• بازدید : 58 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

معروف در ميان مفسران اين است كه سوره « معارج » از سوره هاي مكي است ،  و بر اساس «فهرست ابن نديم » و «كتاب نظم الدرر » ، و « تناسق الايات و السور » مطابق نقل «تاريخ القرآن» ابوعبدالله زنجاني اين سوره هفتاد و هفتمين سوره اي است كه در مكه نازل شده است 
ولي اين مانع از آن نخواهد بود كه بعضي از آيات آن در مدينه نازل شده باشد ، و اين منحصر به سوره « معراج » نيست ،‌در بسياري از سوره هاي قرآن كه مكي است آيه يا آياتي وجود دارد كه در مدينه نازل شده ، و به عكس بعضي از سوره هاي مدني آيات مكي دارد .
نمونه هاي زيادي از اين موضوع را «‌علامه اميني » در « الغدير » آورده است . 
دليل بر اينكه آيات آغاز اين سوره در مدينه نازل شده روايات زيادي است كه در تفسير اين آيات به خواست خدا خواهد آمد .
به هر حال ويژگيهاي سوره هاي مكي مانند بحث پيرامون اصول دين مخصوصاً معاد و انذار مشركان و مخالفان در اين سوره كاملا نمايان است ، و روي همرفته اين سوره داراي چهار بخش است :
بخش اول از عذاب سريع كسي سخن مي گويد كه بعضي از گفته هاي پيامبر صلي الله عليه و اله را انكار كرد ، و گفت اگر اين سخن حق است عذابي بر من نازل شود و نازل شد ( آيه ۱ تا ۳ )
بخش دوم بسياري از خصوصيات قيامت و مقدمات آن و حالات كفار در آن روز آمده است .(آيات ۴ تا ۱۸ )
بخش سوم اين سوره بيانگر قسمتهائي از صفات انسانهاي نيك و بد است كه او را بهشتي يا دوزخي مي كند ( آيات ۱۹ تا ۳۴ ) 
بخش چهارم  شامل انذارهائي است نسبت به مشركان و منكران ، و بار ديگر به مساله رستاخيز برمي گردد و سوره را پايان مي دهد .

فضيلت تلاوت اين سوره 
در حديثي از پيغمبر ( صَلي اللهُ عليه و آله ) مي خوانيم :  من قرأ « سأل سائل » اعطاه الله ثواب الذين هم لاماناتهم و عهدهم راعون و الذين هم علي صلواتهم يحافظون :
« كسي كه سوره « سأل سائل » را بخواند خداوند ثواب كساني را به او مي دهد كه امانات و عهد و پيمان خود را حفظ مي كنند و كساني كه مواظب و مراقب نمازهاي خويشند »   
حديث ديگري از امام باقر « عليه السلام » آمده است :  من أدمن قرائته «‌سأل سائل » لم يسأله الله يوم القيامه عن ذنب عمله و اسكنه جنته مع محمد (ص) :
كسي كه پيوسته سورة «‌سأل سائل » را بخواند خداوند در قيامت او را از گناهانش باز پرسي نمي‌كند ، و او را در بهشتش با محمد «‌صَلي الله عَليه و اله » سكونت مي دهد »   
همين مضمون از امان صادق «‌عليه السلام » نقل شده است .
بديهي است آنچه انسان را مشمول اينهمه ثواب عظيم مي كند تلاوتي است كه با عقيده و ايمان ، و سپس با عمل همراه باشد ، نه اينكه آيات و سوره را بخواند و هيچ انعكاسي در روح و فكر و عملش نداشته باشد .
سورة معارج 
بِسْمِ اللهِ‌الرَّحْمنِ‌الرَّحيمِ 
(۱) سَاَلَ سآئَلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ  لا 
(۲) لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ‌
(۳) مِنَ اللهِ ذِي الْمَعارِجِ ط 

به نام خداوند بخشنده بخشايشگر 
ترجمه : 
۱ـ تقاضا كننده اي تقاضاي عذابي كرد كه واقع شد !
۲ـ اين عذاب مخصوص كافران است ، و هيچكس نمي تواند آن را دفع كند .
۳ـ از سوي خداوند ذي المعارج است ( خداوندي كه فرشتگانش بر آسمانها صعود مي كند ) .
شأن نزول :
بسياري از مفسران و ارباب حديث شأن نزولي براي اين آيات نقل كرده اند كه حاصل آن چنين است :
جزء بيست و نهم 
«هنگامي كه رسول خدا ( صَلي اللهُ عَليْه و آله ) علي ( عَليه السلام ) را در روز « غدير خم » به خلافت منصوب فرمود و درباره او گفت :  من كنت مولاه فعلي مولاه  «‌هر كس من مولي و ولي او هستم علي مولي و ولي او است » چيزي نگذشت كه اين مسأله در بلاد و شهرها منتشر شد «نعمان بن حارث فهري »  خدمت پيامبر( صَلي اللهُ عَليْه و آله ) آمد و عرض كرد تو به ما دستور دادي شهادت به يگانگي خدا و اينكه تو فرستاده او هستي دهيم ماهم شهادت داديم ، سپس دستور به جهاد و حج و روزه و نماز و زكات دادي ما همه اينها را نيز پذيرفتيم ، اما با اينها راضي نشدي تا اينكه اين جوان ( اشاره به علي عليه السّلام ) را به جانشيني خود منصوب كردي ، و گفتي : من كنت مولاه فعلي مولاه ، آيا اين سخني است از ناحيه خودت يا از سوي خدا ؟ ! 
پيامبر ( صَلي اللهُ عَليْه و آله )  فرمود : « قسم به خدائي كه معبودي جز او نيست اين از ناحيه خدا است »‌.
« نعمان » روي برگرداند در حالي كه مي گفت اللهم ان كان هذا هو الحق من عندك فامطِر علينا حجاره من السماء :  «‌خداوندا ! اگر اين سخن حق است و از ناحيه تو ، سنگي از آسمان بر ما بباران » !‌
اينجا بود كه سنگي از آسمان بر سرش فرود آمد و او را كشت ، همينجا آيه سأل سائل بعذاب واقع للكافرين ليس له دافع  نازل گشت » 
آنچه را در بالا گفتيم مضمون عبارتي است كه در « مجمع البيان » از «‌ابوالقاسم حسكاني » با سلسله سندش از « امام صادق عليه السّلام » نقل شده است .   
همين مضمون را بسياري از مفسران اهل سنت ، و روات حديث با مختصري تفاوت نقل كرده اند .
مرحوم  « علامه اميني »  در «‌الغدير » آن را از سي نفر از علماي معروف اهل سنت نقل مي كند ( با ذكر مدرك و نقل عين عبارت ) از جمله :
تفسير  غريب القرآن  «‌حافظ ابو عبيد هروي » 
تفسير  شفاء الصدور  « ابوبكر نقاش موصلي »‌
تفسير الكشف و البيان  «‌ابواسحاق ثعالبي » 
تفسير ابوبكر يحيي « القرطبي » 
تذكره ابواسحاق « ثعلبي » 
كتاب  فرائد السمطين  « حمويني » 
كتاب « درر السمطين » « شيخ محمّد زرندي » 
تفسير  سراج المنير  « شمس الدين شافعي » 
كتاب  « سيرة حلبي » 
كتاب  « نور الابصار »  « سيد مؤمن شبلنجي » 
و كتاب  شرح جامع الصغير سيوطي  از « شمس الدين الشفاعي » 
و غير اينها  
در بسياري از اين كتب تصريح شده كه آيات فوق در همين رابطه نازل شده است ،‌البته دربارة اينكه اين شخص « حارث بن نعمان » بوده يا « جابربن نذر » يا «‌نعمان بن حارث فهري » اختلاف است، و مي دانيم اين امر تأثيري در اصل مطلب ندارد .
البته بعضي از مفسران يا محدثاني كه فضائل علي عليه السّلام را با ناخشنودي مي پذيرند ايرادهاي مختلفي بر اين شأن نزول گرفته اند كه در پايان بحث تفسيري به خواست خدا به آن اشاره خواهد شد .
خداوند « مشارق »‌و « مغارب »
در آيات قرآن مجيد گاهي تعبير  «‌مشرق »‌و «‌مغرب »  به صورتي «‌مفرد » آمده است مانند آيه ۱۱۵ بقره ولله المشرق و المغرب :  « مشرق و مغرب از آن خدا است » و گاه به صورت « تثنيه » آمده است ، مانند آيه ۱۷ سوره رحمن  رب المشرقين و رب المغربين  : « پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب » و گاه به صورت « جمع »  المشارق و المغارب  مانند آيه مورد بحث .
بعضي كوته نظران اين تعبيرات را متضاد پنداشته اند ، د رحالي كه همگي هماهنگ ، و هر يك اشاره به نكته اي است ، توضيح اينكه خورشيد هر روز از نقطه تازه اي طلوع ، و در نقطه تازه اي غروب  مي كند ، بنابراين به تعداد روزهاي سال مشرق و مغرب داريم ، و از سوي ديگر در ميان اينهمه مشرق و مغرب دو مشرق و دو مغرب در ميان آنها ممتاز است كه يكي در آغاز تابستان ،  يعني حداكثر اوج خورشيد در مدار شمالي ، و يكي در آغاز زمستان يعني حداقل پائين آمدن خورشيد در مدار جنوبي است ( كه از يكي تعبير به  مدار رأس السرطان و  از ديگري تعبير به مدار رأس الجُدَي  مي كنند ) و چون اين دو كاملا مشخص است روي آن مخصوصاً تكيه شده است ، علاوه بر اين دو مشرق و دو مغرب ديگر كه آنها را مشرق و مغرب اعتدالي مي نامند ( در اول بهار و اول پائيز هنگامي كه شب و روز در تمام دنيا برابر است ) نيز مشخص مي باشد كه بعضي  رب المشرقين و رب المغربين  را اشاره به آن گرفته اند و آن نيز قابل توجه است .
اما آنجا كه به صورت « مفرد »‌ذكر شده معني جنس را دارد كه توجه تنها روي اصل مشرق و مغرب است بي آنكه نظر به افراد داشته باشد ،  به اين ترتيب تعبيرات مختلف بالا هر يك نكته اي دارد و انسان را متوجه تغييرات مختلف طلوع و غروب آفتاب و تغيير منظم مدارات شمس مي كند.

عتیقه زیرخاکی گنج