة سيدركن الدين ۸۱۵ و ۸۴۳ هـ؛ مدرسه ضيائيه سرپلك ۷۸۸هـ، مدرسة خانزابنت محمد بن مظفر بيرون دروازه در محلة سراب نو با خانقاه و مقبره ۷۰۰ هـ، و مزار پير برج نزديك به برج دروازة مهريجرد.
آثار دوره صفويه درشهر يزد معدود است. در اين دوره بيشتر فعاليتهاي حكام و سلاطين وقت به ويژه در اصفهان متمركز بوده است. در يزد مجموعه شاه شامل ميدان بزرگ كه تكيه بوده، مسجد و مدرسه شاه طهماسب متعلق به دوره صفوي است. اين مجموعه امروز تقريباً به كلي از هم پاشيده شده و در دو نوبت خيابان كشي، تكيه به صورت محوطة تقاطع دو خيابان در آمده است.
بعد از صفويه تا دوره آخر دگرگوني شهر در دهه هاي اخير به ويژه مي توان از كارهاي محمد تقي خان يزدي معاصر شاهرخ ميرزاي افشار و كرميخان زند ياد كرد. منجمله باغ دولت آباد كه در سال ۱۱۶۰ به فرمان محمد تقي خان بنا شد و مدتها نيز محل اقامت كريمخان بود. در زمان وي و فرزندانش همچنين عناصر ديگري ماند بازارخان، مدرسه خان، قيصريه خان و ميدان مشهور خان احداث گرديدند . در دوره قاجاريه به ويژه اعيان شهر خانه هاي باشكوهي براي خود ساختند كه از جمله مجموعة عربها را مي توان نام برد.
همانطور كه مي بينيم حكام شهر كه در ادوار مختلف ادارة كامل منطقه را از نظر  اقتصادي اجتماعي زير نظر داشته اند، در دگرگوني ساخت مركز حكومتي نيز داراي نقش اساسي بوده اند. تاريخهاي محلي از كار و وضع زندگي مردم اطلاعات چنداني به دست نمي دهند، اما از متن آنها به نحوه كار در عناصر توليدي شهر تاريخي مانند كارگاهها كه فضاي فعال آنها جريان صدها سال كار يكنواخت را نشان مي دهد و امروز نيز برخي از آنها به جا مانده، مي توان پي برد. اطلاعات معتمدين محلي كه زندگي نيم قرن پيش را به خوبي به ياد دارند، تصويري از نحوه فعاليتهاي اقتصادي و توليدي در شهر و زندگي اجتماعي فرهنگي مردم و همچنين نحوه عملكرد عناصر شهري به دست مي دهد كه در اينجا مورد بررسي قرار مي گيرد.
ساخت شهر يزد. بررسيها نشان مي دهد كه در گذشته شهر يزد داراي محلات متعددي بوده است. محلات شهر جايگاه زندگي طبقات اجتماعي مختلف، صاحبان مشاغل گوناگون و پيروان اديان مختلف بوده است. روابط نزديك اقتصادي اجتماعي نظام محله اي ويژة شهرهاي دورة اسلامي و شيوة توليد كارگاهي بر نظم اجتماعي فضايي شهر تأثير داشته است. به طوري كه دريك محله بخشهاي اعيان نشين- صاحبان كارگاههاي خصوصي- و طبقة اجتماعي متوسط كنار هم قرار داشته و يا دو محله متعلق به اعيان و متوسط شهري كنار هم قرار مي گرفته است. خانه هاي اعيان نشين معمولا مشخص و مانند مراكز محلات در تقاطع و يا در مسير گذرهاي اصلي قرار داشته است.
  • بازدید : 56 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

فضا جایی است که در آن زندگی می کنیم یا جایی که در خیال خود می پرورانیم. فضا خیال و خیال فضا است . هر چیزی که انسان به آن فکر می کند و یا در خیال خود می پروراند دارای فضایی است . فضا وجود مادی ندارد ولی این قابلیت را دارد که در وجود خود عناصری مادی و یا معنوی را جای دهد . انسان تنها زمانی قادر است حالتی خاص، مثلاً ناراحتی یا خوشحالی را به فردی دیگر منتقل نماید که فضایی غمگین یا شاد ایجاد کرده باشد و این فضا نیز توسط دیگران قابل درک باشد . 
باید نکته ای را در اینجا ذکر نمود : « فضا جایی نیست که اشیاء در آن حضور پیدا می کنند بلکه وسیله ای است که به واسطۀ ذات خود زمینه حضور اشیاء را در خود فراهم می سازد . » برای درک این مفهوم کافی است به این نکته توجه داشته باشیم که فضا عنصری غیر مادی است ولی دارای ذاتی خاص ، که می تواند اشیاء را در خود جای دهد . یا می توان به این صورت گفت که این اشیاء نیستند که فضایی را شکل می دهند ، بلکه این ذات فضاست که اشیائی خاص را در خود جای می دهد و به آنها شکل و شمایلی خاص می بخشد .
شعر و فضای آن :
 در پیش در آمد این گفتار ذکر کردیم می توان فضا رابه عنوان وسیله ای در نظر گرفت تا انسانها از طریق آن عواطف ، احساسات ، تفکرات و ا ندیشه های خود را به دیگران منتقل نمایند . تا انسانی نتواند فضای ذهن خود را که در قالب تفکر یا احساسی خاص به وجود آمده است به تصویر بکشد هیچ فرد دیگری نمی تواند آن را درک نماید . تمامی هنرها وجود خود را از طریق ایجاد فضا به دست آورده اند . فضایی که هنرمندی با نگرشی خاص نسبت به دنیای پیرامون خود آن را خلق کرده است . 

شاعر کیست و شعر چیست ؟ شاعر هم فردی مثل سایر انسانهاست . او در زندگی خود به نگرشی خاص می رسد . او می خواهد سایرین را از این نگرش آگاه کند بنابران نیاز دارد تا فضایی را ایجاد نماید .
شعر ، فضای اوست . و شعر در خود کلماتی منظوم ، دارای وزن و ریتم را جای داده است . 
فرو داشت دست از کمربند اوی
تهمتن چنان خیره مانده بدوی

دو شیر اوژن از جنگ سیر آمدند 
تبه گشتهو خسته و دیر آمدند 

دگر باره سهراب گرز گران 
ز زین برکشید بیفشرد ران
 
بزد گرز و آورد کتفش به درد 
بپیچید و درد از دلیری بخورد

بخندید سهراب گفت ای سوار 
بزخم دلیران نهی پایدار

شعری که در بالا آورده شد گوشه ای از نبرد رستم و سهراب در شاهنامه فردوسی بود . هدف فردوسی ایجاد فضایی بوده که نحوۀ نبرد این دو را به تصویر بکشد . فضایی که او در خیالش به آن شکل داده به گونه ای بسیار زیبا در شعرش به تصویر در آمده است . کلمات در شعر او به واسطه فضایی که در ذهن او بوده است به این شکل آمده اند . و این دقیقاً همان نکته ای است که در پیش درآمد این گفتار ذکر کردیم . این کلمات نیستند که فضای شعر فردوسی را بوجود آورده اند بلکه این فضای شعر اوست که کلماتی اینچنین را طلب می کند .
تمامی شعرا شعر می گویند و نگرش خاص خود را از طریق فضای شعر خود به دیگران منتقل می نمایند . و چون انسانها دارای قالبهای فکری مختلف می باشند هر کدام نگرشی خاص به خود را دارند . نتیجۀ این امر ایجاد زبانهای گوناگون در شعر است که هر کدام تنها مختص به یک فرد می باشد و به راحتی می توان آنها را از هم تمیز داد. 


به نام خداوند جان و خرد 
کزین برتر اندیشه بر نگذرد 

بشنو از نی چون حکایت می کند 
و ز جدایی ها شکایت می کند 

الا یا ایها الساقی ادر کأساً و ناولها 
که عشق آسان نمود اول ولی افتاده مشکلها 

اهل کاشانم . 
روزگارم بد نیست . 
تکه نانی دارم ، خرده هوشی ، سر سوزن ذوقی . 

در مورد شعر هر شاعر می توان گفت ، فضایی خاص به خود را برای مخاطب پدید می آورد . فضایی که زمینه بروزش را در ذهن مخاطب و به شکل خیالی در خاطر وی به دست می آورد . در اصل فضای شاعر به شکل خیال برای مخاطب قابل درک است و مخاطب نمی تواند آن را به صورت بصری درک کند . 
البته درک فضای مورد نظر تمامی شعرا به راحتی برای تمامی افراد میسر نیست . زیرا همانطور که ذکر شد فضای شاعر به شکل خیال در ذهن مخاطب بروز می کند . و مخاطبی که شعری را می خواند دارای سطحی خاص از اطلاعات و دانش می باشد ، در اینجا این احتمال وجود دارد خیال وارد شده در مخاطب سطحی یا عمقی باشد ، که در هر صورت ممکن است با فضای مورد نظر شاعر در شعرش تفاوت داشته باشد . 

آنکس که به دست جام دارد
سلطانی جم مدام دارد
آبی که خضر حیات از او یافت
در میکده جو که جام دارد
فضا در معماری
فضای معماری نیز به وجود آمده است ؛ تا علایقی خاص ، احساساتی ناب وب تفکری برتر را به تصویر بکشد . فضای معماری فضایی کالبدی است که به صورت بصری قابل درک می باشد . گرچه همیشه این امکان وجود دارد یا شاید هدف برخی از فضاها در معماری اینچنین بوده است ؛ که فکر را به سویی خاص و به فضای خیالی دیگری معطوف نمایند . نظیر آنچه که در باغ ایرانی مشاهده می کنیم که هدف آن فرار از فشارها و روزمرگیها و سوق دادن فرد به سوی زیبایی های طبیعت و در نهایت به تصویر کشیدن بهشت بوده است .
معماری یعنی خلق و ساماندهی فضاها ، فضاهایی که ممکن است هر کدام القا کننده حالتی خاص در مخاطب خود باشند . منتهی مسئله ای که در مورد درک از فضاهای معماریمهم می نماید این نکته می باشد که بیشترین درک از فضای معماریبه وسیله چشم صورت می گیرد البته نقش سایر حواس هم در درک برخی از فضاها اهمیت دارد .
معمار یک بنا ایده ای خاص را در سر می پروراند و برای اینکه بتواند این ایده را به تصویر بکشد نیاز به خلق فضا دارد . و این فضای اوست که تعیین می کند کدام دیوار از چه نوع مصالحی  به چه رنگی در کجای فضای او ظاهر شود . شاید خیلی از مردم به غلط این برداشت را داشته وباشند فضای معماریرا دیوار ها ، ستونها و سقفهایی که محصورش کرده اند به وجود آورده است . در صورتی که این برداشت نسبت به فضای معماریکاملاً غلط می باشد چون همانطور که در پیش درآمد ذکر شد این ماهیت فضاست که تعیین می کند کدامین عنصر در کجا قرار گیرد .
معمار می خواهد فضایی خاص را با هدفی خاص خلق کند ؛ مثلا در مساجد ، او فضایی را شکل می دهد که احساس تقدس ، توحید و هرآنچه که انسان را به خالق خود نزدیک تر می کند در ذهن مخاطب رسوخ کند . نظیر مسجد شیخ لطف الله درمیدان نقش جهان اصفهان که حتی فردی مسیحی نیز آنجا احساس تقدس و سبکی روح می کند و این امر به دلیل فضای خاص خلق شده در آن مسجد است .
آنچه که می توان در مورد فضای معماری به اختصار بیان نمود به شرح زیر می باشد :
– فضای معماریفضایی کالبدی است و از طریق بصری درک می شود
– فضای معماریهدفی خاص را دنبال می کند که القاء هدف آن در تمام افراد جامعه و در سطوح فکری مختلف تقریباً یکسان می باشد . ( نظیر مسجد شیخ لطف الله  )
– فضای معماریفضایی است که در دل خود عناصری مادی را جای داده است .
– فضای معماری دارای روح است و در ذهن انسان رسوخ می کند و خیالاتی خاص را پدید می آورد .

_بافت و شناسه

بافت عناصر ، تصویری از تداوم وگستره ای است که تا بینهایت امتداد می یابد . و هر عنصر نیز دارای مکانی محدود و محصور می باشد ، که به نوعی کلیت وجود آن درک می شود . به بیان ساده تر بافت یک پس زمینه حاصل از تکرار و تداوم عناصری هم خانواده می باشد . برای نمونه لباسهایی که می پوشیم دارای بافتی خاص به خود است . ممکن است در هر بافتی عناصر شاخص خود نمایی کنند که به این عناصر شناسه می گویند برای مثال در بافت پارچه ای به رنگ زرد گلهایی به رنگ قرمز به صورت شناسه خود نمایی می کنند . 
هر شناسه ای وجود خود را مدیون یک بافت است . تا بافتی نباشد شناسه ای هم وجود نخواهد داشت . در اصل شناسه جزئی از یک بافت است که به دلایلی خاص بروز و نمود پیدا می کند و می تواند خاصیتهای فرهنگی ، معنوی و اندیشه ای یک بافت را به بهترین شکل و کوتاهترین زمان به تصویر درآورد .
 شناسه در مقابل بافت خود حجمی بسیار کوچک را اشغال می نماید ولی قادر است معانی بسیار عظیمی را در خود جای داده و به نوعی معرف خاصیتهای موجود در بافت خود باشد .
 برای رسیدن به درک درستی از بافت و شناسه ، در این مقطع به سراغ این مفاهیم در شعر و معماری می رویم و در هر مورد مسئله را با مثالهایی پیگیری می نماییم . 

 بافت و شناسه در شعر : 

بشنو از نی چون حکایت می کند 
وز جداییها شکایت می کند 
کز نیستان تا مرا ببریده اند 
از نفیرم مرد و زن نالیده اند
 سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق
هرکسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
من بهر جمعیتی نالان شدم 
جفت خوش حالان و بد حالان شدم
هر کسی از ظن خود شد یار من 
از درون من نجست اسرار من 
سر من از نالۀ من دور نیست 
لیک چشم و گوش را آن نور نیست 
تن زجان و جان زتن مستور نیست 
لیک کس را دید و جان دستور نیست 
آتش است این بانگ نای و نیست باد 
هرکه این آتش ندارد نیست باد 
آتش عشق است کاندر نی فتاد 
جوشش عشق است کاندر می فتاد 
نی حریف هرکه از یاری برید
پرده هایش پرده های ما درید 
همچو نی زهری و تریاقی که دید
همچو نی دمساز و مشتاقی که دید
نی حدیث راه پر خون می کند 
قصه های عشق مجنون می کند
 محرم این هوش جز بی هوش نیست
مرزبان را مشتری جز گوش نیست 
گر نبودی نالۀ نی را ثمر
نی جهان را پر نکردی از شکر
در غم ما روزها بی گاه شد 
روزها با سوزها همراه شد
 روزها گر رفت گو رو باک نیست 
تو بمان ای آنکه چون تو پاک نیست 

شاعری همچون مولانا هزاران بیت شعر سروده است که هر کدام ماهیت و مرتبت خاص به خود را دارند ولی نی نامۀ وی همچون گوهری در اشعار او می درخشد . تعداد زیادی از مردم مولانا را به واسطه همین مثنوی می شناسند . مولانا در این مثنوی در ابیاتی نسبتاً محدود خودش را به تصویر کشیده است . نی نامه همچون شناسه ای در بافت اشعار وی خود نمایی می کند . و در آن نی به عنوان شناسه قابل درک است.

بشنو از نی چون حکایت می کند 

همچو نی زهری و تریاقی که دید

همچو نی دمساز و مشتاقی که دید

نی حدیث راه پر خون می کند
 
نی خود مولانا است و مولانا به دلایلی خود را به نی تشبیه کرده است . زیرا نی خواصی دارد که می تواند گویای حال و اندیشه های مولانا باشد . 
نی زرد رنگ است و نشان از زردی روی عاشق در رسیدن به معشوق خود دارد و این زردی به دلیل ریاضتهای جسم و روح عاشق در راه رسیدن به معشوق خود می باشد : 
همچو نی دمساز و مشتاقی که دید

در وجود نی سوختگیهایی دیده می شود که نشان دهنده مرارتهای راه عشق بر تن عاشق هستند : 

نی حدیث راه پر خون می کند 
نی از خود حرفی ندارد تادر او ندمند آوازی نمی خواند نشان از اینکه عاشق به واسطه دمیده شدن نفس معشوق در جان خود سر به آواز بر می آورد : 
با لب دمساز خود گر جفتمی همچو نی من گفنی ها گفتمی نی دارای ۷ بند است که نشان از ۷ مرتبت وادی عرفان دارد.
ملاحظه می شود مولانا وجود خود را در یک کلمه که از دو حرف تشکیل شده است به بهترین نحو به تصویر کشیده است . نی نامه داستان زندگی مولاناست و نی خود اوست . در اصل او از تعداد کلمات کاسته و به بار معنایی آنها افزوده است ؛ نکته ای که زمیه ساز به وجود آمدن یک شناسه در هر بافتی و در هر هنری خواهد شد .و نی شناسه بافت اشعار مولاناست .
بافت و شناسه در معماری : 

بافت و شناسه در معماری نیز بی شباهت به بافت شناسه در سایر هنرها نیست . برای درک بهتر این مسئله مثالی را مورد بررسی قرار می دهیم . شهر یزد را می توان به عنوان بهترین نمونه در این زمینه به میان آورد . 
یزد شهری دارای بافت تاریخی متمایز است و این بافت از ساخت خانه ها ، مساجد و سایر فضاها شکل گرفته است . بافتی یکدست به رنگ خاک که در آن فضایی همچون مسجد جامع خود نمایی کرده و خود را به صورت شناسه ای در داخل بافت مطرح می کند . وقتی بنایی همچون مسجد در بافتی خاص و به این شکل به صورت شناسه ظاهر می شود نشان از اعتقادات دینی و مذهبی ساکنان آن دیار دارد . مسجد جامع یزد به واسطه دلایلی در جایگاه یک شناسه شهری خود نمایی می کند که می توان برخی از این دلایل را به شرح زیر بیان نمود : 
– تغییر در تناسبات : ابعاد بزرگتر این بنا در سه بعد طول ، عرض و ارتفاع در مقایسه با سایر بناها باعث خودنمایی بیشتر بنا شده و آن را به صورت یک شناسه مطرح می نماید .

– تغییر در رنگ و انعکاس : خاک به عنوان عمده ترین ماده ساختمانی در ساخت بناهای یزد به کار ر فته است ؛ اسکلتی از خشت که به وسیله کاهگل اندود شده است . بنابراین بافتی به رنگ خاک دارد و در خاک نیز انعکاس کمی به چشم می خورد . ولی گنبد کاشی کاری شده با کاشی های رنگی و انعکاس نور آن به واسطه لعاب کاشی ها ، مسجد را به عنوان شناسه ای بی بدیل معرفی می نماید . 
– استفاده از عناصر معماری : استفاده از گنبد و نیز سردری با تناسباتی اینچنین خود گویای شناسه بودن این بنا است . همه مسجد جامع یزد را به واسطه سردر ورودی آن می شناسند . 
حال می دانیم مسجد جامع یزد به عنوان شناسه در بافت شهری یزد خود نمایی می کند . و در درون مسجد جامع نیز دو عنصر گنبد و سردرورودی خود را به عنوان شناسه مطرح می نمایند . ولی همانطور که در قسنمت ذکر شد شناسه از حجم کاسته و به معنا می افزاید . حال این دو عنصر چه معنایی در دل خود نهفته دارند . 
– گنبد : مسجد جامع یزد ، مسجدی ۴ ایوانی است . عدد ۴ در این مساجد نشان دهنده فرهنگ ایرانیان قبل از اسلام در زمینه مقدس شمردن ۴ عنصر آب ، باد ، خاک و آتش است در نهایت این ۴ عنصر به گردونه خورشید منتهی می شوند که جایگاه اهورا مزدا بوده و گنبد همان گردونۀ خورشید است .که تدایی کننده آسمان نیز می باشد . 
– سردر ورودی: سر در ورودی جایگاه ورود به مسجد ، مقدس ترین فضای یک مسلمان و جایگاه ورود به درگاه احدیت برای عبادت می باشد بنا براین باید معانی بسیار قوی را در دل خود جای داده باشد . 
چرا دو منار در دوسوی درب ورودی قرار دارد ؟ علاوه بر ملاحظات سازه ای در به کار گیری این دو منار دلیلی عمیق تر را نیز می توان جستجو کرد . انسانها به دلایلی خاص عبادت می کنند ؛ بعضی ها در قالب ریا برای دنیای خود برخی برای به دست آوردن آخرت و عده ای هم تنها برای خدای خود ، کسی که به آنها هستی بخشیده است . دو منار هریک نشان دهنده یک جهان است پس انسانی عبادش عبادت است که تنها خدا را به خاطر خود خدا عبادت کند . نه آنکه به واسطۀ دنیا و آخرتش عبادت کننده او باشد . پس دنیا و آخرت را پشت سر گذاشته ، از میان آنها می گذرد و برای عبادتی واقعی وارد مسجد شده به سوی گنبد روان می شود تا پروردگارش را در آغوش گیرد .
  • بازدید : 77 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق سبک شناسی معماری ایران -خرید اینترنتی تحقیق سبک شناسی معماری ایران -دانلود رایگان مقاله سبک شناسی معماری ایران -تحقیق سبک شناسی معماری ایران 
این فایل در ۵۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
 هنر و معماری در جهان پهناور اسلام دارای ۴ شیوه بنیادی است این ۴ شیوه چنین هستند : 
 1 ) شیوه مصری : این شیوه از معماری کهن مصر ریشه گرفته در کشور اسلامی شرق آفریقا، مصر، سودان و کشور پیرامون را دربر می گیرد. 
 2 ) شیوه شامی : این شیوه از هنر و معماری بیزانس ریشه گرفته و کشور سوریه، فلسطین، لبنان و اردن و بخشی از ترکیه را دربر می گیرد و دارای ویژگی مشترکی با شیوه مصری است.  به ادامه مطلب توجه کنید

  • بازدید : 32 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

مسجد بنايي است بر پا شده بر محوري نامرئي كه طراحي اصلي مسجد بر مبناي آن است.اين محور نامرئي كعبه است. كعبه به لحاظ معنوي در قلب اسلام قرار دارد. محراب همه مساجد در جهت آن است و مسلمانان رو به سوي آن نماز مي‌گذارند. از اين رو دنياي اسلام را مي‌توان چرخ عظيمي فرض كرد كه مكه كانون آن و پره‌هاي اين چرخ، همه مساجد سرتاسر جهان هستند و شايد به خاطر اهميت مساجد است كه در قلمرو اسلام، همه هنرها در خدمت مسجد بوده‌اند.
براي شناختن جايگاه مسجد در شهرهاي بنا شده در دوره اسلامي بد نيست كه به عناصر اصلي يك شهر اسلامي اشاره كنيم: بازار، كاروانسرا، حمام و مسجد.
 در شهرهاي دوره اسلامي بازار به عنوان ستون فقرات شهر به حساب مي‌آمد كه معمولا در كنار و يا در داخل آن كاروانسرايي هم وجود داشت. 
 با گشت زدن در بازار هر يك از شهرهاي بنا شده در دوره اسلامي به حمام بر مي‌خوريم، جايي كه براي طهارت و پاكيزگي مسلمانان ضروري بود. در داخل همين بازار و يا در نزديكي آن مسجدي قرار دارد كه سيل مسلمانان و نمازگزاران را از محيط پر قيل و قال بازار، به محل امن و آرام خود فرا مي‌خواند.
با اين توصيف، مسجد مركز ثقل بناي شهرها در دوره اسلامي بود و معماري آن متناسب با شرايط اقليمي، مصالح در دسترس و تحت تاثير سنن و خصوصات محلي ساكنان هر منطقه شكل مي‌گرفت.مسجد به عنوان نهاد مذهبي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي داراي وظايف گوناگوني بود و در واقع هنوز هم هست. مسجد جايي بود كه در آن به روي همه و در همه وقت باز بود و يكسان به همه مسلمانان تعلق داشت. رهگذران بدون سرپناه و يا اميران با جاه و مقام و يا كاروانيان مي‌توانستند به مسجد بروند و حتي در آن استراحت كنند. 
۱-۱-نکاتی در باب مساجد
اساس و منشا تقسیمات بناهای اسلامی ایران با آغاز اسلام و گرایش ایرانیان به مذهب جدید در معماری سرزمین کهن سال ایران تغیرات عمده ای پدید آمد . و فرم معماری با الهام و پیروی از سنت های قبل از اسلام راه جدیدی آغاز کرد به طور کلی بنا های مهم به دو دسته تقسیم می شوند.
الف) بناهای مذهبی مدارس. مساجد و مقابر
ب)بناهای غیر مذهبی یا کشوری (پل .سد .آب انبرا و …) 
بناهای مذهبی
مساجد : در معماری اسلامی مساجد اهمیت فوق العاده ای دارند مساجد ایران از نظر پلان به شش دسته تقسیم می شوند.
مكان مسجد 
از نظر مكاني هيچ مسجدي در بن بست بنا نمي‌شود. زيرا مسجد همچون موجودي زنده داراي حيات معنوي است.

پلان مساجد 
 بيشتر مساجد با پلان مربع يا مستطيل ساخته شده‌اند. اساس اوليه تفكر ساخت بناهاي مذهبي به اين شكل شايد به اين موضوع مربوط مي‌شود كه در دوران باستان و حتي بعد از آن عقيده داشتند كه بهشت مستطيل شكل است. وقتي به نقاشيهايي كه از بهشت در روزگاران قديم ترسيم شده، نظر مي‌كنيم، طرح مستطيل شكل را به وضوح مشاهده مي‌كنيم. 
طرح چهار ايواني مساجد
 طرح همه مساجد چهار ايواني نيست.تك ايواني و دو ايواني و غير از اين ها هم ديده مي‌شود. اما احتمال بسيار دارد كه طرح چهار ايواني مساجد از روي طرح چهار طاقي ايراني گرفته شده باشد. در طرح چهار ايواني، يك حياط مستطيل شكل پلان اصلي مسجد را شكل مي‌دهد كه در هر ضلع ان يك ايوان وجود دارد.در اين پلان آن ايواني كه به سمت قبله است، از همه پركارتر ، عظيم تر و قابل توجه تر است.
بعضي مي گويند كه وجود عدد چهار در طرح چهار ايواني بي‌مناسبت با چهار فرقه اسلامي حنفي،حنبلي، شافعي و مالكي نيست.
  نور
 وجود نور از اركان اساسي بناي مساجد است.خداوند در قرآن نور آسمان‌ها و زمين خوانده شده و انسان مومن بايد از ظلمات به سمت نور حركت كند. به همين دليل ورودي مساجد طوري طراحي شده‌اند كه اين مضامين را به نمازگزار تلقين كنند.
تزيينات مساجد
 از آنجا كه در بعضي از روايات اسلامي حتي نقاشي گل و بوته يا گياه نيز مكروه شمرده شده است ، هنرمند مسلمان در تزيين مساجد شكل گل و گياه را تغيير داده و حالتي نمادين به آنها بخشيده است.نقش‌هاي اسليمي شگفت‌انگيزي كه در تزيين مناره و سردر و گنبد و … به وجود آمده از همين تفكر ناشي مي‌شوند. 
رنگ در مساجد
 بيشترين قسمت سطوح كاشيكاري به رنگ‌هاي سردي چون زنگاري‌ها، فيروزه‌اي‌ها و لاجوردي‌ها تعلق دارد. لاجوردي‌ها و رنگ‌هاي آبي خام، عمقي دارند كه آدم را به بي‌نهايت و به جهاني خيالي و دست نيافتني مي‌برند. آبي، گستردگي و وسعت آسمان را به ياد مي‌آورد.نشانه صلح است و فرحناكي و رنگ بي‌گناهي.
براي مردم مشرق زمين، آبي سمبل جاودانگي است. مردم آيين پرداز باستان به قداست فيروزه‌اي معتقد بودند.آبي بيانگر بيكرانگي آسمان آرام است.

۲-۱- مساجد و عوامل مشترک در آنها و تزئينات وابسته به معماري آنها
با ظهور اسلام بسياري از معابد، آتشکده ها، پرستش گاه ها و کليساها با تغيير شکل مختصري تبديل به مساجد شدند مانند مسجد يزد خواست که برروي آتشکده بنا شده است و مسجد جامع بروجرد که بر روي آتشکده اي نيمه ويران ساخته شده است و مسجد نيريز که از تبديل چهار طاقي به صورت مسجد درآمده و مسجد محمديه نايين که بر روي مهرابه اي بنا گرديده است و مسجد جامع زواره که آن نيز بر روي مهرابه بنا گرديده است.
به طور کلي مساجد ايران را به چهار گروه تقسيم مي کنند : 
۱-  شبستاني
۲- چهار طاقي
۳- ايواني
۴- چهار ايواني
۱- مساجد شبستاني 
يکي از اولين مساجد شبستاني ، مسجد فهرج است که از بخش سرپوشيده در جانب قبله و حياط مرکزي و ايوان جلوي آن و صفه هايي در اطراف تشکيل يافته است.
دومين مسجد شبستاني را تاريخانه دامغان مي دانند که نقشه اي مستطيل شکل با حياط مرکزي مربع و شبستاني در جهت قبله و رواق هايي در اطراف دارد.
سومين مسجد را در اين تقسيم بندي، مسجد اوليه جامع نايين مي دانند و آن را به قرن چهارم نسبت مي دهند.
چهارمين مسجد از نوع شبستاني را مسجد اوليه جامع اصفهان به شمار مي آورند و آن را به قرون اوليه اسلام نسبت مي دهند.  

۲- مساجد چهار طاقي 
طرح اين مساجد شامل چهار ستون در چهار گوشه مربع شکل مي باشد که به وسيله چهار قوس در چهار جهت اصلي نمايان شده است و چون از چهار طرف باز بوده و به چهار طاق شهرت يافته است. بناي چهار طاقي بيشتر براي آتشکده يا آتشگاه مورد استفاده قرار مي گرفته است مانند چهار طاقي نياسر و خرم دشت در کاشان و چهار طاقي برزو در اراک و چهار طاقي فراشبند در فارس.
پس از ظهور اسلام بسياري از آتشکده ها تبديل به مسجد شدند. براي اين منظور ابتدا يک درگاه از چهار درگاه را که به طرف قبله بود مسدود کردند و به تدريج درگاه هاي شرقي و غربي را نيز پوشاندند و راه ورودي به چهار طاقي به درگاه شمالي منحصر شدو سپس ايواني پوشيده در جلوي درگاه شمالي مي ساختند مانند مسجد يزد خواست و مسجد اردبيل.  
۳- مساجد ايواني 
بسياري از کارشناسان معتقدند که شرق ايران به ويژه خراسان جايگاه ايوان هاست. 
اولين ايوان هاي اسلامي در جنوب و مقابل گنبد خانه شکل گرفتند و سپس ابتدا ايوان شمالي در جهت قرينه سازي با ايوان جنوبي و بعضاً براي استفاده از آفتاب زمستان ساخته شد. نمازگزاران به اقتضاي فصل از ايوان شمالي و جنوبي استفاده مي کردند. از مساجد تک ايواني مي توان مسجد نيريز، مسجد رجبعلي در محله درخونگاه تهران، مسجد جامع يزد و مسجد جامع سمنان را نام برد.  
۴- مساجد دو ايواني 
این نوع مساجد شامل یک حیاط و دو ایوان در طرفین وجود دارد مانند مسجد زوزن در فريومد ،گناباد، سر راه جاده خراسان و مسجد دو ايواني ساوه که از مساجد سلجوقي است ويژگي خاصي دارد که دو ايوان آن مقابل هم نبوده و در کنار هم هستند.  
 از نمونه هاي مساجد دو ايواني هستند. ( بر طبق كتيبه كوفي آن در سال ۶۰۹ هجري ساخته شده است و به لحاظ دارابودن كتيبه و آجركاري‌هاي ظريف و ساختمان محراب داراي اهميت بسياري است ) 
۵- مساجد چهار ايواني 
به نظر آندره گدار فرانسوي اولين مسجد چهار ايواني در ايران، مدرسه خوارگرد يا خورجرد خواف است و بعد از آن مسجد جامع اصفهان و مسجد جامع زواره وارد استان را جزو مساجد اوليه چهار ايواني ايران مي دانند. از نمونه هاي ديگر اين مساجد، مسجد جامع اصفهان، اردستان ، زواره ، نطنز، ورامين ، مسجد امام خميني تهران و مسجد گوهر شاد در مشهد مقدس است. تقريباً تمام مساجدي که از دوره سلجوقي به بعد در ايران ساخته شده است. طرح چهار ايواني دارند. چون طرح چهار ايواني شکلي زيبا، متقارن ، قابل قبول و کامل بوده است. 
-عناصر مشترک در مساجد 
عناصر مشترک در مساجد عبارت اند از : صحن ، ايوان، رواق ، مناره، گنبد، شبستان و محراب ، ولي بعضي از مساجد مانند مسجد شيخ لطف الله اصفهان فاقد صحن و مناره هستند. 
تعدادي از مساجد اوليه اسلامي نيز ايوان و گنبد ندارند مانند تاريخانه دامغان اما هيچ مسجدي نمي تواند محراب نداشته باشد. بنابراين کليه عناصر ذکر شده ، به نوعي کم يا زياد در ساختمان مساجد اسلامي به کار گرفته شده اند.  
ورودي مساجد
 ورودي مساجد آغاز يك دعوت است. ورودي مساجد چه ساده و چه پيچيده معمولا از اصول خاصي پيروي مي‌كنند و اغلب داراي فضاها و عناصري همچون جلوخان، سر در ،مناره، در ورودي، سكو، هشتي و دالان هستند.
ورودي يك مسجد مرز عبور مادي و رسيدن به جلوه‌گاه معنوي تسليم و سجده است.
اهميت ورودي مساجد ،تشخص مسجد، كيفيت فضايي، نحوه اتصال درون و برون، چگونگي ايجاد حريم، محور قبله، تقارن و … را شامل مي‌شود.اگر درون و برون مسجد دو دنياي متفاوت هستند،”ورودي” نقطه تماس و استحاله اين دو دنياست.
هنرمندان و طراحان ورودي مساجد، چون ديگر معماري‌هاي اسلامي، به تضاد ميان فضاي داخل و خارج و حفظ مراتب توجه ‌مي‌كنند. هنگامي كه انسان وارد مساجد مي‌شود، ميان درون و برون تفاوتي آشكار مشاهده مي‌كند
در هر مسجد يك ورودي اصلي وجود دارد و به نسبت گستردگي بنا، ورودي‌هاي فرعي ديگر براي كمك به ورودي اصلي و جذب از محل هاي مختلف ايجاد مي‌شود.
ورودي‌ها در مساجد خصوصيات بارزي دارند:۱- براي اينكه جنبه دعوت به داخل مسجد داشته باشند، ورودي ها از بيرون تزيينات بسياري دارند.در حاليكه در حياط و داخل مسجد براي اينكه عبادت كنندگان را تحت تاثير خروج از مسجد قرار ندهد، تزيين بسيار كم است.
۲- سر در مساجد نسبت به اطراف خود شاخص‌تر، حجيم تر و بلند ترند. بدين ترتيب انسان در مقابل مقياس بزرگ و چشمگير سردر، با تحسين اين عظمت خود را بنده حقيري در بارگاه متعالي خداوند مي‌‌يابد.
۳- تزيينات سر در مفصل تر از بقيه قسمت‌هاي ورودي است.خطاطي آيات قرآن، كاشيكاري، كاربندي و مقرنس كاري از جمله اين تزيينات هستند.
۴- به تقارن “ورودي” براي تاكيد به محور توجه مي‌شود. البته بهره‌گيري از تقارن در سهولت اجرا، مقاومت و تقسيم نيرو در سازه هاي معماري نيز اهميت دارند.
جلوخان
پيش فضايي محصور يا نيمه محصور است كه اولين مرحله از سلسله مراتب ورود به مسجد محسوب مي‌شود.جلوخان با ايجاد مكث و اعلام تقدس مكان، فضايي اطلاع دهنده و دعوت كننده به درون فضاي اصلي است.
از نظر مكان يابي، جلوخان به علت دعوت كنندگي بيشتر، در گره معابر محله يا بازار قرار مي‌گيرد.
سردر
 سر درب مسجد مبين ميزان اهميت و عظمت آن بناست. بنابراين سعي برآن بوده تا هرچه وسيعتر، مرتفع تر و مزين تر برپا شود.
مناره
 مناره جايي بود كه از بالاي آن موذن، مسلمانان را به نماز فرا مي‌خواند. همچنين ديدن آن مناره از راه دور دليل بر وجود مسجدي بود. بلندي و ارتفاع مناره به علت ديده شدن از مسافت‌هاي دور و جهت يابي و هدايت است. ارتفاع بلند مناره به درك موقعيت مكاني و تخمين فواصل كمك مي‌كند.
نخستين مناره‌ها عموما در جلو حياط و در محور محراب مسجد ساخته مي‌شدند و گاهي هم درگوشه حياط و يا كاملا خارج از مسجد ايجاد مي‌شدند. 
مناره به معناي جاي نور و روشني بوده كه در دوران اسلامي به علت كاربرد اذان گويي، نام موذنه هم به خود گرفته است.
گاهي اوقات مسجد دو مناره دارند و گاهي يك مناره. جفت مناره ها بر تقارن تاكيد دارند.مناره ها به علت باريكي و عمود بودن بر ايستايي و مكث در فضا تاكيد مي‌كنند. از طرفي براي جلوگيري از رانش ناشي از فشار سردر، جفت مناره طرفين با وزن زياد خود، اين رانش را به زمين منتقل مي‌كنند و پشت بند ساق هستند.
مناره ها قابليت زيادي براي تزيين دارند. نقوش هندسي، آيات قرآن، نام هاي مبارك به صورت مارپيچ و مقرنش كاري از جمله اين تزيينات هستند.همچنين براي نمازگزاران دور از مسجد، خط فرضي كه در آسمان از بين دو مناره به سمت گنبد نشانه مي‌رود، امتداد و جهت قبله را مشخص مي‌كند.

در ورودي
در ورودي يكي از اركان مهم مسجد است. زيرا اين در جدا كننده دو منطقه پاك و ناپاك است. در همين جاست كه نمازگزارن كفش را از پا درآورده و وارد نمازخانه مي‌شوند. در واقع هميشه دروازه‌ها نماد جداكنندگي يك محيط بيروني از يك محيط مقدس داخلي هستند و از آنجا كه خيلي از مساجد اسلامي درون‌گرا هستند، با نگاه به منظر بيروني مساجد نمي‌توان آنچه را كه در داخل مي‌توان مشاهده كرد حدس زد.
هشتي
 با عبور از در ورودي نمي‌توانيم به طور مستقيم وارد حيات يا صحن شويم بلكه براي اين كار لازم است از چند فضاي واسطه‌اي عبور كنيم.
يكي از اين فضاهاي واسطه‌اي “هشتي” است. فضاي هشتي تعمدا فضايي نيمه تاريك است و مرحله تاريك تر شدن نسبت به بيرون، به خودي خود حريمي مضاعف ايجاد مي‌كند. نور محدود و كنترل شده هشتي از طريق درگاه يا پنجره مشبك صحن تامين مي‌شودكه ديد مبهم صحن براي بيننده تحرك و كنجكاوي ايجاد مي‌كند.
هشتي به لحاظ عملكردي قاعدتا بايد دايره اي باشد زيرا چنين شكلي قادر به ايجاد تمركز در محيط خواهد بود. ولي به دليل اينكه دايره نمي‌تواند پاسخگوي ساير نيازهاي طراحي باشد، لذا بهتر است به چند ضلعي تبديل گردد و چند ضلعي در بهترين نمونه خود هشت ضلعي است كه از دوران دو مربع مساوي به وجود مي‌آيد كه هركدام از زوايا ۴۵ است. در موضوع حفظ تعادل محيط معماري و انسان ،وجود خط مستقيم يا زاويه قائمه جاي بحثي ندارد، اما هنگامي كه زوايا تغيير كند و به سمت حاده يا منفرجه ميل كند ، به صورت اشكالي پويا در مي آيند كه تنها حالت سكون و آرامش براي آنها، استفاده از اجزا و زواياي ۴۵ است.‌ 
دالان
 تقريبا فاقد نور و از هشتي نيز تاريك تر است. از هشتي به دالان با كاهش نور همراه بوديم تا چشمان در اين گذر به تاريكي عادت كنند و سپس در گامهاي آخر با هدايت نور، به ناگاه و يكباره با حياتي بديع كه به نظرمان غرق در نور و شفافيت است مواجه مي‌شويم.
گنبد
گنبد با جلوه و رفعت خود كنايه اي از آسمان است. گنبد در اسلام نماد طاق فلك است و از آنجا كه گنبد رو به آسمان كشيده شده، نوعي تمناي عروج را براي فرد مسلمان تداعي مي كند. در معماري ايراني هم كه اساس آن گذر از مربع به دايره و در واقع گذر از ميرايي به ناميرايي است، وجود گنبد تداعي كننده جاودانگي است. از طرفي در اسلام هم شكل مدور،تنها شكل كاملي دانسته شده كه قادر به بيان جلال خداوندي است. 
مربع نماد زمين و دايره نماد آسمان است و از زمين به آسمان صعود كردن پس از هبوط اوليه انسان، آرزوي ديرينه بشر است.تلفيق مربع با دايره در فرهنگ هاي زيادي به چشم مي‌خورد.مربع با زمين و مكان در ارتباط است و دايره با آسمان و زمان
  • بازدید : 139 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

شهرستان اردکان به عنوان پهناورترین شهرستان استان یزد ، در شمال این استان و در قلب کویر مرکزی ایران در مسیر بزرگراه تهران – بندرعباس قرار گرفته است ، این شهرستان از طرف شمال و شمال غربی به ناحیه کویر جندق و دشت طبس و نائین و از طرف مشرق و جنوب شرقی به کویر مرکزی ایران و شهرستان یزد و از طرف جنوب و مغرب به شهرستان میبد و باتلاق گاوخونی و کوههای منفرد کوتاه کویری محدود می شود . مساحت کل شهرستان اردکان ۲۸۹۴۵ کیلومتر مربع می باشد که از این مقدار ۱۷% کوهستانی و ۱۱% نیمه کوهستانی و ۷۲% جاگه ای است و موقعیت جغرافیائی آن بین ۳۱ درجه و ۵۰ دقیقه تا ۳۳ درجه و ۲۵ دقیقه عرض شمالی و ۵۳ درجه و ۲ دقیقه تا ۵۶ درجه و ۲۰ دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ می باشد 
سابقه تاریخی :
اکثر مورخین بنای اردکان را مربوط به بعد از اسلام می دانند و معتقدند که قبل از تولد حضرت رسول اکرم (ص) این منطقه جرئی از دریای ساوه بوده که در شب تولد آن حضرت خشک گردیده و بعداً اردکان در این محل احداث شده است . اما در ترجمه دائرة المعارف اسلامی بنای اردکان را مربوط به قبل از میلاد مسیح ذکر نموده اند : بطلمیوس در کتاب مشهور خود الجغرافیا این شهر را به زبان یونانی به نام « ارتاکاوا » ذکر کرده است و این سند در نوع خود منحصر به فرد می باشد . 
در اطلس تاریخی ایران در نقشه شماره سه آن که مربوط به هزاره سوم و دوم پیش از میلاد می باشد نامی از اردکان برده شده است . اما به نظر مولف هیچکدام از آنها نمی تواند صحیح باشد و در اردکان هیچ اثر یا سندی که مربوط به قبل از اسلام باشد وجود ندارد . 
رباط حاجی ابوالقاسم رشتی :
رباط یا کاروانسرای بزرگ و خوش طرحی که از آجر در وسط آبادی و بر کنار خیابان اصلی بنا شده و از آثاری است که چون به شکل و ترتیب رباطهای شاه عباسی ساخته اند جلب توجه می کند . رباط دارای بادگیر بلندی است که از فاصله دور مشخص شده است که نام واقف و بانی به خط نستعلیق در آن مذکور است ، بدین عبارت ” هو الواقف علی السرائر … و بعد وقف نمود قربه الی الله جناب سعادت ماب حاجی ابوالقاسم تاجر رشتی این رباط را برای انتفاع مترددین به نحو متعارف و برای حیازت خاکروبه و محلله آنجا که مضر انتفاعات مسلمانان نشود به این ترتیب که اولاً تعمیرات ضروریه رباط بشود و ثانیاً مصنعه ای « یک کلمه محو شده » جلو رباط که وقف است بر عامه مسلمانان از آب یا از آن اقسام انتفاعات منتفع شوند . « یک کلمه خوانده نشد » و کنند و همه را صرف تعمیر نمایند وجوه برر آب عقدا نمایند ، حتی اتمام کردن مصنعه فاطمه (( فاتحه )) خواند وابناالسبیل آنجا ، مقرر آنکه بدون اذن متولی احدی به جهت ضبط خاکروبه در آن تردد نکنند و تولیت آن را به جهت خود و سایر متولیان مزرعه قاسم آباد وقفی خود در قرب شهر به همان ترتیب قرار داد نمود ، و کان فی المحرم الحرام من شهور سنه ۱۲۶۲ ” . این رباط مدتی در اختیار پاسگاه ژاندارمری عقدا بوده است و فعلاً در حال تعمیر اساسی می باشد . 
حاجی ابوالقاسم رشتی از تجار مشهور عصر خود بود که خز یزد در بلاد دیگر هم شهرت داشت . مولف ” دستور الاعقاب ” « که رساله ای در سیرت و ذم حاجی میرزا آقاسی است » از او به نام شاخص یاد کرده است « راهنمای کتاب ۴ : ۴۷۷ » در ” کتابچه موقوفات یزد ” تالیف عبدالوهاب طراز موقوفات و خیرات و مبرات او بر شمرده شده است « فرهنگ ایران زمین ، جلد دهم » . اما در کتاب کاروانسراهای ایران که اشتباهاً این رباط را رباط اردکان نامیده است درباره آن چنین نگاشته است : 
تاریخ ۱۲۳۳ هجری بدستور یک بازرگان ثروتمند یزد به نام ارباب قاسم رشتی تاجر یزدی ساخته شد . این کاروانسرا با آب انباری که در برابرش ساخته شده مجموعه زیبائی را تشکیل می دهد که بدون شک کار معمارانی است که از دسته کاروانسراهای نوع زواره الهام گرفته اند البته طرح بنا از نوع خانواده کاروانسراهای عهد صفویه است و همان خصوصیات را شامل است مانند دهلیز در مدخل کاروانسرا و اصطبل های اطراف کاروانسرا ولی از نظر فن ساختمان به پای بهترین کاروانسراهای همزمان خود نمی رسد . مثلاً برای پوشش چهار گوشه کاروانسرا در داخل اصطبلها ، سازنده این بنا نتوانسته است راه حل مناسبی پیدا کند و طاقی در این گوشه ها زده است بی تناسب و حتی خطرناک است . چون ناحیه اردکان تابستانها ی بسیار گرمی دارد از ایوانهایی که مجاور تالاری است بادگیری برای خنک کردن هوای اطاق برپا ساخته اند . 
این کار در بیشتر ایالات ایران معمول است و ما راجع به بادگیرها و آب انبارها فصل بخصوصی را در این کتاب آورده ایم ضمناً چون مگس نیز دراین ناحیه فراوان است ترتیبی فراهم آورده اند که مستراحها نیز هواخور کافی داشته باشند . گذشته از خرابیهایی که در اثر عدم مهارت در ساختن بعضی از گنبدها ایجاد شده بنا بسیار خوب محفوظ مانده زیرا تمام آن از آجر است ، حتی پایه دیوارها . مدخل کاوانسرا بیش از اندازه ساده و محقر است و در ردیف بقیه قسمتهای ساختمانی این کاروانسرا نمی تواند قرار گیرد . 
رباط یغمیش « یقمیش » 
به فاصله چها فرسخ از شورآب در راه فرعی که به ورزنه « اصفهان » منتهی می شود رباطی مستحکم که گاه قلعه نامیده شد . به مساحت ۳۵ ۴۵ متر از سنگ و آجر قرار دارد که وضع ظاهری و عظمت بنا حکایت از اعتبار رباط و مرکزیت داشتن آن در دورانی می کند که راه اصفهان به یزد از ورزنه می گذشته یاغمیش بر سر آن راه واقع بوده است و ابتدای خاک یزد از یغمیش می شمرده اند صاحب جامع مفیدی « ج ۳ ص ۶۶۱ » در وصف این رباط می نویسد : 
« به سر حد یزد و اصفهان در میان بیابان واقع است . جائی است خوفناک و مکانی است پروحشت در قدیم الایام قلعه ای ساخته بودند از سنگ رخام اما خرابی تمام در بنیان آن راه یافته بود . ایالت و شوکت پناه جانی خان قورچی باشی در زمان آن برجهای عالی ترتیب داد و در مساحت آن چاهی حفر نمود که مترددین از آن مستفیض می گردد و بانی آن را به دعا یاد می کنند . » وضع فعلی قلعه نیز موید نوشته صاحب جامع مفیدی است . یعنی دیوارهای قسمت قدیمی رباط همه از سنگ سرخ و بسیار محکم است و بعداً تعمیرات و مرمتهائی که در آن شده با آجر به انجام رسیده و مخصوصاً برجها و گاوپهلوهایی به آن الحاق شده است . 
در کتاب یادگارهای یزد آمده است : سر در ورودی که در طرف دیوار شمالی است تماماً از آجر و احداث عصر صفوی است . دو برج متصل به سر در به محیط خارجی پانزده متر از آجر و یک گاوپهلو و جرز که حکم شمع و حمال برای دیوار دارد در همین سمت ساخته شده در زاویه  دیوار سمت مغرب دو برج و در وسط آن یک برج سنگی هست و یک شمع آجری هم در همین سمت دیده می شود . 
در دیوار سمت چپ مشرق دو برج سنگی اصلی و دو گاوپهلوی آجری متصل دیده می شود بلندی دیوارها قریب ۹ متر است بالای سر شاه نشین برجی از آجر به بلندی سه متر ساخته است و در همانجا سه سوراخ تعبیه شده که جای ریختن روغن داغ و آب جوش بوده است . دو متر از سر دیوار برجهای اطراف قلعه از آجر ساخته شده . در داخل رباط صفه ها و عقب سر آنها طویله و اصطبلها همه از آجر بنا گردیده و بطور کلی این رباط از حیث استحکام و استواری از رباط مهم و نسبتاً سالم صفحات یزد و از لحاظ نقش و طرح هم استادانه و خوش کار است . 
در حال حاضر این رباط جهت پرورش مرغ گوشتی استفاده می گردد و همین امر باعث شده تا کمی از خرابی این رباط با عظمت جلوگیری بعمل آید اما در عین حال ویرانی در بعضی از قسمتها مخصوصاً ضلع جنوبی رخنه نموده و اگر در ساهای آینده نزدیکی به سرنوشت رباط خرگوشی که ذکر آن خواهد آمد دچار خواهد شد . 
رباط خرگوشی 
این رباط که از بناهای خیر و استوار شاه عباس صفوی است نزدیک باتلاق گاوخونی و یر سر راه قدیمی واقع شده که امروزه حدود چهارده فرسخ است چون راه یزد به اصفهان از معبر قدیم به مسیر کنونی تغییر یافته اهل تحقیق گذارشان بدین رباط نیفتاده است و فرنگی ها هم ذکری از آن در کتب اساسی معماری و باستانشناسی ایران نکرده اند . از این رباط در تاریخ عالم آرای عباسی یاد شده است . 
اسکندر بیک ترکمان ذیل مقاله یازدهم از صحیفه اول بعنوان آثار خیر شاه عباس می نویسند . « … و رباط گاوخونی و رباط دیگر در بیابان خرگوشی مابین ورزنه رودشتین اصفهان و ندوشن یزد که همیشه از بیم قطاع الطریق محل خوف و خطر مترددین بود و حالا امن است … » « ص ۱۱۱۱ ، چاپ تهران ۱۳۳۵ » .
بیابان خرگوشی بیابانی است برر کناره شرقی و جنوبی گاوخونی و رباطی که در آن ساخته شده به همان نام محل نامیده شده است این رباط ده فرسخ تا عقدا فاصله دارد و راه آن از جلیل آباد جدا می شود . 
رباط بسیار عالی و بزرگ و معتبر و تمام از سنگ و آجر ساخته شده است و طول و عرض آن حدود ۸۰ ۸۰ متر است متاسفانه بعلت انحراف راه و بی مصرف ماندن رباط ، چوپانان و ساربانان قسمتهای زیادی از آن را خراب کرده اند و تقریباً رو به انهدام است . این رباط از بزرگترین و زیباترین و خوش طرح ترین رباط های عصر صفوی است رباطهایی که در اطراف سیاه کوه « مشهور به عین الرشید و قصر بهرام نزدیک ورامین » ، اصفهان و جز اینها دیده ام هیچ یک بدین پایه نیست و بسیار افسوس که ویرانی در ارکان آن چنگ انداخته است . وضع ساختمانی رباط بدین شرح است : 
در دوره اصلی رباط اصطبل و جلو آنها حجرات و پیش اطاقها صفه ها قرار دارد . 
در داخل رباط بر دست چپ بدنه دیوار ورودی سنگ سیاه رنگی نصب بوده است که فعلاً در یکی از ادارات اردکان نگهداری می شود و این عبارت بر آن نقر شده است « هو الله سبحانه ، به سعی العبد الملک المعبود الا له اسد الله بن حسن جانه خواه ، سنه ۱۰۲۳ » بر سمت راست همین بدنه و قرینه سنگ مزبور در ورودی سنگ دیگری نصب بوده است که آن را از جای خود خارج کرده اند اما اینکه آنرا به کجا برده اند و چه بر آن نوشته بوده خدا عالم است . در حال حاضر ویرانی برر ارکان این رباط عظیم افتاده است و دیوار ضلع غربی آن همانگونه که در عکس مشهود است بکلی ویران گردیده و اکثر قسمتهای دیگر نیز رو به ویرانی است و فقط چند نفر چوپان در اطاقک کوچکی از آن سالم مانده است اطراق می کنند و برای دوشیدن گوسفندان و آب دادن به آنها از این رباط استفاده می نمایند شایسته است مسئولین میراث فرهنگی با تعمیر جزئی لااقل از ویرانی بیشتر این قلعه جلوگیری نمایند . 
نه گنبد 
در کنار جاده نائین – اردکان چند ساختمان سالم و خرابه وجود دارد که در اصطلاح محلی به نوگنبد مشهور است و این ساختمانها استان یزد را از استان اصفهان و یا به عبارتی دیگر شهرستان اردکان را از نائین جدا می کند و از آنجا که این ساختمانها بعلت قرار گرفتن در یک منطقه خالی از سکنه و مشرف به کویر مرکزی ایران زمانی دارای اهمیت خاصی بوده اند که در اکثر کتب تاریخی مربوط به یزد نامی از آن محل به میان آمده است اهم آنها چنین است : در بیست فرسخی اردکان نه گنبدی است که بنایش کمتر است و معلوم نیست از کی بنا شده و به چه عنوان بدین نام و وضع در آمده است . در کتب تاریخی یزد درباره نه گنبد آمده است : عمارتی است چنان در هیچ دیار نیست کاروانسرا و حمام و مسجد و دهی چهل خانه به یکدیگر که بام هر چهل یکی بود و اساس آن از سنگ و گچ و آجر پخته و برجها و در آهنین . 
همچنین در کتب تاریخی یزد آمده است امیر شمس الدین فرزند سید رکن الدین از آغاز تعدیات یوسف شاه کسانش او را پنهان کردند و چون وسایل نجات او از یزد فراهم آمده شبانه با استری که خواجه علیشاه به او داده بود از یزد حرکت کرده در شب دیگری به نه گنبد رسید . 
در نه گنبد ، گنبد چند خراب بود و چشمه ای آبی شور ، چون سید شمس الدین بدانجا رسید تشنه شد جز اندک آب شور آبی نجست نذر کرد اگر امورش اصلاح شود آب شیرینی در نه گنبد جاری کند . پس از نجات پدرش سید رکن الدین خودش به وزارت رسید و در دستگاه غازان لقب صاحبدیوانی گرفت و به نذر خود وفا کرده از اهرجان « اهرکان » قریه سه فرسخی قناتی خریده آبش را به نه گنبد آورده و از آن زمان تا کنون مسافرین از حیث آب آسوده اند . سید شمس الدین چهل تن را معین کرد که در آنجا ساکن شوند و مرسوم معین کرد و آشی جهت فقرا و ابناءالسبیل روانه کرد و بسیار موقوفات بر آن وفق کرد . امیر شمس الدین در سال ۷۴۳ هجری در تبریز وفات یافت و رباط نه گنبد و رباط جوگند و رباط عقدا و رباط نیستانک و قریه شمس آباد « سی کیلومتری اردکان » از بناهای اوست .
اما آنچه بسیار دیدنی و جالب توجه است کوچه های کج و معوج خرانق است و طبق روال کوچه های شهرستان باستانی ایران ساخته شده و نایانگر قدمت خرانق می باشد . کوچه های فعلی خرانق که همان بافت قدیمی را دارد اکثراً تاریک و بسیار مک عرض می باشد و بیشتر آنها بدون اینکه انتهای آنها به صورت ظاهر معلوم باشد بن بست است . یعنی در انتهای کوچه پیچی قرار دارد و به محض پیچیدن ، کوچه بن بست می شود . 
این شیوه کوچه سازی در قدیم الایام معمول بوده و در هنگامیکه سارقین یا دشمن پس از حمله قصد فرار داشتند بعلت بلد نبودن راه در این بن بستهای نامعلوم محاصره و می شده اند . 
خانههای داخل قلعه معمولاً دو طبقه یا بیشتر می باشد که طبقه زیرین برای نگهداری حیوان و حشم و طبقه فوقانی برای سکونت اهالی بوده است و منازلی که بیش از دو طبقه دارد یک طبقه آن هم برای نگهداری آذوقه و علوفه بکار می رفته است و هم اکنون نیز داخل قلعه دارای همان بافت قدیمی می باشد و بسیار جالب و دیدنی است . در خارج از قلعه در سالهای اخیر ساختمانهائی از قبیل : مدرسه ، قهوه خانه ، پاسگاه و غیره ساخته شده است و اهالی نیز بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به خارج از قلعه انتقال یافته اند . 

عتیقه زیرخاکی گنج