• بازدید : 52 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

قديم ترين تاريخي كه تاكنون در يكي از بناهاي تاريخي شهر اصفهان مشكوف گرديده است (۴۸۱ هجري ـ ۹ـ۱۰۸۸ ميلادي) مي باشد. تاريخ مزبور در انتهاي كتيبه مدوري كه قاعده گنبد كوچكتر عهد سلجوقي مسجد جمعه را زينت مي دهد ديده مي شود .
گنبد ديگري كه شبستان محراب اصلي مسجد را مي پوشاند تاريخ ندارد، لكن اسم پادشاهي كه اين گنبد در زمان سلطنت وي ساخته شده يعني معزالدنيا والدين ابوالفتح ملكشاه ابن محمد بن داوود كه از سال ۴۶۵ تا ۴۸۵ هجري (۱۰۹۲ـ۱۰۷۲) ميلادي پادشاهي نموده و همچنين نام وزيرش حسن بن علي بن اسحق نظام الملك در اينجا ثبت است.
با توجه به اين نكته كه قديم ترين(بخش) مسجد معمولاً شبستان محراب اصلي آن است از يك طرف و از طرف ديگر روايتي كه در اصفهان محفوظ مانده و مطابق آن روايت ساختمان مسجد جامع را صراحتاُ به ملكشاه نسبت               مي دهند چنين به نظر مي رسد كه بدون احتمال خبط بزرگ بتوان براي سلطان سلجوقي فوق الذكر افتخار ساختمان معروفترين بناي دورة اسلامي ايران را قائل شد.
با وجود مراتب فوق تصورات عامة مردم دربارة اين مسجد نيز مانند اغلب ابنية مهم كشور تأثيراتي داشته است. 
شاردن مي گويد « ايرانيان اين بنا را خيلي قديمي حساب مي كنند زيرا بر طبق روايت ايشان امام رضا(ع) كه يكي از امام هاي دوازده گانه بوده و در قرن چهارم هجري مي زيسته معمولاً عبادت هاي خود را زير طاقي كه نام شرقي دارد بجاي مياورده . قدماء اصفهان تعريف مي كنند كه سلطان ملكشاه كه در سال ۴۰۰ هجري ميزيسته باني اين طاق بوده است لكن پادشاه مزبور تعمير كننده اي بيش نبوده زيرا گنبد شمالي بنام سلطان منصور و گنبد جنوبي بنام سلطان يوسف كه خيلي پيشتر زندگي مي كرده مرقوم است. 
در دو كتيبه فوق الذكر نيز مشهود مي گردد اسمي نه از سلطان منصور و نه از سلطان يوسف در كار است و گمان مي رود امام هشتم (ع) كه بر خلاف گفتة شاردن در قرن چهارم هجري نمي زيسته بلكه در قرن دوم از سال ۱۴۸ يا ۱۵۳ تا ۲۰۳ هجري زندگاني مي كرده به چندين علت نمي توانسته است عبادات خود را در زير سقف شرقي مسجد بجاي آورد : يكي از علل آنكه اساساً گنبد شرقي در مسجد جامع وجود ندارد و اگر مقصود از گفتة شاردن ايوان شرقي باشد ايوان مزبور نيز پيش از ابتداي قرن ششم هجري ساخته نشده بوده است. 
هرچند نويسندگان مشهور صحبت هاي بي اساس سابق الذكر را جدي تلقي كرده و تكرار نموده باشند با وجود اين بطور قطع نمي توان تصور كرد كه افسانة عباسي الاصل بودن مسجد جامع تا امروز دنباله پيدا كند مگر اينكه در بنياد اين اشتباه حقيقتي يا بطريقي اولي شبه حقيقتي موجود بوده باشد. 
ابن حوقل ، مقدسي ، ناصر خسرو ، مافروخي ، ابن اثير و ياقوت همگي خصوصاً چهار نفر اول شرح مسجد جمعة يهوديه را براي العين مي دهند كه مسجد جمعة فعلي اصفهان جانشين آن گرديده است. نويسندگان مزبور دربارة اين موضوع مجموعة كاملي از اطلاعات ذيقيمت فرا آورده اند كه تاريخ مسجد جامع از آن اقتباس شده و قسمت اعظم تاريخچة مسجد ايراني نيز از آن بدست آمده است ، لكن متأسفانه اين نويسندگان از بنائي صحبت مي دارند كه مسجد جمعة اصفهان نيست. ايشان شرح مسجد نمونة عربي را مي دهند كه فعلاً وجود ندارد و مطلقاً اثري از آن باقي نمانده و مي گويند آنرا با خشت خام ساخته بودند و بعداً بجاي آن بناي فعلي به طرز ايراني «تماماً از آجرهاي خوب كه در كوره پخته شده» احداث گرديده و با بناي پيشين ارتباطي ندارد الا اينكه روي همان زمين ساخته شده و هنوز هم گاهگاهي جامع عتيق خوانده مي شود . بناي مسجد قديم كه ستون هائي در برداشته با حياط چهار ايواني مدرسة نمونة ايراني كه در اطرافش حجراتي بوده «تركيب» يا «آلوده» نشده است . 
مسجد جمعة فعلي اصفهان كه در روز اول مشتمل بر بناي گنبدي شكلي به اسم  ملكشاه بوده عبارت از «مخلوط اختصاصاً خوش آيندي » از عناصر ايراني و عرب نمي باشد بلكه يك بناي خالص ايراني است.
مسجد دورة عباسي
قديمترين توصيفي كه از مسجد دورة عباسيان در دسترس ماست شرحي است كه در رسالة محاسن اصفهان يافت مي شود . كتاب مزبور بعقيدة  براوان آنطور كه در چاپ تهران آن مذكور مي باشد در زمان سلطنت ملكشاه گرد نيامده بلكه در ۴۲۱ هجري (۱۰۳۰) ميلادي به وسيلة يكنفر اصفهاني موسوم به مضل ابن سعد اين الحسين المافروخي جمع آوري شده است . 
در آن هنگام اصفهان دو مسجد جامع داشت « مسجد بزرگ كه قديمي بوده و مسجد جديد كه زيباتر مي باشد » مسجد بزرگ مسجد جمعة يهوديه بوده است. «مسجد مذكور بتوسط اعراب دهكده طيران كه از قبيلة تيم بودند بنا گرديد . بعداً كه اصفهان در اثر الحاق پانزده پارچه آبادي وسعت پيداكرد الخصيب پسر مسلم بقعه اي در آن شهر احداث نمود كه بقعة خصيب آباد ناميده مي شد. در سال ۲۲۶ در زمان خلافت معتصم مسجد از نو ساخته شد ، سپس ابوعلي پسر رستم در زمان خلافت المقتدر آنرا بزرگ كرد. در آنوقت مسجد شامل چهار دستگاه ساختمان بود ، اين چهار دستگاه را نبايد با رواقهاي مسجد در چهار طرف صحن اشتباه نمود زيرا ما فروخي بعداً تصريح           مي كند كه «به هريك از اين چهار دستگاه ساختمان رواقي متصل بوده ، هريك از اين رواقها به وسيلة درهائي كه در ديوار دالانها و كوچه هاي فرعي گشوده مي شد ، به بازار باز مي شد. »  چهار دستگاه ساختمان را خانقاه ها و مدارس و متعلقات ديگري كه معمول مساجد جامع بزرگ آن زمان است اشغال مي كرده . نقشة بنا در آن موقع بايد تقريباً همانطوري باشد كه طرح ضميمه بطور غير دقيقي آنرا نشان مي دهد

عتیقه زیرخاکی گنج