• بازدید : 55 views
  • بدون نظر
این فایل در ۵صفحه قابل ویرایش تیه شده وشامل موارد زیر است:

إنّكَ لا تَهدي مَن أحببْتَ وَلكنَّ اللهَ يَهدي مَن يَشاء[۱]”.
مبارزه و کشمکش بين حق و باطل از ازل جاريست و تا ابد ادامه دارد. مذاهب، فرقه ها و گروههاي مختلفي با اغراض و اهداف متفاوت هميشه کوشيده اند تا به هر نوع ممکن در مقابل مذهب حق قد علم نموده و نور آن را خاموش سازند.
و بعد از اينکه دين مقدس اسلام ظهور کرد، باطل پرستان و کجروان سعي نمودند هر طوري که شده جلو گسترش اين دين را بگيرند.
يهوديان از همان ابتدا (گرچه خود ياراي مقابله نداشتند) با نفاق و دو رنگي هميشه دشمنان اسلام را ياري رسانده اند و يا خود نيز تا آنجاي که توان داشتند وارد ميدان شدند. جهان مسيحيت که يکي از بزرگترين اديان عالَم است نيز در سالهاي نخست دعوت اسلامي دست به کار شده، وفدي از علما و کشيش هاي نجران را جهت مناظره و بحث علمي به مدينه منوّره فرستادند.
و از آن پس برخورد هاي عسکري و نظامي بين مسيحيان و مسلمانان ادامه داشته تا اينکه در زمان عمر فاروق t مسلمانان ضربه ي کاري را بر جهان مسيحيت وارد نموده، امپراطوري آنان را شکست فاحش دادند و همين طور در زمان خلفاي بني اميه و بني عباس نيز در هر ميدان ذلت و خواري نصيب مسيحيان بوده است.
خلفاي مجاهد عثماني نيز از خود تقصير نشان ندادند، بارها تا قلب اروپا پيش رفتند و با دشمن در خانه ي خودش پيکارها نمودند تا اينکه سلطان محمد فاتح رحمه الله قسطنطنيه را فتح نموده و ضميمه امپراطوري قوي اسلامي نمود. 
جنگهاي صليبي نيز تداوم همين کشمکش بوده و جهان مسيحيت اقدام به انتقامجوئي از مسلمانها نمود اما ابر مرد مسلمان صلاح الدين ايوبي آنها را درهم شکسته، مجد و عظمت اسلام را براي همه به نمايش گذاشت.
در مقابل مسيحيها و صليبيان نيز از کوشش باز نايستاده حکومت اسلامي را در اندلس (هسپانيه) از بين برده و بزرگترين مراکز علمي جهان آنروز نظير قرطبه، اشبيليه و طليطله را بطور فجيع ويران نموده و محکمه هاي تفتيش عقائد هزاران مسلمان را به بد ترين وجه ممکن به قتل رساندند.
در اين اواخر نيز مسيحيان – بعد از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و نظام کمونيستي به برکت جهاد مردم مسلمان افغانستان- مسلمانان را تنها دشمن زنده خويش دانسته از هر فرصت مناسب استفاده مي نمايند تا ضربه کاري را بر اسلام و مسلمين وارد نمايند.
هجوم عسکري ايالات متّحده امريکا و متّحدين اروپائي اش به افغانستان و عراق، دعم و مساعدت هزاران مؤسسه تبشيري و عيسوي در قاره افريقا و کشورهاي فقير آسيائي تداوم همين کشمکش و مبارزه است.
اما غافل از اينکه “يريدون لِيطفِئوا نور الله بأفواههم والله متمّ نوره ولو کره الکافرون[۲]”
نور خدا به اين آساني خاموش شدني نيست… همه روزه در اخبارها و سايتهاي انترنيتي خبر مسلمان شدن عدّه زيادي از مسيحيان وبخصوص علما و کشيش هاي آنها را در داخل امريکا و اروپا مي خوانيم.
يکي از اشخاصي که خداوند متعال به او رحم و کَرم خاص نموده، جناب شيخ يوسف استيس مي باشد، او داعي مسلماني است که در شهر اسکندريه (الکساندريا) در ايالت ورجينيا، نزديک واشنگتن سکونت دارد. او اصلاً از ايالت تگزاس است، بيشتر وقت لباس عربي سفيد رنگ پوشيده، شب و روز براي نشر و پخش دين اسلام در تلاش است و براي سربلندي آن از هيچ کوششي دريغ نمي کند.
اينک داستان اسلام او را از زبان خودشان مي شنويم:
من از ساکنين ايالت تگزاس بوده و خويش را براي نشر دعوت مسيحيت وقف نموده بودم.
ما از اسلام و هر چيز متعلق به آن نفرت شديد داشتيم و بيشتر مردم در غرب همينطور هستند.
براي ما گفته بودند که: مسلمانان به خدا ايمان ندارند، صندوق سياهي را در صحراي عربستان مقدس مي شمارند و روزانه پنج مرتبه زمين را مي بوسند.
وشنيده بوديم که مسلمانها تروريست هستند، طياره ربائي ميکنند و بت مي پرستند و…
تعداد زيادي از مردم به شنيدن داستان مسلمان شدن يک کشيش و يا راهب مسيحي شوق وافر داشته و به طور خاص از من سوال مي کنند که چطور مسلمان شده ام، و از آن جمله يکي از داکتران مسيحي از طريق اي ميل از من سوال نمود که چرا؟ وچگونه مسيحيت را ترک کرده و دين اسلام را قبول نمودي؟!
من جوابي را که به آن طبيب مسيحي نوشته ام در اين جا براي شما خوانندگان گرامي نيز مي نويسم واز همه کساني که اين واقعه را خوانده و به آن اهميت مي دهند تشکر و قدر داني مي کنم.
اسم من يوسف استيس است، من رياست عمومي “اتحاديه هاي ديني مسلمانان[۳]” امريکا را به عهده دارم که در واشنگتن فعاليت مي کند و بخاطر وظيفه اي که دارم به نقاط مختلف دنيا سفر مي کنم تا پيغام حضرت مسيح را که در قرآن ذکر شده است براي همه جهانيان برسانم.
و هم چنين ما به اجراي گفتگوي ديني با بقيه اديان مي پردازيم، به نظريات آنها به خوبي گوش فرا داده و عقايد و افکار خويش را با استفاده از وسايل که در دسترس ما است براي همه مي رسانيم. بيشتر کار ما در ضمن مؤسسه هاي حکومتي و يا شخصي، در ارتش، پوهنتونها (دانشگاهها) و زندانها مي باشد.

عتیقه زیرخاکی گنج