• بازدید : 64 views
  • بدون نظر
مفهوم كارآفريني تحت الشعاع مسائل جامعه قرارگرفته وبه محيط‌هاي كسب وكار هنوز وارد نشده است،دراكثر كشورهاي توسعه يافته،مفهوم كارآفريني درسطح اقتصادي جا افتاده به طوري كه جوانان ميتوانند خود رابه يك قهرمان تجاري تبديل كنند. ولي دركشورما كارآفريني اقتصادي بيشتر اشتباهاً بچاي ايجاد شغل بكار برده ميشود.كارآفريني ازديدگاههاي مختلف مورد بررسي قرارگرفته به طوري كه پيتردراكر،مك كله لند،توماس بگلي،ديويد بويد نظرات متفاوت وگوناگون درخصوص مفهوم كارآفريني ارائه داده اند.
دانشمندان ومحققان علوم مختلف اقتصادي،اجتماعي،روانشناسي ومديريت كه درمورد كارآفريني مطالعه ونظراتي ارائه كرده اند تعاريف مختلفي ازكارآفريني مطرح نموده اند كه تفاوتهاي گاه متناقضي دارند. تعريفي ازكارآفريني كه تقريباً شامل همۀ تعريفهاي ارائه شده ازآنان باشد عبارتست از
«كارآفريني فرايندي است كه فرد كارآفرين باايده‌هاي نو وخلاق وشناسايي فرصتهاي جديد وبابسيج منابع،مبادرت به انجام كسب وكارو شركتهاي نو،سازمانهاي جديد ونوآورو رشد يابنده نموده كه همراه باپذيرش مخاطره وريسك است ومنجر به معرفي محصول ويا خدمت جديدي به جامعه مي گردد.»
درتعريف فوق به يك سري ازويژگيهاي رواني وشخصيتي افراد كارآفرين اشاره شده است مانند:خلاقيت،نوآوري و…
روانشناسان بسياري به بررسي ويژگيهاي كارآفرين پرداخته وهريك به مجموعه اي ازخصوصيات آنان اشاره داشته اند كه دراين مطلب سعي برآنست كه بارزترين ويژگيهاي كارآفرينان كه دراكثر نظريات روانشناسان به آنها اشاره شده است،هم درسطح فردي وهم درسطح سازماني پرداخته شود. همچنين راههاي تقويت اين ويژگيها درافراد بيان شده است.
ازآن جايي كه تأثيرمحيط پيرامو رانمي توان درهيچ يك ازفعاليتهاي بشر انكاركرد
درفصل اول بعد از بيان تاريخچه وتعاريف كارآفريني به عوامل مؤثردركارآفريني
همانند نقش دولتها ونقش خانواده نيز اشاره شده است.درفصلها ي دوم تاهفتم به بررسي ويژگيهاي كارآفرينان پرداخته شده است در قسمت «سخن اخر»به يك جمع بندي از مطالب [و همچنين شامل نتايج گرد آوردنده حول موضوع كارآفريني وروانشناسي ميباشد.]پرداخته شده است. 
وا‍‍‍ژه ي كارآفريني از كلمه اي فرانسوي به معناي متعهد شدن نشأت گرفته است و بنابر تعريف واژه نامه دانشگاهي « وبستر» كارآفرين كسي است كه مخاطره‌هاي يك فعاليت اقتصادي را سازماندهي،اداره و تقبل نمايد.
كارآفرين و كارآفريني اولين بار مورد توجه اقتصاددانان قرارگرفت واز قرن شانزدهم به نوعي كارآفريني را در نظريه‌هاي اقتصادي خود تشريح كرده اند.در بين نظريات اقتصاددانان مي توان به نظريه توسعه اقتصادي ژوزف شومپيتر (پدر علم كارآفريني) درسال ۱۹۳۴اشاره كرد.
نظريات وي مبتني برآن كه كارآفرينان را موتورمحركه توسعه اقتصادي تلقي وعملكرد آنان راتخريب خلاق مي داند مورد توجه بسياري از محققين قرار گرفته است.
كارآفريني ازسوي روانشناسان با درك نقش كارآفرينان دراقتصاد وبه منظور شناسايي ويژگيها والگوهاي رفتاري آنها مورد توجه قرارگرفت ودانشمندان مديريت نيز به كارآفريني وايجادجو محيط كارآفرينانه درسازمانها پرداخته اند.
جامعه شناسان كارآفريني را به عنوان يك پديده اجتماعي درنظرگرفته وبه بررسي رابطه متقابل بين كارآفرينان وسايرقسمتها و گروههاي جامعه ميپردازند.
سيرتاريخي مفهوم كارآفريني
به طور كلي سيرتاريخي مفهوم كارآفريني را ميتوان به پنج دوره تقسيم كرد:
دوره اول : قرن ۱۵و۱۶ ميلادي : دراين دوره به صاحبان پروژه‌هاي 
بزرگ كه مسؤوليت اجرايي پروژه‌هاي بزرگ كه مسؤوليت اجراي اين 
پروژه‌ها همانند كليسا،تأسيسات نظامي و۰۰۰بود كارآفرين اطلاق ميشد.
دوره دوم: قرن۱۷ميلادي: همزمان با شروع انقلاب صنعتي بود،دراين دوره مخاطره پذيري به كارآفريني اضافه شد۰به افرادي همانند بازرگانان وصنعتگران كارآفرين اطلاق مي شد.
دوره سوم: قرن ۱۸ و۱۹ ميلادي: دراين دوره كارآفرين علاوه برمخاطره پذير بودن،سرمايه مورد نياز خود را ازطريق وام تأمين مي كرد.
دوره چهارم: دهه‌هاي مياني قرن بيستم :دراين دوره مفهوم نوآوري به عنوان يك جزءاصلي برتعاريف كارآفريني اضافه شد.
دوره پنجم: دوران معاصر (ازاواخر دهه ۱۹۷۰تاكنون): تا قبل ازاين دوره تنها توجه اقتصاددانان به كارآفريني معطوف بود،اما دراين دوره به تدريج روانشناسان،جامعه شناسان ودانشمندان ومحققين علوم مديريت نيزبه ابعاد مختلف كارآفريني توجه نموده اند.

عتیقه زیرخاکی گنج