• بازدید : 41 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق معجزات و شواهد صدق پيامبر -خرید اینترنتی تحقیق معجزات و شواهد صدق پيامبر -دانلود رایگان مقاله معجزات و شواهد صدق پيامبر -تحقیق معجزات و شواهد صدق پيامبر 

این فایل در ۲۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

  • بازدید : 58 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

ابتدا در دوره ي حضرت موسي (ع) «سحر» در صدر زندگاني اجتماعي آنها بود… پس معجزه ي آن حضرت عصا بود. از نوع آنچه كه آن قوم در آن نبوغ داشتند و ليكن آن عصا سحر نبود، آن تجلي سحر بود ولي سحر نبود… پس هنگامي كه عصا را انداخت تبديل به ماري شد و شروع به بلعيدن ريسمانها و عصاهايشان كرد و ساحران به خوبي تشخيص دادند كه ممكن نيست كه آن سحر باشد.
و حضرت عيسي (ع) به پيامبري مبعوث شد در حالي كه قوم او در علم طب برتري داشتند. پس براي آنها معجزه اي آورد از نوع آنچه در آن سر آمد بودند؛ پس كور مادر زاد و پيس را شفا داد. علاوه بر آن در يك امر ديگر بر آنها برتري يافت كه كسي بعد از آن هم به اين امر دسترسي نيافت … پس مرده ها را زنده گرداند…
دانشمندان مي گويند: آن معجزاتي كه خداوند، پيامبرش حضرت محمد (ص) را به آنها تأييد كرد بر دو نوعند:
الف) معجزاتي كه قوانين و سنت هاي طبيعي را نقض كرده است مثل معجزه ي شق القمر و جاري شدن آب از ميان انگشتهاي شريف آن حضرت و معجزات بسياري ديگر و آنها معجزاتي طبيعي هستند كه صحابه و ديگران در زمان آن حضرت مشاهده نمودند، اما كساني كه بعد از آن حضرت پا به عصره حيات گذاشتند فقط نام آن معجزات را شنيده اند بدون اين كه آنها را ببينند و تصديق كرده اند زيرا براي آنها به تواتر و سند تاريخي صحيح نقل شده است.
معجزه ي ماندگار و هميشگي، و آن قرآن كريم است كه روح الامين آن را بر قلب سيد المرسلين با زبان عربي روشن نازل كرده است تا از بيم دهندگان باشد و آن معجزه اي است كه صاحبان عقل و فكر را براي همه ي زمانها مورد خطاب قرار داده و مي تواند هر كسي بگويد: محمد رسول الله است و اين قرآن معجزه ي اوست.
قطعاً مجزه ي مادي محسوس، يكبار واقع مي شود و كسي كه آن را ببيند به آن ايمان مي آورد و كسي كه آن را نديده است، از آن با خبر مي شود ليكن آن اعجاز قرآن است كه فصيحان و اديبان عرب را بهت زده رده در حاليكه آن حضرت (ص) در ميان امتي كه در شعر و بلاغت و بيان سر آمد بودند مبعوث شد و براي آنها معجزه اي آورد كه از جنس آن چيزي بود كه در آن سرآمد بودند، علاوه بر آن، آنها را عاجز ساخت از اينكه مانند آن را بياورند، هر چند يك سوره مانند آن باشد.
اين معجزه ي جاودانه و اين تحدي در قرآن فقط براي عرب نيست بلكه براي جميع عالم است. ابتدا اعجاز بياني و لغوي قرآن كريم همان به مبارزه طلبيدن عرب در آنچه كه در آن به نبوغ رسيده بوده باشند؛ ليكن قرآن كتابي است كه براي همه ي امتها با اختلاف زبانهايشان معجزه مي باشد پس تحدي براي غير عربها كدام است؟ زيرا اين قرآن تا قيام قيامت باقي است. پس لازم است براي همه ي عالم در هر زمان و مكاني معجزه باشد و به اين سبب براي قرآن معجزاتي است در زمان نزول، بعد از زمان نزول، همه ي اين معجزات پيوسته از زمان نزول تا روزگار ما و تا قيام قيامت استمرار دارد، تا معجزات خداوند را در طول روزگار براي ما آشكار گرداند.
آن دورانهايي كه عرب زبانها، هنگام شنيدن بيت شعري يا بيان جمله اي بلاغي به وجد مي آمدند و با آن فرهنگ ادبي راز عظمت قرآن را در مي يافتند به پايان رسيد و با پايان آن دوران ذوق ادبي در ميان امت عرب به سبب دور شدنش از فرهنگ ادبي عظيم در محاورات و معاملات پايان يافت، پس بيشتر مردم، امروز چيز زيادي از فصاحت و بلاغت قرآن را درك نمي كنند، علاوه بر آ، از شناخت عمقي قرآن هم بهره اي ندارند، ولي بيشتر مردم لغات اروپايي را كه به زبان عربي راه يافتند درك مي كنند و اين بالاترين درجه ي ناداني است كه امت عرب از ميراث و فرهنگ خود عدول كرده و اين حالت است كه هرگز قوم عرب بلاغت قرآن و اسلوب زيباي آن را درك نخواهد كرد. بنابراين آيا رسالت پيامبر با حضرت محمد (ص) پايان يافته است؟ خير، رسالت آن حضرت (ص) پايان نيافته و هرگز تا روز قيامت پايان نخواهد يافت.
پس همانطور كه به آن حضرت (ص) آياتي عطا شد كه اهل آن دوره به آنها ايمان آوردند، اهل اين عصر و عصرهاي بعدي به آن آيات، ايمان خواهند آورد هرچند كه اين عصر با سيطره ي علم و مفاهيم علمي با افكار آنها تفاوت دارد. ولي در لابلاي صفحات قرآن كريم اشارت و ظرافت هاي علمي وجود دارد كه بسياري از حقايق را در زمينه هستي و طب و معارف علمي گوناگون در بر مي گيرد كه از علوم جديد با فاصله ي بيش از هزار و چهار صد سال سبقت گرفته است.
قرآن بر عموم بشر تأكيد كرده است كه اين قرآن حق و صدق است:
پس خداوند فرموده است «سنريهم آياتنا في الآفاق و في انفسهم حتي يتبين لهم انه الحق» فصلت /۵۳ قرآن نگفت «سنريهم آياتنا في الارض» بلكه فرمود: «في الآفاق» يعني خداوند سبحانه و تعالي بعضي از آياتش را بزودي براي آيندگان آشكار خواهد كرد تا براي آنها بيان كند كه اين قرآن صدق و حق محض است.
آن همان حقايق طبيعي است كه بعد از صدها يا هزاران سال به آن دست خواهند يافت و درك خواهند كرد كه قرآنبه بسياري از آنها اشاره كرده و با بيان اين آيات بر آنها سبقت گرفته است و در آن زمان براي آنها روشن خواهد شد كه اين قرآن حق است زيرا آن كلام خداست و آن كس كه عالم را خلق و ايجاد كرده؛ همان خداست.
اين كتاب عظيم بر پيامبر امي نازل شده است كه به مدرسه نرفته و از مركز علمي و دانشگاهي فارغ التحصيل نشده، پس چگونه اين حقايق را كه در اين عصرها آشكار شده، شناخته است. جواب آن را در اين سخن خداوند بلند مرتبه مي يابيم. «نزل به الروح الامين علي قلبك لتكون من المنذرين بلسان عربي مبين» شعرا /۱۹۵-۱۹۳
«انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون» حجر/۹
و در پايان اضافه مي نمايد كه اين تلاش ناچيزي است كه عرضه مي كنم، آنچه را كه خداوند عز و جل براي من از آيات قرآن عظيم ميسر كرده است و علوم جديد نيز آن را تصديق كرده و دليلي محكم است بر اينكه در قرآن كريم براهين علمي و حقايق درخشاني وجود دارد.
همانا قرآن كريم كتاب خداوند عز و جل و اسلام دين حقيقت و علم است و از خداوند مي خواهيم كه به من راستي در گفتار و اخلاص در عمل را ارزاني دارد و خداوند به باطن انسان آگاه است.
 
۱- اعجاز قرآن در كيهان شناسي
اصل هستي
خداوند تعالي فرمود: «اولم ير الذين كفروا ان السماوات و الارض كانتا رتقا فقتقناهما» انبيا /۳۰ «آيا كافران نديند كه آسمانها و زمين بهم پيوسته بودند و ما آنها را از يكديگر باز كرديم؟»
اين آيه به ما خبر مي دهد كه آسمانها و زمين به هم پيوسته و متصل بودند. سپس از يكديگر جدا شدند و اين معجزه اي از معجزات قرآن كريم است كه علم جديد اين نظر را، كه هستي مجموعه اي واحد از گاز بود سپس به ابرهايي تقسيم شد تأييد مي كند و منظومه ي شمسي ما نتيجه ي آن تقسيمات است. و از جمله اموري كه اين نظر را تأييد مي كند اين است كه علما استدلال كرده اند كه در خورشيد ۶۷ عنصر وجود دارد و هرگاه موانعي كه در مورد شناخت عناصر خورشيد وجود دارد، برداشته شود، تعداد عناصر شناخته شده افزايش خواهد يافت. و عناصر معروف خورشيد همان عناصر معروف زمين هستند و عبارتند از: هيدروژن – هليوم – ازت – اكسيژن – فسفر – آهن و غيره…
علما همه ي اينها را بر اثر تجزيه ي نور شناخته اند و آنچه امروز كيمياگران در آزمايشگاهها به آن پي برده اند اين است كه مواد موجود زمين از عناصر موجود در خورشيد و از يك نوع و يك اندازه مي باشد و خورشيد ستاره اي است كه ساير ستارگان در آن محقق مي شوند خلاصه مي شوند، و اين يعني عناصري كه هستي از آن بنا شده با همه اختلاف آن،  عناصري واحد است.
از طرف ديگر علما مشاهده كرده اند كه شهابهاي آسماني و سنگها و خاكهاي ماه كه از فضاي خارج به دست آورده اند، شامل همان عناصري است كه در زمين وجود دارد. 
هستي، بنا بر نظر قرآن كريم: مجموعه اي متصل و بهم پيوسته بود (رتق: بهم پيوسته و جدايي ناپذير)  سپس شروع به انبساط در فضا كرد. و اين همان برداشت علمي جديد از هستي است پس علما در خلال بحث ها و مشاهدات خود از پديده هاي هستي به اين نتيجه رسيدند كه ماده در آغاز جامد و ساكن بود. به صورت گازي گرم و غليظ و بهم چسبيده، حداقل حدود ۱۰۱۲*۵ سال پيش انفجار شديدي، در ماده ايجاد شد. سپس ماده شروع به انبساط و فاصله گرفتن از هم كرد و در نيتجه ي آن، متحرك شدن ماده، امري قطعي گشت (كه طبق قوانين مادي چاره اي جز استمرار آن نيست) آنجا كه مي گويد: قوه ي جاذبه، در اجزاء ماده بتدريج كم مي شود و سبب دور شدن اجزاي ماده از يكديگر، به صورت قابل ملاحظه اي، فاصله ي بين اجزاي آن گسترش مي يابد. 
همانا اصل هستي واحد است، و سبقت علمي در اين امر با كتاب خداست و علم جديد، بعداً آن را آورده است و نظريه ي علمي، موافق با آنچيزي است كه آن را دين آورده است. «اولم يرالذين كفروا ان السماوات و الارض كانتا رتقاً ففتفناهما.» انبياء /۳۰ «آيا كافران نديدند كه آسمانها و زمين بهم پيوسته بودند و ما آنها را از يكديگر باز كرديم؟» پس اصل هستي، در كتاب خداوند عز و جل واحد است، سپس از هم جدا شده و ماده ي آن سرد شده است. 
 
آفرينش كيهان
خداوند تعالي فرمود: «قل ائنكم لتكفرون بالذي خلق الارض في يومين و تجعلون له انداداً ذلك رب العالمين و جعل فيها رواسي من فوقها و بارك فيها و قدر فيها اقواتها في اربعه ايام سواءً للسائلين الي السماء و هي دخان فقال لها و للارض ائتيا طوعاً او كرهاً قالتاً اتينا طائعين» فصلت /۱۱-۹ «بگو آيا شما به آن كس كه زمين را در دو روز آفريد، كافر هستيد و براي او همانندهايي قرار مي دهيد او پروردگار جهانيان است. او در زمين كوه هاي استواري قرار داده و بركاتي در آن آفريد و مواد غذايي آن را مقدر فرمود اينها همه در چهار روز بود درست به اندازه ي نياز تقاضاكنندگان، سپس به آفرينش آسمانها پرداخت، در حالي كه بصورت دود بود، و آن و به زمين دستور داد. به وجود آييد (و شكل گيريد)، خواه از روي اطاعت و خواه از روي اكراه آنها گفتند: ما از روي اطاعت مي آييم.»
قرآن صراحت دارد كه آسمان در ابتداي آفرينش هستي دود بود و امروز، علم آنچه را كه قرآن آورده تصديق مي كند.
سرجيمس جينز دانشمند فلك شناس مي گويد : «ماده ي هستي از گازهايي كه در فضا انتشار دارد آغاز گشته و از تراكم اين گازها، سديم (مه رقيق) پديد آمده است.»
دكتر گاموف مي گويد: جهان در اتبداي پيدايش مملو از گازهايي بود كه در هوا با نظمي دقيق پراكنده بوده است كه قرآن از منشأ آفرينش اين هستي به دود تعبير كرده است و آن همان چيزي است كه عرب آن را از اشياء ملموسه مي فهمد و امروز دانشمندان از منشأ اين هستي به گاز تعبير كرده اند»
تشبيه ي ماده ي اصلي آفرينش آسمانها به (دخان) غير از گرد و غبار يابخار يا هوا، اشاره اي جالب و بس شگفت انگيز است به اين كه ماده ي اوليه ي آسمان قبل از آفرينش داراي صفات مهمي بود، شبيه صفات دود عادي كه از آتش بلند مي شود.
ذاتاً ماده اي تيره و تار، داراي اجزايي جدا از هم، سبك و منتشر شده در فضا همانطور كه ابرها در فضا منتشر مي شوند، تا حد زيادي گرم ، شبيه دود عادي كه حاوي انواع ماده ي سه گانه ي جامد، مايع و گاز است و در اين مورد، سوره ي كاملي در قرآن كريم آمده است كه بعنوان آن، معجزه اي علمي را در بر مي گيرد و آن همان سوره ي دخان است. اين سوره ي كريمه، آيه ي زير را كه جزئي از عقيده ي مسلمانان است، ثبت كرده است:
«فارتقب يوم تأتي السماء بدخان مبين» دخان/۱۰ «اي رسول! منتظر باش روزي را كه بر عذاب كافران، آسمان دودي پديد آورد.»
آيه ي شر يفه صراحت دارد بر اينكه همه ي جهان هنگامي كه قيامت بر پا شود، همانطور كه قبلاً دود بوده، دود خواهد گرديد پس چه فراوان از حقايق علمي كه همان معجزات خداوند است در كتاب خدا وجود دارد. 
تداوم هستي و گسترش آن
خداوند تعالي فرمود: «و السماء بنيناها باييد و انا لموسعون» الذاريات /۴۷ «و كاخ آسمان (رفيع) را ما به قدرت خود بر افراشتيم و ماييم كه بر هر كار عالم مقتدريم.»
در اين آيه، به اينكه آسمان و آنچه در آن است و محدوده ي هستي و  فلك در گسترش دائمي و پي در پي است، اشاره شده است و قرآن به آن تصريح كرده و فلك شناسي آن را به اثبات رسانده است.
گفته اند: كه فلك و فضا شبيه بالوني است كه باد مي شود و پشت سر هم گسترش مي يابد. و فلك شناسان در دورترين نقاطي كه با تلسكوپ آن را نظاره كرده اند، علاماتي را ملاحظه نموده اند كه  بر حركات منظم مه خارجي دلالت مي كند و از اين مشاهدات استدلال كرده اند بر اينكه به نظر مي رسد نه تنها همه ي (مه خارجي) يا (جزيره هاي هستي) از منظومه ي شمسي ما دور مي شوند، بلكه مجموعه ي پديده هاي هستي نيز از يكديگر دور مي شوند و بر  اين اساس، هستي ساكن نيست بلكه دائماً گسترش مي يابد. 
دانشمندان اعتقاد دارند كه دايره ي ماده، در آغاز ۱۰۰۰ ميليون سال نوري بوده و اكنون اين دايره، ۱۰ برابر دايره ي حقيقي  گشته است.
پروفسور آيدنجتون مي گويد: اين گسترش و امتداد هستي، پي در پي و بدون توقف است. وي مي گويد: «مثال ستارگان و كهكشانها، مانند نقاشيهاي چاپ شده بر سطح يك بالون پلاستيكي است كه پيوسته در حال باد شدن باشد. اين چنين همه ي كرات فضايي از نظاير خود با حركات ذاتي در عمل گسترش هستي، دور مي شوند. 
و ما اين مثال را براي گسترش و توسعه ي هستي، بعنوان يك حقيقت علمي بيان مي كنيم كه هوبل، آن را كشف كرده است به عنوان مثال: برج ثور كه ۴۱۰۰ سال نوري از ما فاصله دارد خطوط طيف دلالت مي كند كه با سرعت ۱۳۰۰ كيلومتر در ثانيه گسترش مي يابد (فاصله مي گيرد) –يعني حدود ۱۱۵ ميليون كيلومتر در روز يا حدود ۴۲۰۰۰ ميليون كيلومتر در سال، پس در اعماق هستي به كجا سير مي كند؟ و قوانين دقيقي كه بر حركت منظم دائمي اين هستي عظيم سيرطه دارد، چيست؟
اين است آنچه علم آن را انتشار يا گسترش يا توسعه هستي گفته است، قرآن كريم بر حقايق علمي پيشي گرفته است. هنگامي كه گفت: «و السماء بنيناها باييد و انا لموسعون» الذاريات/۴۷٫ 
صحابه ي بزرگوار، جنبه ي اعجاز علمي كلمات كوتاهي را كه در كتاب خداوند عز و جل نازل شده، نشناختند. علي رغم اينكه به آن ايمان آوردند و اين آيه ي معجزه تا عصر ما و تا عالم باقي است، پايدار است و گويي قرآن هر روز براي آن روز نازل شده است. 
 
۲-خورشيد
 حركت خورشيد و جريان آن
آيا خورشيد ثابت است؟ جواب: خير
رصد دلالت مي كند بر اين كه خورشيد در فضا شناور است در حالي كه بين ستارگان و خورشيد ها جابجا مي شود و سرعت آن حدود ۳۰ كيلومتر در ثانيه تخمين زده مي شود و حركت آن با مجموعه ي سيارات منظومه ي شمسي به سمت يكي از ستارگان معروف بنام (الجاثي علي ركبتيه) مي باشد. بنابراين مدار زمين پيرامون خورشيد حلزوني است.
خورشيد در حركت سالانه اش مسيري را طي مي كند كه بروج ناميده مي شود و برجها مناطقي هستند كه در دو سمت خورشيد امتداد يافته اند و ستاره شناسان آنها را به ۱۲ قسمت تقسيم كرده اند و هر يك از آنها را برج ناميده اند و خورشيد در هر ماهي از اين برج مي گذرد. اين است آنچه كه علم جديد آن را راجع به خورشيد، ماه و گردش آن گفته است. پس دين حنيف اسلام به ما چه گفته است؟
مردم تا عصر جديد اعتقاد داشتند كه خورشيد ثابت است و از مكانش دور نمي شود سپس علم آمد و حركت آن را به سوي ستاره ي (جاثي)  اثبات كرد.
قرآن با عبارتي صريح و روشن اين حقيقت را پيش از اين اثبات كرده است. «و الشمس تجري لمستقر لها ذلك تقدير العزيز العليم» يس /۳۸٫ «و خورشيد به سوي قرارگاه خود روان است، تقدير آن عزيز دانا اين است.»
و خداوند جل جلاله با تأكيد در اين سوره گفت: «لا الشمس ينبغي لها أن تدرك القمر و لا الليل سابق النهار و كل في فلك يسبحون» يس /۴۰ « نه خورشيد را سزاست كه به ماه رسد و نه شب بر روز پيشي مي گيرد و هركدام درمسير خود شناورند.»
خورشيد جرمي شعله ور
قرآن كريم، هنگامي از خورشيد گفتگو مي كند، آن را دايماً وصف مي كند به اينكه آن سراج مضيئ است پس سراج و اضائه دو صفت دايمي براي خورشيد است.
به گفته خداوند تعالي بنگر: «تبارك الذي جعل في السماء بروجاً و جعل فيها سراجاً و قمراً منيرا» فرقان /۶۲٫ «جاودان و پربركت است آن (خدايي) كه در آسمان منزلگاههايي براي ستارگان قرار داد و در ميان آن چراغ روشن و ماه تاباني آفريد.»
«الم تروا كيف خلق الله سبع سماوات طباقاً و جعل القمر فيهن نوراً و جعل الشمس سراجاً» نوح /۱۶-۱۵ «آيا نمي دانيد چگونه خداوند هفت آسمان را يكي بالاي ديگر آفريده است؟ و ماه را در ميان آسمانها مايه ي روشنايي و خورشيد را چراغ فروزاني قرار داده است». «هو الذي جعل الشمس ضياءً و القمر نوراً و قدره منازل» يونس /۵٫ «او كسي است كه خورشيد را روشنايي و ماه را نور قرار داد و براي آن منزلگاه هايي مقدر كرد.»
ملاحظه مي شود كه قرآن هنگامي كه از ماه بحث مي كند آن را دائماً نوراني وصف مي كند، پس نوراني بودن صفت دائمي ماه است.
و هرگاه به زبان عربي مراجعه كنيم معني دقيق هر يك از (سراج و مضيئ) و (منير) آشكار مي شود و به تفاوت معني آن دو آگاه مي شويم و به تفاوت معني آن دو آگاه مي شويم، مي فهميم كه به آن شيئي گفته نمي شود (سراج )يا (مضيئي) مگر هنگامي كه اشعه حرارت پخش مي كند و به آن گفته مي شود (منير) هنگامي كه نوري را منعكس مي كند كه هيچ حرارتي در آن نيست. همانطور كه تو نمي گويي: به چيزي (سراج و مضيئ) مگر هنگامي كه اشعه از ذات آن شيئ متجلي شود. و به آن (منير) مي گويي: هرگاه روشنايي از جرمي ديگر به آن بتابد. بنابراين بيان لغوي آيه بيان مي كند، كه خورشيد جرمي شعله ور و ماه جسمي سرد است كه هيچ حرارتي ندارد و نورش را از خورشيد كسب مي كند. 
پس علم در مورد آن چه گفته است؟
درجه حرارت خورشيد در سطح آن (۶۰۰۰) درجه سانتيگراد است كه حرارت آن هر چه به عمق خورشيد نزديكتر شود، افزايش مي يابد. تا اينكه در مركز خورشيد حداقل به ۱۴ تا ۲۰ ميليون درجه ي سانتيگراد مي رسد. دو دانشمند (بيزي و فيساكر) واكنشهاي هسته اي گرمايي را كه توليد انرژي خورشيد نتيجه ي آن است، كشف كرده اند و آن همان چيزي است كه حلقه كربني   ناميده مي شود:
اين فعل و انفعالات به صورت زير تكرار مي شود:
كربون + هيدروژن  ازت + اشعه ي گاما
ازت كربن + اشعه ي بتا
كربن + هيدروژن  ازت + اشعه ي گاما
ازت + هيدروژن  اكسيژن + اشعه ي گاما
اكسيژن  ازت + اشعه ي بتا
ازت + هيدروژن  كربن + هليوم (اشعه ي آلفا)
سپس اين فعل و انفعالات ششگانه با نظم تكرار مي شود و ثابت شده است كه خورشيد با نيروي ثابت ۳۸۰ بيليون وات پرتو افشاني مي كند.
 

عتیقه زیرخاکی گنج