• بازدید : 50 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

حرکات موزون، رقص،آواز، موسیقی، پانتومیم و شکل های دیگر نمایشی نیاز بشر برای بیان سمبولیک ،چه از نظر بازیگر و چه از دید تماشاگر بوده است. در یکی دو قرن اخیر با توسعه سبک های متنوع هنری تاثیر آرامبخش آن بر روحیه هنرمند و مردمان بارزتر گردیده، به طوری که هنرمندان و روانشناسان را متوجه خاصیت درمانی نمایش و ترسیم اصول درمانبخش آن ساخته و روش ها و شیوه های مدونی از آن مبتنی بر اصول روان درمانی استخراج گردیده است و در حال حاضر نمایش درمانی به صورت رشته مستقل دانشگاهی در جهت رشد و خلاقیت درونی و توانبخشی بیماران، کم توانان ذهنی و جسمی حرکتی،آموزش داده می شود 
اصولا نمایش عروسکی برای کودکان خردسال، تفریح و سرگرمی مناسبی است ضمن آنکه امروزه این شیوه، به عنوان یک روش جدید،کاربرد درمانی نیز پیدا کرده است. بدین ترتیب نمایش عروسکی به عنوان تجسمی از افکار، احساسات و عواطف کودکان، مبنایی برای کار روان پزشکان در زمینه بهداشت روانی کودکان در پیشگیری از آشفتگی های روانی آنان  است(خمسه،۱۳۸۱).
پل مك فارلين  در مورد رمز جذابیت عروسک ها می گوید: عروسک از آغاز پیدایش تئاتر به عنوان جادوی بشر استفاده شده است.اگر عروسک ها همان عروسک بازی بچه ها باشند که اتاق بچه ها را ترک کرده اند تا روی  صحنه تئاتر ظاهر شوند، ممکن است چیزی چون احساس مادری داشته باشند.چارلز نادير  معتقد است : اگرعروسک ها فرزندان تمثال های مذهبی باشند، ممکن است شکوه مذهبی داشته باشند. اما چارلز مگ نين  اعتقاد دارد: وقتی عروسک ها در صحنه تئاتر زنده می شوند، جاذبه چشم گیر آن ها فقط به خاطر تئاتر است (كشاورزي،۱۳۸۰).
در این پژوهش نقش اجرای نمایش عروسکی  بر افزایش مهارت های اجتماعی دختران کم توان ذهنی بررسی می گردد  و سعی می شود با استفاده از تکنیک های روانی و اجتماعی نمایش،این مهارت ها افزایش داده شود.

بیان مساله
بر اساس تحقیقات انجام شده در هر جامعه، حدود ۱تا ۳ درصد جمعیت را افراد کم توان ذهنی تشکیل می دهند (سادوك ،۲۰۰۳).نقیصه های ذهنی با توجه به نوع و شدت نقص به شکل های گوناگون طبقه بندی شده اند (داورمنش،۱۳۸۵). در مورد درصد افراد کم توان ذهنی آموزش پذیرعقاید مختلفی وجود دارد.ساراسون و ساراسون (۱۹۸۷) این تعداد را ۸۰% و ساجدی(۱۳۸۵)، ۸۹%، اعلام کرده اند. این افراد تفاوت های زیادی در رفتارهای تطابقی دارند. این گروه با این سطح از کم توانی ذهنی در کلاس های کودکان معمولی شرکت می کنند و در بزرگسالی بسیاری از آن ها زندگی مستقلی خواهند داشت. بسیاری از مشکلات و مسائلی که در زمینه تعریف کم توانی وجود دارد مربوط به این گروه می شود (ساجدی،شهشهانی پور،هادیان جزی،۱۳۸۵).
اقدامات درماني در موردافراد داراي کم توان ذهني نه براي درمان اختلال، بلكه براي آموزش مهارت هاي انطباقي و به حداكثر رساندن توان بالقوه فرد است (نجاريان،داودي،۱۳۸۴). با توجه به تعاریف فوق یکی از مشخصات بارز این افراد ناتوانی برقراری ارتباط موثر و رضایت بخش با سایر افراد جامعه است. در واقع این افراد در کسب مهارت های اجتماعی دچار مشکل می گردند. این کودکان به دلیل نقص شناختی دچار بی کفایتی اجتماعی و خود محوری می شوند و محدودیت های شناختی باعث عدم آگاهی از چگونگی رفتار در موقعیت های گوناگون اجتماعی می شود (گرين اسپين ،۱۹۷۹).
بارزترین خصوصیت این کودکان،توانایی اندک آن ها در یادگیری است.کوتاه بودن گستره توجه به دلایل شرایط خاص ذهنی و ناتوانی در به کارگیری راهبردهای شناختی در فرایند حافظه سبب می شود، نتوانند مطالب را نزد خود تکرار، سازماندهی و دسته بندی کنند. بنابراین، این کودکان به آموزش ها و خدمات ویژهای نیاز دارند و به کارگیری هنر های نمایشی در ارتباط با این کودکان نتایج و فواید بسیارمهمی در تعلیم و تربیت آن ها و حتی اولیا دارد. این اثرات سودمند در ذیل به اختصار مطرح گردیده است:
۱٫ باعث ایجاد سرعت یادگیری در این کودکان می گردد.
۲٫ سبب می شوند که نتایج و محتوای تربیتی در ذهن کودکان بیشتر تثبیت شده و از فراموشی مکرر آن ها جلوگیری نماید.
۳٫ سبب سادگی روش ها و انعطاف پذیری انجام کار در مورد این کودکان(که دستورات شفاهی و مستقیم کاربرد موثری برایشان ندارد)، می گردد.
۴٫ باعث انتقال مسائل آموزشی و یادگیری بسیاری از مهارت های خود یاری از طریق مشاهده این نمایش ها ، ایجاد تعادل و بهداشت روانی برای کودکان می گردد (مقدم،۱۳۸۲).
نمایش عروسکی از معدود فعالیت هایی است که افراد از آن دلزده و خسته نمی شوند و با اشتیاق به دنبال آن می روندو مربی می تواند با استفاده از این علاقه، اشتیاق ، سادگی و تنوع پذیری این هنر بهره آموزشی فراوان گیرد (کشاورزی،۱۳۸۰).
از آنجا كه عمده رفتارهاي آدمي با مشاهده از طريق مدل سازي آموخته مي شود، از مشاهده ديگران، فرد در مورد نحوه انجام رفتار هاي جديد ايده اي كسب مي كند و در موقعيت هاي بعد، از اين اطلاعات رمز گذاري شده به عنوان راهنماي عمل بهره مي برد.از آنجا كه مردم مي توانند پيش از اقدام به رفتار، حداقل به تقريب نحوه ي عمل را از آن نمونه ها بياموزند، از خطاهاي غير ضروري پيشگيري مي كنند.
بنا به نظريه يادگيري اجتماعي، تاثيرات مدل سازي اساسا از طريق كاركرد مناسب عمل مي كنند و اين يادگيري تحت تاثير چهار مولفه ي۱) فرايند هاي توجهي ، ۲) فرايند هاي ياد داري ، ۳) فرايند هاي باز توليد حركتي ،۴ ) فرايند هاي انگيزشي ، قرار مي گيرد كه توضيح مختصر آن ها در زير آورده مي شود:
۱٫در هر گروه اجتماعي، برخي افراد بيش از ديگران جلب توجه مي كنند. رفتارهاي مدل شده از لحاظ اثر بخشي با هم فرق مي كنند.ارزش كاركردي رفتار هايي كه از سوي مدل هاي مختلف ابراز مي شود، در انتخاب برخي مدل ها و بي تفاوتي نسبت به بقيه بسيار نافذ و موثر است.
۲٫يادگيري مشاهده اي اساسا متكي بر دو سيستم باز نمايي  است: تصوري و كلامي.برخي از رفتار ها به شكل “تصوير سازي ذهني”حفظ مي شوند. تحريك حسي، احساس هايي را فعال مي كند كه موجب ادراك رويدادهاي خارجي مي گردد. در نتيجه رويارويي مكرر،محرك هاي مدل سازي سرانجام موجب تصوير هاي ذهني ديرپا و قابل بازيافت از كاركرد هاي مدل شده مي گردند. دومين سيستم بازنمايي كه احتمالا مسئول سرعت قابل ملاحظه يادگيري مشاهده اي و ياد داري در آدمي است، فرايند رمز گذاري كلامي رويدادهاي مدل شده است. در حقيقت، عمده فرايند هاي شناختي كه رفتاررا سر و سامان مي بخشند، بيشتر كلامي اند تا ديداري.
۳٫سومين مولفه مدل سازي مستلزم تبديل بازنماهاي دروني به كنش هاي مناسب است. در اغلب يادگيري هاي روزمره، مردم معمولا از طريق مدل سازي به تقريبي معقول از رفتار جديد دست مي يابند و با سازگاري از طريق خود-اصلاحي -بر اساس پس خوراند اطلاعاتي حاصل از عملكرد و نمايش هاي متمركز بخش هايي كه تا حدي آموخته شده اند-آن رفتار ها را پالايش مي دهند.
۴٫نظريه يادگيري اجتماعي بين فراگيري و عملكرد تفاوت قائل است، چرا كه مردم هر آنچه را مي آموزند،به عمل در نمي آورند. آن ها رفتار مدلي را كه پيامد هاي ارزشمند با خود دارد، بهتر مي پذيرند تا رفتار هاي مدلي را كه اثرات تنبيه كننده يا بدون پاداش به دنبال دارد (ماهر،۱۳۷۲).
در مورد آموزش كودكان عقب مانده ذهني، صرفا از راه آموزش نظري كتب درسي نمي توان نتايج رضايت بخشي گرفت و بايد روشي را به كار برد كه نه تنها در جهت رفع عملكردهاي نادرست در اين كودكان بر آيد، بلكه باعث ايجاد يادگيري مطلوب تر و پايدارتري در آن ها گردد (كاشي،۱۳۸۴).
در این پژوهش با توجه به ویژگی هایی که برای نمایش عروسکی، تاثیر آن بر یادگیری و محدودیت های شناختی کودکان کم توان  ذهنی برشمرده شد، مسئله ای که مطرح می شود این است که نمایش عروسکی چه تاثیری بر میزان مهارت های اجتماعی دختران کم توان ذهنی آموزش پذیر دارد؟

اهمیت و ضرورت پژوهش
بازی های نمایشی کودک را از افسردگی و خمودی می رهاند، سبب فعال شدن و شرکت در گروه های اجتماعی می شود. همچنین فرایند یادگیری و برقراری ارتباط متقابل عاطفی به وی آموزش می دهد که برای پذیرش و موفقیت در گروه باید چه توانایی هایی را به کار بندد و چگونه از نگرش ،  رغبت ها و مهارت های دیگران برای رفع حوائج افراد استفاده کند (مقدسي ، ۱۳۷۲).
نمایش عروسکی برای کودک، فرصت هایی فراهم می آورد که دامنه ی گسترده ای از مفاهیم معلومات ، مهارت ها و موفقیت ها را برای اولین بار از این طریق تجربه و درک کند. همچنین مشوقی مهم برای آموزش بهتر بیشتر است و فرصت مواجه با مفاهیمی که قبلا تجربه شده اند را فراهم می سازد . نمایش عروسکی فرصت مناسبی برای تمرین و تکرار تجربه های گذشته (فرایند شبیه سازی ) فراهم می آورد و به عنوان مشوقی برای تحکیم و تقویت یادگیری و آموزش عمل میکند (اسماعیلی ، بهادری ، ۱۳۸۵). برن  (1989)  بیان میکند که عروسک ها در جهان از طریق زبان خاص نمایش، افراد  واحدی هستند که چیزی بیش از کلمات را بیان می کنند. این زبان، زبانی است  که احساسات ایده آل و دوستی ها را با ترکیب ژست ها و کلمات در برمی گیرد . بازی درمانگران به صورت موفقیت آمیزی از عروسک ها به عنوان ابزاری برای تشویق کودکان به بیان احساسات و حتی تغییر رفتارهایشان، استفاده کرده اند. استفاده از عروسک ها باعث می شود ترس بیان احساسات برای کودکان ایمن تر شود. همچنین پتانسیل های زیادی برای استفاده معلمان در کلاس های ابتدایی دارد و می تواند به بهبود مهارت های ارتباطی، غلبه بر موانع زبانی و آموزش خود کنترلی، کمک کند .
هانت   بیان می کند که بچه های کوچکتر معمولا می توانند عروسک ها را به عنوان دوستان همدل و غیر تهدید کننده قبول کنند . مزیت دیگر عروسک ها این است که به طور مثبتی می توانند بر کودکان اثر بگذارند و به راحتی وارد دنیای کودکان شوند (شیخی،۱۳۸۱).
به طور کلی عروسک ها به طور گسترده ای به دلیل تاثیر مفیدشان بر یادگیری و رشد اجتماعی تشخیص داده شده اند. آنها تاثیر زیادی بر کودکان در تمام سنین دارند. زبان عروسک به جهت توانایی برای کمک به معلمان و کودکان برای یادگیری از یکدیگر، رشد، برقراری ارتباط، کسب اعتماد به نفس و بیان خود بی نظیر است و کودکان مسئول تر و با انگیزه تر می شوند (مارتینز پونز،۲۰۰۴).
يكي از جنبه هاي مهم زندگي افراد كم توان ذهني وجود يك شبكه حمايتي است. و يك راه افزايش حمايت موجود كمك به افراد در آموزش مهارت هاي اجتماعي است. و آموزش مهارت هاي اجتماعي به كودكان كم توان ذهني از طريق سرمشق دهي كارآمدتر از آموزش خصوصي همان مهارت ها تشخيص داده شده است (نجاريان و همكاران، ۱۳۷۳).
متاسفانه در ایران نمایش عروسکی چندان مهم تلقی نمی شود. جا دارد که علاوه بر اهمیت دادن به هنر نمایش عروسکی و شناساندن ابعاد مختلف آن، به این ویژگی مهم نیز توجه کرده و با آگاهی دادن به عموم اقشار جامعه در ارتباط با نقش هنر در درمان بیماری های رواني، کم توجهی گذشته جبران شود.

تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها

 متغیر مستقل: نمایش عروسکی
تعریف نظری: نمایش، شکلی از وانمود بازی است. یک تجربه سازمان یافته است که با دقت طراحی می شود و به اجرا در می آید.کودکان به وسیله نمایش، صحنه، رویداد، مشکل یا واقعه برخاسته از ادبیات کودکان را با هدایت آموزگار خلق یا بازآموزی می کنند (قزل ایاغ،۱۳۸۵).
تعریف عملیاتی: اجرای نمایش عروسکی جهت افزایش مهارت های اجتماعی که شامل موارد زیر می باشد:
۱٫ نوشتن دیالوگ
۲٫ انتخاب عروسک ها
۳٫ اجرای نمایشنامه و آموزش مهارت های مورد نظر
۴٫ گرفتن پسخوراند  از کودکان توسط عروسک ها در مورد مفاهیم آموخته شده

 متغیر وابسته: مهارت های اجتماعی
تعریف نظری: مهارت های اجتماعی به رفتار های آموخته شده و مقبول جامعه اطلاق می شود، رفتارهایی که شخص می تواند با دیگران به نحوی ارتباط متقابل برقرار کند که به بروز پاسخ های مثبت و پرهیز از پاسخ های منفی می انجامد (کارتلج،۱۹۸۴).
تعریف عملیاتی: نمراتی که کودکان در آزمون رشد اجتماعی واینلند کسب می کنند.

 اهداف پژوهش
 هدف کلی
تعیین اثر بخشي  نمایش های عروسکی در افزایش مهارت های اجتماعی دختران کم توان ذهنی آموزش پذیر۸تا ۱۲ ساله
 اهداف اختصاصی
  افزایش ارتباط اجتماعي در دختران کم توان  ذهنی آموزش پذیر با استفاده از نمایش عروسکی.
  افزايش مهارت هاي زندگي روزمره در دختران کم توان ذهنی آموزش پذیر با استفاده از نمایش عروسکی.
افزایش میزان اجتماعی شدن دختران کم توان ذهنی آموزش پذیر با استفاده از نمایش عروسکی.

اهداف کاربردی
  به کار گیری شیوه ای جدید در آموزش کم توانان ذهنی.
در اختیار قرار دادن بسته آموزشی د ر اختیار، سازمان بهزیستی،آموزش و پرورش استثنایی و سازمان های مرتبط.
  بسط نمایش عروسکی جهت کاربرد در مورد سایر معلولیت ها.
آموزش نمایش عروسکی به خانواده های دارای کودکان کم توان ذهنی جهت اجرای آن توسط اعضای خانواده.

فرضیه های پژوهش
فرضیه اصلی
نمایش عروسکی موجب افزایش مهارت های اجتماعی دختران کم توان  ذهنی آموزش پذیر،  می شود.

فرضیه های فرعی
  نمایش عروسکی موجب افزایش مهارت ارتباط با دیگران در دختران کم توان  ذهنی آموزش پذیر، مي شود.
نمایش عروسکی موجب افزایش مهارت هاي زندگي روزمره در دختران کم توان  ذهنی آموزش پذیر، می شود.
  نمایش عروسکی موجب افزایش میزان اجتماعی شدن در دختران کم توان ذهنی آموزش پذیر، می شود.
  • بازدید : 56 views
  • بدون نظر
خرید ودانلود پایان نامه بررسي تاثير روش يادگيري مشاركتي بر روي عزت نفس، رشد مهارتهاي اجتماعي و عملكرد تحصيلي دانش آموزان-دانلود رایگان تحقیق بررسي تاثير روش يادگيري مشاركتي بر روي عزت نفس، رشد مهارتهاي اجتماعي و عملكرد تحصيلي دانش آموزان-خرید اینترنتی تحقیق بررسي تاثير روش يادگيري مشاركتي بر روي عزت نفس، رشد مهارتهاي اجتماعي و عملكرد تحصيلي دانش آموزان-دانلود رایگان مقاله بررسي تاثير روش يادگيري مشاركتي بر روي عزت نفس، رشد مهارتهاي اجتماعي و عملكرد تحصيلي دانش آموزان

این فایل قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

كارايي آموزش و پرورش نه تنها  در گروي غناي برنامه‌ها و روش‌هاي آموزشي و آمار فارغ‌التحصيلان با معدل بالا، كه از آن مهمتر در گرو شناختن ابعاد گوناگون روان شناختي دانش‌آموزان و شكوفا كردن آنها است. دانش‌آموزاني كه در وهلة نخست بر خويشتن اعتماد داشته باشند و با پذيرفتن ارزش وجودي خويش، قدرت پذيرش ديگران را بيابند و از ايجاد ارتباط اجتماعي سالم با آنها لذت ببرند 
در روش‌هاي سنتي كه امروزه از آنها به عنوان روش‌هاي غيرفعال ياد مي‌شود. معلم نقش فعالي در جريان تدريس داشته، مطالب را بطور شفاهي در كلاس بيان نموده و دانش‌آموزان فقط بايد به صحبت‌هاي او گوش داده، مطالب مورد نظر را حفظ نمايند. 
در چنين شرايطي زمينه‌هاي لازم براي رشد اجتماعي شخصيت شاگردان فراهم نمي‌شود و حتي پيشرفت تحصيلي و رشد فكري شاگردان نيز از تأثيرات نامطلوب اين شرايط بي نصيب نمي‌ماند. به همين دليل امروزه موضوع روش‌هاي آموزشي فعال و يادگيرندگان فعال جايگاه ويژه‌اي در مباحث تربيتي پيدا كرده است. البته عوامل متعددي مانع رشد اجتماعي و پيشرفت تحصيلي دانش‌‌آموزان مي‌شود كه روش‌هاي آموزشي غيرفعال يكي از اين عوامل است (كرامتي ۱۳۸۱). 
از سويي مدارس امروز نياز به آموزش مهارتهاي اجتماعي را به دانش آموزان احساس مي كنند در حاليكه تعدادي از دانش آموزان به صورت طبيعي در مهارتهاي اجتماعي خوب و ماهر هستند، بسياري از بچه ها نياز به آموزش اين مهارتها دارند (هيل ،۲۰۰۰). يكي از روش هاي آموزشي فعالي كه امروزه مورد توجه صاحب نظران تعليم و تربيت مي باشد، يادگيري مشاركتي است. 
اصطلاح يادگيري مشاركتي به يك روش آموزشي كه دانش‌آموزان در سطوح مختلف عملكرد، در گروههاي كوچك براي رسيدن به اهداف مشترك فعاليت مي‌كند بر مي گردد و دانش آموزان بهمان اندازه كه براي يادگيري خودشان مسئول هستند براي يادگيري ديگران نيز مسئول مي‌باشند (گاكهال ، ۱۹۹۵). 
از جمله مدافعان اين روش جانسون و جانسون  (1987) و اسلاوين  هستند. از لحاظ تجربي، اسلاوين گفته است كه پژوهش‌هاي انجام شده دربارة‌ روش يادگيري مشاركتي نشان داده‌اند كه اين روش در بالا بردن سطح پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان در موضوع هاي مختلف و در سطوح مختلف تحصيلي مفيد است. اسلاوين همچنين به شواهدي اشاره كرده است كه نشان مي دهند، روش يادگيري مشاركتي روابط ميان دانش‌آموزان نژادهاي مختلف را دركلاسها بهبود مي‌بخشد.همچنين اين روش موجب بالا رفتن سطح عزت نفس و ساير ويژگيهاي عاطفي دانش آموزان‌ مي‌شود(سيف، ۱۳۷۹). 
 
بايد گفت شيوة يادگيري مشاركتي ارتباط مطلوبي بين دانش‌آموزان بوجود مي‌آورد، آنها را براي يادگيري بهتر بر‌مي‌انگيزد و عزت نفس دانش‌آموزان را ارتقاء مي دهد. (كديور، ۱۳۸۱). 
به نظر بسياري از محققان كاركردن گروهي همسالان براي كسب اهداف مشترك، تأثير نسبتاً زياد و معناداري روي خود پندارة و عزت نفس دانش آموزان در برابر تجارب فردي يا رقابتي دارد (زيسك ، ۱۹۹۸). 
تحقيقات زيادي روي يادگيري مشاركتي انجام گرفته است، بطور مثال اسلاوين در سال ۱۹۹۰ با بررسي و تجزيه تحليل دقيق ۲۵ تحقيق انجام شده در اين زمينه گزارش نمود كه اكثر تحقيقات مذكور تأثير مثبت يادگيري مشاركتي را بر روابط بين فردي، پذيرش همكلاسي‌هاي داري عقب ماندگي تحصيلي، افرايش دوستي بين دانش آموزان، افزايش عزت نفس، علاقه مندي به مدرسه و موضوعات مورد مطالعه، افزايش توجه به تكليف و زمان اختصاص يافته به تكليف و توانايي انجام كار موثر با ديگران را مورد حمايت و تأييد قرار داده‌اند (مشهدي، ۱۳۸۱). 
زيسك (۱۹۹۸) در پژوهشي در مورد تأثير يادگيري مشاركتي بر روي خود پنداره تحصيلي و پيشرفت تحصيلي درس شيمي دانش آموزان دبيرستاني، نتيجه گرفت كه بارگيري مشاركتي تأثي مثبتي روي مفهوم خود تحصيلي و پيشرفت تحصيلي، در درس شيمي دانش‌آموزان دبيرستاني دارد. 
در ايران نيز ايوبي (۱۳۷۷) در پژوهشي با عنوان مقايسه يادگيري مشاركتي و يادگيري سنتي و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان دفتر پايه سوم  متوسطه رشته علوم انساني، نتيجه گرفت كه يادگيري مشاركتي بيشتر از يادگيري سنتي باعث افزايش پيشرفت تحصيلي مي‌شود. 
هيل (۲۰۰۰) در پژوهشي با عنوان ، يادگيري مشاركتي به عنوان وسيله‌اي براي بهبود مهارتهاي اجتماعي در بين دانش آموزان راهنمايي، به اين نتيجه رسيد كه يادگيري مشاركتي، مهارتهاي اجتماعي دانش‌آموزان را بهبود مي‌بخشد. 
كرامتي (۱۳۸۱) در تحقيقي با عنوان تأثير يادگيري مشاركتي بر رشد‌ مهارتهاي اجتماعي و پيشرفت در درس رياضي پايه پنجم ابتدايي، به اين نتيجه رسيد كه يادگيري مشاركتي تأثير مثبتي در مهارتهاي اجتماعي و پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان پايه پنجم ابتدايي دارد. با وجود اين بعضي از تحقيقات در مورد تاثيرات يادگيري مشاركتي بر عزت نفس دانش آموزان و پيشرفت تحصيلي آنها نتايج متفاوتي را گزارش نموده اند. بطور مثال انگ لي و لايم  (1996) در تحقيق خود با عنوان تاثير يادگيري مشاركتي روي عزت نفس و جو كلاسي به اين نتيجه رسيدند كه يادگيري مشاركتي باعث بهبود جو كلاسي مي شود ولي در مقايسه با روش سخنراني موجب افزايش عزت نفس دانش آموزان نمي شود.
گايس  (2003) در مطالعه اي تاثير يادگيري مشاركتي را روي پيشرفت خواندن زبان انگليسي به عنوان يك زبان خارجي و عزت نفس تحصيلي دانش آموزان مورد بررسي قرار دارد وبه اين نتيجه دست يافت كه روش يادگيري مشاركتي نسبت به روش سخنراني، پيشرفت خواندن زبان انگليسي دانش آموزان را بطور چشمگيري افزايش مي دهد ولي تاثيري روي عزت نفس تحصيلي دانش آموزان ندارد. 
الخاطب و جمعه   (2002) نيز تاثير يادگيري مشاركتي را روي عملكرد تحصيلي دانش آموزان پايه هشتم در درس جبر را مورد بررسي قرار دادند. نتايج بدست آمده حاكي از اين بود كه تفاوت معناداري بين عملكرد دانش آموزان در گروه يادگيري مشاركتي  و سنتي مشاهده نشد. با توجه به اين مطالب و نتايج تحقيقات انجام گرفته و با در نظر گرفتن اين نكته كه تحقيقات اندكي در ايران در زمينه يادگيري مشاركتي و بويژه  تأثير آن بر عزت نفس و مهارتهاي اجتماعي در دورة دبيرستان به صورت گرفته است، پژوهش حاضر در نظر دارد به اين سوال جواب دهد كه آيا يادگيري مشاركتي بر عزت نفس، مهارتهاي اجتماعي و عملكرد تحصيلي دانش‌آموزان پسر دورة متوسطه دارد يا نه؟ 
ضرورت و اهميت تحقيق
اصولاً در هر جامعه‌اي از معلمان انتظار مي‌رود كه همگام با تغيير و تحولات تكنولوژي در زمينه كار و رشته خود پيش روند، زيرا در دنياي معاصر آموزش و تدريس از جمله مسائل و فرآيندهاي پيچيده‌اي هستند كه ادامة آنها به شيوة سنتي ديگر موثر و كارا نخواهد بود، ارائه يك جانبة مطالب از سوي معلمان، رونويسي مطالب از روي تخته سياه بدون اينكه دانش آموز فرصتي براي مشاركت و يادگيري داشته باشد، حفظ طوطي وار و كوركورانه مطالب بدون آنكه شاگردان تأمل و تعمتي در آن داشته باشند و تماشاگر بودن دانش آموزان، در واقع آنها را به ماشين از بر كردن و پس دادن مطالب كليشه‌اي تبديل مي كند و فرصت  انديشيدن و خلاقيت را از آنها مي گيرد. تلاش براي حفظ و ادامه روش‌ها و شيوه‌هاي سنتي تدريس، تلاش در جهت ثابت نگه داشتن حركت و جريان زمان است (شعاري نژاد، ۱۳۶۶).
مسأله عزت نفس و مقوله خود ارزشمندي از اساسي ترين عوامل رشد مطلوب شخصيت كودكان و نوجوانان است. برخورداري از اراده و اعتماد به نفس قوي، قدرت تصميم گيري و ابتكار ، خلاقيت و نوآوري، سلامت فكر و بهداشت رواني، رابطه مستقيمي با ميزان و چگونگي عزت نفس و احساس خود ارزشمندي فرد دارد امروزه در اصلاح و درمان بسياري از اختلالات شخصيتي و رفتاري كودكان و نوجوانان، نظير كمرويي و گوشه گيري، لجبازي و پرخاشگري و تنبلي بعنوان اولين يا مهمترين گام ، به ارزيابي و پروش احساس عزت نفس ، تقويت اعتماد به نفس و مهارتهاي فردي و اجتماعي آنان مي‌پردازند (افروز، ۱۳۸۰). 
عزت نفس مؤلفه‌اي است كه تحت تأثير محيط آموزشي قرار دارد، داشتن عزت نفس بر همه سطوح زندگي اثر گذار است. در حقيقت، بررسي‌هاي گوناگون روان شناختي حاكي از آن است كه چنانچه عزت نفس ارضا نشود، نيازهاي گسترده تري نظير آفريدن ، پيشرفت و يا درك استعداد بالقوه ماند( كلمز ، ترجمه عليپور، ۱۳۸۰)‌.
پرورش احساس خود ارزشمندي و عزت نفس در كودكان و نوجوانان از مهمترين وظايف و رسالتهاي اوليا و مربيان مي باشد كه در اين ارتباط بيشترين نقش بر عهدة‌ الگوهاي رفتاري مي‌باشد (افروز، ۱۳۸۰). 
مهارتهاي اجتماعي مؤلفة ديگري است كه از محيط مدرسه و جو كلاس تأثير مي پذيرد . مدرسه و خانواده مهمترين نقش را در رشد اجتماعي و مهارتهاي اجتماعي كودك ايفا مي كند و در هر دوي آنها ، ارزش ها، فرهنگ و بويژه روش‌هاي آموزشي و تربيتي مهمتر از همه جلوه مي كند (كرامتي، ۱۳۸۱). 
آموزش‌ مهارتهاي اجتماعي به نوجوانان يكي از مهمترين وظايف خانواده و مراكز آموزشي است. چون فرض بر اين است كه نوجوانان بدون داشتن اين مهارتها قادر نيستند در تعامل اجتماعي با سايرين وظايف خود را انجام دهند (بيلمن   و همكاران ، ۱۹۹۴). 
بعلاوه نقص مهارتهاي اجتماعي عامل تعيين كننده‌اي در افزايش مسائل روحي و ذهني كودكان  و نوجوانان است و افزايش خشونت، بزهكاري ، روي آوردن به مواد مخدر و ترك تحصيل از جمله پيامدهاي نارسائي در  رشد مهارتهاي اجتماعي كودكان محسوب مي‌گردد (موت  و همكاران به نقل از كرامتي، ۱۳۸۲).
چنانچه بخواهيم فراگيران امروز را بعنوان نيروي كار آمد آينده آماده كنيم كه قادر باشند با هم زيستن را بخوبي تجربه كنند، به نظر مي رسد كلاس درس محيط مناسبي براي شروع اين طرز تفكر باشد، چرا كه تحقق اين اهداف بدون همكاري و همياري بي‌معني است (جانسون و جانسون، به نقل از مشهدي، ۱۳۸۱). 
در روش هاي سنتي كه امروزه از آنها به عنوان روش‌هاي غيرفعال ياد مي‌شود، معلم نقش فعالي در جريان تدريس داشته، مطالب را بطور شفاهي در كلاس بيان نموده، دانش‌آموزان فقط بايد به صحبت‌هاي او گوش داده، مطالب مورد نظر را حفظ نمايند، در چنين شرايطي زمينه‌هاي لازم براي رشد اجتماعي شخصيت دانش آموزان فراهم نمي‌شود و حتي پيشرفت تحصيلي و رشد فكري شاگردان نيز از تأثيرات نامطلوب اين شرايط بي نصيب نمي ماند، به همين دليل امروزه موضوع روش‌هاي آموزش فعال و يادگيري فعال و يادگيرندگان فعال جايگاه ويژه‌اي در مباحث تربيتي پيدا كرده است كرامتي، ۱۳۸۱). 
يادگيري مشاركتي از جملة اين روش‌هاي فعال مي باشد. با توجه به اهميت عزت نفس و مهارتهاي اجتماعي در ابعاد مختلف زندگي افراد و بويژه رابطه اينها با پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان و علي رغم اينكه تحقيقات زيادي در مورد تأثيرات يادگيري مشاركتي در دوره ها و رشته‌هاي مختلف تحصيلي انجام گرفته است، در كشور ما تحقيقات اندكي در اين زمينه صورت گرفته است و بيشتر تحقيقات انجام گرفته نيز در دوره هاي ابتدايي و راهنمايي بوده و تحقيقات اندكي در مورد يادگيري مشاركتي در دورة متوسطه صورت گرفته است. و از سويي بدليل جديد التأليف بودن كتاب روان شناسي سال سوم دبيرستان و اينكه اصلاً تحقيقي در مورد تأثير يادگيري مشاركتي بر عملكرد دانش  دانش‌آموزان در اين درس صورت نگرفته است، ضرورت دارد كه در مورد تأثيرات اين روش در دوره متوسطه نيز، تحقيقات بيشتري صورت گيرد. 
اهداف تحقيق
۱٫بررسي  تأثير روش يادگيري مشاركتي بر عزت نفس دانش آموزان پسر سال سوم متوسطه رشته ادبيات و علوم انساني. 
۲٫بررسي تأثير روش يادگيري مشاركتي بر مهارتهاي اجتماعي دانش‌آموزان پسر سال سوم توسطه سال سوم رشته ادبيات و علوم انساني.
۳٫بررسي تأثير روش‌يادگيري مشاركتي بر  عملكرد تحصيلي دانش‌آموزان پسر سال سوم متوسطه، رشتة ادبيات و علوم انساني، در درس روان شناسي. 
فرضيه‌ها 
۱٫روش يادگيري مشاركتي بر عزت نفس دانش آموزان تأثير مي گذارد. 
۲٫روش يادگيري  مشاركتي بر مهارتهاي اجتماعي دانش‌آموزان تأثير مي گذارد. 
۳٫روش يادگيري مشاركتي بر عملكرد تحصيلي دانش آموزان در درس روان شناسي تأثير مي گذارد. 
فرضيه‌هاي ويژة تحقيق 
۱٫ روش يادگيري مشاركتي بر ميزان مهارتهاي اجتماعي مناسب دانش آموزان تأثير مي گذارد. 
۲٫روش يادگيري مشاركتي بر ميزان رفتارهاي غير اجتماعي دانش‌آموزان تأثير مي‌گذارد. 
۳٫روش يادگيري مشاركتي بر ميزان پرخاشگري و رفتاري تكانشي دانش آموزان تأثير مي‌گذارد. 
۴٫روش يادگيري مشاركتي بر ميزان برتري طلبي و اطمينان زياد به خود داشتن، دانش‌آموزان تأثير مي گذارد. 
۱٫روش يادگيري مشاركتي بر ميزان رابطه با همسالان، در دانش آموزان تأثير مي گذارد. 
تعريف اصطلاحات تحقيق
۱٫ يادگيري مشاركتي : يادگيري مشاركتي يكي از رويكردهاي جديد تدريس است كه به منظور تقويت روحيه همكاري و كاهش روحيه رقابت بين فردي از سوي صاحب نظران مطرح شده است. منظور از يادگيري مشاركتي در اين تحقيق روشي است كه در آن دانش آموزان در قالب گروههاي ناهمگون چهار نفره براي يادگيري مطالب درسي با يكديگر كار مي كنند و از كمك يكديگر برخوردار مي شوند. 
۲٫ مهارتهاي اجتماعي  : بر طبق تعريف كومب و اسلابي   (1997) مهارتهاي اجتماعي توانايي برقرار كردن ارتباط اجتماعي مقبول با سايرين به طريقي است كه بري فرد و ديگران مفيد باشد. اليوت   و همكاران (۱۹۸۴) مهارت اجتماعي را چنين تعريف مي‌كنند: «رفتارهاي انطباقي فراگرفته شده كه فرد را قادر مي‌سازد با ديگران روابط متقابل داشته و واكنشهاي مثبت بروز دهد و از رفتارهايي كه پيامد منفي دارد اجتناب ورزد».  مهارتهاي اجتماعي رفتاريهاي هستند كه رشد آنها، مي‌تواند به علمكرد موثر و مفيد فرد در اجتماع كمك مي‌كند (ماتسون ، ۱۹۹۰). براي اندازه‌گيري مهارتهاي اجتماعي دانش‌آموزان در اين تحقيق از مقياس اندازه‌گيري مهارتهاي اجتماعي ماتسون استفاده مي‌شود. 
۱٫عزت نفس  : عزت نفس به قضاوت شخص دربارة‌ ارزشمندي خود تعبير شده است كه بخشي از آن از كودكي به بعد از طريق پسخوراندهاي حاصل از نتيجه بخش بودن رفتار شكل مي‌گيرد (كوپر اسميت  به نقل از بيابانگرد، ۱۳۷۴). منظور از عزت نفس در تحقيق حاضر، پاسخ هاي آزمودني‌ها به ۵۸ مادة آزمون عزت نفس كوپر اسميت مي‌باشد. 
۲٫عملكرد تحصيلي : نمره‌‌اي كه دانش آموزان در آزمون معلم ساخته درس روان شناسي  سال سوم رشته ادبيات و علوم انساني مي گيرند، بعنوان عملكرد تحصيلي در اين تحقيق در نظر گرفته مي‌شود.

عتیقه زیرخاکی گنج