• بازدید : 43 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۳صفحه قابل ویرایش تهیه شد وشامل موارد زیر است:

رشد فزاينده جمعيت جهان آثار اساسي واغلب فاجعه آميزي بر زيستگاههاي طبيعي كره زمين داشته است.  مصرف بي رويه انرژي ،تخريب جنگلها وانقراض گونه هاي گياهي وجانوري  ازپيامدهاي آن مي باشد. نگراني درباره آينده محيط زيست کره زمين و منابع آن حقيقتي انکارناپذير است که امروز توجه جهانيان را به خود معطوف داشته است.
 بسياري بر اين باورند كه  رشد بي رويه جمعيت ؛  منجربه شهر نشيني ودر نتيجه  مصرف بيش از حد وغير مسئولانه انرژيهاي فسيلي شده است.  فعاليتهاي انساني در کره زمين از يک سو به دليل  استفاده از منابع به شيوه کنوني فرصتها وامکانات نسلهاي آينده را به خطر انداخته واز سوي ديگرشهرهارا که جايگاه اصلي فعاليتهاي انساني اندو بزرگترين مصرف کننده منابع طبيعي نيز به شمار مي آيندرا مورد تهديد جدي قرار داده است.
در حال حاضرتوجه به توسعه پايدار از جمله مواردي است که بسياري از متخصصان بر آن توافق دارتد. بر طبق اين نظريه رسيدن به بالاترين درجه پايداري در شهرها امري حياتي مي باشد. اين طور به نظر مي رسد كه توسعه پايدار ومفاهيم آن به خوبي بااهداف ومقاصد معماري  وشهرسازي نوين سازگار بوده ومي تواند به عنوان عاملي موثرجهت تحقق اهداف پايداري مطرح شود.البته پايداري شهري تنها مربوط به مقولات زيست محيطي نمي باشد بلکه رسيدن به پويايي اقنصادي محيط زيست قابل زندگي وبرابري اجتماعي از جمله موارد مهم ديگر در اين زمينه به شمار مي آيند. درکل توسعه شهري پايدار را مي توان به عنوان توسعه اي تعريف نمود که سلامت اجتماعي واکولوژيکي بلند مدت شهرها را بهبود بخشد.
در اين مقاله سعي بر آن است تا پس از مروري بر مبدا ومنشا مفهوم پايداري؛  تعريف آن وشناخت كاربردمفاهيم پايداري درشهرسازي؛  به بررسي و تحليل ما سوله  به عنوان نمونه اي از شهرهاي سنتي ايران پرداخته وبه اين نتيجه ناءل شويم که ماسوله شهر  پايدار محسوب مي شود؛  چراكه  واجد كليه شاخصه هاي پايداري بوده وهمچنان پس از گذشت ساليان دراز  توانسته است به مسائل محيطي خود پاسخ دهد. روش تحقيق در اين مقاله به دو صورت كتابخانه اي وميداني خواهد بود ودر نهايت با روش تطبيقي اصول شهر  پايدار وماسوله را بعنوان شهر سنتي ايران مقايسه خواهيم نمود و  نتيجه خواهيم گرفت كه شهرهاي سنتي مي تواند به عنوان يك الگوي مناسب جهت طراحي شهري پايدار در ايران مطرح شوند. 

      واژه هاي کليدي:  
 توسعه پايدار-معماري پايدار – شهر پايدار-شهر اکولوژيک شاخص هاي پايداري- ماسوله- معماري سنتي 
۱- توسعه پايدار
۱-۲-تعريف توسعه پايدار: 
“واژه پايدارSustainable از ريشه کلمه لاتين Subtenir  گرفته شده است  وبه معني بالاتر نگهداشتن ويا از پايه وزير بنا نگه داشتن است.هر جامعه بايستي از پايه توسط ساکنان حال اينده اش پشتيباني شود.برخي از مکانها در سايه ترکيبي معني دار از خصوصيات فيزيکي وفرهنگي ومعنوي مردم را به پشتيباني ومراقبت از اجتماع بر مي ا نگيزانند.اين مکانها در واقع همان مکانهايي هستند که پايداري در انها به بهترين وجه ممکن شکل گرفته است.”
“پايداري به توانمندي جامعه-اکوسيستم ويا هر سيستم در حال فعاليت اطلاق مي شود که مي تواند تا آينده نامعلومي ادامه فعاليت داده بدون اينکه بر اثر فرسايش وتهي شده منابع کليدي به حکم اجبار سقوط کند.”
“پايداري تحت عنوان عاملي براي تامين نيازهاي روز تعريف شده است.به گونه اي که توانمنديهاي نسلهاي آينده را در تامين احتياجات خود به خطر نيندازد. پايداري به معني انديشيدن درباره رفتار خودمان در گستره اي بالاتر است.مبني براينکه گزينه هاي ما اثرعميقي در آينده محيط کره زمين وسلامتي افراد داشته واثرات منفي را از زندگي ما دور کند.تعهد به حفظ ورعايت پايداري عبارت از تعهد به اجراي اقدامات خلاقانه ومسئولانه است.” 
۲-  پايداري درمعماري وشهرسازي:
۲-۱- معماري پايدار
«پايداري بي هيچ واسطه اي همان مسيري است كه معماري بايستي در اينده نزديك به آن دسترسي پيداكند. اين نوع معماري بايد تداعي کننده احساس انسانها  نسبت به طبيعت باشد. دلايل زيادي وجود دارد مبني بر اينكه ديدگاه بشر درجهت نحوة‌استفاده از منابع انرژي بايد تغيير كنند وبه همين دليل اجراي ساختمان با تفکر ومباني معماري سبز بسيار حائز اهميت است. ما بايستي كمي سبك تر بر روي زمين زندگي كنيم. زيرا عمق خاکبرداري وساير دخل وتصرفهايي كه در بستر طبيعي زمين براي ساخت وساز انجام مي دهيم- نه تنها با نيازمنديهاي ما در رابطه با  فضاهاي يک ساختمان مرتبط است بلكه برارگانيسم کليه موجودات و گياهان محيط زيست نيزتا ثيرگذارمي باشد.معماري سبز در شش سال اخير موفقيت‌هايي قابل ملاحظه داشته است. اين موفقيت ها شامل اشاعه تكنيك هاي ساختاري جديد و فروش مصالح  متناسب با تفکر معماري سبز است. به طور کلي معماري سبز بر مبناي چهار اصل استوار است،‌: ۱- ازانرژي آب، باد وساير منابع طبيعي حفاظت كنيم ۲- سلامت محيط زيستمان را تأمين كنيم ۳- اقتصاد را در كشور رشد دهيم ۴- كيفيت بالايي از زندگي براي شهروندان ارائه دهيم.»۴


اصول معماري پايدار:
اصولي كه از ديدگاه Rosana Hart &Kelly بايد رعايت شود تا يك بنا به عنوان نمونه اي از يك معماري پايدار طبقه بندي شود عبارتست از:   
كوچك بينديشيد:SMALL THINK) )
۱- گرمايش ساختمان با آفتاب: HEAT WITH THE SUN
۲- راحتي و آسايش خود را حفظ كنيدKEEP YOUR COOL 
۳- استفاده از انرژي هاي قابل بازيافت USE RENEWABLE ENERGY
۴- ذخيره آبCONSERVE FORESTS 
۵-  استفاده از مصالح بوميUSE LOCAL MATERIALS 
۶- استفاده از مصالح طبيعي USE NATURAL MATERIALS
۷- حفظ جنگلهاي طبيعيSAVE OUR FORESTS
۸- استفاده از مصالح  قابل بازيافت  Recycle Materials
 بادوام بسازيد-BUILD TO LAST
غذايتان را توليد كنيد.GROW YOUR FOOD
غذايتان رانگهداري وذخيره کنيد- Store your food 
۲-۲- شهرسازي پايدار:
پايدار بودن يک جامعه انساني به چه معناست؟  .پايداري يک معناي نسبي دارد. پايدار ماندن يعني به جلو رفتن –ادامه دادن. پايداري يك سمت و سو است نه يك مقصد. شهر پايدار شهري است كه حافظ و ارتقا دهنده رفاه اهالي چه در بلند مدت و چه در دوره متوسط مي باشد كه در ضمن بالاترين كيفيت زندگي از آن بدست مي آيد.پايداري ايجاب مي كند كه تصميم گيري يكپارچه در نتايج اقتصادي و اكولوژي و اجتماعي خوب به اجراء درآيد.
پايداري محيطي به معني حفظ سرمايه طبيعي است كه ايجاب مي كند ما انسانها در مصرف مواد تجديد شونده و در مصرف آب و منابع انرژي حد و اندازه را رعايت كرده و بيشتر از انچه كه سيستم هاي طبيعي مي توانند فراهم کنند مصرف نكنيم. بعلاوه به ياد داشته باشيم كه نسبت مصرف ما از منابع يكبار مصرف بيشتر از نسبتي نباشد كه منابع پايدار تجديد شونده نتوانند آن را جبران كنند بهترين مثال در اين مورد نفت و سوخت فسيلي است كه پس از اتمام شدن ديگر تجديد نمي شوند.
بالاخره پايداري محيطي نيز به معني رعايت اين اصل مهم است كه نسبت آلاينده هاي پراكنده در جو و در دامن طبيعت هرگز بيشتر از ظرفيت جذب شدن آن آلاينده ها در هوا و آب و خاك و بيشتر از توان تصفيه طبيعت نباشد. آخر آب اين مظهر مطهر و پاكي حيات چقدر مي تواند فصولات و پساب ها را تحمل كند؟
بعلاوه پايداري محيطي پي آمد خوبي است چون حفظ و دوام تنوع زيستي را دارد. بهداشت و هوا و آب كيفيت خاكها بايستي در همه وقت به ميزاني از استاندارد باشد تا حيات بشر و رفاه او ونيز زندگي حيواني و نباتي تنظيم گردد. پايداري نه يك روياست و نه چيزي است كه تغيير نكند. پايداري برعكس فرايندي خلاقه و داخلي و تعادل خواهي است كه تا روپود تصميم گيري ها را در همه مواد تشكيل مي دهد پايداري بستر روز مديريت شهر يا قصبه اي است كه در آن فعاليتها اكوسيستم شهري را به سمت تعادل سوق مي دهد و هم آنرا غيرمتعادل مي كند هر شهر طبق مديريت اطلاعاتي و اطلاعات جمع آوري شده از اين پروسه به عنوان يك واحد كل سازماني عمل كرده ونتايج فعاليت هاي معني دار آن علني مي شود. بااين فراينداست كه شهر و شهروندان دست به انتخابات آگاهانه مي زنند و تصميماتي كه عكس است درفرايند مديريت رشد كرده و در پايداري اخذ شود.از نوعي باشند كه هم منعكس كننده منافع سهامداران كنوني و هم منعكس كننده منافع نسل هاي آينده باشند.
  • بازدید : 61 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

سال ۱۹۶۶ به عنوان نقطه عطفي در تاريخ تمدن بشري شناخته مي شود. در اين سال، سفينه آپولو نخستين تصاوير كره زمين را از فضا مخابره كرد. اين تصاوير دو ديدگاه متفاوت را نسبت به نظام زيست جهاني در كنار هم مطرح نمود. نخست اين كه “جهان زيستي، پديده اي كوچك و آسيب پذير” و دوم اين كه “جهان زيستي پديده اي قابل مديريت و برنامه ريزي است.” اين تصاوير نمادي براي جنبش جهاني محيط زيست گرديد و عزمي جهاني را براي نيل به نظام پايدار زمين برانگيخت.
پايداري به عنوان رويكرد انسان به جهان زيستي، يك نگرش اخلاقي را مطرح مي كند كه در آن نحوه زيست و عمل انسان در رابطه با ساير اركان هستي مورد توجه قرار مي گيرد. ديدگاه پايداري به مهمترين چالش امروز تمدن بشري مي پردازد: “بقاي تمدن در اين سياره”. (۱۹۹۷ Buchanan,) آسايش ماناي انسان در گرو برقراري و تداوم رابطه متعادل زيستي ميان تمام اركان نظام زيست جهاني است. اين معناي پايداري به عنوان نحوه نگرش انسان به جهان زيست است. خطاب اين دستور اخلاقي به تمام جوامع انساني است و نمي توان آن را مختص و محدود به كشور يا منطقه اي خاص از زمين دانست، چرا كه بحران  هاي كنوني محيط زيست از مقياس كشور و يا منطقه اي خاص فراتر رفته و به مساله تمام زمين بدل شده است.
از محافظت تا سازگاري با طبيعت
انسان در طول تكامل فرهنگي خويش، فعاليت هاي مختلفي را براي رفع نيازهاي روز افزون نو شونده اش آغاز كرد همه آنها مستلزم تغيير در محيط بود. محيط زيست براي موجودات زنده حاصل مجموعه اي از تعادل هاست كه بر هم برخوردن هر كدام از آن تعادل ها، ضمانت دوام زندگي را تضعيف مي كند. وقتي مي گوييم «محيط زيست» مقصود آن فضايي است كه طبيعت و انسان و فرهنگ و شرايط اجتماعي و تاثيرات متقابل آنها را دربر مي گيرد. تحولات عصر صنعت اگر چه بسياري از معضلات بشر را حل كرده ولي متاسفانه رابطه انسان را با محيط بريده است، اين در حالي است كه مشكلات زيست محيطي مي تواند مسائل اجتماعي ، اقتصادي و سياسي مهمي را براي دولت ها اجاد كنند. كمبود منابع قابل تجديد در اختلافات خشونت بار در بسياري از مناطق در حال توسعه نقش دارد، منابع و ذخاير طبيعي محدودند و چنانكه انسان بي رويه از آن استفاده كند هه چيز برهم خواهد ريخت. خطر به حدي است كه براي نسل آينده بحران هاي بسيار جدي پيش بيني شده است. 
نگراني از ادامه روند موجود منجر به آن شد كه الگوهايي از توسعه دنبال شود كه آسيب هاي كمتري به محيط وارد كرده و قابليت تداوم و استمرار داشته باشد. لذا مي بايد در پي ايجاد شرايطي در جهت هماهنگي با محيط زيست و بوجود آوردن محيط زيستي پايدار بود. از اين رو مباحثي همچون سازگاري با محيط زيست و پايداري مصنوعات و فعاليت هاي انسان در راس برنامه هاي سازندگي ددولتها در آمده است و موضوع «پايداري» به اين معني كه نيازهاي نسل هاي كنوني تامين شود، بي آنكه نيازهاي نسل هاي آتي ناديده بماند، اكنون يك «ضرورت» است؛ و بنياد «توسعه» محسوب مي شود. معماري نيز از اين ضرورت بنيادي بر كنار نيست. چرا كه ساختمانها اصلي ترين، وسيع ترين و ماندگارترين تغييراتي هستند كه انسان در روي كره زمين به وجود آورده است.
لرد را جرز ۱ در نشريه انگليسي (Architecture Design) در مورد طرح پايدار چنين مي گويد:
«طرح پايدار به دنبال برآورده كردن نيازهاي امروز بدون به خطر انداختن ذخيره منابع طبيعي، و باقي نهادن آن براي نسل هاي آينده است. اين طرح مي بايست با سازگاري با اصول پايداري اجتماعي و اقتصادي، توجه ويژه يي به مصرف انرژي و تاثير زيست بومي ساختمان ها و شهرها داشته باشد. موارد عمده براي اين منظور عبارتند از: انرژي كم، سازگاري مناسب ، بهره گيري مطلوب از منابع.»
«معماري پايدار» و «معماري سبز» موضوع يا پديده اي است كه اكنون در بيشتر كشورهاي جهان، و توسط بسياري از معماران با سليقه ها و ديدگاههاي متفاوت، به آن توجه مي شود. ايده ي «معماري سبز» ضمن اينكه مفهوم جهاني است، «محلي» هم هست. يعني اين مفهوم ضمن برخورداري از نكته هاي مشترك و جهان شمول، در هر موقعيت اجتماعي – فرهنگي مفهوم خاص و متمايز خود را دارد. در اين ديدگاه ، با توجه به موضوع «پايداري» نه تنها براي مشكلات جهاني (مثل آلودگي و تغيير آب و هوا) بلكه براي مسائل محيطي محلي (مثل حفاظت از آب و خاك و احياي شهر كوچك) راه حل هايي ارائه مي شود. راه حل هايي مبتني بر فن آوري پيش رفته و فن آوري هاي ساده و بومي كه اغلب در يك پروژه واحد با هم تلفيق مي شود. روشي كه «فضا» را به عنوان ابزار بيان معماريع با مفهوم «پايداري» تلفيق و آن را متحول مي كند.
۲- معماري پايدار: تعاريف و مفاهيم
شالوده اخلاق پايداري بر نظام اخلاق زيست محيطي بنا شده است و بر مبناي گرايش هاي مختلف آن، نگرش هاي متفاوتي در رابطه انسان با ديگر اركان نظام زيست جهاني تبيين مي شود. بر اين اساس، بخشي از رويكردهاي اخلاقي مبتني بر پايداري – به خصوص در حيطه توسعه اقتصادي – از موضع اخلاقي سطحي زيست محيطي – محيط زيست گرايي سطحي – برخوردارند كه در آن انسان محور اصلي توجهات در تصميمات است و ساير اركان محيط زيست به عنوان منابع مورد نياز براي فعاليت هاي انساني مي بايست در جهت «تداوم و ارتقاي بهره مندي» و «سلامت» جامعه انساني ، «حفظ، نگهداري و مديريت» مي شوند.
بخش عمده اي از رويكردهاي پايداري از يك موضع ميانه پيروي مي كنند – محيط زيست گرايي ميانه – كه در آن به نغير نگاه انسان به جهان زيستي تأكيد مي شود: «حفظ و برقراري تعادل» زيستي ميان «انسان» و «ديگر اركان نظام زيستي» با اولويت مسائل انساني. چنين رويكرد اخلاقي، در تصميم سازي هاي مرتبط با محيط انسان ساخت (از جمله معماري) مورد نظر و تأكيد است. چنين انساني. چنين نگرشي در غايت تكامل خود، ديدگاهي را تبيين مي كند كه در حفظ و تداوم تماميت جهان زيستي به عنوان موجودي زيستمند، در اولويت بالاتري نسبت به اركان و اجزاي تشكيل دهنده آن (انسان و غير انسان) قرار مي گيرد. (محيط زيست گرايي ژرف)
در اخلاق پايداري برخورداري از توانايي تصميم گيري به يك مسئوليت اخلاقي براي انسان تعبير مي شود؛ نقش امانتداري يا سرپرستي انسان نسبت به جهان هستي: «تلاش براي حفظ و تداوم تماميت و يكپارچگي بوم شناختي زيست كره» چنين تفكري در عمل تحت تأثير تفكر انسان مدار مدرنيستي قرار گرفته و بدين صورت تبيين مي گردد: «تلاش براي نيل به شرايط مطلوب زيستي براي انسان كه كميتنه اثرات سوء را بر شرايط زيستي ديگر اركان محيط زيست در پي داشته باشد.» در نظام هاي اخلاقي خدا محور پايداري مفهوم جديدي از رشد را تبين مي كند: گونه اي از رشد كه امكان استفاده هوشمندانه تر و محتاطانه تر از منابع محيط را فراهم مي آورد. Van Der Ryn &) Calthorpe, 1986:111) در اين معنا رشد به مفهوم توسعه محدوده ها يا دامنه بيروني يك فعاليت يا نظام نيست، بلكه به مفهوم آن است كه موضوع رشد – اعم از يك فعاليت توسعه اي ، يك فرايند و … – پيچيده تر، خود آگاه تر، دقيق تر و كامل تر مي گردد و از اين نظر به سمت تصحيح و تكاملي حركت مي كند كه براي يك عملكرد يا رفع يك نياز خاص مناسب تر گردد.
در اين رشد تمام اجزا، عناصر و مولفه هاي يك فرايند توسعه اي – اعم از سرمايه هاي انساني ، منابع مواد و انرژي ، سرمايه هاي مالي ، ارتباطات و نقل و انتقالات و … دخالت دارند، اما نسبت اجزاي مورد استفاده تغيير خواهد نمود. (همان) چنين فرايند توسعه اي “رفتار گونه هاي جانداران را تداعي مي كند كه همواره در حال انطباق موثر با محيط در حال تغيير خود مي باشند و از اين جهت رو به تكامل دارند.” (همان:۱۱۲)
اكنون كمتر كسي بر ضرورت نيل به جامعه اي پايدار ترديد مي كند، اما مساله اصلي چگونگي نيل به اهداف اين ديدگاه در عمل است. در اين چالش، فعاليت هاي مرتبط با توسعه كالبدي محيط، نقش پررنگي بر عهده دارند. چرا كه توسعه كالبدي محيط سهم قابل توجهي از منابع طبيعي زمين را به خود اختصاص داده است. پرسشي كه در اينجا مطرح مي شود اين است كه: «چگونه مي توان توسعه كالبدي محيط را در راستاي پايداري هدايت نمود و يا به بيان روشن تر چگونه مي توان فضاهاي زيستي پايدار طراحي نمود؟»
مفهوم معماري پايدار – چه به عنوان عمل خلق فضاي انساني و تنظيم رابطة انسان محيط فيزيكي و چه به عنوان محصول اين فرايند – همواره با محيط پايدار در آميخته و در يك چارچوب كلي مي توان آن را به معناي «خلق محيط پايدار انسان ساخت» تعبير نمود. از اين رو در اين مقاله، تعريف معماري پايدار، با استناد به ادبيات مرتبط با «محيط پايدار» ارائه مي گردد.
۱-۲٫ محيط پايدار
شرط اساسي در نيل به پايداري محيطي برقراري تعادل پويا ميان نظام هاي مختلف محيط است. اين شرط از ديدگاه عملي دستيابي همزمان به پايداري نظام بوم شناختي، نظام اجتماعي – فرهنگي و نظام اقتصادي را ايجاب مي كند و از منظر اخلاقي به برقراري و تداوم راابطه همزيستي ميان تمام عناصر و اركان محيط (انسان و غير انسان) تعبير مي شود.
بر اين اساس «محيط پايدار» را مي توان واجد خصوصيات زير تعريف نمود:

عتیقه زیرخاکی گنج