• بازدید : 94 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۹صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

مشاغل کاذب شهري به آن دسته از مشاغل شهري گفته مي¬شود که ابتدا به شکل مستقيم و يا غيرمستقيم کمکي به افزايش بهره¬وري نهايي کار توليدي نکند و دوم اين که حذف آنها تأثير به سزايي در نيازمندي¬هاي توليد وتوزيع وخدمات و کالاها نداشته باشد. در پاره¬اي از موارد حتي حذف اين گونه مشاغل از صحنه توليد و توزيع کالا و خدمات باعث افزايش بهره¬وري نهايي کار توليدي خواهد شد. اين مقاله خلاصه¬اي است از تحقيق انجام گرفته تحت عنوان ” علل گرايش به مشاغل کاذب در شهر اهواز ” در سال ۱۳۸۶ که در مرکز شهر به عنوان نمونه صورت گرفته است
حق مسلم هر انساني است که آزادانه شغلي را انتخاب نمايد، شغلي که مورد علاقه او بوده و هم چنين مطابق با استعداد و تواناﻳﯽ هاي فردي او باشد تا از طريق آن بتواند امرار معاش کند، اما از آن چه که نبايد غافل بود نوع شغل فرد است، يعني فرد شغلي را انتخاب نمايد که ارزش اقتصادي داشته باشد. منظور اين است که آن شغل يا به توليدات جامعه بيافزايد يا به خدمتي منجر گردد.
در جهان امروزه ما شاهد تغيير و تحولاتي سريع در زمينه¬هاي علم، تکنولوژي و صنعت هستيم. تحولات علمي که در قرن اخير در جوامع پيشرفته و صنعتي رخ داده، هم چنان به رشد تکاملي خود ادامه مي¬دهد و نتيجه آن اکتشافات و نوآوري هايي است که در خدمت بشر امروزي قرار مي¬گيرد. اين تحولات نه تنها کره زمين را در بر گرفته و زندگي مردم را تغيير داده، بلکه علم و تکنولوژي امروزه، به قلب کهکشان ها کشانده شده و در عالم هستي سير مي کند. اکنون با تصور چنين دنيايي آيا ما از تأثيرات آن در امان خواهيم بود ؟
مسلماً خير. زندگي ماشيني و دستاوردهاي توليدي آن به اکثر کشورهاي جهان صادر مي¬شود. بنابراين ما ديگر نمي-توانيم در همان چهارچوب زندگي سنتي باقي بمانيم، بلکه بايد براي پيشرفت هماهنگ با جهان پيش برويم و براي حصول به اين مهم با نوآوري¬ها و تکنولوژي¬هاي جديد آشنا بشويم، اين آشنايي خود مستلزم کسب تخصص در زمينه¬هاي مختلف مي شود و از آن جا که نيازهاي انسان متفاوت مي¬باشد، لذا براي رفع اين نيازها تخصص هاي متفاوتي نيز ضرورت پيدا مي¬کند و انواع رشته هاي تحصيلي وتخصصي به وجود مي¬آيد. بنابراين پيشرفت صنعت و علم بر روي تمام شئون زندگي تأثير گذاشته که ذکر آن از حوصله اين تحقيق خارج است و ما فقط به تأثيري که بر مشاغل دارد مي¬پردازيم.
هرچه زندگي علمي¬تر و صنعتي¬تر مي-شود افراد به همان اندازه احتياج به فراگيري تخصص¬هاي لازم براي رفع نيازهاي خود پيدا مي¬کنند. جوامعي که نتوانند افراد متخصص به اندازه کافي تربيت کنند ناچار نيروي کار آنها به سوي مشاغلي روي مي آورند که احتياج به تخصص ندارد و از ميان مشاغل بدون تخصص، شغلي را انتخاب مي کنند که ساده تر و سودآوري آن سريع تر باشد بدون ترديد روش معيشت و نوع شغل شهروندان در سيماي شهر تأثير بسزايي مي گذارد. افرادي که به مشاغل کاذب مي پردازند چون مجوز قانوني براي کسب و کار ندارند، هرجا و هر گوشه از شهر را که فضاي خالي داشته باشد به عنوان محل کسب خود انتخاب و وسايل خود را همان جا پهن وشروع به کار مي کنند. اين افرادکه در خيابان¬هاي شهر به مشاغلي هم چون، سيگارفروشي، کوپن فروشي، دست فروشي، فال گيري و غيره مشغول¬اند باعث به وجود آمدن يک بازار آشفته مي¬شوند، که از نظر اقتصادي خود تأثير در بازار واقعي مي گذارد، يعني بازاري کاذب، درون بازار واقعي به وجود مي آورد. در اين ميان احتکار کنندگان وکساني که هدفشان فقط پول است از اين بازار کاذب و آشفته سود جسته و باعث ناياب شدن بعضي کالاها مي شوند، يعني به جاي اين که اين کالاها را با قيمت مناسب در اختيار خرده فروشان جهت مصرف مردم قرار دهند به همين افراد با قيمت بيشتر مي فروشند و بازار سياه ايجاد مي کنند. از نظر اجتماعي مشاغل کاذب، باعث تغييراتي در سيماي شهر شده اند. اين تأثيرات به اين صورت مي باشد که تجمع آن ها باعث سد معبر، مشکلات تردد، ترافيک، مسايل اخلاقي وغيره مي گردد. 
نظري ساده ولي عميق بر مشاغل کاذب آميخته در چهره ي شهر اهواز نشان مي دهد که افراد داراي شغل کاذب براي کار خود زمان و مکان مشخصي ندارند، اما به طور تقريبي مي توان گفت اين افراد، بيشتر صبح ها و عصرها در خيابان ها و چهارراه هاي مرکزي شهر تجمع مي کنند.

روش تحقيق 
در اين پژوهش ابتدا با مطالعه اوليه و اکتشافي درباره موضوع به بررسي نقطه نظرات انديشمندان و متفکران پرداخته شده است.اين مقاله بر اساس يافته¬هاي طرح پژوهشي که با هدف کلي شناخت ويژگي ها و توصيف دقيق وضع موجود صاحبين مشاغل کاذب در مرکز شهر اهواز صورت گرفته تدوين شده است. با توجه به گستردگي موضوع و تعاريف متنوعي که در مورد آن وجود دارد در اين تقيق تنها طيف باريکي از مشاغل کاذب يعني مشاغل کاذب غير پنهان يا مشاغل پياده رويي(دستفروشي، گل فروشي، فال گيري، کوپن فروشي و…) مورد توجه قرار گرفته است. در اين پژوهش از روش توصيفي از نوع پيمايشي استفاده شده است. براي انجام اين بررسي با توجه به محدوديت هاي تحقيق، پس از بررسي هاي اوليه محدوده ي مرکز شهر(سلمان فارسي، امام، طالقاني، ۲۴ متري، ۳۰ متري) به عنوان محدوده ميداني تحقيق انتخاب شده است. اين مکان با توجه به موقعيت و مسيرهاي دسترسي به آن تقريباً اغلب ويژگي¬هاي تمامي ميادين و گره گاههاي شهر اهواز را به نمايش مي¬گذارد و مي¬تواند مورد مناسبي باشد. براي جمع¬آوري اطلاعات ميداني در اين محدوده، در کنار بازديد و مصاحبه با شاغلين مذکور از روش تکميل پرسشنامه استفاده شده است. پس از تهيه و تنظيم پرسشنامه و مطمئن شدن از روايي و پايايي آن، با استفاده از روش برآورد هزينه و هم چنين فرمول کوکران از جمعيت ۱۸۰۰ نفري، جامعه آماري ۱۴۰ نفري در نظر گرفته شد. با استعانت از روش نمونه¬گيري تصادفي، پرسشنامه¬ها تکميل و در نهايت توسط رايانه نتايج، استخراج و فرضيات آزمون گرديد.
 براي تجزيه وتحليل داده ها از ضرايب همبستگي اسپيرمن، ضريب تاو کندال، آزمون t تک متغيره، روش آلفاي کرونباخ براي محاسبه ي پايايي، روش آماري غير پارامتريک خي دو(کاي – اسکوئر) استفاده شد.

اهميت و هدف تحقيق 
اين تحقيق در زمينه علل گرايش به مشاغل غيرمفيد- کاذب- اطلاعات ارزنده¬اي در اختيار ما مي¬گذارد که مي¬تواند زمينه مناسبي براي مطالعات بعدي و ارايه راهکارهايي براي مبارزه با اين گونه مشاغل باشد. واضح است که از طريق کاهش مشاغل کاذب و غيرمفيد از به هدر رفتن سرمايه¬هاي انساني جلوگيري شده و مي¬توان آنها را در جهت پيشبرد توسعه همه جانبه اقتصاد کشور به کار گرفت. بنابراين هدف اساسي، پژوهش حاضر به دست آوردن اطلاعات لازم در مورد علل گرايش به مشاغل کاذب وعوامل به وجود آورنده آن در شهر اهواز و هم چنين ارايه راهکارهايي جهت کاهش مشاغل غير مفيد مي باشد. 

بيان مسأله 
در يک نظر سطحي ولي کنجکاوانه به فعاليت¬هاي روزانه شهروندان در شهرهاي بزرگ کشورهاي در حال توسعه مشاهده خواهد شد که عده نسبتاً کثيري به فعاليت¬هاي کم و بيش غير مولد و سربار مشغول اند. اين گونه فعاليت¬هاي غيرمولد با درجات مختلف پراکندگي در بخش¬هاي اقتصادي به خصوص در بخش خدمات متمرکز شده اند. برخلاف انتظار بيشتر اين گونه مشاغل در بخش هاي غيررسمي متمرکز نشده اند بلکه عملا” درصد بالايي از آنها در فعاليت¬هاي رسمي بخش خدمات به صورت آشکار و پنهان يافت مي¬شوند. گستردگي و نهان بودگي مشاغل کاذب به حدي است که با کمي مطالعه کنجکاوانه، مولد بودن بسياري از مشاغل به ظاهر رسمي مورد سؤال قرار خواهد گرفت. مشاغل کاذب در بخش¬هاي غيررسمي، برعکس بخش¬هاي رسمي در گوشه و کنار خيابان¬ها به آساني به چشم مي-خورد. هرکسي در يک راه پيمايي کوتاه در مراکز پرازدحام شهرهاي بزرگ، به مشاغل کاذب و غير مولد در بخش غيررسمي از قبيل دوره گردي، دکه داري، سيگارفروشي سيار، واکسي سيار و انواع ديگر آن، برخواهد خورد. 
به طور کلي، وجود اين گونه مشاغل چه به شکل رسمي و چه به شکل پنهاني و غيررسمي آن، منبعث از ترکيب، تلفيق، تباين و واکنش هاي آثار و نتايج عوامل اقتصادي- اجتماعي- فرهنگي جامعه است. اين عوامل بسيار متنوع و پيچيده هستند ولي عملا” در چهارچوب الگوهاي صنعتي شدن در جامعه هاي در حال توسعه قابل بررسي اند(پورقاز ۱۳۷۶: ۱۵).
به عبارت ساده تر، گسترش فعاليت هاي غيرمولد و دست و پاگير، در يک ارتباط تنگاتنگ با مسايل و تنگناهاي اساسي توسعه اقتصادي- اجتماعي- فرهنگي قرار دارد. اين تنگناها متأسفانه به شکل پيوسته و نظام دار به يکديگر مرتبط هستند و رفع يکي از آنان به رفع بقيه تنگناهاي توسعه از قبيل بيکاري، بي سوادي، فقر، کمي درآمد، مهاجرت هاي بي رويه روستاييان، حاشيه نشيني، تمرکز بيش از اندازه جمعيت در پايتخت، رشد سريع جمعيت، کمبود نيروي انساني کارا و متخصص، وجود اقتصاد تک محصولي، فقرفرهنگي، نبود انگيزه هاي کار، توسعه ناموزون منطقه اي، اختلاس و فساد اداري، تشديد قشربندي هاي اجتماعي، کارايي پايين فعاليت هاي صنعتي، فقدان ارتباطات و مبادلات لازم بين بخش هاي خدمات کشوري و صنعت و غيره، بستگي به حل ساير عوامل ديگر دارد، اين درهم تنيدگي هاي موانع متعدد توسعه اقتصادي – اجتماعي، باعث شده است که محققان نتوانند به آساني متغيرها را تفکيک و مسايل را جداگانه حل کنند زيرا اين مسايل فرعي همه به يک “طرح مسأله کلي” مبدل شده اند و در نتيجه، متغيرهاي توسعه، همزمان و توﺃماً بر يکديگر اثر مي گذارند تا حدي که نمي توان جايگاه مشخصي را به علت ويا معلول بودن متغير اختصاص داد.
تجزيه وتحليل و مطالعه ي علل گسترش مشاغل کاذب شهري نيز از اين قاعده مستثني نيست و تا آن جايي که مقدور است، طرح آن را بايد به طور جامع و در ارتباط با تنگناهاي زيرساختي جامعه عنوان و پي ريزي کرد. به علت تنوع و چند بعدي بودن مشاغل کاذب از نظر ميزان درآمد، نوع شغل، بهره¬وري کار و شکل حقوقي آن دست اندرکاران و متفکران مسايل اجتماعي به يک تعريف مورد توافق نرسيده اند.
عده¬اي فصلي بودن و بي ثباتي شغلي را به عنوان پارامتر اصلي در تعريف مشاغل کاذب مورداستفاده قرارداده¬اند، گروهي ديگر مسأله رسمي بودن و يا غيررسمي بودن آن را مورد توجه قرارداده اند، عده¬اي قلت درآمدهاي به دست آمده را مبناي تعريف خود قرار مي دهند و شماري ديگر ميزان کمي سرمايه در گردش و استقلال کاري را اساس مشاغل کاذب قلمداد مي کنند. اگر چه تمام اين ابعاد به طور مشخصي با مشاغل کاذب پيوند دارند، ولي از آن جايي که طرح مسأله گسترش مشاغل کاذب بايد در ارتباط با مسائل رشد و توسعه اقتصادي- اجتماعي عنوان شود، در اينجا مسأله مولدبودن اين گونه مشاغل به عنوان بعد اصلي و اساسي مورد نظر ما قرار خواهد گرفت(دانش ۱۳۶۴: ۴). 
بنابراين مشاغل کاذب شهري به آن دسته از مشاغل شهري گفته مي¬شود که اول به شکل مستقيم و يا غير مستقيم کمکي به افزايش بهره¬وري نهايي کار توليدي نکند و دوم حذف آن ها تأثير بسزايي در نيازمندي هاي توليد وتوزيع خدمات وکالاها نداشته باشد. در پاره اي از موارد، حتي حذف اين گونه از مشاغل از صحنه توليد و توزيع کالا و خدمات باعث افزايش بهره¬وري نهايي کار توليدي خواهد شد(همان: ۴).

ادبيات تحقيق 
امروزه در اکثر کشورهاي جهان به صورت هاي مختلف اشکال گوناگوني از مشاغل کاذب ديده مي شود. در کشورمان نيز عينا˝شاهد اين مسأله هستيم. اگر بخواهيم از نظرگاه تاريخي به سابقه مشاغل کاذب بپردازيم، بايد اظهار کنيم که در ادوار کهن نيز گرايش به مشاغل کاذب وجود داشته است. براي اثبات اين مدعا مي توان به فروش بردگان اشاره نمود که در کتب تاريخ اسلام بيان شده است. يکي ديگر از مشاغل کاذبي که درطول تاريخ وجود داشته، رباخواري است که قرآن کريم به عنوان يک عمل زشت وحرام از آن ياد مي کند. قرآن کريم در مورد رباخواري مي¬فرمايد:(الذين ياکلون الربوا لايقومون الا کمايقوم الذي يتخبطه الشيطان من المس ذلک بانهم قالوا انما البيع مثل الربوا و احل الله البيع و حرم الربوا افمن جاء ه موعظه من ربه فانتهي فله ما سلف وامره الي الله و من عاد فاولئک اصحاب النارهم فيهاخالدون).
«آن کساني که رباخوارند، از قبرها در قيامت برنخيزند، جز مانند آن که به وسوسه شيطان، مخبط و ديوانه شده و آنان به اين وسيله در اين عمل زشت- رباخوردن- که گويند هيچ فرق ميان معامله تجارت و ربا نيست و حال آن که خداوند تجارت را حلال کرده و ربا را حرام، هرکس پس از آنکه پند و اندرز کتاب خواهد رسيد از اين عمل دست کشد، خدا از گذشته او در گذرد و عاقبت کار او با خداي مهربان باشد. کساني که از اين کار دست نکشند آنان اهل جهنم هستند و در آن جاويد معذب خواهند بود»(سوره بقره: آيه۲۷۵).
بايد اذعان داشت که مشاغل کاذب در طول تاريخ کهن با توجه به شواهد فوق وجود داشته است. در مکاتب اقتصادي و فلسفي نيز رباخواري به عنوان عملي نادرست معرفي شده است. ارسطو مي گويد«پول عقيم و نازا است» و بهره گرفتن از پول را جايز نمي داند و رباخواري را محکوم مي کند و حتي ارسطو، برده فروشي را هم عملي نادرست مي داند. در عصر حاضر و در کشورمان در زمينه مشاغل غير مفيد- کاذب- در مشهد و اصفهان تحقيقاتي انجام گرفته که چکيده¬اي از اين دو تحقيق در زير ارايه مي¬شود. 
صرامي در مطالعه¬اي که در مورد مشاغل بخش غيررسمي شهر اصفهان انجام داده و آن را در کتابي با عنوان«مشاغل غيررسمي، بيکاري، نه کاري، ناکاري»، منتشر کرده است، بخش غيررسمي را تحت عنوان عبارت«نه کاري و ناکاري» آورده است. او با کاربرد واژه«نه کاري» اشاره به مشاغلي دارد که مقبوليت نسبي داشته و اخلاقا” محکوميتي ندارند(مثل دست فروشي، واکسي و نظايرآن) و از واژه ي(ناکاري) مشاغلي را در نظردارد که مقبوليت اجتماعي نداشته و نوعي خطا به شمار مي¬روند(مانند گدايي، قاچاق و….). به اعتقاد او اين گونه مشاغل با تمام اشکالات و تأثيرات منفي که دارند، به دليل مطابقت با وضعيت فقر و بيکاري همه¬گير جوامع جهان سوم و به دليل تسکين موقت آلام ورفع بيکاري، بايد با دقت، ملايمت و عدالت با آنها برخوردار شود.
عزت الله مافي(۱۳۷۲) در تحقيقي که با عنوان «بررسي مشاغل حاشيه¬اي در شهر مشهد» انجام داده، به اين نتيجه رسيده است که بيشترين تراکم اين گونه مشاغل در سمت شرقي شهر مي¬باشد. از کل کسبه حاشيه¬اي در خيابان¬هاي اصلي شهرحدود ۸۵ درصد در نواحي شرقي و ۱۵ درصد در نواحي غربي شهر به کسب اشتغال داشته¬اند، دلايل تراکم مشاغل حاشيه¬اي در اين شهر ناشي از عوامل زير است: 
الف) تراکم زياد جمعيت در اين قسمت از شهر؛
ب) پايين بودن درآمد ساکنان اين مناطق ؛
پ) تجمع زوار بويژه طبقات متوسط وکم درآمد به خصوص در محلات نزديک حرم ؛

چهارچوب نظري تحقيق 
موضوع مشاغل کاذب را مي¬توان از منظر تئوري¬هاي نظير رشد و توسعه متوازن در بخش¬هاي مختلف جامعه و هم چنين تئوري عدالت و توسعه(تودارو. ۱۳۶۴: ۲۳۵).(ازکيا. ۱۳۷۹٫ ۱۲۳). بررسي کرد. ليکن با توجه به اين که رويکرد خاص تئوريک اين مقاله اهتمام نگارندگان متمرکز بر نظريه هايي چون، تئوري وابستگي و تئوري جاذبه و دافعه لي مي باشد.
مدل وابستگي در ديدگاه تضاد- يکي از ديدگاههاي جامعه شناختي براي تبيين مسايل اجتماعي نضج گرفت. در ديدگاه تضاد جامعه عرصه تضادها و مبارزات طبقاتي است و متغيرهايي مانند: روابط حاکميت، تقسيم کار، توزيع نابرابر امکانات اقتصادي و تغييرات و دگرگوني¬هاي اساسي(انقلابي) مورد بحث قرار مي¬گيرند. در ديدگاه تضاد تبيين پديده¬ها و مسايل اجتماعي در مقياس کلان(نظام¬هاي سياسي- اجتماعي) است. تبيين پديده مشاغل کاذب که از اهم تبعات منفي مهاجرت روستاييان به شهرها است را مي¬توان در اين ديدگاه که به نظرات يا مدل-هاي وابستگي شهرت يافت مورد بررسي قرار داد. 
از ديد نظريه¬ پردازان اين ديدگاه مهاجرت(به ويژه مهاجرت روستاييان به شهر) در بطن روابط سرمايه¬داري جهاني و توسعه وابسته کشورهاي عقب مانده، بايد مورد تحليل قرار گيرد. اين گروه از نظريه پردازان بر اين اعتقادند که علل مهاجرت را نمي¬توان از اثرات آن جدا نمود، زيرا مهاجرت از يک سو، معلول توسعه نابرابر کشورهاي سرمايه¬داري و کشورهاي عقب مانده بود و از سوي ديگر عامل گسترش و تعميق توسعه نابرابر است، بنابراين در تعيين فرايند مهاجرت(به ويژه از روستا به شهر) که منجر به ايجاد و گسترش حاشيه نشيني و شکل¬گيري مشاغل کاذب شهري مي شود لازم است نخست به مسأله عدم توسعه توجه نمود، زيرا در اين راستا است که روابط نابرابر ساختي و مکاني بين بخش¬هاي مختلف جامعه مد نظر قرار مي¬گيرد(به نقل از Amin و Cohen، ۱۹۷۴: ۳۴۹). 
يکي از ايده¬هاي مطرح شده در اين ديدگاه، روابط مرکز- پيرامون در امر توسعه کشورهايي است که توسعه نيافته است و توسط ” سميرامين ” ارايه شده است. کشورهاي سرمايه¬داري وضعيت مسلط(مرکز) و کشورهاي توسعه نيافته وضعيت تحت سلطه(پيرامون) را دارند. اين وضعيت در ساختار داخلي کشورها نيز تأثير گذاشته و سبب به وجود آمدن قطب¬هاي پيشرفته و توسعه يافته سرمايه داري(معمولاً در شهرها) و مناطق توسعه نيافته(معمولاً روستاها) گشته است و نوعي عدم تعادل منطقه اي را به وجود مي آورد. اين امر موجب مهاجرت و جا به جايي نيروي کار از مناطق روستايي محروم به سوي مناطق شهري پيشرفته مي گردد و از آن جا که اين نيروي کار فاقد هرگونه مهارت و تخصص حرفه¬اي مي¬باشند به ناچار در شهر به سمت و سوي مشاغلي کشانده مي شوند که نه تنها در توليد و توزيع فعاليت¬هاي اقتصادي نقش بهينه¬اي ندارند بلکه خود موجبات گسترش و افزايش آسيب¬هاي شهري(من جمله: سد معبر، قاچاق کالا، آلودگي محيط- زيست شهري و غيره) را فراهم مي نمايند. 
” پل سينجر ” يکي ديگر از نظريه پردازان اين ديدگاه، دو مجموعه عوامل مربوط به مبدأ را که باعث مهاجرت مي شوند، از هم متمايز مي کند، اين دو مجموعه از عوامل عبارتند از: 
الف) عوامل رکودي، و اين عوامل زماني رخ مي دهد که جمعيت روستايي به دليل بهبود نسبي وضع بهداشت و درمان، رشدي بيش از توليدات کشاورزي داشته باشد و لذا نيروي کار اضافي، به وجود مي آيد. اين نيروي کار به علت نبود امکانات اشتغال در روستاها به سوي شهرها مهاجرت مي نمايند. 
ب) عوامل تغيير دهنده، اما عوامل تغيير¬دهنده موقعي مؤثرند که روش¬هاي توليد سرمايه¬داري مدرن در مناطق روستايي نفوذ کرده باشد و باعث تغيير شيو ها و تکنيک-هاي توليد مي¬گردد(مکانيزه شدن کشاورزي) در اين جا هدف، افزايش بهره¬وري کار از طريق صنايع سرمايه براست و بنابراين تعداد شاغلين را کاهش داده، سبب مهاجرت نيروي کار اضافه موجود در روستا مي-گردد. که نتايج حاصل از اين پژوهش مويد موارد مذکور است و اتوماسيون(مکانيزه شدن فعاليت هاي کشاورزي) به عنوان يکي از عوامل اقتصادي در مهاجرت رابطه ي معناداري با گسترش مشاغل کاذب شهري دارد. به طور خلاصه در نظريات وابستگي، مهاجرت امري اجباري است که براساس عدم توسعه يک محيط(روستا) نسبت به محيط ديگر(شهر) و وابستگي غير سرمايه-داري به بخش سرمايه داري به وجود مي آيد و يک امر کاملا” استثماري است و ادامه آن باعث گسترش هرچه بيشتر توسعه نيافتگي مي¬گردد(لهسايي زاده، ۱۳۶۸: ۲۲). 
از مدل فوق مي¬توان براي تبيين مهاجرت¬هاي شهر به شهر نيز مي¬توان استفاده کرد و مهاجرت از شهرهاي توسعه نيافته به شهرهاي توسعه يافته تر در يک کشور را در اين چارچوب تبيين کرد. چرا که درصد کمي از افراد مورد بررسي در اين پژوهش را مهاجرين شهري تشکيل دادند. از نظريه اورت اس. لي هم مي¬توان در تبيين پديده مشاغل کاذب بهره گرفت. 
در نظريه لي که به تئوري عوامل جاذبه و دافعه معروف است(زنجاني، ۱۳۸۰: ۱۳۳). جاذبه¬هاي اقتصادي- اجتماعي خاستگاه(شهر) چون(امکانات آموزشي، اشتغال مناسب، امکانات رفاهي، درآمد بيشتر، ازدواج، برخورداري از احترام و ارزش بيشتر) بر انگيزاننده مهاجرين بالاخص روستاييان مي¬شود و آن ها را به رهايي از شرايط کوچ¬گاه(بيکاري، نداشتن درآمد، عدم دسترسي به امکانات رفاهي و آموزشي و غيره) وا مي دارد. 
بر اساس اين تئوري و نتايج حاصله از اين پژوهش نگارنده بر اين باور است که مهم ترين عامل در مهاجرت روستاييان به شهرها(اهواز) عوامل اقتصادي مي¬باشد که تحت عنوان جاذبه هاي شهر مطرح مي-گردد. روستاييان، بي آن که آگاهي و شناخت لازم نسبت به محيط شهري داشته باشند و توانايي¬ها و مهارت¬هاي خويش را آزموده باشند جذب يک سري امکانات کاذب در محيط شهر شدند که اين امکانات هم چون سراب آنها را فريفت بي آن که اين دسته از افراد بتوانند خود را با محيط شهر وفق دهند و جذب فعاليت¬هاي توليدي شوند به سمت و سوي مشاغلي کشانده شدند که علاوه بر اين که کمکي به افزايش خلاقيت و شکوفا شدن استعدادهاي نهفته آنها نکرد بلکه بسياري از آنها بالاخص قشر جوان در دام باندهاي نامشروع قدرت و ثروت(گروهک¬هاي منافقين، باندهاي قاچاق مواد مخدر و غيره) گرفتار شدند. 

مدل نظري تحقيق 
اشتغال کاذب يا بيکاري پنهان پديده اي است که بعد از انقلاب صنعتي همراه با توسعه شهرها در کشورهاي پيشرفته و سپس در ممالک در حال توسعه از جمله ايران گسترش بيشتر يافته و در حال حاضر نيز ادامه دارد. 
اشتغال کاذب به عنوان مقوله اي چند وجهي بر بستري از تعاملات حاصل از تأثير و تأثرات مولفه هاي متعدد ظاهر مي شود. به طوري که گاهي تشخيص تقدم و تأخر اين مولفه ها نسبت به يکديگر مشکل بوده و انسان را دچار خطا مي¬کند. اين پديده گاهي به دليل تأثيراتي که برمحيط زيست شهري و اجتماعي مي گذارد در مباحث جغرافياي شهري مطرح مي شود، از سوي ديگر آن جا که بيکاري پنهان و اين گونه مشاغل در بخش غير رسمي به چشم مي-خورند مي¬توان آن را به عنوان يکي از معضلات اقتصادي در کشورهاي جهان سوم توصيف کرد. 
به طور کلي، وجود اين نوع مشاغل چه به شکل رسمي و چه به شکل پنهاني و غيررسمي آن، منبعث از ترکيب، تلفيق، تباين و واکنش¬هاي آثار و نتايج پارامترهاي اقتصادي- اجتماعي و فرهنگي جامعه است. اين پارامترها بسيار متنوع و پيچيده هستند، ولي عملاً در چارچوب الگوهاي صنعتي شدن در جامعه¬هاي در حال توسعه قابل بررسي¬اند. 
در ارتباط با علت¬يابي و شناخت زمينه-هاي شکل¬گيري مشاغل کاذب، نظريه¬هاي متفاوتي در ابعاد متعددي(اقتصادي، روان شناختي، اجتماعي) ارايه شده است. اين نظريه¬ها، اگر چه تا حد زيادي ناشي از وجوه مختلف مشاغل کاذب است، ليکن تعلق صاحبنظران به ديدگاهها و مکاتب فکري گوناگون، سهم مهمي در اين امر دارد. هر کدام از صاحبنظران در مباحث مربوط به اشتغال به طور غير مستقيم، به عوامل متعددي در شکل¬گيري اين پديده اشاره کرده بودند.
براي نمونه در نظريات جمعيت شناختي، مالتوس، رشد جمعيت، در نظريات مهاجرت اکثر صاحبنظران از جمله لي جاذبه هاي اقتصادي- اجتماعي شهرها را در شکل گيري اين گونه مشاغل دانست. در مکتب نوسازي، مي توان اتوماسيون(ماشيني شدن) در مناطق روستايي که منجر به مهاجرت خيل عظيمي از روستاييان به حاشيه ي شهرها شد را در پديدآيي اين مسأله شهري دخيل دانست. به طوري که در يک جمع بندي کلي مي توان گفت: مهم ترين عاملي که در رابطه با شکل¬گيري مشاغل کاذب شهري مدنظر اکثر صاحبنظران مي باشد: مهاجرت از محيط هاي کوچک شهري و روستايي است. در ارتباط با مقوله مهاجرت نيز نظريه¬هاي متعددي در بخش مربوط به نظريه هاي مهاجرت ارايه شد. 
ديدگاهي که در اين پژوهش در ارتباط با علل مهاجرت مد نظر ما مي باشد، ديدگاه اورت اس. لي مي باشد که به تئوري عوامل جاذبه و دافعه معروف است. به طوري که بر اساس اين ديدگاه، دافعه هاي روستايي و جاذبه هاي شهري نقشي موثر در ارتباط با چگونگي مهاجرت به شهرها و ميزان آن دارند. 
در قسمت مربوط به پيامدهاي اجتماعي گسترش مشاغل کاذب، لازم به توضيح مي-باشد که ما در اين پژوهش با تأکيد بر ديدگاههاي صاحبنظران داخلي و به طور غير مستقيم صاحبنظران خارجي حاکم شدن فرهنگ فقر، بيکاري، تورم، احتکار، حاشيه¬نشيني، را از مهم ترين پيامدهاي اجتماعي- اقتصادي اين گونه مشاغل برشمرديم.
در يک جمع¬بندي کلي و براساس ديدگاههاي صاحبنظران در ارتباط با عوامل موثر بر شکل گيري مشاغل کاذب و هم چنين بررسي علل گرايش افراد به اين دسته از مشاغل به ارايه مدل نظري تحقيق مي-پردازيم. 

عتیقه زیرخاکی گنج