• بازدید : 56 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

     به طور کلی وقتی صحبت از زیبایی می شود مقصود همان صور کالبدی می باشد که برای انسان لذت بخش است . زیبایی به طور کلی و در ساده ترین تعریفش ، آن چیزی است که لذت بخش باشد.             
    حس تشخیص روابط لذت بخش بین اشیاء همان حس زیبایی است . رید هربرت در کتاب خود به نام معنی هنر ، زیبایی را چنین تعریف می کند : ” زیبایی عبارت است از نوعی هماهنگی حاصل از روابط صوری در ادراکات حسی انسان ” ( رید هربرت ، ۳ ، ۱۳۷۱ ) وی ادامه می دهد که هنر رابطه لازمی با زیبایی ندارد . هنر ضرورتا همان زیبایی نیست . ” هنر ” کوششی است برای خلق و آفرینش صور لذت بخش حال آنکه ” زیبایی ” آن مخلوق و آفریده شده ای است که برای انسان لذت بخش است . 
تعاریف گوناگونی از زیبایی ارائه شده است . افلاطون زیبایی را هماهنگی اجزاء با کل می داند. علامه جعفری می گوید : زیبایی مجموعه ای نگارین است که هر یک از اجزاء آن کمال وجودی خود را بدون تزاحم با اجزای دیگر نمودار می سازد . گاستالا زیبایی را بیان آنچه نا گفتنی است و کشف آنچه کشف نشدنی است معرفی می کند . بهترین سخنی که می تواند از این تعاریف گرفته و به نتیجه منطقی رسید ، گفته استاد مطهری است که معتقد است زیبایی را نمی توان تعریف کرد ، چون زیبایی یک کیفیت است و کیفیات قابل تعریف نیستند.فقط باید آنها را احساس کرد. لذا شناخت کیفیات تنها با ادراک حضوری میسر می شود . زیبایی نیز یک کیفیت است نمی توان با استفاده از واژه ها تعریف دقیقی از آن ارائه داد . استاد مطهری می گوید : زیبایی برای انسان موضوعیت دارد و آن را جزء فطریت انسان قرار می دهد .
    استاد مطهری معتقد است پدیده زیبا در انسان ایجاد حرکت می کند ، عواطف و احساسات انسان را به غلیان در می آورد و اورا به عوالم دیگری می برد . انگیزه مثبت در او ایجاد می کند . ایجاد عشق و علاقه و کشش و جاذبه می کند و در نهایت حس تقدیس و پرستش را به وجود می آورد . 
حس زیباشناسی در انسان

    در مورد اینکه چه عواملی در ادراک انسان دخیل هستند نظرات مختلفی ابراز شده است و می توان مجموعه این عوامل را حس زیبا شناسی نامید . استاد جعفری سه عامل شخصیت ، فرهنگ و شرایط موقت و پایدار مغزی و روانی را در ادراک زیبایی موثر می داند . ویل دورانت انس و تکرار را موثر می داند .
    می توان مجموعه این عوامل صحبتها را در چهار ویژگی اصلی حس زیباشناسی دسته بندی کرد :
۱- تربیت پذیری : به این مفهوم که آموزش می تواند در افزایش ادراک زیبایی دخالت داشته باشد و این احساس را تکامل بخشد . 
۲- تاثیر پذیری: به این معنا که حس زیبایی شناسی می تواند تحت تاثیر عوامل مختلف کاهش یا افزایش یابد . این عوامل عبارتند از خصوصیات شخصیتی ، پیش زمینه های ذهنی ، شرایط موقت مغزی و روانی .
۳- خطا پذیری : به این معنی که تلقین و تعصب نسبت به یک پدیده می تواند در نوع احساس نسبت به آن موثر باشد .
۴- شدت پذیری : به این معنا که احساس زیبایی به یک پدیده به مقدار توجه به آن بستگی دارد و ممکن است تحت شرایط خاصی افزایش یا کاهش یابد . این عوامل عبارتند از : بداعت ، تکرار و شلوغی . به طور مثال ، وجود بداعت موجب جلب توجه بیننده می شود و دقت اورا به خود جلب می کند . نقطه مقابل آن تکرار برخورد با یک پدیده یا مشغولیت ذهنی بیننده است که موجب بی توجهی می شود و شخص دیگر به آن پدیده توجه نمی کند .  
جایگاه زیبا شناسی در شهرسازی

    از دیدگاه محیط شناسی ، شهر پيچيده ترين زيستگاه انساني است كه در آن وسيعترين روابط انساني محيطي شكل مي گيرد .     
    بنابراين شهر به عنوان بستر و محيط زندگي انسان، بايد علاوه بر تأمين نيازهاي زيستي و مادي مردم شهر، بتواند هر چه بيشتر نيازهاي اجتماعي و رواني آنان را نيز برآورده سازد . به طور كلي ميتوان نيازهاي انساني  محيطي مردم را به سه مقوله تقسيم  كرد كه عبارتند از : ادراك هويت فضايي، احساس تعلق، ادراك زيبايي. اين سه پديده ارتباطي تنگاتنگ و متقابل با يكديگر دارند كه توأماً موجب احساس رضايت، لذت، آرامش و اطمينان خاطر مي گردد. در واقع بدون احساس هويت در فضاهاي شهري نمي توان به آن دلبستگي و تعلق خاطر پيدا كرد و بدون احساس تعلق نمي توان به احساس زيبايي و لذت و مطلوبيت بصري دست يافت.
    از اين ديدگاه، مفهوم زيبايي و زيبايي شناسي ، دامنه اي عميق تر و گسترده تر از برداشت هاي مربوط به شكل يا تزئين و مانند آن دارد، كه به ويژه در محيط هاي شهري و خصوصاً در بافت هاي تاريخي ابعاد گسترده و پيچيده تري پيدا مي كند.
فرق مطلوبيت و زيبايي

    اينكه تفاوت زيبايي با مطلوبيت در چيست خود روشن كننده مطلب خواهد بود  .آنچه مسلم است اين است كه زیبایی عنصري تجريدي نيست  .يعني وقتي گل سرخ زيباست ، زيبايي آن ربطي به وجود انسان ندارد كه آن را تحسين كند ، حتي بدون وجود انسان و تحسين او نيز گل سرخ زيباست . زيبايي با حس زيبايي تفاوت دارد . حس ز يبايي آن چيزي است كه در درون انسان به وجود مي آيد ، حال آنكه زيبا يي چيزي است در خارج از وجود انسان و او آن را احساس مي كند . اما مطلوبيت احساسي است در درون انسان و همين ويژگي آن را از زيبايي متمايز مي كند . 
    به بيان ديگر زيبايي نوعي احساس است كه در درون انسان به وجود مي آيد سپس آن را با اعتقادات و باورهاي خود مي سنجد و پس از عبور از فيلترهاي شخصي ممكن است برايش مطلوب و يا نا مطلوب شود . بيشترين مصداق اين مطلب يعني تفاوت بين زيبايي و مطلوبيت در رابطه با باورهاي مذهبي ، سنتي، اجتماعي و تاريخي است . ولي در مباحث شهرسازي تفاوت چنداني بين زيبايي و مطلوبيت يك فضا وجود ندارد، البته اين دو عامل يكي نيستند ولي بسيار به هم نزديكند . با كمي اغماض مطلوب ها زيبايند و زيبايي ها مطلوب . اما سختي كار آنجاست كه بخواهيم اين دو را از عناصر نا زيبا و نا مطلوب باز شناسيم  .
عوامل مطلوبيت و زيبايي شهري در بافتهاي تاريخي ايران

    در اكثر كتب تاريخ معماري صحبت از انقطاع فرهنگ معماري در دوران اخير كشورمان به ميان آمده است . اكثر آنها عامل اصلي اين انقطاع در حرفه شهرسازي ر ا فرود يك باره ماشين در شهرها دانسته كه زخم خود را با دشنه اي برگرده شهرها چنان كشيد كه شهرها را ياراي مقاومت نبود و از آنجا كه محل تاخت و تاز ماشين در شهر است نه در بناها لذا بيشترين لطمه را بر شهرسازي وارد ساخته نه در معماري . حال از ماشين و مشكلات ناشي از آن عبور كرده و به چند نسل پيش باز مي گرديم كه هنوز از پديدهاي به نام ماشين خبري نبود و سيماي كالبدي ، فيزيكي شهرها را بدين گونه دگرگون نكرده بود و درصدد يافتن عواملي هستيم كه باعث زيبايي و مطلوبيت كالبدي شهرهاي آن دوران مي شدند.

۱- دلنشين و دلچسب بودن فضاهاي شهري به واسطه شناخت دقيق نيازهاي جسمي و پاسخگويي به آن ( مردم واري)

عتیقه زیرخاکی گنج