• بازدید : 47 views
  • بدون نظر
این فایل در ۹۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در تعریف مرکز آمار ایران مسکن یا واحد مسکونی، مکان، فضا و یا محوطه‌ای است که یک یا چند خانوار در آن سکونت داشته و به یک یا چند ورودی (شارع عام یا شارع خاص) راه داشته باشد.
 تعريف مسكن  : مسكن اسم مكان است بر وزن مَفعَل به معناي محل آرامش و سكونت كه از ماده سَكَن به معني آرامش مي‌آيد و در اصطلاح به مكاني مي‌گويند كه انسان در آن زندگي مي‌كند. در لغت نامه دهخدا مسكن چنين معني شده: جاي باشش و خانه، منزل و بيت، جاي سكونت و مقام، جاي آرام….
در دومين اجلاس اسكان بشر در سال (۱۹۹۶) كه در استانبول برگزار شد مسكن مناسب چنين تعريف شده است:
«سرپناه مناسب تنها به معناي وجود يك سقف بالاي سر هر شخص نيست، سرپناه مناسب يعني آسايش مناسب، فضاي مناسب، دسترسي فيزيكي و امنيت مناسب، امنيت مالكيت، پايداري و دوام سازه‌اي. روشنايي، تهويه، سيستم گرمايي مناسب، زيرساختهاي اوليه از قبيل آبرساني مناسب، بهداشت و آموزش، دفع زباله، كيفيت مناسب زيست محيطي عوامل بهداشتي مناسب، مكان مناسب و قابل دسترس از نظر كار و تسهيلات اوليه كه همه اين موارد بايد با توجه به استطاعت مردم تأمين شود.» 
خانه با مطرح شدن به عنوان پيكره‌اي معمارانه در محيط هويت ما را محرز كرده و امنيت را بر ما ارزاني ميدارد؛ و سرانجام هنگام پاي نهادن به آن به آسايش دست مي‌يابيم. در خانه چيزهايي را مي‌يابيم كه بر آنها وقوف داشته و گراميشان مي‌داريم. ما آنها را با خود از بيرون آورده و به خاطر آنكه بخشي از جهان ما را مي‌سازند در كنارشان به زندگي مي‌پردازيم. هنگام تحقق بخشيدن به سكونت خصوصي، به آزمون آنچه «آرامش داخلي» خوانده شده مي‌پردازيم. 
براي بشلارخانه قبل از هر چيزی فضا و مكان دروني است. دروني بودن آن در رابطه با بيرون آن، با كوچه و خيابان، رودخانه و مزرعه،‌گسترده‌هاي بيروني روستاو شهر، دريا و زمين و آسمان، طبيعت و جهان و سرانجام همه هستي معنا و ارزش مي‌يابد. براي او مهم‌ترين حسن خانه اين است كه رويا را در خود مي‌پروراند.و در نهایت خانه به ما اين امكان را مي‌دهد كه در آرامش در خيالات خود غرق شويم.
مسکن از کلمه (سکنی) به معنی ساکن بودن و قرار گرفته شده است و به معنای هر چیزی است که انسان به وسیله آن سکونت یابد.
در فرهنگ اسلامی کلماتی از قبیل بیت،منزل و دار بکار رفته است که از لحاظ مفهوم به کلمه مسکن متفاوتند.
(بیت)مکانی است که در آن بیتوته شود یعنی شب به روز آورده شود.(منزل) جای فرود آمدن و وارد شدن می باشد،در حالیکه مسکن مفهوم کلی تری داشته ومنظور مکانی است که انسان در آن ساکن بوده و آرامش می گیرد از آنجایی که انسان فطرتا خواهان آرامش و مکان محفوظ می باشد تامین مسکن مناسب یکی از مسائل مهم زندگی و معیشت بشر محسوب می شود.
افزایش شدید جمعیت که پس از انقلاب صنعتی و از حدود ۵/۲ قرن پیش در کشورهای پیشرفته ،از حدود نیم قرن پیش در کشورهای در حال توسعه و از جمله کشور ما مسئله ای حاد و بحث انگیز و موضوع مقاله های بسیار بوده است،پی آمد های متعددی را در زمینه های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی به دنبال دارد. بی تردید بحث درباره جمعیت و رابطه آن با توسعه اقتصادی و سایر مباحث اجتماعی و فرهنگی مواردی است که در اینجا پرداختن به آن ممکن نیست. اما یکی از پیامدهای ناگزیر رشد جمعیت که تقریبا تمام جوامع امروزی با آن دست به گریبانند ،موضوع تهیه مسکن برای اضافه جمعیت ناشی از رشد جمعیت است.بدیهی است که هر چه رشد جمعیت سریع تر باشد ،مشکل مسکن ابعاد وسیع تری خواهد یافت. در ایران ،به ویژه در سالهای اخیر،رشد جمعیت چنان لگام گسیخته بوده است که شاید بالاترین حد رشد را در میان سابر کشورها نشان دهد.این جمعیت اضافی نیازها و مشکلاتی را به دنبال دارد که برخی از آنه بتدریج و با افزایش سن جمعیت ،در مقاطع مختلف زمانی چهره می نماید و به عنوان مسئله حاد روز مطرح خواهد شد.از جمله این نیازها نیاز به مسکن است. این نیاز گر چه در چند دهه گذشته همیشه به عنوان مشکل اساسی جامعه مطرح بوده است ولی در دهه های آتی ابعادی وسیع تر خواهد یافت .نیاز به مسکن تنها ناشی از رشد جمعیت و افزایش زاد و ولد نیست و گرایشهای اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی نیز در آن موثر است.مثلا مهاجرت از روستا به شهر و تحول خانواده های گسترده به خانواده های هسته ای ،یعنی کاهش نسبت خانوار به واحد مسکونی و عواملی از این دسته ،در میزان و چگونگی تقاضا برای مسکن موثر است.
معضل افزایش تقاضا در برابر تولید مسکن ،تنها مربوط به شهرهای بزرگ همچون تهران و اصفهان و مشهد و تبریز نیست .این مشکل در تقریبا تمام شهرهای بزرگ و کوچک مطرح خواهد شد.
از طرفی موضوع مسکن در میان موضوعات معماری دقیقا همانی است که شدیدترین پیوندها را با ظریفترین اشکال با میراث و ویزگیهای محیطی- فرهنگی داشته و از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
سنت سکونت ظریف ترین در ساخت مسکن وفن آوری محسوب می شود و آن دسته از مسائل را شامل می شود که تجسم یافته اعتقادات و باورهای انسان در فضای زیست اوست.
به عبارت دیگر اگر به خانواده بنگریم که فضای خانه را بر اساس آداب وسنن و سلیقه های خود تصاحب می کند در برخی مکانها گرد می آید و در جای دیگر حضور جمعی ندارد.و در می یابیم که چگونگی روابط جاری بین افراد خانواده،بر نحوه استفاده از مجموعه فضا های خانه سایه می افکند جابه جا شدن افراد در خانه تابع فرهنگی است که سر در ژرفای اندیشه ها و رسوم دارد و روی به اتفا قاتی که در جامعه می افتند.
در کل می توان گفت که خانه ها معانی مختلفی برای افراد مختلف دارد اما آنچه برای همه مشترک است مفهوم سر پناه بودن خانه است،مسکن برای کسی که در آنهازندگی می کند به خاطر احساس مخصوص هر کس برای خانه اش،زیرا که هر فرد می کوشد خانه اش را به گونه ای بسازد که بر شخصیتش بیافزاید.
خانه جایی است که نسلها پدید می آیند رشد می کنند و شکل می گیرند،خانه به مثابه یک کالبد معماری حاوی ایده ها و ارزشهاست آنچه در لحظه آفرینش در آن گنجانده شده باشد از سطوح و دیوار های آن تششع کرده و به کسانی که در آن قرار می گیرندانتقال می یابد،این پیامها مستمر و ضمیر نا خود آگاه وضعیتی خطیر ایجاد می کنند در فضای رفتارها،بازتاب،الگوهای زندگی شکل می گیرندو به مثابه برداری موثر بر زندگی اجتماعی عمل می کند.از سویی دیگر گاهی تفاوت بافت مسکونی به دلیل گستردگی آن وجه غالب و مشخصه کالبدی شهر هاست و به این جهت نیز خانه،و چگو نگی اش و تکثیر و تکرار آناهمیت ومقیاسی مضاعف پیدا می کند به همین دلایل است که گفته می شود تامین زندگی خصوصی بس عاجل ومهم است وآدمیان در محل زندگی خود هر جا که باشند خانه،آپارتمان یا هر نوع مسکن دیگر از آن برخوردار باشد.
     
مفهوم سكونت
سكونت را مي‌توان بيانگر تعيين موقعيت و احراز هويت دانست. سكونت بيانگر برقراري پيوندي پرمعنا بين انسان و محيطي مفروض مي‌باشد كه اين پيوند از تلاش براي هويت يافتن يعني به مكاني احساس تعلق داشتن ناشي گرديده است بدين ترتيب، انسان زماني برخود وقوف مي‌يابد كه مسكن گزيده و در نتيجه هستي خود در جهان را تثبيت كرده باشد. (نوربري، ۱۳۸۱)
از نظر هايدگرطرز و طريق بودن انسانها بر روي زمين، سكونت كردنشان است. او در مقاله «ساختن، سكونت گزيدن، انديشيدن» با ريشه كلمه آلماني (ساختن) دلالتهاي قديمي و پهنه مفاهيمي را از نو مي‌گشايد تا غذاي وجود را بيان كند و سكونت را به بودن با چيزها تعبير مي‌كند: همچنان كه در وجود و زمان نيز از سكونت ذات انسان در حقيقت خود وجود بحث مي‌كند. او در گفتار خود اصرار مي‌ورزد كه انديشيدن و شعر لازمه سكونت است. او سكونت را اساسي‌ترين ويژگي وجود مطابق آنچه فانيان ‌اند فرض مي‌كند. در پايان اين مقاله چنين آمده است: «در حال حاضر همه از كمبود مسكن سخن مي‌گويند؛ اما كسي به مصيبت واقعي سكونت نمي‌انديشد. بي‌خانماني بشر از آن است كه كسي بحران واقعي مسكن را به مثابه مصيبت درك نمي‌كند.» پاسخ هايدگر در پرسش از راه حل مسئله چنين است: «فانيان سكونت را به سوي تماميت ماهيت خود سوق مي‌دهند؛، و اين مشروط بدان است كه بر مبناي سكونت كردن بنا كنند و براي سكونت كردن فكر كنند.» (طهوري، ۱۳۸۱).
     
مسكن مطلوب چيست:
در دوران معاصر يكي از مسائلي كه در مورد جامعه بشريت وجود دارد مسئله مسكن مطلوب است. اكنون به دليل كمبود زمين و گراني خانه افراد مجبور به بسنده كردن به مساحتهاي كوچك براي مسكن خود هستند و طبعاً فضاهاي خانه تا آنجا كه ممكن است بايد مورد استفاده قرار بگيرد و كارايي داشته باشد. علاوه بر كارايي داشتن و قابل استفاده بودن فضا، مسكن بايد از نظر استفاده كنندگان نيز كارايي داشته باشد. 
مطلوب است؛ يعني داشتن شرايطي كه منطبق با نيازهاي استفاده‌كنندگان است يعني دارا بودن شرايط موارد مورد طلب فردي كه از آن پديده استفاده مي‌كند. لغت نامه دهخدا كلمه مطلوب را چنين معني كرده است:

عتیقه زیرخاکی گنج