• بازدید : 47 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۱۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

به همراه گسترش وسايل ارتباط جمعي و گسترش سوادآموزي، نيروي تازه‌اي پاي به صحنه گذاشته است كه بدان افکار عمومي مي گويند. اين نيروي تازه که تجلي اراده و خواست مردم است، در تمام جهان به ويژه در کشورهاي داراي نظامهاي پارلماني و مردمي نقش مهمي در شکل دادن به حوادث و رخدادهاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي، دارد و کمترل دولتي است که بتواند از راي سرپيچي کند و يا آن را به حساب نياورد، اين واقعيتي است که همراه با تحولات عظيمي که در جوامع بشري از جهت ارتباطي و تکنولوژيک، اقتصادي، اجتماعي و سياسي در قرن بيستم رخ داده است.
در تحقيقات انجام گرفته، تحقيق خانم فاطمه اميري، به تحليل محتواي روزنامه‌هاي جامعه، خرداد و صبح امروز با تاكيد بر جانشين روزنامه‌ها در ارتباط با احزاب سياسي مورد بررسي قرار گفت كه سه روزنامه مورد بررسي (۷/۷۲ درصد) از مطالب سياسي را به مقوله خبر اختصاص داده است، بيشترين فراواني در ارزش خبري به مقوله شهرت با (۵/۳۹ درصد) اختصاص دارد.
مهمترين موضوع و رويداد مطرح شده در روزنامه ها در طول دوره مورد بررسي، قتل‌هاي زنجيره‌اي بوده است و مدير كل احزاب و اعضاي آن بيشترين فراواني را در عامل خبري داشته‌اند (۵/۴۵ درصد) از مطالب جنبه اطلاع رساني داشته و (۶/۳۳ درصد) از مطالب فاقد نام منبع در مطلب خبري بوده اند. 
در زمينه ديدگاه مطالب سياسي در سه روزنامه جامعه، خرداد و صبح امروز ۵۹۷ ( ۵/۴۵ درصد) از مطالب جنبه اطلاع رساني دارند. اخبار و مطالب انتقادي با ۳۲۷ ( ۸/۲۴ درصد) در رتبه دوم اهميت و مطالب مخالف با ۲۰۹ (۸/۱۵ درصد) در رتبه سوم اهميت قرار گرفته اند. خبرنگار مطبوعات با ۵۱۲ (۸/۳۸ درصد) در رتبه دوم و خبرگزاري جمهوري اسلامي (ايرنا) با ۱۸۰ (۶/۱۳درصد) در رتبه سوم اهميت قرار گرفته اند.
در زمينه استفاده از عكس از مجموع ۱۳۲۰ مطلب سياسي ۱۱۹۶ ( ۶/۸۸ درصد) فاقد عكس بوده اند. در صورتي كه عكس مكمل خبر است و خواننده را هر چه بيشتر به خواندن مطالب ترغيب مي كند. مي تواند خود گوياي خبر باشد. 
در عامل خبر گروههاي فشار بيشترين فراواني به موضوع مخالفت با دولت ايجاد موانع براي دولت با ۵۱ ( ۲/۳۴ درصد)، قتل هاي زنجيره اي با ۴۰ ( ۸/۲۶ درصد) تعطيلي و توقيف مطبوعات اطلاح قانون مطبوعات و دادگاه مطبوعات با ۱۹ ( ۸/۱۲ درصد) اختصاص دارد.  
تحقيق ديگري كه توسط دكتر مسعود حاجي‌زاده ميمندي صورت گرفته است۱۰ روزنامه در سال ۱۳۷۷ مورد بررسي قرار گرفت. روزنامه ها عبارتند از : ايران، اطلاعات، جمهوري اسلامي، جهان اسلام، رسالت، زن، سلام، كار و كارگر، كيهان و همشهري براساس اين بررسي روزنامه همشهري مقام معظم رهبري را بيش از ساير روزنامه‌ها به عنوان شخصيت خبري تيترهاي اول، دوم و سوم خود انتخاب كرده است و روزنامه زن از اين نظر در مرتبه آخر قرار داشته است. موقعيت خبري شخصيتهاي اجرايي كشور در روزنامه هاي مختلف به ترتيب زير بوده است ايران، رياست جمهوري بيشترين و رئيس قوه قضائيه كمترين مقدار. اطلاعات ، رياست جمهوري بيشترين و ائمه جمعه تهران كمترين مقدار. جمهوري اسلامي، رياست جمهوري بيشترين و شهردار تهران وزير ارشاد كمترين مقدار. جهان اسلام، رياست جمهوري بيشترين و رئيس قوه قضائيه و شهردار تهران كمترين مقدار ، رسالت ، رياست جمهوري بيشترين مقدار و وزير ارشاد كمترين مقدار، زن، رياست جمهوري بيشترين مقدار و ائمه جمعه تهران كمترين مقدار ، سلام ، رياست جمهوري بيشترين و ائمه جمعه تهران كمترين مقدار، كار و كارگر، رياست جمهوري بيشترين ائمه جمعه تهران كمترين مقدار، كيهان، رياست جمهوري بيشترين و ائمه جمعه تهران كمترين، و همشهري، رياست جمهوري بيشترين و ائمه جمعه تهران كمترين مقدار، از نظر موضوع تيترهاي اول روزنامه‌ها به جمهوري اسلامي بيش از هم و زن كمتر از همه سياسي بوده است. كار و كارگر بيش از همه و رسالت كمتر از همه اجتماعي و زن بيش از همه و جمهوري اسلامي كمتر از همه سر مقاله داشته است. در موضوع سرمقاله‌ها، جمهوري اسلامي بيش از همه، همشهري كمتر از همه سياسي، كار و كارگر بيش از همه و زن كمتر از همه اقتصادي، همشهري بيش از همه و سلام كمتر از همه فرهنگي جهان اسلام بيش از همه و جمهوري اسلامي كمتر از همه اجتماعي و كيهان بيش از همه و جهان اسلام كمتر از همه حقوقي بوده است. تعداد و عكس‌هاي خبري روزنامه اطلاعات بيش از همه  جهان اسلام كمتر از همه بوده است. از نظر حجم اختصاص يافته به آگهي روزنامه اطلاعات در صدر و روزنامه زن در مرتبه آخر قرار داشته است، روزنامه سلام بيش از همه روزنامه و اطلاعات كمتر از همه خبر و مطالب درباره مطبوعات داشته است، از نظر حجم اختصاص يافته به اخبار داخلي روزنامه كار و كارگر در رديف اول و روزنامه ايران در رديف آخر قرار داشته است. 
از نظر سبك مطلب در ميان همه روزنامه ها و سلام بيشترين مقاله، ايران بيشترين گزارش، زن بيشترين مصاحبه را داشته است. رتبه بندي روزنامه ها بر حسب موضوع بندي مطالب، جهان اسلام بيشترين و همشهري كمترين مطالب سياسي، كار و كارگر بيشترين و زن كمترين مطالب اقتصادي، رسالت بيشترين و كيهان كمترين مطالب فرهنگي،زن بيشترين و رسالت كمترين مطالب اجتماعي را داشته است.  



 
طرح موضوع
دنياي امروزي به ارتباطات مستمر يا کنش متقابل ميان مردمي که بسيار جدا از يکديگرند وابسته است. در قرن بيستم حمل و نقل سريع و ارتباط الکترونيکي انتشار جهاني اطلاعات را بسيار شدت بخشيده‌اند، باورها و نگرش و اطلاعات انسانها در دنياي امروز برگرفته از رسانه هاست. در بين رسانه ها مطبوعات در جامعه از نقش حساس تري برخوردارند، و به عنوان تعديل کننده زندگي اجتماعي نقش ضروري و انکار ناپذيري دارد و بيش از عوامل ديگر قادر است در تهذيب تمايلات و استحکام پيوندهاي افراد يا جامعه خود يا جوامع بين المللي موثر واقع شود. به خصوص در کشور ما که کار مطبوعاتي يک کار سياسي است. و اشخاص که در عرصه هاي سياسي، اقتصادي، و اجتماعي فعاليت مي کنند به نوعي در کانون روابط و رفتارهاي سياسي دست و پنجه نرم مي‌کنند، حتي آن عده از افراد مطبوعاتي که صرفا درقلمروهاي فرهنگي، هنري، و حتي علمي قلم مي‌زنند و ممکن است تصور کنند کارشان غيرسياسي است، بعضا به طور مستقيم و يا غيرمستقيم به عنوان يک مطبوعات از خود عمل سياسي بروز مي دهند يا تحت تاثير عمل سياسي قرار مي‌گيرند.
کار مطبوعاتي از جنس فکر و اگاهي است و به همين دليل ارزش‌گذاري و ارزيابي آن با پيچيدگي‌هاي فراواني آميخته است. اين ارزيابي و سنجش در جامعه از سوي افکار عمومي، مراجع قضائي و قانوني و منابع قدرت سياسي صورت مي‌گيرد. 
در اين تحقيق سعي شده با استفاده از روش تحليل محتوا براي ارزيابي و سنجش عملکرد دو روزنامه سلام و کيهان در سال ۱۳۷۷، و جهت گيري آنها در ارتباط با مسائل مختلف از جمله، انتخاب رئيس جمهور جديد، و شيوه اعمال و خط مشي او، و ايجاد ارتباط با بيگانگان، و پرونده قتلهاي زنجيره اي و ايجاد رعب و وحشت، و پرونده ها مربوط به عملکرد مطبوعات، چه موضعي داشته و هر يک در شکل دهي به افکار عمومي به چه نحوي عمل کرده اند، مورد بررسي قرار گيرند.
چارچوب نظري: تالكوت پارسونز
برطبق نظريه کارکردگرايي ساختاري پارسونز، هر سازمان اجتماعي داراي ۴ خرده نظام مي باشد که يکي از آنها خرده نظام فرهنگي است کار کرد اين خرده نظام، انسجام و هماهنگي سيستم جامعه است. طبق اين خرده نظام که مهم ترين آن نيز مي‌باشد اين نظام ترکيب يافته است از ايده ها، و انديشه ها، آرزوها، اعتقادات، باورهاي جمعي و اداب و رسوم زندگي اجتماعي که فرد از جامعه حال و گذشته‌اش فراگرفته است.
از سوي ديگر انسان هم مي تواند تا اندازه اي بر اين نظام تاثير بگذارد و اين بستگي به انتخابي دارد که او مي کند منتها چون انسان از ميان داده هاي موجود گزينش مي کند، تاثير او بر محيط بسيار محدود مي شود يعني چيز عمده اي به نظام اضافه نمي کند. بنابراين براي يافتن عوامل موثر ديگري بايد بدنبال نظامهاي ديگري بود که بر روابط اجتماعي و مسائل اجتماعي تاثير مي گذارند. 
مهم ترين کارکردي که وجه مشخصه خرده نظام فرهنگي است پايداري يا بقاء مي باشد. Latency، هر جامعه اي که پايداري نداشته باشد خيلي زود از بين مي‌رود و هر جامعه‌اي که بتواند اين کارکرد عمده را ايجاد کند قطعا بيشتر دوام مي آورد، بنابراين بقاي جامعه به خرده نظام فرهنگي مربوط مي شود کارکرد عمده اين نظام اين است که کارهايي انجام دهد و وسايلي تعبيه کند تا بتواند جامعه را پابرجا نگهدارد. چون مسئله اساسي حفظ و ثبات نظام اجتماعي، بخصوص دفاع از نظام حاکم است. پايداري توسط دوسازه واره در «جامعه پذيري و کنترل اجتماعي social control» به کارکرد اصلي خود جامعه عمل مي پوشاند. 
جامعه پذيري فرايندي است که از طريق آن باورها و ارزشهاي فرهنگي و يا به قول دورکيم، وجدان جمعي، در فرد از طريق فرايند ساختي تقسيم کار دروني شده و سبب مي شود تا فرد همسان و همنوا با نظام اجتماعي کنش نموده و راههاي متناسب را برگزيند ولي از آنجائيکه پارسونز نيز، مثل ديگر انسجام گرايان معتقد به شرارت طبع بشر است. معتقد است که در صورت عمل نکردن جامعه پذيري، لازم و ضروري است که از حربه زور و اجبار بهره گرفت و بدين ترتيب، کنترل اجتماعي در  اشکال تعليم و تربيت، تبليغ، تلقين و سرانجام زور مي تواند عمل نمايد تا به هر طريقي افراد را موافق و همسو با کل نظام سازد. 
چگونگي عمل کارکرهاي عمده خرده سيستمها:
کارکرد عمده اولين خرده نظام هاي فرهنگي ايجاد پايداري در جامعه است، اين کارکرد موجب بقاي سيستم مي شود يعني وظيفه بخش اطلاعات، انديشه ها، و آرمانهاي جامعه در اين است که نظرياتي را باعث حفظ و تداوم حيات نظام مي شود ارائه دهد و در عين حال به نوعي آنها را به خرده نظامهاي ديگر جامعه منتقل کند، اين امر طبق قانون هابس، در مکتب کارکرد گرايي سنديت دارد، بدين ترتيب که هرگاه نظام در عين به کارگيري قوانين آموزشي و پرورشي چه در سطح رسمي و چه غيررسمي نتايجي خلاف انتظار بدست آورد، در اين صورت سعي مي کند با حکم زور و اجبار آن نتايج را بدست آورد. مثل اعمال زور توسط نيروهاي نظامي و انتظامي براي کنترل اجتماعي مردم. البته اگر خرده نظام فرهنگي به اين طريق ممکن هم بتواند کارکرد و وظيفه اصلي خويش را انجام دهد. هنوز نميتوان ادعا کرد که جامعه پايدار است مگر اينکه خرده نظامهاي ديگر هم بتواند کارکرد خويش را به نحو مطلوب انجام دهند.
پارسونز فرهنگ را نيروي عمده اي مي انگاشت که عناصر گوناگون جهان اجتماعي و يا به تعبير خودش، نظام اجتماعي را به هم پيوند مي دهد و فرهنگ ميانجي کنش متقابل ميان کنشگران است و شخصيت و نظام اجتماعي را با هم ترکيب مي‌کند.
فرهنگ اين خاصيت ويژه را دارد که کم و بيش مي تواند بخشي از نظامهاي ديگر گردد، بدين سان که فرهنگ در نظام اجتماعي به صورت هنجارها و ارزشها تجسم مي يابد و در نظام شخصيتي ملکه ذهن کنشگران مي شود اما نظام فرهنگي تنها بخشي از نظامهاي ديگر نيست بلکه به صورت ذخيره دانش، نمادها، و افکار، وجود جداگانه‌اي نيز براي خود دارد، اين جنبه‌هاي نظام فرهنگي در دسترس «نظام‌هاي اجتماعي» و شخصيتي هستند. ولي به بخشي از آنها تبديل نمي‌شوند براي پارسونز، نظام فرهنگي حتي بيشتر از ساختارهاي نظام اجتماعي اهميت دارد. در واقع همچنانکه پيش از اين ديده ايم نظام فرهنگي بر تارک نظام کنش پارسونز جاي دارد. و او خودش را يک «جبرگراي فرهنگي» ناميده بود. 
از نظر پارسونز مفهوم نظام فرهنگي با مفهوم بقاي الگو همراه است. منظوراز نظام فرهنگي بخش منتظمي از محيط نظام اجتماعي است که در اساس متشکل از اصول مشروعي است که کنش‌هاي هنجاري بر مبناي آن انجام مي گيرد. لازم است دو نکته را در اينجا متذکر شويم. اول اينکه «ما به شيوه‌اي معين عمل مي کنيم» دوم اينکه «ما بدليل خاصي به اين شيوه عمل مي کنيم» در نهايت تنها توجهات براي کنش در يک جامعه، ارزش ها و اصول معمول در جامعه اند که مردم اعتقاد زيادي به آنها دارند. اين توجيهات به نحو سازمان يافته اي در باورهاي مذهبي، توصيف ماهيت جهان در هنر به عنوان تجلي هيجانات عاطفي و تجسم فرديت و امثال آن. صراحت مي يابند. اين جنبه‌هاي فرهنگ در هر حال بيانگر معنايي است که با زندگي اجتماعي پيوند دارد. نظام فرهنگي عمدتاً فراهم کننده پاسخ هاي انتزاعي است به اين سوال که چرا زندگي بدين گونه است؟ الگوهاي فرهنگي براي مدتي نسبتا طولاني دوام مي‌آورند و موجب همبستگي فعاليت‌هاي متباين مي‌شوند. از اين روي، آنها را مي توان حفظ کنده الگو دانست. 
بقاي الگو ملازم با نهادهايي است که بطور خاص به حراست و تنظيم آن چيزي که مي توان آن را در «حقيقت اساسي» ناميد ارتباط دارد. نهادهاي مذهبي يک مورد از آن است نهادهاي مذهبي براساس اصل عالي اخلاقي يا واقعيت غايي فتواي قانوني صادر کرده و آنها را در قالب بيانات اخلاقي تفسير مي کنند. اين امر ممکن است به شيوه هاي غيرمستقيم انجام گيرد ليکن در نهايت، رفتار با ارجاع به يک ارزش فرهنگي است که مشروعيت مي يابد. 
پارسونز مي خواهد بگويد که نهادهاي بقاي الگو «درستي» هميشگي بعضي از فعاليت‌هاي شخص را براي ما تعيين مي‌کند. اين حقانيت و درستي، اساس اخلاقي جامعه پذيري و تعليم و تربيت را بنياد نهاده است و زمينه ارزيابي و کنترل رويه هاي اجتماعي است. ارزش حيات، قانون طلايي يا اهميت مسئوليت اجتماعي نيست که نهايتاً مي‌تواند پشتيبان زمينه‌هاي عقلانيت، يا کارايي باشد مفاهيم ارزشهاي فرهنگي صورت نمادي پيدا کرده است.  
پارسونز به همان سان که در مورد نظامهاي ديگرش نيز عمل کرده نظام فرهنگي را برحسب رابطة آن با نظامهاي ديگر کنش، تعريف نمود. بدين‌سان که فرهنگ را نظام الگودار و سامانمندي از نمادها مي‌داند که هدفهاي جهتگيري کنشگران، جنبه‌هاي ملکه ذهن شدة نظام شخصيتي و الگوهاي نهادمند نظام اجتماعي را در بر مي گيرد. 
فرهنگ از آنجا که بسيار نمادين (ذهن) فرهنگ ويژگي ديگري به آن مي‌بخشد که همان توانايي نظارت بر نظامهاي ديگر کنش پارسونز است. 
پارسونز به اين نتيجه مي‌رسد که معيارهاي اخلاقي، همان «شگردهاي يکپارچه کننده و حاکم بر نظام کنش مي باشند اين نتيجه گيري اين فکر تعيين کننده را در نظريه پارسونز، بازتاب مي‌کند که نظام فرهنگي يک نظام مسلط است.
از نظر من جامعه متشكل از انواع خرده نظام مي‌باشد كه همه به اتفاق هم و بصورت پيوسته برطبق ارزشهاي مشترك. جامعه را پيش مي برند و نظام و قدرت سياسي نبايد قدرت نهادهاي ديگر از جمله نظام فرهنگي يا نظام آموزشي و اقتصادي را مورد تعرض قرار دهد.
نظام فرهنگي كه خود متشكل از خرده نظامهاي متعددي مي باشد يكي از نهادهاي تأثيرگذار بر جامعه مي باشد. كه فعاليت اين نظام بايد همراه با آزادي انديشه و عمل باشد. دولت بايد كنترل از راه دور و محدودي بر فعاليت آنها داشته باشد، اگر نظارت و كنترل دولت بر نهادها به صورت عيني و ملموس  باشد. فعاليتهاي فرهنگي افراد جامعه توسط دولت مورد تعرض قرار گرفته و اعتراض آنها را برمي‌انگيزد. بعنوان مثال اگر جامعه‌اي در رسانه‌هاي جمعي با سانسور و سركوب خبري و اطلاعاتي از جانب دولت بر بخش مختلف و رسانه‌هاي مختلف از جملة ‌راديو تلويزيون  مجلات و روزنامه هاي، ‌و غيره را حس كنند دولت با اعتراض و خشونت مواجه مي شود. بنابراين  وجود جو مناسب و مطلوب و تا حدودي آزاد براي فعاليتهاي فرهنگي اقشار جامعه لازم است. در جامعه دموكراتيك و مردم سالار ايران نظام فرهنگي با محدوديت همراه است به خصوص رسانه‌هاي گروهي و از جمله مطبوعات كه در اواخر دهه هفتاد و با سركارآمدن دولت آقاي خاتمي مطبوعات با فشار فراوان از جانب نظامهاي مخالف دولت مواجه شدند و اشاعة افكار و انديشه‌هاي جديد و از انحصار خارج شدن و لزوم تغيير خط مشي، صاحبان روزنامه ها را متحمل هزينه‌هاي گزافي كرد كه دو روزنامة كيهان و سلام از جملة ‌آنان بودند. 
 
فرضيات تحقيق
۱-به نظر مي‌رسد ساختار مطالب سياسي روزنامه کيهان در جهت هماهنگي و تاييد نظام سياسي مي‌باشد.
۲-به نظر مي‌رسد ساختار مطالب سياسي روزنامه سلام در جهت هماهنگي و تاييد نظام سياسي مي‌باشد. 
۳- به نظر مي‌رسد که ساختار مطالب سياسي روزنامه کيهان بيشتر در جهت انتقاد از نظام سياسي باشد. 
۴-به نظرمي‌رسد که ساختار مطالب سياسي روزنامه سلام بيشتر در جهت انتقاد از نظام سياسي باشد. 
۵-به نظر مي رسد که ساختار مطالب سياسي روزنامه کيهان حول موضوعات داخلي مي باشد. 
۶-به نظر مي رسد ساختار مطالب سياسي روزنامه سلام حول موضوعات داخلي مي باشد. 
پرسشها:
۱-ساختار مطالب سياسي روزنامه کيهان در چه جهتي مي باشد؟
۲-ساختار مطالب سياسي روزنامه سلام در چه جهتي مي باشد؟
۳-ساختار مطالب سياسي روزنامه کيهان داراي چه نگرشي مي باشند؟
۴-ساختارمطالب سياسي روزنامه سلام داراي چه نگرشي مي باشد؟
۵-ساختار مطالب سياسي روزنامه کيهان حول چه موضوعاتي است؟
۶-ساختار مطالب سياسي روزنامه سلام حول چه موضوعاتي است؟ 
 
اهداف تحقيق:
مطبوعات به عنوان رکن چهارم دموکراسي در کنار سه رکن ديگر يعني قوه مجريه، قوه قضائيه، و قوه مقننه، و نيز ساير نهادها و ارگانها فعاليت مي کنند و حتي بايد به صراحت گفت «چالش جدي بين رکن چهارم و ديگر ارکان، امروزه جلوه تازه‌اي به خود گرفته است» .
بنابراين با علم به نقش مهم اين رسانه در ايجاد انديشه توسعه و پيشرفت به سوي جامعه‌اي متعالي، بررسي و تجزيه و تحليل محتواي جزئي، از اين رسانه ها مستلزم اهداف مهم ديگر نيز مي‌باشد که هدف اصلي تحليل محتواي ساختار مطالب سياسي دو روزنامه سلام و کيهان،و شناخت نقش اين دو روزنامه در طرح مسائل واقع شده در طول سال ۱۳۷۷٫
آگاهي به موضع گيري و عملکرد نشريات مزبور نسبت به وقايع مهم جامعه در سال ۱۳۷۷، شناخت ارزشهاي خبري مندرج در دو روزنامه کيهان و اسلام در خصوص وقايع ۱۳۷۷، اطلاع از نحوه هدايت و جهت دهي به افکار عمومي.
آگاهي نسبت به عناصر خبري در دو روزنامه سلام و کيهان، و در نهايت اينکه، روزنامه نگاران و سردبيران جرايد، به خصوص کساني که در بخش‌هاي سياسي مطبوعات قلم مي‌زنند و فعاليت مي‌کنند، براي اينکه مسئوليت خويش را به نحو مطلوب به انجام رسانند، چگونه مي توان چنين کاري را انجام دهند و چه ملاکهايي را بايد مورد توجه قرار دهند. 
 
اهميت و ضرورت تحقيق
رسانه‌هاي ارتباطي به طور روز افزوني توانستند مرزها و محدوده‌هاي ملي را در نوردند و اين باور را به وجود آورند که قادر به تضعيف اهداف ملي ساير کشورها هستند.
پس از پايان جنگ و تغيير فضاي سياسي کشور و بويژه با ديدگاههاي آقاي سيدمحمد خاتمي بعنوان وزير وقت فرهنگ و ارشاد اسلامي، اقداماتي در جهت تجديد فعاليت نشريات و توسعه مطبوعات صورت گرفت. بدنبال فراهم شدن بسياري تسهيلات، تعداد نشريات تا سال ۱۳۷۳ بالغ بر ۵۵۰ عنوان و تيراژ آنها به رقمي در حدود ۵/۱ ميليون نسخه رسيد.
بدنبال انتخابات دوم خرداد سال ۱۳۷۶ و روي کارآمدن آقاي خاتمي در مرداد ماه همان سال، عصر جديد و کاملا متفاوت با گذشته در زمينه توسعه کمي و کيفي مطبوعات و فعاليت هاي پيرامون آن آغاز شد. تشکيل اولين انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران، تجديد ترکيب اعضاي هيئت منصفه مطبوعات افزايش سريع تعداد روزنامه ها، هفته نامه ها و ماهنامه ها در تهران و ديگر استانهاي کشور، رشد فزاينده همراه با تکثري قريب به ۱۰۰۰ عنوان مختلف در حوزه هاي گوناگون سياسي، اجتماعي، فرهنگي، ورزشي و .. انتشار بيش از ۳۰ روزنامه کثيرالانتشار روزنامه در تهران، تيراژ بيش از ۳ ميليون نسخه در روز و غلبه عناوين و شمارگان نشريات غيردولتي بر دولتي از جمله مواردي است که در اين رابطه مي توان به آنها اشاره کرد.
علاوه برموارد ياد شده، نشريات در عصر خاتمي با کار کردن کاملا متفاوت وارد صحنه شدند، و علاوه براطلاع رساني صرف در زمينه‌هاي مختلف عهده‌دار مسئوليتهاي ديگري هم شدند. روزنامه‌ها و هفته نامه‌ها با توجه به فقدان احزاب و ساير نهادهاي مدني در جامعه به بسياري از فضاهاي خالي و حساس را پر کردند، افزايش روز افزون عناوين و تيراژ مطبوعات از يک سو و ارتباط، اعتماد و استقبال اقشار گوناگون جامعه با آنها از سوي ديگر بيانگر اين نکته مي‌باشد.  
در دوران رياست جمهوري آقاي خاتمي به جرات مي توان ادعا کرد که هيچ مساله‌اي به ميزان مساله مطبوعات در ميان مسئولان کشور به جناحهاي سياسي، مردم و حتي خود مطبوعات مطرح نبوده است، به طوري که در طي اين سه سال هيچ يک از دست اندرکاران امور کشور به قواي مقننه، و مجريه و قضائيه، چهره‌هاي سياسي و فرهنگي و جناحهاي موجود در جامعه را نمي‌توان يافت که درباره مطبوعات اقدامي نکرده يا سخني نگفته باشند. 
وجود حوادث و وقايع مهمي از جمله انتخابات شوراها استيضاح وزراي هيات دولت، و مخالفت با دولت، ارتباط با آمريکا، پرونده قتلهاي زنجيره اي، پرونده مربوط به عملکرد مطبوعات و جريانات کوي دانشگاه ۱۸ تيرماه ۱۳۷۸ باعث شده که اين دوره يک دوره مهم و استثنايي براي گام برداشتن به سوي جامعه مدني و توسعه باشد، که البته با قربانيهاي زيادي همراه بود، و لذا با بررسي و تحليل محتواي دو روزنامه سلام و کيهان در سال ۱۳۷۷، سعي شده وقوع اين حوادث چه بازتابي در اين دو روزنامه داشته‌اند و اين دو روزنامه چه علمکردي را نسبت به آنها در پيش داشتند؟
 
تعريف عملياتي واژگان تحقيق: 
تعريف روزنامه: نشريه‌اي كه به صورت روزانه چاپ مي‌شود و اخبار و رويدادهاي روزانه را منتشر مي كند. 
الف: سبك مطلب 
هر مطلب سياسي روزنامه ، با توجه به سبكهاي زير كدگذاري مي شود. 
۱) خبر:گزارش از وقايع عيني دنياي خارج كه اطلاعات لازم از طريق مشاهده يا مصاحبه به دست آمده و نظرات خبرنگار در آن دخالت نداردو جنبه تازگي مطرح است.
۲) يادداشت تفسير و تحليل خبري: 
يادداشت:‌ اين نوع مقالات در نشريات جاي ثابتي نداردو باعناويني مختلف چاپ مي شود فراگيري مقالات در محدودة خاصي نيست. نشر اين مقالات محدود به شيوه خاصي نيست و انتقاد در آن جايگاه ويژه‌اي دارد. 
تفسيرو تحليل خبري: مطلبي كه جنبه تفسير و اظهار نظر شخصي نويسنده را در بردارد و حاوي ارزشيابي و قضاوت او در مورد موضوعات خبري و غير خبري است. همچنين مطالبي كه با استفاده از منابع گوناگون به منظور روشنتر شدن و تفهيم بهتر وقايع منتشر مي‌شوند در اينگونه مطالب نظرات گزارشگر مستقيماً منعكس نمي‌شود. 
ساير؛ آنچه نتوان در مقوله فوق كدگذاري كرد. 
ب: ارزشهاي خبري: هر مطلب سياسي روزنامه ، باتوجه به ارزشهاي خبري آن به صورت زير كدگذاري مي‌شود. 
۱٫ شهرت: اين ارزش خبري در مورد شخصيتهايي است كه به خاطر فعاليتهايشان در گذشته يا حال در جامعه شناخته شده هستند. اين اشخاص حقيقي يا حقوقي و همچنين داراي عملكرد مثبت يا منفي در زمان حال و يا گذشته باشد. 
۲٫ برخورد: اينگونه رويدادها، برخورد ميان افراد، گروهها، ‌ملتها، حيوانات با يكديگر يا با طبيعت است. برخورد ممكن است بصورت جسمي (فيزيكي) يا فكري و يا ايدئولوژي باشد. اخبار سرقت، قتل، تصادف، سيل، زلزله، جنگ، اعتصاب، سوء استفاده‌هاي مالي و جدالهاي سياسي و غيره از رويدادهايي هستند كه عامل برخورد و يادگيري در آنها نهفته است . 
۳٫ در برگيري: رويدادوقتي داراي ارزش در برگيري است كه بر روي تعداد زيادي از افراد جامعه درزمان حال يا آينده تأثير داشته باشد. در برگيري يك رويداد ممكن است باعث نفع و يا ضررمادي يا معنوي افراد جامعه شود و تأثير مستقيم و يا غير مستقيم بر روي مردم بگذارد. 
۴٫ عجيب و استثناء: رويداد در اين حالت غيرعادي، استثنايي،‌عجيب و نادر است. در بعضي از موارد اين رويدادها برخلاف پيش بيني يا انتظار اتفاق مي‌افتد، ‌اختراعات و اكتشافات را نيز مي‌توان از اينگونه رويدادها دانست. 
ج:‌مقوله بندي موضوعات: هر مطلب سياسي، با توجه به موضوعات در رويدادهايي كه در طول دوره مورد بررسي برجسته شده بود كد گذاري گرديد. 
د. عامل خبري: فرد يا افراديكه خبر در رابطه با آنان است و يا منعكس كننده گفته هاي آنان به طور نقل قول مستقيم مي‌باشد. و يا به عبارت ديگر خبر ساز در مطالب هستند. 
هـ . نوع ديدگاه مطالب خبري: هر مطلب سياسي، با توجه به نوع ديدگاه و گرايش هايي كه سه روزنامه مورد بررسي دنبال مي كردند كدگذاري شد. منظور از موافق يا مخالف اين است كه مطالب خبري كه در جهت ايدئولوژي و سياست روزنامه مورد بررسي بود در گزينه موافق و موضوعاتي كه برخلاف اهداف و منش گردانندگان نشريه بود در گزينه مخالف كدگذاري شده است. مطالبي كه صرفاً به دادن اطلاعات پرداختند در مقوله اطلاع رساني و مطالبي كه جنبة انتقادي نسبت به وقايع روز داشتند در گزينه  منتقد كد گذاري شد . 
و. منبع مطلب: هر مطلب سياسي ،‌با توجه به منبعي كه در ابتدا و داخل به آن اشاره شده بود با توجه به دستورالعمل كد گذاري گرديد. مطبوعات، منظور از مطبوعات در اين پژوهش رسانه هاي مكتوبي هستند كه به صورت ادواري به چاپ مي رسند و بيشتر مطالب آنها سياسي است آن هم مطبوعات ايران، يعني نشرياتي ادواري كه در سرتاسر كشور توزيع مي گردد.  

عتیقه زیرخاکی گنج