• بازدید : 144 views
  • بدون نظر
دانلود پروژه پایان نامه کارشناسی ارشد رشته علوم انسانی و روانشناسی مطالعه ارتباط سبک های یادگیری و صفات تیپ های شخصیتی انسان,دانلود پروژه و پایان نامه رشته روانشناسی درباره مطالعه ارتباط سبک های یادگیری و صفات تیپ های شخصیتی انسان,دانلود رایگان پروژه و پایان نامه های کارشناسی ارشد رشته علوم انسانی و روانشناسی,دانلود پاورپوینت و پروپوزال رشته علوم انسانی مطالعه ارتباط سبک های یادگیری و صفات تیپ های شخصیتی انسان,دانلود تحقیق و مقاله ورد word مقطع کارشناسی ارشد رشته علوم انسانی و روانشناسی,مطالعه ارتباط سبک های یادگیری و صفات تیپ های شخصیتی انسان
با سلام گرم خدمت تمام دانشجویان عزیز و گرامی . در این پست دانلود پروژه پایان نامه کارشناسی ارشد رشته علوم انسانی و روانشناسی مطالعه ارتباط سبک های یادگیری و صفات تیپ های شخصیتی انسان  رو برای عزیزان دانشجوی رشته علوم انسانی و روانشناسی قرار دادیم . این پروژه پایان نامه در قالب ۱۶۱ صفحه به زبان فارسی میباشد . فرمت پایان نامه به صورت ورد word قابل ویرایش هست و قیمت پایان نامه نیز با تخفیف ۵۰ درصدی فقط ۱۸ هزار تومان میباشد …

از این پروژه و پایان نامه آماده میتوانید در نگارش متن پایان نامه خودتون استفاده کرده و یک پایان نامه خوب رو تحویل استاد دهید .

این پروژه پایان نامه برای اولین بار فقط در این سایت به صورت نسخه کامل و جامع قرار داده میشود و حجم فایل نیز ۲۸ مگابایت میباشد

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد تهران مرکزی
دانشکده علوم انسانی
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد
رشته علوم انسانی گرایش روانشناسی

عنوان پایان نامه :  مطالعه ارتباط سبک های یادگیری و صفات تیپ های شخصیتی انسان

راهنمای خرید فایل از سایت : برای خرید فایل روی دکمه سبز رنگ (خرید و دانلود) کلیک کنید سپس در فیلدهای خالی آدرس ایمیل و سایر اطلاعات خودتون رو بنویسید سپس دکمه ادامه خرید رو کلیک کنید . در این مرحله به صورت آنلاین به بانک متصل خواهید شد و پس از وارد کردن اطلاعات بانک از قبیل شماره کارت و پسورد خرید فایل را انجام خواهد شد . تمام این مراحل به صورت کاملا امن انجام میشود در صورت بروز مشکل با شماره موبایل ۰۹۳۳۹۶۴۱۷۰۲ تماس بگیرید و یا به ایمیل info.sitetafrihi@gmail.com پیام بفرستید


مقدمه
در گذشته تصور بر اين بود كه هوش ذاتي فرد، كه از والدين به ارث مي‌رسد، عامل مهم يادگيري  است. در حال حاضر بر اين باورند كه بخش مهمي از رفتارهاي هوشمندانه را كاركردهاي شناختي تشكيل مي‌دهد و كاركردهاي شناختي، اكتسابي و تغييرپذير محسوب مي‌شود (سيف ، ۱۳۷۶).
از اواخر دهه ۱۹۷۰ به بعد، بحث در مورد سبك‌هاي يادگيري  رونق پيدا كرد. از سبك‌هاي يادگيري تعاريف گوناگوني ارائه شده است. با وجودي كه از اين اصطلاح به طرق گوناگوني تعريف به عمل آمده، ولي عمدتاً بر اين نكته تأكيد مي شود كه سبك‌هاي يادگيري شامل باورها يا اعتقادات، رجحانها و رفتارهايي است كه افراد بكار مي‌برند تا در موقعيت يادگيري به خود كمك كنند (حسيني، ۱۳۷۷).
از سويي، بسياري از مربيان بر اين باورند كه سبك‌هاي يادگيري، بر خود يادگيري تأثير مي‌گذارد و از ديگر سو، اين نكته كه شخصيت  بر روي يادگيري افراد تأثير مي‌گذارد، براي معلمان و مربيان موضوع تازه اي نيست. تجربيات كلاس‌هاي درس نشان داده است كه متغيرهاي شناختي به تنهايي تعيين كننده پيشرفت افراد نيست. اين متغيرها با نگرشها و علائق افراد، انگيزش‌ها و حيطه گسترده‌اي از پاسخ‌هاي هيجاني، مثل برانگيختگي، هم حسي و شايد بيش از همه اين‌ها با اضطراب ، در ارتباط متقابل می باشد در واقع ، ارتباط ویژه ای بین اضطراب و یادگیری وجود دارد.اضطراب به همان صورت كه در چگونگي يادگيري افراد اثر دارد، در شرايط امتحان، روي يادآوري مطالب نيز تأثير مي‌گذارد. همچنان طبق نظريه صفات، عده‌اي از افراد بطور سرشتي، سطوح بالايي از اضطراب را به نسبت افراد ديگر تجربه مي‌نمايند، تا آن حد كه مي‌توان آن را بعنوان يك مؤلفة پايدار ابعاد شخصيتي در نظر گرفت (فونتانا ، ۱۹۹۵).
در زمينه سبك هاي يادگيري و صفات شخصيتي نيز تحقيقات به اين نتيجه رسيده است كه همه عناصر سبك هاي يادگيري حداقل با يكي از صفات شخصيتي در ارتباط است (جكسون  و جونز  ۱۹۹۶ ص ۲۹۳). علاوه بر اين، فورنهام  (۱۹۹۳) بطور دقيق پيشنهاد مي‌كند كه “سبك‌هاي يادگيري، زيرمجموعه شخصيت هستند” (همان منبع، ص ۲۹۳). اتكينسون ، مورل  و وينترز  (۱۹۹۰) گزارش كرده‌اند كه “بين سبك‌هاي يادگيري و تيپ‌هاي شخصيتي شغلي ارتباط وجود دارد”(همان منبع، ص ۲۹۳). نهايتاً ، افراد داراي تيپ‌هاي شخصيتي متفاوت، داراي سبك يادگيري منحصر به خود هستند.
با توجه به اين نكته، هدف پژوهش حاضر، مقايسه سبك‌هاي يادگيري و تيپ‌هاي شخصيتي دانشجويان، در رشته تحصيلي روانشناسي مقطع كارشناسي است. به اين اميد كه اين نتايج براي دست اندركاران دانشگاهها و ساير مراكز آموزشي مفيد باشد و نكاتي را جهت بهبود وضعيت يادگيري ارائه نمايد.

۱-۱ بيـان مسئلـه :
ديدگاه روانشناسي معاصر، ذهن انسان را بعنوان نظام پيچيده‌اي از فرآيندهاي متعامل در نظر مي‌گيرد كه اطلاعات مختلف را به شيوه‌هاي متفاوتي پردازش مي‌نمايد. سبك‌هاي مختلف يادگيري درواقع بيان كننده نحوه پردازش اطلاعات در مقابل محرك‌هاي گوناگون مي‌باشد. در عين حال كه افراد در موقعيت‌هاي گوناگون، اطلاعات را با توجه به شرايط محيطي پردازش مي‌نمايند، داراي كليتي يكپارچه و خاص خود هستند و اين كليت، داراي ويژگي‌هاي كم و بيش باثبات و پايدار است. افراد با توجه به اين ويژگي‌هاي كم و بيش باثبات و پايدار، به صورت منحصر به فرد عمل مي‌نمايند. اين‌گونه عمل كردن، برخورد با محيط و با موقعيت‌هاي يادگيري، تابع سبك يادگيري است و در نهايت سبك يادگيري، تابع ويژگي هاي شخصيتي كم و بيش ثابت و پايدار مي باشد.
شناخت ویژگی های شخصیتی یادگیرندگان، وتوجه به تفاوتهای فردی آنها در زمینه علایق، نگرشها، خصوصیات شناختی، عاطفی و.. از وظایف مهم معلمان ومتخصصان تعلیم وتربیت می باشد. شناسایی تفاوتهای فردی در هر یک از ابعاد شخصیتی می تواند ما را در جهت شناخت بیشتر افراد عدد رسانده یکی از راههای شناخت بررسی در زمینه وبحث های شخصیتی  آنان می باشد یعنی اینکه چه عواملی سبب می شود خصوصیات، ویژگی ها و رفتار افراد از هم متفاوت باشد شخصیت را شاید بتوان اساسی ترین موضوع علم روانشناسی دانست، زیرا محور اساسی بحث در زمینه هایی مانند یادگیری، انگیزه، ادراک، تفکر، عواطف و احساسات، هوش و مواردی از این قبیل است به عبارتی، موارد فوق الذکر اجزای تشکیل دهنده شخصیت به حساب می آیند شخصیت همانند ظرفی است که تمام پدیده ها وفرآیندهای روانشناختی در آن قرار دارند. بنابراین هدف پیچیده ونهایی روانشناسی درک مسأله شخصیت است( شاملو، ۱۳۸۲) کلیت مفهوم شخصیت وپیچیدگی آن موجب شده است که تعاریف مختلفی از آن ارائه شود. به طوری که دامنه این تعاریف از فرآیندهای درونی ارگانیسم تا رفتارهای ناشی از متعامل افراد در نوسان می باشد(۱۳۷۳) از دیرباز، روانشناسان مختلفی مانند هنری مورل  او گوردون آلپورت  ۱۹۳۰، کارل یونگ  ۱۹۲۷، یک فروم  ۱۹۴۷، ریموند کتل ، ۱۹۷۵،هانس آیزنک  ۱۹۸۰، رابرت مک کری و پل کوسستا ۱۹۸۵ ،….در زمینه شخصیت و یا ریخت های شخصیتی نظریه هایی را ارائه نموده اند (شولتز و شولتز،  ۱۳۷۷) از جمله نظریه های عمده شخصیت می توان موارد زیر را نام برد فروید  معتقد بود که شخصیت بالغ متأثر از تلاش های «من»  برای کنترل انگیز ه های غریزی است تا آنها را به رفتارهایی قابل قبول سوق دهد آدلر  بیشتر به تأثیر نیروهای اجتماعی روی شخصیت تأکید داشت. یونگ معتقد بود که شخصیت تا حدود زیادی متأثیر از تأثیر متقابل تمایلات متناقض درونی است، عواملی از قبل قاطعیت و رفتار انفعالی، درونگرایی و برونگرایی ، وتضاد میان تجربه ومفاهیم ناخود آگاه  جمعی را مورد توجه قرار می داد کرچمر و شلدون  در زمینه رابطه ابعاد جسمی و شخصیت نظریه هایی را ارائه نمودند   ( هانت ، ۱۳۸۰)
از دیگر نظریه های عمده در زمینه ریخت های شخصیتی می توان نظریه  عاملی کتل درباره صفات شخصیتی ، نظریه هانس آیزنک دربره ویژگی های اساسی صفات شخصیتی از جمله ابعاد درونگرایی- برونگرایی، پایداری، روان رنجور خویی،  روان پریشی وکنترل تکانه  و نظریه پنج عاملی مک کری و کوستا شامل ابعاد روان رنجور خویی(نوروز گرایی) برونگرایی، گشودگی  (انعطاف پذیری) خوشایندی ، دلپذیری و وظیفه شناسی (باوجدانی) را نام برد(شولتز وشولتز، ۱۳۷۷)
برخی از روانشناسان مانند هاپاک ، رو ، جان هالند  و…. را بطه بین شخصیت ومشاغل افراد را بررسی نموده ودراین زمینه نظریه هایی راارائه نموده اند، به نظر آنها هر فردی با توجه به
تفاوت های فردی از نظر جسمانی، روانی و اجتماعی با نوع خاصی از مشاغل حداکثر سازش را دارا
می باشد همچنین به نظر آنها انجام مشاغل متعدد به خصوصیات خاصی نیاز دارد در نتیجه افرادی که به مشاغل گوناگون اشتغال دارند دارای ویژگی های متفاوتی هستند(شفیع آبادی، ۱۳۸۱)
دارلی و هاگیند ( ۱۹۵۵) بیان نموده اند که سنجش رغبت های شغلی یک مورد خاصی از نظریه شخصیت است واشاره کرده اندکه رغبتها،بازتابی ازواژگان دنیای کار،نظام ارزشها،نیازها،وانگیزه های افرادی می باشند وبه نظرها لند( ۱۹۷۳) باورهای شخصیتی وانتخاب های شغلی به هم مرتبط هستند رغبت های شغلی جلوه ای از شخصیت هستند که در کار افراد نمود پیدا می کنند، اگر رغبت های شغلی جلوه ای از شخصیت هستند،پس پرسشنامه های شغلی نیز پرسشنامه های شخصیت محسوب می شدند( اسپرکان   و همکاران، ۲۰۰۰) آیزنک ( ۱۹۸۷) نشان داده است که ریختهای شخصیتی و سبک های یادگیری با هم ارتباط دارند.
میسیک  (۱۹۹۶) بیان کرد سبک سازه ای است که می تواند به عنوان پل ارتباطی بین شناخت وشخصیت در تعلیم و تربیت باشد هاشوی ( ۱۹۹۸) ادعا کرد که بسیاری از نظریه های سبک ها بر اساس ریخت های شخصیتی وشخصیت بوجود آمده اند( زانگ، ۲۰۰۱)
پرونیاک و وداخ ( ۲۰۰۰) اظهار داشته اند سبک های یادگیری کلب و ریخت های شخصیتی هالند شباهت زیادی به هم دارند، فقط مسیر تحقیقاتی کلب به جای ریخت های شخصیتی،
سبک های یادگیری می باشد به نظر او هدف کلب ایجاد پیوندی بین ساختار سبک های یادگیری و ریخت های شغلی بود. به پروژه ( ۱۳۸۰) معتقد است که شناخت شخصیت هر کسی، سرنخ هایی برای درک وفهمیدن رفتارهای فرد مانند انتخاب شغل او به دست می دهد به عنوان مثال جریان تصمیم گیری، یکی ازخصلت های شخصیتی می باشد که در ارتباط نزدیک با خصوصیات دیگرفرد مانند داشتن اعتماد به نفس، درونگر بودن، سلطه جو بودن وخصلتهای دیگر می باشد. اینس وهمکاران  (۲۰۰۳) وزانگ  (۲۰۰۴) نیز انتخاب شغل را انعکاس از شخصیت  افراد می دانند وبیان می کنند که نظریه هالند بر مبنای تعامل بین شخص و محیط بوجود آمده است یکی از نظریه های معروف در زمینه ریخت های شخصیتی نظریه شغلی شخصیتی جان هالند می باشد این نظریه بر اساس رغبت های شغلی هالند بوجود آمده است نظریه ریخت های شغلی شخصیتی هالند
( ۱۹۷۳،۱۹۸۵،۱۹۹۴،به نقل از زانگ، ۲۰۰۴) بر اساس چهار فرضیه عمده ارائه شده است:
۱-    افراد به شش ریخت شخصیتی تقسیم می شوند که عبارتنداز: واقع گرا ، جستجو گر ، هنری ، اجتماعی ، متهور   و قرار دادی .
۲-    متناظر با شش ریخت شخصیتی، شش نوع محیط شغلی نیز وجود دارد که عبارتند از: واقع گرا، جستجو گر، هنری، اجتماعی، و قرار دادی.
۳-    مردم به صورت هدفمند به دنبال محیط هایی هستند که با ریخت شخصیتی آنها همخوانی داشته باشد.
۴-    رفتار افراد بوسیله تعامل بین ریخت شخصیتی ومحیطی که در آن قرار دارند تعیین می گردد.
یادگیری یکی از عوامل بسیار مهم وتعیین کننده رشد شخصیت به حساب می آید وبر حسب تجارب یادگیری می توان به تبیین تفاوت های فردی پرداخت یکی از موضوعاتی که در این زمینه از سالهای ۱۹۷۰ به بعد در پژوهشهای آموزشی مورد توجه قرار گرفته، سبک یادگیری  هر یک از فراگیران است یعنی اینکه دانش آموزان با بهره گیری از چه شیوه هایی به فراگیری مطالب
می پردازند.
هومن ( ۱۹۹۵) باورها، و رفتارهایی را که افراد به کار می برند تا به یادگیری آنان در یک موقعیت معین کمک کند، سبک یادگیری می نامد( ص ۹۷) از نظر سریواستاوا ( ۱۹۹۷) سبک یادگیری به استعداد یاآمادگی دانش آموز جهت اتخاذ یک استراتژی خاص یادگیری اطلاق می شود همچنین سبک یادگیری به الگوی خاصی از فعالیتهای یادگیرنده در پردازش اطلاعات به هنگام آماده شدن برای یک آزمون حافظه ای اشاره می کند.
سبک های یادگیری دارای انواع مختلفی هستند به طور کلی می توان آنها را به سه دسته شناختی ، عاطفی ، وفیزیولوژیکی  دسته بندی کرد( سیف، ۱۳۷۹) در سالهای اخیر مطالعه سبک شناختی  در روانشناسی معاصر یک جریان وسیعی بوده است این نشانگر علاقه به مطالعه ارتباط دوسویه شخصیت و شناخت می باشد سبک شناختی فرآیندی است که فرد از طریق آن اطلاعات را از محیط گرفته و به طریق خاص خود آن را تفسیر کرده وجهت پاسخگویی به شیوه مخصوص خود از آن استفاده می کند.
از جمله سبک های یادگیری یا سبک های یادگیری شناختی می توان سبک های تکانشی   وتأملی  کاگان  (۱۹۶۴) سبک های یادگیری دان و داون (۱۹۷۴)سبک های وابسته به زمینه  و  به زمینه  وتیکن  وهمکاران ( ۱۹۷۷)، سبک های یادگیری هانی و مامفورد ( ۱۹۸۲) سبک های یادگیری چهارگانه دیوید کلب (۱۹۸۵) و … را نام برد(گیوین ، ۱۹۹۶)
سبک یادگیری که در این تحقیق مورد پژوهش قرار می گیرد، سبک های یادگیری چهارگانه دیوید کلب می باشد از نظر کلب وکلب  (۲۰۰۱) سبک یادگیری به طریقه ای که یادگیرنده جهت به جریان انداختن اطلاعات آن را ترجیح می دهد، گفته می شود کلب( ۱۹۹۹) معتقد است که شخصیت ما نقش مهمی در تعیین سبک یادگیری ایفا می کند بنابه نظر سیف (۱۳۷۹) هر چند که
می توان راهبردها و سبک های موثر یادگیری را به دانش آموزان مختلف آموزش داد، اما درهر حال، هر سبک یادگیری یک ویژگی شخصیتی است که ممکن است برای یادگیرنده مناسب ترین روش باشد.
نظریه یادگیری تجربه ای کلب نتیجه وترکیب  سه الگو  از فرآیند یادگیری تجربه ای ، الگوی عملی وآزمایشهای لوین ، الگوی یادگیری دیویی  و الگوی یادگیری و تحول شناختی پیاژه  است.
( اسمیت ، ۲۰۰۴)
کلب وفرای ( ۱۹۷۵، به نقل از اسمیت، ۲۰۰۴)یک نوع چرخه یادگیری با دو قطب و چهار مرحله را معرفی کرده اند قطب نخست شامل دو مرحله (شیوه) یادگیری تجربه ای عینی  در مقابل مفهوم سازی انتزاعی  و قطب دوم شامل دو مرحله (شیوه ) یادگیری آزمایشگری فعال  در مقابل مشاهده تأملی  است آنها یادگیری را چرخه ای می دانند که با تجربه آغاز می شود، با تفکر ادامه می یابد و بعد به عمل می انجامد هر یک از یادگیرندگان بعد از ترکیب وضعیت های چهارگانه فوق با چهار نوع سبک یادگیری همگرا ، واگرا ، جذب کننده  وانطباق یابنده  مشخص می شوند( دون کلارک ، ۲۰۰۰، بنک وتامپسن ، ۱۹۹۵ به نقل از استوارت ، ۲۰۰۰، کلب و کلب، ۲۰۰۱ و اسمیت، ۲۰۰۴)
برخی از روانشناسان در زمینه رابطه بین ریخت های شخصیتی وسبک های یادگیری
بررسی های مختلفی بعمل آورده اند، از جمله: آیزنک، (۱۹۸۷ به نقل از زانگ، ۲۰۰۱)نشان داد که بین ریختهای شخصیتی وسبک های یادگیری رابطه وجود دارد در اموند واستو دارد ( ۱۹۹۲ به نقل از چکسون ولوتی- ، ۱۹۹۶) وجکسون ولوتی- جونز (۱۹۹۶) در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده اند که بین ریخت های شخصیتی وسبک های یادگیری رابطه وجود دارد   و همکاران( ۱۹۹۹) بیان نموده اند ریخت های شخصیتی هالند توجیحات شغلی افراد را بررسی می کنند، وسبک های یادگیری کلب نیز توجیحات تحصیلی و شغلی افراد را بررسی می کنند، بنابراین انتظار می رود که بین ریخت های شخصیتی و سبک های یادگیری رابطه وجود داشته باشد در مقابل برخی از محققان (مانند هیگوس و همکاران ، ۱۹۸۷، به نقل از وکاهیل ، ۲۰۰۰ و جکسون ، ۲۰۰۲) نتایج معناداری بین متغیرهای فوق نیافته اند
با توجه به اینکه اکثر تحقیقات انجام شده درباره رابطه بین ریخت های شخصیتی وسبک های یادگیری در زمینه هایی به غیر از ریخت های شخصیتی هالند وسبک های یادگیری کلب بوده است وهمچنین تاکنون در کشور ما رابطه متغیرهای مربوط به این دو نظریه با هم بررسی نشده اند، تحقیق در این زمینه می تواند ضمن رفع نمودن برخی از ابهامات موجود، بینش ما را برای کمک به یادگیری دانش آموزان وهدایت تحصیلی وشغلی آنان افزایش دهد حال با توجه به توضیحات قبلی سوال اصلی ما در این تحقیق این است که:
آیا بین ریخت های شخصیتی وسبک های یادگیری دانش آموزان رابطه وجود دارد؟

۱-۲ اهداف تحقيق:
پژوهش حاضر به منظور مطالعة بين تيپ‌هاي شخصيت و سبك‌هاي يادگيري اهداف زير را دنبال مي‌كند:
۱-۲-۱هدف كلي:
مشخص كردن رابطة بين تيپ‌هاي شخصيتي با سبك‌هاي يادگيري در دانشجويان روانشناسي دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركزي
۱-۲-۲ اهداف خاص:
۱) مشخص كردن رابطه بين تيپ‌هاي شخصيت با جنسيت در دانشجويان روانشناسي دانشگاه آزاد واحد تهران مركز
۲) مشخص كردن رابطة بين سبك‌هاي يادگيري با جنسيت در دانشجويان روانشناسي دانشگاه آزاد واحد تهران مركز
به طور كلي، هدف اين پژوهش، يافتن پاسخ‌هايي براي پرسش‌هاي زير است:
۱-    آيا بين ابعاد شخصيتي و سبك‌هاي يادگيري دختر و پسر تفاوت وجود دارد؟
۲-    آيا بين ابعاد شخصيتي درون گرايي ـ برون‌گرايي و سبك‌هاي يادگيري تفاوت وجود دارد؟
۳-    آيا بين ابعاد شخصيتي روان رنجورخويي ـ غيررنجورخويي و سبك‌هاي يادگيري تفاوت وجود دارد؟
۴-    آيا بين ابعاد شخصيتي روان پريش خويي ـ غير روان پريش‌خويي و سبك‌هاي يادگيري تفاوت وجود دارد؟

۱-۳ اهميت و ضرورت تحقيق
پرسش‌نامه‌هاي سبك يادگيري براي سنجش شيوه‌هاي مورد استفاده افراد در يادگيري بكار گرفته مي‌شود. در دنياي امروز براي پيشبرد تعليم و تربيت و همچنين صنعت، نياز به يادگيري و سبك‌هاي خاص يادگيري مي‌باشد. بعنوان مثال باتلر  (۱۹۸۸) در رابطه با اهميت تشخيص سبك‌هاي يادگيري بيان مي‌كند كه: “سبك‌هاي يادگيري از اين جهت در امر آموزش و پرورش داراي اهميت‌اند كه به مربيان جهت فهم چگونگي يادگيري در دانش‌آموزان و دانشجويان كمك مي‌كند” (باتلر، ۱۹۸۸ به نقل از جكسون و جونز، ۱۹۹۶، ص ۲۹۳). علاوه بر اين در يادگيري و پيشرفت تحصيلي، در كنار متغيرهاي شناختي، متغيرهاي شخصيتي و عاطفي نيز اثرگذار هستند. بدين لحاظ با مشخص شدن ارتباط بين سبك‌هاي يادگيري و ابعاد شخصيتي، همانطور كه در تحقيقات ديگران مشخص شده است، مي‌توان با درنظر گرفتن اين ارتباط، در برنامه‌ريزي و مشاوره‌‌هاي تحصيلي راهبردهاي مفيدي را ارائه كرد.
همچنين ضرورت دارد كه مشخص شود آيا بين سبك هاي يادگيري و ابعاد شخصيتي رابطه و همپوشي وجود دارد يا خير؟ زيرا، با توجه به شيوه‌ فعلي گزينش دانشجو و نيز نظام آموزشي كشور، كه ملاك انتخاب رشته تحصيلي، كسب نمره و تأكيد بر قواي ذهني است، مشكلاتي از قبيل افت تحصيلي، ترك تحصيل و عدم موفقيت در رشته تحصيلي و حتي بطور غيرمستقيم شكست شغلي قابل پيش‌بيني است. در چنين شرايطي، تعيين سبك‌هاي يادگيري و بدست آوردن رابطه با ابعاد شخصيتي، علاوه بر اينكه مي‌تواند در مشاوره‌هاي تحصيلي راهگشا باشد، در جهت‌دهي سيستم آموزشي كشور نيز مؤثر است.

۱-۴ سؤالات تحقيق:
سؤال اين پژوهش اين است كه :
آيا بين تيپ‌هاي شخصيتي و سبك‌هاي يادگيري رابطه وجود دارد و اگر رابطه وجود دارد اين رابطه در دختران و پسران متفاوت است يا خير؟

۱-۵ فرضيه‌هاي تحقيق:
پس از بررسي تحقيقات پيشين در اين زمينه، يك فرضيه اصلي و دو فرضيه فرعي به شرح زير تدوين گرديد:
۱-۵-۱ فرضيه اصلي:
بين تيپ هاي شخصيتي و سبك‌هاي يادگيري دانشجويان رابطه وجود دارد.

۱-۵-۲ فرضيه های خاص:
۱- بین سبکهای یادگیری وابعاد شخصیتی روان رنجورخویی رابطه وجود دارد
۲- بین سبکهای یادگیری وابعاد شخصیتی درون وبرون گرایی رابطه وجود دارد.
۳- بین سبکهای یادگیری وابعاد شخصیتی روان پریش خویی رابطه وجود دارد
۱-۵-۳ فرضيه‌هاي فرعي:
۱- بين تيپ‌هاي شخصيتي و جنسيت رابطه وجود دارد.
۲- بين سبك‌هاي يادگيري و جنسيت رابطه وجود دارد.

۱-۶متغيرهاي مورد تحقيق:
در اين پژوهش، متغير پيش‌بين عبارت است از تيپ‌هاي شخصيتي و متغير ملاك، سبك‌هاي يادگيري است و جنسيت افراد شركت كننده در پژوهش به عنوان متغير تعديل كننده مطرح مي‌شود.

۱-۷ تعريف نظري و عملياتي متغيرهاي تحقيق:
۱)    شخصيت: از واژه شخصيت تعاريف گوناگوني به عمل آمده است. شخصيت از نظر آيزنك اين‌گونه تعريف مي‌شود: شخصيت به عنوان يك سازمان كم و بيش ثابت و پايدار منش شخص، خلق و خو، نيروهاي عقلاني و بدن مي‌باشد كه باعث سازگاري بي‌نظير فرد با محيط مي شود. (طالبي، ۱۳۷۹)
۲)    تيپ شخصيتي : مفهوم تيپ با دسته‌بندي تعداد قابل توجهي از صفات مختلف معني پيدا مي كند. يا اين كه تيپ از به هم پيوستگي چندين صفت تشكيل شده است كه براي معرفي شخصيت در درجه اول اهميت قرار دارد. (سياسي، ۱۳۷۱)
۳)    تيپ شخصيتي برونگرا: اصطلاح «برونگرا» با توجه به انرژي رواني به بيرون معطوف مي شود و با صفاتي نظير خونگرم، زودآشنا، اهل معاشرت و گفت و شنود، اهل عمل و … مشخص مي شوند و در اين تحقيق افرادي را شامل مي‌شود كه در مقياس “E” آزمون آيزنك در بالاي پيوستار قرار مي‌گيرند.
۴)    تيپ شخصيتي درونگرا: اصطلاح درونگرا با توجه به انرژي رواني به درون مربوط مي شود و با صفاتي نظير ديرآشنا، مردم گريز، محافظه كار، خيال پرور، اهل نظر و … مشخص مي شود.
۵)    سبك يادگيري: سبك يا رويكردهاي مطالعه‌اي به روش هايي اطلاق مي شود كه يادگيرنده براي يادگيري مطالب از آنها استفاده مي كند. (سهرابي ، ۱۳۸۱)
۶)    روش مطالعه عمقي: در مطالعه عمقي، فرد بر آنچه بيان شده است تمركز دارد. دانش قبلي را با دانش فعلي پيوند مي زند و نظريه‌هاي مطرح شده را با تجارب زندگي مرتبط مي‌سازد. (سهرابي، ۱۳۸۱)
۷)    روش مطالعه سطحي: در اين روش فرد بيشتر تكليف مدار است و در پي انجام كاري كه به او محول شده است مي‌كوشد تا حفظ كند و از اين طريق نمره‌اي بگيرد و در نهايت مدركي.
تعريف عملياتي:  در اين پژوهش منظور از تيپ‌هاي شخصيتي نمره‌اي است كه آزمودني در پرسشنامه شخصيتي آيزنك بدست مي‌آورد.
در اين پژوهش منظور از سبك هاي يادگيري نمره اي است كه آزمودني در پرسشنامه سبك هاي يادگيري كلب بدست مي‌آورد.

۱-۸ تعريف عملياتي متغيرها:
۱- سبك يادگيري شناختي: از سبك‌هاي يادگيري شناختي تعريف‌هاي گوناگوني ارائه شده كه پاره‌اي از معروف‌ترين آنها به شرح زير است:
سبك‌هاي شناختي عبارتند از : “روشهاي انفرادي مورد استفاده يادگيرنده براي پردازش اطلاعات در يادگيري مفاهيم تازه” (دي چكو و كرافورد ، ۱۹۷۴، ص ۶۳). يا “طرق گوناگون ادراك و سازمان دهي كردن اطلاعات” (وول فولك ، ۱۹۹۵، ص ۱۲۶).
سبك‌هاي يادگيري عبارتند از: “تفاوت‌هاي فردي كه يادگيري در موقعيت كلاس درس را تحت تأثير قرار مي‌دهد” (دمبو ، ۱۹۹۴، ص ۴۰۴؛ وول فولك، ۱۹۹۵، ص ۱۲۶).


عتیقه زیرخاکی گنج