• بازدید : 55 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

جايگاه و اهميت مديريت و ضرورت بررسى ملاك و معيار گزينش مديران، بر كسى پوشيده نيست. اين مقوله، در دنياى صنعتى، از تاريخ درازى برخوردار نيست، اما مديريت و رهبرى در اسلام، افزون بر تاريخ طولانى، با آنچه در غرب مطرح است، تفاوتهاى زيادى دارد.
محور اصلى رهبرى و مديريت در اسلام، انسان ـ به عنوان موجودى خليفة الله و ابدى ـ است و هدف اساسى، رشد و تعالى ارزش هاى معنوى اوست. اين اختلاف، سبب شده تا ملاك و ارزشهاى گزينش مديران در اسلام و غرب در بسيارى موارد فرق كند
پيش از آغاز بحث، يادآورى نكاتى سودمند خواهد بود:
۱ـ در منابع اسلامى در باره ارزشها و ملاك هاى گزينش مديران و زمامداران، مطالب زيادى وجود دارد، ولى در اين نوشته، محور بحث، سخنان حضرت على(ع) است، هرچند گاهى از قرآن و روايات ديگر نيز سود جسته است.
۲ـ از آنجا كه مطالب حضرت؛ در اين موضوع، فراوان است، لذا آنچه آمده، گزينشى از سخنان آن حضرت است.
۳ـ ممكن است برخى از عناوين، از جهتى تداخل داشته باشد، ولى از جهات ديگرى مختلفند.
۴ـ در پايان نوشته به فهرست بعضى از ملاك هاى گزينش كه در عهدنامه آمده اشاره اجمالى مى شود.
۵ـ مطالب اين نوشته، از جهات معيارهاى شايستگى، اخلاق مديريت، ويژگيهاى مدير، عوامل موفقيت، شؤون مديريت، آفات آن، قابل بحث است، ولى براى دورى از طولانى شدن بحث، تنها برخى از معيارهاى گزينش، به طور مختصر بحث مى شود.
آگاهى
امام على(ع) در موارد فراوانى، دانش و آگاهى از ارزشهاى دينى و آموزه هاى الهى را از جمله شرايط لازم براى يك مدير دانسته است. آن حضرت، در مقام تبيين ويژگيهاى رهبران دينى مى فرمايد:
«أيّها الناس! إنَّ أحق الناس بهذاالأمر … و أعلمهم بأمر الله فيه؛[۱]
اى مردم! سزاوارترين اشخاص بر خلافت، … و كسى است كه داناتر از ديگران به دين خدا باشد.»
محقق خويى در مقام توضيح اين فراز، آياتى را به عنوان شاهد آورده است. او، گفته است، اين واقعيت، در آياتى مورد اشاره واقع شده؛ در داستان انتخاب طالوت از سوى اشموئيل پيامبر به عنوان مدير و فرماندهِ مبارزه با جالوت، پس از اعتراض مردم بر عدم شايستگى او ـ چون مال و ثروت ندارد ـ اشموئيل، او را به ويژگى علم و آگاهى توصيف مى كند:
«قال لهم نبيّهم إنَّ الله قد بعث لكم طالوت مَلِكاً قالوا أنّى يكون له الملك علينا و نحن أحقّ بالملك منه و لم يُؤتَ سعةً من المال قال إنَّ الله اصطفاه عليكم و زاده بسطةً فى العلم …؛[۲][۳]
پيامبرشان به آنان گفت: «خداوند، طالوت، را براى زمامدارى شما مبعوث كرده است.». گفتند: «چگونه او بر ما حكومت كند با اينكه ما از او شايسته تريم و او ثروت زيادى ندارد؟». گفت: «خدا، او را بر شما برگزيده و او را در علم، وسعت بخشيده است.».»
اهميت و جايگاه آگاهى و دانش نسبت به حوزه كارى، در گزينش مديران و مسؤولان تا آنجاست كه ناديده انگاشتن آن، خيانت به خدا و رسول او و تمامى مسلمانان به شمار آمده است. رسول خدا(ص) در اين باره مى فرمايد:
«مَن اِسْتُعْمِلَ عاملاً عن المسلمين و هو يعلم أنَّ فيهم مَنْ هو أوْلى بذلك منه و أعلم بكتاب الله و سنَّةِ نبيّه، فقد خان الله و رسوله و جميع المسلمين؛[۴]
هر كس، از ميان مسلمانان، كارگزار (مدير) گردد، در حالى كه مى داند ديگرى نسبت به او در اين كار، اولى و آگاه تر به كتاب خدا و سنت رسول اوست، به خدا و پيامبر و تمامى مسلمانان خيانت كرده است.»
اين حقيقت، به بيانات و عبارات گوناگونى در جوامع روايى شيعه و سنّى گزارش شده است:
«قال رسول الله(ص): «مَنْ تَقَدّمَ على المسلمين و هو يرى أنَّ فيهم مَنْ هو أفضل منه، فقد خان الله و رسوله و المسلمين؛[۵]
كسى كه بر مسلمانان كارگزار گردد، در حالى كه مى بيند در ميان آنان كسى شايسته تر از او وجود دارد، به خدا و پيامبر و مسلمانان خيانت كرده است.»
لازم به يادآورى است كه ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه مى گويد، سزاوارتر بودن خلافت براى شخص آگاه تر، با مبناى مكتب معتزلى، يعنى تقديم مفضول بر فاضل و صحّت خلافت خلفاى پيشين،[۶] منافات ندارد.
محقق خويى، در پاسخ، مطالب فراوانى دارد. از جمله مى گويد، جمله «أحقّ» در اينجا، به معناى افعل التفضيل نيست، بلكه به معناى حقانيّت است. بنابراين، معناى عبارت اين است كه مفضول، در برابر فاضل، حق حكومت كردن و رهبر شدن را ندارد.
او، آن گاه آيه «أُولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض» را شاهد مى آورد و مى گويد، واژه «أوْلى» در اينجا، معناى افعل تفضيل را ندارد.[۷]
در جاى ديگر، امير بيان(ع) در باره اهميت علم و آگاهىِ زمامدار و مدير جامعه اسلامى مى فرمايد:
«لا يحمل هذا العَلَم إلّا أهل البصر و الصبر و العلم بمواضعِ الحق، فامضوا لما تُؤمرون به وقفوا عند ما تنهون عنه؛[۸]
اين پرچم (زمامدارى و مديريت جامعه) را جز افراد آگاه و با استقامت و عالم به جايگاه حق، به دوش نمى كشند. [وقتى چنين كسى، مديريت را به دست گرفت]، بايد كه آنچه فرمان داده مى شويد را انجام دهيد و آنچه را نهى مى شويد، ترك كنيد.»
آن حضرت، در حديثى، از جمله اوصاف و شرايط مسؤولان و كارگزاران امور مسلمانان را آگاهى بيشتر از احكام و معارف اسلامى دانسته است:
«… و أنْ يكونَ أعلم الناس بحلال الله و حرامه و ضروب أحكامه و أمره و نهيه و جميع ما يحتاج إليه الناس؛[۹]
كارگزار (جامعه اسلامى) بايد داناترين مردم به حلال و حرام خدا و احكام گوناگون و امر و نهى الهى و هر آنچه را كه مردم بدان نيازمندند، باشد.»
از مجموع آنچه گفته شد، استفاده مى شود كه از جمله ويژگيها و شرايط گزينش مديران و مسؤولان در جوامع اسلامى از نگاه امام على و ديگر ائمه عليهم السلام آگاهى است، حال، اين مدير، مدير ارشد نظام اسلامى باشد و يا مديران بدنه نظام اسلامى.
البته، قدر متيقِّن از اين ويژگى، علم و دانش در حوزه كارى است كه در اصطلاح امروز، از آن با عنوان، «تخصص» ياد مى شود. افزون بر اين، آگاهى از مكتب و آموزه هاى دينى نيز در برخى ديگر از كلمات آمده كه مى توان آن را از شرايط كمال به شمار آورد.

عتیقه زیرخاکی گنج