• بازدید : 45 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

به کارگیری و استقرار موفقیت‌آمیز تجارت الکترونیک به وجود یک برنامه و استراتژی مدون و مشخص نیازمند است. بدون وجود استراتژی مناسب تجارت الکترونیک ممکن است کلیه تلاشهای شرکت در راستای استقرار تجارت الکترونیک با شکست مواجه شده و ضمن اتلاف منابع مالی، انسانی و زمانی حتی بقای سازمان نیز با تهدید روبه‌رو شود. گام اولیه و اساسی تدوین استراتژی بدون شک تدوین و طراحی اهداف استراتژیک تجارت الکترونیک در چارچوب سلسله مراتب اهداف یعنی چشم انداز، رسالت و اهداف بلندمدت و کوتاه‌مدت سازمانی است. در این مقاله برمبنای فرایند برنامه ریزی استراتژیک، اهداف استراتژیک این فرایند در چارچوب چشم‌اندازها، رسالت و اهداف برای فعالیت در محیط الکترونیک تشریح می شود
موج تجارت الکترونیک تقریبا همه شرکتها را در تمامی اقتصادها تحت تاثیر قرار داده است و این شرکتها ناگزیر از ورود به عرصه تجارت الکترونیک هستند. گام اولیه و اساسی تدوین استراتژی بدون شک تدوین وطراحی اهداف استراتژیک تجارت الکترونیک است. اهداف استراتژیک تجارت الکترونیک همانند یک چراغ راهنما، تمامی تلاشها و اقدامات را در راه استقرار مناسب تجارت الکترونیک و کسب مزیت رقابتی در عرصه دنیای الکترونیک را تسهیل می کند. با عنایت به اهمیت وجود اهداف استراتژیک تجارت الکترونیک در این مقاله به چگونگی تدوین این اهداف پرداخته می شود.
چشم انداز تجارت الکترونیک
یکی از مهمترین وظایف مدیران عالی سازمان و متصدیان تدوین استراتژی تجارت الکترونیک، تعیین چشم‌انداز تجارت الکترونیک سازمان است. چشم اندازهای برتر و عالی تجارت الکترونیک چیزی فراتر از اهداف تجاری و یا درآمدی را منعکس می کنند. چشم اندازهای قوی و مناسب کارکنان را هماهنگ کرده و سرمایه گذاران را به سرمایه گذاری بیشتر در سازمان تشویق می‌کند. وجود چشم انداز قوی، کارا و مناسب علائمی را به بازار می فرستد که نشان‌دهنده توانایی سازمان جهت کسب رهبری بازار و تسلط بر بازار است (RAYPORT & JAWORSKI, 2002, PP 15-16). میلر (۱۹۹۶,PP 40-42) در تعریف چشم‌انداز بیان می دارد که چشم انداز مقصد نهایی است که جامع، گسترده و آینده نگر است. چشم انداز آرزوهای آینده سازمان را نشان می دهد و ابزارهای رسیدن به آن را مشخص می کند. به عبارت دیگر چشم انداز وضعیت ممکن و مطلوب آینده سازمان است. سازمان با تدوین چشم‌انداز تجارت الکترونیک وضعیت موردنظر و مطلوبی را که قصد دارد در آینده به آن برسد را مشخص می کند و جایگاه خود را در بازار الکترونیک روشن می سازد. نقش چشم انداز را در تعیین وضعیت مطلوب آینده سازمان را می توان درقالب شکل (۱) مشاهده کرد.
 
 
همانگونه که در شکل (۱) مشاهده می‌شود در زمان فعلی (وضعیت موجود) که وضعیت سازمان را در مقطع زمانی (TO) نشان می دهد سازمان موقعیت مشخصی در بازار الکترونیک دارد. ممکن است درحال حاضر سازمان فقط یک وب سایت داشته باشد و هیچگونه فروش اینترنتی نداشته باشد و جزء پیروان و رقبای کم اهمیت بازار الکترونیک تلقی شود. سازمان با تدوین استراتژی مناسب تجارت الکترونیک تلاش می کند که به وضعیت مطلوب در زمان موردنظر (TN) دست یابد.
استراتژی تجارت الکترونیک به عنوان یک وسیله و ابزار در راستای تحقق اهداف استراتژیک تجارت الکترونیک و ازجمله تحقق چشم انداز تجارت الکترونیک عمل می کند. وضعیت مطلوب نشان دهنده آرزوها و خواسته های سازمان درمورد چگونگی موقعیت آینده خود در بازار الکترونیک است که ازطریق اجرای استراتژی تجارت الکترونیک تحقق می یابد. برای مثال شرکت سیسکو چشم انداز خود را بدین صورت تدوین نموده است: تغییر روشی که کار می‌کنیم، زندگی می کنیم بازی می کنیم و یاد می گیریم.
رسالت تجارت الکترونیک
رسالت سازمان که از آن به عنوان مأموریت و بیانیه رسالتی یاد می شود بیان می کند که سازمان چه چیزی را برای جامعه تولید می‌کند. رسالت سازمانی اهداف بنیادی منحصر به فرد سازمان را تعیین و سازمان را از سایر سازمانها متمایز و جهت‌گیری سازمان را مشخص می کند (MOHAMMED.2002,P34). رسالت سازمان هدف سازمان و یا دلیل وجودی آن را بیان می کند (WHEELEN & HUBGER, 2000, P6). رسالت سازمان ضمن اینکه چشم انداز سازمان را عینی و ملموس می کند اعتقادات و جهت گیریهایی را که مدیران دوراندیش سازمان درنظر دارند مشخص می کند (MILLER, 1996, P44-45). رسالت سازمانی تجارت الکترونیک باید چهار عنصر زیر را دربرگیرد:
۱ – تعهد سازمانی به ذی‌نفعان در بازار الکترونیک
سازمان باید انتظارات دی‌نفعان متعدد از قبیل کارکنان، مدیریت و سرمایه گذاران را از تجارت الکترونیک مشخص کرده و خود را ملزم به تحقق آن بدانند. برای مثال سازمان باید امنیت شغلی کارکنان، بهبود ارزیابی عملکرد و تامین نرخ بازده موردانتظار را به عنوان انتظارات ذی‌نفعان در بازار الکترونیک لحاظ کند.
۲ – حوزه کسب و کار
سازمان در رسالت تجارت الکترونیک خود باید محدوده و قلمرو فعالیت خود را در بازار الکترونیک مشخص کند. آیا سازمان قصد دارد در حوزه B2C فعالیت کند یا B2B و یا هر دو؟ اگر شرکت در چندین کسب و کار شرکت کند تاچه حد قصد دارد هریک از کسب و کارهای خود را به صورت الکترونیک تبدیل کند؟ آیا شرکت قصد دارد فقط خدمات پس از فروش و مدیریت ارتباطات با مشتری را تامین کند یا اینکه درصدد است مبادلات و حمل‌ونقل دیجیتال و اینترنتی را نیز پیگیری کند؟
 
۳ – منابع مزیت رقابتی تجارت الکترونیک
سازمان باید منابع و مهارتهایی را که سبب ایجاد مزیت رقابتی در بازار الکترونیک می شوند را مشخص کند. اگر سازمان از منابع مالی کافی برای تامین هزینه های استقرار و نگهداری تجارت الکترونیک برخوردار باشد، کارکنان آشنا با مفاهیم و اصول تجارت الکترونیک داشته باشد، ازمارک قوی، معروف و معتبر برخوردار باشد و محصولات آن قابلیت تبدیل دیجیتال داشته باشند و از قابلیت دیجیتال بالایی برخوردار باشند، سازمان می تواند در بازار الکترونیک به مزیت رقابتی دست یابد. نکته مهم این است که بازار الکترونیک و اینترنتی به خودی خود و فی‌نفسه مزیت رقابتی تلقی نمی شوند.
۴ – تصویر آینده سازمان به بازار الکترونیک
در رسالت تجارت الکترونیک سازمان، باید تغییرات محیط قانونی، رقابتی، اقتصادی و فناوری موردتوجه قرار گیرد. محیط فناوری به دلیل اهمیت حیاتی آن و تدارک زیرساختارهای بازار الکترونیک ازتوجه و اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.
ابل (ABELL, 1993) اهمیت تدوین رسالت سازمانی را در سه مورد زیر معرفی می کند:
۱ – رسالت سازمان منطق روشنی از اهداف سازمان برای کارکنان ارائه می کند.
۲ – رسالت سازمان منطق روشنی از کسب و کار صنعتی که سازمان در آن فعالیت می کند عرضه می نماید.
۳ – رسالت سازمان استراتژی فعلی کسب و کار سازمان و جهت گیری آینده آن را بیان می کند.
رسالت تجارت الکترونیک دلیل وجودی و فلسفه حیات سازمان را در بازار الکترونیک مشخص می کند برخلاف چشم انداز تجارت الکترونیک که حالت آینده‌نگر دارد رسالت حال‌نگر است و به زمان حال توجه دارد.
رسالت سازمانی در عرصه بازار الکترونیک سنگ بنای استراتژی تجارت الکترونیک بوده که در زمان TO (حال حاضر) وجود دارد. سازمان برمبنای رسالت تجارت الکترونیک و با استفاده از استراتژی تجارت الکترونیک درصدد رسیدن به چشم انداز مطلوب تجارت الکترونیک در زمان آینده (TN) است. در این قسمت سه نمونه از رسالت شرکتهای فعال در تجارت الکترونیک مطرح می شوند.
رسالت شرکت آ،او.ال: ایجاد یک رسانه جهانی که به اندازه تلفن و تلویزیون برای زندگی مردم حیاتی بوده و حتی از آنها نیز ارزشمندتر است.
رسالت شرکت ای.بی: ما به مردم کمک می کنیم تا از هر نقطه از جهان هر چیزی را با هم مبادله کنند. ما به تقویت تجربیات اینترنتی همه افراد (فروشندگان، شرکتهای کوچک، جستجوگران اقلام منحصر به فرد و…) ادامه خواهیم داد.
رسالت شرکت مانستر: مانستر خود را متعهد به رهبری بازار ازطریق عرضه فناوری‌های نوآورانه جدید و خدمات برتر می داند که امکان اعمال کنترل بیشتری را به مشتریان (جویندگان شغل) و شرکتها برای فرایند استخدام و کارمندیابی فراهم می سازد.
اهداف
سازمانهایی که قصد تدوین استراتژی تجارت الکترونیک دارند باید پس از تدوین و تعیین چشم انداز و رسالت، اهداف تجارت الکترونیک موردنظر خود را مشخص کنند. اهداف نشان دهنده نتایج نهایی فعالیتهای برنامه ریزی شده سازمان هستند (HUNGER & WHEELEN, 2000, P6). منظور از تعیین اهداف و هدف گذاری تبدیل چشم‌انداز و رسالت سازمانی به اهداف عملکردی معین و خاص است (THOMPSONS & STRICKLAND, 2003, P9). اهداف تجارت الکترونیک، مقاصد نهایی فعالیتهای تجارت الکترونیک بوده و قابل اندازه گیری هستند. صفت مشخصه اهداف تجارت الکترونیک کمیت پذیری آنها است به نحوی که ملموس و عینی باشند.
برخلاف چشم انداز و رسالت تجارت الکترونیک که حالت کیفی داشته و ازنظر کمیت پذیری مبهم هستند، اهداف تجارت الکترونیک را می توان برحسب معیارهای مناسب به صورت عدد و رقم تبدیل کرد. 
سابان (SABAN,2001) اهداف عمده تجارت الکترونیک را در سه طبقه زیر خلاصه می کند:
۱ – بهبود فرایندها: هدف تجارت الکترونیک می تواند حذف فرایندهای زاید و یا بهبود فرایندهای موجود باشد. ۳/۶۸ درصد شرکتهای به کارگیرنده تجارت الکترونیک، بهبود فرایندها را به عنوان یکی از اهداف خود قرار داده اند.
۲ – مهار هزینه ها: گاهی اوقات هدف تجارت الکترونیک کاهش هزینه و بهبود کارایی است. ۱/۱۷ درصد شرکتها هزینه‌ها و افزایش کارایی را به عنوان هدف تجارت الکترونیک قرار داده اند.
۳ – درآمدزایی: در بعضی موارد هدف از استقرار تجارت الکترونیک افزایش فروش و درآمدزایی است. برای مثال شرکت «می‌بری» در سال ۱۹۹۷ فقط از فروش سالانه ای معادل دو میلیون دلار برخوردار بود اما بعد از به کارگیری اینترنت برای انجام فروش اینترنتی این رقم در سال ۲۰۰۰ به هفت میلیون دلار رسید (DENNIS, 2000).
هرکدام از این سه هدف کلی خود از مجموعه ای از اهداف فرعی و جزیی تشکیل شده اند. مجموعه این اهداف جزیی در جدول (۱) نشان داده شده است.
سازمانها در تکنولوژی اطلاعات و سیستمهای اطلاعاتی سرمایه گذاری می کنند تا اهداف متفاوت مدیریت را برآورده سازند. اهداف مدیریتی از سرمایه گذاری در تکنولوژی اطلاعات و تجارت الکترونیک را می توان در سه دسته زیر بیان کرد (WEILL, 1995):
۱ – اهداف مبادله ای: در این حالت سرمایه‌گذاریها درصدد خودکار کردن رخدادهای مالی مثل حقوق و دستمزد، حسابهای دریافتنی و سفارش گیری هستند. این نوع سرمایه‌گذاریها هزینه های نیروی کار و مدیریت را کاهش داده و کارایی را بالا می برد.
۲ – اهداف استراتژیک: در این حالت هدف از سرمایه گذاری کسب مزیت رقابتی و افزایش سهم بازار از طریق رشد فروش است. هدف این سرمایه گذاریها بیشتر گسترش و رشد شرکت است تا کارایی.
۳ – اهداف اطلاعاتی: در این وضعیت هدف ایجاد یک زیرساختار اطلاعاتی است تا سازمان را مدیریت کند. این اهداف درصدد انجام وظایف مدیریتی مثل کنترل، بودجه‌بندی و برنامه ریزی بوده و ارتباطات، حسابداری و تجزیه وتحلیل را توانمند می‌سازد. دان و دان (DAN&DAN, 2000, PP 134-135) نیز اهداف تجارت الکترونیک را در پنج طبقه زیر معرفی می کند:
۱ – رابطه سازی: هدف شرکت ممکن است برقراری ارتباطات نزدیک‌تر، مستحکم‌تر، پایدارتر و همه جانبه با مشتری باشد. این کار ازطریق پست الکترونیک امکان‌پذیر می‌شود.
۲ – حضور بین المللی: تولیدکننده ممکن است با استفاده از تجارت الکترونیک درصدد ورود به بازارهای جهانی و بازاریابی صادرات باشد.
۳ – کاهش هزینه های ارتباطی در بلندمدت: شرکت ممکن است درصدد کاهش هزینه های انجام فعالیتهایی مثل تبلیغات و ترفیع باشد زیرا تبلیغات اینترنتی هزینه های کمتری نسبت به تبلیغات سنتی و کاغذی دارد.
۴ – ارائه خدمات به یک جامعه یا گروه خاص: شرکت ممکن است ازطریق تجارت الکترونیک درصدد توجه به یک بخش خاص بازار باشد و بر آن قسمت تمرکز کند.
۵ – دسترسی به بازارهای جدید: یکی از اهداف شرکتها از به کارگیری تجارت الکترونیک دسترسی به بازارهای جهانی به عنوان بخشی از فرصتهایی است که اینترنت ارائه می کند.
یکی از دلایل افت و ناکامی شرکتهای دات کام در طی سالهای ۲۰۰۰ و ۲۰۰۱ نبود شاخص واضحی از سودآوری تجارت الکترونیک است (BIDGOLI, 2002, P43) به همین دلیل حاصل نهایی تجارت الکترونیک باید به عنوان سود خود را نشان دهد. باتوجه به این مطلب در تعیین اهداف تجارت الکترونیک می توان از معادله سود استفاده کرد. براساس معادله سود، سود شرکتها از کم کردن هزینه ها از درآمد حاصل می شود. تجارت الکترونیک باید سودآوری خود را نشان دهد و بدین منظور می توان دو هدف کلی برای تجارت الکترونیکی شناسایی نمود:
۱ – اهداف کاهش هزینه ها: تجارت الکترونیک قابلیت کاهش هزینه های عملیاتی و غیرعملیاتی (اداری و پشتیبانی) را دارد. تجارت الکترونیک به دلیل افزایش سرعت، دقت و بهبود ارتباطات بین بخشهای داخلی و خارجی هزینه‌های عملیاتی را کاهش می دهد. ازطریق تجارت الکترونیک مدیریت زنجیره عرضه به‌هنگام و کارا می شود و شرکت قادر خواهدبود دروندادهای لازم را برای تولید محصولات با قیمت کمتر و کیفیت بهتر تهیه کند. شرکت می‌تواند با دسترسی به عرضه کنندگان متعدد پایین ترین قیمت و بالاترین و بهترین شرایط را برای خرید مواد و قطعات پیدا کند. تجارت الکترونیک قادر به کاهش هزینه های غیرعملیاتی سازمان را نیز هست، چرا که شرکت می‌تواند با مراجعه به انواع بانکها و موسسات مالی و اعتباری وجوهات مالی لازم را با کمترین نرخ و بهترین شرایط بیابد. شرکتها همچنین می توانند نیروی انسانی موردنیاز خود را با بهترین قابلیت و آمادگی پیدا کرده و به کار گیرند. یکی از مهمترین کاربردهای تجارت الکترونیک که سبب کاهش هزینه های عملیاتی می شود تامین منابع از خارج است. تجارت الکترونیک با حذف کاغذ و فرمهای کاغذی صرفه جوییهای عظیمی حاصل می کند. تجارت الکترونیک با خودکار کرد برخی فرایندها سبب کاهش هزینه های نیروی انسانی می شود. تجارت الکترونیک همچنین باعث کاهش هزینه های بازاریابی و تبلیغات می شود.
۲ – اهداف افزایش درآمد: تجارت الکترونیک محدودیتهای ورود به صنعت را پایین می آورد و امکان کسب بازارهای جدید و دستیابی به مشتریان جدید و حتی مشتریان رقبا را نیز فراهم می کند. با استفاده از تجارت الکترونیک امکان بازاریابی صادراتی و صادرکردن محصولات برای شرکتها ساده‌تر می شود. تجارت الکترونیک باتوجه به مؤلفه مشتریان به چهار طریق درآمد شرکت را بالا می برد:
۱ – افزایش تعداد دفعات خرید مشتریان.
۲ – جذب مشتریان رقبا و خصوصا رقبایی که از تجارت الکترونیک استفاده نمی کنند.
۳ – دستیابی به مشتریان جدید.
۴ – مطالبه قیمتهای بالاتر از طریق متمایز ساختن و سفارشی کردن محصولات موردنظر مشتریان.
مغازه‌های اینترنتی هفت روز هفته و ۲۴ ساعته شبانه روز باز بوده و امکان خرید از آنها درهر لحظه از زمان وجود دارد این نکته که در تجارت الکترونیک به قانون ۷/۲۴ مشهور است سبب افزایش خرید مشتریان و افزایش درآمد شرکت می شود.
نتیجه گیری
یکی از مهمترین مراحل در فرایند برنامه ریزی استراتژیک تجارت الکترونیک تعیین اهداف استراتژیک است. سازمان هدف، گیج و بی هدف به سوی پایانی نامعلوم گام برمی دارد. نمی توان فرد یا سازمانی را متصور شد که بدون داشتن هدفهایی روشن به موفقیتهایی دست یافته باشد. با ورود ابزارهای الکترونیک به عرصه تجارت سازمانها باید نتایج موردانتظار خود را از فعالیتهای الکترونیک در چارچوب چشم اندازها، رسالت و اهداف تعیین کرده تا موفقیت و بقای سازمان تضمین شود. نکته مهم در برنامه ریزی راهبردی تجارت الکترونیک، استقرار براساس نیاز است. به عبارت دیگر استقرار تجارت الکترونیک نباید صرفا به عنوان یک مد در بین سازمانها معرفی شود. استقرار تجارت الکترونیک نیازمند سنجش زیرساختهای نرم و سخت سازمان، تعیین اهداف راهبردی، تدوین و انتخاب راهبردها و درنهایت اجرا و کنترل نتایج است
  • بازدید : 48 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

حضرت محمد (ص) درباره اهمیت وجود عدالت در یک نظام سیاسی و اجتماعی و رابطه حکومت گران با حکومت شوندگان می فرمایند : 
اساس یک حکومت عدالت است و حکومت همراه با کفر می تواند استمرار یابد اما بدون عدالت دوام آن ناممکن است. اصولاً اجتماع متشکل از انسانها بر مبنی وجود عدالت است که انسجام می یابد و تدوام پیدا می کند، چرا که هر عضو جامعه انسانی برای برخورداری از حقوق انسانی و در جهت تکامل یافتن ابعاد ذات انسانیش با دیگر انسانها ارتباط و تعامل می یابد و بعد دیگر این حقوق، تکالیفی است که او بایستی در برابر دیگران تقبل نماید و عدالت تار و پودیست که حقوق و تکالیف را به هم پیوند می زند، نظم می بخشد و هماهنگ میکند
در اسلام با توجه و رعایت حقوق هر عضو از اعضاء اجتماع که در پرتو آن استعدادها و توانائیهای هر فرد پرورش می یابد اصالت و اولویت به جامعه داده شده است و مصلحت مسلمانان به منافع هر فرد ارجح دانسته شده است، در تفسیر آیه « وَالسَّمَاءِ رَفَعَهاَ وَ وَضَعَ المِیزَانِ» نتیجه گرفته می شود که نظام هستی بر عدل استوار شده است و میزان که در کلام خداوند همان عدل است در کیهان و کل نظام هستی حاکم است و بدون تردید بر زندگی اجتماعی افراد در جامعه نیز بایستی نظمی حاکم باشد تا از محور عدل تجاوز نشود زیرا استقرار نظم بر پدیده های تکوینی و تشریعی مایه حیات و زندگی است و به تبعید دیگر فعالیت و موجودیت هر پدیده ای در گروه استقرار عدل (نظم) است، اما ابزار و وسیله ای که بشر برای ایجاد و استقرار نظم در اجتماع به کار می گیرد برقرار حکومت و وضع قوانین و مقررات بر اساس شریعت است. 
چرا عدالت زیبا است؟ رابطه عدالت با پیشرفت کشور چیست؟
اگر عدالت در جامعه برقرار و استوار باشد مهمترین چشم اندازی که از تأمل بیننده به نظر می آید هماهنگی و نظام مندی جامعه است به شکلی که هر جزء و قسمت از اجتماع در جایگاهی متناسب و هماهنگ با دیگر اجزاء و قسمتها و با کارآمدی به اجرای وظیفه و انجام تکالیف خواهد پرداخت. زیستن در جامعه رو به تکامل و تعالی و  کشوری در مسیر پیشرفت و توسعه بدست نخواهد آمد مگر با و از طریق برقراری عدل محوری در رابطه میان حکومت گران و حکومت شوندگان که به جریان یافتن درست کارها و جلب رضایت اعضاء جامعه نسبت به نظام سیاسی می شود. در صورتیکه مسئولان و مجریان برنامه ریزی و سیاستگذاری با توجه به عدالت و بر اساس عدل محوری عمل می نمایند ظلم و تبعیض و حق سوزی اعضاء جامعه در جامعه دیده نمی شود که بالاترین زشتی در یک جامعه است. وجود تبعیض و عدم به اجرای در میان مردم یک جامعه چهره زشت فقر و محرومیت را آشکار می کند و فسادی که از آن ناشی می شود معضلات و مشکلات انبوهی را  پدید می آورد. زیبائی یک اجتماع و شهر را   تنها ساختمانها  و اتومبیلهای مدرن و خیابانهای زیبا موجب نمی شوندبلکه آنچه که مهمتر است و بر روح مردم و اندیشه یک شهروند و عضو یک جامعه تاثیرگذار است نه زیبائی شهر و پارکها بلکه وجود یا فقدان معضلات و مشکلات اجتماع و آسیبها و صدمات ناشی از آنهاست که موجب انگیزه و شوق به زندگی در انسان و یا بر عکس ناخشنودی و بی انگیزگی به مسئولیت و زندگی می شود. در جامعه ما نیز معضلات و آسیبهای اجتماعی که عمدتاً ریشه در محرومیتها و فقر دارند خصوصاً در شهرهای بزرگ مدتی است که به شکل گسترده آشکار شده است نظیر بزهکاری جوانان و نوجوانان که قاعدتاً ریشه در بیکاری گسترده و فقر و محرومیت خانواده دارد. با توجه  به اینکه استقرار عدالت و حمایت از محرومین و مستضعفین از اصول و ارکان اصلی انقلاب اسلامی ما بوده اند با توجه و پیگیری بیشتر نسبت به معضلات اقتصادی و اجتماعی و سرلوحه قرار دادن استقرار عدالت اجتماعی که در دولت رئیس جمهور محترم آقای احمدی نژاد به آن اهتمام ویژه و جدی شده است نسبت به ریشه کنی بی عدالتی اهتمام گردد که نتیجه آن مطمئناً زیباتر شدن چهره شهر و اجتماع می باشد. 
رابطه عدالت با همدلی و همبستگی مردم چگونه است؟
ایجاد و تداوم همدلی و همبستگی در میان مردم یک کشرو را در اثر مستقر شدن عدالت در دو محور می توان مشاهده کرد : 
اول در عرصه اجتماعی که مفهوم آن به طور خلاصه احترام به حقوق دیگران و رعایت مصالح عمومی می باشد که زمینه اجرایی شدن آن سه عرصه زیر را در بر می گیرد : 
عدالت اداری به مفهوم قائل نشدن تبعیض بین افراد یک جامعه و ارائه فرصت ها متناسب با استعدادها و توانائیهای افراد و وجود عدالت در سیستم اداری و برنامه ریزی (دیوانسالاری) عدالت قضائی که از برابری حقوق انسانها ناشی می شود و بدین معناست که در پیشگاه قانون و در زمان احقاق حقوق هر عضوی از اجتماع این برابری بایستی در عمل به اجرا  گذاشته شود و استیفای حقوق افراد جامعه تحت تأثیر ملاحظات دیگر جز عدالت قرار نگیرد. عدالت اقتصادی که منظور از آن بهره مند شدن اعضاء جامعه به یکسان از منافع عمومی (بیت المال) و عدم وجود رانت یا امتیاز به نفع افراد یا طبقه خاصی که موجب لطمه خوردن به اقشار و طبقات دیگر جامعه شود و نیز توزیع برابر فرصتهای اقتصادی و شغلی در جامعه. در صورتیکه عدالت و عدل محوری در عرصه های فوق وجود داشته باشد شاهد تأثیر مثبت و مطلوب آن به تحکیم همدلی و همبستگی مردم خواهیم بود. برداشتن محدودیت در توزیع امکانات و امتیازات موجب خواهد شد تا هر عضو جامعه بتواند براساس توانائیش مسئولیتی را تقبل نماید در نتیجه هم به کارآمدی در انجام کارها افزوده می شود و هم به میزان مشروعیت نظام سیاسی نزد افکار عمومی اضافه می گردد. به عبارت دیگر بین عدالت و گستره عمومی ارتباط دوجانبه وجود دارد به طوریکه تحکیم پایه های عدالت محوری در سیاستگذاری و برنامه ریزی دولت از ایجاد شکاف و فاصله میان دولت و مردم می کاهد و از طرف دیگر بهره مندی همگانی از مواهب و منافع عمومی موجب تقویت انگیزه ها و محکم تر شدن رشته همدلی و همبستگی بین اعضاء یک جامعه خواهد شد. محور دیگر رابطه عدالت با همبستگی و همدلی به مسأله انسان سازی و درونی سازی عدالت طلبی برای اعضاء جامعه باز می گردد. چنانکه از دیدگاه امام علی ( ع ) عدالت اخلاقی  پایه اساس عدالت سیاسی و اقتصادی و اجتماعی است و اگر چه در حالتیکه جامعه موزون و متعادل نباشد اخلاق شخصی و فردی هم متعادل و موزون نخواهد بود اما فقط چشم به انتظار عدالت نشستن در حالیکه ایمان و تقوی در نخبگان واعضاء جامعه پرورش داده نشود انتظاری بیهوده خواهد بود و اهتمام به پرورش انسانهای عدالت طلب رکن اصلی و بستر پی ریزی یک اجتماع عادلانه است. 
-مصادیق و زمینه های عدالت در حوزه آموزش و پرورش کدام است؟ برای برقراری عدالت در آموزش و پرورش چه نوع کارهایی را پیشنهاد می کنید؟ پیش از آنکه به بررسی زمینه های گسترش عدالت درآموزش و پرورش بپردازیم شاید بهتر باشد که ابتدا به جایگاه و اهمیت آموزش و پرورش در روند رو به رشد و توسعه جامعه پرداخته شود. سیستم آموزشی در هر کشور مهمترین ابزار فرهنگ سازی و ارتقاء سطح علمی و فنی جامعه است و این مهم در کشورهای پیشرفته و توسعه یافته به اثبات رسیده است چرا که در هر جامعه از طریق سیستم آموزشی می توان به تربیت و پرورش نسل فردای جامعه پرداخت و علاوه بر بالا بردن سطح معلومات و آگاهیهای علمی به هنجارسازی و درونی سازی ارزشهایی که برای رشد و تکامل اجتماع لازم می باشند پرداخت، ارزشهایی مثل : عدالت طلبی، سخت کوشی، انظباط، آزادیخواهی و علاقه به فرهنگ و تاریخ کشور خود برای آنکه آموزش و پرورش بتواند به شکل مطلوب به این وظیفه و مسئولیت مهم عمل نماید بایستی توجه جدی به دو قشر معلمان و متعلمان در رأس سیاستگذاری و برنامه ریزی قرار گیرد. از آن رو که نقش و اهمیت معلمان را در تعلیم و تربیت نسل آینده جامعه نمی توان از یاد برد. پس ایجاد و استقرار شرایط مطلوب و مساعد که شوق انگیزه ها و ابتکارات این طبقه می باشد را نمی توان از نظر دور داشت، چنین برنامه ریزی را می توان با از بین بردن و یا به حداقل رسانیدن دغدغده ها و معضلات ناشی از شرایط اقتصادی اجرا نمود از طریق اقداماتی مثل: 
– افزایش حقوق و تسهیلات مالی برای معلمان و نیز فراهم کردن امکانات برای دوران بازنشستگی

عتیقه زیرخاکی گنج