• بازدید : 54 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

برای والدين آسان است که فقط به رفتارهای نادرست کودکان خود توجه کنند و اعمال درست آنها را در نظر نگيرند. برای مثال مايک و ليزا بدون سروصدا در اتاق مشغول بازی هستند و هيچ کس بخاطر آنکه بسيار دوستانه اسباب بازي ها را تقسيم می کنند, آنها را تحسين نمی کند. اما چند دقيقه بعد که بين بچه ها دعوا مي شود, پدر عصبانی شده سرآنها داد مي کشد.
والدين آنچنان در تعليم و مراقبت از فرزندانشان غرق هستند که وقتی عمل خوبی از آنها سر مي زند, آن را به سادگی بديهي تلقی می کنند؛ اما وقتی اشکالی در رفتار آنها رخ می دهد, همة اشتباهاتشان را به رخشان می کشند. درنتيجه کودکان در توری از انتقاد به دام مي افتند.
انتقاد همراه با کمی ستايش, نتايج بهتری به بار مي آورد. کودک شما می خواهد که به اوتوجه کنيد و      می خواهد اين توجه را از هر طريقي که میتواند, به دست آورد. اگر ديدگاه شما منفی باشد, او ازراههای منفی به هدف خود می رسد. اگر شما روی نکات مثبت تمرکز کنيد, درمقابل رفتارهای خوب بيشتری دريافت خواهيد کرد؛ زيرا در اين حالت کودک با رفتارهای مثبت خود, سعی در جلب توجه شما خواهد داشت.
رفتار کودک را تحسين کنيد نه شخصيت او را
وقتی والدين به خاطر مشکلاتی که در مواجهه با رفتار کودک خود دارند, با ما مشورت می کنند, اغلب آنقدر درمانده اند که حتی نکتة مثبتی هم برای گفتن ندارند. آنها شخصيت کودک را با کلماتی نظي: لجباز, تنبل و خودخواه توصيف می کنند. اين يک حلقه معيوب است و راهی به جايي نمی برد. تغيير دادن شخصيت به مراتب از تغيير دادن رفتار مشکل تر است. وقتی برای تغيير دادن رفتار کودک تلاش مي کنيد, احتمال موفقيت شما بيشتر است.
به چه نگوييد, «چه دختر خوبی». زيرا اين جمله بدين معناست که هدف, عبارتست  از خوب بودن در تمام اوقات؛ مسلم است که اين انتظار غيرممکن است . به جای آن می توانيد «من از طرز حرف زدنت با مايکل خوشم آمد». گفتن عبارت «پسر خوب» يا «دختر خوب» نمی تواند احساس مشخصی را به کودک القاء کند؛ مگر آنکه بتواند آن را با رفتارهای خويش ارتباط دهد؛ زيرا تصور هر کس از خود, برپاية تصويري که از اعمالش دارد, استوار است.
مؤثرترين راه برای آموزش رفتار خوب, شکل دادن رفتار با تحسطن است. اين روش تربيتي, بايد به طور مداوم مورد استفاده قرار گيرد تا رضايت شما را از رفتارهای جديد فرزندتان نشان دهد.
هر پيشرفتی را تحسين کنيد
مراقب باشيد تا به رفتارهای خوب کودکتان توجه کرده, آنها را تحصين کنيد و بدين وسيله قدمی کوچک در جهت تربيت کودک برداريد. اگر به فرزند خردسالتان گفته ايد که بايد اسباب بازيهايش ر پس از بازي کردن با آنها مرتب کند ولی او قبلاً هيچگاه اين کار را انجام نداده است, پيشرفت های کوچک او را نيز ستايش کنيد. برای نمونه, دفعه اول به خاطر برداشتن يکی از اسباب بازيهااز کف اتاق و گذاشتن آن در کمد(درحالی که سه يا چهارتاي ديگر را رها کرده است) از کودکتان تعريف کنيد و به او آفرين بگوييد: «چه کار خوبی کردی که کاميونت رو توی کمد اسباب بازی ها گذاشتی. بگذار کمکت کنم تا بقيه رو هم جمع کنی». دفعة بعد به خاطر جمع کردن دوقطعه از اسباب بازيهايش از او تعريف کنيد و همين طور ادامه دهيدد تا رفتار کودک اصلاح شود.
تصور کنيد که فرزند شما می خواهد هميشه مورد توجه باشد و تا وسط حرف شمانپرد نمی گذارد که مکالمه تلفنی خود را تمام کنيد. بار اول که سي ثانيه منتظر شدت, صحبت کردن را متوقف کنيد و بخاطر اين کارش از او تشکر کنيد و قبل از آنکه دوباره شروع به صحبت کنيد, جوابش را بدهيد. در فرصت مناسبتر بعدی برای زمان طولانی تری صبر کنيد و سپس جوابش را بدهيد. در واقع با اين کار انتظار را در او شکل دهيد. شايد مجبور باشيد که کارتان را با توقعات کمتری آغاز کنيد تا به هدفتان برسيد.
هنگامی که رفتار جديدي تثبيت شده است, برای حفظ آن به تحسين کمتری نياز داريم و لازم نيست کودک در مورد آن رفتار بخصوص به طور مداوم تمجيد شود. در عوض, بطور اتفاقی اين کار را انجام دهيد, مثلاً هر پنج يا ده باری که کودک آن را انجام می دهد, از اوتعريف کنيد. اين روش برای تقويت رفتار مزبور کافی است و بزودي برای هر دوی شما طبيعي خواهد شد. توجه داشته باشيد که در مورد هر رفتاری ستايش را بطور کامل متوقف نکنيد.
*چگونه ناديده بگيريم
يک راه مؤثر برای برطرف کردن رفتارهای آزاردهندة خاص آن است که آن ها را به سادگی ناديده بگيريم.ممکن است در استفاده از اين روش احساس کنيد که در واقع کاری برای بهبود وضعيت انجام     نمی دهيد. اما بعداً در مي يابيد که با ناديده گرفتن برخی رفتارها بطور حساب شده و مداوم, اين گونه رفتارها ترک می شوند و به اين ترتيب, به نتايج حيرت انگيزي مي رسيد.
وقتی بچه ها بخواهند توجه شما را جلب کنند, هر کاری را بخاطر آن انجام می دهند. آن ها بخوبی می دانند که چه رفتاری و در چه موقعی بيشتر شما را آزار می دهد ـ برای مثال, درست موقعي که ميهمانان وارد اتاق پذيرايي می شوند, وقتی درحال صحبت کردن با تلفن هستيد.يا هنگامی که داريد در پای صندوق فروشگاه اجناس خريداری شده را حساب می کنيد . حال اگر بتوانيد اين رفتارها را تحمل کنيد وآن ها را ناديده بگيريد , کودکان از آن ها دست خواهند کشيد؛ زيرا به هدف خود که همانا جلب توجه شما بوده است, نائل نمی شوند.
ناديده  گرفتن سنجيده, هنر ناديده گرفتن رفتارهايي است که دوستشان نداريد و تعريف کردن از آنهايي است که دوستشان داريد. به ياد داشته باشيد که هيچ کدام نبايد بدون ديگری انجام داده شوند.
پيش از به کاربردن اين راهبرد (استراتژی) بايد رفتارها را طبقه بندی کنيد و سپس ببينيد کدام يک را       می توانيد ناديده بگيريد. روشن است که نمی توانيد اعمال خطرناکی مثل دويدن به سمت خيابان يا بالا رفتن از يخچال را ناديده بگيريد. به علاوه تحمل برخی از رفتارها مانند گاز گرفتن و کتک زدن نيز به سادگی ممکن نيست, به همين علت نمی توان آنها را ناديده گرفت.
يک نکته مهم: ناديده گرفتن روشی است که برخی والدين, آن را دوست دارند و می توانند به طور مؤثری از آن استفاده کنند. اما برای ديگران به علت پايين بودن ظرفيت تحملشان , اين روش فقط فشار روانی و تنش را زياد می کند. اگر شما هم چنين احساسی داشتيد, يکي ديگر از راه حل های مارا برای برطرف کردن مشکل خود بکار ببنديد . 
به راهنمايي های زير در مورد اين روش توجه کنيد:
تصميم بگيريد که چه چيزهايي را می توانيد ناديده بگيريد, و چه چيزهايي را نمی توانيد, آيا اين رفتاری است که می توانيد, مجبوريد يا مي خواهيد ناديده بگيريد؟ آيا ناديده گرفتن اين رفتار برای کودک يا فرد ديگری خطرناک است يا احتمال زيان مالی دارد؟ اگر ديديد اشياء سنگين را به اطراف پرتاب می کند يا با پريز برق بازی می کند, ناديده گرفتن رفتارش صحيح نيست.
کاری را که نمی توانيد به پايان ببريد, هيچگاه شروع نکنيد. اگر فکر مي کنيد که قادر به ناديده گرفتن يک رفتار برای مدت طولانی نيستيد, پس هيچگاه شروع نکنيد, زيرا در غيراينصورت, رفتارها بدتر خواهند شد. از خودتان بپرسيد: «بدترين چيزي که ممکن است اتفاق بيفتد چيست؟» «آيا می توانم آن را تحمل کنم؟»آيا قادريد در فروشگاه با گريه کودکانتان برای خوراکی بسازيد؛ در حاليکه مردم به شما خيره شده اند و سرشان را به علامت سنگدلی شما تکان می دهند؟ اگر کودک شما به مکادربزرگش بی احترامی کند, می توانيد آن را نشنيده بگيريد؟ اگر نمی توانيد, بهتر است روش ديگری را برای مقابله با اين رفتار انتخاب کنيد.
ناديده گرفتن کارهاييکه قبلاً به سبب توجه شما, تقويت شده اند مؤثرتر است تا آن هايي که در برخی سنين يا مراحل رشد طبيعي محسوب می شوند. برای مثال, بداخلاقی در مورد اغلب کودکان دو يا سه ساله طبيعي است و اين واقع گرايانه نيست که انتظار چنين رفتارهايي را در اين سنين نداشته باشيم. در نتيجه مهم نيست که چطور و چقدر آن ها را ناديده می گيريد. با اين حال, ناديده گرفتن بدخلقی های اوليه می تواند از ميزان آن ها در مراحل بعدی بکاهد.
ناديده گرفتن معمولاً برای متوقف کردن رفتارهايي بکار می رود که هميشه مورد توجه بوده اند و هميشه به کودک اجازه داده شده است که به هدفش برسد. (برای مثال بداخلاقی ها) کودک شما شکلات می خواهد؛ اما شما می گوييد«نه, حالا نه».ولی او گريه می کند, خودش را روی زمين مي اندازد و جيغ می زند. در ابتدا سعی می کنيد مقاومت کنيد, ولی در نهايت تحمل خود را از دست می دهيد و تسليم می شويد و برای از بين بردن بداخلاقي اش به او شکلات می دهيد. گرية فرزندتان تمام می شود, اما شگرد او به نتيجه رسيده است! شما اعتماد کودک را نسبت به بداخلاقي اش تقويت کرده ايد. بار ديگر سعی کنيد بجای دادن شکلات, از اتاق خارج شده, قدم بزنيدئ . در اين صورت, ممکن است از اينکه به زودی گريه اش بند    می آيدمتعجب شويد. خانم جونز برای يک مشاوره نزد ما آمد, او يک دختر هفت ساله و يک دختر هشت سال و نيمه داشت که دائم با هم دعوا می کردند. از آنجايي که اين دعواها بيشترزمانی رخ می داد که مادرشان حضور داشت, ما ناديده گرفتن سنجيده را پيشنهاد کرديم. به اين ترتيب, وقتی دعوايي رخ می داد, خانم جونز به موضوعات ديگری مشغول می شد و توجهی به دعوا نمی کرد. دخترهايش سعي می کردند تا به نحوی توجهش را جلب کنند ولی مادرشان به آنها می گفت که از اتاق خارج شوند و دعوا کنند. وقتی دعوا تمام می شد, خانم جونز با آنها صحبت و بازی می کرد اما اگر دعوای ديگري پيش می امد او دوباره ترکشان می کرد. پس از مدت کوتاهی دخترها دريافتند  که دعوا کردنشان راه مناسبی برای دستيابی به نتايجی که می خواهند نيست؛پس کم کم از ميزان دعواهايشان کاسته شد.
به رفتار توجه نکنيد
اگر تصميم گرفتيد که در مورد يک رفتار از روش ناديده گرفتن استفاده کنيد, به هيچ وجه به آن واکنش نشان ندهيد, چه زبانی و چه غير زبانی. وقتی در حال انجام آن رفتار است,  با حرکات صورت به او اشاره نکرده, حتی نگاهش هم نکنيد. وانمود کنيد که مشغول انجام کاری هستيد و اتاق را ترک کنيد. اگر نمی توانيد از اتاق بيرون برويد, رويتان را به سمت ديگری برگردانيد و تا وقتی که کودک به عملش ادامه می دهد, شما نيز اين روش را ادامه دهيد.
اين روش بدين معنا نيست که با او به سردی رفتار کنيد, بلکه اين خود نوعی توجه است. به او لبخند نزنيد. زيرا اين عمل شما او را جسورتر نيز خواهد کرد. فقط آن قدر به کارتان مشغول شويد که به نظر آيد به هيچ چيزي در اطرافتان توجه نداريد.
يک پسر کوچک هنگامي که مقدار بيشتری از غذای مورد علاقه اش را می خواهد, عادت دارد که سرش را داخل بشقاب فرو کند و جيغ بکشدوالدينش اموخته اند که با يکديگر حرف بزنند و مثلاً در مورد گردو خاک روی شمعدان ها يا روميزي صحبت کنند و به اين ترتيب گريه گريه کردنش را ناديده بگيرند. در نهايت , وقتی کودک خردسال می فهمد که ممکن نيست بتواند از آن غذای مخصوص بيشتر بخورد, قاشقش را بر می دارد و به خوردن چيز ديگری مشغول می شود.
هر تلاشی را برای جلب توجه به عنوان علامتی از پيشرفت در نظر بگيريد و کوشش خود را برای بی توجه نشان دادن به آن دو برابر کنيد. راديو را روشن کنيد, نگاهی به پنجره بياندازيد, در مورد کارهای روزانه با خودتان صحبت کنيد. همهخ اينها راههايي مؤثر برای تداوم بی توجهي هستند.( دکتر گاربر )
*چطور تنبيه کنيم
همة والدين در مورد تنبيه, عقايد شخصی مخصوص داردند. چه آن هايي ک آن رامی پذيرند و يا رد می کنند. از تنبيه به عنوان يک روش آوزشی مناسب برای کودکاتنشان استفاده می کنند… وقتی که کودکتان را به اتاقش می فرستيد, زمان تماشاکردن تلويزيون را محدود می کنيد و به او اجازه بازی کردن با اسباب بازي مورد علاقه اش را نمی دهيد؛يا وقتی که به دنبال نزديک شدن کودک به اجاق گاز, فرياد می شکيد:«نکن!» در واقع برای اصلاح رفتارها از از اصول تنبيع استفاده کرده ايد.
اگر می توانستم.کودکمان را فقط با استفاده از روشهای مثبت تربيت کنيم,خيلي عالی بود؛ اما نمی توانيم برای آموختن الگوهای رفتاری شايسته, هم روشهای مثبت و هم منفی لازم هستند. ما قصد نداريم تنبيه را بپذيرم يا رد کنيم. بلکه می خواهيم روش آن را بياموزيم تا هنگامی که تنتبيه به آن يک روش آن را بياموزيم تا هنگامی که به عنوان يک روش تربيتي ضروری بود, تأثير بيشتری داشته باشد.
تنبيه  به تنهايي نمی تواند نتايج دلخواه را فراهم کند. زيرا به طور کلی روشی منفی است. اين روش به کودک می آموزد که چه کاری را نبايد انجام دهد. اما نمی آموزد که چگونه بايد رفتار کند. وقتی تنبيه را بدون تقويت رفتار شايسته به کار می بريم, کودک نمی داند رفتاناپسندش را با چه رفتاری جايگزين کند.
هيتر سه ساله برای رسيدن به يک ليوان از صندلی بالا می رود. مادرش او را از صندلی پايين می گذراد و ه خاطر بالا رفتن از آن او را سرزنش می کند. هيتر گريه می کند و می گويد, «ديگر نمی روم بالا,مامان». تا اين مرحله خوب است؛ اما اين دختر بچه نمی آموزد که می تواند از جاي امن تر ليوان بردارد, يا دفعه بعد بايد از کسی کمک بخواهد. او آموخته است که چه کاری را نکند؛ ولی ياد نگرفته که چه بايد بکند.
به علاوه , تنبيه وقتی مؤثر است که موقتی باشد چون وقتی از يک تنبيه به دفعات زياد استفاده شود, تأثيرش را از دست می دهد. والدين مکرراً جيزهايي شبيه به اين را به ما می گويند:«اولين باری که کارل را تنبطه بدنی کردم, خيلي گريه کرد و پس از آن , برای مدت طولانی رفتارش تصحيح شد, اما حالا که مرتباً به خاطر رفتارهای نادرستش تنبيه بدنی می شود, هيچ تأثيری نداردو به نظر هم نمی رسد که به هيچ وجه اهميتي بدهد.»
اين يک واکنش تطبيقي کلاسيک است, و به سبب همطن اثر است که ما تنبيه بدنی را به عنوان شکلی از تنبيه توصيه نمی کنيم.
از آنجايي که گاه تنبيه به عنوان يک روش مديريت, لازم می شود* اين پرسش شکل می گيرد که : پس چه وقت و چگونه می توانيم از آن استفاده کنيم؟ ما اين اصول را پيشنهاد می کنيم:
تنبيهي را انتخاب کنيد که رفتار ناخواسته را کاهش دهد
تنبيه فقط هنگامی مؤثر قلمداد می شود که بروز رفتار نامناسب را کاهش دهد. در بسياری از مواقع , کودکان را برای تنبيه به دفتر مدير مدرسه می فرستند؛ ولی همان طور که انتظار می رود, نتيجه ای عايد نمی شود. دانش آموز از انجام تکاليف خودداری می کند و از منتظ ماندن در دفتر مدرسه لذت می برد, پس رفتارش با بی توجهی تقويت می شود.
تنبيه بدنی,ايجاد محدوديت و گرفتن اسباب بازي ها يا امتيازات خاص (مانندتماشاي کارتن) در صورتی «تنبيه» تلقي می شوند که مؤثر واقع شوند.
برای نمونه, مايکل ۹ ساله را برای کتک زدن به خواهرش به اتاقشش فرستادند.او در آنجا با کامپيوتر و اسباب بازی هايش مشغول بازی شد. وقتی مادرش به او گفت که می تواند از اتاقش بيرون بيايد, او در حال تماشای کارتن مورد علاقه اش بود. او حتی فراموش کرده بود که تنبيه شده است. به علاوه , وقتی از اتاق خارج شد, خواهرش را دوباره کتک زد تا باز به اتاقش فرستاده شود.
پس نصيحت ما اين است که نخست نتايج تنبيه را بررسی کنيد. اگر رفتار هدف کاهش يافته بود, می توانيد دوباره از آن نوع تنمبيه استفاده کنيد. در غير اينصورت, تکرار آن تنبيه سودی ندارد و بايد روش ديگری را بيازماييد.
از تنبيه در کنار روش های مثبت استفاده کنيد.
وقتی تنبيه را به عنوان يک روش انتخاب می کنيد, بايد به کودک اموزش نيز بدهيد. تنبيه به تنهايي رفتار خوب را به کودک نمی آموزد. برای تشويق کودک به انجام آنچه می خواهيد , بايد تفهيمش کنید, به او آموزش دهد و در صورت اصلاح رفتار مزبور, پاداشی برايش در نظر بگيريد. اگر کودکتان را بخاطر دويدن به سمت خيابان تنبيه کرديد, سپس بايد روش عبور از خيابان را به آموزش دهيد. و در نهايت بخاطر منتظر ماندن در خيابانيا عبور محتاطانه از خيابان, او را تحسين کنيد. با اين روش تأثير تنبيه بيشتر خواهد شد.
برای اصلاح رفتار به کودک فرصت دهيد.
هدف از تنبيه, اصلاح رفتار کودک است پس بايد به او فرصت بدهيد تا آموخته هايش را نشان دهد.اگر تنبيه طول بکشد, مکن است کودک فرصت پيدا نکند که رفتار خود را اصلاح کند. کودک دير به خانه می آيد, يا وقتی برای چندمين بار به درخواست شما برای صرف شام توجهی نمی کند, ممکن است عصبانی شو.يدو برای يک ماه به او اجازه بيرون رفتن از خانه را ندهيددر آن يک ماه او نمی تواند نشان دهد که زود به خانه برگشتن پس از بازی يا حضور به موقع در سر ميز شام را آموخته است. او آن قدر از اين نتيجه   می رنجد که پنهاني از خانه خارج می شود يا مانند يک حيوان زندانی رفتار می کند. 
اما اگر تنبيه او چنين بود که مي بايست برای دو روز بلافاصله پس از تعطيل شدن از مدرسه به خانه می آمد, روز سوم فرصت می داشت تا اصلاح رفتار خود را نشان دهد و ظرف يک ماه اعتماد شما را جلب کند.
تنبيه بدنی بايد کنترل شده و مختصر باشد.
ما به عنوان يک اصل, تنبيه بدنی را توصيه نمی کنيم. اما در موارد استثنايي نيز وجود دارد. برای نمونه اگر کودک دو ساله شما می خواهخد يک سوزن را داخل پريز برق فرو کند, ممکن است فرياد بزنيد«نکن!» و بعد بلافاصله سوزن را از او بگيريد و با دست ضربه کوچکی به پشت دستش بزنيد. برای يک بچه کوچک , اين روش بسيار مناسب تر از يک نطق بی سرو ته درباره خطرات الکتريسيته است!
روش مؤثر ديگر اين است که دست بچه را در حالی که مؤکداً او را از عملی نهی می کنيد بگيريد. ارزش اين عمل در مواردی است که ممکن است از کوره در برويد و کودک را به شدت کتک بزنيد.
هرگز هنگامم عصبانيت از تنبيه بدنی استفاده نکنيد. اگر می خواهيد اين روش را بکار بگيريد, بهتر است به جای يک واکنش احساسی و هيجتنی, به يک اقدام سنجيده دست بزنيد. به اين معنی که عمل شما بايد هدفمند, مختصر و کنترل شده باشد. ما معتقديم که محدوديت های خارجی تنبيه بدنی بايد در حد يک ضربه کوچک به پشت دست يا کفل کودک باشد, آن هم با کف دشت. هر تنبيهی بيش از اين می تواند زيانبار باشد. هر گز برای تنبيه از ترکه,کمربند, خط کش يا امثال آن استفاده نکنيد.
سعی کنيد به جای تنبيه بدنی از روش های ديگر نظير محروم کردن موقتی, تصحيح بيش از حد و اشکال ديگر تنبيه نظير محدود کردن و گرفتن برخی امتيازات استفاده کنيد.
يادتان باشد بهترين روشهای تربيتی عبارتند از : پی آمدهای مثبت و منفی که برای تغيير يک رفتار , طراحی و اجرا شده اند. ( دکتر گاربر )
  • بازدید : 78 views
  • بدون نظر

قیمت : ۴۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۴۶    کد محصول : ۸۷۴۰    حجم فایل : ۱۰۰ کیلوبایت   

تجربه های بالینی و آموخته های سالیان دراز , این باور را در من برانگیخته است که کودک بدون مسأله وجود ندارد. بنابراین یک خانواده خوب باید بتواند به نحوی شایسته مسائل فرزندان خود را حل کنداین کتاب در این باره نوشته شده است؛ یعنی به ما کمک می کند که چگونه مسائل فرزندان خود را حل کنیم. از قطر کتاب نترسید ! بسیار ساده و روان نوشته شده و خواندش طولی نمب کشد. در واقع آنچه شما به آن نیاز داریداین است که دوفصل اول را با دقت مطالعه کنید؛ بقیه مطالب, مجموعه اطلاعاتی الست برای حل و رفع مسائل و مشکلات کودکان از زمان تولد تا ۱۲ سالگی. امروزه نوع تربیت و مدت زمانی که پدران و مادران صرف رسیدگی به مسائل و مشکلات کودکان خود می کنند, آشکارا نسبت به ۴۰ سال قبل فرق کرده است. این روزها کمتر با بچه هایی برخورد می کنیم که به امان خدا رها شده اند و از نظر تربیتی مورد بی توجهی قرار گرفته اند, برعکس, امروزه قاعده این است که اولیائ در امر تعلیم و تربیت کودکانشان بسیار توجه دارند و همانطور که در این کتاب توجه می کنید , مسائل کودکان قابل فهم و قابل درمان نیز است. متأسفانه در تمام دنیا و از جمله در کشور ما , مراجعه به روانپزشک بویژه در مورد کودکان, باعث نگرانی اولیاء می شود. این نگرانی که دیگران درباره ما چه خواهند گفت ,مبادا این تصور پیش بیاید که بچه ما دیوانه است که به روانپزشک مراجعه می کند, و خلاصه وحشت از اینگونه برچسب های روانی, در همه جا وجود دارد؛ اما شما با خواندن این کتاب در می یابید که بیشتر گرفتاریهای کودکان, بدون مصرف دارو قابل حل و رفع است. نکته مهم دیگر این که همه پدر و مادر ها باید این نکته را باور کنند که می توانند رفتار کودکان و نوع نگرش آنها را عوض کنند و در نهایت به شخصیت آن ها شکل سنجیده ای بدهند. انتقال ارزش های یک نسل به نسل دیگر, یک وظیفه اجتماعی و فرهنگی است و هیچ چیز ناسالم تر از این نیست که کودک بدون این ارزشها بار بیاید. نکته مهم دیگر نحوه انتقال این ارزشهاست. زیرا چنانچه با خشونت و بی تفاوتی ارائه شود, کودک آن را پس می زند. من متأسفانه هر روز با چهره غم زده پدران و مادرانی روبرو می شوم که کودمان آنها گفتار و ارزشهای آنها را رد کرده اند و مسائلی از این دست که بچه ما درس نمی خواند؛ بی ادب و خشن است و برای حرف بزرگترها احترامی قائل نیستو نظائر آن , می شنویم. این گسستگی پیوند میان نسلها که باعث دوگانگی و اختلاف بین پدر و پسر و مادر و دختر می شود, قابل پیشگیری است و این کتاب راه حلهای بسیار مفیدی را در این زمینه پیشنهاد می کندئ.


عتیقه زیرخاکی گنج