• بازدید : 34 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

پس از حمله اسكندر، يوناني‌ها تلاش داشتند كه به گونه‌اي سليقه وفرهنگ خود را به ايرانيان تحميل كنند، اسكندر براي رسيدن به اين هدف، مخصوصاً در ايران فرمان داد تا ده هزار تن از سربازان و سرداران او با زنان ايراني ازدواج كنند و خود نيز از ميان شاهزادگان و نجيب‌زادگان ايراني دو دختر را به همسري برگزيد. همچنين او سي‌هزار تن از كودكان ايراني را در ميان سپاه خود قسمت كرد تا زيردست مقدونيان و يونانيان پرورده شوند و فنون جنگي و زبان يوناني را از آنان فراگيرند. با اين همه برخلاف اقوامي كه در چنين شرايطي فرهنگ حاكم را مي‌پذبرفته‌اند، ايرانيان تن به اين عمل ندادند.
بايد گفت معماري پيشرفته‌ترين هنر يوناني است و به خاطر ظرافت و نظم و تزئينات ويژه آن، در طول تاريخ معماري اروپا در چندين دوره از آن تقليد شده است، البته اين خصوصيات خدمتي به تنوع نمي‌كرده و سرانجام، معماري از قاعده‌هاي به دست آمده پا فراتر نمي‌گذاشته و از همين رو تكرار در طرح و شكل ساختمانهاي يوناني فراوان است. براي نمونه در زمان ساسانيان دو ساختمان را نمي‌توان يافت كه در طرح كاملاً همانند به هم باشند، هر كدام ويژگي خود را دارند و اين از ويژگي‌هاي معماري ايران و در اينجا شيوه پارتي است.
در اين ساختمانها از اصل « جفت» و « پد جفت» يا به گفته ديگر، « قرينگي» و «ناقرينگي» بهره‌گيري شده است. به نظر مي‌رسد در ساختمانهايي كه براي نيايش ساخته شده‌اند، مانند مهرابه‌ها (كه نيايشگاه آئين مهري بود) و كاخهاي پذيرايي كه مي‌بايست در آنها ديد انسان به يك نقطه معطوف و متوجه بشود از جفت يا قرينگي بهره‌بري، ولي برعكس در ساختمانهايي كه با كاركرد مسكوني مانند خانه و كاخ‌ها كه بايد تنوع ايجاد كرده، از پد جفت يا همان ناقرينگي بهره‌برده‌اند و اين كار را سازندگان ايراني به بهترين نحو انجام داده‌اند. اين ويژگي را در كاخ سروستان مي‌توان يافت. (شكل كاخ سروستان)
تزئينات معماري پارتيان
در معماري پارتي تزئيناتي مانند نقاشي و گچري وسيعاً به كار گرفته مي‌شده است. گچبريهاي كوه خواجه و نقاشيهاي ديواري با رنگهاي مختلف و گوناگون حكايت از تزئين بخش داخلي ساختمانها دارد و اين نمونه تزئينات گچ‌بري با طرح‌هاي هندسي و گياهي بعداً در دوره ساساني و از آن پس در دوره اسلامي مورد استفاده فراواني قرار گرفت.
 
اما در تزئينات بيروني بناها بايد سنگ‌كاري و طاق‌نما، نيم‌ستونها و ماسكها و يا صورتك‌هايي نام برد كه در كاخ هترا در الحضر به زيباترين شكل ممكن به كار گرفته شده است. در اين دوره به جاي اينكه همانند دوره هخامنشي از نقوش برجسته به وفور استفاده نمايند از ماسك و صورتك در نماي بناها استفاده شده است. زيرا هم وقت كمتري مي‌گرفته و هم از نظر اقتصادي به صرفه بوده است. شايد گستردگي امپراتوري و عدم ثبات كامل سياسي و اجتماعي و نيز ركودي كه در هنرها پيش آمده بود موجبي براي عدم پيشرفت نسبت به معماري دوره پيشين، هخامنشيان شده است.
در معماري خانه‌ها و كاخهاي ايران تنوع بسيار ديده مي‌شود. تا مرحله‌اي كه معماران از لحاظ منطق ساخت به جايي مي‌رسند كه يك طرح و يا يك شكل بنيادي پابرجا مي‌شود و همه ساختمانها در دوره‌اي همانند هم مي‌شوند، به گونه‌اي كه در اندازه اتاقها، شكل آنها و برخي ديگر از عناصر، گونه‌اي يكسان ديده مي‌شود، اگرچه شايد در جزئيات تفاوتهايي داشته باشند. اين حالت را اصطلاحاً كلاسيك مي‌گويند.
نيارش در شيوه پارتي
شايد بتوان يكي از دلايل كنار گذاشتن شيوه معماري يوناني در ايران را در نوع ساختمايه آن دانست. چون در يونان و روم معادن سنگ ساختماني خوب و بدون رگه يافت مي‌شد تا جايي كه ستونهايي را به طول ۲۰ متر (با قطري حدود ۲ متر) بدون رگه در ساختمانهاي بعلبك  لبنان ساخته‌اند. البته در سكوي كنار پله‌هاي ورودي تخت جمشيد نيز سنگهاي بزرگي با ابعاد در حدود ۶× ۴× ۲ متر ديده مي‌شوند، و در ايران نيز معادن بزرگ سنگ نيز يافت مي‌شود.
 
براي نمونه در محلي به نام فخرآباد در نزديكي يزد، معدن بزرگ سنگي موجود است كه حتي سنگها به صورت لايه لايه بوده و مشكل بريدن را نيز ندارند، اما به دليل ناهماهنگي با اقليم، ساختمانها را از سنگ نمي‌ساختند و بيشتر خشت كار مي‌كردند. حتي آغل‌ها را نيز از خشت مي‌ساختند.
به طور كلي كاربرد سنگ با اقليم ايران هماهنگي نداشته و اين خود يكي از دلايل به كار نگرفتن آن در بيشتر جاها مي‌باشد.
در مورد پرهيز نكردن از شكوه و بلنداي زياد، مي‌بينيم كه براي نمونه، اتاق خشايارشاه در تخت جمشيد اندازه‌اي حدود ۵ × ۵× ۳ متر دارد ولي در بناهاي ساساني همين اندازه در بلندا ديده شده است. شايد دليل آن استفاده از تاق‌ها و گنبدها باشد، كه در برخي جاها بلندا را بسيار نشان مي‌داده است.
آنچه كه به سرستونهاي يوناني شهرت يافته  در برخي جاها مانند كردستان، و فارس يافت شده است ولي اين نگاره‌ها و عناصر در معماران ايراني كمتر به كار گرفته شده است. تنها چيزي كه از شيوه يوناني در ايران يافت مي‌شود، دو ستون از ايولن در نزديكي محلات از آن « معبد خرهه» است كه اشتباهاً آتشكده نيز به آن گفته مي‌شود. اين معبد را شايد سلوكيان ساخته باشند اما در هر حال طرح آن بيانگر آتشكده نبودن آن است. در هر حال با وجود جاذبه تمدن يوناني، پارتها دنبال آن نرفته و حتي به دنبال معماري دوره هخامنشي نيز نرفته‌اند. از طرف ديگر براي رسيدن به خود بسندگي و استفاده از ساختمايه ايدري (يعني اينجايي و مال اينجا) و بوم‌آورد نمي‌توانسته‌اند آن را مانند دوره هخامنشي از راههاي دوردست بياورند، و سعي كرده‌اند همانند ايلاميان از ساختمايه بوم‌آورد بهره‌گيري كنند و به همين دليل به نوآوري بزرگي در طول تاريخ بشري دست يافتند كمه همان پوششهاي تاقي در دهانه‌هاي بزرگ و گنبدها در زمينه چهارگوش مي‌باشد. البته در دوره‌هاي معماري پيش از آن نيز از پوشش‌هاي تاقي در ايران بهره‌گيري شده بود. براي نمونه در خزانه‌هاي تخت جمشيد تاق پالانه يا جهازه كار شده است. به  هررو شايد به دليل نيازهاي گوناگوني كه در آن زمان پديد آمده بود، پارتها از معماري و هنر كهن، يه ويژه معماري مادها و حتي پيش از آنها ايلامي‌ها بهره گرفته‌اند و با  توان بسيار بالايي پوششهاي با دهانه بزرگ را از ساختمايه‌هاي بوم‌آورد پوشانده‌اند، كه اين پوششهاي تاقي در هيچ زماني مانند شيوه پارتي رايج نبوده است.
محوطه‌هاي اوايل دوران پارتي، نسا
قديمي‌ترين محل سكونت پارتها كه تا كنون يافت شده در نسا، يا پارتانيسا است كه فاصله چنداني با عشق‌آباد امروزي ندارد.
 
« نسا » از يك شهر سفلي محصور و ارگي (يا دژي) كه بيرون از حصار شهر روي تپه‌اي كوچك بنا شده بود، تشكيل مي‌شد. اين ارگ يا دژ كه طبق لوحي گلي كه مهر آن پيدا شد، مهرداد كرت نام داشت و توسط مهرداد اول ساخته شده است.
ديوارهاي ستبر استحكامات بين ۲۰ تا ۲۵ متر ارتفاع و ۵ متر ضخامت داشت و با استفاده از گل ساخته شده بود و نماي آن را آجر مي‌پوشاند.
ورود به ارگ از طريق پاگردهايي كه در پس ديوارهاي گرد شهر قرار داشت صورت مي‌گرفت. هر لشكر مهاجمي كه در صدد حمله به اين ارگ برمي‌آمد مجبور بود از اطراف پلكان صعود كند، و زير آتش مداوم قرار مي‌گرفت.
روسها در داخل ارگ تعداد زيادي بناي عمومي از جنله بناي يك كاخ موسوم به (خانه مربع) و تعدادي معبد كشف كردند.
دو طرح از فضاي داخلي كاخ نسا
اتاق اصلي كاخ تالاري ستوندار به مساحت تقريبي ۲۰ متر مربع بود. سقف آن با استفاده از تيرهاي بزرگ روي چهار ستون بزرگ چهار ترك كه در واقع اتاق را به سه راهرو تقسيم كرده بود پوشانيده شده بود. اين ويژگي كراراً در معماري پارتي بعد از اين نيز به چشم مي‌خورد. ديوارها به رنگ قرمز و سفيد رنگ‌آميزي و به طور افقي توسط نواري از صفحات كوچك سفالي و به طور عمودي با رديفهايي از نيم‌ستون كه روي هر ديوار شش تا از آنها قرار داشت تقسيم‌بندي شده بود. تنديسهاي عظيم گلي كه امروزه كاملاً خرد شده و احتمالاً اجداد داراي مرتبه الوهيت پارتها را نشان مي‌دهد، در تاقچه‌هاي ميان رديفهاي فوقاني ستونها قرار داده شده بود. جرم اصلي يكي از معابد، از يك اتاق مدور كه قطر آن به هفده متر مي‌رسيد تشكيل شده بود، اين حرم نيز مانند تالار بزرگ (آي‌خانوم هيچ ستوني نداشت و از روش مورد استفاده جهت پوشاندن سقف آن اطلاعي در دست نيست. مانند كاخ نسا داخل بنا رنگ‌آميزي و تزئين شده بود، ديوارهاي سفيد با استفاده از كتيبه مركب از سفالهاي نقش‌دار و  بخش فوقاني با نيم‌ستون تزئين شده بود. اين اتاق مدور بخش مركزي يك مجموعه چهارگوش ديگر يا پرچ دالان‌دار قرار داشت.
  • بازدید : 47 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در ایران، اولین نمونه های هنر و معماری در منطقه “خرا سان” شكل گرفت. در این منطقه شاهد شكل گیری اولین شیوه معماری ایران پس از اسلام هستیم. این شیوه كه به “خراسانی” یا”شبستانی” معروف گردید، در قرن اول هـ.ق از ابتدای پذیرش دین مبین اسلام از سوی ایرانیان آغاز گردید و تا  دوره “آل بویه” و “دیلمیان”قرن چها رم هـ.ق ادامه پیدا كرد . در این شیوه ، نقشه مساجد از صدر اسلام الهام گرفت و مساجد به صورت “شبستانی ” یا”چهل ستونی”بنا گشتند.قوس های به کار رفته در شیوه خراسانی به صورت”بیضی”و”تخم مرغی”است که از نمونه های پیشین آن میتوان به کاخ های ساسانی یعنی “فیروز آباد” و”طاق کسری”اشاره کرد.به طور كلی، معماری در شیوه بسیار ساده و خالی از هرگونه تكلف است و مصالحی كه در این بناها به كار رفته ساده و ارزان قیمت می باشد. از مساجد این شیوه می توان به “مسجد جامع فهرج یزد”، “مسجد تاریخانه دامغان”،”، “مسجد جامع نائین”، “مسجد جامع تبریز” و “بنای اولیه مسجد جامع اصفهان”و”مقبره امیر اسماعیل سامانی” اشاره کرد .
در نیمه اول قرن پنجم هـ.ق، با تأسیس سلسله سلجوقیان، درخشان ترین دوره هنر اسلامی در ایران آغاز گردید.دراین دوره،شاهد اوج شیوه ای از معماری به نام “رازی” هستیم كه از زمان سلسله “آل زیار” در شهر ری آغاز و تا حمله “مغولان” ادامه پیدا كرد.در این زمان برج های آرامگاهی،مناره ها،مساجد،مدارس و کاروانسرا ها و موارد متنوع بسیاری احداث شدند.در این دوره تعداد برج مقبره ها و میل مناره ها از تعداد مساجد بیشتر شده.طرح های دایره،۸گوش،۶گوش،۴گوش،مربع،مربع مستطیل در بناهای این دوره مورد استفاده قرار گرفت.میل های راهنما ،تبدیل مساجد شبستانی به بناهای “چهار ایوانی “در این دوره صورت گرفت.گنبدها نیز در انواع شکل های گوناگون در این دوره ساخته شدند ،مانندگنبدهای”گسته نار”     “گسته رک” “گنبد قابوس” “گنبد خاگی”و انواع گنبدهای”دوپوسته پیوسته”.دراین شیوه بود که معماران از انواع “نقوش شکسته”و”گره سازی”با آجر و کاشی استفاده کردند.در این شیوه ساختمان از بنیاد و پای بست با”مصالح مرغوب”احداث میشد و خشت های پخته ی کوچک و بزرگ و نازک بستر نما را می آراست.درشیوه ی رازی قوس های جناغی در طاقنماها و طاقها عمومیت پیدا می کند.
مساجد معروفی چون “مسجد برسیان” در نزدیكی اصفهان، “مسجد جامع اردستان”، “مسجد جامع كبیر قز وین” و “مسجد جامع اصفهان” كه بر روی شالوده های دوران “آل بویه” بنا گردید، از نمونه های این شیوه به شمار می روند. در اوایل قرن هفتم هـ.ق، با هجوم مغولان، بسیاری از كشورهای اسلامی از جمله ایران به ویرانی كشیده شدند، اما چندی نگذشت كه با تأسیس سلسله ایلخانیان، مغولان فرهنگ و سنتهای كشورهای شكست خورده را پذیرفتند و یكی از حامیان هنر و هنرمندان اسلامی شدند. در این دوره، شیوه ای به نام “آذری” رواج یافت كه تا دوره “صفویه” ادامه پیدا كرد و شهرهایی چون “تبریز”، “بغداد”، “سلطانیه” و “اصفهان” مراكز هنر و هنرمندان گشتند و بناهای مذهبی و غیرمذهبی متعددی در این شهرها ایجاد شدند.
در اواسط قرن هشتم هـ.ق، با حمله تیمور، بار دیگر شهرهای ایران به ویرانی كشیده شد؛ ا ما این بار نیز هنر ایران تیموریان را نیز مغلوب كرد به طوری كه شهرهای “سمرقند” و ” بخارا” مراكز هنری ایران شدند و شیوه آذری كه از دوره مغول رواج یافته بود، به كار خود ادامه داد. در این دوره، ابداعی در زمینه تزئینات معماری یعنی “كاشی معرق” به وقو ع پیوست. از بناهای معروف دوران ایلخانی و تیموری، می توان به “مسجد گوهرشاد”، “مسجد جامع ورامین”، “قسمت اعظم بناهای حرم مطهر حضرت رضا(ع)”، “مسجد كبود تبریز”، “مسجد جامع یزد”، و… اشاره،كرد.
با روی كارآمدن صفویان در اوایل قرن دهم هـ.ق، شهرهایی چون “تبریز”، “قزوین” و “اصفهان” به مراكز هنری ایران تبدیل شدند. در این دوره، شاهد اوج هنر معماری ایران می با شیم كه توسط پادشاهان مقتدر و هنردوست آن دوره یعنی “شاه تهماسب” و “شاه عباس اول” به وجود آمد. در این دوران البته، اندكی قبل از دوره صفوی یعنی از زمان قراقویونلوها، شیوه ای دیگر در معماری ایران به وجود آمد كه به “شیوه اصفهانی” معروف گردید.در دوران نخست شیوه اصفهانی یعنی دوران صفویه شاهکارهای هنر معماری و هنر های تزیینی پای می گیرد و کیفیت اصیل،شفاف و غنی رنگهای درخشان در کاشیها بسیار دلپذیر می شود.کیفیت مصالح به کار رفته بویژه در معماری پایتخت،هنوز مرغوب و مقاوم است.در این شیوه، نقشه ها و طرحهای ساختمانی رو به سادگی نهاد و استفاده از كاشی های خشتی و هفت رنگ به جای كاشی معرق رواج یافت.میدان بزرگ مرکزی اصفان که نقش جهان نامدارد،شاهکار معماری ایران و جهان در این دوره است. این میدان علاوه بر بناهای زیبایی که در اطراف آن ساخته شده محل سان،رژه و نمایش های گوناگون در اعیاد و روزهای ویژه بوده است.مساجدی چون “شیخ لطف ا…” و “مسجد امام”در اصفهان،  از شگفتی های معماری این دوران به شمار می آیند. در دوران زند و افشار، بتدریج شاهد افول معماری ایرانی می باشیم، به طوری كه این ركود و افول
در دوره قاجار به اوج خو د می رسد. با وجود این ركود، باز هم شاهد ایجاد بناهایی
چون “مسجد امام تهران”، “مسجد و مدرسه شهید مطهری(سپهسالار)” و “مسجد
و مدرسه آقابزرگ” در كاشان و… می باشیم.
از میان انواع هنر معماری در ایران، معماری مذهبی از جایگاه خاصی برخوردار است. البته، سابقه این نوع معماری به دوران قبل از اسلام به ویژه دوران ساسانیان می رسد. با گسترش دین اسلام در كشورهای مختلف از جمله ایران، معماری مذهبی در اسلام از جایگاه خاصی بر خوردار گشت، البته عواملی چون “تأكید بزرگان دین”، “كاركرد گسترده” و “پدیده وقف” در گسترش و توجه ویژه معمارا ن به مسجد” بی تأثیر نبوده است. بدین ترتیب، مسجد در ایران عالی ترین نوع بنای اسلامی و به عقیده صاحب نظران “كلید معماری” به شمار می آید.
معماری ایرانی
ایران در طول تاریخ به وجود آمدنش توسط قوم آریا فرهنگ معماری خاص خود را به جهان ارائه داده است .ایران سرزمینی است با وسعت زیاد و به علت همین وسعت جغرافیایی و وجود ناحیه های متعدد دارای تنوع معماری زیادی می باشد اگرخوب دقت کنیم خواهیم فهمید که حتی در یک منطقه جغرافیایی خاص نیز با تنوع در شیوه ساخت مسکن روبه رو هستیم. 
ما برای بررسی و شناخت نگرش معماری ایرانی و به طور کلی معماری هر نقطه ای از جهان ابتدا به یک تقسیم بندی مناسب نیاز داریم شاید .در درجه ی اول دو عامل مکان و زمان نظر ما را به خود جلب می کند (در چه مکانی و در چه زمانی)، این انتخاب را می توان کمی عجولانه تلقی کرد چرا که دو عامل ذکر شده را نمی توان به عنوان اساس تقسیم بندی به کار گرفت .
همانطور که گفتم در سرزمینی که در یک زمان و در یک مکان شاهد تفاوت در شیوه ی معماری مسکن بوده ایم نمی توان این دو عامل را به عنوان تنها مولفه ها انتخاب نمود پس ناگزیر به قرار دادن مولفه ی سومی در این معادله هستیم تا با بهرگیری از آن بتوانیم به یک تقسیم بندی ایدآل دست یابیم انتخاب گونه شناسی درونگرا و برونگرا با توجه به این موضوع صورت گرفته است . لفظ درونگرا و برونگرا در چند کلمه بدین صورت بیان می شود که در خلق طرح بنا و اجرای آن الویت را با فضای داخلی در نظر گرفته اند یا فضای بیرونی (در به کار بردن عناصری نظیر تزئینات ، عوامل بصری و ….

عتیقه زیرخاکی گنج