• بازدید : 77 views
  • بدون نظر

خرید ودانلود پایان نامه بررسی پتانسیل معدنی استان ایلام-دانلود رایگان تحقیق بررسی پتانسیل معدنی استان ایلام-خرید اینترنتی تحقیق بررسی پتانسیل معدنی استان ایلام-دانلود رایگان پایان نامه بررسی پتانسیل معدنی استان ایلام-دانلود رایگان مقاله بررسی پتانسیل معدنی استان ایلام

این فایل در ۶۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:


مشخصات جغرافيائي استان 
استان ايلام با مساحتي حدود ۱۹۰۴۵ كيلومتر مربع تقريباً ۲/۱ درصد مساحت كل كشور در غرب ايران بين ۳۱ درجه و ۵۸ دقيقه تا ۳۴ درجه و ۱۵ دقيقه عرض شمالي و ۴۵ درجه ۲۴ دقيقه تا ۴۸ درجه و ۱۰ دقيقه

 طول شرقي قرار دارد.
استان ايلام از شمال به استان كرمانشاه از غرب به كشور عراق (در حدود ۴۳۰ كيلومتر از مرز مشترك ايران و عراق در اين استان مي باشد.) از جنوب به قسمتي از استان خوزستان و از شرق به استان لرستان محدود بوده و بر اساس آخرين تقسيمات كشوري داراي ۵ شهرستان ۱۲ بخش و ۴۱ دهستان و ۱۰۲۲ آبادي مي باشد. استان تا قبل از سال ۱۳۴۳ يكي از شهرستانهاي تابع استان كرمانشاه بوده و سپس با تغييراتي از نظر تقسيمات كشوري و منظم شدن دهستانهاي مجاور در سال ۱۳۴۵ به فرمانداري كل و در سال ۱۳۵۳ به استان تبديل گرديد. شهرستان ايلام در فاصله حدود ۷۳۰ كيلومتري تهران واقع شده و داراي مساحتي در حدود ۴۰۰۰ كيلومتر مربع و ارتفاع آن از سطح دريا ۱۳۱۹ متر مي باشد.
شهرايلام در دره اي كوهستاني قرار گرفته و با ارتفاعات كبير كوه (در جنوب شرقي) و مانشت (شمال و شرق) محصور گرديده است، استان ايلام منطقه اي است كوهستاني كه مهمترين كوههاي آن عبارتند از: كبير كوه كه بلندترين قله آن ورزين داراي ارتفاع ۳۰۶۲ متر و دينار كوه كه بلندترين قله آن ۲۶۰۰ متر ارتفاع دارد، رشد سالانه جمعيت در دهه گذشته ۵/۴ درصد بوده كه در بعضي از بخشهاي استان به ۷% نيز مي رسد. رشد نرخ بيكاري استان حدود ۲۰% مي باشد فعاليت اغلب ساكنين استان را دامداري توأم با كشاورزي تشكيل مي دهد. از مساحت استان ،۴۶۹۰۰۰ هكتار جنگل، ۱۲۰۰۰۰۰ هكتار مراتع، ۲۰۰۰۰۰ هكتار اراضي ديم و ۵۰۰۰۰ هكتار اراضي آبي مي باشد. 
در اين استان طوايف عرب، لر و كرد وجود دارد  كه عليرغم تنوع در گويش و فرهنگ همه در اعتقاد به مذهب شيعه اثني عشري و وفاداري به انقلاب اسلامي مشترك مي باشند. (حدود ۹۳/۹۹ درصد مسلمان هستند) با توجه به سرشماري سال ۱۳۷۰ جمعيت استان به حدود (۴۴۰۶۹۳) نفر رسيد مردم ايلام در زمره
 مطمئن ترين مرزداران كشور هستند كه طي ۸ سال دفاع مقدس با نثار خون شهيدان خود اين واقعيت را ثابت كردند. 
مهمترين ارتفاعات اين استان عبارتند از: 
۱- كبير كوه، كه جهت آن از شمال غرب به جنوب شرقي استان ايلام بوده و بلندترين قله آن بنام ورزين ۳۰۶۲ متر از سطح دريا ارتفاع دارد.
۲- دينار كوه، با ارتفاع ۲۶۰۰ متر از شعب كبيركوه بوده و بين آبدانان و دهلران واقع است.
۳- كوههاي يخجير، سياه كوه، سرخ كوه، حمرين كوه، از ارتفاعات مهم منطقه محسوب شده و از شعبات كبيركوه بشمار مي روند.
بخش جنوبي استان ايلام كه عمدتاً اراضي شهرهاي مهران و دهلران را در بر مي گيرد، خالي از ارتفاعات و مركب از دشتهاي صاف و هموار است.
دشتها: 
دشتهاي مهم استان عبارتند از دشت مهران، محسن آب، حسين آباد، دشت كلات، مورموري در آبدانان و دشت عباس. 
استان ايلام از نظر اقليمي جزء مناطق گرم ايران بشمار مي رود ولي عامل ارتفاع نقش مهمي در تنظيم وضع اقليمي وفصول درجه حرارت محلي دارد. خصوصيت يك چنين منطقه اي اختلاف زياد درجه حرارت شب و روز و بين كوه و دشت مي باشد.
در تير ماه درجه حرارت دما به ۴۰۰  درجه سانتي گراد مي رسد كه همين پديده به فرسايش مكانيكي كمك مي نمايد. به هنگام گرماي تابستان، مردم ناگزير به داخل كوهها و دره هاي واقع بين دو چين خوردگي مهم 
كبيركوه و انجيركوه پناه مي برند و به هنگام سرماي زمستان روانه مناطق شرق بين النهرين مي شوند. به اين ترتيب تنها منطقه اي كه در تمام سال از حداقل رطوبت لازم براي زندگي برخوردار مي باشد، همان دره هاي واقع بين دو چين خوردگي است. باران بهاره در پشت كوه زياد است. ميزان بارندگي در مناطق مهران و دهلران ساليانه حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ ميلي متر است و در شمال و شمال شرقي استان به ۳۰۰ تا ۹۰۰ ميليمتر مي رسد. ميزان متوسط باران سالانه ۳۹۰ ميلي متر است ولي در ارتفاعات هر زمستان بايد انتظار برف را داشت.
 هواي سرتاسر ايلام با وجود كوهستاني بودن منطقه در زمستان مه آلود و در تابستان بر اثر گرماي شديد دشت و سوختن علفها و وزش بادها از دشت به كوه غبارآلود است. مي توان گفت كه روي هم رفته در بخش كوهستاني ۸ ماه و در بخش دشتها ۴-۳ ماه خوش هوائي وجود دارد. به طور كلي مي توان گفت كه شهر ايلام منطقه ايست كه با ارتفاع زياد سرد سيري بوده و از هوايي سالم بخصوص در فصل تابستان معتدل برخوردار است.
در صورتيكه منطقه مهران چون در دشت واقع شده و ارتفاع كمتري دارد. داراي آب و هواي گرم است (وزش بادهاي گرم در تابستان مزيد بر گرماي هواي اين منطقه در تابستان مي شود). 


آب : 
با توجه به ميزان بارندگي و وجود رودخانه هاي متعدد،‌ اكثر مناطق اين استان از نظر تأمين آب داراي شرايط مطلوبي است. ولي با توجه به اينكه محل استخراج معادن عمدتاً در نقاط دور از نواحي مسكوني مي باشد مسئله تأمين آب مورد نياز براي معادن و يا تأسيسات و كارخانجات بهره برداري و توليدي از اهميت خاص برخوردار است.

منابع آب سطح استان را در دو بخش آبهاي سطحي (رودخانه ها) و آبهاي زيرزميني مي توان بررسي نمود: 
رودخانه ها:‌ رودخانه هاي اين استان عموماً از كبيركوه سرچشمه مي گيرند و به طرف شرق جريان دارند.تعدادي از آنها به رودخانه سيمره منتهي شده و برخي ديگر از مرز كشور عبور كرده و به خارج از كشور مي ريزند. استان از نظر حجم آب رودخانه غني است و علي الظاهر تعداد رودخانه ها بيش از ۱۱ بستر با آبدهي هاي مختلف گزارش شده است كه مورد استفاده ۱۴۶ آبادي قرار مي
 گيرند و بر روي آنها بيش از ۲۵۵ هكتار از اراضي را آبياري مي كند، مهمترين رودخانه هاي اين استان عبارتند از: 
رودخانه هاي سرابله، چرداول، سراب كلان، سراب زنجيره، گرو، گنجه، كلم، سيكان و شيخ مكاني كه اغلب از كبيركوه سرچشمه گرفته و پس از مشروب نمودن اراضي وسيعي از استان به رودخانه سيمره مي ريزد.رودخانه كنجانچم (آبدهي اين رودخانه در زمستان و بهار ۵-۴ متر مكعب در ثانيه و در پائيز و زمستان ۲-۸/۰ متر مكعب و در مواقع سيلابي نيز به ۵۰۰ متر مكعب در ثانيه مي رسد)، چنگوله (۵/۱ متر مكعب در ثانيه آبدهي دارد و داراي املاح سولفاته و كلرور است)، گاوي (كه از جمله رودخانه هاي سيلابي بشمار مي رود و حدوداً ۲-۱ ماه در سال آب دارد) و ميمه (۲ متر مكعب در ثانيه آبدهي دارد و داراي املاح فسفره است) از ديگر رودخانه هاي اين استان محسوب مي گردد.
آبهاي زيرزميني: 
با وجود پهنه هاي وسيعي از طبقات غير قابل نفوذ در سطح استان، سفره هاي آب زيرزميني در اكثر مناطق وجود داشته و مورد بهره برداري قرار مي گيرد.خروج آب زيرزميني به سطح زمين به صورت چشمه هاي متنوع، عمدتاً در كنار ارتفاعات ديده مي شود كه سرچشمه برخي از رودخانه هاي منطقه را تشكيل مي دهند. اين چشمه ها اغلب از لايه هاي آهكي و در

 فصل مشترك آهكها با لايه هاي نفوذ ناپذير مجاور خارج مي گردند مهمترين اين چشمه ها در مناطق سراب، سراب كارزان، سراب باغ، دره شهر و سراب آبدانان ديده مي شوند. 
سفره هاي آبرفتي در كليه دشتهاي آبرفتي وجود دارد و بر حسب نوع لايه هاي زمين شناسي اطراف دشت كيفيت آب سفره ها متفاوت است.
در دشت ايلام سطح آب زيرزميني بالا است و متوسط عمق آب در حدود ۳ متر مي باشد. كيفيت آب مناسب بوده و از تيپ كربناته است.
در دشت صالح آباد سفره آب زيرزميني گسترش مناسب دارد ليكن درصد املاح آب بالاست و تيپ آب كلروره و سولفاته است. در قسمتهاي جنوبي تر دشت رودخانه كنجانچم داراي آب شور است.
در سفره آب زيرزميني دشت مهران، سطح آب بالا بوده و ميانگين آن بالاي ۳ متر است. كيفيت آب در بخشي كه توسط رودخانه كنجانچم تغذيه مي شود مناسب نيست و نسبتاً شور است ولي در بخشي كه توسط رودخانه گاوي تغذيه مي گردد. از شرايط بهتري برخوردار است.
در دشت دهلران، سطح آب زيرزميني دشت نسبتاً بالاست و داراي عمقي معادل ۶ متر مي باشد. كيفيت آب در بخش بالاي دشت مناسب است ولي در وسط دشت وجود آب شور محدوديت هائي در بهره برداري از چاههاي آب ايجاد مي كند.
دشت عباس – گرچه اين دشت وسيع توسط آبرفت پوشيده شده است، ليكن ضخامت آبرفت در بخش اعظم دشت ناچيز است. در بخش شرقي دشت وجود آب با كيفيت مناسب امكان بهره برداري از آن را فراهم كرده است. قابل توجه است كه سفره آب سطحي اين دشت داراي كيفيت نامناسب مي باشد.
دشت كارزان – اگرچه وجود چشمه هاي فراوان در اين دشت، حفر چاههاي آبرفتي را منتفي مي كند، ليكن
مي توان اظهار نمود كه سطح آب زيرزميني در اين دشت بالا بوده و كيفيت آن مطلوب مي باشد.
دشت هليلان – اين دشت نيز داراي سفره هاي آبرفتي مناسب مي باشد. و كيفيت آب آن خوب است سفره هاي آب زيرزميني موجود در آهكها نيز مي توانند يكي از مهمترين منابع تأمين آب بخصوص در نقاطي كه كيفيت آب سفره آبرفتي نامناسب است، باشد. اين سفره ها عمدتاً در آهكهاي سازند آسماري و ايلام – سروك ذخيره شده اند.
۱-۳-راههاي ارتباطي: 
استان ايلام داراي يك شبكه هماهنگ نمي باشد و با توجه به اينكه استان فاقد هر گونه شبكه راه آهن و فرودگاه بوده و روستاها و شهرها پراكنده مي باشد. اهميت يك شبكه صحيح ارتباطي ضروري بنظر مي رسد و اتصال استان به خط راه آهن كشور از محور انديشمك يا محور اليگودرز پيشنهاد مي گردد. همچنين فرودگاه كه يكي از عوامل اصلي توسعه منطقه بحساب مي آيد كه بحول وقوه الهي تا پايان سال ۷۳ قسمتي از آن به مرحله بهره برداري مي رسد. طول راههاي اصلي استان بيش از ۴۰۰ كيلومتر و راههاي فرعي آن بيش از ۷۵۰ كيلومتر مي باشد. شبكه راههاي موجود باعث اتلاف مقدار متنابهي از توليدات كشاورزي و دامي استان شده و اين مسئله بر توزيع اين محصولات در سطح استان مؤثر مي باشد مطالعات انجام شده نشان مي دهد در صورت ايجاد يك شبكه هماهنگ ارتباطي، استان مي تواند بسياري از مواد اوليه مورد نياز صنايع غذائي ساختماني را تأمين نموده و باعث رونق سرمايه گذاري در منطقه و جذب نيروي متخصص گردد.
مجموع راههاي در دست ساختمان استان ۶۴۸ كيلومتر است. همچنين ۲۸۳ كيلومتر راه نيز مطالعه شده جهت گسترش راههاي استان در نظر گرفته شده و ۶۵۸ كيلومتر راه در دست مطالعه و بررسي مي باشد. همچنين در برنامه پنج ساله اول ۲ محور اصلي، ۱۱ محور فرعي و ۵۰۰ كيلومتر راه روستائي در نظر گرفته شده است. 
ضمناً با توجه به اتمام عمليات حفر تونل آزادي بطول ۱۱۷۲ متر و راه اندازي آن تا پايان سال ۷۵ نقش مؤثري در ايجاد راه ارتباطي استان دارا مي باشد.
  • بازدید : 52 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

پراکندگي و گسترش کاني‌ها در پوسته زمين تصادفي نيست و مشخصاً توسط عوامل زمين شناسي فيزيکو شيميايي و ترموديناميکي کنترل شده‌اند. بدين ترتيب زمين شناسان با استفاده از دانسته‌هاي خود راجع به اين عوامل و نقش تعيين کننده آنها در متمرکز ساختن عناصر در نواحي مختلف و پديده‌هاي زمين شناسي در گذشته و حال و رابطه آنها با هر عامل قادرند با سعي و تلاش و تجزبه و تحليل داده‌هاي خود مناطق مستعد و داراي پتانسيل‌هاي معدني را شناسايي کنند و يک الگوي منسجم و کارآيي در اختيار مهندسان اکتشاف معدن قرار دهند. 
در سال ۱۷۸۹ شخصي به نام Klaprothe داروساز و پروفسور شيمي دانشگاه برلين هنگام تحقيق بر روي ميزان پچبلند از سنگ معدن کوههاي ساکسوني کشف کرد. در ابتدا نام آنرا اورانيت گفتند ولي در سال ۱۷۹۰ به نام اورانيوم برگرفته از سياره اورانوس بود. در سال ۱۸۴۲ دانشمندي بنام peliget متوجه شد که جسم قبلي در حقيقت   يعني اکسيد اورانيوم بوده ، لذا توسط احياء اورانيوم تتراکلريد آبدار با فلز پتاسيم در يک محفظه بسته پلاتيني فلز اورانيوم خالص را تهيه نمود. 
در دورانهاي قبل از اورانيوم و سنگهاي معدني اورانيوم براي تهيه راديوم استفاده مي‌شد طوري که مندليف نيز اورانيوم را در گروه جدول تناوبي با کرم موليبدن و تنگستن در يک طبقه بندي قرار داد. زيرا اورانيوم به عنوان يک محصول فرعي راديو محسبو مي‌شد. 
(cay) در سال ۱۸۹۶ Henre Bequerel دانشمند فرانسوي در هنگام مطالعه روي پديده فسفر سانس ، مقداري اورانيوم را روي قطعات فيلم عکاسي که با ورقه‌هاي سياهي پوشيده شده بود قرار داد. پس از چندي متوجه شد که فيلمها همگي سياه شده‌اند. که اولين موضوع در تابش انرژي از اورانيوم ناميد. 
در دهه ۱۹۳۰ دانمشندان به بررسي ساختمان داخلي اتمي عناصر از طريق مطالعه و بمباران اتمهاي عناصر توسط ذرات نوترون استفاده کردند. که شاخه جديدي در فيزيک بنام فيزيک هسته‌اي بوجود آمد. بعد از ان دانشمندان آلماني موفق به شکافت هسته اورانيوم شدند. که در نهايت در ۱۹۴۲ Decemher اولين راکتور هسته‌اي توسط Enried Fermi و تعدادي از دانشمندان در شيکاگو امريکا ساخته شد. 
۲-۱- مواد راديو اکتيو : 
مواد راديو اکتيو موادي هستند که تعداد نوترونهاي آنها بيش از ۵/۱ برابر تعداد پروتونهايشان باشد. مواد راديو اکتيو که بيشتر در طبيعت يافت مي‌شوند عبارتند از : اورانيوم ، توريوم ، پتاسيم ، روبيديم ، اکتينيوم که در طبيعت نا پايدار بوده و دائماً در حال متلاشي شدن و تغيير مي‌باشند. 
۳-۱- شناخت اوليه اورانيوم 
در جدول تناوبي مندليف اين عنصر در گروه چهارم و در دوره هفتم جاي دارد و در گروه آکتنيدها مي‌باشد مشخصات شيميايي آن بدين شرح مي‌باشد : 
– پيشينه اورانيوم در ايران : 
در سال ۱۹۵۵ يک کارشناس فرانسوي بنام Barian به همراه کارمندان ايراني زمين شناسي در ضمن بررسي‌ها براي رساله دکتراي خود موفق به کشف تعدادي از کانيهاي اورانيوم دار گرديد که اين مطالعات در نواحي شمال شرقي و شمال آذربايجان ، ايران مرکزي و شمال شرق البرز و ساير نواحي ايران بوده است. 
اين بررسي‌هاي اوليه باريان و زمين شناسان ايراني موجب شد تا از طرف فرانسه گروهي از زمين شناسان اورانيوم به ايران عزيمت نموده و مطالعات دامنه‌داري را در نواحي مختلف ايران انجام دهند و پيشنهاداتي را براي اکتشاف و بهره‌برداري از اورانيوم ايران ارائه دادند. 
در سال ۱۹۷۰ Klaroth انرژي اتمي فرانسه طي قرار داد با دولت ايران به دنبال همکاريهاي قبلي از طريق سازمان گسترش صنعت و نوسازي ايران با نظارت کارشناسان زمين شناسان کشور آمادگي خود را براي انجام يک سلسله مطالعات سيستماتيک براي پوشش سراسري ايران از طريق مطالعات راديومتري براي اکتشاف اورانيوم اعلام نمود که اين مطالعات اولين بار بطور مدون در حوزه کرمان انجام گرفت. زيرا در اتبدا تصور مي‌شد که به علت وجود تشکيلات ماسه سنگي مربوط به رسوبات مردابي ژوراسيک پيشين و نيز وجود رخسارهاي fluial که مربوط به سازنده‌هاي لياس و دوگر بود و شباهت اين رخسارها با طبقات ذغالي و ماسه سنگي و تشکيلات کورو متعلق به پالئوزوئيک در افريقا دارند ، گروه اکتشافي را ترغيب به بررسي‌هاي همه جانبه جهت شناخت لايه‌هاي پرتوزائي داراي اورانيوم در منطقه کرمان تا زرند و کوههاي نريگان انجام گرفت. 
که نتايج اين مطالعات تنها در شمال شرقي کرمان در ناحيه‌اي به نام خانوک در طبقات ماسه سنگي و کنگلومرائي قرمز و خاکستري به همراه کاني سازي مس در يک محيط اکسيدان و احياء مشاهده شد در اين ناحيه کاني سازي اورانيوم بصورت عددي‌هاي خاکستري مايل به قرمز در قاعده دوره کرتاسه صورت گرفته است. 
در سري بعدي مطالعات در جنوب طبس در ناحيه عباس آباد آئار کاني سازي توويوم به صورت مونازيت در ماسه سنگهاي تشکيلات دونين شيستو ملاحظه گرديد. 
۵-۱- آنومالي‌هاي راديوکتيويته ايران : 
مهمترين اين آنومالي‌ها عبارتند از گورچين حوزه تلخه رود ، زرگاه اطراف سراب ، خارک ، قشم ، مراغه ، سرخان لو ، آلودچان ، خراسان لو ، باستان در آذربايجان ، ساعتد گچين ، انارک ، کاله کافي ، عروسان ، خسرق جازموريان ، طالمسي ، مسن کني توناليت کوههاي شيور داغ ، دچان ، معدن فيروزه نيشابور ، عباس آباد طبس ، خانوک در شمال غربي حوزه کرمان ، خمور بيابانک .
۱-۶- اورانيوم و انواع ترکيبات آن با اکسيژن 
اورانيوم در گروه تنگستن قرار گرفته ولي عملاً خواص شيميايي آن متناوب از اين عنصر مي‌باشد. به عنوان مثال اورانيوم بصورت ترکيب با کمپکلهاي گوناگون از ساير عناصر ظاهر مي‌شود که به دليل ميل شديد به تشکيل يونهاي کمپکس در محلول آن مي‌باشد. اورانيوم داراي خاصيت lithophile   مي‌باشد يعني با گوگرد S ترکيب کم و در عرض ميل شديدي به ترکيب شدن با اکسيژن را دارد. 
در نتيجه اورانيوم فلزي بطور طبيعي —- نمي‌شوند و بصورت کانيهاي اکسيدي و يا غکهاي اکسيژن‌دار در طبيعت يافت مي‌شوند. 
اورانيوم ۶ ظرفيتي پايدارترين نوع است که موجب تشکيل يون اورانيل و نمکهاي اورانيل مي‌گردد. که اين غکها به رنگ زرد مايل به سبز بوده و توانايي فلورسنتي را داراي مي باشند. 
عيار حذا اورانيوم ۱۱٫ اگر در تن مي باشد. که در شرايط احيائي بسيار کم تحرک و در شرائي اکسيد کننده بسيار پر تحرک و در محيط هاي خنثي تا قليايي بسيار زياد مي‌باشد. 
اکسيدهاي اورانيوم پايدا نقش مهمي در تکنولوژي توليد اورانيوم را ايفا مي‌کنند که u+4 و u+6 متداولترين حالات اکسيداسيون اورانيوم در طبيعت مي‌باشند و کانيهاي اورانيوم محتوي u+4 اوليه هستند که عمل متاميکتيزاسيون در آنها صورت مي‌گيرد اين کاني‌ها تيره رنگ ، غير محلول بوده و فاقد خاصيت فلوئورسانس مي‌باشند.تمامي اين اکسيدهاي شناخته شده به شرح ذيل مي‌باشند : 
۱٫ منو اکسيد اورانيوم uO
۲٫ دي اکسيد اورانيوم   : 
  • بازدید : 63 views
  • بدون نظر

خرید ودانلود تحقیق طرح اکتشافی ماده معدنی طبقه۲ -خرید اینترنتی تحقیق طرح اکتشافی ماده معدنی طبقه۲ -دانلود رایگان مقاله طرح اکتشافی ماده معدنی طبقه۲ -تحقیق طرح اکتشافی ماده معدنی طبقه۲ 

این فایل در ۱۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:


معرفی ماده معدنی 
گروه سیلیس
گروه سیلیس شامل چندین گونه مینرالی می گردد که همگی از سیلیس Sio2  تشکیل شده اند و بطور طبیعی بصورت کریستالهای ایزومورف، آگرگات های میکروکریستالین و یا کریپتوکریستالین و بالاخره سیلیس آمورف یافت می شود.
هریک از سه گونه مینرالی، کوارتز، تریدیمیت کریستوبالیت، بامدیفیکایسون های حرارت بالا و پایین تظاهر می نمایند که بصورت β (نوع علیا) و α (نوع سفلی) معرفی می گردند. این شش مینرال در شرایط فیزیکی مختلف تشکیل یک سری پایدار می دهند.
در تمامی این مینرال ها تترائدرهای Sio4 از تمام گوشه ها بهم پیوند دارند. 
آرایش اتم ها تا اندازه ای پیچیده است و نمی توان با تصویر ساده آنرا نشان داد مطلب مهم این است که در تترائدرها، فنری شکل بهم پیوند دارند و آرایش آنها به نحوی است که فرم علیا از تقارن بیشتری برخوردار است تا فرم سفلی بنابراین کوارتز  α در کلاس هلو آکیسال (تراپتزوئدر) تبلور می یابد.
کوارتز α بصورت کریستال های کامل معمولاً تیپیک رگه ها و حفره های مینرالی است در حالی که در سنگهای آذرین حاصل تبدیل از نوع β است.
ماکل شدگی در کوارتز بر مبنای قوانین مختلف از مسائل کاملاً عادی است  ولی تنها بوسیله صفحات خارجی می توان آنرا تشخیص داد.
کوارتز β
فرم تیپیک هگزاگونال بی پرامیدال را گاهی با منشور هگزاگونال که بطور ناقص توسعه یافته از خود نشان می دهد. این فرمها در حقیقت مختص کلاس هلوسیمتریک از سیستم هگزاگونال هستند ولی ساختمان داخلی مینرال نشان داده که به کلاس تراپتزوئدر این سیستم تعلق دارد. تغییر فرم کوارتز β به کوارتز α بوسیله تغییر کوچکی در ساختمان اتمی آن صورت می گیرد.
یکی دیگر از فرمهای Sio2   تریدیمیت است که در حرارت بالا از ۸۷۰ درجه سانتی گراد پایدار می باشد این کریستال در بهترین وضعیت، بصورت صفحات ظاهراً ارتورومبیک ولی با شکل تقریباً کامل هگزاگونال نمایان می گردد، اما بطور معمول بالاخص در ریولیت ها بصورت دستجات ماکل کریستالی یافت می شود
موقعیت جغرافیایی و راه های دسترسی
محدوده مورد نظر در نقشه توپوگرافی   تایباد ثبت شده ودر شهرستان تایباد، روستای کرات در منطقه استحفاظی پاسگاه انتظامی کرات میباشد. برای دسترسی به ماده معدنی باید از مسیر آسفالته تایباد به سمت خواف به روستای کرات رسیده و درادامه بعد ازگذشت ۱۸ کیلومتر سمت راست جاده به سمت شمال حرکت کرده وبعد ازگذشت ۹ کیاومتر جاده مشترک نیازبه احداث ۱ کیلومتر جاده دسترسی به کانسار میباشد .
  • بازدید : 41 views
  • بدون نظر
خرید ودانلود فایل تحقیق طراحي و استخراج پارامترهاي طراحي معدن گل گهر-خرید اینترنتی تحقیق طراحي و استخراج پارامترهاي طراحي معدن گل گهر-دانلود رایگان تحقیق طراحي و استخراج پارامترهاي طراحي معدن گل گهر-دانلود رایگان مقاله طراحي و استخراج پارامترهاي طراحي معدن گل گهر
این فایل در ۲۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

زاويه شيب كلي ديواره معدن روباز اثرات تعيين كننده اي بر اقتصاد معدن مي گذارد. تلفيق كلي اطلاعات زمين شناسي، شرايط، شيب و امتداد در زه ها و ناپيوستگي هاي محلي، آب زيرزميني و غيره منجر به طوالي شيب ديواره معدن مي شوند كه اين زاويه بطور مسقيم با خطر ريزش در ارتباط است

مطالعات انجام شده به دليل بيرون زدگي سنگ آهن و سنگهاي همبر در منطقه بسيار اندك بوده است و تنها بر روي مغزهاي حفاري شده صورت گرفته پس از باز كردن معدن و امكان دسترسي بيشتر به سنگ معدن و سنگهاي باطله مطالعات دقيق تري انجام شده است و نتايج دقيقتري بدست آمده است. نتايج طراحي هاي معدن و مطالعات انجام گرفته مشخص كرده است كه زاويه شيب ديواره مختلفي در طول سال اول عمليات استخراج مي تاند بكار گرفته شود. بر طبق تجارت قبلي از پروژه هاي مشابه قبلي و از روي آزمايشات انجام شده، شيب كلي ۳۰ تا ۳۵ درجه در رسوبات و ۴۴ تا ۴۸ درجه در سنگ معدني سخت تعيين شده است.

ايجاد يك سطح شيبدار يكنواخت از سطح زمين تا ته معدن به دلايل زهكشي و سقوط اشياء و سنگها ناممكن است. به همين دليل پله هاي ايمني در جهت احتراز از اين خطرات ايجاد شده و بخوبي محافظت مي شود. در طراحي اوليه محدوده نهايي معدن روباز يك پله ايمني با عرض ۱۰ متر در هر ۳۰ متر ارتفاع باقي گذاشته شده است. شيب پله ها در داخل روباره ۴۵ درجه و در داخل سنگ معدني ۶۰ درجه فرض شده است.

– ارتفاع پله ها:

با افزايش ارتفاع پله ها، بدليل امكان استفاده از دستگاههاي بزرگتر حفاري و خاكبرداري با هزينه عملياتي كم، هزينه هاي كلي استخراج هر تن ماده معدني كاهش خواهد يافت.

از طرف ديگر با بالا رفتن ارتفاع پله ها، بزرگتر شدن دستگاههاي حفاري و خاكبرداري و كم شدن تعداد سينه كارهاي فعالي در يك زمان، امكان معدنكاري انتخابي و كنترل عيار سختي اجام خواهد گرفت، در داخل توده معدني تعداد زيادي لايه هاي افقي تقريباً افي باطله وجود دارد. در منطقه مركزي تودة معدني مخصوصاً منطق بزرگي از باطله هاي چين خورده گسل كوچك و بزرگ نيز شناسايي شده اند.

در صورتي كه باطله هاي معدن توسط روش استخراج انتخابي از ماده معدني جدا نشوند هماره سنگ معدني استخراج شده وارد كارخانه فرآوري مي شوند و راندمان كارخانه كانه آرايي را پايين مي آورند.

با استفاده از اطلاعات گمانه هاي حفاري، نمونه هاي تركيبي ۶ متري و بلوك بندي ذخيره ارائه شده توسط گرانگز مقدار ترقيق براي پله هيا فرضي ۶، ۱۲، ۱۸ متري محاسبه شده اند نتايج در جدول ۷ آورده شده است


با استفاده از خصوصيات كلي توده معدني پله هاي به ارتفاع ۱۲ متر براي استخراج، مناسب تر از پله هاي ۱۵ متري خواهد بود. مهمترين علل اين گفته به شرح زيرند:

-در اين حالت امكان جدا كردن باطله و كانه آسانتر و عملي تر مي باشد.

-امكان انتخابي پله هاي كوچكتر فرعي و رمپ هاي كوچكتر براي استخراج انتخابي لايه هاي افقي باطله و كانه وجود دارد.

– در اين حالت، جدايش كانه و باطله در محدوده گسل ها و واحدهاي باشيب بيشتر بهتر صورت مي گيرد و امكان كنترل دقيق تر حفاري ها به دليل استفاده از چالهاي آتشباري كوتاهتر، آسانتر مي باشد.

– با داشتن پله هاي تميز تر و شيب پله هاي بهتر امكان بارگيري انخابي كاموينهاي باطله وكانه وجود دارد.

– عيار سنگ معدني ارسالي به كارخانه بهتر از حالتهاي ديرگ است و به اين ترتيب امكان استفاده بهتر از امكانات كارخانه فرآوري فراهم مي شود.

– در اين حالت امكان تعريف بهتر زونهاي كانه با عناصر مزاحم ( فسفر يا گوگرد) كه بايستي بصورت انتخابي استراج شده مخلوط گردند. انبار شده يا دور ريخته شوند، وجود دارد.

– جاده هاي باربري:

گرانگز، عرض جاده هاي باربري براي عبور دو كاميون سنگين ( تا حدود ۲۰۰ تن) را در حدود ۲۵ متر طراحي كرده است. يك جوي زهكشي در قسمت داخلي و يك خاكريز ايمني نيز در قسمت خارجي جاده پيش بيني شده است.

شيب جاده هاي باربري برابر ۸% طراحي شده است. در حال حاضر بدليل تغيير ماشين آلات طرح به ماشين آلاتي با ابعاد كوچكتر، امكان كاهش عرض جاده هاي ترابري نيز وجود دارد.

– هجوم آب به داخل معدن:

در اثناي عمليات حفر چاه اكتشافي ( در نقطه ۶۰۰۳۰۰Rl، ۱۰۱۲۰۰ PL) در عمق ۷۵ متري سطح زمين (۱۶۸۸) متر بالاتر از سطح دريا) با آب زيرزميني برخورد شده است. جريان تقريبي آب در اين عمق در حدود ۱۲ متر مكعب درساعت بوده است. و در نقطه اي كه حفاري چاه قطع شده يعني در عمق ۵/۱۸ متري سطح زمين جريان تقريبي آب در حدود ۲۰ متر مكعب درساعت تخمين زده شده است. از اين شواهد مي توان نتيجه گرفت، زمانيكه عمق معدن به تراز ۱۶۸۰ متر برسد، مقدار زيادي آب به داخل معدن نفوذ خواهد كرد. در حال حاضر كه معدن به اين عمق رسيده است براي مقابله با اين آبهاي زيرزميني، از پمپ هاي لجن كش به ظرفيت حدود ۱۰۰ متر مكعب استفاده مي شود.

از اين آب مي توان براي كنترل گرد و غبار، آب پاشي جاده هاي ترابري و همچنين تحكيم سطحي جاده ها استفاده كرد. براي اين منظور در حدود ۱۰۰۰ متر مكعب در روز آب مورد لزوم مي باشد. آب زير زميني منطقه بر طبق بررسي هاي انجام شده تقريباً شور است  و به منظور ديگر قابل استفاده نمي باشد. مصرف اين آب براي آبپاشي جاده ها و ديگر مصارفي از اين قبيل به تقليل هزينه هاي تامين آب كمك قابل توجهي خواهد نمود.

۳-۲- روش استخراج و مباني طراحي معدن :

اولين عملايت طراحي معدن در كانسار سنگ آهن گل گهر توسط شركت گرانگز انجام گرفته است اين شركت به دليل وضعيت خاص قرار گرفتن توده كانسار شماره ۱ گل گهر روش استخراج روباز را براي  استخراج اين كانسار انتخاب كرده است. اين طراحي بر مبناي اطلاعات اوليه اكتشافي انجام گرفته و در نتيجه با پيشرفت عمليات اكتشافي و كسب اطلاعات جديدتر از زمين شناسي، تكتونيك، توزيع عيارهاي آهن و عناصر مزاحم در داخل توده معدني اين طرح با تغييراتي همراه بوده است. در جدول ۸ خلاصه برنامه زمانبندي توليد ارائه شده توسط گرانگز در طول ۱۰ سال اول توليد ارائه شده است:

  • بازدید : 40 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان پایان نامه كاربرد سنجش از دور و اطلاعات ماهواره اي در معادن-خرید اینترنتی پایان نامه كاربرد سنجش از دور و اطلاعات ماهواره اي در معادن-دانلود رایگان سمینار كاربرد سنجش از دور و اطلاعات ماهواره اي در معادن-پایان نامه كاربرد سنجش از دور و اطلاعات ماهواره اي در معادن-دانلود رایگان پروژه كاربرد سنجش از دور و اطلاعات ماهواره اي در معادن
این فایل در ۷۹صفحه قابل ویرایش تهیه شده وبه موارد زیر می پردازد:
اين گزارش بر مبناي بررسي هاي زمين شناسي معدني در منطقه اي در حدود ۵۰ كيلومتري جنوب ريگان بم- كرمان تنظيم شده است . منطقه مورد بررسي از نظر اكتشاف و پي جوئي منابع مس پرفيري مورد نظر شركت اكتشاف ملي مس ايران بوده است و فعاليتهاي اين شكرت در حال حاضر پي جوئي و اكتشاف مقدماتي را پشت سر گذاشته است و وارد اكتشاف نيمه تفضيلي شده است

۱-۱)                   تاريخچه مختصري از سنجش دور

سنجش از دور بدون دو دستاورد مهم زير نمي توانست وجود داشته باشد:

الف) توانائي دور شدن از زمين به حد كافي به طوري كه بتوان چشم انداز ارزشمندي به سطح زمين داشت.

ب)اختراع راه هاي اخذ تصوير.

اولين بالون هوايي گرمي كه انسان بر روي آن سوار بود در سال ۱۷۸۳ ميلادي به هوا رفت واولين روش ضبط تصوير در سال ۱۸۳۹ اعلام شد.ولي بيست سال بعد اين دو دستاورد جديد با همديگر تلفيق شدند و آن وقتي بود كه «گاسپار» توانست با يك بالن به بالا رفته و از آسمان دهكده اي را در نزديكي پاريس عكسبرداري نمايد.

در يك قرن بعد كاربردهاي نظامي، پيشرفت سنجش از دور را شدت بخشيدند. در خلال جنگ داخلي آمريكا (۶۵-۱۸۶۱) افراد يونيون به وسيله بالن به بالا فرستاده شدند تا موقعيت دفاعي كنفدراتها در اطراف ريچموند را عكسبرداري كنند. شناسائي با عكاسي هوايي با استفاده از هواپيمايي موتوردار در خلال جنگ جهاني اول به وقوع پيوست (۱۸-۱۹۱۴) كه اولين كاربرد مؤثر عكسهاي هوائي را در زمينه هاي مختلف مثل كارتوگرافي جنگلباني و زمين شناسي در سالهاي بعد ممكن ساخت در طول دهه هاي ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ دوربينها، فيلمها و وسايل تفسير عكسهاي هوايي به طور قابل توجهي پيشرفت كردند. شناسائي با عكس هوائي در جنگ جهاني دوم رل مهمي را در بسياري از عمليات نظامي بازي كرد. قبل از جنگ و در خلال آن رادار بوجود آمد و توسعه يافت و از سنجنده هاي فروسرخ حرارتي در خلال جنگ به طور آزمايشي استفاده شد.

در طول دهه ۱۹۵۰ عكاسي فرو سرخ رنگي جاي خود را در مطالعات پوشش گياهي باز كرد و رادار هواپيمايي پهنونگر معرفي گرديد. رادار با دريچه مصنوعي (SAR) با بوجود آمدن موفق پردازشگر نوري بوجود آمد. در همان دهه فنون عكاسي و مهارتهاي تفسير با پرواز هواپيماهاي جاسوسي مافوق صوت U2 آمريكايي برفراز خاك شوري سابق به پيشرفتهاي نائل گرديد.

از اوايل دهه ۶۰ به اين طرف تعدادي از ماهواره هاي شناسائي نظامي در مدار بودند كه خيلي ازآنها تصاويري بررسي فيلم عكاسي ضبط مي كردند. عموماً فيلم هاي برداشته شده در قوطي هاي سربسته از ماهواره بيرون انداخته شده و وارد جو زمين مي شوند و با چتر نجات شروع به پائين آمدن مي كردند كه به وسيله هواپيما قبل از رسيدن به زمين گرفته مي شدند. دليل اين كار اين بوده است كه هر كدام از ابرقدرتها بدين وسيله مطمئن شوند كه رقيب ديگر خودش را براي جنگ آماده نمي كند. ماهواره هاي مدرن شناسائي مي توانند اجسامي كوچكتر از ده سانتي متر را بر روي زمين تشخيص دهند. اين ماهواره اصولاً نظامي و محصولات آنها محرمانه است. ما در اين فصل به ماهواره هاي غير نظامي كه اصطلاحاً ماهواره هاي منابع زميني ناميده مي شوند خواهيم پرداخت.

سنجش از در غير نظامي از فضا در سال ۱۹۵۹ با مخابره عكس هاي تلويزيوني نه چندان خوب از ماه توسط ماهواره «لوناي» شوري و اخذ عكس از سطح زمين توسط  ماهواره “Explorer-6” آمريكائي آغاز شد. با تصميم آمريكا براي فرستادن انسان به كره ماه ابزارهاي سنجش از دور متعددي بر روي ماهواره اي كه در دهه ۱۹۶۰ به دور ماه مي چرخيدند تعبيه گرديد. اين ابزارها بايستي قبل از گذاشتن بر روي ماهواره توسط هواپيما بر روي زمين آزمايش شدند كه خود تشويق گر عكاسي و سيستم هاي اسكن كننده براي كاربري هاي متعدد و وسيع بر روي زمين كه ما امروز آنها را مي شناسيم گرديد.

سنجش از دوره كره زمين توسط ماهواره هاي بدون سرنشين در آوريل ۱۹۶۰ با پرتاب كردنTIROS  اولين سفينه از سري ده سفينه

Television and Infrored baservation satellites  آغاز شد كه پيشاهنگ ماهواره اي مدار پائين هواشناسي امروز به شمار مي روند.

ماهواره هاي “TIROS” يك جفت دوربين مينياتوري تلوزيوني و چندين راديومتر اسكن كننده فروسرخ و يك سنجنده غير تصويري امواج زمين با خود حمل مي كردند. از آن تاريخ تا به حال قابليت تفكيك مكاني و ظرفيت اطلاعات طيفي تصاوير ماهواره اي به طور قابل توجهي بهبود يافته است. تاريخچه سنجش از دور از مدار زمين از دهه ۱۹۶۰ به اين طرف را به راحتي با پيشرفتهاي ماهواره هاي هواشناسي قبل از توحه به ساير زمينه ها مي توان مشخص كرد. فهرست اسامي سري ماهواره هاي مختلف هواشناسي كه “TIROS” را دنبال نمودند به جهت  عمليات آنها بعد از پرتاب و يا نامگذاري آنها به نام بنگاههايي كه آنها را پرتاب كردند گيج كننده است. آخرين “TIROS” در اوايل ۱۹۶۵ به فضا پرتاب شد و بعضي از آنها تا ۱۹۶۸ نيز كار مي كردند.

سري دوم عبارت اند از ۹ ماهواره بود كه بين ۱۹۶۶ و ۱۹۶۹ پرتاب شدند. اين تاريخهاي عملياتي آنهاست و شامل سالهاي تمرين و تجربه آنها نمي باشد. اين ماهواره ها (TIROS Opietational systeme) TOS ناميده مي شدند، با اين همه اين ماهواره ها به نامهاي ESSA-1 تا ۹ نامگذاري شده بودند كه مخفف:

Environmental Scineces service Adminesteartion آمريكا كه اداره كننده آنها بوده است مي باشد. سري سوم عملياتي TOS شامل شش ماهواره بود كه بين ۱۹۷۰ و ۱۹۷۶ پرتاب شدند و بسياري از آنها در نامگذاري دوباره به نام NOAA-1 و غيره ناميده شدند كه مخفف Oceanic and atmospheric Admineastration National مي باشد اين ماهواره با يك سيستم اسكن كننده خطي به نام 

 (Advanced very high Resolution radiometr) AVHRRمجهز بودند كه براي دريافت طيف بينشي، فروسرخ نزديك و فروسرخ حرارتي به كار مي رفتند و اندازه پيكسل آنها به كوچكي يك كيلومتر بود. بعلاوه در آنها سنجنده اي فروسرخ و كهموج آزمايش اتمسفري براي اندازه گيري فرابنفش خورشيدي كه در برخورد با اتمسفر به فضا پراكنده مي شود و نيز تبادل انرژي زميني كار گذاري شده بود.يك خاصيت غير هواشناسي تصاوير AVHRR توانايي آنها در تهيه نقشه تغييرات پوشش گياهي در اشل جهاني بود.

بين سالهاي ۱۹۶۴ تا ۱۹۷۸ سنجنده هاي  مختلفي  بر روي ماهواره هاي سري “Nimbus” كه توسط ناسا  اداره مي شدند آزمايش شد. همچنين وسايل مختلفي كه بعدها در ماهواره هاي TIROS.N به كار گرفته شد بر روي آنها آزمايش شد، از جمله اسكنرهاي رنگي ساحلي كه سنجنده اي حساس به درخشندگي كلروفيل بود.

سري ماهواره هاي هواشناسي نظامي آمريكا، كوربين، ويديكان و استكنر در آنها به كار گرفته مي شد و داده ها را مستقيماً به كشتي هاي در  حال سفر در اقيانوسها مخابره مي كنند مدت زيادي  هست كه سرگرم فعاليت اند و به نام

 (Defence Metoorological satellite program) DMSP مي باشند.

سري ماهواره هاي زمين آهنگ كه بر روي خط استوا و در فاصله خيلي بالاتر قرار گرفته و نسبت به زمين ساكن هستند در سال ۱۹۶۷ با پرتاب 

Application technology satellite) ATS-1) كه دوربين اسكن كننده چرخان براي توليد يك تصوير از بيشتر نقاط نيم كره غربي در مدت ۲۵ دقيقه را در خود نگه داشت آغاز شد ماهواره  هاي چند مليتي ديگري كه دستگاههاي پيشرفته بيشتري در خود داشتند به دنبال آمدند.

غير از مثالهاي نظامي در اواخر دهه ۸۰ ماهواره هاي هواشناسي و داده هايي كه از آنها اخذ مي شدند توسط مؤسسات ملي و بين المللي اداره مي دشند و هنوز اداره مي شوند. اين سازمانها عبارتند از‍: NOAA در آمريكا،   (European Space Agency)ESA و (World Metoorological Organization) WMO و غيره.

عكسبرداري از زمين به طور سازمان يافته  به وسيله فضانوردان در پروازهاي Gemini در طول سالهاي ۱۹۶۵ بنيان گذاري شد. اين عكس برداري ها براي مشخص هاي زميني و زمين شناسي انتخاب شده و براي ساير مقاصد و همچنين پديده هاي اقيانوسي مثل درخشندگي ناشي از بازتاب جالب امواج در نظر گرفته مي شدند. اين مطالعات توجه زيادي را در جامعه سنجش از دو غير نظامي به خود جلب نمود كه به ايجاد يك ماهواره قادر به ضبط تصاوير با قدرت تفكيك بالا براي ادامه مطالعات زميني منجر شد.

يك اسكنر بينشي و فروسرخ (Multi Specral Scanner) MSS  كه اندازه پيكسل آن ۸۰*۸۰ متر بود و يك سيستم دوربين تلويزيوني ويديكان (vidican) بر روي نسخه اصلاح شده ماهواره (Nimbuse) كار گذاشته شد كه

 (Earth Resources Technology Satellite) ERTS نام گرفت. اين ماهواره كه در ژوئيه ۱۹۷۲ پرتاب و نامش بعدها به لندست يك تغيير يافت اين ماهواره از سري لندستها گرديد.

اين ماهواره داده هايي را كه جامعه سنجش از دور خارج از جامعه هواشناسي لازم داشت فراهم نمود. لندست ۲ و ۳ مشابه لندست اول بودند ولي لندست چهارم و پنجم كه در سالهاي ۸۲ و ۸۴ پرتاب شوند داراي وسايل پيشرفته هستند. سنجنده

 (Thematic Mpper) TM در لندست چهارم و پنجم جاي RBV را گرفت. اين سنجنده بيشتر به سمت فروسرخ بازتابي رفته و در مقابل ۸۰*۸۰ متر اندازه پيكسل MSS اندازه پيكسل ۳۰*۳۰ متر مي باشد ولي MSS هنوز هم همان اندازه پيكسل ۸۰*۸۰ متر (۷۹) متر را دارد تا از اين رو تداوم داده ها برقرار باشد.

در طول دهه ۱۷۰ اوايل دهه ۸۰ داده هاي لندست با قيمت ارزان به طور مساوي در اختيار جامعه دانشمندان و ساير  مصرف كنندگان قرار مي گرفت. در سال ۱۹۸۵ عمليات لندست به كمپاني خصوصي “EOSAT” واگذار شد. اين پايان دوره كاربري سنجش از دور به صورت تجربي و شروع دوره اداره عمليات به صورت تجارتي به شمار مي رود. قيمتها هم اكنون به صورت تجارتي بوده و داده ها با توافق كپي رايت (حقوق محفوظ) در اختيار قرار ميگيرد. ولي دسترسي به داده ها بدون در نظر گرفتن مليت هنوز هم رعايت مي گردد. در طول دهه ۸۰ سازمانهاي متعددي در بيرون آمريكا ايستگاه گيرنده زميني خودشان را براي دريافت مستقيم داده ها از ماهواره لندست داشتند و قادر به فروش تصاوير تحت اجازه “EOSAT” بودند. و هم اكنون نيز به همين طريق انجام مي شود.

نخستين سري ماهواره هاي سنجش از دور غير ‎آمريكائي توسط سازمان فضائي فرانسه كه “SpoTi” ناميده شد، در سال ۱۹۸۶ به فضا پرتاب شد. اين اولين سيستم پوش بروم در يك ماهواره بدون سرنشين بود و براي اولين بار تونايي برداشت تصاوير به طريق سه بعدي را داشت كه اين عمل با نگاه مايل ماهواره انجام مي شود. مثل نسل جديد سري لندست اسپارت بر اساس سازمان تجارتي اداره مي شد. در ۱۹۸۷ ژاپني ها با پرتاب

ماهواره MOS-1 (Marine Observation Satellite) و در سال ۱۹۸۸ هنديها با ماهواره IRS-1  وارد بازار رقابت تجارتي شد.

نقطه عطف ديگري در تاريخ سنجش از دور ماهواره

 (Heat Capacity Mapping Mission)  HCMM بود كه در سال ۱۹۸۷ پرتاب و عمرش خيلي كوتاه بود. اين ماهواره دوباره در روز تصاوير فروسرخ حرارتي را براي تعيين اينرسي حرارتي برمي داشت. و ماهواره “Stasat” نيز در سال ۱۹۸۷ كه نخستين ماهواره “seasat” نيز در سال ۱۹۷۸ كه نخستين ماهواره راداري بود در فضا پرتاب شد ولي عمر آن فقط ۱۰۴ روز به طول انجاميد. رادارهاي تصوير بردار نيز بر روي سه شاتل پرواز داده شده و ساير سيستم هاي مختلف رادار (SAR) براي ماهواره هاي آينده برنامه ريزي شده اند.

  • بازدید : 50 views
  • بدون نظر

ﻃﺮﺍﺣﻲ  ﺯﻭﺍﻳﺎﻱ    ﻣﻌﺎﺩﻥ ﺩﺭ ﻣﻌﺪﻧﮑﺎﺭﻱ  ﻣﻌﺎﺩﻧﻲ      ﮐﻪ ﻋﻤﻖ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺴﺘﻤﺮﹰﺍ ﺍﻓﺰﺍﻳ ﺶ ﻣﻲ ﻳ  ﺎﺑﺪ  ﺍﺯ ﺍﻫﻤﻴـ   ﺖ ﺑﺴـﻴﺎﺭ ﻭﻳﮋﻩ ﺍﻱ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ ﻭ     ﺧﻴﻠﻲ   ﻣﻬﻢ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﺗﻐﻴﻴ   ﺮﺍﺕ ﮐﻮﭼﮏ ﺩﺭ ﺯﻭﺍ ﻳـﺎﻱ   ﻧﻬـﺎﻳﻲ   ﺷـﻴ ﺐ ﭘ ﻴـ   ﺖ ﺍﺛـﺮﺍﺕ ﺑﺰﺭﮔﻲ    ﺑﺮ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﻧﻬﺎﻳﻲ  ﻋﻤﻠﻴ ﺎﺕ ﻣﻌﺪﻧﮑﺎﺭﻱ ﺩﺍﺭﺩ .   ﻣﻌﺪﻥ ﺭﻭﺑﺎﺯ ﻣﺲﻣ ﻴـ  ﺪﻭﮎ ﺩﺭ ﺟﻨـﻮﺏ ﺷـﺮﻕ ﺍ ﻳـ ﺮﺍﻥ ﻣﻮﺭﺩ ﻭﻳ ﮋﻩ ﺍﻱ    ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺯﻭﺍﻳﺎﻱ  ﺷﻴ  ﺐ ﺁﻥ ﻃﻮﺭﻱ  ﻃﺮﺍﺣﻲ      ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻌـﺪﻧﮑﺎﺭﻱ        ﺗـﺎ ﻋﻤـﻖ ﺣـﺪﻭﺩ ۴۰۰  ﻣﺘﺮﻱ ﺍ  ﺩﺍﻣﻪ ﭘﻴ ﺪﺍ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ .  ﺩﺭ ﺍﻳ ﻦ ﭘﺎﻳ  ﺎﻥ ﻧﺎﻣﻪ ﭘﺎﻳﺪﺍﺭﻱ   ﺷـﻴ   ﺐ ﺩﺭ ﻣﻌـﺪﻧﮑﺎﺭﻱ     ﺭﻭﺑـﺎﺯ ﺑﺮﺭﺳـﻲ    ﺷـﺪﻩ ﺍﺳﺖ .ﺑﺮﺭﺳ  ﻲ ﻭ ﺗﻔﺴﻴﺮ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﺷﮑﺴﺖ ﻣﮑﺎﻧ   ﻴﮏ ، ﺭﻓﺘﺎﺭﻱ ﺳـﻨﮕﻬﺎﻱ ﺳـﺎﺯﻧﺪﻩ   ﺷـﻴ ﭘ ﺐ  ﻴـ ﺖﻭ  ﺍﺳـﺘﺮﺍﺗﮋﻱ ﻣﻌﺪﻧﮑﺎﺭﻱ  ﺑﺮﺍﻱ     ﻏﻠﺒﻪ ﺑﺮ ﺷﮑﺴﺖ ﻫﺎﻱ  ﺷﻴ   ﺐ ﺭﺍ ﭘﻮﺷﺶ ﻣﻲ ﺩﻫﺪ .          ‐ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﻧﺎﻣـﻪ ﺿـﻤﻦ ﺑﺮﺭﺳـﻲ  ‐   ﻫﺎﻱ ﻓﻨﻲ ﻋﻤﻠﻲ ﭘﺎﻳﺪﺍﺭﻱ                ﺷﻴﺐ ﻭ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﺍﺣﺘﻤﺎﻟﻲ ﻭﻗـﻮﻉ ﺭﻳـﺰﺵ ﻳـﺎ ﺷﮑﺴـﺖ،ﭘﻴ ﺸـﻨﻬﺎﺩﺍﺗﻲ   ﺑـﺮﺍﻱ ﺗﺤﻘﻴ ﺁﺗ ﻘﺎﺕ ﻲ ﺍ ﺩﺭ ﻳ ﻧﺎﺣ ﻦ ﻴ ﺍﺳﺖ ﻪ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺷﺪﻩ  . ﻓﺎﮐﺘﻮﺭﻫﺎﻱ  ﺍﺻﻠﻲ    ﺣﺎﮐﻢ ﺑﺮ ﭘﺎﻳﺪﺍﺭﻱ  ﺷﻴ     (ﻭﺿﻌﻴ ۱) : ﺐ ﻋﺒﺎﺭﺗﻨﺪ ﺍﺯ ﺖ ﺗﻨﺶ ﺩﺭ      ﺷﻴﺐ ﻫﺎ ﻳـﺎ  ﺷـﻴﺮﻭﺍﻧﻴﻬﺎﻱ ﭘﻴ    (۲)ﺖ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ ﺯﻣﻴ   (۳) ﻦ ﺷﻨﺎﺳﻲ ﻫﻨﺪﺳﻪ ﭘﻴ     (۴)ﺖ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﺗﻮﺩﻩ ﺳﻨﮓ    ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺗﻨﺶ ﻫﺎ    ﻱ ﻣﻮﺟـﻮﺩ ﺩﺭ ﺳﻨﮓ ﮐﻪ ﺳﺒﺐ ﺷﮑﺴﺖ ﺁﻥ ﺩﺭ ﻫﻨﺪﺳﻪ ﻭ ﻭﺿﻊ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ      . ﺷﮑﺴﺖ ﻫـﺎﻱ  ﺑﺮﺭﺳـﻲ   ﺷـﺪﻩ ﺍﺯ ﻗﺒﻴ   ﻞ ﺑﺮﺵ ﺻﻔﺤﻪ ﺍﻱ    ﻭ ﮔﻮﻩ ﺍﻱ   ﻣﻌﻤﻮﻟﻲ ، ﻫﺴﺘﻨﺪ . ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳ  ﻦ ﺑﺎ ﺍﻓﺰﺍﻳ ﺶ ﻣﻘ ﻴـ    ﺎﺱ، ﺷﮑﺴـﺖ ﻫـﺎﻱ    ﮐﻨﺘـﺮﻝ ﺷﺪﻩ    ﺗﻮﺳﻂﺳﺎﺧﺘﺎﺭﻫﺎ         ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺭﻳﺰﺵ ﮔﻮﻩ ﺍﻱ ﻭ ﺻﻔﺤﻪ ﺍﻱ  ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﻲ    ﺍﻓﺘﺪ ﻭ ﺑﻴ    ﺸﺘﺮ ﺷﮑﺴـﺖ ﻫـﺎﻱ ﺗﺮﮐﻴﺒﻲ    ﺍﺯﻗﺒﻴ ﻞ ﭘﻠﮑﺎﻧﻲ     ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﮔﺴﺘﺮﺵ ﻣﻲ ﮐﻨﻨﺪ .  ﺍﺯ ﺑﺮﺭﺳﻲ   ﻫﺎ ﭼﻨﻴ  ﻦ ﺗﻔﺴـﻴﺮ   ﻣـﻲ       ﺷـﻮﺩ ﮐـﻪ ﺑـﺮﺍﻱ ﺷﻴﺒﻬﺎﻱ    ﺩﺭ ﻣﻘﻴﺎﺱ ﮐﻞ ﻣﻌﺎﺩﻥ  ،          ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺩﻭ ﻧﻮﻉ ﺷﮑﺴﺖ ﺩﺭ ﭘﻴﺖ ﻧﻬﺎﻳﻲ ﻣﻼﺣﻈﻪ ﻣﻲ  ﮔـﺮﺩﺩ . ﺍﻳﻦ ﺩﻭ ﻧﻮﻉ ﺷﮑﺴﺖ ﻏﺎﻟﺐ ﺍﺯ (ﺑﺮﺷ ۱) : ﻋﺒﺎﺭﺗﻨﺪ ﺷﮑﺴﺖ ﻲﭼﺮﺧﺸ ﻲ)ﺍﻱ (ﻭﺍﮊﮔﻮﻧ ۲) ( ﺩﺍﻳﺮﻩ ﺷﮑﺴﺖ ﻲ  ﺭﻭﺷﻬﺎﻱ  ﻃﺮﺍﺣﻲ  ﺑﺮﺍﻱ  ﺷﻴﺒﻬﺎﻱ  ﺳﻨﮕﻲ     ﺑﻪ ﭼﻬﺎﺭ ﻃﺒﻘﻪ ﺍﺻﻠﻲ  ﺗﻘﺴﻴ ﻢ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ) : ۱    ( ﺭﻭﺵ ﺗﻌﺎﺩﻝ ﺣـﺪﻱ   (ﻣﺪﻟﺴﺎﺯﻱ ۲)  (ﺭﻭﺷﻬﺎﻱ ۳)  ﻋﺪﺩﻱ  (۴)  ﺗﺠﺮﺑﻲ ﺭﻭﺵ ﻫﺎﻱ ﺍﺣﺘﻤﺎﻻﺗ           ﻲ ﺩﺭ ﺍﻳـﻦ ﭘﺎﻳـﺎﻥ ﻧﺎﻣـﻪ ﺭﻭﺷـﻬﺎﻱ ﺗﻌﺎﺩﻝ ﺣﺪﻱ، ﺗﺠﺮﺑﻲ ﻭ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺍﻱ ﻭ ﻣﺪﻟﺴﺎﺯﻱ ﻋﺪﺩﻱ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﻔﺴﻴﺮ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﺑﺮﻭﺯ ﺷﮑﺴﺖ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﺤﻠﻴﻞ                ﻭ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ
دانلودفایل پایان نامه رشته مهندسی معدن-استخراج /ﺗﺤﻠﻴﻞ ﺷﻴﺐ ﭘﺎﻳﺪﺍﺭﯼ  ﻣﻴﺪﻭﮎ ﺩﺭ ﻣﻌﺪﻥ ﻣﺲ 

  • بازدید : 62 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق ديگ هاي سنگي و سازندگان آن -خرید اینترنتی تحقیق ديگ هاي سنگي و سازندگان آن -دانلود رایگان مقاله ديگ هاي سنگي و سازندگان آن -تحقیق ديگ هاي سنگي و سازندگان آن 

این فایل در ۴۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

  • بازدید : 30 views
  • بدون نظر

این فایل در ۷۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

این پروژه در ارتباط با بهینه سازی انفجار در معادن سنگ آهن می باشد در ابتدا به بررسی اجزای انفجار و پارامترهای آن پرداخته شده است سپس انواع تئوریهای انفجار به همراه معرفی انواع مواد منفجره آورده شده است. 
در قسمت آخر پروژه بهینه سازی انفجار در دو معدن سنگ آهن چغارت و گل گهر مورد ارزیابی قرار گرفته است
در ادامه برای اشنایی بیشتر شما توضیحات مفصلی می دهیم

  • بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

ارتفاع شهرستان بافق از سطح دريا ۱۰۳۵ متر ـ ‌طول جغرافيايي   شرقي ـ ‌عرض جغرافيايي   شمالي معادن سنگ آهن چغارت، ماسه چاهون و اسفوردي در استان يزد ـ شهرستان بافق واقع شده است اين شهرستان در مسير راه آهن سراسري تهران ـ‌ بندرعباس قرار گرفته و با انشعابي به كرمان نيز متصل است كه در آينده از طريق طبس به مشهد نيز متصل خواهد شد. طرح توسعه مجتمع معدني سنگ آهن چغارت در فاصله ۱۰ كيلومتري شهرستان بافق در مجاورت معدن سنگ آهن چغارت واقع شده است. معدن سه چاهون در ۴۷ كيلومتري شمال شرقي بافق و ۳۵ كيلومتري معدن چغارت قرار دارد.
در طول سال بين ۴۷ درجه و ۷ درجه متغيير است. ميزان بارندگي كم و بطور متوسط در سال ۷/۵ ميلي‌متر مي‌باشد ارتفاع اوليه توده چغارت ۱۲۸۶ متر از سطح دريا و ۱۵۰ متر از سطح منطقه اطراف بوده است.
گسل پشت بادام: گسل‌ها و فاز كوهزايي منطقه
اين گسل به همراه گسل چاپدوني را بايد از قديمي‌ترين گسل‌هاي ايران دانست. زيرا زمين‌هاي پركامبرين ايران مركزي را قطع مي‌كند و رسوبات اينفراكامبرين و پالئوزويك و پالئوزوئيك در طرفين آنها وضعيت يا ضخامت متفاوتي دارند. حقي‌پور (۱۹۷۴) آنها را گسل‌هاي اصلي منطقه بافق ـ بيابانك دانسته و به نظر وي در اثر حركات آسنتيك ايجاد شده، در دوره‌هاي بعدي در ايجاد هورست و گرابنهاي ايران مركزي نقش مهمي داشته اند. به علاوه نامبرده منطقه بافق ـ ‌بيابانك را بوسيله همين گسل‌ها به زون‌هاي كوچكتر تقسيم كرده است. (وي مناطق واقع در شرق گسل پشت بادام را به نام زون (۱)‌ يا زون شرقي، و در حد بين گسل پشت بادام و چاپدوني به نام زون (۲)‌ يا زون مركزي، و زمين‌هاي واقع در قسمت‌هاي غرب گسل چاپدوني، به نام زون (۳) ‌يا زون غربي ناميده است.) حقي‌پور (۱۹۷۴) عقيده دارد كه كاني‌سازي آهن در طول گسل‌هاي شمالي ـ جنوبي اين منطقه صورت گرفته است. با توجه به سن كانسارهاي آهن بافي (اينفراكامبرين )، بايد قبول كنيم كه شكستگيهاي شمالي ـ جنوبي منطقه بافق، لااقل از انفراكامبرين وجود داشته است.
به عقده بربريان و كينگ (۱۹۸۱) و بربريان (۱۹۸۰) مجموعه‌هاي پركامبرين پشت بادام و چاپدوني ممكن است نشانه‌اي از پوسته كالكوآلكالن جزاير قوسي پركامبرين بوده و شكل نوارهاي كوهستاني هلالي شكل شرق ايران مركزي، و گسل‌هاي آن ممكن است به علت يك طرح اوليه نوارهاي قوسي پركامبرين اين منطقه است.
فاز كوهزايي كاتانگايي
بنا به نوشتة بربريان حركات پركامبرين پسين، در ايران مركزي، دگرگوني درجه شديد و درجة ضعيف بر جا گذاشته و در كرمان، بافق، پشت بادام، آذربايجان و غيره، دگرشيبي زاويه‌دار به وجود آورده است. چنان كه اشاره شد اين كوهزايي در عربستان به نام كوهزايي حجاز نامگذاري شده است. بعلاوه، اثرات اين كوهزايي در حوالي درياچة ‌بايكان روسيه هم به خوبي مشاهده مي‌شود و از اين نظر آن را به نام كوهزائي بايكالين ناميده‌اند ولي با توجه به دلايلي كه در مورد ارتباط ايران با خشكي گندوانا اشاره كرده‌ايم، نام آفريقايي كاتانگان را براي آن به كار مي‌بريم. پس از اين حادثه، گرانيتهاي آلكالي زيادي در مناطق مختلف ايران در داخل پوسته انجماد يافت و در عين حال، ريوليتهايي به سطح زمين رسيد كه در مجموع معرف اتساع و بازشدگي پوستة‌ ايران است.
بر اثر كوهزايي كاتانگايي، پي سنگ پركامبرين ايران، پاكستان بخشي از افغانستان، تركيه و عربستان به صورت پلاتفرم نسبتاً‌ پايدار درمي‌آيد و درايي كم عمقي آن را مي‌پوشاند كه بيشتر رسوبات آن از نوع تخريبي و در پاره‌اي موارد تبخيري است. اين وضعيت، در تمام مناطق فوق با تغييرات مختصر و محلي، احتمالاً ت اواخر پالئوزوئيك ادامه داشته است (اشتوكلين، ۱۹۶۸) . چنان كه پيدايش هورست و گرابنهاي مجاور هم، و بالا و پائين رفتن مكرر آنها، حوضه‌هاي رسوبي مجزا و مستقلي به وجود آورده است كه رسوبات آنها، از نظر جنس و ضخامت با هم متفاوت‌اند. جنس نهشته‌ها در حوضه‌هاي گرابني، اساساً‌ از نوع رسوبات كم عمق بوده، و ضخامت آنها گاهي آنقدر زياد است كه تنها با فرونشيني تدريجي (سوبسيدانس) ‌كف حوضه، مي‌توان اين مسئله را توجيه كرد. در حاليكه، در مناطق مجاور كه به صورت هورست عمل مي‌كرده، يا رسوباتي وجود نداشته، يا رسوبات اندك و تبخيري بر جا مانده است. در ضمن پيدايش ماگماي آلكالن در اينفراكامبرين و پالئوزوئيك، كه در بسياري از نقاط ايران چه به صورت توده‌هاي نفوذي (مانند گرانيت دوران، زريگان، نريگان، برنورد، …) يا توده آتشفشاني (نظير ريوليتهاي آلكالن سري هرمز، سري ريزو (كرمان) تكنار (كاشمر)، اسفوردي، (بافق)، قره‌داش(آذربايجان)، و بازالتهاي آلكالن ده بيد و توده‌هاي آتشفشاني (در نوار سنندج ـ‌ سيرجان)،‌ ظاهر شده‌اند همگي بيانگر بازشدگي و ايجاد موقعيت ريتي در كشور ماست.
فصل ۴:‌
ماگماتيسم اينفراكامبرين
۱ـ‌ توده‌هاي نفوذي
ـ‌گرانيت زريگان
بنا به نوشته حقي‌پور (۱۹۷۴)، ‌گرانيت زريگان، گرانيتي ساب ولكانيك به رنگ خيلي روشن است و تودة وسيعي را در كوه پشت سرخ و در كوههاي غرب دهكده زريگان (ايران مركزي) تشكيل مي‌دهد. در كوه پشت سرخ، مايون و تاشك گرانيت مزبور، ديوريت‌هاي پركامبرينرا قطع مي‌كند و در كوه زريگان علاوه بر ديوريت پركامبرين در داخل ولكانيتها و ديوليتهاي اينفراكامبرين نيز نفوذ كرده است.
در كوه ساغند و نواحي شمالي آن، سنگهايي نظير ‌گرانيت زريگان يافت مي‌شود كه تا اندازه‌اي جهت‌دار و دگرگون شده است (بر اثر فاز ترياس مياني) و كمابيش با متا ولكانيتهاي پركامبريندر هم آميخته است. در شمال چغارت و نزديكي كوشك، اين گرانيت توده‌هاي كم و بيش مهمي را تشكيل مي‌دهد. كه ويژگيهاي آتشفشان آن بيشتر بوده و با ولكانيكهاي اينفراكامبرين همراه است. در شمال كوير زريگان، دولوميتهاي اينفراكامبرين جديدترين سنگهايي است كه مورد نفوذ و تهاجم اين گرانيت قرار گرفته‌اند.
اگرچه در بسياري از مناطق ايران حد بين رخساره‌هاي پلاتفرمي اينفراكامبرين و ماسه سنگ لالون تدريجي است ولي در شمال غرب كرمان و ناحيه زريگان بين آنها دگر شيبي وجود داشته كه حقي‌پور(۱۹۸۱) به آن حركات زريگانين اطلاق كرده و آن را معادل آسينتيك مي‌داند. در اين منطقه، ماسه سنگ لالون و كوارتزيت قله‌اي آن با رخسارة‌ كنگلومرايي شروع مي‌شود كه در آن قطعات مختلف آتشفشاني و رسوبات اينفراكامبرين يافت مي‌شود. با توضيحات فوق، ‌گرانيت زريگان  جوانتر از گرانيت دوران و معرف مرز اينفراكامبرين با كامبرين است.
۲ـ ‌گرانيت زريگان (شمال شرقي بافق)
گرانيت پورفيري زريگان، گرانيت دانه متوسط بيوتيت‌داري است كه سنگهاي دگرگون شده پركامبرين ناحيه ساغند را قطع كرده است. رنگ آن صورتي و در حاشيه، به گرانيت پورفيري تا كوارتز پورفيري تبديل شده است.
به علاوه در تماس خود با سنگهاي رسوبي سري ريزو، دگرگوني مجاورتي بوجود آورده است (هوكريده و ديگران ۱۹۶۲، بربريان و بربريان، ۱۹۸۱) با اين ترتيب گرانيت مزبور به اواخر اينفراكامبرين تعلق دارد (مانند زريگان) اين گرانيت از نوع آلكالن و از نظر پيدايش با ريوليتهاي ناحيه كرمان و بافق در ارتباط است.
گرانيت چادرملو ـ گرانيتي آلكالي، تا اندازه‌اي آپليتي است و كما بيش فاقد كانيهاي تيره است. اين گرانيت در داخل سنگهاي دگرگوني چادرملو نفوذ كرده است.
ـ‌ ديگر توده‌هاي نفوذي مربوط به اينفراكامبرين عبارتند از:
گرانيت برنورد (جنوب سبزوار)، ‌گرانيت موته، گرانيت دوران،‌گرانيت گلپايگان ـ‌ موته، اولترابازيكها و نفوذيهاي مربوط به چهارگوش اردكان
۲ـ ‌ولكانيسم
ـ ريوليتها و توفهاي ريوليتي اسفوردي ـ بافق
توفها و ريوليتهاي آكالن به رنگ صورتي و اكثراً دانه ريز كه در تجزيه شيميايي آن مقدار k2O بيشتر از Na2¬o است (درويش‌زاده، ۱۳۶۲) توده آهن اسفوردي در داخل شكستگيهاي همين ريوليت بيرونزدگي دارد. اين مجموعه بوسيله دولوميتهاي قهوه‌اي رنگ به سن اينفراكامبرين پيشين فرا گرفته شده است.
ـ ريوليتهاي تكناز كاشمر، ريوليت‌هاي سري ريزو، ريوليت‌ها و متاريوليتهاي موته، ايگنمبريتهاي محمدآباد ريوليت‌ها يا سازند قره‌داش.
كانسارهاي پركامبرين و اينفراكامبرين:
مهمترين نمونة ‌كانسارهاي آهن در پركامبرين شرق ايران مركزي، (مانند معادن چادرملو و معادن چغارت) ديده مي‌شود. در اين مناطق كاني مهم، مانيتيت است كه با هماتيت، مارتيت و به طور فرعي پيريت، اسفن، و آپاتيت همراه است.
مهمترين بيرون‌زدگي آن معدن چادرملو است كه بر سر راه بافق به ساغند، و در ۸۰ كيلومتر شمال بافق واقع بوده و تاكنون ۱۴ كانسار در آن كشف شده است كه ذخيره كلي آن در حدود يك ميليارد تن برآورد شده و عيار آهن آن به طور متوسط در حدود ۵۳ تا ۶۵ درصد است. اين كانسارها در سنگهاي دگرگوني پركامبرين نظير ميكاشيستها و مرمرها و گنيسها ديده مي‌شود در پاره‌اي موارد، سنگ ميزبان از نوع ريوليتي است. در اسفوردي واقع در ۳۰ كيلومتري شمال چغارت، توده معدني در داخل شكستگيهاي موجود در ريوليتها بيرون‌زدگي داشته است و در آن بلورهاي بزرگ آپاتيت هم ديده مي‌شود. بر روي اين ريوليتها دولوميتها قرار دارند. مطالعات ژئوفيزيكي نشان داده است كه تودة‌ آهن اسفوردي به شكل استوانه است و محتملاً‌ اين استوانه به صورت دودكش آتشفشاني از سنگ معدن آهن (مانيتيت) بيرون ريخته، يعني منشاء‌ ماگمايي داشته است (درويش‌زاده، ۱۳۶۲).
ايوائو و همكار (۱۹۶۶)، پيدايش آهن چادرملو واقع در شمال چغارت را به متاسوماتيسمي نسبت مي‌دهد كه در مجموعه‌هاي ولكانيك اثر كرده و اين متاسوماتيسم را ماگماي گرانيتي به عهده داشته است. به عقيدة آنان، ذخيرة ‌احتمالي آهن حدود ۴۸۰ ميليون تن است.
منشاء كانسارهاي آهن منطقة‌ بافق:
در مورد معدن آهن چغارت كه فعلاً ‌در حال استخراج، و تغذيه‌كنندة ‌آهن كارخانة ‌ذوب آهن اصفهان است، سنگ آهن داخل تودة ‌آذرين زيريدريايي، تپه مانند و از نوع كراتوفير ترزيق شده است، برخي آن را نتيجة‌كنتاكت پنوماتوليتي و برخي آن را مربوط به فورانهاي زيردريايي از نوع كراتوفيركاني‌زا در نظر مي‌گيرند. حقي‌پور (۱۹۷۵)، آن را به دگرگوني و متاسوماتيسم استاتيك مربوط مي‌داند. ويليامز و همكار (۱۹۶۶)، همانند حقي‌پور، آن را مشابه معادن كيرونا  در سوئد در نظر مي‌گيرد و چون عيار P2o5¬ آن نسبتاً زياد است (در حدود متوسط ۵/۰ درصد)، عقيده دارند كه تودة ‌معدن چغارت از مادة ‌مذاب سرشار از p2o3 به وجود آمده و ماده مذاب و فسفات به صورت دو فاز غير قابل اختلاط وجود داشته و در داخل سنگهاي پركامبرين ترزيق شده است.
از مطالعاتي كه بعدها بر مبناي داده‌هاي ژئوفيزيكي منتشر شده (پروژة زمين پيمايش، ۱۹۸۳)، چنين مستفاد مي‌شود كه اكثر معادن آهن بافق، بر اثر شكستگيهايي كه در دهانة آتشفشان‌هاي قديمي ايجاد شده، به وجود آمده است. به نحوي كه بر اثر فورانهاي آتشفشاني قديمي در پركامبرين، دهانه و مخروط آتشفشاني متعددي ايجاد شده و سپس در نتيجة شكستگيهاي حلقوي از نوع كالداري ريزشي، بخشي از مخروط فرونشست و به اين ترتيب گدازه‌هاي اسيد ريوليتي (مشابه سري ريزو و دزو) ‌از خلال شكستگيها به بالا روان شد، سپس در فاز هيدروترمال بعدي، شكستگي‌هاي مزبور به وسيله كانه‌هاي آهن پر گرديد.
وجود درشت بلورهاي آپاتيت، چه به صورت منفرد و چه به صورت رگچه‌هاي كوچك در چغارت و اسفوردي كم و بيش اين مسئله را تاييد مي‌كند. خاطر نشان مي‌كنيم كه در هنگام فاز كششي بعد از كوهزايي كاتانگان، سراسر منطقة‌ ساغند، تحت تاثير متاسوماتيسم شديدي قرار داشته است كه وجود آلبيتيها، آپاتيتيها، اپيدوتيت‌ها، رگه‌هاي فلوگوپيت، و شكستگيهاي پر شده از سنگهاي آذرين و كوارتز، دليل بر اين ادعا است و در همين شكستگيهاست كه اورانيوم و توريوم از عيار جالب توجهي برخوردارند.
به طور كلي در منطقة بافق تا ساغند، بيرون‌زدگي‌هاي بسيار زيادي از كانسارهاي آهن در طول شكستگيهاي بويژه شرقي غربي مي‌توان يافت از جمله مناطق بربره، كوه مايون، كوه تاشك، شمال غرب زريگان، جنوب پشت بادام و چادرملو، ميشدوان، اسفورگ و چغارت.
  • بازدید : 59 views
  • بدون نظر

این فایل در ۱۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:


برنامه توسعه صنعت فولاد كشور با احداث صنايع جديد فولادسازي و سرمايه گذاري در اين بخش، ضرورت تأمين مواد اوليه بعنوان بخش اصلي زنجيره صنعت را بيش از ساير بخشها نمايان تر مي سازد. وجود منابع غني آهن در منطقه آهندار بافق معدن چغارت را در بدو شروع صنعت در كشور از ۳۰ سال پيش متمايز كرده بود و همگام با توسعه صنعت در بخش صنعتي، در بخش معدن نيز مي بايست برنامه ريزي مي شد كه اين بحث در برنامه هاي اقتصادي پنج ساله مورد مطالعه قرار گرفت
طرح توسعه چغارت از جمله طرحهاي مهم ملي مي باشد كه در سال ۱۳۷۰ طبق موافقتنامه مبادله شده بين سازمان برنامه ريزي و شركت ملي فولاد ايران با اهداف ذيل آغاز به كار كرد. 
۱- ستمرار توليد سالانه سه ميليون تن سنگ آهن دانه بندي شده مناسب جهت مصرف کارخانه ذوب آهن اصفهان
۲- توليد ۳٫۲ ميلين تن کنسانتره سنگ آهن به منظور توليد سنت و گندله جهت تامين مواد اوليه مورد نياز طرحهاي توسعه کوره بلند در کارخانه 
موقعيت جغرافيايي
معادن سنگ آهن چغارت و سه چاهون در استان يزد- شهرستان بافق واقع شده اند. اين شهرستان در مسير راه آهن سراسري تهران- بندر عباس قرار گرفته و با انشعابي به كرمان نيز متصل است كه در آينده از طريق طبس به مشهد نيز متصل خواهد شد. طرح توسعه مجتمع معدني سنگ آهن چغارت در فاصله ۱۰ كيلومتري شهرستان بافق در مجاورت معدن سنگ آهن چغارت واقع شده است. معدن سه چاهون در ۴۷ كيلومتري شمال شرفي بافق و ۳۵ كيلومتري معدن چغارت قـرار دارد. حاشيه كوير داراي آب و هواي بسيـار گرم و رطـوبت خيلي كم مي باشد بطوريكه درجه حرارت در طول سال بين ۴۷ درجه و۷- درجه متغير است. ميزان بارندگي كم و بطور متوسط در سال ۷/۵ ميليمتر مي باشد. ارتفاع اوليه توده چغارت ۱۲۸۶ متر از سطح دريا و ۱۵۰ متر از سطح منطقه اطراف بوده است.
مشخصات طرح توسعه
طرح توسعه مجتمع معدني سنگ آهن چغارت شامل بخشهاي زير است:
تامين ماشين آلات جديد و نوسازي تجهيزات معدني موجود .
طراحي و تجهيز و گشايش معدن سه چاهون و آماده سازي آن ( ۵/۱ ميليون متر مكعب رويه برداري و ۳ ميليون تن معدنگاري اوليه)
احداث كارخانه خردايش، انبار سنگ و ايستگاه بارگيري قطار در معدن سه چاهون
احداث خط آهن چغارت- سه چاهون
احداث ايستگاه تخليه سنگ سه چاهون در كنار كارخانه
 احداث بستر همگن ساز ( انبـاشت و برداشت) سنگ آهن سه چاهون و سنگ آهن چغارت
احداث كـارخانه كانهآرايي شامل : يك خط سنگ آهن سه چـاهون و يك خط سنگ آهن چغارت
انبارهاي سرپوشيده براي كنسانتره سه چاهون و چغارتاحداث ايستگاه بارگيري كنسانترهتأمين آب مورد نياز طرح با تجهيز چاهها و احداث خط انتقال آب جديداحداث پست برق جهت تأمين برق مورد نياز مجتمع به ميزان ۳۰ مگاوات و احداث خط انتقال نيرو از چغارت به سهچاهون بازسازي و تجهيز كارگاهها، تعميرگاهها و انبارهاي موجود
پروژه هاي اصلي طرح و ميزان اعتبارات مورد نياز 
   اين طرح شامل ۱۱ پروژه مي باشد و كل سرمايه گذاري ثابت طرح حدود ۱۸۷ ميليون دلار و ۱۵۵۴ ميليارد ريال مي باشد. جدول صفحه بعد پروژه هاي اصلي طرح را بهمراه ميزان اعتبارات مورد نياز هر پروژه به تفكيك ارزي وريالي نشان مي دهد.
 ظرفيت طرح و برنامه هاي توليد
مجتمع سنگ آهن چغارت شامل دو معدن چغارت و سه چاهون مي باشد. اين مجتمع داراي يك كارخـانه تغليظ و فـرآوري سنـگ آهن پر فسفر معـدن چغارت و سنگ آهن كم عيار و معدن سه چاهون با دو خط توليد بشرح ذيل مي باشد.
الف- خط چغارت : اين خط جهت توليد ساليانه ۶/۱ ميليون تن كنسانتره آهن با عيار ۶۶ درصد مي باشد كه بدين منظور مقدار ۳/۲ ميليون تن كانسنگ آهن پرعيار پر فسفر و نيز كم عيار استخراج شده از معدن چغارت به آنجا منتقل مي شود.
ب- خط سه چاهون : اين خط با هدف توليد ساليانه ۶/۱ ميليون تن كنسانتره آهن با عيـار ۶۶ درصد مي باشد كه ميــزان ۴/۳ ميليون تن سنگ آهن كم عيـار از معــدن سه چاهون را مصرف مي كند.
بر اسـاس طـرح فني سال اول بهره برداري طرح با ۹۰% ظرفيت و به ميزان ۸۸/۲ ميليون تن آغاز بكار كرده و از سال دوم به بعد با ظرفيت كامل ۲/۳ ميليون تن كنسانتره آهن (با عيار بيش از ۶۶ درصد) ادامه و تا سال ۲۵ با همين ظرفيت خاتمه مي يابد.
شاخصهاي اقتصادي
۱-  بر اساس آخرين برآورد مشاور (مهندسين مشاور كاوشگران) و مطابق طرح فني، محاسبات و ارزيابي هاي انجام شده، هزينه هاي سرمايه گذاري اوليه به منظور ساختمان، تجهيز و راه اندازي و شروع بهره برداري از طرح و هزينه هاي قبل از بهره برداري به تفكيك ارزي بالغ بر ۱۸۷ ميليون دلار و ۵۵۵ ،۱ ميليارد ريال (بدون احتساب ۳۰۰ ميليارد ريال وام سال ۸۲ كه تحقق نيافته است) و جمعاً معادل ۱۲۶ ،۳ ميليارد ريال برآورد شده است.
۲-   دوران بازگشت سرمايه ۲ سال و۴ ماه مي باشد.
۳-  علاوه بر موارد ذكر شده فوق اجراي پروژه صرف نظر از تأمين مواد اوليه ضروري ومورد نياز صنايع فولاد كشور و در نتيجه كاهش وابستگي به بازارهاي خارجي در راستاي تأمين نياز داخلي كشور ضمن جلوگيري از واردات محصولات مشابه خارجي، موجب كاهش مصارف ارزي و در نتيجه صرفه جويي ارزي شده و رونق اجتماعي و كارآفريني و در يك سخن «سودبخشي ملي» را به همراه خواهد داشت. ضمناً اين طرح از سود بخشي مالي مطلوب و در دامنه قابل قبول برخوردار بوده وبا در برداشتن جنبه هاي بسيار مثبت از قبيل اشتغال زايي و ايجاد رونق اقتصادي در منطقه و از ديدگاه كلان تأمين منافع اقتصادي كشور، گوياي اين مطلب است كه سرمايه گذاري در طرح توسعه معدن سنگ آهن چغارت با توجه به مزيت هاي نسبت بالاي آن توجيه پذير مي باشد. در ضمن شرايط اقتصادي مناسب طرح، امكان جذب و مشاركت سرمايه گذاري خارجي را نيز مهيا مي نمايد.
۴-   اشتغال زايي حدود ۳۰۰۰ نفر مستقيم و ۱۵۰۰۰ نفر غير مستقيم 
۸- نحوه تأمين منابع مالي طرح
منابع مالي طرح از دو بخش سهم آورده شركت (سهامداران) و اعتبار فروشنـدگان (فاينانس( مربوط
 به تجهيزات و ماشين آلات مورد نياز در خـلال دوره ساخت و اجـراي پـروژه تأمين شده است. مبلغ تـأمين مـالي از هر منبع بشـرح زير مي باشد 
۱- منابع عمومي                                                          7/926  ميليارد ريال
۲-  منابع داخلي                                             248    ميليارد ريال
۳- وام                                                         640    ميليارد ريال
۴- وام فاينانس تجهيزات كنسرسيوم                    205    ميليون دلار
۵- وام فاينانس ماشين‌آلات معدني                      40     ميليون يورو
۶- وام فاينانس تجهيزات راه آهن                         38     ميليون يورو
نحوه اجراي طرح توسعه سنگ آهن چغارت
الف- خدمات مهندسي Basic توسط شركت آلماني EBE بعنوان مشاور مادر انجام گرفت و خدمات مهندسي تفصيلي و نظارت عاليه توسط اعضاي كنسرسيوم و شركتهاي ايراني انجام گرفت.
ب – تأمين ماشين آلات و تجهيزات طرح از چهار طريق ذيل تأمين گرديد.
۱-  تجهيزات و ماشين آلات ساخت خارج توسط كنسرسيوم VAL-ABB-Time تأمين گرديد كه شامل ماشين آلات و تجهيزات قبل از فرآوري – خطوط فرآوري و بعد از فرآوري – تجهيزات الكتريكي سيستم لوله كشي داخلي- تجهيزات تعميرگاه، تجهيزات پستهاي برق و تجهيزات ايستگاههاي بارگيري و تخليه گانسنگ سه چاهون مي باشد وزن تقريبي اين تجهيزات ۱۴۵۰۰ تن مي باشد.
۲-  خريد تجهيزات و ماشين آلات ساخت خارج غير از كنسرسيوم
اين بخش شامل خريد، حمل و ترخيص دو دستگاه سنگ شكن مورگاردشامر و موتورهاي آن با وزن ۲۹۰ تن مي باشد.
۳-  خريد تجهيزات و ماشين آلات ساخت داخل
اين ماشين آلات شامل سيستم نوار نقاله بعد از سنگ شكنها و برجهاي انتقال قبل از فرآوري،
 تسمه نوار نقاله قبل و بعد از فرآوري تأسيسـات آب و هواي فشرده لوله كشي محوطه، سيست
 برقي فشارقوي، توزيع و كنترل و اتوماسيون خط هوايي ۶ كيلووات، رينگ معدن سه چاهون ۲۰ كيلوولت سنگ  شكن چغارت و خط ۲۰ كيلوولت روشنايي محوطه، سيستم هاي كمكي و جنبي، سيستم هاي ايمني، و ساير ساختمانهاي داخلي ميشود. باشد.
 1-  ماشين آلات معدني و تجهيزات راه آهن
شركتهاي Ascotec و Man-Ferrostal تأمين كننده تجهيزات مي باشند.
ج- عمليات ساختماني
كل عمليات ساختماني شامل احداث ساختمانهاي صنعتي و نيمه صنعتي، پشتيباني وساختمانهاي اداري- رفاهي- خدماتي و مسكوني توسط پيمانكاران داخلي اجراء گرديده است.
د- عمليات نصب و راه اندازي تجهيزات
كليه عمليات نصب ماشين آلات و تجهيزات مكانيكي، پروسسي و ابزار دقيق، الكتريكي، كنترل و اتوماسيون كارخانه فرآوري و واحدهاي جانبي، رنگ آميزي تجهيزات و انجام آزمايشات بيش از راه اندازي توسط پيمانكاران داخلي انجام گرفته است. عمليات راه اندازي تجهيزات كنسرسيوم با نظارت اعضاي كنسرسيوم صورت مي گيرد.
۱۰- فرآيند خط توليد سنگ آهن 
عمليات استخراج در هر دو معدن چغارت و سه چاهون به روش روباز و با بكارگيري شاول و دامپتراك صورت مي گيرد.
 فرآيند خط توليد سنگ آهن در دو معدن بشرح ذيل مي باشد.
الف- خط توليد سه چاهون
سنگ آهن كم عيار استخراج شده از معدن سه چاهون پس از خـردايش در سنگ شكن فكي
با دانه بندي كوچكتر از ۳۰۰ ميليمتر به محوطه انباشت منتقل مي گردد 
و سپس توسط نوار نقاله به سيلوهاي بارگيري راه آهن منتقل و توسط واگن هاي ۵۰ تني به ايستگاه تخليه چغارت حمل می شود. 
پس از تخليه توسط نوار نقاله به بخش انباشت و برداشت بستركانه آرائي انتقال و از بخش انباشت توسط
دستگاه ريكلايمر (reclaimer) و نوار نقاله كانسنگ برداشت شده به سيلوي ۲۰۰۰ تني حمل و از طريق خوراك دهنده لرزان به آسياب خودشكن جهت آسياب شدن با ابعاد كوچكتر در مدار بسته با سرند لرزان با روزنه يك ميليمتر كار مي كند و سرريز سـرند بعنـوان بار در گـردش به همـراه بار اوليه به آسيـاب برگـشت داده مي شود. ماده معدني ته ريز سرند به جداكننده مغناطيسي خوراك دهي مي شود. محصول جداكننده مغناطيسي اوليه به منظور رسيدن به دانه بندي و عيار مورد نظر در آسياب گلوله اي نرم شده، سپس در دو مرحله با جداكننده مغناطيسي با شدت كم فـرآوري مجدد شده و محصـول نهائي جهت آبگيـري به بخش فيلتـراسيون منتقـل مي شود. آسياب گلوله اي در مدار بسته با هيدروسيكلون كار مي كند. كنسانتره آهن توسط نوار نقاله از فيلتراسيون به محوطه انباشت منتقل و در آنجا ذخيره سپس به ايستگاه بارگيري هدايت مي شود.
  • بازدید : 68 views
  • بدون نظر
این فایل در قالبPDFوبه صورت زیر تهیه شده است:

در این تحقیق با در نظر گرفتن پارامترها وشرایط ژئومکانیکی موثر در پایداری تونل ها تلاش شده است تا بر اساس روش های مد نظر قرار گرفته پایداری آنها مورد ارزیابی وتحلیل قرار گیرد ودرصورتی که نیاز به سیستم نگهداری خاصی باشد طرح لازم جهت فراهم آمدن شرایط ایمنی واقتصادی ارائ شود به عبارت بهتر تجزیه وتحلیل رفتار سازه ای دیواره ها وسقف تونل در شرایط مذکور جزء اهداف اولیه این رح بوده است بدین منظور طی تحقیقات صحرایی وآزمایشگاهی رفتار سنگهای منطقه مورد ارزیابی قرار گرفته وسپس با استفاده از روش های تحلیلی چگونگی توزیع تنش ها ومیزان جا به جایی ها در اطراف فضاهای زیر زمینی مورد بررسی قرار گرفته اند 
ساخت یک تونل موجب تغییرات تنش در زمین می شود که خود سبب به وجود آمدن کرنش و جابه جایی هایی در اطراف تونل خواهد شد . در صورت طراحی نامناسب در حفر تونل و سیستم نگهداری تنش به میزانی می رسد که از مقاومت سنگ بیشتر شده و موجب جابه جایی های زیاد می گردد که نتیجه آن خرابی کامل تونل است . ریسک خرابی تونل در ارتباط با فاصله از سینه کار بوده و بحرانی ترین وضعیت حفاری بخش تاج تونل می باشد . از این رو اهمیت پایداری بخش تاج در طراحی فوق العاده مهم است . هم چنین گسترش ناحیه پلاستیک علاوه بر خصوصیات ژئومکانیکی به شکل و نحوه اجرای حفاری نیز بستگی دارد . لذا انتخاب مناسب شکل و نحوه اجرای گام حفاری می تواند نقش بسزایی در کاهش این پدیده در زمان حفاری داشته باشد . در مطالعات اولیه نحوه اجرای حفاری تونل روش اتریشی انتخاب می شود که مبتنی بر حفاری مرحله تاج و کف تونل می باشد بنابراین در این تحقیق سعی بر این است که به روش عددی و با استفاده از نرم افزار FLAT3D روش NATM  مدل شده و تقدم و تاخر فازهای حفاری زمان بستن کف تونل و تاثیرات آن برروی سیستم نگهداری در روش مذکور بررسی و مورد تحلیل قرار گیرد . برهمین اساس اگر پیشروی در قسمت تاج نسبت به کف تونل زیاد باشد مقدار حداکثر جابه جایی ها در ابتدای تونل افزایش می یابد ولی در صورتیکه فاصله بین جبهه کار حفاری در تاج و کف تونل کم باشد و حفاری به طور همزمان در این دو قسمت صورت گیرد . کف تونل به موقع بسته شده و جابه جایی های مربوط به سقف دیواره و کف تونل و هم چنین نیروی برشی و گشتاور خمشی مربوط به سیستم نگهداری به مقدار قابل توجهی کاهش می یابد.

ونل‌زنی در شرایط زمین‌شناسی و ژئوتکنیکی پیچیده مخصوصاً در نواحی شهری اغلب اجتناب‌ناپذیر است. آنالیز پایداری و تعیین میزان نشست سطحی زمین در پروژ‌ۀ واقعی تونل‌زنی سپری اهمیت خاصی دارند. هدف از این تحقیق تعیین فشاری است که از ریزش جبهۀ تونل یک تونل سطحی حفر شده به‌وسیله TBM متعادل کننندۀ فشار زمین (EPB) جلوگیری می‌کند. در این پژوهش به‌منظور بررسی تأثیر فشار جبهۀ کار بر رفتار تونل، از روش‌های تحلیلی و مدل­سازی عددی سه بعدی با نرم‌افزار ABAQUS استفاده شده است تا میزان فشار مؤثر بر رفتار جبهۀ تونل تخمین زده شود.  پارامتر مذکور با استفاده از داده­های مربوط به خط ۲ متروی کرج محاسبه شده است. روش تحلیلی استفاده شده در این تحقیق عبارت است از: روش لکا- دورمیو (مرز بالایی) که بر پایۀ آنالیز حدی تنش استوار است و بر اساس مکانیسم شکست چند بلوکی انتقالی انجام شده است. هم‌چنین در مدل‌سازی عددیِ از مدل رفتاری موهر-کولمب استفاده شده، سپس نتایج حاصل از روش‌های تحلیلی و مدل‌سازی عددی مقایسه شده است. برطبق یافته‌های حاصل از این تحقیق، فشار به‌دست آمده از روش تحلیلی لکا- دورمیو، حداقل فشاری است که می‌توان بر جبهۀ تونل اعمال کرد.  هم‌چنین تحلیل نشان می‌دهد که با اعمال فشار به‌دست آمده از روش تحلیلی، جبهۀ تونل متروی کرج به احتمال زیاد پایدار می‌ماند و اجرای روش‌های پیش تحکیمی در این مقطع تونل لازم و ضروری به‌نظر نمی‌رسد

عتیقه زیرخاکی گنج