• بازدید : 68 views
  • بدون نظر

منطق فازی یا Fuzzy logic شاخه علمی جدیدی است که دریچه تازه ای به سمت مسایل نرم افزاری و رایانه ای باز میکند . پایان نامه ای با این عنوان برای دوستان دانشجوی عزیز قرار داده شده است تا با کمک از آن سطح دانش خود درباره این شاخه علمی را افزایش دهند.

در اين مقاله به بررسي شيوه هاي جديد تشخيص عيوب كه بر مبناي منطق فازي استوار هستند مي پردازيم. منطق فازي يكي از شاخه هاي جديد علم است كه در سال ۱۹۶۵ توسط پروفسور لطفی زاده ابداع و معرفي شد.

اصول مطق فازي بر تعاريف مجموعه هاي فازي استوار است. همان گونه كه اصول منطق كلاسيك بر مجموعه هاي كلاسيك يا مطلق استوار هستند. اهميت منطق و مجموعه هاي فازي بخصوص اخيراً و پس از بوجود آمدن نگرشهاي جديد در علوم و تكنولوژي موسوم به موج سوم افزايش يافته است

  • بازدید : 73 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

يكى از علومى كه از جهان خارج وارد فرهنگ اسلامى شد و پذيرش عمومى يافت , و حتى به عنوان مقدمه اى بر علوم دينى جزء علوم دينى قرار گرفت , علم منطق است .
    علم منطق از متون يونانى ترجمه شد , واضح و مدون اين علم ارسطاطاليس يونانى است.اين علم در ميان مسلمين نفوذ و گسترش فوق العاده يافت , اضافاتى بر آن شد و به سر حد كمال رسيد . بزرگترين منطقهاى ارسطويى كه در ميان مسلمين تدوين شد منطق الشفاى بو على سينا است , منطق الشفا چندين برابر منطق خود ارسطو است.
تعريف منطق :
  منطق < قانون صحيح فكر كردن > است . يعنى قواعد و قوانين منطقى به منزله يك مقياس و معيار و آلت سنجش است كه هر گاه بخواهيم درباره برخى از موضوعات علمى يا فلسفى تفكر و استدلال كنيم بايد استدلال خود را اين مقياسعا و معيارها بسنجيم و ارزيابى كنيم كه بطور غلط نتيجه گيرى نكنيم , منطق براى يك عالم و فيلسوف كه از آن استفاده مى كند نظير شاقول يا طراز است كه بنا از وجود آنها براى ساختمان استفاده مى كند و مىسنجد كه آيا ديئارى كه بالا برده است عمودى است يا نه ؟ و يا آيا سطحي كه چيده است افقى است يا نه؟
   فائده منطق :
  از تهريفى كه براي منطق ذكر كرديم فايده منطق نيز روشن مى شود معلوم شئ فايده منطق جلوگيرى ذهن است از خطاى در تفكر ؛ تفكر عبارت است از مربوط كردن چند معلوم به يكديگر براى بدست آوردن معلوم جديد و تبديل كردن يك مجهول به معلوم . در حقيقت تفكر عبارت است از سير و حركت ذهن از يك مطلوب مجهول به سوى يك سلسله مقدمات معلوم و سپس حركت از آن مقدمات معلوم به سوى آن مطلوب براى تبديل آن به معلوم. 
  ذهن آنكاه كه فكر مىكند و مي خواهد از تركيب و مزدوج كردن معلومات خويش مجهولى را تبديل به معلوم كند , بايد به آن معلومات شكل نظم و صورت خاص بدهد . يعنى معلومات قبلى ذهن تنها در صئرتى مولد و منتج مىشوند كه شكل و صورت خاصى به آنها داده شود منطق قواعد و قوانين اين نظم و شكل را بيان مى كند . 
    
 خطاى ذهن :
   ذهن آنگاه كه تفكر مى كند و امورى را براى امرى ديگر قرار ميدهد ممكن است صحيح عمل كند و ممكن است دچار خطا گردد. منشاء خطا يكى از دو امر ذيل ممكن است باشد :
۱- آن مقدماتى كه آنها را پايه قرار داده و معلوم فرض كرده خطا و اشتباه باشد . يعنى مقدماتى كه مصالح استدلال ما را تشكيل مىدهد فاسد باشد.
۲- نظم و شكل و صورتى كه به مقدمات داده شده غلط باشد يعنى هر چند مصالح استدلال ما صحيح و درست است ولى شكل استدلال ما غلط است.
  خطا سنجى منطق ارسطويى منحصراً مربوط به شكل و صورت استدلال , اما سنجش خطاى ماده استدلال از عهده منطق ارسطويى خارج است , لهذا منطق ارسطويى را منطق صورت مى نامند . 
     موضوع منطق :
  موضوع علم عبارت است از آن چيزى كه آن علم در اطراف آن بحث مىكند و هر يك از مسائل آن علم را در نظر بگيريم خواهيم ديد بيانى است از يكى از احوال و خواص و آثار آن . عبارتى كه منطقيين و فلاسفه در تعريف موضوع علم بكار برده اند اينست : موضوع كل علم هو ما يبحث فيه عن عوارضه الذاتيه يعنى موضوع هر علم آن چيزىاست كه آن علم درباره عوارض ذاتى آن بحث مىكند.
   در اينجا دو نظريه است : 
۱- علت اين امر اينست كه مسائل هر علمي بالاخره در اطراف يك حقيقت معينى بحث ميكند . مثلا علت هم خانواده بودن مسائل حساب اينست كه همه آنها در اطراف عدد و خواص و آثار اعداد است و علت هم خانوادگي و قرابت مسائل هندسى اينست كه همه آنها در اطراف مقدار مى باشند.
۲- نظريه دوم اينست كه پيوند مسائل علوم با يكديگر ناشى از آثار و فوايدى است كه بر آنها مرتب ميشود. فرضا يك عده مسائل در اطراف يك موضوع معين نباشد , هر مسئله اي مربوط به موضوع جداگانه اي باشد اگر آن مسائل از لحاظ اثر و فايده و غرضىكه به دانستن آنها تعلق ميگيرد وحدت و اشتراك داشته باشند كافى است كه قرابت و هم خانوادگى ميان آنها برقرار گردد و ضمناا آنها را از مسائل ديگرى كه علم ديگر بشمار ميرود متمايز كند. ولى اين نظريه صحيح نيست اينكه يك عده مسائل از لحاظ اثر و فايده و غرضى كه به دانستن آنها تعلق ميگيرد وحدت و سنخيت پيدا مى كند ناشى از شباهت ذاتى لأن مسائل بيكديگر استو شباهت ذاتى آن مسائل بيكديگر ناشى از اينست كه همه أن مسائل از حالات و عوارض موضوع واحدي مي باشند.
      كلي و جزيى :
   يكي  ديگر از بحثهاي مقدماتى منطق بحث كلى و جزيى است .تصورات كلى و تصورات جزيى :
  تصورات جزيي يك سلسله صورتها است كه جز بر شخص واحد قابل انطباق نيست , در مورد مصداق اين تصورات كلماتى از قبيل ” چندتا” كداميك ” معنى ندارد.
 ادراك كلى , علامت رشد و تكامل انسان در ميان جانداران است . راز موفقيت انسان – بر خلاف حيوانات-
به درك قوانين جهان و استخدام آن قوانين و ايجاد صنايع و تشكيل فرهنگ و تمدن ، همه در ادراك كليات نهفته است .منطق كه ايزار صحيح فكر كردن است هم با سروكار دارد هم با كلى ، ولى بيشتر سرو كارش با كليات است . 
         نسب اربعه :    
از جمله مسا ئلي كه لازم است دانسته شود ، انواع رابطه و نسبتي است كه دو كلي با يكد يگر ممكن است داشته باشند . هر كلي را نظر با ينكه شامل افراد بسياري است ، اگر آن را با يك كلي ديگر كه آن نيز شامل يك سلسله افراد     است مقاسيه كنيم يكي از چهار نسبت ذيل را با يكديگر خواهند داشت:       

                      تبا ين        تساوي       عموم و خصوص مطلق         عموم و خصوص من وجه                                       
زيرا يا اينست كه هيچيك از اين دو كلي بر هيچيك از افراد آن كلي ديگر صدق نمي كند و قـلمرو هـر كدام ازاينهـا ازقـلمرو ديگري جدا است،در اين صورت نسبت ميان اين دو كلي نسبت تباين است و آن دو كلي را « متباينين » مي خوانند.                                                                                                                

هـر يك از اين دو بر تمام افراد ديگري صدق مي كند ، يعني قـلمرو هـر دو كلي يكي است ، در اين صورت نسبت ميان اين دو كلي نسبت «‌ تساوي » است و آن دو كلي را« متسا ويين » مي خوانند.
اينست كه يكي بر تمام افراد ديگري صدق مي كند و تمام قـلمرو آنرا در بر مي گيرد اما ديگري تمام اولي را در بر نمي گيرد بلكه بعضي از آنرا در رب مي گيرد ، در اين صورت نسبت ميان آن دو كلي ، نسبت « عموم و خصوص مطلق » است و آن دو كلي را « عام و خاص مطلق » مي خوانند .
    اينست كه هـر كدام از آنها بر بعضي از افراد ديگري صدق مي كند و در بعضي از قـلمرو هاي خود بر يكديگر اشتراك دارند و اما هـر كدام بر افرادي صدق مي كند كه ديگري صدق نمي كند يعني هـر كدام قـلمرو جداگانه نيز دارند ، در اين صورت نسبت ميان آن دو كلي « عموم و خصوص من وجه » است و آن كلي را« عام و خاص من وجه » مي خوانند.
        قضايا :
    اول بايد قضيه را تعريف كنيم و سپس به تقسيم قـضايا بپردازيم و آنگاه احكام قضايا را ذكر كنيم . پس سه مرحله بايد كار كنيم :    تعريف .  تقسيم  .  احكام 
براي اينكه قـضيه را تعريف كنيم مقدمه اي بايد ذكر كنيم كه مربوط به الفاظ است. گرچه منطق سر وكارش با معاني و ادراك ذهـنيه است و مستقيماً كاري با الفاظ ندارد ( بر حلاف نحو صرف كه سر كارشان مستقيماً با الفاظ است ) و هـر گونه تعريف يا تقسيم يا بيان حكمي كه مي كند مربوط به معاني و ادراكات است ، در عين حال گاهي منطق ناچار است به پاره اي تعريف و تقسيمها درباره الفلظ بپردازد.
  البته تعريف و تقسيماهائي كه منطق در الفاظ بكار مي برد به اعتبار معاني آن الفاظ است ، يعني آن الفاظ به اعتبار معاني خودشان به گونه اي تعريف مي شوند و تقسيمهائي بر آنها وارد مي شود . در قديم معمول بود كه به نو آموزان منطق اين بيت :    منطقي در بند بحث لفـظ نيست       ليك بحث لفظ او را عارضي است 
  در اصطلاح منطقـيين هـر لفظي كه براي يك مهني وضع شده باشد و مفيد معني باشد «‌ قول » خوانده مي شود .
  عليهذا تمام الفاظي كه ما در محاورات خود بكار مي بريم و مقاصد خود را به يكديگر تفهيم ميكنيم « اقوال» مي باشد و اگر لفظي فاقد معني باشد آن را مهمل مي گويند و قول خوانده نمي شود . مثلاً لفظ « اسب » در فارسي ، قول است زيرا نام يك حيوان خاص است ،اما لفظ « ساب » قول نيست زيرا مفيد معني نمي باشد .
 قول بر دو قسم است يا مفرد است يا مركب . اگر داراي دو جزء باشد و هـر جزء آن بر جزء معيني دلالت كند آن را مركب خوانند و اگر نه ، مفرد.
عليهذا لفظ « آب‌» مفرد است اما « آب هـندوانه » مركب است. مركب بر دو قسم است يا تام است يا ناقص . مركب تام آنستكه يك جمله تمام باشد ، يعني بيان كننده يك مقصود كامل باشد بطوريكه اگر به ديگري گفته شود ، او مطلبي را درك كند و به اصطلاح صجت سكوت داشته باشد و حالت انتظار باقي نماند . اما مركب ناقص برخلاف اين است ، كلامي نيمه تمام است ، مخاطب از آن معني و مقصودي درك نمي كند .
   مركب تام نيز بر دو قسم است يا خبر است يا انشاء . مركب تام خبري آن است كه از واقـعـيتي حكايت مي كند . يعني از امري كه واقع شده است يا واقع خواهـد شد يا در حال واقع شدن اشت و يا هـمواره بوده و هـست و خواهد بود خبر مي دهـد . مثل آنكه مي گوييم : من سال گذشته به مكه رفتم . من سال آ ينده در فوق ليسانس شركت مي كنم. اما مركب انشائي عبارت است از جمله اي كه از چيزي خبر نمي دهـد بلكه خودبخود آورنده يك معني است. مثل آنكه مي گوييم : برو ، بيا ، حرف نزن ، آيا با من مي آيي؟
  • بازدید : 57 views
  • بدون نظر

این فایل در ۵۰۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

پس از حمد خدا و مدح رسول و خلفا، مستقلاً ابیات موضوعی مثنوی و داستان مرغان آغاز می‌شود. داستان مرغان در ۴۵ گفتار است و در پایان ابیاتی تحت عنوان خاتمه کتاب می‌آید. عطار در عرض ماجرا و سیر مرغان حکایت‌های حکیمانه‌ای می‌گنجاند و هفت وادی عرفان را معرفی می کند.

پایه داستان این است که جمعی از پرندگان در جلسه‌ای، برای انتخاب پادشاهی برای خود به اجماع می‌رسند. پس از بحث فراوان سیمرغ را برای این کار نامزد می‌کنند و برای یافتنش به راه می‌افتند. اما در راه هریک به دلیلی جان می‌بازد و فقط سی (۳۰) مرغ به سیمرغ می‌رسند و آن‌جا درمی‌یابند که طالب و مطلوب یکی است؛ چون آنها سی مرغ بودند که طالب سیمرغ شدند.

ابیات سرآغاز داستان ابتدا سیزده (۱۳) پرنده را توصیف می‌کند که هریک نمایانگر صفتی از انسانا هستند و در وصف آنها از اطلاعات عامیانه و داستان‌های دینی استفاده می‌کند. داستان طیور این‌گونه آغاز می‌شود:
منطق‌الطیر عطار نیشابوری به تصحیح عزیزالله علی‌زاده توسط انتشارات فردوس تهران در سال ۱۳۸۷ در ۳۴۰ صفحه منتشر شده است. کشف الابیات، نمایه و واژه‌نامه نیز به این مثنوی ۴۹۲۶ بیتی پیوست شده است که به نظر می‌رسد یکی از تصحیحات و تدوینات جامع منطق‌الطیر باشد.[نیازمند منبع]
ترجمه منطق‌الطیر به زبان‌های دیگر[ویرایش]
ترجمه به زبان فرانسوی[ویرایش]
منطق‌الطیر اول بار به همت گارسن دو تاسی (به فرانسوی: Garcin de Tassy) در ۱۸۶۳ به زبان فرانسه ترجمه شد. این منظومه در سال‌های اخیر نیز به صورت مصور و با ترجمه جداگانه منیژه نوری اُرتگا، حسن علوی با مشارکت دنیز دوهامل (به فرانسوی: Denise Duhamel) در پاریس منتشر شده است. 

  • بازدید : 45 views
  • بدون نظر
این فایل در قالبwordتهیه شده وشامل موارد زیر است:

منطق اسلامی در ابتدا از مجموعه منطقی ارسطو، ارغنون  (که طبق یک رده بندی اخیر یونانی شامل علم خطا به  و شعر  نیز می باشد) الهام گرفته شده بود. نویسندگان اسلامی به برخی عناصر منطق و نظریه زبان شناختی  منطق رواقی   نیز آشنا بودند، ومنابع منطقی آنها نه تنها آثار خود ارسطو را شامل می شد بلکه آثار مفسران ارسطویی یونانی متاخر از جمله ایساغوجی  اثر فرفوریوس  و نوشته های منطقی جالینوس  را نیز شامل می شد. با این وجود بیشتر آثار منطقی فیلسوفان اسلامی کاملاً به اسلوب منطق ارسطویی باقی ماند، وبیشتر آثار آنها در این حوزه به شکل تفاسیر ارسطو بود.
منطق از نظر فیلسوفان اسلامی فقط شامل مطالعه الگوهای صوری  استناج  و اعتبار  آنها نبود بلکه عناصر فلسلفة زبان و حتی معرفت شناسی  و مابعدالطبیعه  را نیز شامل می شد. فیلسوفان اسلامی به دلیل مشاجرات اقلیمی با متخصصین دستور زبان عربی بسیار مایل بودند که به رابطة بین منطق و زبان  بپردازند و بحث بیشتری را به پرسش دربارة موضوع و اهداف منطق دربارة استدلال  وسخن  اختصاص می دهند. آنها در حوزة تحلیل منطقی صوری نظریه حدود ، قضایا  و قیاسات  را همانطوریکه در مقولات ، دربارة عبارت  و تحلیلهای پیشین  ارسطو تدوین یافته است مفصلاً شرح دادند. آنها به تبع ارسطو قیاس  را شکلی می دانستند که هر استدلال  عقلی می توانست در قالب آن در آید و نظریة قیاس را نقطة کانونی منطق لحاظ می کردند. حتی بسیاری از ارسطو گرایان اسلامی شعر  را در برخی از سبک ها  به عنوان هنر قیاسی  لحاظ کردند.
چون منطق ابزار دانش ، یا وسیله ای که با آن علم  به دست می آید لحاظ شد، در دنیای اسلامی نظریه عمومی دربارة روش استدلال  با تمرکز بر اهداف معرفت شناسانه  به منطق اضافه شد. این عنصر منطق اسلامی بر نظریه برهان که در تحلیلات پیشین ارسطو ذکر شده است محوریت یافت و از آن موقع برهان  هدف نهایی منطق لحاظ گردید. دیگر عناصر نظریة استدلال مانند جدل و خطابه فرع بر برهان دیده می شدند، لذا این اعتقاد به وجود آمد که حالات معرفتی  این دو نوع استدلال  یقین  واستحکام برهان را ندارند. هدف فیلسوف در نهایت برهان بر حقیقت  ضروری  و یقینی  است؛ استفاده از استدلالات جدل و خطا به عنوان مقدمة دفاع از نتایج  برهان، یا نشر نتایج آن به مخاطبی وسیع تر لحاظ شده است.
الف- موضوع و اهداف منطق
فیلسوفان اسلامی همانطور که روال آنها در بحث همة شاخه های فلسفه بود توجه زیادی را به تعریف موضوعی که در منطق مطالعه می شود و اهدافی که با این مطالعات دنبال می شود معطوف کردند. فارابی که آثار منطقی و زبان شناختی  او بیشتری کار فلسفی اش را تشکیل می دهد، نمونه ای از این رویکرد به منطق است که ویژگی ارسطوگرایی اسلامی است. وی در احصاء العلوم منطق را علمی ابزاری و قانونمند تعریف می کند که هدف آن هدایت عقل   به سوی حقیقت وحراست آن از خطای  در فکر می باشد وی از ضرورت این علم معقول در زمینه هایی که امکان خطا  برای ذهن  حداقل در برخی از افعالش وجود دارد- برای مثال، در زمینه هایی که کاوش عقلانی  فطری  نیست بلکه به صورت استدلالی  یا تجربی  «از طریق تفکر  و تعمق » حاصل می شود- جانبداری کرد. فارابی منطق را با ابزارهایی چون خط کش و پرگار مقایسه می کند، که وقتی، ما اشیاء جسمانی را اندازه گیری می کنیم در آن وقت در معرض خطاهای خطاهای حس قرار گیریم، برای تضمین دقت به کار می روند. ابزارهای منطقی مانند این ابزار از سوی کاربران آن برای تایید هم کارهای فکری و هم  استدلال دیگران می تواند به کار  گرفته شود. در واقع منطق خصوصاً برای هدایت عقل هنگام نیاز به داوری بین آراء و مراجع متضاد و مقابل هم مفید و مهم می باشد.
دیدگاه فارابی دربارة منطق به عنوان علمی قانونمند که رفتارهای ذهن در برابر معقولات را اداره می کند، در بسیاری از آثار منطقی مقدماتی اش تکرار شده است، و مبنای اصلاحات بعدی ابن سینا را شکل داد (نگاه کنید به ابن سینا).ابن سینا در فصلهای نخستین المدخل، اولین کتاب منطقی اثر دائره المعارفی اش- شفا- هدف منطق را توانا ساختن عقل برای کسب «علم به مجهول  از معلوم » وصف می کند. او همانند فارابی با این استدلال که توانایی های فطری تعقل  برای تضمین دستیابی به این هدف ناکافی اند و لذا به کمک یک مهارت نیاز می باشد، از ضرورت منطق جانبداری کرد. هر چد در برخی موارد هوش ذاتی ممکن است برای تضمین دستیابی به علم درست کافی باشد، چنین مواردی حداکثر اتفاقی هستند؛ وی آنها را با فردی مقایسه می کند که بدون اینکه تیرانداز ماهری باشد تصادفی تیری رابه هدف می زند. مهمترین و موثرترین ابتکاری که ابن سینا در توصیف  منطق برای اولین بار ارائه کرد.  تعریف  او از موضوع به عنوان « معقولات ثانوی » یا «مفاهیم ثانوی » در مقابل «معقولات اولی » بوده این تفکیک رابطة تنگاتنگی با فلسفة ابن سینا در این نظریه مهم، بعد الطبیعی اش دارد که  ماهیت یا جوهر  متمایز از وجود است، واینکه وجود به ترتیب به یکی از این دو حالت می تواند لحاظ گردد: وجود عینی، مانند موجودات واحد در عالم خارج؛ یا وجود ذهنی در یکی از قوای حس یا عاقلة نفس (نگاه کنید به وجود).
  • بازدید : 75 views
  • بدون نظر
پایان نامه منطق فازي

تعداد صفحات: ۱۵۲

فرمت فایل: doc


فهرست مطالب

 

 

  عنوان                                                                                      شماره صفحه                        

·        چكيده…………………………………………………………………………..….۱۱

 

فصل اول:آموزش منطق فازي

·        مقدمه………………………………………………………………………………۲۰

·        رشته های  فازي ( Fuzzy Sets )……………………………………………..22

           مرجعUniverse ) )……………………………………………………………26

           نقش عضويت  Membership function ))………………………………..26

           یگانه ( Singletons)…………………………………………………………28

           متغیرهای زبانی (Linguistic variables  )………………………………..29

           مثال سطح مخزن………………………………………………………………….۲۹

·        عملیات برروی مجموعه های فازی( Operations On Fuzzy Set)……….30

     عملیات مجموعه ها (  Set operations)……………………………………..30

     اصلاح کننده (Modifiers  )…………………………………………………….32

     ارتباط ميان مجموعه‌ها…………………………………………………………….۳۵

·        منطق فازی ( Fuzzy Logic )………………………………………………….38

     پیوندها(Connectives  )………………………………………………………39

     استنباط (  Implication )………………………………………………………45

     نتیجه ( Inference )……………………………………………………………47

     قواعد چند گانه(  Several Rule )…………………………………………….49

 

فصل دوم:نظريه منطق فازي

·        مقدمه………………………………………………………………………………۵۰

·        منطق دودويي و منطق چند مقداري-حد آستانه معين و فازي………………..…….۵۱

مجموعه هاي فازي………………………………………………………….……..۵۳

مجموعه هاي فازي مراتب بالاتر……………………….………………………….۵۷

عمليات كلاسيك روي مجموعه هاي فازي………………..……...………………..۵۸

روابط فازي…………………………………………….……….……………….۵۸

قاعده تركيبي استنتاج…………………………..…..……………………………..۵۹

متغييرهاي زبان شناختي……………………………….…………………………..۵۹

منطق فازي……………………………………………….………….…………….۶۰

فرم كانوني……………………………………………………………………….۶۲

·        اصول اوليه و مفاهيم كلي كنترل فازي……………………..………………………۶۳

مزاياي كنترل كننده فازي…………………………………………………………..۶۹

چه مواقعي بايد از منطق فازي استفاده كرد؟……………………...……………….۷۰

·        ژاپن پيشگام در تحقيقات و كاربرد سيستمهاي فازي…………………..…………..۷۱

·        وضعيت تحقيقات و كاربرد سيستمهاي فازي در ايران…………..………...……….۷۸

 

فصل سوم:سيستمهاي تشخيص عيب بر مبناي منطق فازي

·        مقدمه……………………………..…...………………………………………۸۲

·        مجموعه ها و منطق فازي…………………………..…………………………۸۲

·        سيستمهاي تشخيص سنتي………………………………….………………….۸۳

·        سيستمهاي تشخيص فازي………………………………………...…………..۸۴

·        مثالي كاربردي از سيستم تشخيص………………………..………….…..…...۸۵

·        نتايج پياده سازي……………………………….……………………………...۸۸

 

 

فصل چهارم: طراحي شبيه سازي يك كنترل كننده هوشمند ترافيك

·        مقدمه…………………………………………………….…………………….۸۹

      سابقه علمی پژوهش……………………………………………….۸۹

·        مقدمه هاي بر مفاهيم و روشهاي كنترل ترافيك………………….….………۹۰

           كنترل پيش زمانبندي شده………………………………..……..………...۹۰           كنترل متاثر از ترافيك…….……………………….………………..۹۰

·        كنترل متاثر ازترافيك با استفاده از منطق فازي………………………….……..۹۱

         آشنايي با تئوري مجموعه فازي……………….………………..………۹۱

         انگیزه های استفاده از مجموعه های فازی..………………….……….۹۱

         فضاي كمي فازي………………………………………


عتیقه زیرخاکی گنج