• بازدید : 28 views
  • بدون نظر
این فایل در ۵۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

كنگره‌ي بدرفتاري با كودكان را چنين معرفي مي‌نمايد: صدمات فيزيكي يا فكري، تجاوز جنسي، بي‌مبالاتي و غفلت در رفتار، بدرفتاري با كودكان زير سن ۱۸ سال توسط شخصي كه وظيفه‌ي آسايش و فراهم آوردن رفاه كودك را در مواقع تهديد و زيان آسايش و رفاه و سلامت كودك دارد، (گروه تحقيقات و سلامت و رفاه اجتماعي ايالات متحده‌ي آمريكا ۱۹۷۵). كميته‌ي ملي مشاوران مدرسه در آمريكا مقاله‌اي در مورد بيان مطلب بدرفتاريكودكان در سال ۱۹۸۸ منتشر كرد كه آن را اين طور تعريف مي‌كند:
زدن ضربات و تحميل چيزي اگر تصادفي نباشد بر روي بدن كودك، خسارات رواني مداوم و انكار احتياجات رواني و فكري  او
انجمن ASCA غفلت و بي‌توجهي به كودك را چنين معرفي مي‌كند: فراهم نكردن غذاي لازم، مراقبت، لباس، پناهنگاه و خانه، سرپرستي در امور، مراقبت پزشكي براي كودك. ص ۲۶۲ و اين رفتار را به عنوان سرپرستي نكردن و بي‌توجهي در امور پزشكي، غيبت غيرقانوني يا غيرعادي از مدرسه، كار بيش از حد، استثمار كودك، سوءتغذيه يا ترك او توضيح مي‌دهد. (ASCA 1988)
 علاوه بر اين بدرفتاري عبارت است از: رفتار بد رواني، فيزيكي و يا جنسي با كودك. Bachman , Moeller و Moeller در سال ۱۹۹۳ نوشتند كه: كشف بدرفتاري رواني بسيار مشكل است اگرچه خلاصه‌ي مطالب آن‌ها ۶ دسته بدرفتاري رواني را معرفي مي‌نمايد: 
۱- بدنام كردن و خار كردم كودك در رابطه با توانايي‌هاي او ظرفيت‌هاي او و خواسته‌هاي او اظهار نظرهاي فكري او.
۲- كنار گذاشتن و جدا كردن او از جامعه
۳- تهديد 
۴- توقع زياد بدون در نظر گفتن سن او
۵- اعمال روش‌هاي سخت؛يرانه شديد و تعرض‌آميز كه از استفاده‌ي زياد مواد مخدر و الكل حاصل مي‌شود.
۶- فراهم نكردن مراتب لازم براي كودكاني كه از نظر فكري به طور جدي معلول هستند.
Jonison در سال ۱۹۹۰ بدرفتاري فيزيكي را استفاده از وسايل بر روي بدن كودك و ضرر و زيان بافت‌هاي آن كه از سرخي يك سيلي شورع مي‌شود و زخم ناشي از حرارت، اشياء تيز، مواد شيميايي، يا داروها و موادمخدر مي‌داند. مركز بين‌المللي سوءرفتار با كودكان و غفلت از آن‌ها در ايالات متحده تمجاوز و بدرفتاري جنسي را چنين ارزيابي مي‌نمايد: كاري كه روي يك كودك صورت مي‌گيرد توسط يك شخص بزرگ‌تر براي تحريك جنسي كودك و برانگيختن ميل جنسي او از طرف تجاوز كننده (در سال ۱۹۹۳ توسط Moeller, Bachmam)
به علت تعاريف مختلف از بدرفتاري با كودكان در جوامع و كشورهاي مختلف و از آن جايي خيلي از وقايع مربوط به بدرفتاري با كودكان گزارش نشده است يا بد گزارش شده است، شيوع بدرفتاري با كودكان را نمي‌توان راحت رد يك جا ارزيابي نمود. 
به علاوه همان طور كه اظهارنامه سلامت رواني هاروارد اشراه مي‌كند (جولاي ۱۹۹۳ص۱) همه‌ي خانواده‌ها يك نوع نظم و روش يكسان و قوانين يكسان در مورد كودكان و برهنگي آن‌ها و لمس كردن و بوسيدن، ندارند.
دو گزارش دولتي از آپارتمان بهداشت و خدمات انساني ايالات متحده (۱۹۹۶ و ۱۹۹۷) آمار بين‌المللي بدرفتاري با كودكان و غفلت از آن‌ها را براي سال ۱۹۹۵ تهيه نموده است. آن‌ها ارزيابي نموده‌اند كه حدود ۲ ميليون گزارش بدرفتاري با كودكان از حدود ۳ ميليون كودك ديده شده است. علاوه بر اين بيش از نصف اين گزارش‌هاي بدرفتاري احتمالي از سوي افراد با مدارك علمي بالا مثل استادان، پزشكان، متخصصان بهداشت رواني، كاركنان مراكز خدماتي اجتماعي و مراقبت از كودكان انجام گرفته است. در بين قربانيان تأييد شده‌ي بدرفتاري غفلت، بيش از ۵۰% هفت ساله يا كوچكتر بوده‌اند و ۲۶% آن‌ها هشت تا دوازده ساله و حدود ۲۱% آن‌ها سيزده تا هجده سال داشته‌اند. تعداد قربانيان بدرفتاري دخترك كمي بيش از پسران است.
بدرفتاري با كودكان در تمام طبقات اجتماعي، اقتصادي و تحصيلي افراد جامعه ديده مي‌شود. در بيشتر مواقع تجاوزكننده يا فرد بدرفتار يكي از افراد فاميل و يا دوستان است كه مرد مي‌باشد. فرد متجاوز از رشوه، تهديد گناه يا اجبار استفاده مي‌نمايد تا از سري بودن و نهفته نگه داشتن موضوع اطمينان حاصل كند. براي حمايت فاميل و قوم و خويش يا دوست ممكن است اين بدرفتاري انكار گردد يا مخفي نگه داشته شود و اين كار از راهنماي گوناگون صورت مي‌گيرد، موضوع گزارش نمي‌شود و يا ضبط نمي‌گردد و كودك و خانواده‌ي او با اين مورد روبه‌رو نمي‌شوند و كمكي يا معالجه‌اي دريافت نمي‌كنند.
چندين تئوري براي توضيح عوامل دست‌اندركار بدرفتاري با كودكان مطرح است. خانواده‌ها معمولاً انعطاف‌ناپذير و مستبد هستند و از هم دورند و از دنياي خارج هم ايزوله و جدا شده‌اند. شايد در آن‌ها تجربه‌ي مشكلات طلاق، ازدواج ، مشكلات و ارتباط بين والدين و كودكان وجود داشته باشد ولي آن‌ها مهارت و استعداد لازم براي مقابله‌ي با آن‌ها را نداشته باشند.
فقر،بي‌كاري، والديني كه قرباني بدرفتاري يكديگر هستند، تغييرات تنش‌زا مثل جدايي و طلاق و تغيير مكان به محلي ديگري براي زندگي اغلب با بدرفتاري توأم مي‌شوند. فاكتورهاي اجتماعي مثل پذيرش كشمكش خانوادگي و تنبيه بدني هم چنين مي‌تواند با شيوع بدرفتاري با كودكان همراه گردد. كودكي كه مورد بدرفتاري قرار گرفته است اغلب به موارد منفي فكر مي‌كند و ممكن است منزوي شود، ديگران او را نپذيرند، مورد غفلت قرار گيرد و تهديد شود.
بدرفتاري رواني
اثر مخرب بدرفتاري رواني در زندگي كودكان به خوبي در تحقيقات و آزمايشات به عمل آمده درج گرديده‌اند. توهين به شخصيت و ارزش شخص، تهديد وارعاب، تنبيه توسط والدين، معلمان و ديگر بزرگترها و قلدري و تهديد توسط بزرگ‌ترها و ديرگ بچه‌ها همه ممكن است با اين مشكلات همراه باشند. ندارك مشهود دال بر اين است كه نتايج بدرفتاري رواني در مشكلات جدي فكري، بي‌نظمي‌هاي رفتاري و ناهنماهنگي آن و يا هر دو رخ مي‌نماياند. تكنيك‌هاي مشاوره‌اي مثل مشاوره‌هاي ازدواج و طلاق، معالجات فاميلي، مداخله‌ي والدين و فرزندان آن‌ها، روش‌هاي مخصوص كار با خانواده‌هايي كه از لحاظ اجتماعي جدا شده‌اند و كنار گذاشته شده‌اند و آموزش علمي براي كمك استادانه و عملي به افراد تحت بدرفتاري رواني پيشنهاد شده‌اند.
از آن جايي كه كودكان مورد بدرفتاري قرار گرفته اغلب مشكلات رواني و رفتاري و فكري دارند و باعث مي‌شود آن‌ها در كلاس درگيري ايجاد كنند در منابع علمي پيشنهاد شده است كه روش‌هاي روانشناسي بدرفتاري كودكان در مدارس دائمي شوند. معلمان ممكن است در صحبت‌هاي خود دائماً نام‌هاي بد، تهديد و تنبيه به كار برند و دوره‌ي تحصيل طوري سازماندهي شود كه به پيشرفت‌هاي درسي بيش از حد تأكيد گردد در حالي كه از پيشرفت اجتماعي افراد غفلت گردد و از طرف ديگر قلدرهاي مدرسه يك فاكتور مهم هستند در گرايش‌ها بچه‌ها به اين كه از لحاظ رواين مورد تجاوز و تخطي قرار گيرند. مشاوران بايد هميشه از امكان وجود بدرفتاري آگاه باشد البته وقتي كه با كودكي مواجه‌اند كه از مشكلات رفتاري و فكري رنج مي‌برد.
بدرفتاري بدني
كتاب سلامت رواني هاروارد (بدرفتاري با كودكان بخش ۱ و ۲ سال ۱۹۹۳) نتيجه گرفته است كه بدرفتاري فيزيكي دراز مدت كاملاً شناخته نشده است. اثر بدرفتاري و ديگر تأثيرات آن در محيط و فاميل مشكل شناخته مي‌شود. اگرچه ارزيابي شده است كه حداقل ۲۵% كودكان قرباني بدرفتاري فيزيكي، مشكلات رواني جدي دارند شامل نگراني‌هاي مزمن، افسردگي، و گاهي عيوب دستگاه عصبي و مغز. Gaudin , Kurts و … در سال ۱۹۹۳ گزارش داده‌اند كه كودكان قرباني بدرفتاري فيزيكي در تحقيق آن‌ها، بسياري از مشكلات جدي در مدرسه را تجربه مي‌كنند مثل افتادن از دروس، حامگلي در زمان زير هجده سال، مورد سوءاستفاده قرار گرفتن، نمره‌هاي پايين در دروس در امتحانات استاندارد رياضي و زبان و تجديد دوره در يك سال يا همه‌ي سال‌ها ۰رفوزه شدن) آن‌ها اشتياق به تحصيل كمتري دارند و مشكلات رفتاري زيادتري دارند البته در مقايسه با ديگر بچه‌هاي كلاس شكست در تحصيلات دانشگاهي آشكارترين فاكتور بين كودكان طبقه‌بندي شده در اين مورد غفلت است، اگرچه اين گروه تجربه‌ي مشكلات شديد رفتاري را ندارند و در كلاس مشكلات سازگاري با محيط به صورت شديد شبيه بچه‌هاي مورد بدرفتاري فيزيكي قرار گرفته نيست.
تجاوز جنسي به كودكان
بر طبق تحقيقات Green در سال ۱۹۹۳ كزارش تجاوز جنسي و موارد گزارش شده در ايالات متحده واقعاً در سال ۱۹۸۰ افزايش نشان مي‌دهد. تجاوز جنسي به دختران بيشتر از پسران اتفاق مي‌افتد. پسران بيشتر د دسترس افراد غريبه هستند و دختران بيشتر قرباني تجاوز افراد خانواده مي‌شوند (بدرفتاري با كودكان جلد ۱ و ۲ – ۱۹۹۳)
كودكان در تماس مكرر با متجاوز مشكلاتشان افزوده مي‌شود البته براي باقي ماندن ارتباط و بايد هم چنين در اين موقع از عهده‌ي آسيب‌هاي ناشي از تجاوز هم برآيند.

عتیقه زیرخاکی گنج