• بازدید : 38 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

وظيفه روشنفكر، البته يكي از وظايف او، نقد اجتماعي است؛ نقد اجتماعي وضعيت معاصر. او دو خط مشي كلي براي اين نقد نقد دارد: يكم آنكه مبتني بر علم باشد و دوم اينكه، استراتژيك باشد. او در جايگاه روشنفكري، فقط يك گام و نه بيشتر از جامعه جلوتر است. از بعد استراتژيك، نكات متفاوت سياسي و تاكتيكي را لحاظ مي كند؛ و در مقام اهل علم، بايستي كه اگر از مرز دانش فراتر نمي رود، خود را در مرز آن نگه دارد. هدف وي تعالي است، تعالي جامعه. او، نه همچون سرخوردگان، اهل فرار است؛ بلكه در برابر واقعيت ايستاده است. در اين نوشتار، سعي شده است با تاكيد اوليه بر مسئله فرار مغزها، يك نظريه جامعه شناسانه و مديريتي ارائه گردد.
اين نظريه، ارائه دهنده راه حل غلبه بر مشكل نيست؛ بلكه براي درك ابعاد مسئله و تعريف صحيح آن است. براي تغيير در واقعيت، اولين گام درك، تجزيه و تحليل آن است. از اين رو ما نياز به تئوري داريم. چنان كه راسل مي گويد: يك تئوري خوب از هر چيزي كاربردي تر است. از جمله بحث هاي امروزه در سطح دولت و جامعه، بحث فرار مغزها است. فرار مغزها، همچون هر پديده اجتماعي ديگر علل اقتصادي، سياسي و فرهنگي دارد؛ كه در اين نوشتار بر سر علل سخني نمي رود. از بعد تصميم گيري و حل مسئله، چهار مرحله اساسي وجود دارد: يكم، تعريف و تبيين مسئله؛ دوم، تحليل و درك اسباب و علل؛ سوم، شناسايي راه حل ها و طراحي راه حل نهايي؛ و چهارم، پياده سازي و اجرا. 
پس از آن، نوبت بهبود مستمر است. به اين صورت كه مدام، پسخورد گرفته شود و تغييرات لازم اعمال شود. البته اين مطلب، با سعي و خطا تفاوت دارد. يعني زندگي مداوم سيستم. در اين نوشتار چنانكه اول نيز گفته شد، نگارنده در مقام برنامه ريز نيست، بلكه در مقام منتقد و تحليلگر است. پس به گام اول پرداخته مي شود؛ و به ناچار گريزي نيز به گام دوم زده مي شود. درك فرار مغزها، به لحاظ جامعه شناسي، يك گونه مهاجرت است. (البته اگر هم نباشد نزديك ترين موضوع به بحث است). از اين رو، در آغاز، مفهوم و ماهيت مهاجرت تشريح مي شود تا بر پايه آن، مسئله فرار مغزها نيز، مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد. مهاجرت يكي از پديده هاي كلاسيك جمعيت شناسي و مباحث معمول جامعه شناسي است. در فرهنگ بريتانيكا، دو اصطلاح اساسي از نظر مفهومي و دو وجهه اقتصادي نيز از لحاظ تحليلي دارد.
واژه اول، «به اندازه كافي دور» (significant) است. اين مطلب در نگاه اول به فاصله اشاره دارد. البته صرفاً به منزله فاصله جغرافيايي نيست؛ بلكه، تغييرات بافت اجتماعي است. اين تغيير، بعضاً منجر به فرهنگ پذيري و تطبيق مي شود. واژه دوم، «به اندازه كافي طولاني» (permanent) است. اين مورد بر اين نكته تاكيد دارد كه بعد زماني نيز مطرح است. به اين معني كه مهاجر در بطن برهم كنش اجتماعي جامعه جديد وارد مي شود. 
با توجه به دو نكته فوق مهاجرت تعويض چارچوب حيات اجتماعي است. براي همين است كه مهاجرت با تبعيد، مسافرت و ماموريت تفاوت دارد. به هر روي در مهاجرت بايستي انتقال از يك بافت و فضا به بافت و فضاي جديد صورت گيرد. مطلب ديگر اين است كه، مهاجرت از بعد اقتصادي و هم اجتماعي بر هر دوي مبدا و مقصد اثرگذار است. يعني همان گونه كه معلول شرايط اقتصادي – اجتماعي است، اثر متقابل نيز مي گذارد. علم برنامه ريزي اجتماعي سعي در كنترل و بهينه سازي مسئله مهاجرت در راستاي منافع محيط برنامه ريزي دارد. 
البته در جمعيت شناسي، همواره معضلات فراواني در تعريف مهاجر و مهاجرت وجود دارد. متعاقباً، بررسي و تحليل آمار مهاجرت ها نيز با دشواري روبه روست. به همين صورت نيز، فرار مغزها يك تعريف دقيق و مشخص ندارد. بنابراين آن ابهام ها در اين مورد نيز به چشم مي خورد. اما مسئله اساسي آمارها و يا تعريف دقيق نيست بلكه درك باطن و كشف بطن واقعيت است كه براي ما اهميت دارد. باطن امر اين است كه در مملكت ما ذهنيت رفتن، فكر دل كندن، انگيزه پريدن از شاخ وطن و بر شاخه غريب و بيگانه بر نشستن شكل گرفته است. ما مغز فرار ساخته ايم. كم نيستند كساني كه اگر شرايط فراهم شود؛ اقدام به مهاجرت مي كنند. صرف رفتن گروهي تحصيل كرده مسئله ما نيست. براي روشن تر شدن موضوع، نياز به تكميل تحليل مفهومي مهاجرت داريم. 
عمل مهاجرت داراي دو شرط است. يكم: شرط لازم آن است كه انگيزه كافي شكل بگيرد و مبدا نيز دافعه لازم را داشته باشد. مبدا: به اين معنا كه فرد داراي ماواي اوليه باشد؛ يعني عضوي از جامعه محسوب شود. از اين بابت ماهيت مهاجرت پرندگان با مهاجرت انسان تفاوت دارد. مهاجرت پرندگان جزيي از چارچوب حيات آنها است؛ اما، در مورد انسان ها تعويض چارچوب حيات است. انگيزه: مهاجرت قصدمندي لازم را مي طلبد. مهاجر داراي انگيزه كافي و هدف توجيه پذير باشد. پاشنه آشيل مهاجرت نيز در همين شرط نهفته است. يعني شكل گيري اراده انساني براي انجام مهاجرت واضح است كه اگر انگيزه شكل نگيرد، مهاجرت منتفي است. حتي اگر مقصدي هم باشد و شرايط نيز فراهم باشد. 
دوم: شرط كافي اين است كه مقصد مهاجرپذير و شرايط محيطي موافق باشد. مقصد: واضح است كه هر مهاجرتي داراي مقصد است. جايي كه مهاجر در آن مستقر مي شود. اين مقصد، از نظر مهاجر بايستي داراي ترجيحاتي باشد كه مهاجرت را عاقلانه و مقرون به صرفه مي سازد. همچنين مقصد نيز بايد مهاجرپذير باشد. يعني شرايط مهاجرت فراهم باشد. شرايط محيطي: شرايط مادي، فيزيكي و قوانين مبدا و مقصد بايستي به گونه اي باشد كه مانع مهاجرت نشوند. 
فرار مغزها يا مغزهاي فرار
بنابر مطالب فوق، افرادي مهاجرت خواهند كرد كه انگيزه لازم در آنها شكل گرفته باشد؛ و شرايط نيز فراهم باشد. بنابراين ما با دو آمار رو
به رو هستيم: 
آمار يكم: جمعيتي كه مهاجرت در مورد ايشان مصداق پيدا مي كند. 
آمار دوم: جمعيتي كه داراي انگيزه هستند اما به خاطر شرايط مقصد و شرايط محيطي قادر به مهاجرت نيستند، البته با ديدگاه روانشناسي اجتماعي با يك آمار رسمي هم روبه رو هستيم. جمعيتي كه به ظاهر قصد مهاجرت ندارند و حتي ابراز نيز نمي كنند؛ اما اگر در مقام انتخاب كردن قرار گيرند، مهاجرت را برمي گزينند. در چنين وضعيتي، كشش هاي مبدا، شرايط ايشان در آن و ميزان رضايتمنديشان از جامعه به پرسش كشيده مي شود. ايشان مهاجران بالقوه هستند. 
آنچه به فرار مغزها شهرت يافته است؛ بخشي از آمار اول است، مقصد اين گونه مهاجرت ها (فرارها)، كشورهاي توسعه يافته و ابرتوسعه يافته (كشورهاي شمال) هستند. 
كشورهايي كه همچون يك سيستم به دنبال انباشت سرمايه هاي دانايي و انساني جامعه خودشان هستند. حاصل اين انباشت، شكل گيري زمينه هاي ترقي و توسعه روزافزون است. آن دولت – ملت ها بر مبناي برنامه ريزي اجتماعي و سياستگذاري كلان، مسير لازم را براي ورود افرادي كه داراي قابليت هاي علمي و فني درخور هستند ايجاد مي كنند. در واقع ايشان مطابق تئوري جمعيت شناسي و آينده شناسي اقتصاد از تاكتيك مهاجرت پذيري براي كنترل جمعيت خودشان استفاده مي كنند. ايشان به دنبال همگن كردن جمعيت خودشان هستند. اين همگن سازي در جهت ايجاد توازن در كيفيت و چگونگي جمعيت و تامين نيروي انساني لازم است. از يك سو به دست آوردن ميزان كافي تخصص و خبرگي (بالفعل و بالقوه) از سوي ديگر افزايش سطح سرمايه انساني – اجتماعي براي حفظ روند توسعه و بهبود مستمر وضع دولت – ملت. پس، شرط كافي فرار مغزها، اساساً، استراتژي مملكت گردانان كشورهاي مقصد است. 
ايشان در پي ايجاد يك تعادل بين تمام منابع توسعه و منابع ايجاد آرامش در محدوده جامعه خودشان هستند.
به طور كلي، هر گونه رابطه (سواي بحث قدرت و ملاحظات نظري فلسفه سياسي)، وقتي برقرار مي شود كه هر دو سوي آن سود ببرند. در فرايند فرار مغزها، فردي كه اهل علم و دانش است، رفاه نسبي، شرايط تحصيل و طي مدارج علمي، موقعيت پژوهش و بعضي آزادي هاي مورد نظر خود را به دست مي آورد و متقابلاً، جامعه مهاجرپذير، يعني همان مامن و ماواي فراري هاي ما، اهداف خود را پيگيري مي كند. اين دوسويگي سبب رشدنمايي اين گونه مهاجرت مي شود. 
علاوه بر جريان فوق؛ در جامعه امروز ايران، طرق گوناگوني خلق و كشف مي شوند؛ كه آمار قابل ملاحظه اي از هم وطنانمان، سعي در مهاجرت به آن طرق را دارند. از ديدگاه مديريت دانايي و سياستگذاري اجتماعي هر يك از آنها، يكي از سرمايه هاي بالقوه پيشرفت و توسعه هستند كه دل از مملكت بر مي گيرند. (فارغ از اينكه تحصيلات دانشگاهي داشته باشند يا خير. ) جامعه شناس، در يك نگاه ابعاد خرد و كلان پديده ها را مي بيند. شما نيز به اطرافتان، به خويشاوندان، دوستان و همكارانتان نظاره كنيد!
صحيح است كه، فرار مغزها براي هر جامعه اي يك فاجعه است زيرا سرمايه هاي علمي و فني از دست مي روند، سرمايه هايي كه براي رشدشان از امكانات همين مملكت استفاده شده است. اما اين تنها بخشي از فاجعه است. فاجعه اصلي پراكندگي يك جمعيت است. انفجار از درون فاجعه. فاجعه نه فرار مغزها بلكه، شكل گيري انديشه فرار است. ما در كشورمان مغز فرار پرورش داده ايم. ذهنيت ضجه آور خيمه بركندن از آب و هواي پارس. فرار مغزها، صرفاً يك سندروم ملي است اما مسئله اساسي و ريشه اي نيست. در سطح ملي با آماري وحشت زاتر روبه رو هستيم. آمار فراريان و مهاجران بالقوه اگر مهاجرت صورت نگيرد؛ آمار مهاجرت ظاهري افزايش نمي يابد؛ اما، دليل بر نبود مغز فرار نيست. نظريه كوچ مجازي خيلي اوقات مهاجرت به معناي تصديق مقصد نيست؛ بلكه به معناي نفي مبدا است.به اين ترتيب ماندگاري افراد، منجر به كوچ مجازي مي شود. ايشان شايد جغرافياي زندگي خود را تغيير ندهند؛ در مقابل، تبديل به موجوداتي منزوي و به شدت خصوصي گرا مي شوند. ايشان به صورت فيزيكي از جامعه جدا نشده اند؛ اما از آن دل كنده اند. ويلان وسيلان، ميان زمين و آسمان وامانده اند. وامانده در عذابم انداخته اند! چنين انساني (مردمي)، نيروهاي حياتي خود را از دست مي دهد. شور، شوق و هيجان كافي براي يك حيات مستمر توام با موفقيت، كوشش و تلاش خالصانه را از دست مي دهد. وي همراه با ياس و سرخوردگي به روزمرگي خود ادامه مي دهد. از اين رو به يك ناراضي تبديل مي شود. او دل و جان خويش را از بطن حيات اجتماعي برمي گيرد. به اين ترتيب، اسباب مشاركت و نوآوري برچيده مي شود. او تفاوتي با يك مهاجر ندارد. كم نيستند كساني كه شغل هاي پايين و پست، در كشورهاي اروپايي و ينگه دنيا را با موقعيت هايي به مراتب بهتر در كشور خودشان ترجيح مي دهند. چنان كه در روح القوانين آمده است. فردي كه در فرانسه بر دار مي شود از پاشاي عثماني سعادتمندتر است. هر گاه بخواهيم براي حفظ وضعيت موجود، حتي با نيت خير و براي سعادت ايشان از انسان ها موجوداتي مطيع، سر به تو و فاقد خلاقيت و قوه انتقاد بسازيم، حتي اگر بهترين برنامه را در سر داشته باشيم، از ايشان عروسك هاي كوكي و مترسك هاي جاليزار ساخته ايم. چنين جامعه اي، به فساد مي گرايد و رو به تباهي مي رود. به اين ترتيب سبب كوچ مجازي ايشان مي شويم. جامعه از درون تهي مي شود. چه بسا صداهاي بزرگي در كار باشد؛ اما، آن صدا با تلنگري بند مي آيد چرا كه افراد آن جامعه كوچ كرده اند. ايشان خود را مسئول نمي دانند. از گردونه بازي خارجند. صرف موازنه اقتدار و قدرت، شرايط را آرام نشان مي دهد. 
از ديدگاه مهندسي اجتماعي از نظر نگارنده اين سطور، هدف از مهندسي اجتماعي برآورده سازي نياز اعضاي جامعه و يا ايجاد بسترهاي لازم اين برآورده سازي است به صورت فراگير، همه جانبه و مداوم. آن شرايط به صورت گذرا و خلاصه داراي سه مرحله اساسي هستند. 
  • بازدید : 89 views
  • بدون نظر

مهاجرت و حاشيه‌نشيني دو پديده به ظاهر متفاوت مي‌باشند كه برآيند يك عامل مشترك بوده و نتايج و تبعات مشابهي  هم بخصوص براي شهرها بدنبال دارد.

مهاجرت كه خود نتيجه ی نابرابري‌هاي مكاني و بي‌عدالتي‌هاي منطقه‌اي مي‌باشد، به دليل ويژگي‌هاي خاص مهاجران و علل مهاجرتشان پيامدهاي منفي متعددي براي شهرها و روستاها بدنبال دارد كه از جمله ی آنها ظهور و گسترش پديده ی حاشيه‌نشيني در شهرهاي بزرگ مي‌باشد.

حاشيه‌نشينان به علت فقر شديد و همه‌جانبه ( اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي و) و اعتراض نسبت به وضع موجود و ابراز وجود در شهرها ، اقدام به فعاليت‌هايي مي‌نمايند كه موجب سلب آسايش  شهروندان و امنيت شهرها مي‌گردد.

اين موضوع در شهر مشهد از شدت بيشتري برخوردار بوده و مشكلات زيادي را هم ايجاد نموده است. سرقت‌هاي متعدد ، آدم‌ربايي و آدم‌كشي، قاچاق مواد مخدر ، شرارت ، تجمعات خياباني و از جمله ی اين معضلات هستند.

  آنچه مسلم است بدون توجه به علل مهاجرت روستاييان و سكنه ي شهرهاي كوچك به شهر هاي بزرگي مانند مشهد، مبارزه با معلول و تلاش براي ساماندهي حاشيه نشيني نتايج ملموس و چنداني نخواهد داشت…

 مهاجرت:


 

 

« مهاجرت جابجايي بين دو واحد جغرافيايي يا به عبارت ديگر ترك يك سرزمين و اسكان در سرزمين ديگر است.»(۱)

حركات مكاني جمعيت يا مهاجرت يعني « تغيير محل اقامت معمولي از يك نقطه جغرافيايي به نقطه ديگر» (۲) كه مي‌توان آن را از نقطه نظرات مختلف تقسيم‌بندي نمود مانند: فاصله مبدأ تا مقصد، طول مدت اقامت در محل جديد، عبور از مرزها و

از نظر عبور از مرزها مهاجرت ها يا « بين‌المللي » و يا « داخلي » هستند، كه هركدام به نوعي مي‌تواند زمينه‌ساز مشكلاتي در مقصد باشد. در اين بين هجوم آوارگان كشورهاي مجاور ـ مانند آوارگان افغاني ـ و مهاجرت روستا به شهر در داخل يك كشور مشكلات و تبعات بيشتري دارند.

مهاجرت به عنوان يك پديده اجتماعي مي‌تواند نشانه ي پويايي و تحول جامعه باشد و موجب ترقي و پيشرفت شود، همانطور كه پيرمن عقيده دارد كه: « هجرت روستايي نه تنها انحطاط‌آور نيست بلكه مترقي نيز هست».(۳)اما مهاجرت هاي بي‌رويه و بدون برنامه كه نتيجه ي اجراي سيساست هاي غلط دولت ها و نابرابري‌هاي شديد مكاني مي‌باشد، اثرات مخربي بر پيكر روستاها و شهرها وارد آورده و فضاهاي جغرافيايي را از حركت و پويايي باز مي‌دارد.(۴)

علل مهاجرت روستا به شهر:

براي هر حركت كه منجر به مهاجرت و در نهايت سبب حاشيه‌نشيني مي‌شود مي‌توان عوامل مختلفي را ذكر نمود كه در بين آنها دو عامل اساسي « دفع‌كننده» و « جذب‌كننده» اهميت بيشتري دارند.      (لوئيس‌ـ‌۱۹۸۲)

مايكل تودارو تصميم به مهاجرت از روستا به شهر را تابع دو متغير اصلي «جذب و دفع» مي‌داند:

۱- تفاوت فاحش درآمد شهر و روستا(دافعه)

 2- احتمال دستيابي به نوعي اشتغال در شهر(جاذبه)

به نظر تودارو يك روستايي در برابر امكان بيكاري در شهر و يا روستا، بيكاري در شهر را برمي‌گزيند چرا كه چشم‌انداز آينده شهر روشن‌تر از روستا مي‌باشد.(۵)

صاحب‌نظران رشته‌هاي مختلف، علت هاي زيادي را براي اين فرايند شوم برشمرده‌اند كه همه ي آنها به نوعي مكمل همديگر بوده و تنها زواياي ناخوشايند از بين‌رفتن تدريجي روستاها را به تصوير مي‌كشد. انگيزه‌هاي اقتصادي، فرهنگي، رواني و عاطفي، طبيعي، اداري، سياسي و حكومتي، جهاني و غيره كه به برخي اشاره خواهد شد.

نظريات اقتصادي مهاجرت بيشتر بر تفاوت شاخص هاي اقتصادي مانند سطح درآمد، اشتغال، تفاوتهاي مكاني و تأكيد دارند.

از ديدگاه اكولوژيكي و در تحليل اكولوژيكي ـ جغرافيايي مهاجرت، عوامل اكولوژيكي روستا (آب و خاك و) و موضع جغرافيايي روستا  مؤثر مي‌باشند كه حتي بر عوامل اقتصادي هم تأثير زيادي دارند.(۶)   


 

 

نظريه وابستگي، مهاجرت را امري اجباري مي‌داند كه بر اساس عدم توسعه يك محيط نسبت به محيط ديگر و وابستگي‌ بخش غير سرمايه‌داري به سرمايه‌داري بوجود مي‌آيد. مهاجرت از يك طرف معلول توسعه ي نابرابر و از طرف ديگر عامل گسترش و تعميق آن مي‌باشد. اين نظريه مهاجرت روستا به شهر را نتيجه ي نابرابري هاي ساختي و مكاني بين بخشهاي جامعه مي‌دانند.(۷)

متأسفانه رشد وابسته و ناموزون اقتصاد كشور ايران در دهه‌هاي گذشته، در قالب نظام « مركز ـ پيرامون » و سياستهاي نادرست اقتصادي، اجتماعي و حتي سياسي كه متأسفانه تا به امروز هم با تفاوتهايي ادامه دارد، موجب رشد قطبهاي شهري به قيمت افول مناطق روستايي شده است. اين روند نامعقول منجر به عدم تعادل بين مناطق كشور بخصوص شهرها و روستاها شده است. بروز جنگ و نابساماني هاي اوايل پيروزي انقلاب اين نابرابري ها را تشديد نموده و موجب جابجايي و انتقال منابع اقتصادي و نيروي انساني از نواحي محروم به نواحي برخوردار، بصورت مهاجرت هاي فصلي، كوتاه‌مدت و دائم شده است.(۸)


 

 

خروج نيروهاي جوان و فعال در گروههاي سني ۲۹ـ۲۰ سال از روستاها در نتيجه ي اين روند نابرابر، موجب تشديد عقب‌ماندگي مناطق مهاجرفرست شده است. (۹)   

مهمترين علل مهاجرت را به طور اختصار مي‌توان اينگونه بيان نمود :

۱-        علل اقتصادي :

درآمد كم، اختلاف درآمد بين شهر و روستا، عدم تضمين و ثبات درآمدها، نوسان قيمت محصولات كشاورزي، كمبود زمين، بيكاري و نبود فرصت هاي شغلي، وجود فرصت هاي اشتغال بيشتر در شهرها، علاقه به صيانت نفس، سياست هاي نادرست اشتغال، مسكن و قيمت‌گذاري مواد غذايي و….


 

 

علاقه به  صيانت نفس و حفظ بقاء در سرشت هر موجود زنده‌اي از جمله انسان نهفته است. اگر انسان در شرايطي قرار گرفت كه از مايحتاج اوليه محروم ماند، طبيعي است كه براي نجات از آن كوشش به خرج مي‌دهد.(۱۰)   

در حقيقت آن ها از مرگ به سوي فقر و از فقر به سوي مرگ پناه مي‌برند.

در مطالعات نگارنده در بخش مركزي شهرستان بيرجند، ۶۶% مهاجرين روستايي و ۷۵% ساكنان روستاهاي مطالعه شده، عوامل اقتصادي را از مهمترين دلايل مهاجرت و ترك روستا برشمرده‌اند.(۱۱)

۲-        علل طبيعي :

محدوديت‌ها و مشكلات طبيعي بطور مستقيم يا غيرمستقم موجب دفع جمعيت از روستاها مي‌شود و شايد بتوان به جرأت ادعا نمود، بسياري از عوامل ديگر بخصوص عوامل اقتصادي مهاجرت، ريشه در عوامل طبيعي دارند.

مخاطراتي از قبيل: سيل، زلزله، بهمن، خشكسالي و محدوديت هايي مانند كم‌آبي و افت سطح آبهاي زيرزميني، شورشدن آبها، حركت ماسه‌هاي روان، فرسايش خاك، سرمازدگي محصولات و، كه متأسفانه بيشتر اين مشكلات طبيعي به دليل عدم برنامه‌ريزي و مديريت صحيح منابع و رفتارهاي طبيعي مشكلات زيادي را براي روستانشينان ايجاد مي‌نمايد، بطوري كه پس از هر حادثه‌اي مانند سيل يا زلزله و خشكسالي خانواده‌هاي زيادي به سوي مقصدي نامعلوم و سرنوشتي مجهول در شهرها حركت مي‌كنند.

۳-        علل اجتماعي و فرهنگي :

 علاقه به تحصيل و بخصوص در سطوح عالي، تحصيل فرزندان، ازدواج، روابط خويشاوندي، جاذبه‌هاي فرهنگي و هنري در شهرها، احساس حقارت و سرخوردگي به دليل روستايي بودن، رشد سريع جمعيت و عدم تناسب آن با فرصتهاي شغلي در روستا، برنامه‌هاي دولت و نيازهاي اداري، تمايل به زندگي بهتر و رفاه بيشتر، خدمت سربازي، كمبود امكانات آموزشي و فرهنگي مانند مدرسه و كتابخانه و از جمله ي اين عوامل هستند.

علاقه به سوادآموزي و ادامه ي تحصيلات توسط نوجوانان روستايي از يك طرف و نبود امكانات تحصيلي كافي در روستاها در مقاطع مختلف تحصيلي از سوي ديگر، خيل عظيمي از دانش‌آموزان را راهي شهر نموده و آرام‌آرام جذب شهر و جاذبه‌هاي فريبنده و يا واقعي آن مي‌نمايد.- مهاجرتي كه در بيشتر موارد از سوي والدين آنها هم همراهي مي‌شود ـ و اين سرآغاز يك مهاجرت خاموش و بي سر و صداي نسل جوان روستا و سازندگان فرداي آن مي‌باشد.


 

 

۲/۵۶% روستاهاي مورد مطالعه در بخش مركزي بيرجند و ۱۹% مهاجران روستايي تحصيل را علت مهاجرت ذكر كرده‌اند و بيش از ۵۰% اين روستاها فاقد فضاهاي آموزشي در مقاطع مختلف بخصوص راهنمايي و دبيرستان بوده‌اند.(۱۲)

  • بازدید : 63 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان پایان نامه  مهاجرت و تغييرات سکونتي بهمراه کاهش جمعيت در مبدأ و افزايش آن در مقصد-خرید اینترنتی پایان نامه  مهاجرت و تغييرات سکونتي بهمراه کاهش جمعيت در مبدأ و افزايش آن در مقصد-دانلود رایگان مقاله  مهاجرت و تغييرات سکونتي بهمراه کاهش جمعيت در مبدأ و افزايش آن در مقصد-تحقیق  مهاجرت و تغييرات سکونتي بهمراه کاهش جمعيت در مبدأ و افزايش آن در مقصد
این فایل در ۱۴۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اين تحقيق بر آن است تا بررسي نمايد مهاجران و عوامل گرايش آنان به نوعي از فعاليت و اعمالي که در اجتماع عرف نبوده و به طرقي ناهنجاري بوجود مي آورد ، عواملي که براثر تغييرات جغرافيايي محل زندگي تغييرات اجتماعي را در شهر تهران بوجود آورده اين جمعيت از گوشه و کنار کشور در شهر تهران متمرگز شده  تنوع جمعيتي را بوجود مي آورند . جمعيتي که بنا به دلايلي خانه و کاشانه خود را در زادگاه بومي و کوچک خود رها کرده و با انگيزه و اهداف خاص و يا در اثر ناملايمات اقتصادي و اجتماعي با گرايش به انحرافات اجتماعي در کلان شهر تهران سکني گزيده اند.

  • بازدید : 79 views
  • بدون نظر

تعداد جمعیت در طول زمان کاهش یا افزایش می یابد. دو عامل منحصربه فرد حرکات زمانی جمعیت را ولادت ها و مرگ و میرها برشمردیم و  عوامل و مکانیزم های اختلاف آنها را نیز در جوامع گوناگون مورد بررسی قرار دادیم.

کمتر جامعه ای را میتوان پیدا کرد که جمعیت آن بسته باشد. زیرا جوامع تحت تأثیر تغییراتی هستند که از حرکات مکانی جمعیت ناشی میشود.

 منظور از این حرکات همان مهاجرت است. 

تعداد جمعیت در طول زمان کاهش یا افزایش می یابد. دو عامل منحصربه فرد حرکات زمانی جمعیت را ولادت ها و مرگ و میرها برشمردیم و  عوامل و مکانیزم های اختلاف آنها را نیز در جوامع گوناگون مورد بررسی قرار دادیم.

کمتر جامعه ای را میتوان پیدا کرد که جمعیت آن بسته باشد. زیرا جوامع تحت تأثیر تغییراتی هستند که از حرکات مکانی جمعیت ناشی میشود.

 منظور از این حرکات همان مهاجرت است. 

  • بازدید : 55 views
  • بدون نظر

این فایل در ۱۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده ودر موارد زیر است:

با توجه به نقش مهاجرت(Emigration) به عنوان عاملي مؤثر در جهت افزايش يا كاهش جمعيت هر كشور ,هدف پروژه ي فوق ارتباط بين ميزان سن افراد مختلف(مرد و زن)و ميزان مهاجرت مي باشد.
در اين پروژه كه جامعه ي آماري ۱۱۲ نفر از افراد با سنين مختلف مي باشد,
نوع متغير كمي است و روش جمع آوري داده ها از طريق داده هاي از پيش تهيه شده است
در ادامه بر ای آشنایی بیشتر شما با فایل توضیحات مفصلی می دهیم
مردم به علل گوناگون مانند : تفريح, استراحت, بيماري, … ممكن است به شهرها و كشورهاي ديگر مهاجرت(Emigration) كنند . مهاجرت اگر براي تفريح و گردش باشد به فصول سال بستگي دارد.داده هاي جمع آوري شده سنين مختلفي را در بر دارد ؛ اما تحقيقات و بررسي آماري فوق نشان مي دهد بيشترين درصد مهاجرت در سنين ۲۸-۱۴سالگي اتفاق مي افتد.اميد است كه بررسي آماري فوق توانسته باشد با استفاده از محاسبات و انواع نمودار ها اين واقعيت را به خوبي منكعس سازد.
با تشكر از دبير گرامي جناب آقاي مدّرس غروي كه راهنما و مشوق ما در برداشتن اين گام بوده اند
آمارهای مهاجرت به افرادی اشاره می‌کند که از یک کشور به کشور دیگری، برای مثال، مهاجران نسل اول، مهاجرت کرده‌اند. در موارد غیر رسمی، اصطلاحاتی مانند، «مهاجر»، یا «خارجی» اغلب برای نشان دادن ویژگیهای نژادی و قومی اقلیتهای مهاجر، بدون توجه به محل تولد یا شهروندی آنها استفاده می‌شود.

برطبق «گزارش منشیگری عمومی سازمان مهاجرت بین‌المللی و توسعه» بیشتر مهاجران بین‌المللی در کشورهای توسعه یافته دارای درآمد بالا یعنی در حدود ۹۱ میلیون در سال ۲۰۰۵ می‌باشند. کشورهایی که درآمد کم یا کمتر از حد متوسط را دارند، دارای ۵۱ میلیون مهاجر بین‌المللی می‌باشند. تعداد کل مهاجران بین‌المللی در ایالات متحده آمریکا در بیشترین حد آن، یعنی ۳۹ میلیون نفر است. بالاترین درصد مهاجران در نیروی کار و کارگران در کشورهای حوزه خلیج فارس محاسبه شده که ۹۰٪ در امارات متحده عربی، ۸۶٪ در قطر، ۸۲٪ در کویت، که این جریان مهاجرت فقط از کشورهای فقیر به کشورهای ثروتمند نمی‌باشد: در حدود یک سوم مهاجران بین‌المللی از یک کشور توسعه یافته به کشور دیگری مهاجرت می‌کنند. در اروپا، فقط لوکزامبورگ این میزان را با ۴۵٪ نیروی کار خارجی دارد. در کشور سویس، ۲۲٪ از نیروی کار از خارجیان تشکیل می‌شود، اما در کشورهای دیگر اروپایی، کمتر از ۱۰٪ خارجی هستند (کلمه خارجی معادل کلمه مهاجر نیست). در ۴۱ کشور، بیش از یک پنجم جمعیت از مهاجران خارجی تشکیل شده‌است.

  • بازدید : 146 views
  • بدون نظر

قیمت : ۲۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۳۳    کد محصول : ۱۷۳۰۳    حجم فایل : ۱۰۶۷۱ کیلوبایت   
دانلود تحقیق و پایان نامه درباره مهاجرت و امنیت اجتماعی شهرها

مهاجرت و حاشيه‌نشيني دو پديده به ظاهر متفاوت مي‌باشند كه برآيند يك عامل مشترك بوده و نتايج و تبعات مشابهي  هم بخصوص براي شهرها بدنبال دارد.

مهاجرت كه خود نتيجه ی نابرابري‌هاي مكاني و بي‌عدالتي‌هاي منطقه‌اي مي‌باشد، به دليل ويژگي‌هاي خاص مهاجران و علل مهاجرتشان پيامدهاي منفي متعددي براي شهرها و روستاها بدنبال دارد كه از جمله ی آنها ظهور و گسترش پديده ی حاشيه‌نشيني در شهرهاي بزرگ مي‌باشد.

حاشيه‌نشينان به علت فقر شديد و همه‌جانبه ( اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي و) و اعتراض نسبت به وضع موجود و ابراز وجود در شهرها ، اقدام به فعاليت‌هايي مي‌نمايند كه موجب سلب آسايش  شهروندان و امنيت شهرها مي‌گردد.

اين موضوع در شهر مشهد از شدت بيشتري برخوردار بوده و مشكلات زيادي را هم ايجاد نموده است. سرقت‌هاي متعدد ، آدم‌ربايي و آدم‌كشي، قاچاق مواد مخدر ، شرارت ، تجمعات خياباني و از جمله ی اين معضلات هستند.

  آنچه مسلم است بدون توجه به علل مهاجرت روستاييان و سكنه ي شهرهاي كوچك به شهر هاي بزرگي مانند مشهد، مبارزه با معلول و تلاش براي ساماندهي حاشيه نشيني نتايج ملموس و ….


عتیقه زیرخاکی گنج