• بازدید : 46 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

بحث اصلي ما مقرنس در بناهاي اسلامي است. اين عنصر در دوران اسلامي چه از لحاظ كثرت استعمال و چه از نظر تعداد مواد و چه از نظر وسعت عالم اسلام اهميت بخصوصي را حائز است و شايد به علت همين شرايط بوده است كه بعضي اصولاً اين تزئين را يك روش اسلامي  دانسته اند .
كندوئيهاي ريز و يا لانه زنبوريهاي پوشاننده حالت رها شده اي دارند كه احساس فشردگي، انبوهي و پر حجمي و شتاب و كشش و به طور كلي نوعي سرزندگي و پويايي را القا مي كنند .
شيوه پيچيده لانه زنبوري و شيوه آجر چيني در دوره سلجوقي طلايه دار شيوه بعدي مقرنس كاري است . در نتايج اهميت گذاري به سازه هاي تزئيني بنا ، اين لانه زنبوري ها تشكيل دهنده مقرنسها و يا تركيبات هندسي رو به ظرافت و تازگي گذاشت .
روح ايراني مانند هر انسان ديگر مايل است به قانون جهاني تقارن كه از سازمان بدن خود ما سرچشمه مي گيرد گردن بنهد. البته جز ايران خواستار و جوينده تنوع ، تحرك و زندگي هم هستند . هر چند كه اين مسأله به بهاي ايجاد استثناهايي بر قائده تمام مي شود .
در نگاه اول احساس تشابه و همساني و در ديد و دقت زياد ميزان تشابه زيادي نيست. تقريباً مي توان پذيرفت كه هر يك از لانه زنبوري هاي مثلث شكل يا هر يك از ستاره هاي ما فوق آنها يكتا و بي جفت است و آنها را بايد جفتهاي كاذب قلمداد كرد. اما از دور همسان به نظر مي رسند. بدين قرار قانون كار براي ايراني نوعي تقارن گريزي بر طرحي از قرينه سازي يا بر حسب مقياس قرار و تركيب نوعي قرينه سازي در تقارن گريزي است و اين شيوه اي از انطباق و خود سازگاري با طبيعت است ، مثل بدن انسان كه قلب در چپ و كبد در راست قرار دارد ولي انسان در مجموع متقارن است .
معماري سنتي را مي توان به مثابه گسترش مايه بنيادي تبديل دايره به مربع از طريق مثلث به شمار آورد . مربع متجسم ترين صورت خلقت در حد زمين است نماينده كميت و دايره در حد آسمان است نماينده كيفيت كه اين دو از طريق مثلث كه متضمن هر دو جنبه است ادغام مي شوند .
هنرمند سنتي صورت ظاهر هنر را در پرتو الهامي مي آفريند كه از جانب روح دريافت كرده است. از اين رهگذر صور هنري قادرند انسان را به شئون والاتر هستي و سرانجام به وحدت رهنمون شوند . انسان به ياري نمادها به ميانجي عقل خود فرآيندهاي طبيعت را به تأويل   می گيرد در حاليكه پيشاپيش آمادگي يافته تا از راه شعائر مقدر با اين فرآيندها در هماهنگي باشد . انسان بنابر تصور سنتي از لحاظ صورت ظاهر خود به آفرينش وابسته است و همخواني اش با آن البته نه چون يك سواد عين بلكه به طرز كيفي است مانند اثر مشابهي از ذات حق تعالي . 
مقرنس : عنصري تزئيني كه از يك شروع شده و تا بي نهايت ادامه دارد كه نمايانگر وحدت در عين كثرت و كثرت در عين وحدت است . از يك شروع شده تا بي نهايت و از بي نهايت      مي آيد تا به يك ختم شود .
مقرنسها جلوه هاي مادي نور خدايي هستند كه از بالاي ايوانها و محرابها به صورت ستاره آويزانند. كلمه مقرنس با قر و قرناس و قرنس ( قرنس) و قرنيز خويشاوند است و مي توانيم بگوئيم قرنس دار و اين معني با شكل عنصر تزئيني مورد نظر ما كه از تعدادي كم و بيش سطوح فرو رفته و برآمده ساخته مي شود موافق است .
قر : چيز فرورفته – هر گاه ظرفي فلزي و ماندد آن بر اثر برخورد به جايي فرورفتگي پيدا كند گويند قر شده است .
قرنيز : هر نوع سايبان را كه بالاي پنجره ها يا درهاي ساختمان با آجر و سيمان و مثل آن   مي سازند – سايبان و در و پنجره
مقرنس به فتح قاف و نون ، گچبري در ساختمان ، گچبري و پله سازي در سقف اطاقها مقرنس كاري، عمل گچبري و هنر نمايي با گچ در داخل ساختمان .
م. الوشار ثابت كرده است كه براي ترسيم نقسه مقرنسها كه طرح آن فوق العاده پيچيده و گوناگون مي نمايد و ظاهراً جزء تابع تصوير و تخيل نيست. در واقع بايد با اخذ مجموع مربع و بكار بردن شيوه مربعها يا ديگر كثير الاضلاعهاي گردان در يك دايره همه طرح ساده را به صورت نقشه ترسيم كرد. بعلاوه اين نقشه با شعاعهايي كه از مركز عبور مي كند تقسيم      مي شود .


مقرنس در دوره صفويه
دوره صفويه را عهد طلايي هنر ايران مي گويند و الحق اين نامگذاري در مورد هنرهاي تزئيني از جمله مقرنس مصداق دارد . ولي اين عنوان به معني آن نيست كه هنرمندان دوره صفوي دست به ابتكار و اختراع فوق العاده زده اند ، بلكه به علت اين است كه بر اثر توجه پادشاهان صفوي دست به ابتكار و اختراع فوق العاده زده اند ، بلكه به علت اين است كه بر اثر توجه پادشاهان صفوي با كراكز هنري زياد شده و رشته هاي مختلف هنري به اوج ترقي رسيدند و با اين توجه و رونق و همچنين حس و هضم عناصر موجود بر روشهاي ما قبل خود امتياز يافت . مقرنس دو دوره صفويه كاملاً جنبه تزئيني داشته و اغلب با كاشي معرق صورت مي گرفت . 
مقرنسها : آخرين كاربرد فرمهاي سنتي هندسي در ساخت مقرنسها به كار مي رود . زينتي كه در ايران پديد آمد و يكي از نمونه وار ترين عناصر معماري اسلامي شد . به نظر مي رسد كه اين زينت از عنصر ساختاري سه كنج tromp در زاويه گنبدها ناشي شده باشد . 
سه كنج tromp در حقيقت نوعي فرورفتگي ( ميان زاويه دو ديوار و طاق يا گنبد ) است كه هنر بيزانس و پيش از آن هنر يوناني – رومي استفاده بزرگي از آن كرده اند . سرانجام فرورفتگي مقرنسها خود به صورت پوشش درآمده و جايگزين گنبد مي شود .
همانطور كه م. الوشار مي گويد : تكنيك مقرنس هنري است از آجر كه در كشورهاي داراي ابنيه آجري مانند ايران و بين النهرين بسط يافته است و در آنجا ( طرح ساده  هندسي تجمع مقرنها همواره طرح سنتي قائم الزاويه اي آجر است .)
مقرنس در اسلام و ايران بيشترين كاربرد را در مساجد و محرابها دارد . كه نمادي از پيامبر اسلام در دين اسلام است ( روابط انسان با خدا و يا زمين با آسمان )
در سردر بازار قيصريه اصفهان به گونه اي متفاوت و جدايي از آثار ديگر معماري به جا مانده از گذشته است . در تمامي مساجد اسلامي و ايراني مقرنس در سه گوش بين طاق و ديوار گوشه كاري به عنوان يك تزئين قطار بندي (مقرنس) براي سبك تر بودن سقف به كار مي رفته كه اكثراً به صورت آويز دار و جلو آمده يا روي هم يا استلاكتيكي (جغرافيايي) طراحي شده است .
فرم در مقرنس قيصريه اصفهان به صورت يك شمسه كاملدر طاق سردر بازار به كار رفته كه از جهت شرقي و غربي اين فرمهاي هندسي گسترش يافته اند كه به صورت تقارن محوري است نه مركزي . علت كاملي اين شمسه اينست كه در زمينه مستطيل كشيده و زمينه طاق و شويزه انجام شده است .
فرمهاي ستاره اي و گل به آلت نام دارند . تنها در همين اثر يافت شده اند كه در نوع خود منحصر به فرد و كمياب است كه از طرح اصلي آويزانند و روش مقرنس روي هم آمده و طاس و نيم طاس مي باشد .
قيصريه از نوع مقرنسهايي است كه اضافه بر جنبه آويزدار جنبه بدون آويز را القا مي كند . اين اثر با گچ و به روش كشته بري كار شده و روي آن با رنگهاي طبيعي نقاشي و طلاكاري شده است . مقرنسهاي مزين به نقاشي از چهار ضلع و چهار گوشه شروع شده و به شمسه زير گنبد (طاق) ختم مي شود كه واحد هاي آن تقريباً منظم است كه در ۶ ضلعي هاي غير منظم ، مثلثها ، ستاره ها و مربعات القا شده است .
اين اثر مربوط به دوران صفويه و در عهد شاه عباس اول در سالهاي ما قبل از پايتختي اصفهان (۹۹۹ق) است كه در ضلع شمالي ميدان شاه (امام) و در طاق سردر قيصريه و بازار شاهي واقع شده است كه در آن تزئينات نقاشي ديوارها و سقف مقرنس ، نقاشي آن قابل توجه است. نقاشيهاي آن به روايتي به قلم رضا عباسي مي باشد . سال ساختمان و اتمام تزئينات سردر قيصريه در هيچ قسمتي از اين بناي تاريخي ذكر نشده ولي بطوريكه مولف كتاب قصص الخاقاني نوشته است ظاهراً در سال ۱۰۱۴ هجري اين بازار و بازار هاي شاهي ديگر در اطراف ميدان به اتمام رسيده بود . مولف مزبور نقل مي كند : ظاهراً سردر قيصريه بعد از ساختمان بازار آن و در سال ۱۰۲۶ هجري به اتمام رسيده است .

عتیقه زیرخاکی گنج