• بازدید : 48 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

سه نوع مشكل وجود دارد كه ممكن است سبب غير قابل درك شدن نوشتن كودك شود. اول، مشكل املايي ويژه، كه املاي بعضي كلمات آن قدر معيوب است كه تشخيصش دشوار است. دوم، مشكل نوشتن ويژه، كه خط آن قدر بد است كه قابل خواندن نيست و سوم، اختلال زبان، كه زبان به كار برده شده توسط كودك ممكن است آن قدر مملو از خطا باشد كه قابل فهم نباشد.
مشكل املايي ويژه در اين مقاله بحث خواهد شد.
مشكل املايي ويژه به عنوان يك مشكل املايي معنادار و بدون علت معلوم تعريف مي شود. يك مشكل املايي معنادار معمولاً دو انحراف معيار زير ميانگين سن كودك تعريف مي شود.
مشكل املايي ويژه غالباً با مشكل خواندن ويژه مرتبط است. در بعضي از كودكان، مشكل املايي ويژه يك مشكل مستقل است. اگر چه چنين كودكاني متوسط توانايي خواندن را دارند، مطالعات پژوهشي نشان مي دهند كه مشكلات ظريف خواندن در چنين كودكاني با آزمون ويژه كشف مي شود.
املا چگونه ارزيابي مي شود؟
به طور كلي چندين آزمون املايي ميزان شده وجود دارد. اين آزمون ها از حيث روش هاي ارزيابي املا متفاوت هستند. بعضي از آزمون ها كلماتي را به كودك عرضه مي كنند كه بخشي از واژگان تصويري اش است و بعضي ها كلمات متنوعي را عرضه مي كنند. معمولاً آزمون ها هجي كردن املا را در بر مي گيرند. هم چنين بعضي آزمون ممكن است تشخيص املاي صحيح يا غلط يك كلمه باشد.
روان شناس، آزمون يا آزمون هايي را انتخاب خواهد كرد تا اطلاعاتي در مورد سطح املاي كودك، هم چنين نوع مشكلاتش فراهم آورده براي مثال، آزموني انتخاب مي كند كه نشان مي دهد كودك مشكلاتي در هجي كردن املا دارد. ولي در تشخيص كلماتي كه املاي غلط دارند مشكلي ندارند و در نتيجه مشكل او ممكن است ناشي از مشكلات ويژه در حفظ كلمه باشد. هم چنين روانشناس سعي خواهد كرد بين غلط هاي املايي مختلف نظير غلط هاي آوايي، ديداري، و زنجيره اي، كه در زير توصيف مي شود، تميز ايجاد كند.
روان شناس ممكن است آزمون هايي ديگري را نيز به منظور تشخيص نوع مشكلات املايي كودك انجام دهد. براي مثال اگر املاي كودك غلط هاي آوايي، زيادي دارد، ممكن است مهارت هاي تميز شنوايي كودك را آزمون كند تا مشخص كند آيا او مي تواند بين اصوات مختلفي كه مي شنود تميز قائل شود يا نه.
شنوايي كليه ي كودكان با مشكل خواندن ويژه بايد ارزيابي شود، زيرا بعضي از مشكلات املايي ممكن است مربوط به اختلال شنوايي باشد.
نقص در مشكل املايي ويژه
خواندن و نوشتن، فرآيندهاي متضادي هستند. در خواندن، علائم نوشته شده (نويسه ها) به اصوات متناظر خود (آواها) تبديل مي شوند؛ در نوشتن، آواها به نويسه هاي متناظرشان تبديل مي شوند.
در زبان انگليسي، املا نيازمند آگاهي از قواعد متناقض تبديل آواها به نويسه هاي مناسب است. يك آواي ويژه ممكن است. با نويسه هاي مختفي (براي مثال، snuff و enough) نشان داده شود و نويسه هاي يكساني ممكن است با آواهاي مختلفي باشد ( براي مثال and cough، hiccough. enough). كلماتي كه آواهاي يكسان ولي نويسه هاي متفاوتي دارند، هم صدا ناميده مي شوند. (براي مثال، shoot and shute). معمولاً املاي صحيح تا وقتي كودك به مرحله ي آواشناسي نرسيده باشد. امكان پذير نيست فقط در اين مرحله است كه گاهي از تناظر نويسه با آوا مقايسه مي شود.
شواهدي در دست است كه كودكان در خواندن زودتر از نوشتن به اين مرحله وارد مي شوند.
مشخص شده است كه فرآيند املا مشتمل بر مراحلي است كه در تصوير زير نشان داده شده است.
فرآيند املا در مغز
ابتدا تصور مي شود كه كلمه وارد بخشي از مغز سيستم شناختي مي شود و به ناحيه ي نوشتاري مي رود كه املاي كلمه را به هنگام نوشتن كنترل مي كند.
دو مسير متفاوت براي فرآيند املا وجود دارد كه از سيستم شناختي به ناحيه ي نوشتاري برود. اگر كلمه آشنا باشد از مسير A مي رود و اگر نا آشنا باشد از مسير B مي رود.
مسير A براي كلمات آشنا مستلزم جورسازي كلمه با انباره اي از كلماتي است كه املاي صحيح آن ها فراگرفته شده است. اين يك سيستم واژه نامه اي يا «واژگان» است با مشابه سيستمي كه براي خواندن كلمات آشنا به كار مي رود.
مسير B براي كلمات نا آشنا مستلزم يك مرحله ي آواشناسي است كه كلمه به اصوات تشكيل دهنده اش (آواها) تجزيه مي شود آن گاه با يك تجزيه كننده ي آوا به نويسه، قبل از ورود به ناحيه ي نوشتاري، پردازش مي شود. ناحيه ي نوشتاري طرز نوشته شدن كلمه را كنترل مي كند.
وقتي كه نوشته شدن كلمه اي را داريم، پس از پردازش آن از طريق مسير B متوجه مي شويم كه اين كلمه را قبلاً ديده ايم. بنابراين آن را مجدداً و اين بار از مسير A پردازش مي كنيم و اصلاح مي نماييم. اين امر احتمالاً به اين دليل است كه املاي كلماتي كه قبلاً نوشته ايم را آسان تر مي يابيم.
شواهدي وجود دارد كه نشان مي دهد كودكان با مشكل املاي منفرد از كودكان با مشكل توأم خواندن و املا در آزمون هايي كه نقص شناختي بنيادين را مشخص مي كند، متفاوت هستند.
مطالعات نشان مي دهد كه كودكان با نقائص املاي منفرد مهارت هاي زباني نسبتاً بهتري دارند و مشكلاتشان در مسير آواشناس (مسير B) است. كودكان با مشكل توأم املاي ويژه و خواندن به نظر مي رسد مهارت هاي زباني ضعيف تري دارند و نقائص آوايي (آواشناسي) و هم چنين نقائص غيرآوايي (واژگاني) در املا دارند (مسيرهاي B,A)
خطاهاي املايي
مي توان خطاهاي كودكان با مشكل املاي ويژه را با انواع مختلف تقسيم كرد. در به وجود آمدن هر نوع خطايي املايي بيش از يك فرآيند ممكن است دخيل باشد و از اين رو فرد بايد مراقب باشد كه هر نوع خطا را نشانگر يك نوع نقص نداند. براي مثال، خطاهاي به اصطلاح آوايي ممكن است معلول مشكلات تبديل آوا به نويسه باشد، با اين حال ممكن است معلول عدم توجه كودك به اصوات و قادر نبودن به تميز بين اصوات مختلفي كه مي شنود، نيز باشد. هم چنين ملاحظه شده است كه كودكان با مشكل املاي ويژه غالباً تركيبي از اين خطاها را نشان مي دهند و بسياري از خطاهايشان از لحظه اي به لحظه اي تغيير مي كند.
با وجود اين، اگر همراه با ارزيابي دقيق به كار رود، تشخيص نوع خطا ممكن است راهنماي مفيدي در پيدا كردن روش هاي مناسب كمك به يك كودك با مشكل خواندن ويژه باشد.
خطاهاي آوايي
اين خطاها در كودكان با مشكل املاي ويژه بسيار متداول اند. خطاهاي آوايي از لحاظ شكل كلمه داراي املاي درستي هستند ولي به هنگام خواندن اصوات غلطي دارند. براي مثال، كودك ممكن است Lap را به جاي Lip يا goase را به جاي goose بنويسد. اين اختلال، مشكل خواندن دارند.
خطاهاي ديداري
برخلاف خطاهاي آوايي، خطاهاي ديداري اصوات درستي دارند ولي از لحاظ شكل كلمه غلط هستند. براي مثال Lite به جاي Light و grate به جاي great. اين خطاها نشان مي دهند كه سيستم آواشناسي به دليل مشكل در يادآوري ديداري كلمات آشنا، مختل است (يعني نقص در سيستم واژگاني كه قبلاً تشريح شد)
خطاهاي جانشين سازي حروف
اين خطاها سبب مي شود كه كودك pig را به جاي big يا Log را به جاي dog بنويسيد. اين خطاها ممكن است ناشي از مشكلات ادراك ديداري باشند. اين علل بنيادين ممكن است با آزمون هاي ويژه تشخيص داده شوند.
خطاهاي اضافه كردن و حذف كردن حروف
در خطاي اضافه كردن، يك حرف اضافي به يك كلمه افزوده مي شود. براي نمونه، beflore به جاي before در خطاهاي حذف كردن، حروفي حذف مي شنوند، نظير bicyle به جاي bicycle اين خطاها مي تواند به علت مشكلات واژگاني يا آواشناسي باشد. بعضي حذف كردن ها، به ويژه حذف كردن هاي اصواتي نازك يا بسامه بالا نظير th ممكن است به علت مشكلات ظريف شنوايي باشد.
خطاهاي زنجيره اي
اختلال زنجيره اي به خطاهاي نظير brigde به جاي bridge و منجر مي شود اين خطاها به مشكلات سازمان دهي زنجيره اي مربوط هستند.
خطاهاي غيرمنطقي
اين خطاهايي هستند كه با الگوهايي كه در بالا تشريح شد، تناسبي ندارند. آنها نه شكل شان صحيح است و نه اصواتشان مواردي از چنين خطاهايي ritt به جاي right و Lift به جاي Lough مي باشد.
تحليل دقيق بعضي از اين خطاها ممكن است مشكلي را در هجي كردن آوايي (صداها) نشان دهد. كودكاني كه چنين خطاهايي را مرتكب مي شوند در فرآيندهاي آواشناسي و حافظه ديداري (فرآيندهاي واژگاني) مشكل دارند. شگفت انگيز نيست كه اغلب، شواهدي از مشكلات زباني متنوع نشان مي دهند.

عتیقه زیرخاکی گنج