• بازدید : 38 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در عصر شكوفايى انقلاب اسلامى ، بزرگداشت مجاهدى عظيم الشان و متعهدى برومند و عالم بزرگوارى كه در دوران سياه اختناق رضاخانى مى زيست ، لازم مى باشد. زيرا در زمانى كه قلم ها شكسته و زبان ها بسته و گلوها فشرده بود، او از اظهار حق و ابطال باطل دريغ نمى كرد.
در آن روزگار در حقيقت حق حيات از ملت مظلوم ايران سلب شده بود و ميدان تاخت و تاز قلدرى هتاك در سطح كشور باز و دست مزدوران پليدش در سراسر ايران تا مرفق به خون عزيزان آزاده وطن و علماى اعلام و طبقات مختلف آغشته بود
مرحوم مدرس رحمه الله گفته بود كه من با جمهورى مخالفم – آن وقت مخالفت با جمهورى يك چيزى بود كه واضح بود بايد بشود براى اين كه آنها مى خواستند بساط درست كنند-/ گفت من با/ گفته بود من با جمهورى مخالفم ، لكن اگر جمهورى شد كنار نمى روم ، من در ميدان هستم ، من مى روم سراغش سزاوار است كه اولين اسكناس كه در ايران به طبع مى رسد، عكس اولين مرد مجاهد در رژيم منحوس پهلوى چاپ شود. 
در زمان هاى اخير هم مدرس ، كاشانى ، اينها مردم سياسى بودند و مشغول كار بودند

قيامهاى علماى ايران 
آن كه در داخل ، در داخل مملكت قيام كردند بر ضد رضاشاه ، علماى تبريز بودند. يك وقت هم علماى خراسان بودند، يك وقت هم علماى اصفهان بودند كه در قم جمع شدند، كه ما همه اش را حاضر بوديم . آن كه در مجلس مخالفت مى كرد، جبهه ملى نبود مدرس بود، نهضت آزادى نبود مدرس بود كه مى ايستاد و بر خلاف آنجا. اينها آن وقت چيزى نبودند، كارى نداشتند به اين كارها.
 در زمان خود ما چندين دفعه قيام كردند روحانيون بر ضد رضاخان ، چندين دفعه ، يك دفعه از خراسان ، يك دقعه از آذربايجان ، يك دفعه از اصفهان و همه اطراف ايران را دعوت كردند به قم كه ما اينها را شاهد بوديم و اينها همه قيام بر ضد رضاخان بود، البته قدرت او داشت و شكست مى داد، علماى آذربايجان را گرفت و برد، در سنقر گمان مى كنم بود، دو نفر بزرگان علماى آنجا مرحوم آميرزا صادق آقا، مرحوم انگجى ، اينها را بردند در سنقر يا آنجاها طرف كردستان آنجاها مدت ها آنها در آنجا تبعيد بودند، بعد هم كه رهايشان كردند مرحوم آميرزا صادق آقا آمد قم ماند و ديگر نرفت به آذربايجان و در همانجا فوت شد. علماى مشهد هم كه قيام كردند تمامشان را گرفتند آوردند تهران حبس كردند و علماى بزرگشان را مى بردند در كلانترى ها يا در عدليه مى بردند توى خيابان ها با سر برهنه هم راه مى رفتند كه بروند آنجا استنطاقشان كنند. علماى اصفهان هم كه آمدند اينجا، شكستند آن اعتصابشان را با فشار، با حيله ، بلكه آنوقت معلوم شد، مى گفتند كه مرحوم حاج آقا نورالله كه بزرگشان بود او را مسموم كردند. قيام بر ضد اينها از روحانيون شروع مى شد.
 اين قيامهايى كه در اين صد سال شده است از كى بوده ؟ چند قيام در اين صد سال ؟ كى راس اينها بوده ؟ قيام تنباكو، مرحوم ميرزا بود، قيام مشروطه از نجف ، آقايان نجف ، از ايران ، علماى ايران ايجاد كردند. اين چند قيامى كه ما شاهدش بوديم همه از علما بود. علماى اصفهان قيام كردند راسشان مرحوم حاج آقا نورالله رحمت الله بود. علماى تبريز قيام كردند، علماى مشهد قيام كردند. يك وقت مرحوم آقاى قمى خودش تنها پاشد راه افتاد آمد كه من تهران بودم ، ايشان به حضرت عبدالعظيم آمدند و ما رفتيم خدمتشان و ايشان قيام كردند، منتها حبس كردند در همانجا جبسش كردند و بعد هم تبعيدش كردند. قدرت بود ديگر، در اين صد سال هر چه قيام بوده است ، تقريبا از اينها بوده ، تبريز هم خيابانى يكى از آقايان بود، از علما بود. البته جنگل هم بوده اند، اينها هم بوده اند لكن در اقليت بودند، عمده اش اينها بودند 
از وقتى كه رضاخان آمد تا امروز چند مرتبه قيام شد، كى قيام كرد؟ از اين طبقات ديگر، مردم ، از روشنفكرش بگير، از- نمى دانم – نويسنده اش ‍ بگير و از اينها در اين قيامهاى بر ضد، كى بود كه قيام كرد؟ قيام آذربايجان را كى كرد؟ علماى آذربايجان ، مرحوم آميرزا صادق آقا، مرحوم انگجى ، ديگران كردند قيام اصفهان را كى كرد؟ مرحوم حاج آقا نورالله ، ديديد كه آمدهاند علماى اسلام به اينجا وعلماى بلاد هم جمع كردند قيام بر ضد رضاخان . قيام خراسان را كى كرد؟ علماى خراسان مرحوم آميرضا يونس و مرحوم آقازاده و امثال اينها. بعد از او هم يك قيام تنهايى آقاى قمى كرد كه آمد به حضرت عبدالعظيم و ما هم حضرت عبدالعظيم بوديم و منتها اين قيامها شد و قدرت ، آن قدرتى بود كه اينها را شكست داد، قيامها را شكستند، علماى آذربايجان را گرفتند و در يكى از بلاد كردستان ، سقز بوده ، كجا سنقر، كجا، اينجا تبعيدشان كردند و بعد از مدت ها اجازه دادند كه مرحوم آميرضا صادق آقا آمدند همين قم و اينجا هم فوت كردند. علماى مشهد هم ، همه آنها را گرفتند و آوردند در تهران حبس كردند. مرحوم آقازاده يكى از علمايى بود كه درجه يك آنجا بود. من خودم مى ديدم كه ايشان در گوشه يك جايى كه يك منزلى داشتند، اينطور به خيابان چيز بود تنها آنجا نشسته بود، ماءمورها هم مواظبش ، كسى نمى توانست با ايشان تماس بگيرد، ايشان را هم مى بردند در عدليه آنجا محاكمه مى كردند واينطور. در مجلس كى بود كه مى ايستاد در مقابل اينها؟ مدرس بود. اين علماى دربارى كه اينها مى گويند، عكس بودند. اين پانزده ، شانزده سال قيام مال كى بود؟ مال همين آقايان بود، همين آخوندهاى بلاد و اطراف ما.
 آذربايجانى كه هميشه طرفدار اسلام بوده ، براى هر قضيه اى پيشقدم بوده ، براى رفع ظلم پيشقدم بوده است ، آذربايجانى كه در صدر مشروطيت ستارخان و باقرخانش آن زحمات را كشيد، بعد خيابانى آن كارها را كرد، در زمان ما از آذربايجان قيام شد و بر ضد رضاخان مرحوم آميرزا صادق آقا مرحوم انگجى و بعضى ديگر از علماء آذربايجان قيام كردند، تبعيد شدند، مدت ها تبعيد بودند در خارج ، شايد در سنقر بود يا سقز بود، يك همچو جائى . آذربايجان هميشه در صف اول واقع بوده است براى مخالفت با اشرار، براى پيشبرد اهداف اسلام گروهى كه فقط قيام كرد در مقابل رضاخان ، همان روحانيون بودند. يك دفعه از تبريز علماى تبريز، يك دفعه از خراسان علماى خراسان ، يك دفعه از اصفهان كه اين از همه دامنه اش زيادتر بود. علماى اصفهان آمدند به قم و علماى بلاد هم به اينها متصل شدند و مع الاسف همه قيام ها را شكستند. قم هم كه قيامش اساسى تر بود بسيار از اينها را آمدند بازى دادند، اغفال كردند و از قرار(ى ) كه مى گفتند در راس آنها كه مرحوم حاج آقا نورالله اصفهانى بود از قرارى كه مى گفتند او را هم مسموم كردند و همان قم فوت شد.

عتیقه زیرخاکی گنج