• بازدید : 52 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

خدمات اجتماعي به نظر مي رسد واژة جديدي باشد ولي در اصل از زمان خلقت انسان وجود داشته است فطرت انسان از اغاز خلقت او ، محرك و انگيزة وي در همكاري با ديگران در امور اجتماعي بوده سات يعني بشر ، درجهت بقاء خود و در پيروي از سرشت خويش عامل به تعاون و همكاري هاي اجتماعي بوده است . 
در ايران نيز خدمات اجتماعي مورد توجه بوده است . از زمان نهضت مشروطيت ، سازمان دهي و تدبير در اين زمينه ، به سياستگذاري هاي دولت وارد شد و به تدريج شكل اجرا و سازمان يافته به خود گرفت 
برنامه هاي خدمات اجتماعي في حد ذاته ، عملي است انساني و خداپسندانه و لذا با نگرشي تو بايد مورد توجه قرار گيرد . 
امر خدمات اجتماعي ، يك امر همگاني است كه تمام افراد بشر در انجام و توجه به آن توصيه شده اند . 
با توجه به انواع سايل و مشكلات فردي و اجتماعي ، به ويژه در جامعه اي سنظير جامعه ما با ظرايط خاص خود ، مي بايست جنبه تخصصي امر كمك رساني به انسانهاي ديگر مد نظر قرار گيرد و علاوه بر حمايت از سازمانهاي نوين اجتماعي كه بتوانند جلوگيري نيازهاي سمختلف شهروندان باشند ، افرادي با ويژگيها و خصوصيات خاص ، مهارتهاي بيشتري را در ادارة اين  قبيل مؤسسات و نيز كمك هاي ويژه به افراد و گروههاي نيازمند جامعه را كسب نمايند . 
از نخستين اعصار ، انسانها به دنبال محافظت از خود و وابستگان و تدارك محيطي بهتر و سالمتر براي زيست بوده و نياز امنيت داشته اند .  در جامعه بشري فقري ، تهيدستي ، رنج ، نا تواني ، نابرابري و بي نظمي اجتماعي از ابتدا وجود داشته است اما اين مائب و گرفتاريها فقط در شعاعي كه در دسترس و چشم انداز قرار داشت افراد را متأثر مسؤول مي‌كرد . 
اصطلاح « خدمات اجتماعي » از تركيب دو كلمه «خدمات» جمع «خدمت » و «اجتماعي» تشكيل شده است و معادل انگليس آن “Social Services” است .  در فرهنگ ها معاني گوناگوني براي «خدمت» ليان شده است از آن جمله : پرستاري و تعهد و تيمار ، براي كسي كار كردن ، چاكري كردن ، كار ، مأموريت ، هديه ، تعظيم ، عريضه ، حضور . در اينجا به معناي «انجام براي كسي»  بكار مي رود . 
 
الف- مفهوم ساده و ابتدائي خدمات اجتماعي 
نياز به جستجو براي امنيت فردي  گروهي همواره وجود داشته است . مردم همواره مي‌كوشيد اند تا خود و خانواده شان را از پيشامد هاي احتمالي گرسنگي ، بيماريهاي مسري و خطرهاي ديگري كه آنها را تهديد يا احاطه كرده بود ، حفظ كنند .  آنها در تدارك ضروريات ادامه حيات بعدي يعني سرپناه و غذا و پوشاك نهايت تلاش خود را انجام داده‌اند. اين فرآيند نبردي مستمر بده و امروزه هنوز براي بخش بزرگي از جمعيت جهان به صورت مبارزه‌اي پايدار باقي مانده است . 
 روابط اجتماعي در اين دوره ، ساده و محدود بوده و حمايت ها ، علائق و احساسات درون گروهي به خوبي مشهود بود . خانواده به مفهوم گسترده ، جايگاه ويژه اي داشت و بسياري از مسايل و مشكلات د ردرون آن حل مي شد . حمايت و احترام سالمندان يك امر بديهي بود . فرد نسبت به آينده خانواده‌اش زياد نگران نبود زيرا يقيت داشت كه در صورت فوت او ، فرزندانش مورد حمايت ديگران قرار خواهند گرفت . اين شبكه حمايتي متقابل به او و اعضاء خانواده‌اش ، نوعي تإمين اجتماعي اوليه را هديه مي كرد كه رفع كننده نگراني ها و اضطرابهاي او بود . به جهت سادكي زندگي و وجود روابط چهره به چهره بين اعضا جامعه و محدوديت اين روابط ، فرد ازطريق گروه‌هاي اجتماعي ، به سهولت مورد پذيرش قرار مي‌گرفت و زمينه هاي رضامندي و احساس آرامش و امنيت در او پديدار مي‌شد . محدوديت توقعات متقابل اعضاء جامعه از همديگر و همچنين رضا و تسليم در مقابل شرايط نا مساعد زندگي ، آرامش دورني او را قوت مي بخشيد . علاوه بر نهاد خانواده افراد نيكو كار از طريق نهادهاي مذهبي نظير ، آتشكده ها ، معابد ، كليسا و بالاخر سجد به اشكال مختلف و به صورت داوطلبانه و پراكنده ، ابعادي از خدمات اجتماعي را ارايه و حمايت از محرومان و مستمندان و نگهدارياز ايتام و در راه ماندگان و نظاير آن را عهده دار بوده اند . چنانچه مشاهده مي شود ، در جوامع سنتي ، خدمات اجتماعي ، جنبه هگاني و سازمان يافته نداشت و افراد جامعه در تبيعت از سرشت نساني خود ، عامل به خدمات اجتماعي داوطلبانه بودند و به جهت سادگي مناسبات و محدوديت نيازها و بسياري از علل فرهنگي ، اجتماعي و اقتصادي ديگر ، ضرورتي براي تدبير سازمان يافته در اين خصوص احساس نمي شد . 
 
ب- مفهوم جديد خدمات اجتماعي 
با ورود ماشين به زندگي بشر ، بسياري از اصطلاحات قديمي ، مفاهيم ابتدائي خود را از دست دادند و همگام با دگرگوني در شيوه هاي زندگي اجتماعي ، متحول شدند و مفهوم جديدي پيدا كردند . «خدمات اجتماعي » نيز از اين قاعده مستثني نبوده ¸به عنوان يك «ترم» نوين جايگاه ويژه اي را در سياستگذاريهاي اجتماعي ، اقتصادي ، فرهنگي به خود اختصاص داد . 
در مكتب انسان ساز اسلام رسول اكرم و ائمه بزرگوار مدافع مظلومان و مستضعفين بوده اند . مولاي متقيان علي عليه السلام در اين خصوص سر آمد نيكوكاران ميباشد .  
در زمان سحيات رسول الله و ايام خلافت علي السلام فقراء از بيت المال مستمري مي گرفتند . 
نشكيل جوامع شهري  و ايجاد اجتماعات  بزرگ ، زمينه اي در جهت بوجود آمدن شرايطي بود كه به «دولتي شدن » و « نهادي شدن » برنامه هاي خدمات اجتماعي انجاميد .
در سالهاي بهد از انقلاب صنعتي ، تنها فقر و محروميتنبود كه توازن را از ميان ميبرد و تنش هاي اجتماعي را به وجود مي آورد ، علت ديگر ، كوتاه شدن دسته ها از رشته هاي توليد كار بود كه اختراعات و صنايع جديد پيش مي آورد . ابزارهاي كوچك سابق ، هر دسته افرادي را مستقل و متكي به تلاش و عمل خود مي ساخت و در نتيجه هركسي احساس شخصيت و استقلال مي نمود . 
انقلاب صنعتي و ظهور كارگاه ها و كارخانجات بزرگ و سوء سياستهاي صاحبان صنعت تكنولوژي اين استقلال را گرفت و همين ، خود زينه ساز بسيارياز مسائل اجتماعي ، رواني – عاطفي ، اقتصادي و حتي سياسي شد . 
توجه به زمينه هاي مختلف خدمات اجتماعي بصورت قوانين ، مصوبات ، برنامه ها و سياستهاي اجرائي به وسيلة دولتها اجتناب ناپذير و حتي بسيار ضروري و لازم بود . «ويليام بوريچ» اقتصاد دان انگليس را بعهده داشت طرحي متكي بر سه اصل (بهداشت عمومي ، اشتغال كامل ، پرداخت كمك هزينه به اولياء كودكان) را ارائه كرد . او متعقد بود كه از راه استقرار تعاون ملي و بيمه هاي اجتماعي ، عدالت اجتماعي تأمين خواهد شد .  بر اساس مصوبه‌اي در بيست و ششمين اجلاسيه عمومي سازمان بين المللي كار درسال ۱۹۴۴ در فيلادلفيا ، تحولي در زمينه خدمات اجتماعي بوجود آمد كه برخي از موارد آن چنين است : 
فقر براي رفاه عمومي خطراناك است . 
حمايت ازمادران و كودكان 
تأمين غذا و مسكن و وسائل تفريحي و تربيتي براي همه 
معاضدت و مساعدت در راه ايجاد اشتغال كامل و ارتقاء سطح زندگي 
منشور سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۵ ميلادي زمينه ساز تحولاتي در رابطه با خدمات اجتماعي اعلامه حقوق بشر در سال ۱۹۴۷ بيانگر نگاتي از جمله موراد ذيل .
هر فردي حق دارد از سطح زندگي كافي براي حفظ سلامت شخصي و خانوادگي از نظر خوارك ، مسكن ، درمان و … برخوردار شود . 
هركس هنگام بي كاري،بيماري، از كار افتادگي ، پيري، بيوه گي و نظاير آن حق تأمين شدن را دارد . 
زنان باردار و كودكان ، حق دريافت كمك و معاونت ويژه را دارند . 
همه در برابر قانون مساويند و حق دارند تبعيض از حمايت قانون برخوردار شوند . به موجب قطعنامه ۱۱ دسامير ۱۹۴۶ مجمع عمومي سازمان ملل متحد ، براي رهائي كودكان چهارده كشور اروپايي و چين از چنگال فقر ، بيماري ، گرسنگي و بي سرپرستي س، مؤسسه اي بنام [صندوق بين الملليكمك فوري به كودكان ملل متحد » با نام مخفف «يونيسف » تشكيل داد . 
بر اساس قطعنامه شماره ۱۳۸۶ مورخ ۲۹ نوامبر ۱۹۵۹ سازمان ملل ، نيازندمندي‌هاي اساسي كودكان شامل هفت مرد ( نياز كودك با نام مليت ، محبت و حمايت مادر ، تندرستي و سلامت قبل و بعد از تولد ، غذا و مسكن مناسب ، آموزش و پرورش ، بازي و تفريح ، حمايت اجتماعي ) بود . 
بطور كلي «خدمات اجتماعي» در جهان امروز داراي دو مفهوم «عام» و «خاص» است . مفهوم «عام» خدمات اجتماعي ، گاهي به جاي مفاهيم «خدمات عمومي » و يا « امور اجتماعي » به كار مي رود . «خدمات اجتماعي » به مفهوم «عام» در قانون اساسي كشورهاي مختلف جايگاه خاصي دارد چنانچه در قانون اساسي ايران نيز فصل مستقلي را تحت عنوان «حقوق ملت» به خود اختصاص داده است.
بنابراين «خدمات اجتماعي» به مفهوم «عام» آن عبارت است از : ارائه هرگونه خدمت مادي و معنوي به اقشار مختلف جامعه در جهت تأمين نيازهاي مشترك و عمومي آنها .   
تعريفي كه در زير مي آيد از طرف گروه متخصصين سازمان برنامه هاي ملي خدمات اجتماعي سوابسته سبه اتحاديه بين المللي بيمه اجتماعي در سال ۱۹۵۹ پيشنهاد شده است . 
«تشكيلاتي است به منظور ايجاد سازگاري متقابل فرد و محيط اجتماعي او حصول به اين هدف با اتخاذ تدابير و روشهائي ميسر است كه به فرد ، گروه امكان مي دهد احتياجات خود را مرتفع نموده و مسائلي كه سازگاري آنها با اجتماع در حال تحول مطرح مي سازد حل نمايد و از طريق تعاون شرايط اقتصادي و اجتماعي را بهترنمايد . »   
جسماني ، رواني ، شخصيتي ، اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي و سياسي ، علاوه بر نيازهاي مشترك با همه مردم ، نيازهاي ويژه‌اي دارند كه ممكن است اين نيازمندي كوتاه مدت ، ميان و يا دائمي باشد  . در رابطه با گروه‌هاي خاص اجتماعي مي توان اقشار زير نام برد : 
  • بازدید : 46 views
  • بدون نظر

  • اشپولر مي گويد: « در ميان نوشته هاي جوامع زردشتي بعد از اسلام و در ميان آثار فارسيان هند (پناهندگان زردشتي سال ۹۸/۷۱۷) هيچ اثر واقعي تاريخي، چه از ريشه قبل از اسلامي و چه بعد از اسلامي ديده نمي شود. »
  •  وي پس از ذكر تاريخچه اي از تاريخنگاري اعراب قبل و بعد از ظهور اسلام، نتيجه مي گيرد كه بنابر اين در بان عربي نوعي تاريخنگاري وجود داشت كه در زبان فارسي ديده نمي شده است و همين امر دليلي بوده براي اينكه ايرانيان، آثار تاريخي شان را به زبان عربي بنويسند  همچنانكه تاثير زبان عربي در جهان اسلام و ضرورتي كه ايرانيان براي حفظ تماس خودشان با دنياي عرب احساس مي كردندن، مي تواند دلايل ديگر اين رويكرد در عرصه تاريخنگاري باشد. 
  •  درست است كه شعر و تاريخ در اعراب، عمري ديرينه داشته ولي نوشته هرودوت، پدر تاريخ را كه بي شك با تاريخ ايران و ملل مختلف آشنايي كامل داشته است را نيز نبايد با بي اعتنايي برگزار كرد.
  •   به هر حال با ورود اعراب به ايران نيز تاريخنگاري ايراني دستخوش دگرگوني چدي نشد و رشدي كيفي نكرد. با ظهور سلسله هاي ايراني نژاد كه گسترش زبان فارسي و تكامل فرهنگي را در پي داشت، تاريخنگاري ايراني نيز ايجاد شد و تاريخ طبري در عصر سامانيان كه يك «سلسله ايراني نژاد» بود به فارسي ترجمه شد. بلافاصله بعد از ترجمه تاريخ طبري به فارسي (در حدود سال ۳۵۲/۹۶۳) سلسله هاي ترك نژاد در اكثر ولايات ايران به حكومت رسيدند. آنها كه سرسپردگان مذهب تسنن به شمار مي رفتند و ارثان فرهنگي سلسله هاي ايراني نژاد شدند. بزرگترين سلطان سلسله غزنوي يعني سلطان محمود، حامي فردوسي و از جمله طرفتداران واقعي تسنن اسلامي در دره سند محسوب مي شد. مقارن روي كار آمدن سلجوقيان در قرن پنجم، سه نوع تاريخنگاري در ايران قابل شناسايي است. تاريخنگاري اسلام شمولي، تاريخنگاري محلي و تاريخنگاري سلسله اي.
  • تحولات تاريخنگاري فارسي اما در حوالي ايلغار مغول در سال ۶۱۶/۱۲۲۰ و بعدها در سال ۶۵۴/۱۲۵۶ رخ نمود. اين لشكر كشي براي مردم شرق يعني ماورءالنهر خراسان مصيبت بار بود، اكثر دهقانهاي ايراني از بين رفتند و طبقه دهقان هم نفوذ خود را از دست داد.
  •  مغولان با تاكيد بر مذهب و فرهنگ خود، چندين دهه سنتهاي ملي و فرهنگي شان را حفظ كردند و اين در حالي بود كه ايرانيان نيز براي احياء زبان و فرهنگ ايراني بيكار ننشستند. در عرصه تاريخنگاري اين دوره، دو مورخ برجسته يعني عطاملك جويني و رشيد الدين فضل الله همداني ظهور كردند كه اولي به سبك پيچيده و مصنوع و دومي به سبك ساده و صريح مي نوشت، هر دو مورخ مذكور به روش تاريخنگاري اعراب آشنا بودند و در آثار آنان مي توان درك عميق، فهم تاريخي و توجه به مسايل اجتماعي و اقتصادي را مشاهده كرد.
  • در يك جمع بندي كلي مي توان گفت كه علي رغم ضعف هايي كه تاريخنگاري ايراني از سده سوم تا هشتم، دچار آن بود، فن تاريخنويسي به طور كلي پيشرفت كرد و در بعضي زمينه ها آثار نوي را عرضه نمود و حتي جهش هاي بسيار مترقي داشت. از لحاظ وقعه يابي و واقع بيني، برخي از مورخين روش نقد علمي درست را به كار بردند، برخي به تحليل و تعليل حوادث پرداخته، نتيجه گيري تاريخي نمودند و مورخان ديگري به موضوعات اجتماعي و اقتصادي توجه داشته اند، اما به جريانهاي اصلي تاريخ پي نبرده اند. در هر حال در آن دوره تاريخ نويسان ايراني از همقطاران فرنگي خود كه غرق در جهالت نصرانيت بودند، فرسنگ ها جلو بودند.


  •                                                          (( این پایان نامه با فرمت word می باشد ))

  • فهرست مطالب
  • بخش اول – کلیات
  • فصل اول: مختصری از تاریخنگاری در ایران تا عصر پهلوی
  • فهرست منابع
  • بخش دوم – جریانهای اصلی تاریخنگاری در عصر پهلوی
  • فصل اول: جریان شرق شناسی
  • شرق شناسی و دیرینه آن
  • ایران شناسی و ایران شناسان مهم
  • سیاست شرق شناسی سیاست ایران شناسی
  • روش سیاسی و رهیافت تاریخنگاری لمبتون
  • نقش سیاسی لمبتون در ایران
  • الف- همزیستی مسالمت آمیز: توده ای نفتی – توده ای روسی
  • ب- لمبتون و قحطی نان
  • ج- میس لمبتون
  • د- میس لمبتون و کودتای مرداد
  • فصل دوم: جریان ناسیونالیستی
  • کارنامه فرهنگی
  • تاریخنگاری محتاط
  • ناسیونالیستی محافظه کار
  • بخش سوم – جریان آکادمیک
  • بررسی و نقد تاریخنگاری اقبال
  • بخش چهارم – جریان مارکسیستی
  • جریان مارکسیستی
  • فصل اول: زمینه های تاریخی پیدایش مارکسیسم
  • فصل دوم: اندیشه های اساسی مارکس در باب تاریخ
  • الف- حتمیت تاریخی، پیروزی پرولتاریا: الغای مالکیت خصوصی و الغای دولت
  • فصل سوم: تاریخچه ورود اندیشه مارکسیستی به ایران
  • فصل چهارم: تاریخنگاری مارکسیست، لنینیستی در ایران (انجماد و انحراف
  • الف- علمی بودن تاریخ
  • ب- سیر تاریخ ایران
  • ج- شخصیت در تاریخ
  • د- عدم بی طرفی در نگارش تاریخ
  • هـ- سبکی برانگیزنده موضوعی واحد
  • بخش پنجم – نتیجه گیری کلی
  • نتیجه
  • فصل دوم: کلیاتی در تاریخنگاری دوره پهلوی


عتیقه زیرخاکی گنج