• بازدید : 45 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

مساوات و برابري يكي از مهم‌ترين آموزه‌هاي دين مبين اسلام است و آيات و روايات بسياري وجود دارند كه قرآن كريم و ائمه اطهار(ع) در آن‌ها بر حفظ حقوق و تساوي تمام مردم در برابر قانون و نفي تبعيض و ظلم تأكيد بسيار دارند.
عدالت در اسلام بر اركان عميقي استوار است، زيرا عالم هستي و كائنات به كلي تحت نظر خداوند حكيم هستند كه تمام كردار و رفتار ما در دادگاه عدل او مورد قضاوت قرار مي‌گيرد. همه ما از خاك هستيم و همه به سوي خاك بازمي‌گرديم و تمام افراد بندگان خدا هستند.
اين تلقي از جهان و انسان مساعدترين زمينه براي پذيرش عدالت است كه از نظر قرآن فطري است. قرآن مي‌فرمايد كه ما آشنايي با خوبي‌ها و بدي‌ها را به طور فطري در انسان قرار داده‌ايم: «فألهمها فجورها و تقويها» (شمس/۸)
در فطري بودن عدالت همين بس كه حتي ظالمان نيز مي‌كوشند تا ظلم خود را توجيه كرده و عادلانه جلوه دهند.
مسأله عدالت از نظر پيامبر(ص) نيز از اهميت فراواني برخوردار است، چنان‌كه ايشان فرموده‌اند: «عدل ساعه خير من عباد سبعين سنۀ قيام ليلها و صيام نهارها» (جامع السادات، ج۲، ص ۲۲۳) يعني: يك ساعت عدالت از هفتاد سال عبادتي كه روزهاي آن روزه و شب‌هاي آن احيا داشته باشيد، به‌تر است.
حضرت علي(ع) نيز درباره اهميت عدالت فرموده‌اند: «العدل حيات و الجور ممات» يعني: عدالت، زندگي و ظلم، مرگ است.
از نظر امام علي(ع) مردمي كه تسليم ظلم و ستم شده‌اند در واقع مرده هستند. اصلاً يكي از مهم‌ترين دلايل بعثت پيامبران و يكي از مهم‌ترين وظايف و مسئوليت‌هاي آنان همانا استقرار عدالت در اجتماع است. قرآن درباره دعوت امت به بندگي خداوند و مخالفت با ظلم و طاغوت مي‌فرمايد: «ان اعبدوا الله واجتنبوا الطاغوت» (نحل/۳۲)
يعني: بندگي خدا كنيد و از طاغوت دوري نماييد.
همچنين قرآن در مبارزه با انواع اسارت‌ها و زدودن موهومات و خرافات كه از مهم‌ترين وظايف پيامبر(ص) است، مي‌فرمايد: «و يضع عنهم اسرهم و الاغلال التي كانت عليهم» (جمعه/ ۳) يعني: پيامبر(ص) سنگيني و زنجيرهايي را كه بر مردم نهاده شده برمي‌دارد و آنان را آزاد مي‌كند.
هدف نهايي و عالي انبيا اين است كه آن چنان ايمان به خدا و معاد را در مردم احيا كنند و چنان اخلاق و طرز تفكر الهي را در تار‌و‌پود فرد و جامعه به وجود آورند كه مردم خودشان به عدل و قسط قيام كنند.
قرآن در اين باره مي‌فرمايد: «لقد أرسلنا رسلنا بالبينات و أنزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط» (حديد/۲۵)يعني: ما پيامبران خود را با در دست داشتن دلايل روشن و كتاب آسماني و معيار سنجش حق و باطل براي مردم فرستاديم تا مردم در پرتو اين رهبران و قوانين آسماني با آگاهي و انتخاب به عدل قيام كنند.در اين آيه شريفه به هر دو قدرت مادي و معنوي يعني «كتاب و بينات و ميزان» اشاره شده، زيرا هر يك از آنها قدرت و پشتوانه‌اي معنوي براي استقرار عدل است و عبارت «و أنزلنا الحديد» كه در ادامه اين آيه است اشاره به قدرت مادي دارد تا عاصيان بدانند كه اگر با عدالت الهي مخالفت كنند با قدرت تمام سركوب مي‌شوند. 
در زمان خلافت اميرمؤمنان حضرت علي(ع)، گروهي بر ايشان ايراد مي‌گرفتند كه شما چرا اموال بيت‌المال را به طور يكسان تقسيم مي‌كنيد؟
مولاي متقيان(ع) پاسخ فرمود: «لو كان المال لي لسويت بينهم فكيف و انما المال مال الله» (خطبه ۱۲۶ نهج‌البلاغه).
يعني: اگر اين اموال، ملك شخصي خودم بود به طور يكسان تقسيم مي‌كردم تا چه رسد كه اينها مال خدا و مربوط به همه مردم است. 

عدالت در اسلام بر اركان عميقي استوار است، زيرا عالم هستي و كائنات به كلي تحت نظر خداوند حكيم هستند كه تمام كردار و رفتار ما در دادگاه عدل او مورد قضاوت قرار مي‌گيرد. همه ما از خاك هستيم و همه به سوي خاك بازمي‌گرديم و تمام افراد بندگان خدا هستند.

يكي از امتيازات عالي مكتب اسلام اين بود كه در دوره جاهليت، تمام اختلافات و تبعيض‌ها را ميان افراد و نژادها و قبايل از بين برد و با تمام قوا امتيازات ستمگران را نابود ساخت. قرآن كريم در اين باره مي‌فرمايد: «ان اكرمكم عندالله أتقيكم» حجرات/۱۳)يعني: همانا گرامي‌ترين افراد نزد خداوند با تقواي‌ترين آن‌هاست. همچنين در سوره روم مي‌فرمايد: «و من آياته اختلاف السنتكم و ألوانكم» (روم/۲۲)يعني: اين تفاوت شكل‌ها و رنگ‌ها و زبان‌هاي شما همه از نشانه‌هاي قدرت خداست. پيامبر گرامي اسلام در حجه‌الوداع مردم را جمع كرد و فرمود: «تمام مسلمانان از هر قبيله و نژاد و زباني كه هستند با هم برابرند». (سفينه البحار،ج۲، ص ۳۴۸)
قبيله قريش به اين دليل كه سرپرست خانه كعبه بودند دچار خودبرتربيني و غرور شده بودند، از اين رو در مراسم حج، يكي از اعمال را – رفتن به صحراي عرفات- ترك مي‌كردند و به جاي آن به «مزدلفه» مي‌رفتند و مي‌گفتند ما اهل حرم خدا هستيم و از حرم جدا نمي‌شويم. قرآن در سوره بقره در اين باره فرمود: «ثم أفيضوا من حيث أفاض الناس» (بقره/ ۱۹۸) يعني: شما از همان جايي كه مردم ديگر مي‌روند، برويد.
خود شخص پيامبر اسلام(ص) آن‏چنان ساده و بي‌آلايش مي‌زيست كه گاهي يك فرد ناشناس كه وارد مسجد مي‌شد، ايشان را نمي‌شناخت و پس از مدتي كه در چهره‌ها مي‌نگريست، مي‌پرسيد: كدام يك از شما پيامبر هستيد؟
پيامبر(ص) به هنگام نشستن با اصحاب همواره دايره‌وار مي‌نشست و به بالا و پايين جلسه بي‌تفاوت بود.
عدالت در اسلام و اجراي آن به حدي حائز اهميت است كه نه تنها درباره دوستان، بلكه با دشمنان- و حتي در ميدان جنگ- نيز مورد سفارش و تأكيد واقع شده است. قرآن مي‌فرمايد: «فان قاتلوكم فاقتلوهم كذالك جزاء الكافرين» (بقره/ آيه ۱۹۱)يعني: اگر دشمن شما را مي‌كشد، آن‌گاه شما هم آن‌ها را بكشيد.
همچنين در زمان جاهليت، رسمي احمقانه وجود داشت، يعني اگر شخصي از يكي از قبايل كشته مي‌شد، تمام آن قبيله به پا مي‌خواستند و تا چند نفر را به انتقام همان يك نفر نمي‌كشتند، آرام نمي‌گرفتند. قرآن درباره اين تعصب كور مي‌فرمايد: «و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لوليه سلطاناً فلايسرف في‌القتل» (اسراء/ ۳۳)
يعني: هر كس مظلومانه كشته شود، براي او سرپرستي قرار داديم كه داراي اختيار است (كه اگر خواست قصاص كند و اگر خواست ديه بگيرد) ولي حتي سرپرستان مقتول نيز حق ندارند در انتقام و كشتن اسراف و زياده‌روي كنند و عبارت: «فلا يسرف في‌القتل» در اين آيه ناظر به همين معنا است.
حضرت امير- علي(ع) – پس از ضربت خوردن به فرزندانش مي‌فرمايد: «لاتقتلن بي ‌الا قاتلي، فاضربوه ضربه بضربه» (نهج‌البلاغه صبحي صالح/ ص۴۲۲)يعني: هرگز به خاطر شهادت من دست به قتل‌عام نزنيد و تنها قاتل را بكشيد. او يك ضربه به من زد، شما هم فقط يك ضربه به او بزنيد.
علي(ع)- شهسوار اسلام- و خليفه مقتدر وقت درخون خود مي‌غلطد، ولي از مدار عدالت بيرون نمي‌رود.
قرآن مجيد نيز درباره رعايت عدالت با دشمنان مي‌فرمايد: «فمن أعتدي عليكم فاعتدوا عليه بمثل ما اعتدي عليكم و اتقوا الله» (سوره بقره/ آيه ۱۹۳)يعني:‌ اگر بر شما تعدي و ظلم كردند، شما نيز به همان مقدار حق تعدي به آن‌ها را داريد.
به راستي، دين اسلام، دين عطوفت و اعتدال است. دين اسلام حتي مومنان را به صبركردن و عدم انتقام از دشمنان دعوت مي‌كند. قرآن كريم در اين باره مي‌فرمايد: «و ان عاقبتم فعاقبوا بمثل ماعوقبتم» (نحل/ آيه ۱۲۶)يعني: اگر اهل عفو و صبر نيستيد و مي‌خواهيد حتماً عقوبت و مجازات نماييد، پس عقوبت كنيد همانند آن‏چه خودتان مورد عقوبت قرار گرفته‌ايد نه سخت‌تر.
و در اين مورد ادامه مي‌دهد: «و لئن صبرتم لهو خير للصابرين» يعني:‌ اگر صبر كنيد به‌تر است. ماجراي زير موضع اسلام را در مورد رعايت انصاف به خوبي نشان مي‌دهد.
پيامبر گروهي را براي روشن شدن تكليف يهوديان خيبر فرستاد. يكي از آن‌ها اموال خود را در پناه كوهي قرار داد و به استقبال مسلمانان آمد و اظهار اسلام كرد. بعضي از مسلمانان عجله كردند و گفتند اسلام او تزوير و حيله است، او به خاطر ترس از جان و حفظ اموال خود چنين اظهار مي‌كند و بالاخره او را كشتند، اين آيه نازل شد: «لا تقولوا لمن القي اليكم السلام لست مؤمنا تبتغون عرض الحيوه الدنيا» (نساء/ ۹۴)قرآن در اين آيه توصيه مي‌كند به شخصي كه اظهار اسلام مي‌كند نگوييد تو مسلمان نيستي تا بدين وسيله راه كشتن او را نزد خود هموار و او را به ناحق بكشيد و اموال او را به غنيمت برداريد، از اين قضاوت‌هاي عجولانه دوري كنيد. البته معناي اين حرف زودباوري و تسليم در برابر هر نوع حيله دشمن هم نيست، زيرا در پايان همين آيه سفارش شده در اين قبيل موارد لازم است تحقيق كنيد نه در كشتن عجله كنيد و نه ساده‌لوحانه به هر اظهاري دل ببنديد، بلكه راه ميانه كه همان حفظ عدالت اجتماعي است تحقيق و بررسي است و اين است مكتب ما و عدالت اجتماعي ما درباره جنگ‌ها و برخورد با مخالفان كه نسبت به افراد بي‌آزار عدالت و محبت و نسبت به افراد موذي عقوبت و جزاي به مثل شود.دين اسلام حتي در مورد عبادت كردن نيز دستور به عدالت مي‌دهد. امام صادق(ع) مي‌فرمايند: «لاتكرهوا الي انفسكم العباده» (اصول كافي، ج۲، ص۸۶) يعني:‌ عبادت را برخود تحميل نكنيد.
در اسلام و قرآن، رعايت اعتدال و انصاف در تمام شئون حيات فردي و اجتماعي، در قصاص، در مدح و انتقاد، در انفاق، در مخارج، در محيط خانه، در اقتصاد، در كار، در توزيع و مصرف، به شدت مورد تأكيد و سفارش واقع شده است.
قرآن براي برپايي و استقرار عدالت در جامعه، مردم را به پيامبران ارجاع داده و فرموده است: «فأن تنازعتم في شيئي فردوه الي الله و الرسول ان كنتم تومنون بالله واليوم الاخر» (نسا/ ۵۹)يعني:‌ اگر در امري با هم نزاع داشتيد به خدا و پيامبر رجوع كنيد، اگر به خدا و روز آخرت ايمان داريد، قابل ذكر است كه در موارد ديگري كه خطر انحراف از مرز عدالت و تجاوز به حقوق يك‌ديگر پيش مي‌آيد، بايد به علماي عادل مراجعه كرد تا طبق حكم خدا فرمان دهند.
معمولاً دو عامل مهم براي انحراف از مرز عدالت وجود دارد كه قرآن به هر دوعامل توجه فرموده است: اولين عامل انحراف، حب ذات و علاقه‌ها و روابط است. قرآن در اين باره مي‌فرمايد: «يا ايها الذين آمنو كونوا قوامين بالقسط شهداء لله ولو علي انفسكم او الوالدين و الاقربين ان يكن غنياً او فقيراً فالله اولي بهما» (نسا/ ۱۳۵)يعني:‌ اي كساني كه ايمان آورده‌ايد، كاملاً به عدالت قيام كنيد و گواهي‌هاي شما فقط براي خدا باشد، گرچه به زيان خود شما يا والدين و بستگان تمام شود و مسأله فقير بودن يا غني بودن در گواهي دادن شما اثر نكند، زيرا خدا سزاوارتر است به اين‌كه از آن‌ها حمايت كند.
يعني مسئوليت شما فقط دفاع از حق است بدون هيچ‌گونه ملاحظه فاميلي يا اقتصادي اين آيه به علاقه‌هاي خطرناك اشاره مي‌كند كه مبادا آن دوستي‌ها و مسائل عاطفي و فاميلي شما را از مرز عدالت دور كند. دومين عامل براي اين‌كه انسان در خط عدالت حركت نكند، مسأله ناراحتي‌هايي است كه انسان از فردي و يا گروهي مي‌بيند و در اين زمينه نيز قرآن مي‌فرمايد:
«يا ايها الذين امنو كونوا قوامين لله شهداء بالقسط ولا يجرمنكم شنآن قوم علي الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوي» (مائده/ ۸) يعني:‌‌ اي كساني كه ايمان داريد، برنامه شما قيام خالصانه و شهادت عادلانه باشد، دشمني قومي سبب انحراف شما از مرز عدالت نشود و خرده حساب‌هاي سابق را تسويه نكنيد و مكرراً فرمان مي‌دهد كه به عدالت رفتار كنيد كه به تقوي نزديك‌تر است.
در اين آيه توجه خاصي به مسأله ناراحتي و گلايه‌ها و دشمني‌هايي است كه احياناً در قضاوت و رفتار ما اثر مي‌گذارد.كوتاه سخن آن‌كه عمل‌كردن به عدالت و طبق معيارهاي الهي حركت كردن، كار سختي است كه اوليا خدا در عمل به آن از خدا استمداد مي‌كنند، و شايد مراد از صراطي كه در قيامت از مو باريك‌تر و از شمشير تيزتر است و بايد همه ما از روي آن عبور كنيم، همين خط الهي در دنياست كه به راستي از مو باريك‌تر است.
قرآن مجيد براي پرهيز از انحراف از مرز عدالت صريحاً دستور مي‌دهد: «يا ايها الذين آمنوا كونوا قوامين بالقسط شهداء لله و لوعلي انفسكم»(نسا/۱۳۵) يعني: اي كساني كه ايمان آورده‌ايد، كاملاً به عدالت قيام كنيد و گواهي‌هاي شما فقط براي خدا باشد، هر چند به زيان شما تمام شود.

عدل یکی از صفات مهم حضرت حق به شمار می رود و اهمیت آن تا حدی است که در کنار مهم ترین صفت خداوند، یعنی توحید، قرار گرفته است و در کلام امامیه و معتزله، 

عتیقه زیرخاکی گنج