• بازدید : 54 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

يکي از مناسبترين منابع انرژي تجديد شونده انرژي بيوماس است.اين انرژي علاوه بر خاصيت تجديدپذير بودن سازگار با محيط زيست است.منابع انرژهاي بيوماس مي توانند به انرژي الکتريسيته يا به صورت حاملهاي از انرژي مانند سوختهاي گازي يا مايع با توجه به نياز بخشهاي مختلف جامعه تبديل شوند.
منابع انرژي بيوماس به طور کلي به موادي از گياهان و موجودات زنده بدست مي آيد اطلاق مي شود. منابع انرژي بيوماس برخلاف سوختهاي فسيلي رايج که به صورت     لايه هاي متمرکز در جهان يافت مي شود بيشتر به صورت پراکنده هستند.
۱ منابع بيوماس:
منابع بيوماسي که براي  توليد انرژي مناسب هستند طيف وسيعي از مواد را شامل     مي شوند . اين مواد چوبهاي سوختي جمع آوري شده از مزارع و درخستانهاي طبيعي تا محصولات کشاورزي وجنگلي به خصوص آنهايي که براي توليد انرژي رشد داده شده اند و همچنين ضايعات شهري و ضايعات کشاورزي و فاضلابها را شامل مي شوند.
۳_۱  محصولات انرژي زا
 در ساليان اخير زراعت محصولات انرژي زا توجه بسياري را به خود جلب کرده است. يکي از نيروهاي محرک اصلي پشتيبان اين توجه بحراني است که بسياري از کشورهاي صنعتي جهان به دليل مازاد توليد خود در بخش کشاورزي با آن روبه رو شده اند. لغو حفاظت وحمايت از بخش کشاورزي موجب بلا استفاده گذراندن روز افزون مقدار متنابهي زمين در کشورهاي صنعتي گرديده است. لذا اختصاص دادن بخشي از زمينهاي کشاورزي به توليد انرژي لااقل براي تامين انرژي خود اين بخش منطقي به نظر مي رسد.
از محصولات انرژي زا مي توان به درختستانهاي انرژي با دوره گردش کوتاه مانند کاشت درخت اوکاليپتوس و محصولات گياهي مانند نيشکر وگياهان حاوي روغن نباتي مانند سويا و بادام زميني و گياهان هيدروکربن اشاره کرد. لذا کاشت اين محصولات مي تواند يکي از راهکارهاي بشر براي تامين انرژي آينده خود محسوب گردد.

۱_۳_۱ ضايعات شهري وصنعتي
ضايعات شهري در برگيرنده انواع مختلفي از ضايعات نظير مقوا وکاغذ و نخاله هاي ساختمانی زباله هاي منازل و فاضلابهاي خانگي مي گردند.يکي از مشکلات مشترک همه جوامع شهري صنعتي مساله دفن اين مواد زايد از چرخه طبيعت مي باشد.
در کشور ايران طبق آمار سال ۱۳۷۸روزانه حدود ۴۰هزار تن زباله با چگالي ۳۵۰ کيلوگرم بر متر مکعب و سالانه حدود ۴/۶ مليارد متر مکعب فاضلاب شهري صنعتي توليد مي شود .بيش از ۱۵ در صد از زباله هاي شهر ايران در تهران توليد مي شود با توجه به ترکيب زباله ها و فاضلابهاي کشور ,طرح يک مدريت جامع براي استفاده اقتصادي از آنها از طريق استحصال انرژي و با توليد کود و غيره در کشور کاملا ضروري مي باشد.
ارزش حرارتي زباله ها و فضولات خانگي به طور چشم گيري از منطقه اي به منطقه ديگر تفاوت مي کند اين مقدار در کشور آمريکا حدود ۷تا ۱۴ مگاژول بر کيلو گرم مي باشد و در آلمان غربي ۴/۲تا ۱۰مگاژول بر کيلو گرم است ميانگين ارزش حرارتي شهر تهران در حدود ۶/۵ مگاژول بر کيلوگرم است. رطوبت بالاي  زباله تهران که ناشي از وجود درصد بالاي از مواد فساد پذير در آن است که همين سبب پايين آمدن ارزش حرارتي زباله در شهر تهران گرديده است.
۲_۳_۱  ضايعات جامد شهري
ضايعات جامد شهري(MSW) عبارت از ضايعات جامدي است ,که از عمليات تجاري اداري خانگي و بعضي از صنايع به دست مي آيد. در حال حاضر حجم قابل توجهي از ضايعات عمدتا در زمين در دفن مي شوند اما با مديريت صحيح مي توان بخش بسياري از آن را به عنوان ماده اوليه در توليد سوخت و يا توليد کود مورد استفاده قرار داد و مقداري از آن را نيز بازيافت کرد و مورد مصرف مجدد قرار داد . گاز متان حاصل از محل دفن منابع  MSW مي تواند براي توليد انرژي الکتريکي مورد استفاده قرار گيرد .

۳_۳_۱  ضايعات مايع
فاضلاب ناشي از زيستگاه هاي انساني داراي انرژي قابل ملاحظه اي مي باشند و همانند   فضولات حيواني مي توانند به طور غير هوازي تخمير يافته و گاز متان توليد کنند. در گذشته بخش بسياري از گاز توليد شده ناشي از تخمير غير هوازي فاضلاب جهت استفاده در ماشينهاي توان ده و يا تامين انرژي براي روشنايي خيابانها مورد استفاده قرار مي گرفت. با پيشرفت تکنولوژي از اين گاز جهت توليد انرژي الکتريکي نيز استفاده    مي گردد.
۴_۳_۱  فضولات دامي
يکي از منابعي که به عنوان منابع بيوماس محسوب مي گردند فضولات دامي مي باشند اين منابع بخصوص در مناطق روستايي و نيز در مراکز دامپروري و دامداري يافت        مي شوند و مي توانند نقش مهمي در تامين انرژي و توليد کود ايفا کند.

۴_۱  تکنولوژيهاي تبديل انرژي بيوماس 
تکنولوژيهايي که براي تبديل و آزاد سازي انرژي بيوماس بکار برده مي شوند ، از بخاريهاي باز ساده که در جهان در حال توسعه براي پخت و پز مورد استفاده قرار       مي گيرند ، تا واحد هاي پيروليز پيشرفته توليد کننده سوختهاي جامد ، مايع و گازي را شامل مي شوند . تکنولوژيهاي تبديل بيوماس به سه دسته اساسي احتراق مستقيم ، بيوشيميايي,ترمو شيميايي تقسيم ميشوند . 
۵_۱  فرآيند هاي احتراق مستقيم 
احتراق مستقيم ، قديمي ترين روشي است که بشر براي تبديل ا نرژي شيميايي نهفته در سوختهاي فسيلي به انرژي گرمايي به کار گرفته است . اين فرآيند در حال حاضر از اساسي ترين فرآيند ها براي تبديل بيوماس به انرژي حرارتي محسوب مي گردد و براي انواع سوختهاي جامد شامل چوب و ضايعات چوبي ، بقاياي کشاورزي و باغي ( کاه ، سبوس ، برگ خشک ، ترکه ها ، پوست ساقه درختان ) و ضايعات جامد شهري ( زباله هاي شهري ) قابل استفاده مي باشد . گرماي توليد شده در اين فرآيند مي تواند براي توليد برق و يا تامين حرارت مورد نياز مصارفي نظير فرآيندهاي صنعتي ، گرمايش فضا ، پخت و پز و يا گرمايش نواحي مختلف شهري مورد استفاده قرار گيرد . وجود رطوبت نسبتا بالا در بسياري از منابع بيوماس و نيز تنوع ترکيبات آنها ، باعث گران بودن تکنولوژيهاي احتراق مستقيم گرديده است و استفاده از آنها را بدليل اقتصادي با مشکلاتي مواجه ساخته است . با توجه به آنکه کوره ها و بويلرهاي مصرف کننده سوخت جامد از سالها پيش براي بکار بردن زغال سنگ طراحي و ساخته شده اند و روند توسعه و بهبود را پيوسته طي نموده اند ، با کمي تغيير و يا حتي بدون تغيير مي توان همين تاسيسات را براي تغذيه با زغال چوب ، هيزم و بقاياي کشاورزي و جنگلي به کارگرفت . به موازات اين تاسيسات ، در ساليان اخير کوره هايي نيز براي سوزاندن زباله هاي شهري ساخته شده اند ، که قابليت مصرف سوختهاي مخلوط مانند زباله و لجن فاضلاب ، زباله و چوب يا زباله و زغال را دارا مي باشند . سيستمهاي احتراق مستقيم بطور کلي مجهز به کوره بستر ثابت و يا کوره هاي بستر سيال مي باشند . 
۶_۱  سيستمهاي احتراق زيست توده سوز با کوره هاي بستر ثابت 
در کوره هاي بستر ثابت ، مواد زيست توده بدون حرکت نسبت به بستر خود ، بر روي يک آتشخوان ساکن و يا متحرک ، سوزانده مي شوند . آتشخوان از اساسي ترين اجزاي کوره هاي احتراق محسوب مي گردد و وظيفه انتقال زيست توده به داخل محفظه احتراق ، مخلوط کردن و تزريق هواي احتراق بر عهده آن مي باشد . در اين نوع کوره ها، بيوماس بدون پردازش و يا با حداقل پردازش وارد مخزن ذخيره مي شوند و از آنجا با جرثقيل يا دستگاههاي نقاله به کوره منتقل مي گردند . 

در برخي از سيستمهاي احتراق مستقيم براي جلوگيري از آلودگي هوا مواد زيست توده را بصورت پردازش شده، مورد استفاده قرار مي دهند . متداولترين سوخت مصرفي در اين نوع کوره ها ، سوخت مشتق از زباله   ( RDF ) مي باشد . سوخت معمولاً بر روي يک آتشخوان متحرک که داراي سطح همواري است ، سوزانده مي شود و هوا از زير سطح آن، به محل احتراق وارد مي شود و احتراق را يکنواخت و اختلاط هوا و سوخت را بهينه مي کند . در قسمت بالايي بدنه محفظه احتراق نيز معمولا، دريچه هايي براي ورود هواي اضافي تعبيه مي شوند . استفاده از سوختهاي مشتق از زباله ميتواند بصورت منفرد يا آميخته با ساير سوختهاي جامد ما نند چوب يا زغال سنگ در اين کوره ها انجام پذيرد . استفاده از سوختهاي مشتق از زباله داراي مزايايي به شرح زير مي باشد : 
   يکنواخت بودن خواص سوخت ، راهبري و تنظيم شرايط عملکرد کوره را راحتتر و برنامه ريزي براي استفاده از انرژيي احتراق را آسانتر مي نمايد . 
   در فرآيند تهيه سوخت مشتق از زباله RDF ، فلزات نامناسب وخطرناک از آن جدا ميشوند و بدين ترتيب بخش بزرگي از انتشار آلاينده هاي زيانبار به هوا حذف مي گردد . 
براي تهيه سوخت مشتق از زباله ، هزينه نسبتا بالايي صرف مي گردد ، که تا حدود بسياري بر هزينه استفاده از اين تکنولوژي مي افزايد . سوختهاي مشتق از زباله         مي توانند بصورت خرده شده و يا قطعات فشرده شده توليد شوند و به مصرف کوره هاي زباله سوز برسند . 
 کوره هاي احتراق بستر سيال ( FBC ) 
در کوره هاي احتراق بستر سيال ، با پر نمودن بخشي از کوره با مواد دانه اي شکل ، مانند سيليس و يا  ماسه هاي مقاوم ، بستر احتراق بوجود مي آيد . با دميده شدن پيوسته جريان هوا يا اکسيژن با سرعت مناسب از زير اين بستر ، درمواد دانه اي شکل    ( ذرات ) آشفتگي بوجود مي آيد و در نهايت بدون اينکه از محيط بگريزند ، در مسير جريان هوا ( اکسيژن ) به حالت شناور در مي آيند . به چنين وضعيتي حالت سيال گفته   مي شود . ذرات بستر سپس به کمک يک مشعل کمکي گرم مي شوند ، پس از رسيدن ذرات بستر به دماي مناسب ، سوخت با جريان پيوسته به درون کوره ريخته مي شود و با برخورد به سيال داغ ، مي سوزد و گرما آزاد مي کند . پس از اين مرحله ، مشعل کمکي از مدار خارج ميگردد ، زيرا اختلاط يکنواخت و پيوسته سوخت و ذرات بستر ، امکان احتراق کامل با دماي تنظيم شده و گرماي يکنواخت را از اين مرحله به بعد ، فراهم     مي نمايد . خاکستري که دراين شرايط توليد مي شود ، درون بستر و در فضاي بين ذرات باقي مي ماند و دردوره هاي زماني مشخص با خاموش کردن کوره ، خاکستر اضافه تخليه مي گردد ، تا حجم بستر از ميزان مناسب تجاوز نکند . در اين تکنولوژي ، معمولا با قراردادن لوله هاي آب در درون بستر ، گرماي ايجاد شده را به آن انتقال مي دهند . فرآيند احتراق بستر سيال براي سوزاندن زغال سنگ کاربرد زيادي دارد ، اما مي توان آنرا براي انواع سوختهاي زيست توده مانند زغال چوب ، ضايعات کشاورزي ، خاک اره و زباله مورد استفاده قرار داد . 
کوره هاي احتراق بستر سيال بطور کلي به دو نوع کوره هاي فشار عادي و کوره هاي تحت فشار تقسيم مي گردند . کوره هاي فشار عادي در نيروگاههاي برق بعنوان مولد بخار ( بويلر ) توسعه بسياري يافته اند و هم اکنون نيروگاههايي با قدرت ۱۶۰ تا ۳۵۰ مگاوات با استفاده ازاين کوره ها درحال کار مي با شند . امتياز بزرگ اين کوره ها ، سازگاري و انعطاف پذيري آنها نسبت به انواع سوختها و حتي سوختهاي نامرغوب است . تا اوايل دهه ۱۹۹۰ ميلادي اغلب اين واحدها از زغال سنگ استفاده مي نمودند . اما اکنون انواع زيست توده جامد بعنوان سوخت در اين کوره ها مصرف مي شوند . بازيافت انرژي در اين فن آوري از راه تبديل گرماي احتراق به بخار صورت مي گيرد . توليد بخار به کمک لوله هايي که در محل بستر احتراق و گاهي در مسير گازهاي داغ خروجي از کوره قرار داده مي شوند ، انجام مي گيرد . بخار توليد شده مي تواند وارد يک توربين بخار شده و برق توليد کند و يا براي اهداف صنعتي مورد استفاده قرار گيرد . کوره هاي بستر سيال تحت فشار قابليت کاربرد درنيروگاههاي برق با بازدهي نسبتا بالا را دارا     مي باشند . حجم و ابعاد اين نوع کوره ها نسبت به نوع فشار عادي بسيار کمتر مي باشد و ايجاد آلايندگي کمتري درمحيط زيست مي نمايند . فشار درون محفظه احتراق اين سيستم بين ۸/۵ تا ۵/۱۹ اتمسفرمي باشد . 
۸_۱  فرآيندهاي ترمو شيميايي 
در فرآيندهاي ترمو شيميايي ، بيوماس با دريافت گرما به محصولات بسيار با ارزشي ، که معمولا از نوع يک مخلوط گازي ، يک مايع نفت ما نند ، و يا چيزي شبيه زغال کربني خالص مي باشند ،تبديل مي گردد . توزيع اين محصولات بستگي به ميزان و حجم بيوماس ، دما و فشار واکنش ، مدت زمان حضور در محل احتراق و ارزش گرمايي بيوماس دارد . در فرآيندهاي ترمو شيميايي دما بالا ( بيشتراز ۱۰۰۰ درجه سانتيگراد ) ، بيوماس به گاز تبديل مي گردد و در فرآيندهاي دما پايين ( کمتر از ۴۰۰درجه سانتيگراد ) به عنوان مثال زغال چوب توليد مي گردد . با استفاده از روشهايي، ميتوان ازبيوماس توليد سوختهاي مايع و يا مواد شيميايي ديگر نيز نمود . فن آوري ترموشيميايي در صورتيکه نوع فرآيند متناسب با نوع ماده خام و نوع محصول مورد نظر انتخاب شود وشرايط عملياتي با دقت کافي تنظيم شوند ، داراي عملکرد خوبي مي باشد . درکشورهاي اروپايي توليد سوختهاي مايع براي کاربرد درصنعت ترابري و موتورهاي احتراق داخلي از اهميت بالايي برخوردار مي باشد ، درحاليکه در برخي از کشورها نظير برزيل توليد زغال براي کاربرد درصنايع ذوب فلزات و سراميک داراي اهميت است . برخي ازکشورها ما نند کانادا بر روي بازيافت سوخت مايع و نيز توليد سوخت گازي تلاشهاي فراواني نموده اند . براساس تجربيات حاصله ، فن آوري توليد . زغال و توليد گاز مصنوعي با ارزش حرارتي پائين ، داراي کمترين پيچيدگي مي باشند . توليد سوختهاي مايع نيازمند تجهيزات و ملحقات بيشتري است و به دقت بيشتري نياز دارد . چوب و زائدات جنگلي مناسب ترين مواد خام براي فن آوري ترموشيميايي محسوب مي گردند . پس از آنها زائدات کشاورزي لينگوسلولزي در رده بعدي ارزشي جاي دارند . زباله هاي شهري بدليل ناهمگوني در ترکيب خود ، عملکردي چندان خوبي در اين فن آوري نشان     نداده اند ، چنانکه درآمريکا تنها يک واحد آتشکافت زباله تا سال ۱۹۹۲ مشغول به کار بوده است . 
۱_۸_۱  توليد سوختهاي جامد
از قرنها پيش عمل کربنيزه کردن چوب ، جهت توليد زغال چوب صورت مي گرفته است. با کربنيزه کردن چوب ، انرژي بيشتري در واحد جرم بدست مي آيد و حمل و نقل آن بسيار اقتصادي مي شود زغال چوب محصول بدون دودي است که براي مصرف در محيطهاي خانگي مناسب مي باشد . در بخش صنعت ، زغال چوب در بخشهايي که مشخصات ويژه اي از سوخت ، نظير کربن بالا و گوگرد کم لازم است ، مصرف مي شود .  در فرآيند داخل کوره هاي ساخت زغال چوب ، قسمتي از چوب سوزانده مي شود تا درجه حرارت مورد نياز براي عمل آتشکافت ( پيروليز ) فراهم گردد . زمانيکه درجه حرارت به حدود ۲۸۰ درجه سانتيگراد ميرسد ، فرآيند گرمازا شده و ارسال هوا و اکسيژن به کوره قطع مي شود . ساده ترين کوره هايي که در بسياري از مناطق جهان در حال توسعه بکار برده مي شوند ، از تلي از چوب که با خاک در داخل گودالهايي پوشيده شده اند ، تشکيل يافته اند . دراين کوره ها فرآيند کربنيزه کردن بسيار کند صورت     مي پذيرد و کيفيت زغال چوب توليد شده  نامرغوب مي باشد .                    
۲_۸_۱  توليد سوختهاي مايع 
مايع سازي عبارت ازيک تبديل ترمو شيميايي است ، که در طي آن يک محصول مايع گونه ، از نقطه نظر فيزيکي و شيميايي بسيار پايدار ، بدست مي آيد . 
آتشکافت سريع چوب در راکتور بستر سيال : آتشکافت سريع که فرآيند دماي متوسط                                ( درحدود ۵۰۰ درجه سانتيگراد ) مي با شد ، که در طي آن چوب بطور بيهوازي ، با سرعت بالا داغ  مي گردد . محصولات آتشکافت پس از سرد شدن بصورت روغن قابل استخراج مي باشند . در اين فرآيند چوبهاي جنگلي پس از خشک شدن ، خرد ، آسياب و غربال مي شوند و با ابعادي بين ۲ تا ۵ ميليمتر وارد راکتور بسترسيال  مي گردند . بستر راکتور از ماسه پوشيده شده است و عامل سيال کننده آن ، گاز برگشتي از خود فرآيند  مي باشد ، که دماي آن بوسيله پيش گرمکن ها قبل از ورود به راکتور تا حد لازم افزايش يافته است . سرعت دميدن گاز به داخل راکتور ، به نحوي تنظيم ميگردد ، که ذرات زغال از راکتور به بيرون پرتاب مي شوند ولي ذرات ماسه در آن باقي مي مانند . دريک سيکلون ذرات زغال از جريان گاز خروجي جدا مي شوند . جداسازي و بازيافت مايعات از گاز در دو چگالنده گرم و سرد انجام مي گيرد . گاز خروجي در يک صافي       ( الکتروفيلتر ) تميز شده و بوسيله يک کمپرسور به مدار فرآيند باز ميگردد . ميزان جرم روغن توليدي در اين فرآيند درحدود ۷۵ درصد ، ميزان جرم زغال توليدي در حدود ۱۰ درصد و ميزان جرم گاز توليدي در حدود ۱۵ درصد جرم چوب خشک ورودي به پروسه مي باشند . گاز و زغال توليدي ، مي توانند براي تامين انرژي حرارتي پروسه مورد استفاده قرار گيرند . 
هيدرو پيروليز ( آتشکافت با بخار آب داغ ) : دراين فرآيند با دميدن بخار داغ به راکتور ، از چوب روغنهاي سوختني توليد مي گردد . دماي اين فرآيند بين ۳۰۰ تا ۴۰۰ درجه سانتيگراد و فشار درون راکتور درحدود ۲۵ مگاپاسکال مي باشد . در اين فرآيند ،    تراشه هاي چوب خشک شده با رطوبت بين ۵ تا ۸ درصد و در اندازه هاي بين ۵/۰ تا ۵/۱ سا نتيمتر وارد راکتور مي گردند . ارزش گرمايي روغن توليد شده در اين فرآيند در حدود  23 مگاژول بر کيلوگرم گزارش شده است و جرم آن نيز تا حدود ۵۰% وزن   تراشه هاي چوب اندازه گيري شده است. گازي کردن فرآيند زيست توده يک فرآيند تجزيه به کمک گرما مي باشد ، که در دماي بالا و در حضور سيالي در درون محيط فرآيند موسوم به عامل گازساز ، صورت مي پذيرد . در خلال جنگ جهاني دوم، سيستمهاي توليد گاز ازچوب و زغال چوب در سراسر جهان متداول شده و گاز توليدي توسط آنها بعنوان سوخت در وسايل نقليه گاز سوز مورد استفاده قرار گرفتند . بحران انرژي در دهه ۱۹۷۰ مجددا علاقه به  سيستم هاي گازي بيوماسي را برانگيخت . تا سال ۱۹۸۰ بيش از ۱۵ کارخانه سازنده در جهان ، تاسيسات توليد گاز از چوب و زغال چوب را با ظرفيتهايي تا ۲۵۰ کيلو وات عرضه کردند . در سالهاي بعد ، در فيليپين برنامه هايي وسيع براي ساخت و فروش گازي کنندهاي کوچک براي حرکت موتورها ، اجرا گرديد . در برزيل ، پيش از ۳۰ سازنده ، تجهيزاتي با طرحهاي مختلف و در اندازه هاي گوناگون عرضه کردند . وسايل توليد کننده گاز ازچوب با ظرفيتهايي تا ۳ مگاوات ( حرارتي ) درمناطق دور افتاده جهت توليد گاز براي پمپهاي موتوري آبياري بکار گرفته شدند . درحال حاضر انواع روشهاي گازي سازي در جهان ابداع شده اند ، بعضي از اين روشها که درگذشته مختص گازي سازي زغال سنگ بوده اند ، جهت گازي سازي بيوماس نيز سازگار شدند . در فن آوري هاي گازي کردن زيست توده ، با توجه به شرايط فرآيند ، امکان توليد انواع گاز مصنوعي با ترکيبات و ارزش گرمايي هاي مختلف امکانپذير       مي باشد . 
۳_۸_۱  انواع راکتورهاي گازي کننده براساس نوع راکتور 
راکتورهاي گازي کننده ، تجهيزاتي براي توليد گاز مصنوعي يا گاز سنتز از زيست توده مي باشند . اين راکتورها را مي توان بطورکلي به دو نوع راکتور با بستر ثابت و راکتور با بستر سيال تقسيم نمود. انتخاب درست يک وسيله توليد کننده گاز ، تابعي از نوع سوختي که بايد به گاز تبديل شود ، مي باشد . 

۱_۳_۸_۱  راکتور بستر ثابت : 
در راکتورهاي بستر ثابت ، زيست توده خام با اندازه اي بين ۶ تا ۵۰ ميليمتر و حداکثر رطوبت مجازي بين ۱۵% تا ۲۰% از بالا به درون راکتور ريخته مي شود و عامل گاز ساز   ( مانند هوا يا بخار آب ) از زير و در خلاف جهت جريان سوخت به درون راکتور دميده مي گردد . قطعات زيست توده در مسير حرکت خود به سمت پايين راکتور با عامل گازساز واکنش انجام مي دهند و ترکيبات شيمايي تازه اي پديد مي آورند . در اين روش، عامل گازساز در اثر تماس با خاکستر داغ در بخش زيرين راکتور و زيست توده خام در اثر تماس با گازهاي توليد شده داغ در بخش بالايي راکتور گرم مي گردند و بدين ترتيب بر سرعت و کيفيت واکنشها افزوده مي گردد . اين راکتورها در دو نوع جريان متقابل و جريان هم جهت توسعه يافته اند . در راکتور جريان متقابل ، زيست توده از بالاي راکتور به پايين ريخته مي شود و گاز توليد شده با پيمودن سير صعودي از بالاي راکتور خارج    مي شود . در راکتور جريان هم جهت ، گاز مانند زيست توده مسيري به سمت پايين راکتور را طي مي کند و از بخش پاييني راکتور خارج مي شود . درصد رطوبت گاز حاصله در راکتور با جريان هم جهت در مقايسه با گاز توليدي راکتور جريان متقابل ، پايين تر است . 

عتیقه زیرخاکی گنج