• بازدید : 54 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق اثر مس روی سطح بیولوژیک بدن-خرید اینترنتی تحقیق اثر مس روی سطح بیولوژیک بدن-دانلود رایگان مقاله اثر مس روی سطح بیولوژیک بدن-تحقیق اثر مس روی سطح بیولوژیک بدن
این فایل در ۱۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

از مهم‌ترين حوادث تاريخي تعيين‌كننده در مسير تكامل دانش بشر در زمينه‌ي استفاده از مس، كشف چگونگي توليد آلياژ برنز مي‌باشد.
خصوصيات قابل توجه 
مس فلز نسبتا” قرمز رنگي است که از خاصيت هدايت الکتريکي و حرارتي بسيار بالايي برخوردار مي باشد.( در بين فلزات خالص ، تنها خاصيت هدايت الکتريکي نقره در حرارت اطاق از مس بيشتر است) چون قدمت مصنوعات مسي کشف شده به سال ۸۷۰۰ قبل از ميلاد برمي گردد، احتمالا” اين فلز قديمي ترين فلز مورد استفاده انسان مي باشد.مس علاوه بر اينکه در سنگهاي معدني گوناگون وجود دارد ، به حالت فلزي نيز يافت مي شود.( مثلا” مس خالص در بعضي مناطق). 
اين فلز را يونانيان تحت عنوان Chalkos مي شناختند. چون مقدار بسيار زيادي از اين فلز در قبرس استخراج مي شد روميان آنرا aes Cyprium مي ناميدند. بعدها اين کلمه به فرم ساده تر cuprum درآمد و در نهايت انگليسي شده و به لغت Copper تبديل شد. 
کاربردها 
مس فلزي قابل انعطاف و چکش خوار است که کاربردهاي زيادي در موار زير دارد: 
سيمهاي مسي 
لوله هاي مسي 
دستگيره هاي درب و ساير وسايل منزل 
مجسمه سازي. مثلا” مجسمه آزادي شامل ۱۷۹۰۰۰ پوند مس مي باشد. 
آهنرباهاي الکتريکي. 
موتورها، بخصوص موتورهاي الکترومغناطيسي. 
موتور بخار وات. 
کليدها و تقويت کننده هاي الکتريکي. 
لامپهاي خلاء ، لامپهاي پرتوي کاتدي ومگنترونهاي اجاقهاي مايکرو ويو. 
هدايت کننده موج براي تشعشع مايکروويو. 
به علت خاصيت هدايت بهتر آن نسبت به آلومينيوم، کاربرد مس در IC ها به جاي آلومينيوم رو به افزايش است. 
بعنوان جزئي از سکه ها. 
در وسايل آشپزي، از جمله ماهي تابه . 
بيشتر سرويسهاي قاشق چنگال ( flatware) قاشقها،چنگالها و چاقوها داراي مقاديري مس هستند(نقره نيکلي). 
اگر نقره استرلينگ در ظروف غذاخوري بکار رفته باشد ،حتما”بايد داراي درصد کمي مس باشد. 
بعنوان بخشي از لعاب سراميکي و در رنگ آميزي شيشه . 
وسايل موسيقي ،بخصوص سازهاي بادي. 
بعنوان يک بيواستاتيک در بيمارستانها وپوشاندن قسمتهاي مختلف کشتي براي حفاظت در برابر بارناکلها و ماسلها. 
ترکيباتي مانند محلول فلينگ که در شيمي کاربرد دارد. 
سولفات مس که بعنوان سم و تصفيه کننده آب کاربرد دارد. 
نقش بيولوژيکي 
وجود مس براي کليه گياهان و حيوانات عالي ضروري مي باشد. مس در آنزيمهاي متنوعي ،از جمله مراکز مس cytochrome c oxidase و آنزيم حاوي Cu-Zn به نام superoxide dismutase وجود دارد و فلز اصلي در رنگدانه حامل اکسيژن hemocyanin است.RDA براي مس در بزرگسالان سالم ۹/۰ ميلي گرم در روز مي باشد. 
مس در جريان خون عمدتا” روي پروتئين پلاسمايي بنام ceruloplasmin حرکت مي کند. اگرچه مس اول در روده جذب مي شود، اين عنصر همبسته با آلبومين به سوي کبد منتقل مي شود. 
يک حالت ارثي که بيماري ويلسون ناميده مي شود موجب باقي ماندن مس در بدن و عدم ورود آن به صفرا توسط کبد شود.اين بيماري در صورت عدم درمان مي تواند منجر به آسيبهاي کبدي و مغزي شود. 
پيدايش 
مس معمولا” به شکل معدني يافت مي شود.کانيهايي مثل آزوريت ، مالاکيت و برنيت همانند سولفيدهايي از جمله کالکوپيريت ( CuFeS2) ،کوولين ( CuS)،کالکوزين ( Cu2S) يا اکسيدهايي مانند کوپريت (Cu2O) از منابع مس هستند. 


ترکيبات
اطلاعات اوليه
مس (Cu) از فلزات واسطه در جدول تناوبي به حساب مي آيد. مس در ترکيبات خود ، داراي عدد اکسايش ۱+ است. افزون بر اين ، اتم مس تحت شرايط مناسبي با از دست دادن الکترونهاي خود ، عددهاي اکسايش ۲+ و ۳+ هم بدست آورد. در هر حال ، مس در مهمترين ترکيبهاي خود ، عدد اکسايش ۲+ دارد. 
شيمي مس
مس فلزي است نسبتا نرم و قرمز رنگ. و مي توان آنرا به صورت ورق و مفتول در آورد. رسانايي الکتريکي و گرمايي آن زياد است و از نظر رسانايي الکتريکي ، بعد از نقره قرار دارد. (رسانايي الکتريکي نقره از تمام فلزها بيشتراست). سطح مس در هواي مرطوب از يک لايه کربنات بازي سبز رنگ پوشيده مي شود. 
لايه کربنات بازي سبز ۲Cu+O2+Co2+H2O = Cu(OH)2.CuCo3 
اثر اسيدها بر روي مس
محلولهاي رقيق «اسيد هيدرو کلريک» و «اسيد سولفوريک» بر مس که در سري الکتروشيميايي در زير هيدروژن قرار دارد ، اثر نمي کنند ، اما مس در «اسيد نيتريک» رقيق و غليظ و همچنين «اسيد سولفوريک» غليظ به واسطه اثر اکسيد کنندگي آنها حل مي شود. يک نکته جالب توجه اين است که مس مي تواند از «اسيد هيدرو سيانيک» غليظ ، HCN ، هيدروژن آزاد مي کند و احتمالا عامل انجام اين واکنش ، تمايل زياد مس (I) براي تشکيل کمپلکس با يون سيانيد است. 
آلياژهاي مس
مس به سهولت با پاره اي از فلزهاي ديگر ، آلياژ تشکيل مي دهد. مس در ظروف پخت و پز ، وسايل الکتريکي ، ماشين آلات صنعتي و سکه به کار مي رود ، آلياژهاي مس عبارتند از: 
برنج: مس ، روي ، قلع ، سرب و منگنز. 
برنز: مس ، روي ، قلع ، سرب و فسفر
مفرغ: مس و قلع. 
نقره آلماني: مس ، روي و نيکل. 
سکه نيکلي: مس و نيکل. 
نقره استرلينگ: مس و نقره. 
طلا (۱۴ و ۱۸ عيار): مس ، طلا و نقره. 

وجود در طبيعت

مس در طبيعت به حالت آزاد و به صورت سولفيد ، اکسيد و کربنات يافت مي شود. کانيهاي اصلي آن عبارتند از: 
«پيريت مس» يا «کالکو پيريت» CuFeS2 که ۵۰ درصد ذخاير طبيعي مس را تشکيل مي دهد. 
«کالکوسيت» Cu2S 
«کوپريت» Cu2O 
«مالاخيت» Cu(OH)3.CuCO3 
مس از نظر فراواني ، لبيت و پنجمين عنصر پوسته زمين است. 
استخراج مس 
کانيهاي سولفيد را پس از تغليظ به روشهاي فيزيکي تا دماي زياد در جريان هوا حرارت مي دهند. در اين عمل قسمتي از سولفيد به اکسيد تبديل مي شود: اکسيد مس (I) با سولفيد مس(I) ترکيب و فلز مس آزاد مي شود: 
سولفيد آهن موجود در کاني نيز به اکسيد تبديل مي شود که بلافاصله با دي اکسيد سيليسيوم که همراه کاني است ، سيليکات آهن تشکيل مي دهد که سبکتر است و در بالاي مس مذاب قرار مي گيرد. 
مضرات گاز دي اکسيد گوگرد حاصل از استخراج مس: 
چنانچه دي اکسيد گوگرد توليد شده در فضا رها شود (و معمولا چنين است) ، علاوه بر بوي نامطبوعي که دارد ، تنفس آن هم براي سلامت انسان مضر است و چنانچه غلظت آن زياد باشد ، گياهان اطراف محل کارخانه را تا شعاع چند کيلومتر خشک مي کند. دي اکسيد گوگرد همچنين در هوا به کندي به «تري اکسيد گوگرد» SO3 تبديل مي شود که به نوبه خود با رطوبت هوا ترکيب شده ، اسيد سولفوريک توليد مي کند. گاز دي اکسيد گوگرد را مي توان به کمک کاتاليزگر (از طريق SO3) به اسيد سولفوريک تبديل کرد يا اينکه آن را به وسيله کربن گداخته کاهش داد و به گوگرد تبديل نمود و به اين ترتيب به حفظ محيط زيست ، کمک کرد. 
تصفيه مس 
مس حاصل از کاني سولفيد ، کاملا ناخالص است و ناخالصيهاي عمده آن ، نقره ، طلا ، آهن ، روي ، سرب ، ارسنيک ، گوگرد ، اکسيد مس (I) و تکه هايي از سيليکات آهن است. از آنجا که حتي مقادير کم اين ناخالصيها ، رسانايي الکتريکي مس را به ميزان قابل توجهي کم مي کند ، لازم است که مس تصفيه شود. براي اين منظور فلز مذاب را در جريان هوا حرارت مي دهند. «ارسنيک» و «گوگرد» به اکسيدهاي گوگرد فرار تبديل شده ، از فلز مذاب خارج مي شوند. ناخالصيهاي ديگر را از راه تصفيه الکتروشيمايي جدا مي سازند. تيغه هاي مس خالص به عنوان کاتد به کار برده مي شوند و به عنوان الکتروليت هم از مخلوط «اسيد سولفوريک» رقيق ، «کلريد مس» و «سولفات مس استفاده مي کنند. 
لجن آندي و شمش کاتدي 
به وسيله تنظيم دقيق ولتاژ در تصفيه مس ، در سول الکتروليز فقط مس و ناخالصيهاي فلزي الکتروپوزيتويته (مثل آهن ، روي و سرب) در آند به يون تبديل مي شوند و ناخالصيهاي فلزي (مثل نقره و طلا ) که الکتروپوزيتوي آنها از مس کمتر است ، تغيير نکرده ، با خورده شدن تدريجي آند به ته ظرف الکتروليز سقوط مي کنند و «لجن آندي» را تشکيل مي دهند. براي جدا کردن فلزهاي پرارزش ، اين لجن آندي بعدا مورد استفاده قرار مي گيرد. تنظيم ولتاژ طوري است که در کاتد ، فقط يون مس به صورت مس فلزي کاسته شده ، بر روي کاتد خالص مي نشيند. درجه خلوص مس حاصل ، از ۹/۹۹ درصد بيشتر است که «شمش کاتدي» ناميده مي شود.
مس در آبهای طبیعی:
ترکيبهاي مس در آبهاي طبيعي به مقدار اندک وجود دارد و بيشتر بر اثر پسابهاي کارخا نجات استخراج مس و ترکيبهاي آن , استفاده از لوله هاي مسي براي انتقال آب ؛ استفاده برخي از نمکهاي مس مانند سولفات مس براي از بين بردن رشد جلبکها در مخزنهاي ته نشيني در فرايند تصفيه آب و در استخرهاي شنا و يا به عنوان آفت کش در کشاورزي در آبهاي جاري راه پيدا ميکند.
مقدار اضافي مس به طور عمده از بدن خارج ميشود و يکي از عنصرهاي ضروري براي تامين رشد است . به طوري که مقدار ۱/. ميلي گرم از آن در آبهاي خوراکي براي بدن لازم است زيرا کاتيون مس در تشکيل هموگلوبين ، نقش کاتاليزگر را دارد . اما مقدار زيادي آن براي برخي از ماهيها مانند قزل آلا کشنده است . طعم و مزه آب را نامطبوع ميسازدو سبب پيدايش لکه هاي سياه روي لباسهاي سفيد ، موزاييک و …ميشود.
مس در بدن:
مس يکي از عناصر لازم در تغذيه انسان و دام است و به مقادير کم در توليد هموگلوبين خون موثر است. به مقدار زياد در اغذيه ايجاد عوارض و مسموميت مي‌نمايد. استاندارد مس در بيشتر کشورها ، ۲۰ppm در اکثر مواد غذايي است و در نوشابه‌ها و آب ميوه اين مقدار ۲ppm مي‌باشد. وجود مس در شير به عنوان کاتاليزور در تسريع اکسيداسيون چربي و تغيير طعم شير موثر است و ميزان ۲ppm مس در شير و يا کره ، مدت نگاهداري اين مواد را کاهش مي‌دهد. همچنين وجود مس در ميوه‌ها و سبزي‌هاي قوطي شده ، ميزان ويتامين C موجود را کاهش مي‌دهد.
بررسي واکنش مس دو بار مثبت با روي در حالت انتقال مستقيم الکترون :
هرگاه پوسته ي نازکي از فلز روي را در محلول آبي رنگ سولفات مس قرار دهيم ، ملاحضه خواهيم کرد که به تدريج از شدت رنگ آبي کاسته مي شود و محلول بي رنگ برجاي مي ماند . از سوي ديگر مي بينيم که از وزن پوسته ي روي کاسته شده و مقداري رسوب قرمز رنگ مس در ته ظرف ، همچنين پيرامون باقيمانده ي تيغه آشکار مي گردد . اين مشاهدات مي رساند که يون هاي مس ئيدراته {مس دوبار مثبت موجود در محلول آبي } که آبي رنگ هستند به اتم هاي فلز مس تبديل مي شوند . در عين حال ، اتم هاي فلز روي حل مي شوند و به يون هاي روي ئيدراته {روي دوبار مثبت موجود در محلول آبي } تبديل مي گردند . چنين پديده اي هنگامي امکان پذير است که دو الکترون مطابق معادله ي زير ، از سطح ظرفيتي اتم روي جدا شود و بر سطح ظرفيتي يون مس وارد گردد.

مس در سطح بیولوژیک بدن
مـس «Cu» :
مس بطور عمده در كبد، مغز، كليه ها، قلب و در بخشهاي رنگي چشم و موها و پشم وجود دارد. مس يكي از عناصر ضروري بافتهاي خون از نظر رشد سلولهاي خون يا ترمبوسيتها است بعلاوه نگهداري سلولهاي فوق با مقدار كافي مس در بدن هم بستگي دارد و در اثر كمبود مس ممكن است اختلالاتي در ادامه فعاليت ترمبوسيستها از نظر مكانيسم انعقاد خون رخ دهد. در آزمايشهايي كه بوسيله مس نشاندار در تغذيه گوسفند بعمل آمده مس بلافاصله در خون حيوان ظاهر مي شود و با فراكسيون آلبومين باند اتصالي تشكيل مي دهد. بعد از ۲۴ ساعت قسمت بيشتر مس نشاندار در سرولوپلاسمين، (پروتئين مس دار خون) و متصل با جزء گلوبولين آن مشاهده مي شود.
آزمايش نشان داده است كه تقريباً نصف مس موجود در بدن گوسفند در عضلات متمركز گرديده است و نصف بقيه در تمام بافتهاي بدن وجود دارد. مس در درجه اول در كبد و آنگاه در مغز استخوان و به مقدار كمتر در بافتهاي ديگر گوسفند ذخيره مي شود.
مقدار مس ذخيره در بدن بره هنگام تولد مشابه آهن ذخيره، تقريباً زياد است و چون شير از نظر مس فقير است، مس ذخيره در بدن بره نوزاد، ميتواند احتياجات حيوان را از اين نظر برطرف سازد.
  • بازدید : 69 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق جداسازى موليبدنيت از كنسانتره مس سرچشمه كرمان-خرید اینترنتی تحقیق جداسازى موليبدنيت از كنسانتره مس سرچشمه كرمان-دانلود رایگان مقاله جداسازى موليبدنيت از كنسانتره مس سرچشمه كرمان-تحقیق جداسازى موليبدنيت از كنسانتره مس سرچشمه كرمان-دانلود رایگان سمینار جداسازى موليبدنيت از كنسانتره مس سرچشمه كرمان

این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده است وبه موارد زیر اساره میکند:
مقدمه-روش تحقیق وآزمایش-شناسایی نمونه-آنالیز-آنالیز جذب اتمی-آزمایش فلوتاسیون ستونی

آزمايشهاي فلوتاسيون معمولى توسط سلول معمولى در مقياس آزمايشگاهى و آزمايشهاي فلوتاسيون ستونى توسط ستونى به ارتفاع ۲۰۰ سانتى متر و قطر ۹ سانتى متر بر روي نمونه مورد نظر صورت پذيرفته است. موليبدنيت از كنسانتره مسموليبدن توسط فلوتاسيون مستقيم، بدون استفاده از كلكتور، بازيابي شده است. كانى هاي مس و آهن همراه موليبدنيت بازداشت و از صعود اين كانى ها به ناحيه كف جلوگيري مى شود. بهترينpH جهت فلوتاسيون موليبدنيت ۸ بوده كه چون pH نمونه تهيه شده ۱۲ بوده و در صنعت (مجتمع مس سرچشمه) در همينpH فلوتاسيون صورت مى پذيرد لذا كليه آزمايشها در ۱۲=pH بعمل آمده است 

– آناليز XRD

نتايج اين آناليز نشان مى دهد نمونه مورد آزمايش از كانى هاي پيريت، كالكوپيريت و فلوگوپيت تشكيل يافته است.

۲- آناليز جذب اتمى

در آناليز جذب اتمى ميزان سه عنصر موليبدن، آهن، مس اندازه گيري شد. چون ميزان آهن و مس در كنسانتره نهايي موليبدنيت بايد كنترل شود، لذا در آناليزهاي صورت پذيرفته تنها مقدار اين دو عنصر به همراه موليبدن اندازه گيري شده است. نتايج آناليز جذب اتمي نمونه مورد نظر براي سه عنصر موليبدن، مس، آهن در جدول ۲ آورده شده است.

نحوه انجام آزمايش با ماشين فلوتاسيون ستونى

ابتدا خوراك آماده سازي شده، بوسيله پمپى با دبي متغير (قابل كنترل) وارد ستون مى شود. هواي توليدي توسط كمپرسور پس از عبور از فلومتر و والو سوزنى از طريق يك اسپارجر به داخل سلول تزريق مى شود. آب شستشو نيز پس از عبور از يك فلومتر بوسيله يك توزيع كننده از قسمت بالاي ستون به داخل ستون تزريق مى شود. در اين حالت اجازه داده مى شود تا شرايط پايدار در سيستم ايجاد شود. پس از گذشت ۲۰ دقيقه از شرايط پايدار از سرريز و ته ريز ستون سه مرتبه در فواصل زمانى ۵ دقيقه نمونه گيري شده و نمونه معرف از اختلاط اين سه نمونه بدست مى آيد.

۲- نتايج آزمايشهاى اوليه

در آزمايشهاي اوليه با انتخاب ۳ سطح براي سه پارامتر نرخ آب شستشو، نرخ ته ريز و نرخ هوا (جدول۶) ۲۷ آزمايش (جدول۷) انجام شده است. در اين آزمايشها نرخ خوراك و درصد جامد پالپ (غلظت پالپ ۱۵ درصد جامد) ثابت در نظر گرفته شده است، همچنين در اين ۲۷ آزمايش از سولفيد سديم بعنوان بازداشت كننده، به ميزان ۵ كيلوگرم به ازاي هر تن خوراك، استفاده شده است.

  • بازدید : 45 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

مس، اولين فلزي است كه توسط انسان مورد استفاده قرار گرفت. پنج هزار سال پيش، يوناني ها و روميان باستان، آن را از جزيره قبرس كنوني استخراج مي كردند. يونانيان آن را به نام كالكو (Chalco) و روميان به نام آيس (Aes) مي شناختند و چون از جزيره قبرس استخراج مي شد آن را آيس سيپريم (Cypirum) ناميدند. بعداً در زبان هاي مختلف اروپايي ، به دليل تلفظ هاي متفاوت كلمه، سپيريم شكل هاي متفاوتي به خود گرفت، به طوري كه امروز در انگليسي آن را كوپر (Copper) و درآلماني (Kupfer) و در فرانسه (‍Cuivre) مي نامند. 
اين فلز، به دليل سختي توأم با انعطاف پذيري، هدايت حرارتي و الكتريكي بالا، قبول عمليات مكانيكي گوناگون، شكل پذيري فوق العاده ، مقاومت در برابر خوردگي، رنگ هاي زيبا، غيرمغناطيسي بودن، قابليت ريخته گري مناسب، لحيم كاري نرم و سخت، جوش پذيري، غير سمي بودن، …. و نيز امكان تهيه آلياژهاي گوناگون در كنار ساير فلزات، به يك عنصر بسيار مفيد و غير قابل چشم پوشي در صنايع بشري آمده است. 
مس با جرم اتمي ۵۴/۶۳ و ساختار (FCC) در ۰c1083 ذوب مي شود. اين عنصر، به دلايل متالورژيكي، به عنوان حلال ترين فلز شناخته شده و به غير از سرب، تقريباً كليه عناصر با آن، قابليت انحلال دارند. 
از نظر شيميايي، مس از فلزات نجيب به شمار آمده و در جدول تانسيون، پس از نقره قرار دارد. مس در مجاورت هوا و رطوبت، از يك قشر نازك اكسيد مس كه مخلوطي از CuO و Cu2O است پوشيده مي شود. اين قشر نازك، بقيه فلز را از اكسيده شدن محافظت مي كند. اگر اين اكسيدها مدت زيادي در مجاورت هوا قرار گيرند و يا سطح مس به شدت اكسيده شود، رنگ مايل به سياه، آن ، به تدريج به رنگ سبز كه مخلوطي از سولفات و يا كلرورهاي قليايي است تبديل مي شود كه آن را زنگار (Patina) مي گويند. هواي محيط، در تشكيل اين تركيبات بسيار مؤثر است. به طوري كه اكثراً در نواحي صنعتي، تركيبات سولفات به فرمول ۳Cu(OH)2 و CuSo4 و در مجاورت درياها تركيبات كلروري مثل ۳Cu(OH)2 و CuCl2 به وجود مي آيد. 
مس مذاب، قابليت انحلال شديدي براي گازهاي مختلف دارد و اين پديده، هنگام انجماد به سرعت كاهش مي يابد. مقدار حل شدن گازها در مس، به درجه حرارت و فشار جزيي گازها در محيط خارج بستگي دارد. 
گازها در مس بيشتر به صورت بيشتر به صورت اتمي حل مي شوند. مقدار حلاليت گازها را مي توان به صورت رابطه   نمايش داد كه در آن C مقدار گاز حل شده بر حسب سانتي متر مكعب در هر ۱۰۰ گرم فلز مس بوده، P فشار جزئي گاز در محيط خارج و K ضريب ثابتي است كه به درجه حرارت بستگي دارد. با توجه به رابطه بالا مي توان نتيجه گرفت كه افزايش دما با افزايش K و در نتيجه افزايش مقدار گاز حل شده مذاب رابطه مستقيم دارد. 
بررسي حلاليت گازها در مس و آلياژهاي آن 
گازهايي مثل اكسيژن، هيدروژن و … در مس قابل حل بوده و تأثيراتي بر آن مي گذارد و كه بدين قرار است : 
– حلاليت اكسيژن 
اكسيژن، به صورت اتمي در درجه حرارت اوتكتيك ۱۰۶۵ درجه سانيتگراد حدود ۰۰۹/۰ درصد و درجه حرارت محيط حدود ۰۰۲/۰ درصد در مس قابل حل است. در صورتي كه مقدار اكسيژن، اين حدود باشد، با مس وارد تركيب شده و اتكتيكي به صورت Cu-Cu2O با حدود ۳۹/۰ درصد اكسيژن تشكيل مي دهد. 
Cu-Cu2O شكل (۱) دياگرام تعادلي
شكل (۲) حلاليت اكسيژن در مس 
همانگونه كه از منحني هاي شكل (۱) و (۲) مشخص است، تركيب اكسيد فلزي Cu2O در درجه حرارت ۱۰۰۰ تا ۱۰۵۰ درجه سانتي گراد پايدار است. در درجه حرارت هاي پايين تر، اين تركيب به CuO تبديل مي شود. بنابراين پس از جوشكاري، براساس يكي از واكنش هاي زير، CuO در اثر سرد شدن تشكيل خواهد شد. 
۲Cu2O + O2     4 Cu2O
Cu2O      CuO +Cu
در اثر جوشكاري و در درجه حرارت هاي بالاتر از ۱۰۵۰ درجه سانتيگراد، Cu2O تجزيه شده و اكسيژن آزاد مي كند كه در اثر فعل و انفعالات شيميايي جانشيني با ساير عناسر موجود، تركيب شده و بخار آب و ساير اكسيدهاي فلزي، توليد مي كند.
همچنين در هنگام پيشگرم كردن و شروع جوشكاري در حرات هاي حدود ۷۰۰ درجه سانتي گراد، مس با يك شعله سبز رنگ با اكسيژن محيط تركيب شده و CuO توليد مي كند : 
 
كه در درجه حرارت هاي بالاتر CuO  حاصله بهCu2O    تبديل خواهد شد. 
 
با توجه به اين نتايج و بررسي انجام شده مي توان گفت كه مقدار جذب اكسيژن در مس مذاب به زمان بستگي دارد و از اين رو، براي محافظت مس مذاب از ورود اكسيژن، بهترين روش استفاده از جوشكاري با سرعت بالا و وجود گازهاي محافظ حوضچه است. 
حلاليت هيدروژن 
هيدروژن در مس مذاب، در ۱۰۸۳ درجه سانتيگراد به ميزان ۶ سانتي متر مكعب در هر ۱۰۰ گرم از فلز حل مي شود ولي در حضور عناصر آلياژي مثل قلع، روي يا آلومينيوم اين حلاليت به شدت كاهش مي يابد. به طور مثال ، در آْلياژ مس با ۱۰ درصد آلومينيوم، حلاليت هيدروژن تا ۵۰ درصد كاهش مي يابد. جذب هيدروژن توسط حوضچه مذاب از منابع مختلف مثل هواي محيط، مواد مصرفي، رطوبت و چربي و غيره انجام مي گيرد. با انجماد مس نيز، ميزان حلاليت آن تا حدود   كاهش مي يابد. در صنعت مس، تأثير هيدروژن چه در حالت مذاب و چه در حالت جامد، يكي از فاكتورهاي مهم به حساب مي آيد. در حالت جامد، اگر مس در درجه حرارت هاي بالا با هيدروژن در تماس باشد، هيدروژن به دليل دارا بودن شعاع اتمي بسيار كوچكتر نسبت به مس مي تواند در مس نفوذ كرده و سپس تشكيل ملكول H2 بدهد و اگر در مس اكسيژن وجود داشته باشد، واكنش زير حاصل خواهد شد : 
 
بخار آب توليد شده بر خلاف هيدروژن، در مس نامحلول است و بنابراين در اطراف مرزدانه ها جمع و به علت تراكم و فشار زيادي كه ايجاد مي كند، مرزدانه ها را سست، ضعيف و شكننده مي كند. (۳). اين خاصيت خطرناك به هيدروژن تردي شهرت پيدا كرده، بنابراين در زمان جوشكاري بايد از قطعات مسي و پر كننده هايي استفاده كرد كه قبلاً اكسيژن زدايي شده باشند. 


شكل (۳) هيدروژن تردي در مس




شكل (۴) حلاليت هيدروژن در درجه حرارت هاي مختلف در مس
بر اساس آنچه گفته شد، نتيجه گرفته مي شود كه معمولاً هيدروژن مازاد بر حلاليت، به دو صورت در مس بروز مي نمايد: 
– هيدروژن ملكولي كه تحت تأثير فشار داخلي و در جه حرارت مس مذاب انبساط يافته، و تخلخل هاي درشت در وسط جوش ايجاد مي كند 
– هيدروژن اتمي آزاد شده كه در اثر فعل و انفعلاتي توليد بخار آب مي كند و در واقع تأثير مشترك هيدروژن و اكسيژن را به قطعه مسي به صورت تخلخل هاي ريز و پراكنده، تحميل مي كند. 
نكته آخر اين كه در هر درجه حرارت، افزايش مقدار اكسيژن به تقليل حلاليت هيدروژن و بالعكس منجر مي شود. در نمودار شكل (۵)  نسبت حلاليت اكسيژن و هيدروژن در مس مذاب در دماي حدود ۱۲۰۰ درجه سانتي گراد، نشان داده شده است. 



شكل (۵) حلاليت توأم اكسيژن و هيدروژن در مس مذاب
– حلاليت ساير گازها 
در جوشكاري مس، گازهايي مثل نيتروژن و Co2 كلاً بي تأثير بوده و حتي مي توانند حوضچه مذاب را از گازهاي ناخالص ديگر حفاظت نمايند. اما حضور گازهاي گوگردي مثل SO2 ، علاوه بر ايجاد حباب هاي گازي و در نهايت تخلخل، با ايجاد سولفور مس Cu2S تأثير زيادي در كاهش خواص مكانيكي مس خواهند داشت. 
تأثيرات عناصر آلياژي بر خواص جوش پذيري مس 
عناثر آلياژي مختلف، بر حسب خواص و شرايط خاص خود، تأثيرات گوناگوني بر خواص فيزيكي و مكانيكي مس به ويژه در حالت جوشكاري اعمال مي كنند. 
عناصر افزودني براي بهبود قابليت ماشينكاري مثل سرب، گوگرد و تلوريم 
سرب مايع در داخل آلياژهاي مس، يكي از عيوبي است كه ناشي ازخروج سرب از شبكه كريستالي در آخرين مراحل انجماد است. در حقيقت وجود عناصري مثل سيليسيم، آلومينيوم و گازهاي محلول در مايع، باعث راندن سرب از داخل شبكه خواهد شد. 
وجود گوگرد، تلوريم و حتي عناصري مثل سلينم و تيتانيوم، هرچند خواص ماشينكاري را افزايش مي دهند، اما علاوه بر افزايش مقاومت الكتريكي، سبب سرخ شكنندگي (Redshortness) مس نيز مي گردند و از اين رو، در كاهش خواص جوش پذيري مس مؤثرند. 
روي 
روي يكي از عناصر آلياژ كننده اصلي مس به شمار مي آيد. آنچه در اين بحث قابل ذكر است، تأثير شديد روي، بر افزايش قابليت جوش پذيري مس است. نكته قابل توجه ديگر بخارات سمي است كه در حين جوشكاري تركيبات مس و روي متصاعد مي شوند كه بايد كاملاً مد نظر قرار گيرند. 
قلع 
به طور كلي قلع، در حدود ۱ تا ۱۰ درصد با افزايش حساسيت مس به بروز ترك هاي گرم، قابليت جوش پذيري را كاهش مي دهد. علاوه بر اين، اكسيد قلعي كه در جريان جوشكاري حاصل شده و به صورت پودر سفيدي در كناره هاي جوش ديده مي شود، بسيار شكننده بوده و استحكام جوش را تا حد زيادي از بين مي برد. تنها حسن وجود مقادير ناچيز قلع، كاهش بخارات سمي در جريان جوشكاري مس محتوي روي است. 
بريليوم، آلومينيوم و نيكل 
وجود مقدار كمي از بريليوم در مس، باعث مي شود كه خواص مكانيكي فلز حاصل با مس كاملاً متفاوت باشد. مقدار بريليوم اضافه شده به مس، همواره از ۲ درصد بيشتر و از ۵/۲ درصد كمتر است. زيرا اگر مقدار آن از ۲ درصد كمتر باشد عملاً اثري روي خواص مكانيكي مس نداشته و اگر مقدار آن از ۵/۲ درصد تجاوز كند، آلياژي شكننده به وجود مي آيد. خواص مكانيكي آلياژ به عمليات حرارتي روي آن بستگي دارد. در هنگام جوشكاري بايد با انتخاب صحيح نوع جريان و شدت قوس، لايه سخت اكسيد برليوم را از سطح آلياژ زدود. مورد استعمال آلياژ در مواقعي است كه به فلزي احتياج باشد كه در هنگام ساختن جسم مورد نظر نرم و چكش خوار بوده و پس از ساختن جسم با انجام عمليات معيني بتوان آن را سخت كرد و جسم ساخته شده، خواص عالي مكانيكي داشته باشد. از مشخصات ديگر اين آلياژ، مقاومت عالي آن به خوردگي در مقابل هوا است. 
نيكل در مس حل شده و باعث ريز شدن دانه ها مي گردد. به طور كلي، نيكل سبب بالا رفتن استحكام كششي خواهد شد، بدون آن كه از مقدار فاز   بكاهد. اين عنصر مقاومت به خوردگي آلياژ را به خصوص در مقابل آب دريا بالا مي برد. آلياژ را به خصوص در مقابل آب دريا بالا مي برد. مقدار نيكل در اين آلياژها در حدود ۲ تا ۷ درصد است. آلياژهاي مس- نيكل را مي توان مورد عمليات حرارتي قرار داد. مهمترين خاصيتي كه اين آلياژ پيدا مي كند، حفظ كردن سختي در حرارت هاي نسبتاً بالا تا حدود ۵۰۰ درجه سانتيگراد و تغيير در انبساط حرارتي آن است. در هنگام جوشكاري اين آلياژها نيز برداشتن لايه اكسيد نيكل سطح آلياژ ضروري است كه البته زحمت بسيار كمتري نسبت به لايه اكسيد برليوم و آلومينيوم دارد. 
آلياژهاي مس- برليوم- نيكل دار، داراي خواص مكانيكي و هدايت الكتريكي بالاتري نسبت به آلياژ دوتايي هركدام است. زيرا در اين حالت، تركيب بين فلزي بين بريليوم و نيكل به وجود آمده در نتيجه، عمليات حرارتي در توزيع اين تركيب بين فلزي و افزايش بعضي خواص مكانيكي آلياژ كاملاً مؤثر بوده و مورد لزوم است. اين آلياژها، در ساعت سازي دقيق براي ساختن رقاصك ساعت و فنرها به كار مي روند و چون خاصيت مغناطيسي ندارند به فولادهاي مشابه ترجيح داده مي شوند.
آلومينيوم و مس داراي يك اتكتيك و يك اتكتوئيد مي باشند. فاز   در سرما و گرما چكش خوار بوده و آلياژ تا ۴/۹ درصد آلومينيوم در سرما به صورت فاز   است. شبكه   در گرما چكش خوار بودهولي تا حرارت ۵۶۵ درجه سانتيگراد پايدار است و پس از آن تجزيه مي شود. بدين ترتيب، شبكه   در حالت تعادل در درجه حرارتي كمتر از ۵۶۵ درجه نمي تواند وجود داشته باشد. وجود اتكوئيد در دياگرام تعادل دو فلز، امكان آب دادن آلياژ را نشان مي دهد و با آب دادن مي توان شبكه   را خارج از دامنه پايدار بودن خود در سرما نيز به دست آورد. در حالت عادي، فاز   در درجه حرارت ۵۶۵ درجه سانتيگراد تجزيه شده و توليد   مي كند كه شبكه   كاملاً سخت و شكننده است. 
آلياژهاي مس- آلومينيوم، محتوي تا ۵ درصد آلومينيوم، داراي جوش پذيري خوبي هستند اما وقتي درصد آلومينيوم تا ۱۰ درصد افزايش پيدا مي كند، آلياژها ترد و سخت مي شوند. آلياژهاي مس- آلومينيوم اغلب به صورت چندتايي بوده و با خود مقاديري آهن، نيكل يا منگنز دارند. هر سه عنصر گفته شده تأثيرات تقريباً نزديكي روي آلياژ مذكور دارند. 
خواص مكانيكي اين آلياژها، تقريباً شبيه فولادهاست اما از مقاومت به خوردگي بسيار بالاتري برخوردارند. براي جوشكاري اين آلياژها، برداشتن لايه اكسيد آلومينيوم سطحي از اهميت ويژه اي برخوردار است، پس براي اين منظور، استفاده از تمهيداتي كه در بخش جوشكاري آلومينيوم ذكر شد، توصيه شده است. فاصله حرارتي انجماد آلياژهاي مس و آلومينيوم عملاً بسيار كم بوده و در نتيجه انقباض متمركز حاصل در قطعه جوشكاري شده، نسبتاً عميق خواهد بود و بايد تدابير لازم را در اين مورد پيش بيني شود. 
سيليسيم
افزايش سيلسيم به مس باعث مي شود كه مقاومت به خوردگي آلياژ بالا برود. مقدار سيلسيم در حدود ۴ درصد توصيه شده است. اين آلياژ، در مقابل اسيدها و آمونياك كاملاً مقاوم است و داراي خواص مشابه با برنزهاست ولي قيمت آن خيلي ارزان تر و سياليت و خواص جوش پذيري بالاتري دارد. به طور كلي، اگر مقدار سيليسيم در آلياژ كم باشد (حدود ۱/۰ تا ۵/۰ درصد) روي خواص الكتريكي مس اثر نكرده ولي باعث افزايش خواص مكانيكي خواهد شد. 
سيليسيم با نيكل، تركيب بين فلزي به فرمول Ni2Si مي دهد كه به طور يكنواخت در مس پخش شده و سختي آلياژ را به حدود ۲۰۰ برينل مي رساند در حالي كه استحكام كششي آن ۶۰ تا ۷۰ كيلوگرم بر ميلي مترمربع خواهد بود. وجود مقاديري آهن نيز با ايجاد تركيب بين فلزي Fe2Si باعث بهبود خواص مكانيكي فلزي خواهد شد. سيلسيم علاوه بر اين، يك اكسيژن زداي موفق است. 
فسفر
اين عنصر، خواص مكانيكي مس را تقويت كرده ولي از مقدار هدايت الكتريكي آن مي كاهد. فسفر در اغلب آلياژهاي مس به عنوان اكسيژن زدا به كار مي رود و به دليل افزايش شديد سياليت، باعث ايجاد سطوح غير يكنواخت مي شود، به خصوص در مورد آلياژهاي محتوي، سرب، عملاً قادر به انجام اكسيژن زدايي نيست. مقدار فسفر مورد لزوم، معمولاً ۰۲/۰ تا ۰۵/۰ درصد است و جز در مورد آلومينيوم برنز، در ساير آلياژها كم و بيش مورد استفاده قرار مي گيرد. محصول فعل و انفعال فسفر (P2O5) به صورت گاز، علاوه بر اكسيژن زدايي، در خروج گازهاي محلول نيز مؤثر است ولي از طرف ديگر، حذف شرايط اكسيدي در مذاب، باعث افزايش جذب هيدروژن خواهد شد. پس از القاء فسفر به آلياژهاي مس، همواره بايد با افزايش سرعت جوشكاري و حفاظت كامل حوضچه جوش همراه باشد، تا از نفوذ مجدد هيدروژن جلوگيري شود. 
ليتيم 
ليتيم عنصر ديگري است كه خاصيت اكسيژن زدايي آن تقريباً ۱۰ برابر فسفر مي باشد و علاوه بر احياء اكسيدها، عمل اخراج گازهاي محلول (هيدروژن) را نيز با تشكيل (هيدرورليتيم) (LiH) تشديد مي نمايد. اشكال عمده فقط در نقطه ذوب LiO2 است كه در شرايط جوشكاري به صورت بخار در مي آيند. 

كادميم 
كادميم تأثير چنداني بر هدايت الكتريكي مس ندارد ولي خواص مكانيكي آن را افزايش مي دهد. آلياژهاي مس محتوي بيش از ۲۵/۱ درصد كادميم به دليل تشكيل اكسيد كادميم و افزايش نقطه ذوب آلياژ، مشكلات كوچكي را براي جوشكاري قوس الكتريكي پديد مي آورند كه البته به سادگي مرتفع مي شوند. 
كرم 
كرم عملاً بر خواص مقاومت الكتريكي مس تأثيري نداشته ولي خواص مكانيكي آن را افزايش مي دهد. اين عنصر، مانند برليوم و آلومينيوم توليد اكسيد مقاومي در سطح مس مذاب مي كند. پس براي جوشكاري آلياژهاي مسي كه محتوي كرم هستند، استفاده از گازهاي محافظ حوضچه توصيه مي شود. 
به طور كلي، خاصيت هدايت الكتريكي و خواص مكانيكي، دو عامل متضاد بوده و عناصر اضافه شده به مس، باعث تقويت يكي و كاهش ديگري خواهد شد. بايد در نظر داشت كه هدايت الكتريكي مس خالص ماكزيمم بوده و اضافه كردن هيچ عنصري باعث بالا رفتن مقدار هدايت الكتريكي نمي شود.
آهن و منگنز 
آهن اغلب به عنوان عنصر كمكي در آلياژهاي مس- آلومينيوم، مس- نيكل، برنج ها و برنزهاي آلومينيوم به ميزان ۴/۱ تا ۵/۳ درصد وجود دارد. آلياژهاي آهن دار، مس، نيازي به عمليات حرارتي بعدي ندارند زيرا وجود آهن سبب ريزدانه شدن آلياژ شده و با تغيير در ساختار، تأثير سرعت سرد شدن مذاب بر خواص مكانيكي را تقليل مي دهد. بنابراين وجود آهن به اين مقدار تأثيري بر خواص جوش پذيري فلز ندارد. 
منگنز در مس اثراتي مشابه اثرات نيكل دارد اما مقدار اين تأثيرات، به مراتب كمتر است، بنابراين وجود منگنز در مقادير ۲ تا ۳ درصد بر خواص جوش پذيري آلياژهاي مس تأثيري ندارد. 
بيسموت 
اين فلز مقاومت الكتريكي را بالا بردن و باعث شكنندگي آن نيز مي شود. مقدار حلاليت بيسموت در مس، بسيار كم است ولي همان مقادير كم نيز، بر خواص مكانيكي و هدايت الكتريكي اثرات مهمي باقي مي گذارد. اگر بيسموت به صورت اكسيد باشد، اثر مضر آن كمتر خواهد بود. مقدار مجاز اين عنصر در فلز مس در حدود ۰۰۷/۰ درصد است و در هر صورت، خواص جوشكاري آلياژ را كاهش داده و نياز به عمليات پيشگرمايي و پسگرمايي را افزايش مي دهد. 
ارسنيك 
ارسنيك خالص، خاصيت چكشخواري مس در سرما را زياد مي كند. همچنين خواص مكانيكي و سختي فلز را افزيش و هدايت الكتريكي آن را به شدت كاهش مي دهد. اگر ارسينك و بيسموت تواماً وجود داشته باشند، چون با يكديگر وارد تركيب مي شوند اثر مضر كمتري بر خواص الكتريكي مس خواهند داشت. حد مجاز وجود ارسنيك در مس، حدود ۰۰۱/۰ درصد است. 
طلا و پلاتين 
اين عناصر روي مقاومت الكتريكي و همچنين خواص مكانيكي، اثر چنداني ندارند بنابراين بر خواص جوش پذيري مس نيز تأثير به خصوصي ندارند. 
  • بازدید : 40 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

نوارهاي مسي در عملياتهاي شكل دهي مورد استفاده قرار مي گيرند . تمپر ( درجه نوردكاري سرد ) تاثير كمي بر روي حد فنجاني شدن ( حد عميق كششي ) دارد ولي اثرات جدي بروي شكل دادن كشيدني دارد ( به فرو رفتگي هاي ايجاد شده در آزمايش اريكسن ، گلويي شدن در شكل دادن كشيدني مراجعه كنيد ) و ديگر موارد .
در جدولهاي (۶-۱) تركيب بعضي از آلياژهاي تجاري مس داده شده است .
Effect of other elements in copper ::7-4
عناصر مورد بحث ، ناخالصيها ، اكسيژن زداهاي باقيمانده يا عناصري كه عملاً بدليل خاصي براي بالا بردن بعضي خواص به مس اضافه شده اند در مس می ياشند.
ارسنيك ، آنتيموان ، سيموت ، آهن ، سرب ، كاديم ، كبالت ، نيكل ، نقره ، سولفور ، سلنيم ، تلور عنوان ناخالصي طبقه بندي مي شوند . با وجود اكسيژن بطور عمدي كنترل مي شود اما اين عنصر ممكن است بعنوان ناخالصي طبقه بندي شود اما شايد صحيح تر اين باشد كه به عنوان آلياژ ساز طبقه بندي شود .
بعضي از عناصر كه در موارد خاصي به عنوان ناخالصي حضور مي يابند در موقعيتهاي ديگر به عنوان عناصر الياژسازي ظاهر مي شوند مانند نقره ، سرب ، تلور .
عناصر فسفر ، ليتيم ، بور ، كلسيم مي توانند بعنوان اكسيژن زدا مورد استفاده قرار گيرند اما هيچكدام در حد تجاري و قابل توجهي مورد استفاده واقع نمي شود .
ارسنيك ، برليم ، كاديم ،كبالت ، كرم ، سرب ، نيكل ، فسفر ، سيليسم ، نقره ، تلور ، قلع ، روي ، و زيركونيم به طورعمدي به مس اضافه مي شوند .
حضور اين عناصر در جدول ۷ نشان داده شده است .
ARSENIC::1-7-4
ارسنيك بطور طبيعي در بعضي سنگهاي معدني مس ظاهر مي شود و ممكن است اجازه داده شود كه بعد از عمل تصفيه در مس باقي بماند يا بطور عمدي در غلظتي به ميزان ۳/۰ % به مس اضافه شود .
بعضي وقتها اين عنصر به اندازه ۵/۰% به مس اضافه شده است كه تحت عنوان مس ارسنيكي به فروش مي رسد و در لوله هاي مبدلهای حرارتي و لوله هاي کندانسرها مورد استفاده واقع مي شود ( تكنولوژي مبدلهاي حرارتي را ببينيد ).
ارسنيك استحكام خمشي را تحت شرايط کارسرد کمی افزايش مس دهد و دماي تبلور را بالا مي برد . نقره كه به مس ارسنيكي افزوده مي شود به بالا رفتن دما تبلور مجدد كمك مي كند .
آرسنيك اثر زيان آور قابل بر روي هدايت الكتريكي مس حتي در حضور اكسيژن دارد (به شكل ۶ نگاه كنيد)
حضور اكسيژن مشخصه هاي ريخته گري مس ارسنيكي را بهبود مي بخشد . از طرفي ارسنيك موجب بهبود خصوصيات كاري مس اكسيژن دار مي شود .
اثرمفيد ارسنيك بروي خواص كارسرد مس اكسيژندار بدليل تاثير ارسنيك بروي ساختمان آلياژ تلقي مي شود .
اكسيدمس بطور طبيعي به شكل يك يوتكتيك كه كريستالها يادانه هاي نرم را احاطه مي كند . هنگاميكه غلظت ارسنيك از مقدار ( ۱/۰ )% افزايش مي يابد يوتكتيك بوسيله ذرات كروي نسبتا بزرگي و منفردي جانشين مي شود و دانه هاي جداگانه واقع مي شوند . اجزاء تشكيل شده جديد احتمالا محصول واكنش انجام شده بين ارسنيك و اكسيد مس هستند كه ممكن است اين مواد ارسنات مس ياشند . اين تركيب فعال نوري است و شكلهاي تداخلي خاصي هنگاميكه تحت نورپلاريزه به آن نگاه مي كنيم تشكيل مي دهد. مشابه آن براي سيستمهاي مس- اكسيژن-آنتيموان خاصيت فعاليت نوري گزارش شده است .
 ANTIMONY:2-7-4 
معمولا آنتیموان فقط در غلظتهاي خيلي كم در مس يافت مي شود . آنتیموان با مس بدون اكسيژن تشكيل محلول جامد مي دهد بنابراين بر هدايت الكتريكي مؤثر است اما با وجود اين كمتر از ارسنيك مورد توجه واقع مي شود . آنتیموان همچنين در حضور CUO تشكيل كره هايي مي دهد كه تركيب حاصل شده فعاليت نوري نيز دارد .
مسي كه شامل تا حدود (۵/۰)% آنتیموان در حضور (۰۳/۰ – ۰۲/۰ )% اكسيژن است بطور موفقيت آميزي نورد گرم مي شود .
مسي كه شامل (۵/۰ – ۰۵/۰)% از هر يك ا ز عناصر آنتیموان و ارسنيك در حضور (۰۲/۰ )% اكسيژن است مي تواند كار گرم شود .
آنتیموان استحكام كنشي و ويژگيهاي خستگي مس را در مقايسه با مس ارسنيكي افزايش مي دهد و موجب افزايش حد دوام ( حد خستگي) مي شود .
آنتیموان حتي در مس اكسيژن دار دماي تبلور مجدد را افزايش مي دهد .
   BISMUTH ::3-7-4
بيسموت غالبا در مس نامحلول است . (۰۲/۰) % بيسموت در دماي C 0 980 در مس حل مي شود .
بيسموت به شكل يك لايه بين دانه اي در مس بدون اكسيژن ظاهر مي شود و چون دماي ذوب پاييني دارد (C 0  271 ) تمايل به سرخ شکنندگی است با توجه به اينكه قسمت عظيمي از نوارهاي ورق (تسمه ها ) مسي توسط نورد گرم توليد مي شوند ، حتي مقدار خيلي كمي بيسموت در مس قابل تعمل نمي باشد حضور فسفر باعث مي شود كه سرخ شکنندگی ايجاد شود اثر وجود آنتیموان مجددا تكرار شود .
Rees , Conda (26) با انجام عمل آنیلی در دماي c 0 900 دريافتند كه تنها اثر بيسموت روي دماي سيم سختي مس ، ( c 0 5/2)  به ازاي هر ppm بيسموت در دامنه pmm (3-6/1) است بيسموت مانند آرسنيك و  با اكسيد مس واكنش مي دهد كه نتيجه اش يك تجمع تدريجي از ساختار يوتكتيكي مس – اكسيد مس است به همراه افزايش يافتن غلظت بيسموت تا اينكه ذرات كروي از ماده متشكله جديد بوجود آيند .
با وجود غلظت نسبتاً بالا اكسيژن در مس بيسموت دار ، لايه بيسموت  در زير ميكروسكوپ ريز نشده است . حضور اكسيژن در مس بيسموت دار بهبود خواص مكانيكي نورد كاري گرم را توجيه مي كند .
بيسموت همچنين با تمايل به ساختن مدار شكننده خواص نورد كاري سرد را تحت تاثير قرار مي دهد . حضور سرب علاوه بر بيسموت در آلياژ سازي اثرات زيان آور بيسموت را كاهش مي دهد به اين وسيله تمايل بيسموت را به ساختن لايه هاي مرزدانه اي معدوم مي سازد .
آرسنيك و آنتیموان در حضور اكسيژن سعي مي كند سرخ كنندگي مس بيسموت دار را كاهش دهند كه نتيجه آن توزيع مجدد بيسموت در ساختار ميكروسكوپي مس است .
اكسيدهاي كمپلكس بيسموت و آنتميوان كه ممكن است تشكيل شوند از جدايش بيسموت در مرزدانه ها جلوگيري مي كنند .
SULFUR , SELENIUM , TELURIUM::4-7-4
اين سه عنصر سرخ شكنندگي و سرد شكنندگي ايجاد نمي كنند و اثر كمي روی استحكام كششي دارند اگر چه ممكن است كاهشي در انعطاف پذيري بوجود آورند .
اگر چه اين عناصر معمولا فقط در غلظتهاي خيلي كمي در مس تصفيه شده ظاهر مي شوند 
اين عنصر ها هنگاميكه به مقدار ۱% به مس اضافه مي شوند موجب افزايش راحتي ماشينكار آن مي شوند .
هر سه اين عناصر با مس تركيباتي تشكيل مي دهند و بطريقه كمي نمودار هاي فازي مشابهي را بوجود مي آورند . قابليت حلاليت جامد هر يك از اين عناصر پايين است .
بر اساس مقاومت الكتريكي اندازه گيري شده حلاليت آنها به شرح زير است :
Tellurium,wt% Selenium,wt% Sulfur,wt%  Temperature 

۰/۰۰۰۳
۰/۰۰۱ ۰/۰۰۰۵ ۶۰۰

۰/۰۰۷۵ ۰/۰۱۵ ۰/۰۰۲ ۸۰۰


سولفور اثر قابل توجهي در غلظتهاي پايين تا حدود PPM 10بر روي دماي تبلور مجدد دارد . اين اثر در غلظتهاي بالاتر سولفور كاهش مي يابد زيرا قابليت حلاليت جامد ( محلول جامد) محدود مي شود . بخشي از اين تاثيرات بدليل تشكيل CU2S نامحلول است .
دماي تبلور مجدد مس به ازاي هر ppm سولفور c 0  7/0 در دامنه ppm (25-6 ) افزايش خواهد يافت . (۲۸)
سلنيم اثر نافذي بر روي نرم سازي مس دارد .‌(۲۹) هر ppm سلنيم كاهشي معادل mm (60-40) در تغيير طول نسبي ار تجاعي ( فنر) ، در مقايسه با اثر سولفور كه (mm20) است ، ايجاد مي كند .
تنها اثر سلنيم از لحاظ دماي نرم سازي c 0 12 به ازاي هر ppm سلنيم  در دامنه ppm (5-0) براي تابكاري در دماي c 0 850 است .
تلور اثر نسبتا بالاتري به مقدار  c 0  6 به ازاي هر ppm دارد . اكسيژن به نظر نمي رسد كه رفتارتلور را تغيير دهد . 
آلياژهاي مسي شامل سولفور و تلور بعنوان مسهاي با قابليت ماشينكاري فروخته مي شوند 
مس خالص نرم و جقرمه است و ماشينكاري آنها مشكل مي باشد . هنگاميكه مس بريده مي شود ( برشكاري) رشته هاي طويل حلقوي تشكيل مي شوند كه سرعت برش را كاهش مي دهند ، ابزار برش گير نموده و حرارت ايجاد شده افزايش مي يابد ، كه سرعت ماشينكاري پاييني به مس نسبت داده مي شود .
در مقايسه با قابليت ماشينكاري برنج (zn 36% +pb 3% +cu 61% ) به عنوان استاندارد ( سرعت ۱۰۰) ، مس ۲۰% سرعت دارد .
مس سولفوري (s3/0% + cu7/99 %) و مس تلوريم دار ( Te 5/0% + cu 5/99% ) هر هر درصد داراي سرعت ماشينكاري ۸۵% هستند و خواص مكانيكي هر دو آنها شبيه مس است .
سربي كه به مس اضافه مي شود قابليت ماشينكاري را بهبود مي بخشيد اما اين آلياژ تمايل به ترك خوردگي دارد .

عتیقه زیرخاکی گنج