• بازدید : 70 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق دستورالعمل و ضوابط كلی تاسیسات عایق بندی ساختمان-خرید اینترنتی تحقیق دستورالعمل و ضوابط كلی تاسیسات عایق بندی ساختمان-دانلود رایگان مقاله دستورالعمل و ضوابط كلی تاسیسات عایق بندی ساختمان-تحقیق دستورالعمل و ضوابط كلی تاسیسات عایق بندی ساختمان

این فایل در ۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

  • بازدید : 73 views
  • بدون نظر
این فایل در ۵۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

فضای مسکونی با نیازهای اولیه جهت حفظ شدن از عوارض محیطی، با اسکان در غارها و اجتماع گروهی در آن رخ نمود و بعدها در طول زمان و تحولات تاریخی، هر کجا انسان وجود داشته به هر تقدیر به خلق این فضا اقدام نموده است.
مسکن برای انسان اولیه تنها برای رفع نیاز به سر پناه و ایجاد فضای امن مد نظر قرار گرفت تا اینکه به تدریج کسب آسایش بیشتر و رفع سایر نیازهای فیزیکی و روانی با توجه به پیشرفت انسان در طول تاریخ به عنوان الولویتهای بعدی مطرح گردید.
خانه محل زندگی، پرورش کودکان و استراحت، تجدید قوای از دست رفته در طول یک روز کار، فعالیت برای ادامه فعالیت، برای روز دیگر است.
در محیط های نامناسب یا در شرایط نامناسب محیط، انسان زودتر خسته می شود. استراحت و تجدید قوا به طور کامل صورت نمی گیرد و قوای فکری، جسمی، انسان به مرور تحلیل می رود.
بنابراین طراحی مسکن مناسب که بتوان در آن به آسایش رسید و پاسخگوی تمام ابعاد فیزیکی و روانی وجود انسان باشد اهمیت فراوانی دارد. لذا مفهوم مسکن در هر زمان و مکان، مطابق نیاز مصرف کننده، تغییر و تحول یافته و با جنبه های وجودی مخاطبان خود امیخته شده است.
از این رو است که می توان گفت مسکن با اهمیت ترین فضای معماری در میان انواع فضاها یا کاربردهای متفاوت با توجه به پیشینه تاریخی و همچنین میزان صرف وقت در طول شبانه روز در آن برای بشر است. با توجه به اهمیت موضوع و دلایل ذکر شده موضوع مسکن برای طراحی انتخاب گردید.
تعریف مسکن:
مسکن از کلمه سکنه ( یعنی ساکن بودن و قرار یافتن) گرفته شده است و به معنای هر چیزی است که انسان به وسیله ان سکونت یابد. در فرهنگ اسلامی کلماتی از قبیل بیت، منزل و دار نیز بکار رفته است که از لحاظ مفهوم با کلمه مسکن متفاوتند.
بیت مکانی است که در آن بیتوته شود ( شب به روز آورده شود) منزل جای فرود آمدن و وارد شدن می باشد، در حالیکه مسکن مفهوم کلی تری داشته و منظور مکانی است که انسان در آن ساکن بوده و آرامش ومکان محفوظ می باشد تامین مسکن مناسب یکی از مسائل مهم زندگی و معیشت بشر محسوب می گردد.
از طرفی موضوع مسکن در میان موضوعات معماری دقیقا همانی است که شدیدترین پیوندها را با ظرفیترین اشکال با میراث و ویژگی های محیطی، فرهنگی داشته و از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
سنت سکونت ظریفترین عامل در ساخت مسکن و فن معماری محسوب می شود و آن دسته از مسائلی را شامل می شود که تجسم یافته اعتقادات و باورهای انسان در فضای زیست اوست.
به عبارت دیگر اگر به خانواده بنگریم که فضای خانه را براساس آداب و سنن و سلیقه های خود تصاحب می کند، در برخی مکانها گرد می آیند و در جاهای دیگر حضور جمعی ندارد، در می یابیم که چگونه روابط جاری بین افراد بر نحوه استفاده از مجموعه فضاهای خانه سایه می افکند جا به جا شدن افراد در خانه تابع فرهنگی است که در ژرفای اندیشه ها و رسوم دارد و روی به اتفاقاتی که در جامعه می افتند.
در کل می توان گفت که خانه ها معنای مختلفی برای افراد مختلف دارند، اما آنچه برای همه مشترک است مفهوم سرپناه بودن خانه است. مسکن برای کسی که در آن زندگی می کند معنای بخصوص HOME خانه را پیدا می کند. مکان بخصوصی که از میان تمام مکان های دنیا متعلق به فرد است. به خاطر احساس مخصوص هر کس برای خانه اش است که فرد می کوشد خانه اش را به گونه ای بسازد که بر شخصیتش بیافزاید و نیاز زیبایی خواهی او را پاسخگو باشد.
خانه، جایی است که نسلها در آن پدید می آیند، رشد می کنند و شکل می گیرند. خانه به مثابه یک کالبد معماری حاوی ایده ها و ارزشهاست، آنچه که در لحظه آفرینش در آن گنجانده شده باشد از سطوح و دیوارهای ان تشعشع کرده و به کسانی که در فضای آن قرار می گیرند، انتقال می یابد.
این پیامدهای مستمر و حضور ضمیر ناخودآگاه وضعیتی خطیر ایجاد می کنند.
رفتارها، بازتابها و الگوهای زندگی شکل می گیرند و مثابه برداری موثر بر زندگی اجتماعی عمل می کنند. از سویی دیگر و نظرگاهی متفاوت، بافت مسکونی به دلیل گستردگیش وجه غالب و مشخصه کالبدی و ریخت شهرهاست و به این جهت خانه و چگونگی شگل گیریش و تکثیر و تکرار آن اهمیت و مقیاسی مضاعف پیدا می کند.
به همین دلیل است که گفته می شود تامین زندگی خصوصی بس عاجل و مهم است و آدمیان باید در محل زندگی خود هر جا که باشد خانه، آپارتمان، یا هر دو نوع مسکن دیگر از آن برخوردار شوند. طراحان فضای زندگی نمی توانند با ایجاد چهار دیواری متوقف شوند. چند سال پیش، هنگامی که دلیل غالب و اجباری سرپناه و محافظ بود کلبه های کوچک با طرح های ساده مثل خانه های اسکیموها، راه حل خیلی خوبی برای حل سریع مسئله بود.
در عرض قرن ها، تغییراتی کیفی و کمی مسکن چندان چشمگیر نبود تا اوایل قرن بیستم که با بوجود آمدن تمدن ماشینی و کاربرد مصالح مدرنی چون آهن، بتن، شیشه های بزرگ و غیر بنیاد ساختمان از لحاظ فرم با دگرگونی های بسیار بزرگی روبرو شد.
از لحاظ کیفی بوجود آمدن وسائل مدرن نیز بدین امر کمک فراوانی کردند. و نتیجتا امروزه ما دارای ابزار و وسایلی هستیم که با امکان بهتر کار کردن را می دهد.
در اصل ۳۱ قانون اساسی کشور ما نیز امده است دسترسی به مسکن مناسب حق هر خانواده ایرانی است. که  البته در این اصل دو ویژگی « دسترسی» و « مناسب» باید معنی شود. برای دسترسی عمدتا نمی توان کلمه مالکیت را قید کرد پس می توانیم به منزل استیجاری نیز توجه نماییم.
مطالعات پیش و بیش از این هم نشان می دهد  بسیاری از خانواده ها مسکن مناسب با نیازهای خود ندارد. پس این دو معنا تاکنون حصول نشده اند و این در حالی است که مسکن به عنوان یک نیاز اولیه انسان به همراه پوشاک و بعد خوراک مطرح است.
این قضیه که دسترسی به مسکن به عنوان یک هدف اجتماعی باید تلقی شود، خود را بیش از حد یک شعار نتواسته بالا بکشد و همه این مسائل در حالی است که ما به هدف دین اسلام نیز ابدا توجهی نکرده ایم. در مذهب ما مسکن نمی تواند فقط یک سرپناه برای بیتوته و زندگی محسوب شود.
از این رو می توان گفت، مسکن با اهمیت ترین فضای معماری در میان انواع فضاها با کاربری های متفاوت با توجه به پیشینه تاریخی و همچنین صرف وقت در طول شبانه روز در آن برای بشر بوده و است، بنابراین نقش عمده طراحان و معماران در پاسخگویی به این مهم  نیاز به تفصیل بیشتر ندارد.
در این جا به تعاریفی از خانه اشاره می کنم:
تعریف اول: خانه جایی است که ساکنان آن احساس ناراحتی نکنند، اندرون خانه یا جایی که زن و بچه زندگی می کنند می بایست تنوع زیادی داشته باشد تا خستگی احساس نشود. ( پیرنیا)
تعریف دوم: خانه پوششی است که در تطابق با برخی از شرایط رابطه صحیحی را بین محیط خارج و پدیدهای زیستی انسان برقرار می سازد در خانه باید یک فرد یا یک خانواده زندگی کند، یعنی بخوابد، راه برود، دراز بکشد، ببیند و فکر کند.
تعریف سوم: خانه مرکز جهان است برای ساکنانش و برای محله اش شاخص ترین بنا در تحکیم مکان.(مور)
تعریف چهارم: خانه در وجه اول یک نهاد است و نه یک سازه و این نهاد برای مقاصد بسیار پیچیده ای به وجود آمده است. از آنجایی که احداث یک خانه پدیده ای فرهنگی است شکل و سازمان فضایی آن به شدت تحت تاثیر فرهنگی است که بدان تعلق دارد، حتی در آن زمان نیز که خانه برای بشر اولیه به عنوان سرپناه مطرح بود مفهوم عملکرد تنها در فایده صرف یا فضای عملکردی محض خلاصه نمی شد. وجه سرپناهی خانه به عنوان وظیفه ممکن ضروری و انفعالی مطرح بود و جنبه مثبت مفهوم خانه ایجاد محیطی مطلوب برای زندگی خانواده به مثابه واحد اجتماعی بود. ( راپایورت).
  • بازدید : 61 views
  • بدون نظر

دانلود پروژه پایان نامه مجتمع مسکونی رو براتون گذاشتم.

دانلود این فایل می تواند کمک ویژه ای به شما در تکمیل یک پایان نامه ی کامل و قابل قبول و ارایه و دفاع از آن در سمینار مربوطه باشد.

برخی از سر فصل های موجود در این مقاله : 

۱-اهداف مسکن

۲- الگوهای سکونت

۳- کنترل مشرفیت در واحدهای مسکونی

۴-طراحی معماری 

و بسیاری موارد دیگر..

امیدوارم این مقاله مورد استفاده شما دوستان عزیز قرار بگیره.

تعریف مسکن :

” مفهوم مسکن، چیزی بیش از یک سرپناه و چیزی بیش از محافظ انسان و فعالیتهایش از گزند عناصر طبیعی است. پاسخ به این سؤال که نارساییهای این تعریف کدام است و بیش از این چیست، بسیار دشوار است و با توجه به عواملی نظیر وضعیت اقلیمی، مذهب و گروه قومی، مبلغی از درآمد که باید به هزینه مسکن اختصاص داده شود و نیز گذشته تاریخی فرد در رابطه با مسکن و تمایلات و بینشهای فردی او، تغییر می کند.”

 

  • بازدید : 34 views
  • بدون نظر

این فایل در ۵۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

فضای مسکونی با نیازهای اولیه جهت حفظ شدن از عوارض محیطی، با اسکان در غارها و اجتماع گروهی در آن رخ نمود و بعدها در طول زمان و تحولات تاریخی، هر کجا انسان وجود داشته به هر تقدیر به خلق این فضا اقدام نموده است. در ادامه برای آشنایی بیشتر شما توضیحات مفصلی می دهیم

  • بازدید : 40 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

انسان با ساختن خانه از محيط بي انهاي پيرامون خود در يك نقطه گرد مي آيد و از پراكندگي و گريز از طبيعت به تمركز و حضور روي مي آورد و بدين گونه به طبيعتي كه بدون حضور انسان رها شده و پراكنده و فاقد معني است معني مي دهد و با بنا كردن خانه به اين تمركز و تجمع هويت مي بخشد و به ايجاد درون و برون دست مي زند. درون و بروني كه قبل از حضور انسان و سكني گزيدنش بروي زمين وجود داشته اند و با پديد آوردن خانه دروني را مي سازد كه بدون حضور انساني كه در آن ساكن مي شود و سكني مي گزيند تحقق نمي يابد
روند پژوهش(تحقيقات)
در اين پروژه يك مجموعه مسكوني به گونه اي كه بيشترين امكانات را در طول زمان در يك مكان فراهم آورده مورد نظر بوده است. در روش طراحي خطوط اصلي سايت، بررسي نقاط مهم سايت و محورهاي تاثيرگذار و ويژگي اصلي يك مبناي مسكوني و باورهاي يك فرد از يك مبناي مسكوني در دستور كار طراحي قرار گرفته است.
با توجه به اينكه مجموعه مورد استفاده اقشار مختلف قرار ميبايستي نيازها و تمايلات آنها پاسخ داده شود در اين راستا با توزيع فرمهاي نظرسنجي در بين افراد و بررسي نظرات آنها مباني كلي كار مشخص هستند توجه به فضاي سبز باز، حركتها و چرخشها. مسيرهاي حد پياده ديد و منظر مناسب و نحوه دسترسي به مجموعه از نكات مهمي بودند كه در طراحي مدنظر قرار گرفته. ابزار مورد استفاده در طراحي، كتابهاي موجود و مقالات و نشريات سازمانها و ادارات است كه توجه به استانداردهاي موجود حداقل هاي مورد نياز و ابعاد فضاها پيش بيني شده است.
اهميت موضوع:
در ميان فضاهاي معماري، مسكن اولين نيازي بود كه در ذهن انسان جاي گرفت. توجه انسان اوليه به مسكن تنها به دليل رفع نياز به سرپناه و ايجاد فضاي امن بوده است ولي به تدريج كسب آسايش بيشتر از نظر فيزيكي و رواني در راستاي پيشرفت انسان در طول تاريخ به عنوان اولويتهاي بعدي مطرح شدند بدين ترتيب مي توان گفت مسكن با اهميت ترين فضاي معماري در ميان فضاهاي مختلف هم از نظر پيشينه تاريخي و هم از نظر مدت حضور در آن براي بشر بوده است.
خانه ها در كنار هم هسته اوليه شهرها را تشكيل مي دهند و ديگر عناصر شهري به عنوان فضاي هدماتي وابسته به آن مطرح مي شوند.
بنابراين مسكن در معناي فضاي زندگي بايد به تمام ابعاد فيزيكي و رواني انسان پاسخ دهد چرا كه الگوهاي رفتاري اعضاي جامعه از روحيه حاكم بر فضاي زندگيشان نشات 
مي گيرند.
آنچه موجب شاخص شدن يك فضاي معمار از مي شود توجه به همين تعريف موضوع است كه خانه را از طراحي براساس روشهاي ساخت و استانداردها خارج كرده و مفاهيم جديدتر و عميق تري را ارائه مي دهد. به طوري كه مفهوم مسكن در هر زمان و مكان، با توجه به نياز و روحيات مخاطبان خود تغيير و تحول يافته است.
مفهوم سكونت:
سكونت را مي توان بيانگر تعيين موقعيت و احراز هويت دانست. بيانگر برقراري پيوندي پر معنا بين انسان و محيطي موزون كه اين پيوند از تلاش براي هويت يافتن معيني به مكاني احساس تعلق داشتن ناشي مي شود بدين ترتيب انسان زماني به خود وقوف مي يابد كه مسكن گزيند و در نتيجه هستي خود را در جهان تثبيت كرده باشد. بنابراين سكني گزيدن هدف و مقصود ساختن را نشان مي دهد.
ساختن تنها وسيله اي براي سكونت كردن به معناي پناه گرفتن نيست بلكه به نحوه ي خودي پيش از همه چيز سكونت كردن است. رابطه انسان با مكان و به تبع آن با فضا ويژگي هاي سكني گزيدن است هنگاميكه به ارتباط مكان و فضا و انسان مي انديشيم فوري بر ماهيت چيزهايي كه مكان هستند و ما آنها را ساختمان مي نمايم پرتو مي افكند.
مكان انسان را مي پذيرد و به آن استقرار مي بخشد. مكان به دو معني براي انسان مكان 
مي سازد. پذيرفتن و استقرار بخشيدن كه اين دو به يكديگر وابسته اند. مكان به عنوان يك فضا سازي دوگانه يك سرپناه به شمار مي رود و براي انسان يك مسكن و جايگاه سكني گزيدن است.
اين مكان هاي زندگي است كه انسانها را پناه مي دهد و مسكن شمرده مي شود اگر چه به طور مسلم خانه هاي مسكوني در معناي محدود آن نباشند، ايجاد چنين مكانهايي ساختن است و ساختن چون چيزها را به عنوان اماكن توليد مي كند به ماهيت فضاها و منشا سرقت فضا نزديكتر است تا به هندسه و رياضيات بناهاي اصيل به سكني گزيدن شكل مي دهند و سكني گزيدن براي حضور بناها مكان ايجاد مي كند و ساختن فراهم آوردن زمينه سكني گزيدن است و اين است ماهيت ساختن ما فقط آنگاه مي توانيم باشيم كه سكني گزينيم و براي سكني گزيدن هم ساختن و فكر كردن هر يك به گونه اي خاص خود اجتناب ناپذير به نظر مي رسند.
از روزگاران كهن تاكنون مسكن مكاني بوده كه با تامين آن انسان به«بودن» دست يافته است و در اين بودن هستي و زندگي را تجربه كرده است و چون هستي در حال شدن است نحوه نگرش به هستي نوع بودن و شكل سكونت را رقم مي زند و از پذيرش خبري هستي به نيستي تا به اين باور كه از هستي به نيستي، آني از شدن است و هستي جاوداني است. شكل هاي متفاوتي از مسكن را تجربه كرده ايم بنابراين انسان با سكونت به بودن دست يافته و سكونت چگونگي بودن را معني كرده است.
انسان جهان ماقبل صنعتي به لحاظ دگرگوني هاي اندك آن جهان در طول ساليان دراز شدني آرام را تجربه مي كرد و در اين آرامش بر آن بود كه سكونت خويشتن را براي بودني جاوداني شكل بخشد.
خشتهايش را محكم بر هم مي نهاد و سنگهايش را استوار بر هم قرار مي داد. در جهان ايستايي او همه چيز لايتغير مي نمود و مسكن نيز چنين مكاني بود براي هستي يافتن چندين نسل، نسلهايي كه كماكان بر سنت پدران خويش مي رفتند. دگرگوني حادث شده از انقلاب صنعتي نه تنها چارچوب كهن زيست و توليد را بر هم زد بلكه جهاني را سبب گرديد كه شدن در آن بس شتابان است.
نيروهاي گسلنده اين انقلاب و خيزشها و موجهاي پياپي آن نوعي ديگر از بودن را طلب مي كند و به تبع آن شكلي ديگر از سكونت را. انسان اين جهان نوعي ديگر از چادر نشيني را تجربه مي كند بي آنكه سازمان اجتماعي آنرا شكل بخشيده باشد.
اگر در روزگار چادرنشيني، نخستين امكان انتخاب مكان را مي داشت اين مكان اكنون از او سلب شده و همانگونه كه مفهوم«بودن» در نحوه سكونت چادرنشيني سخت مي شود امروز نيز اين مفهوم ناتوان جلوه مي كند الزامات شيوه زيست و توليد صنعتي حكم به آن تعيين كننده شكلي از سكونت مي گردد كه دست يابي به بودن در آن اگر نه هيچ كه معناي بس كمرنگي مي يابد و هستي يافتن به هيچ مي رسد ولي از آن جا كه بودن يكي از نيازهاي اوليه انسان است تلاش براي يافتن مكاني كه اين امر در آن تحقق يابد يكي از خواستهاي انسان معاصر مي گردد. از حركتهايي كه به نوعي آرام صورت مي پذيرد و 
مي توان به اين دست يافت كه انسان معاصر نيز برآن است كه با سكونت گرفتن در مكاني شايسته بودن خويش را تجربه كند. در سنت ديني حضور انسان بر روي زمين سكني گزيدن و آرامش يافتن كه در بهشت نخستين به انسان هديه شده بود با شب، همسر، زمين آبي كه در دسترس باشد و ابراي كه چند گاهي سايه بيندازد قرين شده كه مظهر و جامع همه آنها خانه ها شده است.
اشتياق، سكونت، معماري:
«مسكن» محل سكونت فضاي زندگي خصوصي و در زبان محاوره و روزمره خانه است معنايي حساس اين اصطلاح با«خانه شخصي» متفاوت است كه براساس اراده و تمايلات صاحب آن شكل گرفته است. مسكن بحث گسترده تري است كه با اقتصاد، سياست و فناوري ارتباطي مستقيم دارد. در طراحي مسكن عوامل زيادي دخيل هستند كه راه را بر خلاقيت و احساسات مي بندند.
صرفه جويي در مصرف انرژي، مقررات زلزله، ساختمان شهرسازي، آتش سوزي، بهداشت استاندارد توليد انبوه شبكه بهينه سازي و تاسيسات، ابعاد مشخص فضاء، سطوح پنجره ها، شكل پلكان و راهروها و صدها مسئله ديگر معماران را به سوي اتخاذ راه حلهاي از پيش تعيين شده سوق مي دهند.
راه حلهايي كه از واكنش خارج از اراده مجموعه عوامل مستقل تعيين كننده پروژه بوجود مي آيند و مستقل از اميال طراحان، بهره برداران، سازندگان و سفارش دهندگان كار تحقق مي يابد به جز در مواردي خاص كه اراده قوي اقتصادي با مديريتي پشتوانه كار طراحي باشد عموما همين بند از بند گسيخته جايگزين طراح و تعيين كننده انتخابهاي فرمال پروژه است.
در شرايط فعلي عامل سوداگري ساختماني نيز كه ارزشها را فداي قيمت و سود آسان 
مي كند فعال است و در تقابل مخرب با معيارهاي فني و اقتصادي ملغمه اي بوجود 
مي آورد كه فقط از ناچاري محل سكونت ناميده مي شود.
اين مسكني نيست كه انسان با ميل و رغبت در آن زندگي كند و به آن باز گردد. اين گونه مسكن كاذب، خريده و اشغال مي شود ولي هرگز به لحاظ حسي و عاطفي تصرف 
نمي شود و انسان هويت خود را در آن باز نمي يابد. كودكان در نقاشيهاي خود با سعي فراوان خانه هايي تصوير مي كنند كه از غريزه طبيعي آن ها ناشي شده است و درك آنها را از مفهوم سكونت، مركز، مبدا و مرجع زندگي نشان مي دهد.
بيشتر اين تصاوير خانه اي نيست كه كودكان در آن زندگي مي كنند بيشتر خانه ها تبلور تمايلات نامرئي و غير قابل توصيف بزرگسالان نيستند.
طرح مسكن را مي توان ناشي از تمايلات شخصي معمار يا سازنده بنا نيز دانست و اراده جمع نيز، كه فرضا در ضوابط و معيارهاي ساختماني تبلور بيابند و به طور غيرمستقيم در طرح مسكن تاثير بگذارند از آن چنان مسيرهاي پيچ در پيچ اداري عبور مي كنند در نهايت نقش موثر و دلخواهي را در شكل گيري مسكن ايفا نمي كند. اگر يك لحظه عادت چشم را فراموش كنيم و به اطراف خود نگاه كنيم در خواهيم يافت كه در اين عرصه بي كران ساختمانهاي زشت يكسان و در عين حال متفاوت چيزي وجود ندارد كه ما را به خود جلب كند.
يكي از مسائل بسيار اساسي كه اغلب در برنامه ريزي هاي مسكن از قلم مي افتد ميل طبيعي انسان به سكونت به عنوان يك عامل تعيين كننده در انتخابهاي معمارانه و رابطه مستقيم با ميل غريزي ساختن و اشتياق به كار معماري است. سكونت يك نياز ديرينه است همچنان كه زنده ماندن، غذا خوردن و زندگي اجتماعي اين گونه هستند انسان به طور غريزي كارهاي غروري زندگي خود را تحت فرمان اشتياق انجام مي دهد حتي نيازهاي فرهنگي نظير آموختن خواندن، نوشتن، نقاشي و بازديد موزه، گوش كردن به موسيقي يا نواختن ساز نيز با محركه اشتياق صورت مي گيرد در يك زندگي سالم و طبيعي حتي فعاليت كاري، آشپزي، پياده روي و رانندگي نيز با ميل و علاقه انجام مي شود.
در پس هر اشتياق همواره يك ضرورت يا يك نياز وجود دارد.
خانه مكاني است كه در آن بخش مهمي از فعاليتهاي ضروري انسان كه با اشتياق سر و كار دارند اتفاق مي افتد توجه به ميل زيستن در فضاي معماري و تجربه جلوه هاي جذاب آن از ياد رفته است. در دوره شكوفايي معماري هم معماران و هم مردم در اين اشتياق مهم بودند و خصوصا سفارش دهندگان ساختمان پا به پاي معلمان در ماجراي طراحي شركت مي كردند.
امروز اشتياق معماران به طراحي و اشتياق  بهره برداران به سكونت سركوب شده است. نتيجه معماري نيم بعدي كه بيشتر اوقات هم طراح و هم مردم از آن راضي نيستند. البته اشتياق و ارضاي آن دو مسئله جداگانه هستند و همچنان كه ويتروبوگرگوئي 
مي گويد:«فقط فرآيند طراحي است كه اين دو را به هم پيوند مي دهد.»
اشتياق به بيان اشتياق از طريق معماري بسيار اهميت دارد. وقتي نيازهاي اوليه مانند نياز به داشتن سرپناه تامين شوند دامنه اشتياق گسترش مي يابد و به دامنه هنر كشيده مي شود. جامعه امروزي به سوي تامين وسايل و امكانات و پيشرفت فني اشياي زندگي پيش از حد نياز حركت مي كند. ساعتي كه بر مچ مي بندد بيش از حد نياز دقيق است اتومبيلي كه سوار مي شويم مي تواند سريعتر از حد نياز حركت كند و تلفن همراهي كه مي خريم بيش از حوصله ي ما امكانات و گزينه هاي فني دارد. خانه ي خود را از وسايلي پر 
كرده ايم كه ۳۰ سال پيش از اين حتي در تصور نمي گنجد.
در چنين جامعه اي به گفته دمارني جامعه شناس ايتاليايي زيبايي شناسي مهم ترين عامل تعيين كننده رفاه است. امروز ساعت مچي خود را نه براي دقت بلكه به دليل طرح ويژه آن مي خريم و اين كار را از روي اشتياق و نه صرفا از روي ضرورت انجام مي دهيم.
اگر چه جامعه ما و بسياري از جوامع بشري به حدي از رفاه نرسيده اند كه همه انتخابهاي آن از توجه به زيبايي تاثير بپذيرد. هنگام ساختن يك ساختمان هر چند اقتصادي، توجه به غريزه طبيعي انسان در اشتياق به سكونت و محل زيست اصلي است كه نبايد فداي كم توجهي و جلوتر از آن سوداگري ساختماني شود.
مسلم اينكه كيفيت خاسته بسيار مهمي است كه در كار معماري از بحث اشتياق تفكيك ناپذير است مخاطب معماري فقط كاري را مي پذيرد كه نخست طراح از آن راضي باشد اشتياق امري غريزي است ولي شكل تبلور آن را فرهنگ تعيين مي كند و در معماري طراحان وظيفه پيشبرد مفاهيم فرهنگي و زيبايي شناسي را بر عهده دارند.
طراح با عمل طراحي، در مقابل فرهنگ در مقياس محلي يا جهاني واكنش نشان مي دهد. اين واكنش مي تواند در جهت پذيرش و برجسته كردن ارزشهاي زيبايي شناسي نهفته در شرايط موجود باشد. به عنوان كردن مفاهيم جديد منحصر شود يا گزينه اي در تضاد با متن ساختماني و فرهنگي موجود ارائه كند.
در هر صورت اشتياق عامل تعيين كننده اي در انتخابهاي معمارانه است.
دانيل ليبسكنبد در كار خود به سه عامل مهم اشتياق، روش دايره اشاره مي كند. به نظر او بين اين سه موضوع فاصله اي وجود دارد كه هرگز طي نمي شود. زيرا هر يك از قضا متفاوتي نتيجه مي شوند.
اشتياق به آرزوي شخصي طراح در تبلور بخشيدن به يك تصور، رساندن يك پيام، از خود به جاي گذاشتن اثري بر صفحه يا به انجام رساندن تجربه اي جديد مربوط مي شود.
ايده، جهشي شهودي است كه مستقل از اراده و حتي ميل طراح به وقوع مي پيوندد و روش يك فن است كه از طريق آموزش و تجربه حاصل مي شود.
به طور كلي لزومي ندارد همواره فاصله بين اين سه عامل طي شود و كار معماري به وحدتي مطلق برسد چنين وحدتي هرگز وجود ندارد و حتي مهم ترين شاهكارهاي تناقض هايي آشكار دارند كه از چندگانگي عوامل موثر بر طراحي و اجرا نشات 
مي گيرند.
عوامل وحدت دهنده اشتياق، ايده و روش را به هم مربوط مي كنند دو عامل مهم به شرح زير هستند:
الف: اثر به مشابه موجودي مستقل كه گويي ميلي دروني به دگرگوني در آن وجود دارد.
ميكل آنژ معتقد است مجسمه سازي خلق يك اثر جديد نيست بلكه آزاد كردن فرمي است كه درون سنگ اسير است. او با ديدن يك تخته سنگ مي توانست تصور كند چه شكلي مي تواند از درون حجم نامنظم سنگ بيرون آيد و به بهترين وجه با موضوع كار و فرم سنگ هماهنگ شود.
نويسنده پيش از اين كه نوشته را آغاز كند ايده اي در سر دارد پس از شروع كار، خود متن نويسنده را هدايت مي كند. هر اثر معماري سزاوار اين نام، مشخصات و شرايطي دارد كه ايده ها و شوق اوليه را در جهت مشخصي راهنمايي مي كنند.
ب: توجه به اشتياق مخاطب معماري.
هنر زماني به ضرورت تبديل مي شود كه در مخاطب خود اشتياقي برانگيزد. معماري نبايد از موقعيت ممتاز خود نسبت به ديگر هنرها در ارتباط با ضرورت عملي خود سوء استفاده كند.
يك گالري هنري را كه اگر دوست نداشته باشيد معني نمي بينيد ولي معماري اينگونه نيست از خيابان چه زشت و چه زيبا اجبارا عبور مي كنيم. توجه به نيروهاي دروني هر اثر و در نظر گرفتن آنچه مي تواند مخاطب معماري را به شوق آورد مي توانند تضادها و كثرت داده هاي يك پروژه را در جهتي مشخص هدايت كنند.
در اين جا سعي شد اشتياق كه ظاهرا از جنس موضوعات معماري نيست به بحث گذاشته شود و نقش تعيين كننده اي آن در طراحي و ايجاد معماري مورد اكيد قرار گيرد.
  • بازدید : 69 views
  • بدون نظر

قیمت : ۲۵۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۱۳    کد محصول : ۱۶۹۲۰    حجم فایل : ۷۷ کیلوبایت   

مقاله انگلیسی در مورد مسکن پایدار

SUSTAINABLE HOUSING

جامعه متعادل ودر هماهنگی با طبیعت است فقط مسکن که پایدار می باشد.

موسسات وظیفه دارند که برای خدمت به جامعه در تامین مسکن مناسب و معقول با جامعه هماهنگ باشد.

 

 


عتیقه زیرخاکی گنج