• بازدید : 59 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در اينكه اين معجزه در زمان رسول خدا(ص)و در مكه انجام‏شده اختلافى در روايات و گفتار محدثين نيست و مسئله‏اجماعى است،ولى در مورد تاريخ آن اختلافى در روايات‏و كتابها بچشم مى‏خورد. 
از مرحوم طبرسى در اعلام الورى و راوندى در خرائج نقل شده كه گفته‏اند اين داستان در سالهاى اول بعثت اتفاق افتاد (۱) ولى‏مرحوم علامه طباطبائى در تفسير الميزان در دو جا ذكر كرده كه‏اين ماجرا در سال پنجم قبل از هجرت اتفاق افتاد (۲) و در يك‏جاى آن از پاره‏اى روايات نقل كرده كه: 
اين داستان در آغاز شب چهاردهم ذى حجه پنج‏سال قبل ازهجرت اتفاق افتاد.و مدت آن نيز اندكى بيش نبود. 
۲-چگونگى ماجرا 
در روايات مختلفى كه در تواريخ شيعه و اهل سنت ازابن عباس و انس بن مالك و ديگران نقل شده عموما گفته‏اند: 
اين معجزه بنا بدرخواست جمعى از سران قريش و مشركان مانندابو جهل و وليد بن مغيره و عاص بن وائل و ديگران انجام شد،بدين‏ترتيب كه آنها در يكى از شبها كه تمامى ماه در آسمان بود بنزدرسول خدا(ص)آمده و گفتند:اگر در ادعاى نبوت خود راستگو وصادق هستى دستور ده اين ماه دو نيم شود!رسول خدا(ص) 
بدانها گفت:اگر من اينكار را بكنم ايمان خواهيد آورد؟ 
گفتند:آرى،و آنحضرت از خداى خود درخواست اين معجزه راكرد و ناگهان همگى ديدند كه ماه دو نيم شد بطورى كه كوه‏حرا را در ميان آن ديدند و سپس ماه به هم آمد و دو نيمه آن به هم‏چسبيد و همانند اول گرديد،و رسول خدا(ص) دوبار فرمود: 
«اشهدوا،اشهدوا»يعنى گواه باشيد و بنگريد! 
مشركين كه اين منظره را ديدند بجاى آنكه به آنحضرت‏ايمان آورند گفتند!«سحرنا محمد»محمد ما را جادو كرد،و ياآنكه گفتند:«سحر القمر،سحر القمر»ماه را جادو كرد! 
برخى از آنها گفتند:اگر شما را جادو كرده مردم شهرهاى‏ديگر را كه جادو نكرده!از آنها بپرسيد،و چون از مسافران‏و مردم شهرهاى ديگر پرسيدند آنها نيز مشاهدات خود را در دو نيم‏شدن ماه بيان داشتند (۳) . 
و در پاره‏اى از روايات آمده كه اين ماجرا دو بار اتفاق افتادولى برخى از شارحين حديث گفته‏اند:منظور از دو بار همان دوقسمت‏شدن ماه است نه اينكه اين جريان دو بار اتفاق افتاده‏باشد. (۴) و البته مجموع رواياتى كه درباره اين معجزه وارد شده حدود بيست روايت ميشود كه در كتابهاى حديثى شيعه و اهل سنت‏مانند بحار الانوار و سيرة النبوية ابن كثير و در المنثور سيوطى وديگران نقل شده. 
۳-گفتار بزرگان در مورد اجماع و تواتر روايات در اين باره 
عموم محدثين و علماى اسلامى درباره وقوع اين معجزه ازرسول خدا(ص)ادعاى اجماع و تواتر روايات را كرده‏اند چنانچه‏مرحوم طبرسى از علماى شيعه در مقام رد گفتار مخالف گفته: 
«المسلمين اجمعوا على ذلك فلا يعتد بخلاف من خالف فيه…» (۵) مسلمانان بر انجام اين معجزه اجماع دارند و از اينرو بگفتار مخالف‏اعتنائى نيست. 
و ابن شهر آشوب در مناقب گويد: 
«اجمع المفسرون و المحدثون سوى عطاء و الحسن و البلخى فى قوله‏«اقتربت الساعة…»انه اجتمع المشركون.و آنگاه داستان را نقل‏كرده‏» (۶) . 
و از علماى اهل سنت نيز فخر رازى در تفسير مفاتيح الغيب درتفسير سوره قمر گويد: 
«المفسرون باسرهم على ان المراد ان القمر حصل فيه‏الانشقاق…» (۷) . 
مفسران همگى بر اين عقيده‏اند كه در ماه انشقاق پديد آمد و دو نيم شد… 
و سپس داستان را بهمانگونه كه ما نقل كرديم بيان مى‏كند. 
و از قاضى در شفاء نقل شده كه گفته: 
«اجمع المفسرون و اهل السنة على وقوع الانشقاق‏». (۸) چنانچه ابن كثير در سيرة النبوية گويد: 
«و قد اجمع المسلمون على وقوع ذلك فى زمنه عليه الصلاة و السلام‏و جاءت بذلك الاحاديث المتواترة من طرق متعددة تفيد القطع عند من‏احاط بها و نظر فيها» (۹) . 
-مسلمانان اجماع بر وقوع آن در زمان آنحضرت دارند و حديثهاى متواتره‏نيز از طرق متعدده در اين باره رسيده كه براى هر كس كه بدانها احاطه داشته ودر آنها نظر افكنده موجب قطع خواهد شد. 
و مرحوم علامه طباطبائى از دانشمندان و مفسران معاصر نيزفرموده: 
«آية شق القمر بيد النبى(ص)بمكة قبل الهجرة باقتراح من المشركين مما تسلمها المسلمون بلا ارتياب منهم‏». 
-معجزه شق القمر بدست رسول خدا(ص)در مكه پيش از هجرت بنابدرخواست مشركان از موضوعاتى است كه مسلمانها همگى وقوع آنرا مسلم‏دانسته و ترديدى در آن نكرده‏اند. 
و از دانشمندان معاصر اهل سنت نيز دكتر سعيد بوطى‏نويسنده كتاب فقه السيرة در اينباره گويد: 
«و هذا امر متفق عليه بين العلماء انه قد وقع فى زمان النبى(ص)و انه‏كان احدى المعجزات‏» (۱۰) . 
-و اين چيزى است كه ميان علماء مورد اتفاق است كه در زمان رسول‏خدا(ص)اتفاق افتاده و يكى از معجزات اوست. 
و اين بود نمونه‏هائى از گفتار علماء و محدثين شيعه واهل سنت در اينباره،و از اينرو بهتر آنست كه از ذكر گفته‏هاى‏مخالفان صرفنظر كرده و بدنبال بخش بعدى برويم و انشاء الله‏تعالى در پايان مقاله به برخى از شبهات آنها پاسخ خواهيم داد. 
۴-دليلى از قرآن كريم 
بجز برخى معدود از اهل تفسير همانگونه كه در خلال‏بحثهاى گذشته گفته شد:عموم مفسران شيعه و اهل سنت گفته‏اند: آيه مباركه: 
«اقتربت الساعة و انشق القمر،و ان يروا آية يعرضوا و يقولوا سحرمستمر». 
-قيامت نزديك شد و ماه شكافت،و اگر معجزه‏اى ببينند روى بگردانند وگويند جادوئى است مستمر. 
درباره همين معجزه شق القمر نازل شده و همان داستان رابازگو ميكند كه مشركان درخواست چنين معجزه‏اى كردند و چون‏به وقوع پيوست روى گردانده و گفتند:جادوئى است مانندجادوهاى ديگر. 
تنها از حسن و عطا و بلخى نقل شده كه گفته‏اند:«انشق‏»در اينجا بمعناى‏«سينشق‏»است‏يعنى بزودى در قيامت ماه دونيم خواهد شد و اينكه بلفظ ماضى آمده بخاطر اينكه محققا واقع‏خواهد شد،ولى اين تفسير بگفته علامه طباطبائى و ديگران بسياربى‏پايه است و دلالت آيه بعدى كه مى‏فرمايد:«و ان يرو آية‏يعرضوا،و يقولوا سحر مستمر»آنرا رد مى‏كند براى اينكه سياق آن‏آيه روشن‏ترين شاهد است‏بر اينكه منظور از«آيت‏»معجزه بقول‏مطلق است،كه شامل دو نيم كردن ماه هم ميشود،يعنى حتى‏اگر دو نيم شدن ماه را هم ببينند ميگويند سحرى است‏پشت‏سر هم،و معلوم است كه روز قيامت روز پرده پوشى نيست،روزيست كه همه حقايق ظهور مى‏كند،و در آنروز همه در بدر دنبال معرفت مى‏گردند،تا بآن پناهنده شوند.و معنا ندارد درچنين روزى هم بعد از ديدن‏«شق القمر»باز بگويند اين سحرى‏است مستمر،پس هيچ چاره‏اى نيست جز اينكه بگوئيم شق القمرآيت و معجزه‏اى بوده،كه واقع شده،تا مردم را بسوى حق وصدق دلالت كند،و چنين چيزى را ممكن است انكار كنند وبگويند سحر است. 
  • بازدید : 27 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

از آنجا كه قرآن پام و سخن خدا و راهبردهاي الهي براي ادارة صحيح جامعة انساني است ، بايستي از سوي مسلمانان با توجه جدي رو به رو شود . اين كه امام صادق (ع) فرموده است : قرآن عهد خداست با خلقش ، پس پسنديده است كه هر فرد مسلمان هر روز در آن بنگرد كه خداي با او چه مي گويد  ، تأكيد بر اين نكته است . انس با قرآن و تدبر در آن ، انسانها را با عمق كلام الهي و گوهرهاي اين گنجينة بزرگ و راه و راهروي آشنا مي سازد . قرآن دلها را منقلب مي كند و آشنايي با مفاهيم و حكمتهاي آن دل را زنده مي سازد و حيات واقعي مي بخشد .
امروز امت اسلام بويژه ملت بزرگ ايران ، براي تداوم انقلاب اسلامي ، نيازمند انس و عمل به قرآن كريم است . 
به خاطر قرآن ، تو را بخشيدم !‌
«اميرالمومنين ، وقتي كسي كه يكي از گناهان را انجام داده است – دزدي – نزد او آمد ؛ حضرت فرمود : چقدر قرآن بلدي؟ آية قرآن خواند . حضرت گفت : «قد وهبت يدك بسوره البقره» . دست تو را كه بايد قطع مي كردم ، به سوره‌ي بقره بخشيدم ؛ برو . 
اين تمايز بيجا نيست ؛ اين امتياز ، به خاطر سوره‌ي بقره و به خاطر قرآن است . اميرالمومنين (ع) در ملاحظه اي اصول و ارزشها و معيارها ، هيچ ملاحظه از كسي نمي‌كرد . آنجا آن آدم را كه فسق و فجور ورزيده است‌، به خاطر فسق و فجورش حد شرعي مي زند و ملاحظة اين كه او به حال من خيري دارد ، نمي كند . اما اينجا به خاطر قرآن ، از حد دزدي صرف نظر مي كند . اميرالمؤمنين اين است . يعني صد در صد بر اساس معيارها و ارزشهاي الهي – و نه چيز ديگر – حركت مي كند . اين ، عدل اميرالمؤمنين است.»  

انس با قرآن يعني چه؟ 
«انس با قرآن ، معرفت اسلامي را در ذهن ما قويتر و عميقتر مي كند . بدبختي جوامع اسلامي ، به خاطر دوري از قرآن و حقايق و معارف آن است . آن كساني از مسلمانان كه معاني قرآن را نمي فهمند و با آن انس ندارند ، وضعشان معلوم است . حتي كساني هم كه زبان قرآن ، زبان آنهاست و آن را مي فهمند ، به خاطر عدم تدبر در آيات قرآنت ، با حقايق قرآني آشنا نمي شوند و انس نمي گيرند . مي بينيد كه آية «لن يجعل الله للكافرين علي المومنين سبيلاً»  – يعني خداوند مؤمنين را زيردست و زبون كفار قرار نداده است – در كشورهاي عربي و به وسيله‌ي مردم عرب زبان در دنيا خوانده مي شود ، اما به آن عمق نمي گردد . در آيات قرآن ، توجه و تنبه و تدبر نيست ؛ لذا كشورهاي اسلامي عقب مانده اند . 
انس با قرآن ، يعني قرآن را خواندن و بازخواندن و باز خواندن و در مفاهيم قرآني تدبر كردن و‌ آنها را فهميدن . فارسي زبانها مي توانند از ترجمه‌ي قرآن استفاده كنند و كلمات قرآني را به طور تقريب بفهمند و مضامين آيات قرآن را دريابند و در آنها تفكر و تأمل كنند.»  

امت اسلام ، بايد خود را با شاخصهاي قرآني اندازه گيري نمايد 
«آنچه من هميشه اصرار دارم به همه – بخصوص به شما جوانها – عرض كنم ، اين است كه قرآن مجموعه‌ي معارف اسلامي و پرچم بلند اسلام است ؛ اين پرچم را بايد هميشه مسلمانان بر سر دست بگيرند و خود رااز آن جدا نكنند ؛منتها نكته اينجاست كه تمسك به قرآن ، فقط تلاوت قرآن نيست ؛ قرآن بايد در عمل و زندگي و رفتار و منش ما و حركت عمومي امت اسلام تجسم پيدا كند . انس با قرآن ، تلاوت قرآن و حفظ قرآن لازم است ؛ اما هدف نهايي ، تمسك به قرآن است ؛ آن هم در متن زندگي . 
امت قرآن بايد خود را با شاخصهي قرآني اندازه گيري كنند ؛ اگر ديدند با اين شاخصها فاصله دارند ، سعي كنند اين فاصله را كم كنند و پيش بروند . قرآن ، كتاب علم و حكمت است . امت اسلامي بايد عالم ، حكيم و فرزانه باشد و روز به روز بر علم و حكمت خود بيفزاييد . قرآن كتاب توحيد است ؛ يعني خضوع در مقابل خداوند و عدم تسليم در مقابل كساني كه در مقابل قدرت الهي براي خود قدرتي قائلند . قرآن درس مي دهد : «ان اعبدوا الله واجتنبوا الطاغوت» . يعني عبوديت خدا با اجتناب از طاغوت همراه است . طاغوت كيست ؟ كسي كه طغيانگر است و عليه بشريت و فضيلتهاي بشري سركشي مي كند . در همه دوره هاي تاريخ هم بوده اند، امروز هم هستند؛نمونه اش امريكاي سركش است كه در مقابل بشريت،انسانيت،ملتها ،ارزشها ودر مقابل حقي كه هر انساني دارد،سركشي مي كند.امت قرآن اگر در رفتار خود،بااين درس قرآني فاصله يي مي بيند،بايدآن راكم كند.درس قرآن اين است:خضوع در مقابل خداي واحد واجتناب از تسليم واطاعت از طواغيت؛ يعني «اندادالله». قرآن كتاب عدالت است. عدالت،درس قرآن است. قرآن فرستادن پيغمبران را براي اقامه ي قسط مي داند؛ «ليقوم الناس بالقسط». اگر امت اسلامي در سرتاسر دنياي اسلام احساس مي كندبا عدالت فاصله دارد،بايدبداندبا قرآن فاصله دارد. با خودمان تعارف نداريم؛ بايد فاصله ي خودرا با عدالت كم كنيم تا فاصله ي ما با قرآن كم شود. قرآن براي امت اسلامي معلم وحدت است؛ «انمّا المؤمنون اخوه فأصلحوا بين اخويكم»؛ همه ي مسلمانها وهمه ي مؤمنين باهم برادرند.از نظر اسلام ،امت اسلامي ، واحد است. فاصله ها، دشمني ها، كدورتهاوقوم گرايي ها ، همه بر خلاف اين وحدت است. ما اگر مي بينيم امت اسلامي دچار تفرقه وتشتت وبغض وسوء تفاهم با يكديگر است، بايد بدانيم با قرآن فاصله دارد. دشمن از فاصله ي ما باقرآن حداكثر استفاده را مي كند. اگر ما فاصله ي خود را با قرآن كم كنيم، قوي خواهيم شد. امت اسلامي روزي عزت خود رابه دست مي آورد كه فاصله ي خودرا با قرآن كم كند. «انّ العزّة لله ولرسوله وللمؤمنين». مؤمن ،عزيز است. اين كه شما مي بينيد خيلي از كشورهاي اسلامي آلت دست دشمنان اسلام شده اند وسرزمينهاي مسلمانها لگد مال دشمنان اسلام است؛ هر وقت مي خواهند، بيايند؛ هر وقت مي خواهند بروند؛ هر طور مي خواهند،استفاده كنند؛ اين نشانه ي دوري از اسلام وقرآن است؛ قرآن اين اجازه را نمي دهد. ما بايد فاصله ي خود رابا قرآن كم كنيم تا عزيز وقوي وثروتمندوعالم بشويم.
شما جوانهاي عزيز اگر درس مي خوانيد، اگر پاكي وپاكدامني وتقوا را شعار خود قرار مي دهيد، اگر دلتان براي ارزشهاي اسلامي ميتپد، اگر دوست داريد امت اسلامي در اوج عزت باشد وآماده ي مجاهدت براي اين كار هستيد، بدانيد در راه قران داريد حركت مي كنيد. راه علم، راه مجاهدت ، راه تقوا، راه رحمت به مردم ومهرباني با انسانها ،راه قرآن است.
البته ما سالهاي متماي ودر طول دوران حكومت طاغوت بتدريج از قرآن دور شديم وفاصله گرفتيم ؛ اما انقلاب اسلامي مجدداَ پرچم قرآن را در اين كشور برافراشت وبه اهتزاز در آورد ومردم مؤمن وجوانان پاكيزه ي ما ودلهاي نوراني اين عزيزان به سمت قرآن متوجه شد. الان شما مي بينيد از اين قبيل نوجوانها بحمدالله در كشور ما هستند وجوانهاي مؤمن وتحصيلكرده وبا سواد وعالم ، به قرآن عشق مي ورزند وبه سمت قرآن گرايش پيدا مي كنند.»  

قرآن ، ذخيره ي مادام العمر! 
«شما جوانها ونوجوانها كه قرآن را فرا مي گيريد، اين را بدانيدكه يك ذخيره ي مادام العمر براي انديشيدن وفكر كردن را داريد براي خودتان فراهم مي كنيد؛ اين چيز خيلي با ارزشي است. ممكن است در سنين جواني ، معاني ومعارف عميقي را از آيات قرآن استنباط نكنيدونتوانيددرست بفهميد؛ فقط چيزهاي سطحي واندكي از معارف را بفهميد؛ اما به موازات بالارفتن سطح معلومات وپيشرفت علمي ، از آيات قرآن ـ كه در حافظه وذهن شما قرار دارد ـ بيشتر استفاده مي كنيد. حضور قرآن در ذهن انسان ، نعمت خيلي بزرگي است. فرق است بين كسي كه براي مطلبي ، بارها آيات قرآن وفهرستهاي قرآني را جستجو مي كند تا ببينددر اين باره آيه يي وجود دارد يا نه ، با آن كسي كه آيات قرآن در ذهن ودل وجلوي چشم اوست ونگاه مي كند، آنچه را كه در هر بخشي از معارف اسلامي به آن نياز دارد، از قرآن استنباط واستخراج مي كندوروي آن فكر وتأمل مي كندواز آن استفاده مي برد. انس با قرآن در دوران كودكي ونوجواني، تا دوران جواني، يك نعمت بسيار بزرگ است.
البته آشنايي با الفاظ وظواهر قرآن، گام اول است؛ اما گام اول لازم . اگر دانش پژوهان ديني وقرآني اين قدم را برندارند، قدمهاي تعدي دشوار وگاهي هم نا ممكن خواهد شد.  امروز مي بينيد كساني در گوشه وكنار درباره ي اسلام حرف مي زنندوچيزهايي را ادعا مي كنند كه هيچ ارتباطي با اسلام ندارد؛ چرا؟ چون آنها بامعارف متون قرآن وسنّت آشنا نيستند. انسان بايدبا متن قرآن وسنّت ـ يعني حديث نبوي وائمه (عليهم السّلام ) ـ آشنا شودتا بتواند معارف ديني را بفهمد؛ ولوبخواهد در اعماق آن غور كند. پس اين قدم ، قدم اول ودر عين حال لازم است.
البته بعد ، فكر كردن معلومات فراوان براي خود فراهم كردن واز آن معلومات براي درك معارف قرآن وحديث استفاده كردن ، لازم است. هر چه معلومات انسان بيشتر شود ، فهمش از قران وحديث روشن تر خواهد شد. تجربه ها هم همين طور است؛هر چه تجربه ي انسان در زندگي بيشتر شود، وقتي حوادث گوناگون دنيا را نگاه مي كند، معرفتش نسبت به قرآن بيشتر ومطالب قرآن براي او واضح تر خواهد شد.»  

قرآن دستور العمل حيات سعادتمندانه 
« قرآن مايه ي عزت مسلمانان است. قرآن هم به معناي تلاوت كردن واعتقاد داشتن فقط نيست؛ قرآن مجموعه ي نظام يك زندگي اجتماعي است ؛ قرآن دستورالعمل يك حيات سعادتمندانه وزندگي اجتماعي توأم با عزت است ؛ واين چيزي است كه امروزبراي متفكران مسلمان مبهم ومشكل نيست. 
آحاد ملتهاي اسلامي هم بحمدالله آشنا هستند. ملتهاي مسلمان ، دولتهاي مسلمان ، روشنفكران مسلمان سياستمداران مسلمان ، جوانان كشورهاي اسلامي ، بايد تا آن جا كه مي توانند، زمينه ي ذهني مردم خودشان وزمينه ي عملي زندگي آنها را مستعد وفراهم كنند، تا ملتها به زندگي قرآني برگردند وبتوانند در جاده ي عزت وعظمت حركت كنند. 
آن پايبندي به گذشته يي كه مايه ي سرافكند گي وجمود است، پايبندي به سنتهاي جاهلي است. پايبندي به قرآن ، مايه ي روشنفكري ومايه ي آزاد فكري ومايه ي به كار افتادن علم وعقل وابتكار وتلاش است. اسلام مرده هاي اجتماعي وسياسي را زنده كرد؛ « اذا دعاكم لما يحييكم». اسلام ملتهايي را كه خاك مرگ بر روي آنها پاشيده شده بود، چيزي از حيات حقيقي وسرافرازانه ي مجتمع انساني نمي دانستند، حيات وآقايي بخشيدوپرچم انسانيت ودفاع از انسانها را به آنها داد. نه فقط آن روز ، امروز هم بحمدالله همين طور است؛ نمونه اش اين كشور ماست؛ اين ملتي است كه قرنهاي متمادي در زير فشار استبداد سلاطين ظلم وجور ، هويتوقدرت تصميم وقدرت عمل خودش را از دست داده بود؛ در اين صد سال اخير هم در زير فشارهاي مضاعف استعمار واستكبار ودخالت خارجي ، اعتماد به نفس خود را بكلي از دست داده بود. اسلام اين ملت را به يك ملت پيشرو ، مقدم در ميدان علم ، در ميدان عمل ، در ميدان سياست، در ميدان تفكر ، در ميدان تعقل وتأمل ودر ابتكارات زندگي تبديل كرد.
اين ، علاج ملتهاي مسلمان است. اين ، درست همان چيزي است كه نسخه پيچان ضد اسلام آن را نهي مي كنند واز آن مي ترسند. امروز هم نيست كه منع مي كنندواز آن باز مي دارند؛ اگر تاريخچه ي استعمار را نگاه كنيد ، از وقتي استعمار در كشورهاي اسلامي شروع شد، اين را تكرار كرده اند وگفته اندوخواسته اند دين واسلام را منزوي كنند واز زندگي انسان بيرون نمايند.»  

بايد به راه قرآن عمل كنيم 
« امروز امت بزرگ اسلامي ما به قرآن نيازمند است. حقيقت اين است كه ما قرآن را مهجور گذشته‌ايم . درست است كه قرآن را تلاوت مي كنيم و به آن عشق مي ورزيم ، اما اين كافي نيست . قرآن آمده است تا بناي زندگي انسان را بر طبق بينش الهي شكل دهد ؛ قرآن آمده است تا جوامع ما را سعادتمند ، عزيز ، مستقل و از لحاظ مادي و معنوي پيشرو قرار دهد ؛ نقش قرآن اين است . 
يك روز امت اسلامي به بركت عمل به قرآن در علم ، عزت و اخلاق و معنويت پيشرفت كرد و جامعة بشري را به جلو برد ؛ اما امروز كه شما به امت و دنياي اسلامي نگاه مي كنيد ، مي بينيد كه امت اسلامي وحدت و يكپارچگي ندارد ؛ استقلال ندارد ؛ از لحاظ علمي و مدني پيشرو نيست ؛ ديگران به او زور مي گويند ؛ قدرتهاي مادي و شيطاني و طواغيت عالم به او اعمال سلطه مي كنند ؛ اينها براي چيست؟ براي اين است كه ما درست به قرآن عمل نكرده ايم . البته تلاوت ، حفظ و فراگيري قرآن ، مقدمه است براي اين كه ما به شكل قرآن دربياييم ؛ هم شخصيت فردي ما به شكل قرآن دربيايد ، هم جوامع ما قرآني شود . اول ما بايد خودمان را با قرآن تطبيق دهيم . به يكي از همسران پيغمبر اكرم گفتند كه خلق پيغمبر را تعريف كند ، گفت : «كان خلقه القران» ؛ خلق پيغمبر قرآن بود . شما به قرآن نگاه كنيد ، ببينيد دربارة مؤمنان چه گفته ، از آنها چه خواسته و آنها را به چه چيزي تشويق و ترغيب كرده است . ما امروز به تدبر در اين موضوع احتياج داريم . 
ملت ايران در انقلاب بزرگ اسلامي خودشان يك قدم به جلو برداشتند ؛ الان هم ما داريم تلاش مي كنيم . همة جنجالي هم كه دنيا عليه ايران اسلامي دارد – كه مي‌شنويد – به خاطر همين نقطه است : مي خواهند حركت جوامع  به سوي نظام اسلامي و قرآني پيش نرود ؛ مي خواهند اين پرچمي كه در اين جا بلند شده است ، سرافراز و سربلند نماند ، چون مي دانند وقتي يك الگو درست شد ، ديگر جوامع به اين سمت حركت مي كنند . ما به بركت قرآن توانستيم زنجيرهاي اطاعت و تسليم در مقابل قدرتهاي شيطاني را از گردن و دست و پاي خودمان باز كنيم ؛ ما به بركت قرآن توانستيم جوانهاي خودمان را در راه پيشرفت و ترقي به راه بيندازيم . امروز پاية علم و پيشرفت در كشور ما با قبل از پيروزي انقلاب قابل مقايسه نيست . امروز ميليونها جوان ايراني با احساس استقلال انساني خودشان و با احترامي كه به ارزش استعدادهاي آنها مي شود ، دارند حركت مي كنند . در دنياي اسلام و در امت بزرگ اسلامي اين چنين انگيزه ها بسيار زياد است و استكبار مي خواهد اين چنين نباشد . 
استكبار از بيداري اسلامي بشدت سراسيمه و نگران است . امروز قدرتهاي شيطاني و طاغوتي و در رأس همة آنها آمريكا ، مظهر شيطنت و طغيان عليه انسانيت هستند ؛ كشورها را تهديد مي كنند ؛ به ملتها حمله مي كنند ؛ بر خلاف همة قوانين بشري با انسانها رفتار مي كنند ؛ به هيچ كدام از قوانين انساني مورد قبول بشريت احترام نمي گذارند . شما ببينيد در عراق و افغانستان چه كردند ، با زندانيهاي افغاني كه الان در زندان آنهايند ، چه مي كنند . تعداد كثيري از مردم افغانستان را گرفتند ، بردند و زنداني كردند كه نه آنها را زنداني جنگي مي دانند و نه زنداني سياسي ، و نه به قدر حقوق زنداني عادي براي آنها ارزش قائلند . آنها هر جا كه پا گذاشته‌اند ؛ در آمريكاي لاتين ، آفريقا و آسيا فساد كرده اند و مظهر شر وشرارت هستند . اينها امروز عليه دنياي اسلام بسيج شدند و دنياي اسلام را تهديد مي كنند . علاج چيست؟ علاج را قرآن به ما گفته است :«و اعتصموا بحبل الله جميعاً و لاتفرقوا ؛ همه با هم باشند . 
قدرتهاي دنياي اسلام ، قدرت بزرگي است . اختلاف ، دو شقه شدن ، با همديگر درگير شدن ، براي دنياي اسلام سم مهلك است . بايد به راه قرآن عمل كنيم . اگر قدم در راه اتحاد و توحيد اسلامي و علمي كه اسلام ما را به آن توصيه مي كند ؛ پيشرفتي كه اسلام ما را به آن فرا مي خواند ؛ تهذيب نفسي كه اسلام ما را به آن وادار مي كند ؛ برادري و محبتي كه خداوند فيمابين مجموعه‌ي مومنان و مسلمانان لازم مي شمرد ؛ صلابت و اقتداري كه در مقابل دشمنان براي مسلمانان لازم مي داند گذاشتيم ، بدانيم كه قدرت بزرگي هستيم و اين قدرت به بركت قرآن حاصل خواهد شد.»

عتیقه زیرخاکی گنج